All language subtitles for Love.of.Nirvana.EP39

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole Download
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese Download
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

=عشق نیروانا=

=قسمت سی و نهم=

امروز، با هم می جنگیم با هم میمیریم

باهم دشمن رو نابود میکنیم

کشور رو ازاد میکنیم

باهم میجنگیم و باهم میمیریم

دشمن رو نابود میکنیم و کشور رو ازاد میکنیم

جیانگ سه

تو میدون جنگ مراقب باش

منتظر میمونم تا برگردی

متاسفم

نمیتونم بذارم پیدات کنه

صبر کن تا برگردم

عمو پینگ ببرش

...ارباب

باشه

حمله کنین

حمله کنین

...حمله

جناح چپ، جناح راست از خط مقدم حمایت کنین

حمله

حمله

حمله

حمله

حمله

وی جائو واقعا یه مرد معمولی نیست

تفاوت قدرت نظامی‌ خیلی زیاده

با این حال بازم تونسته تحمل کنه

نیروهارو زیاد کنین

محاصرشون کنین

ارتشمون در استانه محاصره شدنه

باید طبق نقشه پیش بریم؟

حمله کنین

...حمله

دشمن حتما با نیروهای اصلیش محاصرمون میکنه

وقتی تشکیلش دادن

نیروهارو هدایت میکنم تا ازبین ببرمشون

ولی متحدین باقی مونده نیروها محاصره میشن

از اونجایی که متحد هستیم

چاره ای جز اعتماد کردن بهم نداریم

باید سلاح

و سپر باشیم

خط مقدم رو نگه دارین و از نیروهای مرکز پشتیبانی کنین

زود باشین

ازم محافظت کنین بریم

بریم

نیروها به فرمان من

با تمام قدرتت حمله کنین

حمله

حمله کنین

گوش کنین

گائو شیو، امپراتور وی، به کشورمون حمله کرده

امروز شکست خوردی

از روی حسن نیت دا لیانگ تسلیم شدنت رو قبول میکنه

به شرط اینکه عقب نشینی کنی

برای ده سال از کشورت میگذریم

سربازها گوش کنین

زنده باد فرمانده وی

زنده باد فرمانده وی

زنده باد فرمانده وی

دارن بهش زنده باد میدن

به قصر برمیگردیم

پدر به میدون جنگ نمیرین؟

نبرد پیروز شده

چرا باید برم؟

به قصر برمیگردیم

فرمانده وی

فرمانده وی

نبرد شدید سم رو تحریک کرده

باید از طب سوزنی استفاده کنم

جیانگ سه نباید بفهمه

قبلا فرستادمش تا برای بقیه دارو بیاره

نگران نباشین فرمانده وی

(ملک مخفی، یوئه لو)

