All language subtitles for The.Kidnapping.Day.E05.WEB-DL.KoreFaa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ سوری، elaheh_sh، Dorothy، Setiya :مترجمین elaheh_sh :ویرایشگر

تمامی شخصیت ها، مکان ها، سازمان ها) (و اتفاقات ساختگی بوده

(و دستورالعمل های ایمنی کودک در این سریال رعایت شده اند)

استرس نداشته باش روهی

تو امید بشتریتی

اقتباس گرفته از رمان روز آدم ربایی از جونگ هه یون

بیداری

باید آزمایشای بیشتری بگیریم

خوشحالم که سالمی و چیزیت نشده

تنها نبودم

مردی که باهام بود کو؟

...تو

همراهم بیا

روهی

روهی

با روهی چیکار کردین؟

روهی

نگران نباش

داریم بررسی میکنیم ببینم موقعی که گم شده بود، عملکردی رو از دست داده یا نه

خداروشکر عملکرد مغزش مثل قبله

از دست دادن حافظه اش موقتیه

برای همین به زودی خوب میشه

کسی که میخواست بهش آسیب برسونه تویی؟

آسیب برسونه؟

نمیتونیم بهش آسیب برسونیم

(فصل5: کودک نابغه)

دیشب در سئول تصادفی رخ داد

و مردم را شوکه کرد

مردم برای ما فیلم هایی از صحنه حادثه فرستادن

بیاین ببینیم

زوم که کنیم یه ماشین می بینیم

و یه موتور که کنار ماشین درحال حرکته

گفته شده که

راننده موتور، سارق

پرونده سرقت کودکی که به تازگی رخ داده

که مردم رو بیش از پیش شوکه کرد

پلیس موفق به دستگیری او نشد

...و- سگ توش-

میخوای پرونده رو واگذار کنم؟

کی گفته تو حوزه استحفاظی یه ایستگاه دیگه بره داستان درست کنه آخه؟

...رئیس

امروز صبح احضار شد مقر

پرونده میفته دست واحد تحقیقات منطقه ای

ما الان باید تمام تمرکزمون رو روی پرونده قتل بذاریم

میرم رئیس رو ببینم

پارک سانگیون

رتبه ها برات اهمیتی ندارن؟

باید به سیستم احترام بذاری

گفتی کسی اینجا جلودارم نیست

گفتی هرکاری که میخوام بکنم، بکنم

پس باید دیروز میگرفتیش

این اتفاق برای این افتاد که گذاشتی از تو دستت در بره

تو یه خونه هم دزدی رخ داده هم قتل

سارق خودشو پرت کرده وسط تا قربانی رو نجات بده

قاتل بدون کوچیکترین سرنخی غیبش زده

...این

یه پرونده سرقت عادی نیست

اگه الان واگذارش کنیم

هم قتل و هم دزدی پرونده شون بسته میشه

قربان

فقط یک هفته بهم فرصت بدین

کیم میونگجون، چوی روهی

و قاتل

همه شون رو میارم

لطفا

فقط دو روز میتونم برات وقت بخرم

بیشتر از این نمیتونم

دو روز

دو

چوی جین ته، سو جین یو) (کیم میونگجون، چوی روهی

جو هیوک- بله؟-

بریم- چشم قربان-

قربان با اجازه

کجا؟- یتیم خونه ای که کیم میونگجون بزرگ شده-

با جو هیوک؟

بذار بمونه من باهات میام

شما استراحت کنین ما خودمون میریم

