Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت بیست و یک)
چرا گیره سر ققنوس خونین
دست اونه؟
چطور توضیح میدی؟
ما از فرقه ماه تا این قایق
دنبال قاتل بودیم
هدف این سفر رو
فراموش کردی
اونم چون
شبیه جی یانگ هست؟
گیره ققنوس خونین
دست اونه؟
نمیشه عجولانه تصمیم گرفت
قبل مشخص شدن حقیقت
نباید بذاریم کسی متوجه هاله شیطانی اون بشه
روباه کوچولو
بهم اعتماد کن
اون جی یانگ هست
تحقیق پرونده اس
لطفا باهامون بیاین
بانوی جوان
حالا که درمورد پزشکی میدونین
با نتیجه پزشکی قانون موافق هستین که
فرمنده بخاطر سم
کشته شدن؟
رنگشون سیاه شده
چشمانشون بسته نیست
زیر چشمانشون کبودی هست
بخاطر مسمومیت مردن
مرگ فرمانده بخاطر هاله شیطانی بوده
این قایق
ازش محافظت میشه و نگهبانی میشه
چطور یک شیطان اینجاست؟
لطفا ما رو ببخشید
برادر رزمی من با من در دنیا سفر میکنه
آدمای زیادی رو دیده
که توسط هنرهای قبیله شیطانی
به قتل رسیدن
اجساد اونا
نشانه مشابه فرمانده داشتن
برای همین جا خوردن
درسته که
فرمانده رو درمان کردین؟
بانوی جوان
بله
بهشون دارویی دادین؟
بله
واستا
منظورت چیه؟
شک دارین که
خواهر من فرمانده رو مسموم کرده باشه؟
میشه قبلش
خوب فکرکنید؟
چرا باید بخواد فرمانده رو بکشه
و چرا باید به اسم درمان بیماری
اونو مسموم کنه
سطح تهذیب فرمانده از یوان یینگ گذشته بود
گرفتن زندگیشون
کار یک آدم معمولی نیست
بااینحال
بخاطر یک سم کشنده مردن
همه آدمایی که جدیدا با ایشون
در ارتباط بودن باید بررسی بشن
ایشون هم
مشکوک هستن
واستا
دقیقا چی پنهون میکنی؟
بهت که گفتم
کتاب های پزشکی زیادی خوندم
و سالها پزشک بودم
غیرممکنه که
درمورد دلیل مرگ اشتباه کنم
طبق قانون
چیزهایی که قاچاق میشن
نباید سوار این قایق بشن
دارویی که خریدین
از داروخونه بوده؟
یین
دقیقا کی هستی؟
جی یانگ هستی؟
یا یک دروغگو که
ماسک جی یانگ رو به چهره زده؟
جی یانگ مثل تو
هیچوقت آدمای بیگناه رو نمیکشت
با چشمای خودم دیدم که
با هاله شیطانی فرمانده رو کشتی
جی یانگ
دوباره جی یانگ
از شنیدن اسمش خسته شدم
پس اون نیستی
معلومه که نه
اون فکرمیکرد که جی یانگ تویی
خیلی مسخره این
ترجیح میدین قبول کنین
این قایق در روز هزار مایل میره
و یک اقیانوس میتونه تبدیل به زمین کشاورزی بشه
...ولی نمیتونین قبول کنید
جی یانگ شورش کرده و تبدیل به شیطان شده
تبدیل به شیطان شدن چیزی هست که بهش افتخار کنی؟
فکرکردی چون شیطان هستی هرکاری بخوای میتونی بکنی؟
دردسر درست کردی
فرار کردی
و پنهان شدی
حتی باعث شدی نان یان
بجای تو قبول کنه قاتل هست
نان یان؟
جی یانگ که میشناختم
هیچوقت نمیذاشت عشقش زجر بکشه
چه حقه ای زدی که
بهت اینقدر اعتماد داره؟
حتی وقتی همه بهش مشکوک شدن
اون مخفی کرده که
شیطان هستی
ازت دفاع میکنه
ولی چطوری باهاش رفتار میکنی؟
جرات داری قبول کنی
چیکار کردی؟
حقیقت رو در عموم فاش میکنم
میتونی به همه بگی
ولی بهت یاداوری میکنم
اگه کسی بفهمه شیطان هستم
نان یان کسی که سعی داری مراقبش باشی
