All language subtitles for Love.of.Nirvana.EP40

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

=عشق نیروانا=

=قسمت چهلم=

برگشتیم اینجا

اعلیحضرت چیزی یادتون میاد؟

برادر چون دا لیانگ بار دیگه تو جنگ پیروز شد

میتونی در ارامش زندگی کنی

شاهزاده چی میتونه پیروزی دا لیانگ رو ببینه

ولی مردم حقیقت رو نمیدونن

همتون حقیقت و عدالت رو میخواین

حتی فکر می کنی من شاهزاده چی رو کشتم

فکر میکنی به خاطر تاج و تخت برادر خودمو میکشم

ولی شاهزاده چی برادر واقعی من بود

(بیست سال پیش)

برادر بزرگتر، اینجایی

خیلی وقته تمرین نکردم خوب نشده

برادر بزرگتر

وقتی برای اولین بار نوشتن یاد گرفتی من برات جوهر اماده کردم

(طبیعت انسان خوب همون طور که اب در سراشیبی جریان داره)

دست خط خوبیه

اولین کلمه رو تو بهم یاد دادی

ا چون چرا فرار کردی؟

واقعا فکر میکنی میکشمت؟

وقتی کوچیک بودم بدن ضعیفی داشتم

بهت حسادت میکردم که دنبال پدر به میدون مبارزه میری

میدونستی به چی فکر میکنم

منو با خودت به شکار بردی

کتی از پوست ببر درست کردی

تا بپوشم

برای اسب سواری منو بردی

اولین بار بود که سوار اسب میشدم

همیشه تو قلبم ازت ممنون بودم

ولی بازم سرما خوردی

پدر منو به خاطر جاه طلبی سرزنش کرد و گفت عمدا بهت صدمه زدم

میدونم

پدر همیشه باهات سختگیر بوده ولی تو قلب من تو همیشه برادر بزرگ منی

اب میتونه به بالا جریان داشته باشه

میتونه بر فراز تپه ها جاری بشه

طبیعت ابه که تو سراشیبی جریان داشته باشه

امروز من و تو برادریم

میتونیم در مورد برادری حرف بزنیم

در اینده

من تو فرمانروا و زیر دستیم

برتری و حقارتی وجود داره

به نظر میاد دیگه فرصتی برای اسب سواری باهات ندارم

چیزهای زیادی تو دنیا هست که میشه باهاش کنار اومد

ولی تاج و تخت فقط یکیه

برادر بزرگتر

خوب میشد اگه تو یه خانواده معمولی بدنیا میومدیم

بهترین برادرهای این دنیا میشدیم

روز کار می کردیم، شب می خوابیدیم از والدینمون مراقبت میکردیم و پیش همدیگه میموندیم