میتونم تو ماشین بخوابم

جو هیوک من باهات میام

دکتر چوی جین ته، روی مغز بچه ها مطالعه میکنه

نسل به نسل روی این موضوع تحقیق میکنن

این ویلا

وقتی باباش زنده بود براش مثل یه قلعه بود و میومد دید میزد

فهمیدم

ولی چجور تحقیقات مغزی ای؟

معمولا مغز آدم ها

تا سن بیست ساگی رشد میکنه و توسعه پیدا میکنه

درباره رشد مغز انسان تحقیق میکردن

برای گسترش عملکرد مغز از فناوری پزشکی استفاده کردن

روهی نمونه تحقیقاتی این تحقیقات بود

آی کیوی روهی 200ئه این بالاترین حد آی کیوئه که آدمیزاد میتونه بهش دست پیدا کنه

اما انبساطی که مغزش داره از این عدد خیلی بیشتره

حافظه تصویری داره

حافظه شناختیش بینظیره و مهارت های کاربردیشم عالیه

روهی یه بچه نابغه ست که 0.01 درصد از این آدما تو کل دنیا داریم

تبریک میگم

مثل همیشه عالی

کیش و مات

سر

بیرون

دکتر چوی در روند این تحقیقات به قتل رسید

اما این تحقیقات نمیتونه متوقف بشه

و نبایدم بشه

آدمای زیادی امیدشون به بزرگ شدن روهیه

نمیتونیم ناامیدشون کنیم

یعنی الان بحثمون فقط روهی نیست

شنیدم بچه ات مریضه

مطمئنا بچه ت رو حمایت میکنیم

آقای کیم

این حمایت شامل جراحی، درمانش درس خوندنش و هرچیز دیگه ای میشه

مطمئن میشیم که بچه ات درسلامت و امنیت کامل باشه

پس شماها قبض بیمارستان هی ئه رو دادین؟

فهمیدم

چرا جای این که تحویل پلیس بدینم

آوردینم اینجا؟

ما میخواستیم فقط روهی رو بیاریم

اما شنیدم که تا لحظه آخرم مراقبش بودی

انگاری روهی خیلی بهت اعتماد داره

هرچند

نمیخوایم که از لحاظ احساسی ناپایدار باشه

چون باید آزمایشاتمون رو ادامه بدیم

به خوبی و خوشی ازش جدا میشی

و میری خودتو گم و گور میکنی

...تا وقتی که مردم یادشون بره

ببخشید

گم و گور؟

گم و گور به کجا؟

خبرا رو دیدم

شوکه شدم

آدمی نبود که همچین کاری کنه

اخیرا بهتون زنگ زده؟

آخرین باری که باهاش درارتباط بودم

حدود یه سال پیش بود

خیلی ناراحت بود و گفت که بچه اش مریضه

برای همین واسه اش پول فرستادم

از اون موقع به بعد، زنگ نزده

دل رحمه

برای همین آدمی نیست که همچین کارایی بکنه

متوجه شدم که آقای کیم میونگجون

وقتی دبیرستانی بودن سابقه دار شدن

الان بیشتر از 20 سال از اون اتفاق گذشته

(2001تیم ملی راند دوم)

فایتینگ

بسه

اونی که بیشتر از همه سر اون اتفاق شوکه شد

میونگجون بود

عمدی یا غیر عمد

یکی رو کشتم

بذار مجازات بشم، بابا

(زندان یونگین)

بعد این که آزاد شد

دیگه برنگشت یتیم خونه

(شروع یک زندگی جدید) (اینجا جاییست که امید پدیدار میشود)