چون از من دفاع میکنه
بیشتر در خطر نمیوفته؟
مطمئنی که
بانوی جوان اومدن
این دو دارو رو خریدن؟
بله
پریروز
اومدین گیاه دارویی به اسم
علف کشنده خریدین؟
بله
اون گیاه
برای درمان بیماری فرمانده بوده
دیروز
اومدین یک داروی دیگه خریدین
بااینکه نمیدونم چه دارویی هست
اسم گیاه رو شنیدم
میگن که
بسیار کشندست
اگه با بی دقتی مصرف بشه
میتونه زندگی رو به خطر بندازه
این گیاه
الان کجاست؟
گیاه تبدیل به یک معجون شده
چه تصادفی
هدفتون از این معجون چیه؟
نجات یک نفر
کی؟
بگید
اون دارو رو
تبدیل به سم کردین
تا فرمانده رو بکشید؟
چرته
پزشک قانونی تایید کرده که
سمی که در بدن فرمانده هست
شن متوقف کننده قلب هست
چی میخواین در دفاع از خودتون بگید؟
این مسئله مشکوک هست
حتما قتل از پیش تعیین شده اس
قراره اعدام بشین، هنوز قبول نمیکنید؟
قبول کنید که
شما اون شن رو خریدین
اگه بخاطر فرمانده نبوده
پس برای کی بوده؟
اون فرد رو بیارین
رو در رو تایید میکنم
به شما مربوط نیست که
زندگی کی رو نجات دادم و چه دارویی مصرف کرده، درسته؟
بحث مرگ فرمانده هست
این مسئله رو تا آخر امروز حل میکنم
اگه راستشو میگید
بیگناهیتون رو ثابت کنین
بهتون سخت نمیگیرم
دست تمیز نیاز به شسته شدن نداره
چرا خودمو ثابت کنم؟
حالا که اعتراف نمیکنین
منو بخاطر گستاخی سرزنش نکنین
نگهبانان
زندانیشون کنین
فرمانده زندگیمو نجات داد
حتی اگه زندگیمو به خطر بندازم
کاری میکنم قاتل
با جونش بهاش رو بده
مهم نیست چندبار ازم بپرسین
...من
ایشون رو نکشتم
اگه نکشتین
پس راستشو بگین
با شن متوقف کننده قلب کی رو درمان کردین؟
قبول نمیکنین؟
برای بار آخر میپرسم
میگین یا نه؟
میخواین بمیرین؟
صدمه دیدی؟
خوبم
...تو
کی هستی؟
کی جرات کرده بهش دست بزنه
حتی اگه اون کسی نباشه که
قاتل فرماندست
اون یک همدست هست
یک زندگی در برابر یک زندگی
آروم باشین
برو دنبالشون
خوب راه میرفتیم
چرا ایستادی؟
چیه؟
فکرمیکنی کند هستم؟
نه
داشتم فکرمیکردم
زودتر برم خونه شعر بنویسم
شنیدم که
رهبر نان فانگ اینجا زندگی میکردن
کجا بوده؟
...ایشون
چرا میپرسی؟
به هرحال
ایشون عضو قصر یائو بودن
خانواده هستیم، چرا نتونم بپرسم؟
اونجاست
ولی همیشه قفل شده
پدر نمیذارن کسی بره داخل
فهمیدم
میتونی بری
از اینجا تنهایی قدم میزنم
راستی نگران نباش
به پدرت نمیگم
...خب
میشه به پدر نگی که
توی جلسه شعر همو دیدیم؟
بستگی به حسم داره
وی روی، بریم
همینطوری رفت؟
بانوی جوان
نامزد شما بنظر مرد خوبی میاد
ساده و صادق هست
خیلی مودب هست
چرا ایشون رو
خجالت زده میکنین
و آبروشون رو میبرین؟
چی میدونی؟
اگه باهاش مهربون باشم
و با لبخند جوابشو بدم
چطور میتونم که
نامزدی رو بهم بزنم؟
پس شما
عمدا اینکارو کردین
کافیه
بریم
بانوی من
کجا میریم؟
مهمون هستیم، درست نیست
اطراف بگردیم
چرا بترسیم؟
یادم رفت بگم که
دلیل واقعی که اومدم اینجا
دیدن خونه قدیمی رهبر نان فانگ هست
چی شده؟
به قایق هجوم آوردن
زنی که فرمانده رو کشته
دزدیدنش
حتما کار یین هست
اون نحس
کافی بود که