یه مرد ساده ای که ارزوی معمولی بودن داری

ولی این دنیایی که نمیتونی به چیزی که میخوای برسی

به اندازه کافی زجر کشیدم

دیگه نمیخوام رنج بکشم

ا چون

اگه میخوای کسیو مقصر بدونی پدر رو بدون

حاضر نشد تاج و تخت رو به من بسپاره

دیگه دعوایی بین من و تو نیست

اگه قراره دا لیانگ پایدار باشه دربار سلطنتی باید تثبیت بشه

دیگه نمی تونیم دسته های حزبی داشته باشیم

فقط یکی در قدرت میتونه اختلافات رو حل کنه

حیف شد هرگز نمی تونم اسمون پر ستاره

و ماه روشن رو دوباره باهات ببینم

همه چیز از ما شروع شد و با ما تموم میشه

میمیرم تا به همه اینا پایان بدم

امیدوارم که اعلیحضرت با مردم دلسوز

و جهانی پر از عدالت برپا کنن

اعلیحضرت فرمانروای دانا با احسان و فضیلت هستین

تو زندگی بعد از مرگ هم براتون خوش حال میشم

من

خواستت رو براورده میکنم

ممنونم اعلیحضرت

برادر بزرگتر

بعد از این جدایی

امیدوارم تو‌زندگی بعدی برادرای معمولی باشیم

بهم نزدیک باشیم

و دیگه هیچ اختلافی وجود نداشته باشه

من نکشتمش

چه فرقی باهم دارن؟

به سمت مرگ سوقش دادی همه تقصیرات هم گردن شیائو های تیان و یوئه لو انداختی

اگه می خواستم یه پادشاهی قوی بسازم و از مردم محافظت کنم

باید از خواسته های شخصی و بعضی از افراد دست میکشیدم از جمله برادرم

برنده قوانین رو تعیین می کنه و بازنده زندگیش رو میده

از قدیم الایام همینطور بوده

اینا فقط برای لاپوشی خواسته های کثیفته

حقایق رو نادرست بیان میکنی و حقیقت رو تحریف میکنی

شیائو های تیان رو چه زنده و چه مرده به یه ادم حقیر تبدیل کردی

یوئه لو رو بیست سال به بردگی گرفتی و تحقیرشون کردی

دوباره ازت میپرسم به عنوان کی با من صحبت می کنی؟

میدونم که پسر شیائو های تیان، شیائو وو شیا هستی

شیائو های تیان به شاهزاده چی کمک کرده بود

تو امور داخلی دا لیانگ دخالت کنه

غیر ممکن بود از این وضعیت خارج بشه

حتی اگه به بازی کشیده میشد

ولی کیه که تو بازی به سرنوشتش کشیده نشه؟

بلای دا لیانگ بود

باید میمرد

در مورد همسر وی چطور؟

چرا کشتیش؟

همسر وی زنی بود که دوستش داشتم

نباید ین شوانگ چیائو رو ملاقات میکرد نباید اینو بهم میگفت

مهاجم

همسر وی رو ول کن

وایستین

هر کسی جلو بیاد میکشمش

اعلیحضرت واقعا شاهزاده چی رو کشتی؟

فقط چون همسر وی متوجه شده بود شوهرش کسی که باعث از بین رفتن خانوادش شده کشتیش؟

حتی بچش رو هم کشتی

شیائو سه بیدار شدی

وی جائو برگشته؟

هنوز نه

نمیدونم چه خبره

خیلیا دارن میرن غرفه جای شینگ

غرفه جای شینگ؟

جناب سوی، بانو یانگ رو ببر

وی جائو واقعا خوبه زنی رو تو خونش مخفی کرده

خیلی دنبالت گشتم شاهدخت یونگ ان

خواجه جیانگ بینی سگیت واقعا خوبه

دختره حقیر امروز تیکه تیکت میکنم

بانو از اینجا برو

مراقب باش

از این طرف

شیائو سه

مرزبان

وی جائو کجاست؟

اعلیحضرت سان لانگ رو با مردم تهدید کرد

طوری که مجبورشد چیزی نگه

سان لانگ هر کاری میتونسته برای یوئه لو انجام داده

موضوع پدرش چی؟

احتمالا هرگز نتونه بگه

الان کجاست؟

برای ادای احترام به شاهزاده چی رفتن غرفه جای شینگ

یه چیزی اشتباهه

بوی گوگرد روی جیانگ یوان حس کردم