شنیدم که با پشتکار زندگی میکنه

با هه اون زندگی کرده و بچه داره

فکر میکردم که زندگی خوبی داره

چه حیف

هه اون؟

شما همسر کیم میونگجون رو میشناسین؟

بله

توی یتیم خونه باهم دوست بودن

سو هه اون توی این بدبختی کجاست دیگه؟

یه گوشی اضافی توی ماشین کیم میونگجون بود نه؟

اره

شماره دکتر چوی و یکی دیگه توی تاریخچه تماسش بود

اون شماره هم یک بار مصرف بود

میتونه سو هه اون باشه؟

ممکنه

یه زن گم شده با یه سیم کارت یه بار مصرف؟

دنبالش میگردم

باشه

خدایا عجب پرونده پیچیده ای

هی

واقعا؟

آدرسو بفرست

یه پرستاری رو پیدا کردن که سی سال پیش توی بیمارستان چوی دونگ اوک کارمیکرده

پس بریم

چشم قربان

روهی خودآموز موسیقی رو یاد گرفت

و فهمید که باید با کلاویه ها چیکار کنه

بیشترشون رو خودش یاد گرفت

الان میتونه هر آهنگی که بگی رو بزنه

بشین

این اتاق برای سرمایه گذاراست که ببیننش

وقتی میخواستن ببینن روهی چطوری داره بزرگ میشه

دکتر چوی اینجا با درای باز آزمایشات رو انجام میداد

خدایا

چرا نمیخوری؟

همه شون بد بنظر میان

اینجا همه چی خوبه، خدایا

یه چیز خوب برات درست کنم؟

بیا

خیلی خب

جیجینگ

پنکیک کره ای سفید

فکر کردم که چیزی که باید بگم رو گفتم

بهت گفتم هیچوقت این چیز مسخره رو دوباره درست نکن

هی این آرد هنوز تاریخ انقضا داره

مسخره بازی درنیار

بیا

از این می ذاریم

و اینارو میزارم

و اینو

بیا، امتحانش کن

این چیه؟

خوبه، نه؟

خب، بد نیست

بهت که گفتم

این واسه هدیه مهمونیه

میتونم بگم که تصمیم گرفتی بری

نمیخواد قیافتو اونجوری کنی

من درکت میکنم

متاسفم

واسه چی؟

...فقط

حس میکنم نابودت کردم

چقدر مسخره

من پولدار و باهوشم

فکر میکنی میتونی نابودم کنی؟

همه خاطراتت یادت اومده؟

بیشترشون

اما اون روز رو یادم نیست

به هرحال مهم هم نیست

...من نمیخوام

دیگه اون قاتلی که مادر و پدرم رو کشت پیدا کنم

خنده داره، نه؟

وقتی حافظه‌ام رو از دست داده بودم، میخواستم انتقام بگیرم

اما الان که یادم اومده مادر و پدرم چجوری بودن

دیگه اون حسو ندارم

آقا- بله؟-

میتونم یه سوال بپرسم؟

وقتی یه سوال جدی میپرسی، سکته‌ام میدی

آخرین بار کی رفتیم سئول؟- چی؟-

انگار کارگاه ها آقای پارک رو میشناختن

ببینین

اون از واحد تحقیقات منطقه ای اومده

بله

اونا گذشته خوبی باهم ندارن