بگه نان یان بیگناهه
بهش صدمه نزن
اون گفت نحس هستم
...من باید
بیا بیرون
میدونم اینجایی
یین
وجدان گناهکاری داری
درک میکنم جرات نکنی بیای بیرون
نان یان
تو هم ازم دوری میکنی؟
اونموقع در دره
جی یانگ خودشو فدا کرد
تا تو رو نجات بده
ولی ببین
یین چیکار کرده
کل فرقه ماه رو نابود کرد
فرمانده رو کشت
حتی سعی کرد برات پاپوش درست کنه
بدون سرکوب خدای دست خونین
میتونه با گیره سر ققنوس خونین
از زندان فرار کنه
این حقه اونه نان یان
خوبی؟
چرا ترجیح دادی شکنجه بشی
ولی حقیقت رو نگی؟
میخوای
همه بدونن که
شیطان شدی؟
که چی؟
اون بی عرضه ها چیکار میتونن بکنن؟
نمیتونن تو رو بکشن
ولی این مسئله
باعث میشه ارباب اژدها هوشیار بشن
و کل قلمروی تهذیبگران متوجه بشن
با هرکسی مانع من بشه مبارزه میکنم
چه شیطان چه خدا
یادت رفته که
چه قولی بهم دادی؟
نه
قول دادم
سعی کنم در آینده از دردسر دوری کنم
ولی اینبار
برات دردسر درست کردن
همینطور که میبینی
جام امنه
قول بده که
دوباره هیچوقت
همچین کاری نکنی
اگه چیزی نگی
به منزله "قبوله"برداشت میکنم
اولویت الان ما
پیدا کردن قاتل واقعی هست
بریم
گفتی قاتل واقعی نیستن
چرا باید باور کنم؟
وقتی فرمانده مردن
دیدم که
ارباب یین اونجان
حقیقت داره؟
کمک میکنم پیداشون کنین
ولی باید سر قولتون بمونین
فقط یین رو دستگیر کنین
بذارین نان یان بره
اگه اون
قاتل نیست
اسمشون رو پاک میکنم
گفتی که
به صحنه جرم رفتی
چونکه فرمانده نامه نوشتن
به دیدنشون بری؟
(اتاق بهشتی شماره سه)
وقتی رسیدم
فرمانده مرده بودن
بنظر میرسه
قاتل میخواسته برای تو پاپوش درست کنه
کسی که تونسته شن متوقف کننده قلب بگیره
و فرمانده رو بکشه کجاست؟
راستی
طبق کتاب پزشکی
شن متوقف کننده قلب
از تسویه سنگ های آتش فشانی
چی سونگ از شی چوان بدست میاد
نقره ای سفید هست
و ظاهر زیبایی داره
بعضیا همینطور
اشتباها ازش گیره مو درست میکنن
اگه گیره اش کنن
و بپوشنش
بدون اینکه کسی متوجه بشه میتونن به داخل قایق بیارنش
دراینصورت
قاتل یک زن هست
یک زن؟
تاحالا بجز تو
با زن دیگه ای در ارتباط بودم؟
از من میپرسی
یا از خودت؟
دراینصورت
آدمای زیادی مشکوک هستن
مگه نگفتی که
فقط با سه نفر در ارتباط بودی؟
نه
منظورم اینه
اگه واقعا یک زن باشه
ولی من
با هیچکدوم در ارتباط نبودم
...اون
یوان فنگ بوده
یوان فنگ؟
مرسی یاداوری کردی
این مسئله
حتما مربوط به گیره سر ققنوس خونین هست
گیره سر ققنوس خونین؟
بریم
پدر
جان تینگ
امروز برای اولین بار نیان نیان رو دیدی
نظرت درموردش چیه؟
...نیان نیان
عالیه
خیلی مودب و تحصیل کردست
اسمش برادزندشه
نمیشه فراموشش کرد
متاسفانه خدایان بهم لطفی ندارن
من از نظر کاری ثابت نیستم
میترسم برای بانو نیان خوب نباشم
شاید بهتره وقتی بیرون رفتم
و اسمم مشهور شد بهش فکرکنیم
چرا؟
الان پشیمونی؟
برای پشیمونی دیره
مشکلی نیست
همینطور که میگن
اول ازدواج کن، بعد کارت رو رواج بده
میتونی
اول ازدواج کنی
عجله نکن
بعدش کارت رو سامون بده
دیر نمیشه
نه
پدر
چیه؟