تو غرفه جای شینگ کمین گذاشتن

احتمالا باروته

باید به وی جائو بگم

باهات میام

...تونگ مین تو و زه مینگ

به بقیه میگیم برای کمک بیان

باید مراقب باشین

بریم

مدام میگی خواستی بهشته و انتخابی نیست

ولی شاهزاده چی انتخاب کرد برای مردم فداکاری کنه

پدرم خودشو برای عدالت فدا کرد

ولی تو هیچ وقت هیچی فدا نکردی فقط خواسته های خودخواهانه داشتی

بیست سال تلاش و زحمت کشیدم

تو بیست سال گذشته دا لیانگ برکت زیادی داشته

هوا خوبه و مردم در ارامش زندگی و کار کردن

از مردم حفاظت کردم بهشون ارامش دادم

وجدانم راحته

از مردم پرسیدی درباره پرونده شاهزاده چی، چی میخوان؟

ازشون دوری میکنی و فریبشون میدی و حتی میکشیشون

اگه واقعا به فکر مردم هستی میدونی

تنها چیزی چه میخوان یه جای ارومه

نمیخوام از هم جدا بشن و نمیخوان حقیر بشن

ولی برای جاه طلبیت فقرا و ضعیف هارو به بردگی گرفتی

و به بی گناه ها ظلم کردی

ولی الان حاکم دا لیانگ هستم

برنده قوانین رو تعیین می کنه و بازنده باهاشون زندگی میکنه

حرف اخر همه چیز رو من میزنم

سان لانگ هنوز مفهموم بازنده و برنده رو نفهمیدی

زیر اینجا باروت هست

همه چیز گذشته دود میشه

نمیتونی فرار کنی

تلاش میکنی دوباره یوئه لو رو به دروغ متهم کنی؟

مردم یوئه لو رهاش نمیکنن

باروت گذاشتن و سعی کردن منو بکشن

وی جائو، فرمانده نگهبانان سپیده دم

برای محافظت از من مرد

نگران نباش سان لانگ

ابروت روحفظ میکنم

برای مبارزه کاری نمیتونه بکنه

حمله کنین

از امپراتور محافظت کنین

سان لانگ

بیست سال پیش داستانی ساختی

تا پدرم و یوئه لو رو از بین ببری

داستان امروز رو من میگم

امپراتور دا لیانگ به دست وی جائو کشته شد ربطی به کسی نداره

وی جائو

وی جائو

وی جائو

وی جائو

وی جائو

وی جائو

اینجام

وی جائو

وی جائو صبر کن

میارمت بیرون

همه چیز تموم شده

دیگه هیچکسی نمیتونه بهت صدمه بزنه

از این به بعد ازادی میتونی از غذا و نوشیدنی لذت ببری و مناظر زیبا ببینی

باشه

منتظرت میمونم

منتظرم تا منو با خودت ببری

تحمل کن

منتظرم باش

تمام خانوادمو از دست دادمو خونمو ترک کردم

اگه نبودی پر از نفرت بودم

الانم پشیمون نیستم

چون به زادگاهم برگشتم

بهم قول دادی

قول دادی باهم دنیارو ببینیم

جرات نکن بهم دروغ بگی

تو عمارت قدیمی برات هدیه ای گذاشتم

تو اینده هر جایی که بری یوئه لو خونه توئه

منم تو یوئه لو مراقبتم

منتظرم تا منو با خودت ببری

تحمل کن

فورا میارمت بیرون

پی ین

سان لانگ

مراقب جیانگ سه باش

یوئه لو رو

به تو میسپارم

جیانگ سه

اینجوری نباش

جیانگ سه

وی جائو- جیانگ سه اینجوری نباش-

بریم

وی جائو

بریم

وی جائو- بریم-

بریم

برو

این بار هرگز به عقب نگاه نکن

♪از این به بعد، دیگه نه دردی و نه پشیمونی♪

♪نه دیگه خاطره ای ازت نیست♪

♪قلبی پژمرده بدون کسی که بهش وابسته باشه ♪

♪ دلیلیه که طاقت جدایی رو ندارم♪

♪اخرین خاطره سوزان درون قلبم♪

♪از این به بعد، دیگه نه دردی و نه پشیمونی♪

♪نه دیگه خاطره ای ازت نیست♪

ارباب

ارباب

ارباب

بیا بریم خونه

بیا بریم خونه

بیا بریم خونه

میبرمت خونه

(سه، شیا)