اون یه گرگ تنهاست

اون کارای دفتری هم انجام نمیده

پس طاقت دیدن هیچ فسادی رو توی نیروها نداره

داری چیکار میکنی؟

نمیبینی؟

دارم کار میکنم

کیم جین هو الان رفته

ما هم مدرک داریم، هم شاهد داریم و همچنین شهادت خود قربانی

پس دقیقا چرا یه مضنون جدید داریم؟

اون خودشو آورد تو بازی

مشکلی داره؟ خودش خودشو انداخت وسط

تو خری نه؟ کی تورو استخدام کرده؟

احمق دیوانه

تو دیوونه‌ای

عقلتو از دست دادی؟

چرا کیم جین هو رو از تو لیست مضنون ها حذف کردی؟

چون اون پسر شهرداره

گفته میخواد ترفیعت بده؟

!احمق

!گند زدی احمق

لعنت بهش

بیشعور

بیا، بزن منو- بیا اینجا-

لعنت بهش- بسه-

بیا اینجا- من نمیزنمش-

هی- هی، بیا اینجا-

بیشعور، احمق- هی-

هی- بیا اینجا-

اشکالی نداره صحبتامون رو ضبط کنم؟

نه

...خب

چون واسه سی سال پیشه ممکنه خوب یادت نیاد

اما لطفا هرچی یادته بهمون بگو

من خوب یادمه

خیلی سخته اون اتفاق رو فراموش کنم

نمیخواد نگران باشی

دکتر چوی دونگ اوک فوت کردن

و محدودیت های پرونده تموم شده

مادر بیمار بود

دکتر اونو عملش کرد، اما حالش خوب نشد

...درواقع کسی که جراحی رو انجام داد

دکتر چوی نبود

ببخشید؟

پس کی بود؟

اون روز دکتر چوی مثل همیشه سرش شلوغ بود

واسه همین یه دکتر غیر رسمی عملش کرد

و منجر به اون اتفاق شد

پس زن پارک چول وون و بچه‌اش به خاطر اینکه

یه دکتر غیر از دکتر چوی عملشون کرد مردن؟

واسه همین اومد بیمارستان و ازش کینه داره؟

آره

اما شنیدم که خودش قضیه رو زود جمعش کرد

راستش، قربانی یه بچه دیگه بود

بچه دکتر چوی

آسیب دید

و ما همه فکر کردیم اوضاع قراره خراب بشه

...اما

من نمیدونم دکتر چوی چجوری موضوع رو حل کرد

اما همه چیز درست شد

مثل همیشه بیمارانش رو میدید

وایغ دیگه دخترش رو نیاورد بیمارستان

اوه، ببخشید پسر بود

ببخشید؟

دکتر چوی فقط یه بچه داره که اونم پسره

خبرارو دیدی، نه؟ قربانی های پرونده قتل یونگین

این پسر دکتر چوی عه؟

خلاصه بگم

پارک چول وون به چوی جین ته آسیب زد

پس مجبور شدن بخاطر مرگ زنش و بچه اش به توافق برسن

آره

از همکاریتون ممنونم. خداحافظ

ببخشید

من مطمئنم که دختر بوده

ببخشید؟

فکر کردم چون خیلی وقته میگذره دیگه خیلی واضح یادم نیست

ولی یادمه وقتی میومد پیشم موهاشو میبافتم

مطمئنم که دختر بوده

(ایستگاه پلیس یونگین)