اعتراضی داری؟
نه
نه
حرفی که زدین
بهم انگیزه داد
یهویی
به روشنگری رسیدم
چی یاد گرفتی؟
به عنوان ارباب اژدهای جوان
خودم رو وقف شعر کردم
اشتباه بزرگی بود
در آینده
نگرانی های شما رو کم میکنم
همراه شما باعث شهرت قلمروی اژدها میشم
سعی داری از ازدواج فرار کنی؟
معلومه که نه
وقتی به ازدواج فکر کردم
فهمیدم مسئولیت پذیری چی هست
به عنوان پسرتون، اگه نتونم نگرانی هاتون رو کم کنم
ناخلف هستم
نمیتونم به عنوان یک شوهر
هیچ موفقیتی کسب کنم
و اینکه
هنوزم میخوام تجربه کسب کنم
و بالغ تر بشم
اینطوری
بانو نیان در آینده یک شوهر خوب دارن
پسرم
واقعا به روشنگری رسیدی
خوشحالم
این چطوره؟
بهت چهل و نه تا
قایق وال میدم
چهل و نه؟
چقدر زیاد
مگه نگفتی میخوای به نیان نیان
نشون بدی چقدر سختکوش هستی
این یک تجارت توی پایتخت اژدهاست
نباید در حقشون کوتاهی کنی
نگهبانان
دستور میدم که
ضیافتی امروز برگزار بشه
و با ارباب جوان خدافظی میکنیم
چشم
خدافظی؟
ممنون پدر
چندبار باید تکرار کنم
تا باور کنین ارباب جوان؟
واقعا ربطی به من نداره
لطفا بذارین برم
تو یک نامه برای من نوشتی
و به اسم فرمانده بهم دادی
و برای مسموم کردن فرمانده
برام پاپوش درست کنی
...این نامه
قبلا ندیدمش
چرا پوزخند میزنین ارباب جوان؟
بازیگری ضعیفت منو میخندونه
سعی کردی که جاسوس یکی دیگه باشی
کینه ای از شما ندارم ارباب جوان
چرا پاپوش درست کنم؟
کینه ای از من نداری
ولی من
گیره سر ققنوس خونین رو دارم
گیره سر ققنوس خونین؟
چی میگین؟
..من
نمیدونم
یکی گیره سر ققنوس خونین رو
از منگ یینگ دزدید
و برای قاچاق به یوان فنگ داد
ولی انتظار نداشتن که
یوان فنگ به اون بدتش
گریه سر ققنوس خونین
به دستای اون افتاد
کسی که پشت تو هست
حتما خیالش راحت نبوده که
یوان فنگ رو تنها بفرسته
حتما کسی رو میفرسته جاسوسی یوان فنگ رو کنه
انگار که
یوان فنگ واقعا شکست خورد
واقعا که جائو می جی
خوب قایم شدی
بهت اعتماد داشتم
ولی ازم سواستفاده کردی
بی آبرو
بازنده
حالا که میدونین
منو سرزنش نکنین
وای نه
سعی داره قایق رو نابود کنه
نشان یشم نابود شده
سد قایق بزودی از بین میره
قایق به دریا غرق میشه
همه شما
همراه من میمیرین
وای نه
تموم شد
شما دوتا
داریم میمیریم
چر آرومید؟
داری میمیری
جرات داری اونطوری نگاهم کنی؟
چرا اینقدر
دراماتیک رفتار میکنه؟
باهم دیگه این وسط لاس میزنین؟
به پایتخت اژدها تحویلت میدیم
هیچکس اینجا
قرار نیست بمیره
غیرممکنه
غیرممکنه
چرا قایق هنوز غرق نشده؟
چی شده؟
...این
غیرممکنه
غیرممکنه
...این
غیرممکنه
ببخشید
نه تنها میدونستی
قاتل یکی دیگه اس
حتی میدونستی ارباب اژدها امروز میان
برای همین آروم بودی
من ارباب اژدهای جوان
به دستور پدر اومدم اینجا
این نشون
برای فرماندهی 49 قایق وال هست
این نشون، همون ارباب اژدهاست
من امروز
مسئول اینجا هستم
عرض احترام ارباب جوان
حتی ارباب جوان اومدن
والا
نان یان
دلتنگت بودم
نان یان
خوب شد بهم پیامی فرستادی
تونستم زیر نظر دستور پدر به اینجا بیام
وگرنه