کی بیدار شدی؟

فکر کردم فرستادمت بری

چرا برگشتی؟

عمو پینگ منو کجا میبری؟

نمیتونم تنهاش بذارم

بانو جیانگ لطفا با ارباب مخالفت نکنین

از زمانی که شناختمش هرگز ولش نمیکنم

قبلا اینطوری بوده

الانم همین طوره

همیشه هم میمونه

بانو جیانگ

بانو جیانگ

میدونم به خاطر خوبی خودم فرستادیم برم

ولی نمیخوام برم

میخوام اینجا بمونم

سربارت نمیشم

تبریک میگم

از نه تا زندگیت یکی هم کم نشد

گرسنته؟

صبر کن

وحشتناک به نظر میاد

اینطوری نیست که قبلا نخورده باشی

شیرینه؟

شیرینه

این همه استراحت کردی چرا نمیتونی خوب فکر کنی

فقط انگاری خیلی

وقته که پیشتم

از این به بعد هم کنارم میمونی

هرچی من میخورم تو هم میخوری

رسیده

اره

نگران نباش

دیگه نمیذارم اذیتت کنه

خودت چی؟

همه چیزو تموم میکنم

سان لانگ

شیائو سه

شائوجون

زخم سان لانگ چه طوره؟

نمیمیرم

شماها حرف بزنین

میرم یه چیزی برای خوردن اماده کنم

میدونی که اعلیحضرت اومده؟

اره

گائو شیو رو اسیر کردی، پیمان صلح بستی

و احترام سه ارتش رو بدست اوردی

اعلیحضرت همیشه مراقبت بوده

الان میترسم بدتر شده باشه

درخت ارامش میخواد ولی باد نمیذاره

مدت هاست که قصد کشتن منو داره

هر کاری می کنم دیگه راه برگشتی وجود نداره

به جای زندگی تو ترس باهاش روبه رو میشم

این تنها امیدم برای زنده مونده

سان لانگ نقشه ای داری؟

قصد دارم که حقیقت پرونده شاهزاده چی رو فاش کنم

مقابل سه ارتش عدالت رو برای پدرم و یوئه لو جبران کنم

میخوای بمیری

تو این مرحله این تنها کاریه که می تونم انجام بدم

برای پدرم و یوئه لو

یوئه لو چه جرمی مرتکب شده ؟

کی جز من میتونه تحملش کنه؟

فقط وانمود کن هیچی نمیدونی

یوئه لو چه جرمی مرتکب شده ؟

از طرف دنیا بهت جوابی میدم

چه ضرری هست؟

از بچگی یادگرفتم

برای منافع خاندانم بجنگم

اخرش روابط خانوادگی از بین رفت

افراد نزدیکم اسیب دیدن و از عزیزانم دور شدم

جدا از جنگیدن هیچ چیز دیگه ای نمیدونم

به مبارزه ادامه میدی؟

البته

تو این دنیا چه خوب و چه بد، هیچ چیز بدون بهایی بدست نمیاد

برای مجازات شر، باید بجنگیم

برای برقراری عدالت باید حتی بیشتر بجنگیم

این بار، اون مبارزه برای مردم، برای عدالت و دادخواهیه

حاضرم کنارت باشم

برای مردم یوئه لو عدالت رو برقرار کنیم

شائوجون ازت ممنونم

سان لانگ امروز فهمیدم

که من و تو حریف نیستیم

معتمد و دوست هستیم

چرا تو خیابون یوئه لو فقط افراد مسن و بچه هست؟

هر سال یوئه لو به دا لیانگ برده میفرسته

مرد ها و زن های جوون به لیانگ فرستاده میشن

به صورتشون نگاه کن

نمیخواستن برده بشن برای همین صورتشون رو زخمی کردن

اونارو میپوشونن

برای تشویق خودشون تا با زندگی با شجاعت مواجه بشن

دا لیانگ به عنوان خراج از برده استفاده میکنه

ولی تو یوئه لو بیست ساله که خانواده ها از هم میپاشن

و درد غیر قابل تحملی دارن

هرگز این چیزها رو نمیدونستم

عالیجناب، یوئه لو و دا لیانگ

همشون از مردم شما هستن

تنها چیزی که اونا میخوان اینه که مثل مردم عادی زندگی کنن

تو صلح و رفاه باشن

میدونم که مهربون و دلسوز هستین

ولی عذر میخوام که رک میگم اگه میخواین حاکم باشین

خیرخواهی به تنهایی کافی نیست

باید جسارت پیشی گرفتن از امپراتور رو داشته باشین

شائوجون بی پروا صحبت نکن

واقعا متوجه نشدین که محاکمه شاهدخت یونگ ان برای چی بوده؟

اگه فقط از دستورات امپراتور پیروی کنین کی میخواین تنهایی بیاستین؟

بین وظایف فرزندی و عدالت سرگردونم

ولی اون پدرمه

چه انتخابی دارم؟

این کاریه که واقعا میخواین انجام بدین؟

وفاداری به پدرتون یا عدالت برای مردم؟

(قصر، یوئه لو)