روی گردنش هیچ جای زخمی نمی بینم

پس شاید پرستار اشتباه دیده

ولی بنظرت یکم برای اشتباه دیدن زیادی عجیب نیست؟

داریم در مورد تعیین جنسیت یه بچه صحبت میکنیم

چک کردی؟- بله، قربان-

مال سی سال پیشه، پس هیچ سوابقی ازش باقی نمونده

ولی سال 1995 بوده که چوی دونگ اوک، چوی جین ته رو به عنوان پسرش ثبت کرده

سال 1995 بوده؟

بزار ببینم

به این معنیه که دو سال بعد از حادثه چاقو زدن پارک چول وون بوده

دو سال بعد از اینکه چوی جین ته رو به سرپرستی گرفته بوده، ثبتش کرده

چیز دیگه ای هم هست؟

بجز اون اتفاق، هیچ خطای پزشکی دیگه ای نیست

بعلاوه، مکان سو هه اون رو توی روز حادثه چک کردم

و توی یه آزمایش بالینی که توسط بیمارستان

هانکوک اجرا شده حضور داشته

آزمایش بالینی؟

بله قربان- چه آزمایشی؟-

نتونستم پیدا کنم که کدومش بوده

بیمارستان اطلاعات شخصی بیماراش رو فاش نمیکنه

چطور میتونم کمکتون کنم؟

کیم هی ئه تو کدوم اتاقه؟

میتونم بپرسم شما کی هستین؟

من مامانشم

روز جراحی 5ژوئن

زود باش

تکون نخور

خیلی سوسولیا، مگه نه؟

!سوسول؟ مثلا چاقو خوردما

بهتره مراقب باشی

اگه دوباره اینکارو کنی، ازت راحت نمیگذرم

اینقدر عصبانی نباش

الان دیگه همه چیز مرتبه

ممنونم

خواهش میکنم

داری چیکار میکنی؟

اینو ببین. انگلیسیه؟

زبان روسی عه

فکر میکنی همه چیز فقط زبانش انگلیسیه

روسی عه؟

داره بهت خوش میگذره؟

فکر میکنی زندگی باید همش در مورد خوش گذرونی باشه؟

بعضی وقتا توی بی ارزش ترین چیزا معنای عمیقی پیدا میکنی

اگه حوصلت سر رفته، اینقدر مزاحم من نشو و اونو بخون

این؟- البته مطمئن نیستم که بتونی-

این چیه؟

همشون کتاب های مسخره ان

خدایا، چقدر هوای بیرون خوبه

بیا بریم بیرون

دلت نمیخواد شیرجه بزنی توی دریا وقتی بهش نگاه میکنی؟

علاقه ای ندارم

هر دفعه میام اینجا، هیچوقت پامو از خونه بیرون نمیزارم

پاشو بیا. وقتی آدم میاد یه همچین جایی

باید پاتو بزاری توی آب، ماهیا رو ببینی، صدف جمع کنی

!بزن بریم

حداقل باید پاتو بزنی توی آب

چرا باید اینکارو بکنم؟

اگه میخوای خودتو خیس کنی، خب برو حموم کن

خدایا

بیا بریم بیرون! لطفا، باشه؟

وقتی میای همچین جایی باید بری بیرون

خیلی خب، بیا بریم بیرون

خدای من، اینجا خیلی خوبه

چطوره؟ خیلی خوبه که دریا رو از نزدیک ببینی، نه؟

آره واقعا

اولین بارمه که پامو میزنم تو آب

همیشه از آب سرد متنفر بودم

ولی فکر کنم که کم کم داره خوشم میاد

خیلی خب

خیالم راحت شد

نمیدونم چه اتفاقی داره میفته

ولی آدمای اینجا

بنظر میاد که خیلی بهت اهمیت میدن

واقعا روحتم خبر نداره، نه؟

همیشه پشت هر مهربونی کردنی یه قصد و غرضی هست

همشون دارن بخاطر منفعتشون اینکارو میکنن

تو واقعا چند سالته؟

این از تجربه نمیاد بلکه از داشتن علمه

دختر دکتر مو اون سون اختلال رشدی داره

از وقتی که بابام این تحقیقات رو شروع کرده به این روند خیلی علاقه نشون داده

واقعا؟

اگه به عنوان نمونه تحقیقاتی بی ارزش بشم

دیگه بدردش نمیخورم

من و تو هر دو

میتونیم تو یه چشم به هم زدن بی ارزش بشیم

تو بودی چیکار میکردی؟

منظورت چیه؟

...وقتی که

حقیقتو بهت گفتن چیکار میکردی؟

بهم گفتن که نمونه تحقیقاتی بابام هستم

...و بچه ایم که ازش سو استفاده شده

و پدر و مادرم هم دوست ندارن؟

اگه دوباره حافظه امو از دست دادم

دیگه بهم چیزی نگو