وقتی همه چیز تموم شد

میخوام یه خونه کوچیک بسازم

این تاب هم میبرم اونجا

اینجوری مهم نیست چقدر دور باشیم

چیزی داریم که نشونه خونه باشه

تمام خانوادمو از دست دادم و خونم رو ترک کردم اگه تو نبودی پر از نفرت بودم

الانم

پشیمون نیستم

چون به زادگاهم برگشتم

تو عمارت قدیمی

برات هدیه ای گذاشتم

در اینده هر جایی که میری یوئه لو خونته

تو یوئه لو مراقبت هستم

♪ بذار با باد پرواز کنه به رویاهای شیرین بره♪

♪لحظه های زیبایی که با هم به اشتراک گذاشتیم♪

♪ در زمان موندگار میشن هرگز همدیگه رو ترک نمی کنیم♪

♪عشقم ♪

♪طلوع خورشید و غروب ماه رو میبینه♪

♪ چهرت تو ذهنم زنده میمونه♪

گل رز چینی و ازالیا

هر تابستون خونه بوی خوبی میداد و گاهی زنبورها رو جذب می کرد

تو کنار خونه همیشه یه گلدون بود

استادم همیشه اتفاقی میخورد بهش

حتی سرزنشم میکرد که چرا انقدر گیاه تو خونه گذاشتم

صدای باد رو خودت ساختی؟

با کمک پوسته ها ساختم

کنار ستون میذاشتم

♪ لوبیا قرمزی توی قلبت بکار♪

♪ قدرش رو بدون♪

♪گل محبت♪

♪ بدون محو شدن شکوفا میشه برای همیشه عاشقه ♪

♪یه بادبادک پرواز بده♪

♪ بذار با باد پرواز کنه به رویاهای شیرین بره♪

♪لحظه های زیبایی که باهم به اشتراک گذاشتیم♪

♪ در طول زمان موندگار میشه هرگز همدیگه رو ترک نمی کنیم♪

♪عشقم ♪

♪طلوع خورشید و غروب ماه رو میبینه♪

♪ چهرت تو ذهنم زنده میمونه♪

♪دو قلب♪

♪به همدیگه وابستن♪

♪مثل ان جاری عشق و نفرت ادامه داره♪

♪تنها خواستم ♪

♪قلب تزلزل ناپذیرته♪

♪وقتی برمیگردم تو هنوز اونجا باشی♪

♪همون قدر پرشور که اولین بار همدیگه رو دیدیم♪

♪ دستات رو تا ابدیت می گیرم♪

♪زمان نمیتونه ماهارو از هم جدا کنه♪

♪ خواسته هامون ادامه داره♪

تعظیم اول به بهشت

♪برای یه لحظه مشترک♪

♪برخورد از پیش مقدر شده یا اتفاقی بوده♪

♪ داریم از هم جدا میشیم♪

♪در برابر دست سرنوشت♪

♪همه برای یه عمر محبت عمیق♪

♪خوشبختم که با هم قدم میزنیم حتی برای یه لحظه♪

♪ وقتی برای اولین بار با هم اشنا شدیم♪

♪ کی میدونست که امروز به اینجا می رسیم؟♪

♪قلبی پژمرده بدون اینکه به کسی وابسته باشه ♪

تعظیم دوم به زمین

♪دیگه خاطره ای ازت نیست♪

♪اولین برخورد یا گذشته♪

♪به هم کشیده شدیم♪

♪خطرات و تهدیدها رو تحمل کردیم♪

♪برای یه لحظه مشترک♪

♪برخورد از پیش مقدر شده یا اتفاقی بوده♪

♪ داریم از هم جدا میشبم♪

♪در برابر دست سرنوشت♪

♪همه برای یه عمر محبت عمیق♪

♪خوشبختم که با هم قدم میزنیم‌ حتی برای یک لحظه♪

♪ وقتی برای اولین بار با هم اشنا شدیم♪

♪ کی میدونست که امروز به اینجا می رسیم؟♪

♪قلبی پژمرده بدون اینکه به کسی وابسته باشه♪

♪ دلیلیه که طاقت جدایی رو ندارم♪

♪اخرین خاطره سوزان تو قلبم♪

♪از این به بعد، دیگه نه دردی و نه پشیمونی♪

♪نه دیگه خاطره ای ازت نیست♪

♪همه برای یه عمر محبت عمیق♪

♪خوشبختم که با هم قدم میزنیم حتی برای یک لحظه♪

♪ وقتی برای اولین بار با هم اشنا شدیم♪

♪ کی میدونست که امروز به اینجا می رسیم؟♪

♪قلبی پژمرده بدون اینکه به کسی وابسته باشه ♪

تعظیم سوم به همسرم- تعظیم سوم به شوهرم-

♪دیگه خاطره ای ازت نیست♪

♪از این به بعد، دیگه نه دردی و نه پشیمونی♪

♪نه دیگه خاطره ای ازت نیست♪

مرزبان

شیائو سه نیازی به تشریفات نیست

مرزبان ازت لطفی میخوام

حتی اگه نگی هم میدونم

به سان لانگ قول دادم که مراقب یوئه لو باشم

ممنونم مرزبان

کاریه که باید انجامش بدم

تو چی؟

میخوای چیکار کنی؟

شیائو سه به چینگ کانگ برگرد

همه چیز تموم شده

هیچ کسی دیگه هرگز اذیتت نمیکنه

اگه میخوای به مردم کمک کنی برات طبیب خونه باز میکنم

میتونی هرکاری میخوای انجام بدی

با ایستادن روی قله و به مردم نگاه میکنم

چه طور تو این دنیای وسیع تنها نباشم؟

مرزبان ارامش این دنیا دست توئه

وزیر وارد بشه

عرض ادب اعلیحضرت

از اعلیحضرت برای یوئه لو درخواست

لغو کار اجباری، لغو برده داری، ترویج دانش رو دارم

به مردم دلسوزی کنین تا حکومت از فساد در امان باشه

همه متحد بشن

تصویب میشه

(عمارت مرزبان جیان دینگ)