پدر

چیشده؟

میخوام جسور باشم و از پدر بخوام

برای یوئه لو عدالت رو برقرار کنن

عدالت؟

اون موقع ارباب سابق یوئه لو، شیائو های تیان

متهم به توطئه علیه عموم، شاهزاده چی شد

ولی شاهد و مدرکی وجود نداشت همه چیز مشکوک بود

اگه مردم یوئه لو دوباره درگیر بشن

همه چیز غیر انسانیه بی عدالتیه

داری میگی که بهشون ظلم کردم؟

همیشه فردی کوشا و حاکم مهربونی هستین

ولی باور دارم که ممکنه فریب خورده باشین

و قضاوت اشتباهی کرده باشین

شما حاکم دنیا و یوئه لو هستین

برای مردم یوئه لو عدالت رو برقرار کنین

کی سرتو با این شایعات پر کرده؟

بهم نیک خواهی،عدالت، شایستگی، و خرد یاد دادین

میدونم که چی درست و غلطه

میدونم دنیا باید با خیرخواهی اداره بشه

جهان با فضیلت با درستی اداره بشه

مردم اولویت هستن

اینا به خودم مربوطه تحت تاثیر کسی نیستم

همه اینا از قلب خودم میاد

هرگز تردید نمیکنم

پس از نظرت باید چیکار کنم؟

میخوام جشنی ترتیب بدم و به سه ارتش پاداش بدین

به سربازهای یوئه لو پاداش بدین براشون عدالت رو برقرار کنین

سه ارتش و مردم حتما شمارو حاکم دلسوز و مهربونی میبینن

اگه اینطوری میگی ادامه بده

ممنونم پدر

عرض ادب اعلیحضرت

سان لانگ واقعا ستون این کشور هستی

شهرتت به سه ارتش رسیده

مطمئن نیستم چه پاداشی بهت بدم

شکست ارتش وی کار من نبوده

اگه قراره پاداشی داده بشه به مردم یوئه لو تعلق داره

ولیعهد جشنی رو برای سه روز دیگه ترتیب داده پاداشی به همه میدم

ممنونم اعلیحضرت

علاوه بر سربازهایی که شجاعانه جنگیدن درباره طبیب شفابخشی شنیدم

میخوام بهش پاداش بدم

طبیب های ارتش همشون ماهر و مهربون هستن

ازطرفشون ازتون تشکر میکنم

انگار داری کسی رو مخفی میکنی

کسی تو ارتش وجود نداره که براتون جالب باشه

منم چیزی برای پنهان کردن ندارم

اگه اینطوره درباره مجازات و پاداش تصمیم میگیرم

اعلیحضرت

همه چیز اماده ست

سان لانگ دیگه اون ادم قبلی نیست

همه چیز تو یوئه لو شروع شد همین جاهم تموم میشه

برگشتی

چرا هنوز نخوابیدی؟

به لطف توئه که دیر برگشتی

بیا

بشین کمکت میکنم لباسارو پهن کنی

خیلی خب

نوبت توئه هلم بدی

دفعه پیش همین جوری رفتی

وقتی همه اینا تموم شد یه خونه کوچیک میسازم

این تاب هم میبرم

اینجوری مهم نیست چقدر دوریم همیشه جایی هست که یاد خونه باشیم

این تاب مال منه فکر میکنی میتونی ببریش؟

کی گفته این تاب مال توئه؟

(سه، شیا)