...فقط به دروغ گفتن ادامه بده همونطور که قبلا اینکارو کردی

بهم بگو که تو بابامی

رییس داره برمیگرده کره

میخواد قبلا از رسیدنش این وضعیت راست و ریست بشه

قایق چی ؟

آمادست

بیا امشب تمومش کنیم

باید هر چه زودتر از همدیگه جداشون کنیم

!آقای پارک

سوال دیگه ای هم مونده؟

یه پرستارو دیدیم

که سی سال پیش با دکتر چوی دونگ اوک کار میکرده

اتفاق بین شما و دکتر چوی دونگ اوک رو شنیدیم

بهتون همه چیزو در مورد اینکه توی روز حادثه کجا بودم گفتم

ما در مورد اتفاق سی سال پیش کنجکاویم

شنیدیم که چاقویی که توی بیمارستان دستتون بوده

به گردن بچه اش آسیب زده

...این چه

ربطی به این پرونده داره؟

چون اون بچه مرده

عمدی نبوده

وقتی همسر و بچه امو با هم از دست دادم دیگه قاطی کردم

یه تصمیم اشتباه بود

من دیگه باید برم. خداحافظ

شما با هم به توافق رسیدین

اینقدر زود به توافق رسیدین

چون به بچه اش آسیب رسونده بودین؟

چون کاری که کردم اشتباه بود

همسر و بچتون زندگیشونو از دست دادن

ولی پسر دکتر چوی دونگ اوک

سی سال بدون هیچ زخمی روی گردنش زندگی کرده

همینطور کلی عزت و احترام و ثروت داشته

مگه این غلطه؟

...اون بچه

باید مثل من بدبخت میشد؟

خداحافظ

فکر میکنی اینقدر به خودش سختی داده و پسره رو کشته؟

منظورم اینه که، بچه بخاطر اون زخمی شده

پسره نبوده بلکه دختر بوده

چرا همه چیز اینقدر گیج کنندست؟

چی شده؟

جونگمان، یه جسد توی منطقه ای که کیم میونگجون زندگی میکرده پیدا شده

بله قربان

ازین طرف- باشه-

دفعه قبل جسد از دستمون دررفته بود؟

آخرین باری ه منطقه رو بازرسی میکردیم، جسد اونجا نبود

فکر کنم بعدش این اتفاق افتاده

بعدش؟- بله قربان-

قربانی کیه؟- هنوز تشخیص هویت نشده-

یه نشونه هایی از بسته شدنش این اطراف پیدا کردیم

و جسدشم اینجا پیدا شده

هی

بنظر میاد تو این منطقه بی خانمانه

انگار به رون سمت راستش چاقو زدن

زخمش انقدری تمیزه

که انگار کار یه آدم حرفه ای بوده

آره انگار

اگه مقاومت کرده بود زخمش اینقدر تمیز درنمیومد

یه سری کبودی هم داره که نشون میده بستنه بودنش

سلام قربان

ازین سمت

امروز جیدن میاد کره

فکر کنم سعی داره روهی رو بگیره

روهی محصول سرمایه گذاری ماست

به هرقیمتی شده باید ازش محافظت کنیم

لطفا کمکم کن

دوباره بهت زنگ میزنم

بله بفرمایید

شنیدم امروزه

ما امن ترین راه هارو انتخاب کردیم پس نگران نباشید

من نگران نیستم

ولی نمیدونم اگه الان برم کی برمیگردم

آهان دخترتون

بله

دلم براش تنگ شده

فکر کنم اگه قبل از رفتن ببینمش یذره حالم بهتر بشه

چون پلیسم هست کار ساده ای نیست

ولی من یه راهی پیدا میکنم

واقعا؟

بهتون گفتم

ما با همه توانمون از شما و دخترت حمایت میکنیم

ممنون

واقعا ممنونم

من دیگه برم با اجازتون - باشه -

نگرانی به دلتون راه ندین- باشه-

فعلا- ممنون-

بله، ممنون

پس روی طناب خون پیدا کردن ولی اثر انگشت نه

دوربینای مداربسته چی؟

این منطقه در حال بازسازی، دوربین ندارن

از مغازه دارای اطرافم پرسیدن، چیزی نمیدونستن

انگار خیلیا برای جمع آوری آشغال میان

یه چیزی بود که نتونستم بگم

فکر کردم باید همه چیزو به شما بگم

در مورد اون روزه؟- بله-

همه مثل یه راز نگهش داشتن

ولی من فکر کردم ممکنه ربطی به پرونده در جریان داشته باشه

مطمنا تک تک حرفای شما به ما کمک میکنه