همه چیز به پایانش رسیده

بالاخره فرصتی هست دنیارو ببینم مرزبان

می خوام دوباره خودم باشم

سان لانگ رفته شیائو سه هم رفته ان چنگ هم

به خاطر اشتباه فدا شد

دیگه زه مینگ هم نمیتونم نگه دارم

مرزبان تازه صلح به دنیا برگشته

کشاورزی باید مورد تاکید قرار بگیره و مالیات کاهش پیدا کنه

نگه داشتن مقامات صادق در حال انجام وظیفه که صدای مردم رو بشنون

چیزی جز مهربونی چیزی جز فضیلت

هر چند بی عدالتی یوئه لو حل شده وعده بین شما و وی گائو هنوز محقق نشده

لطفا قولتون رو به وی جائو به منظور ارامش روحش عملی کنین

باور دارم که شما وزیر لایقی خواهید بود

برو یه کیسه معطر بخر

(یوئه لو)

♪ ماه روشنه همون طور که مهتاب می درخشه♪

♪ روشن تو اسمون تو اب موج میزنه♪

وقتی از دنیا میری شهرت خوبی بذار

درست مثل پرنده ای که از جایی به جای دیگه میره

ولی تو هیچ ردی از خودت باقی نذاشتی

ا له به سفر رفته

گفت که میخواد مثل تو از یوئه لو محافظت کنه

زندگی سختی داشتی

به چیزایی که میخواستیم رسیدیم

باید تو ارامش بخوابی

ممنونم که یو لیان رو بهم برگردوندی

برای بقیه تو پسر یه گناهکاری

هیچ‌کسی واقعا نمیدونه که کی هستی

ولی ووشیا از یوئه لو همیشه تو قلبمون میمونه

هر گل، شاخه، علف و درخت تو یوئه لو به خاطر تو زنده مونده

مردم یوئه لو همیشه هر کاری رو که براشون انجام دادی به خاطر میارن

ناجیشون شیائو وو شیا رو به خاطر میسپارن

این همه سال به خاطر یوئه لو کنارتون بودن

احساساتی به اینجا پیدا کردم

تصمیم گرفتم بمونم

نمیرم

الان احساس بهتری دارین؟

ارباب

سال ها کنارتون بودم

میخواستم نقابتون رو بردارین و ببینم ازدواج کردین و بچه دارین

دیگه نمیتونم ببینم

دیگه نمیتونم ببینم

♪ هر وقت به افق خیره شدم♪

♪تنهایی ماه رو دیدم♪

♪ رویدادهای گذشته دوباره ظاهر شدن♪

♪ میتونم ببینم که♪

♪وطن در دوردسته♪

♪زیر همین ماه♪

♪ ماه روشنه همون طور که مهتاب می درخشه♪

♪ روشن در اسمون تو اب موج میزنه♪

♪مهتاب صدا نداره♪

♪تو قلبم طنین انداز میشه♪

(دره مینگ یوئه ، یوئه لو) (پنج سال بعد)

مادر نبات بخور

پسر خوب یائو ار

مادر رسیدیم خونه؟

تقریبا رسیدیم

جلوتره

میخوام فرنی بدون تلخی بخورم

باشه

وقتی رسیدیم خونه برات درست میکنم

مادر رفتیم خونه بعدش دوباره میریم؟

البته

بیمارهای زیادی هستن که منتظرن درمانشون کنم

پدر خونه ست؟

یائو ار بیا

رسیدیم خونه

پدرت تو خونه منتظرمونه

(عشق مثل اب جاریه زندگی یه سفر طولانیه از اینکه همراهمون بودین ممنونیم)

(داستان تموم شد ولی خاطره زنده ست)

(امیدواریم به خواسته هاتون برسین)

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت چهلم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.