بشین

فقط برای خوردن میای اینجا چرا نمیمونی؟

دیگه فرمانده نیستم میترسم

دیگه پولی برای خونه نداشته باشم

پس برای من کار کن

فقط کارهایی که تو میتونی انجام بدی هر کاری

همه کارهارو من بکنم خودت چی؟

من؟

میشینم روی تاب و نظارت میکنم

باشه

هرچی تو بگی

فردا مراسم پاداشه

از یی فی خواستم مراقب اینجا باشه

تا زمانی که مخفی باشه همه چیز خوبه

خودت چی؟

من؟

البته که باید برم و پاداش و افتخارمو بگیرم

فردا که مراسم تموم شد‌ بهتره مستقیم بیای خونه

مهارت نیشگون گرفتنت روز به روز بهتر میشه

کدوم ادم بد اقبالی میخواد باهات ازدواج کنه بدبخت میشه

ولی با رفتار اون موقع باهام این چیزی نیست

درسته؟

اگه امشب میتونست طولانی باشه خوب میشد

همین الانشم تابت دادم

چرا هنوز ناراحتی؟

تاب نمیخوام

تورو میخوام

زود برگرد

منتظرم بمون

هرگز از مرگ نترسیدم

ولی از زمانی که باهات اشنا شدم

فهمیدم که این دنیا

همیشه تاریک و دردناک نیست

چیزهای زیادی وجود داره ارزش قدردانی رو دارن

پس شروع کردم که چیزهای بیشتری بخوام

برای نجات دادنم

وانمود کردی که همسرم هستی

برای تو فقط یه نمایش بوده

ولی برای من یه عهد طولانی مدته

تمام زندگیم تنها همسرم هستی

اینده نا مشخصه

پس خودم

ازدواجمون رو انجام میدم

تعظیم اول به بهشت

تعظیم دوم به زمین

تعظیم سوم به همسرم

یی فی

با جونت از اینجا محافظت کن

حتما

برادر زه مینگ ، جیانگ سه رو به تو میسپارم

اعلیحضرت حتما در طول مراسم سراغ جیانگ سه میاد

نباید متوجهش بشه

نگران نباشین با جونم از شیائو سه محافظت میکنم

مراسم امروز میتونه یه تله باشه

به علاوه مدرکی ندارین

دیگه راهی وجود نداره

حالا که دارم میرم راه برگشتی نیست

چیه؟

میخوای بدون من بری؟

بدون تو نقشه کامل نیست

شائوجون بریم

افرادتو بفرست تا شاهدخت یونگ ان رو پیدا کنن

امروز مناسبت بزرگیه

حیفه که از دستش بده

بله

به اعلیحضرت خوش امد میگیم

همتون بلند شین

ممنون اعلیحضرت- ممنون اعلیحضرت-

شما سرباز های سه ارتش از کشور بزرگمون دفاع کردین

و دشمن رو نابود کردین

سزاوار پاداش و شایستگی هستین

شراب و گوشت خوبی برای قدردانی ازتون اوردم وقتی به لیانگ برگردین

بهتون پاداش و عناوین میدم

ممنونیم اعلیحضرت- ممنونیم اعلیحضرت-

پدر، سربازان یوئه لو شجاعانه علیه وی جنگیدن

خواهش میکنم برای تسلی دادنشون بهشون پاداشی بدین

هر کسی که بهمون کمک کرده

بدون توجه به جنایات گذشته

برابر باهاش رفتار میشه

و بر این اساس پاداش میگیره

مردم یوئه لو چیزی برای گفتن دارین؟

ما مردم یوئه لو قبولش میکنیم

اعلیحضرت‌حرفی برای گفتن دارم

وی جائو چی برای گفتن داری؟

می خوام در مورد پرونده شاهزاده چی که مربوط به بیست سال پیشه حرف بزنم

پرونده قدیمی شاهزاده چی؟

چی برای گفتن داری؟

بی عدالتی برای یوئه لو

امروز باید رسیدگی بشه

بی عدالتی برای یوئه لو

امروز باید رسیدگی بشه

ارباب سابق یوئه لو، شیائو های تیان مرد شرافتمندی بود