اون زمان یه اتفاقی افتاد

یکی از مادرا

ایدز داشت

ایدز؟

بله

دکتر چوی همه چیزشو روی بیمارستان گذاشت

همیشه توی مصاحبه ها میگفت میخواد

به یه پزشک معتمد و محترم تبدیل بشه

ولی وقتی شنید

یکی از بیمارا ایدز داره شوکه شد

چون اگه بقیه میشنیدن که یکی با بیماری ایدز توی بیمارستانش ویزیت شده

دیگه هیچکس بهش مراجعه نمیکرد

خب کجای این موضوع مشکله؟

شیئی که توی دست اون بوده چاقو نبوده

یه چاقوی جراحی آغشته به خون از اتاق اون بیمار ایدزی بود

همه توی بیمارستان

نگران بودن که ممکنه دختر آقای چویی

به ایدز مبتلا بشه

احیانا شما اسمشو میدونید؟

خیلی وقته، بخاطر همینم مطمئن نیستم

...هه

"هه" یه چیزی بود

...هه

هه‌اون؟

بله

هه‌اون بود

چویی هه‌اون

راستی من محل اختفای سو هه‌اون توی روز حادثه رو هم بررسی کردم

توی یه کارآزمایی بالینی که

توی بیمارستان هانکوک انجام میدادن شرکت کرده بود

بدو بیا

کوچولو

هی پاپی

قربان

رفتم سوابق یتیم خونه رو بررسی کردم

خب؟

فک کنم اون بچه چوی دونگ‌اوک رو سو هه‌اون به سرپرستی گرفته بوده

(اطلاعات کوکان هفده فوریه 1992 به فرزندی گرفته شده)

هنوز نمیدونیم کجاست؟

شمارشو داریم ولی جواب نمیده

خب پاشین یه تکونی بدین

بله قربان چشم

بریم

شماره محدود

الو؟

پرونده قتل رئیس بیمارستان یونگین و همسرش

"یک متخصص خبره مغزو اعصاب درگذشت"

(...از مقصر هیچ سرنخی نیست)

(مظنون کیست؟)

"دوربینهای مدار بسته از کار افتادن"

(روز قبل از حادثه دوربینهای اطراف خانه از کار افتادن)

روهی

...گوش کن، من

روهی؟

زرد

زرد

چراغای آژیر زرد

چی؟

ماشین پلیس نبود

یادت اومد؟

مجرم اون یاروئه

همون کارمند شرکت امنیتی

حالا چیکار کنم؟

وایسا ببینم

پاشو بریم بیرون- چی؟-

پاشو ازینجا بریم بیرون

این چیزی نیست که مادوتا بتونیم حلش کنیم

یادت اومده دیگه، نه؟

باید بریم سراغ کسی که بتونه کمکمونکنه

دیگه نگرانم نیستیم که مجرم خودش پلیسه

اگه بریم پیش پلیس تو میخوای چیکار کنی؟

خب نمیتونم بذارمت اینجا که، میتونم؟

چطوری میخوای فرار کنی؟

...خب میتونیم

چطوری فرار کنیم؟

دوباره میخواستی بدون نقشه بزنی تو کار؟

فکر کردی این آدما به این راحتیا میذارن ما ازینجا بریم؟

امروز من ازینجا میرم

بعد میتونم از بیرون کمک بیارم

فکر کردی به این آسونیاست؟

همین که پاتو ازینجا بذاری بیرون، جونت در خطره

بعد خداحافظی، قاچاقی از کشور خارجت میکنن

اینطوری گفتن که من بشنوم

چون من نمیخوام اتفاقی بدی برات بیفته

ولی اینطوری نیست که میذارن زنده بمونی

این پروژه تحت بالاترین نظارتای امنیتی انجام شده

بدون من

تو بدرد نمیخوری

یکی از کیسای حذفیشونی

خب پس میگی چیکار کنیم؟

تابلوی شکسته بزرگراه 391

یجایی که 1.2 کیلومتر ازینجا فاصله داره هست

فقط همینو یادمه

شما که بری، منم میرم و قایم میشم

بیا پیدام کن

...شماره مشترک مورد نظر

جواب نداد؟

جواب نمیده، بهش پیام دادم

من فکر کنم عمدی جوابمونو نمیده

حتما یه دلیلی داره

بیاین خوراکی

خیلی خب بذار ببینم

شکلات مال من

برا من فرقی نداره

بفرمایید

نه

مگ قرار نیست سیگار بکشین؟- اون نه-

بکش بره

نمیکشم نکبتا

خدافظی کردین؟

نیازی نیست در هر صورت ما شرایط بینمون خوب نبود

پس ما باید بریم؟

بزارش کنار

نمیخواد چشماش رو ببندی

مواظب باش

امیدوارم بازم بتونیم بخندیم

(بزرگراه ملی)