غذای ماهی ها شده بودی
تویی دا گه
هیچوقت مثل امروز
ستایشت نکرده بودم
دا گه عزیزم
تو از الان دا گه منی
باشه
...از امروز به بعد
برو کنار
جی یانگ
جی یانگ
...من
خواب میبینم؟
جی یانگ نیستم
هنوز زنده ای
هنوز زنده ای
جی یانگ نیستم
هنوز زنده ای
بذار ببینمت
بذار ببینمت
جی یانگ نیستم
روباه کوچولو
چطور میتونی همچین موضوع مهمی رو
زودتر بهم نگی؟
از کجا میدونستم که
جی یانگ واقعیه؟
فکرمیکردم فرمانده رو کشته
و هدف بدی نسبت به نان یان داره
چرته
اگه جی یانگ نیست
پس کیه؟ جو یانگ؟
چطور بهش شک کردی؟
اون مشکوک بود
ولی امروز
ثابت شد که ربطی به
مرگ فرمانده نداره
یانگ
عالیه
یانگ
چندتا برادر عجیب
داری تو؟
...من
و تو
برام مهم نیست که
چه فکری درموردم میکنی
بریم
مثل نان یان
بهت اعتماد میکنم
ولی اگه
نان یان رو ناراحت کنی
زندگیمو به خطر میندازم
باهات حسابمو صاف کنم
شنیدی؟
همینطوری میرین؟
از دیدن من هیجان زده نشدین؟
هیچکس درمورد نشان من کنجکاو نیست؟
اگه هستین
میتونم بهتون بگم
...گرفتن نشان راحت نبود
با قاضی صحبت کردم
در چند روز آینده
به دیدن جائو می جی میره
قبل اینکه از این قایق پیاده بشیم
میفهمیم کی پشت اونه
کسی که پشت اونه
کسی هست که فرقه ماه رو نابود کرده
منتظر چی هستیم؟
من الان مسئول قایق هستم
بریم کار رو تموم کنیم
لازم نیست تحقیق کنین
فرقه مسیر شیطانی هست
بهت گفت؟
چرا باور کنیم؟
چرا راست بگه؟
باور کنی یا نه
مهم نیست
چی دیدی؟
قبل مرگش
التماس کرد که
بکشمش
چیزی پیدا کردم
چرا حس میکنم
نسبت به قبل فرق کردی؟
ولی مهم نیست
مهم نیست فرقه مسیر شیطانی باشه
یا جاده شیطانی
وقتی من و جی یانگ هستیم
ازشون نمیترسیم
حتی آرزو میکنم
زودتر بیان اینجا
اینطوری انتقام میگیریم
امروز
بیاین برگشت برادرمو جشن بگیریم
بیاین
بنوشید
قبل اینکه شروع کنیم
میخوام یچیزی بگم
بعد مدت ها همدیگه رو دیدیم
راحت باشین
هرچقدر میتونین بنوشین
هرچقدر میخواین بخونین
مخصوصا تو جی یانگ
بنظر خشک میرسی
تنهایی ننوش
بیا
باهات مینوشم
مشتاق دیدار
کی هستی؟
...من
بهت نگفتم؟
بعد برگشتن به زندگی
خاطراتش رو از دست داده
شوخی میکنی؟
و اینکه
شیطان شده
شیطان شده؟
پس
یادت نیست کیم؟
ما چهارتا برای مدت طولانی
توی فرقه ماه زندگی میکردیم
باهم رفتیم دره
فکرمیکنم درسته بگم که
دوستای جون جونی هستیم
که چی شیطانه؟
مشکلی نیست
ولی نکته اینه
چطور تونستی که
گذشته ما رو فراموش کنی؟
سه سال پیش
توی پایتخت اژدها بیدار شدم
فهمیدم که
توی دره تنهایی دفن شدی
مخصوص تو
ده شعر یادبود نوشتم
هرروز میخوندمشون
و بهت فکرمیکردم
باورت نمیشه
خودت بخون
ده شعر یادبود؟
باشه
بخونشون
باشه میخونم
گوش کن
جی یانگ با یک استعداد شوکه کننده بدنیا اومد
یکبار بعد ورود به دره قتل رسید
مرگ وحشتناکی داشت
بیا در زندگی بعدی برادر باشیم
نمیخوای بگی که
همه ده شعر
درهمین حد هستن؟
یادت رفته؟
قبلا خیلی صمیمی بودیم
باشه
حتی اگه خاطراتت رو از دست دادی
و ما رو یادت نیست
نان یان رو که یادته؟
داداش
تمومش کن