قاتل واقعی شاهزاده چی نیست

اگه شیائو های تیان نبوده پس کی بوده؟

...قاتل واقعی شاهزاده چی

مادر چرا اینجایی؟

مگه نخواستین بیایم اینجا؟

درسته

مراسم پاداش امروز برای مردم یوئه لو تو سهم پیروزیه

وی جائو بیا جلو

وی جائو گفتی شیائو های تیان مورد ظلم قرار گرفته

و یوئه لو بهش ظلم شده

چرا مقابل مردم یوئه لو توضیح نمیدی؟

مرزبان چیشده؟

اعلیحضرت از مردم استفاده میکنه تا سان لانگ رو تهدید کنه

حرف زدن براش سخت میشه

به نگهبانان چانگ فنگ بگو هوشیار باشن

باید از مردم محافظت کنین

(کوه مینگ یوئه، یوئه لو)

چی میبینی؟

خونمون

میدونی من چی میبینم؟

خونمون

خونه جی و خونه پینگ

و خونه همه مردم یوئه لو

قهرمان نیستم و نمیخوام که باشم

فقط میخوام از این خونه و سرزمین مراقبت کنم

برای همین تمرین میکنم

یه روز اهمیت واقعیش رو میفهمی

اونوقت میفهمی کلماتی که امروز بهت گفتم چه معنی دارن

چرا حرف نمیزنی؟

بی پروا حرف زدم

نمیدونم که کی شاهزاده چی رو کشته

شاهزاده چی تو جریان گفتگوی صلح تو یوئه لو مرد

خاندان شیائو باید همه تقصیرها رو گردن میگرفت

ولی قبیله یوئه لو نباید بی عدالتی رو تجربه کنه

برای دروغ گفتن میتونم کاری کنم تو و خاندانت بمیرین

جنایات خاندان شیائو باید به تنهایی به عهده خودشون باشه

ولی اشتباهات ارباب سابق شیائو

نباید روی مردمش تاثیری بذاره

مردم یوئه لو بیست ساله که رنج میکشن

درد رو تحمل میکنن و خانواده هاشون از هم پاشیده شده

تو نبرد بین لیانگ و وی، مردم یوئه لو

برای محافظت شجاعانه از سرزمینشون و مردم

یوئه لو بخشی از دا لیانگه

مردم یوئه له هم مردم اعلیحضرت هستن

تنها ارزوی اینا اینه که تو صلح زندگی کنن تا با عزیزانشون یکی بشن

به مردمشون اهمیت بدن

صمیمانه ازتون میخوام که تمام قوانینی که برای یوئه لو وضع شده از بین ببره

و بخشیده بشه

خواهش میکنم اعلیحضرت، یوئه لو رو ببخشین

وی جائو با چه هویتی باهام صحبت می کنی؟

من وی جائو فرمانده نگهبانان سپیده دم دا لیانگ هستم

تمام عمرم بهتون

وفادار میمونم

با جنگیدن در کنار سرباز ها و مردم عادی یوئه لو

از شجاعتشون متاثر شدم

از طرفشون این درخواست رو دارم

حتی اگه به معنی رها کردن همه چیز باشه

هیچ پشیمونی نخواهم داشت

متواضعانه از اعلیحضرت تقاضای عفو یوئه لو رو دارم

منم کنار مردم یوئه لو جنگیدم

برای مردم یوئه لو درخواستی دارم

اعلیحضرت اونارو عفو کنین

اعلیحضرت اونارو عفو کنین

منم مایلم براشون درخواستی کنم

پدر اونارو عفو کنین

همون طور که گفتم، هر کسی که به دا لیانگ کمک کرده

پاداش میگیره

اعلام میکنم که یوئه لو رو عفو میکنم

زنده باد امپراتور

زنده باد امپراتور

وی جائو از اونجایی که درخواستت رو قبول کردم

و یوئه لو رو عفو کردم چه طوره باهم به غرفه جای شینگ بریم

تا به شاهزاده چی ادای احترام کنیم

اطاعت میشه

(یوئه لو)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.