سیصد و نود و یک

داری کجا میری؟

باید قبل از عمل چندتا آزمایش بده

الان داره میره اتاق ایزوله

باشه

(بخش کودکان)

بابا؟

سلام

سلام بابا

سلام هی ئه

بچم

گریه کردی؟

نه

یادم رفت صورتمو بعد از شستن خشک کنم

دروغگو

عملت هفته بعده

آماده ای؟

دکترا باید آماده باشن

نه من

درست نیست

تو باید خوب غذا بخوری و سالم باشی تا بتونی عمل کنی

اینجوری، دکتر هم عملت رو خوب انجام میده

راستی، کجا داری میری؟

نمیشه تا موقع عمل

پیشم بمونی؟

من ترسیده ام

هی ئه

از الان به بعد، دیگه مریض نمیشی و

بیمارستان هم نمیای

به حرف مامانت گوش کن، باشه؟

وقتی برگردی مدرسه

با دوستات خوش بگذرون

هی يه

تو بچه مهربون و زیبایی هستی

خوب میشی، باشه؟

بابا داری کجا میری؟

دارم میرم برای عمل پول در بیارم

با یه عالمه پول برمیگردم

اونجوری میتونم هرچی بخوای برات بخرم

باشه؟ زود میام

بابا- بله؟-

جایزه‌م یادت نره

حتما

یادم نمیره

...با جایزه‌ات

برمیگردم، باشه؟

قول میدم

قول میدم برگردم

قول میدم

اون قایقه است

وقتی به مرز رسیدی، قایق دیگه‌ای منتظرته

این فعلا برات کافیه

خدای من، کلا چقدره؟

هی

گوش کن

خیلی خوب میشه، اگه بتونی

عملش تموم شد، یه عروسک بزاری کنار تختش

میشه اینکارو بکنی؟

آماده اش میکنیم

اگه باباش براش بخره خیلی فرق میکنه

بازم این پول من نیست

بیا

من میرم

چوی روهی

روهی

!رو هی رفته، بدو

بخواب خیلی راه مونده

بیا برگردیم

چی؟

پولی که گرفتی رو بده به کاپیتان

بعد بهش اینو بگو

رفتی اونجا بگو من ناپدید شدم

بگو مثلا پریدم تو آب و اینا

اونجوری هیچ اتفاقی نمیوفته

این خواهش ساده‌ای نیست

اگه یه اتفاق غیر منتظره افتاد چی؟

حرومزاده

ما خودمون باید حلش کنیم

مشتاق دیدار رو هی

شما دوتا میخواستین فرار کنین، نه؟

میخواستین تا آخر عمرتون فراری باشین؟

اگه اتفاقی برای آقای کیم بیوفته

من همینجوری نمیگذرم

به من مثل یه مرد پولدار نگاه کنین

که میخواد مقدار زیادی رو روهی سرمایه‌گذاری کنه

شما مردم این تحقیق رو فقط به چشم پول میبینین

ما همه اینکار هارو بخاطر تو کردیم، میدونی؟

من بدون اون جایی نمیرم

من به یه نابغه بدردنخور نیازی ندارم

پس منو بکش

رو هی هنوز بچه است

ما باید از بچه‌ها مواظبت کنیم، نه؟

کیم میونگ جون

چرا تنهایی؟

چوی روهی کجاست؟

روهی اون روز اونجا بود

چوی روهی، پارک چئول وون رو اون روز دید

من یکم میخوام استراحت کنم

پارک چول وون دردسر درست کرده

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ سوری، elaheh_sh، Dorothy، Setiya :مترجمین elaheh_sh :ویرایشگر

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.