چطور میتونم؟
نان یان یک لحظه هم فراموشت نکرد
چطور فراموشش کردی؟
حتی اگه همه آدمای دنیا رو
فراموش کنی
نمیتونی اونو فراموش کنی
اون کیه؟
...اون
...اون
کسی هست که
حاضری براش هرکاری کنی
حتی حاضری به مزرعه کود بدی
انگار که
روزای گذشته اونقدر هم خوب نبوده
پس یادته که
نان یان
میدونست موقع خوردن هات پات
غذای تند نمیخوری؟
بیماری تو رو درمان کرد
راستی
بهت دارو داد
بخاطر تو صاعقه خورد
جدی؟
همشو فراموش کردی؟
حتی اگه فراموش کنی
یادته که
در شش سالگی خوش بیان بودی
در هشت سالگی قدرت جادویی داشتی
در سیزده سالگی وارد قلمروی روح یوان یینگ شدی
و در شونزده سالگی ارباب ارشد شدی؟
استعداد تو نسل ها شناخته شده بود
کافیه
من جی یانگ نیستم
یین هستم
مهم نیست
مهم نیست کی هستی
برای من
فقط شائو سانگ
چهار دریا هستی
تو چی؟
فقط چیزی که با چشمام میبینم باور میکنم
جی یانگ شاید فراموش کرده باشه
ولی من هنوز یادمه
هیچوقت توی نوشتن شعر
اینقدر کند نبودی
ببین چقدر عصبی ام
از درون داغ کردم، جوش زدم
ببین
درمورد پایخت اژدها
و یادبود شائو سانگ
و جاه طلبی هام شعر نوشتم
این اولین باره که
نمیدونم چطوری شعر بنویسم
نوشتن شعر سخت نیست
ولی نوشتن چیزی که تو سرمونه
چه بزرگداشت کسی باشه
چه یک داستان سخته
خیلی اتفاقات توی فرقه ماه افتاد
نمیدونم چطوری شروع کنم
رهبر منگ
علاقه مند به ماهجونگ بودن
این داستانه
منو به شاگردی گرفتن
این یک داستانه
یک نامه برای تو نوشتن
این یک داستانه
و اینکه
ایشون در مواجهه با صاعقه بهشتی حقیقت
جلو اومدن
اینم یک داستانه
وقتی سد دره بسته میشد
ایشون ازتون محافظت کردن
و با نان یان بیرون اومدین، این یک داستانه
دراینصورت
هیچکدوم ما برای رهبر منگ
کاری نکردیم
فهمیدم
میز ماهجونگ پر از پستی بلندی هست
اون منگ از فرقه ماه بود
ارباب جوان از خونه رفتن دنبال یک زندگی جدید
جایی به اسم فرقه ماه برای زندگی بود
فرقه ماه در شهر ماه
جایی که ذهن در دنیا آرامش داشت
یک روز شمشیر به ناعدالتی کشیدن
یک روز در دنیای جاودانگان گشتن
حرکت شطرنج به عقب برنمیگرده
میذارم که
اینبار برنده بشین
خیلی خب
بعدا
وقتی برگشتم کوهستان ماه
این شعر رو
برای رهبر منگ میسوزونم
امیدوارم همچین روزی بیاد
منظورت چیه امیدواری؟
چرا اینو گفتی؟
قایق امروز به مقصد میرسه
آینده مشخص نیست
نمیدونم که
کوهستان ماه
جایی باشه که بشه برگردیم
نگران نباش
بیا ناهار بخوریم
امروز همه چیز به حساب منه
بریم
به چی فکرمیکنی؟
جائو می جی
دردسر بزرگی درست کرد
کسی که از فرقه مسیر شیطانی هست
حتما متوجه شده
دراین زمان
میخواین ادامه بدین؟
...این
میخواین که
منو به کشتن بدین؟
نشان ارباب اژدها این قایق رو به حرکت درمیاره
باعث میشه که قایق
سروقت برسه
فرقه مسیر شیطانی متوجه چیز عجیبی نمیشه
کافیه بهمون
نقشه تحویل رو بگی
چیزی نپرس
ارباب جوان
میخواین بجای من برین سر قرار
و نابودشون کنین؟
باشه چیزی نمیپرسم
نگاه کنین
چند مایل دورتر از اسکله نان سانگ
جایی به اسم مسافرخونه یومن هست
این مسافرخونه
برای من
یک اتاق گرفته
کافیه گیره سر ققنوس خونین رو
توی کمد اون اتاق بذارم
و ماموریت من تمومه
غذا رسید
پای مرغ نمکی
پای مرغ سرخ شده
این چیه؟
پای مرغ سیر
پای مرغ آب پر
همش امروز پای مرغه
هرچقدر میخوای بخور
کافیه
چرا نمیخوری؟
غذا زیاده
نباید از جی یانگ و نان یان بخوایم
بیان همراهمون بخورن
بهتره تنهاشون بذاریم
بهتره تصمیم بگیریم
بعد پیاده شدن چیکار کنیم
عجله نیست
وقت هست
چرا حس میکنم
عوض شدی؟
بخاطر اینه که زیادی توی کوهستان موندی؟
حتی پای مرغ نمیخوری
از درون داغ کردم
ولی مهم نیست
انتقام رهبر منگ گرفته نشده
قاتل واقعی معلوم نیست کیه
ذهنم درگیره
اشتها ندارم
توی این سه سال
بلایی سرت اومده؟
هرچقدر میتونی ازشون دوری کن
برای همین همیشه میگم
روباه ها باهوش ترین هستن
اونموقع
تلاشمو میکردم
تا زنده بمونم
اگه بخاطر تو
یا رهبر منگ نبود
خیلی وقت پیش یک شنل خز روباه شده بودم
الانم همونه
فرقی نکرده
تو هنوزم
سعیت رو میکنی
زندگی خوبی داشته باشی
شراب و گوشت جلوی تو هست
لازم نیست نگران فردا باشی
وقتی بحث احساسات باشه
سخت میشه آروم بود
سخت میشه زنده موند
یین یا
بااینکه سخته
و خسته کنندست
ولی صداقت باارزشه
در مقایسه با ده هزار سنگ معنوی
و گنجینه های چهار دریا
و تهذیب های بی همتا
فقط صداقت هست که
ارزش داره
صداقت تو رو میفهمیم
سختی هات رو درک میکنیم
درمورد رهبر منگ
ما رو داری
میخواستم که
از این صداقت
برای نجات مردم استفاده کنم
ولی الان
برای شکستن مهروموم اهریمن
سرنخی نداریم
داشتنش
بدرد نمیخوره
بهتره باهاش انتقام بگیرم
بنظر میرسه که
نمیتونم بگم باهوشی
اگه روباه باهوش صدام نکنی
چی میخوای صدام کنی؟ روباه احمق؟
چه مسخره شد
صدات میکنم روباه مرده
داری عمدا نفرینم میکنی؟
روباهی که درموردش حرف میزنم
یک اهریمن روباه کوچولو هست که
یک عالمه پستی بلندی رو گذرونده
اون مرده
میگن که
یک روباه نه زندگی داره
از الان به بعد
خوب زندگی کن
نشون بده که
چه آدم خوبی میتونی باشی یین یا
بیا
به سلامتی
بیا
بگیرش
صبرکنین ارباب جوان
پاداشی که برای این قرار بود
اینقدر نبود
...این
پول خدمت رسانی هست
از الان به بعد خطرناکه
لازم نیست دنبالمون بیای
...این
ارباب جوان
چه کار اشتباهی کردم؟
بهم بگید
اگه میخواین امروز برم
مثل این میمونه که
زندگیمو به فرقه مسیر شیطانی تقدیم کنین
ارباب جوان
بعد تحویل
توی دنیا پخش میشه که
یوان فنگ مرده
اگه جایی نداشتی بری
با استفاده از اسم من
توی شهر ماه زندگی کن
اتفاق بدی اونجا افتاده
فکرنکنم فرقه مسیر شیطانی اونجا بره
...اگه تظاهر کنم مردم
منتظر چی هستی؟
تشکر کن
ممنون - خواهش میکنم -
فقط در آینده
لازمه اسمت رو عوض کنی
محتاط باش
...اگه
فهمیدم
منظورتون لاس زدن هست؟
نگران نباشید
از الان به بعد
به دخترا نگاهم نمیکنم
ارباب جوان
گیره سر ققنوس خونین خیلی خارق العادست
حالا که درگیر شدین
مشکلات زیادی پیش میاد
لطفا
در آینده بیشتر مراقب باشین
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.