Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
=عشق نیروانا=
=قسمت سی وهشتم=
( جوجو، دا لیانگ)
چیشده؟
دیدم خیلی وقته بیهوشی
چیزی نیست حتما خیلی خستم
خیلی ترسیدم
چندبار فکر کردم که ممکنه برنگردی
چه طور بر نگردم؟
یو جینگ لونگ استقرار نیروها برای پشتیبان رو به تاخیر انداخت
دستور اعلیحضرت بوده؟
حدس می زنم اینطور باشه
دشمن بزرگ پیش رومونه با این حال میخواد زندگیتو بگیره
یو جینگ لونگ عملیات نظامی رو تاخیر ننداخته
نه تنها سواره نظام پیشتاز میتونه تو وی پیشروی کنه
حتی جوجو هم پس گرفت و میتونست از شرم خلاص بشه
کشتن دو پرنده با یه سنگه
وقتی یه ژنرال تو جنگ بمیره توضیح ازادتری براش وجود داره
این نبرد چه از داخل چه از بیرون پر از دشمنه با این حال
اجازه نداری ترکم کنی
باشه
اگه ولم کنی چی؟
اگه دوباره این کارو بکنم با اتیش بزرگ مجازات میشم
صبر کنین
فردا به لیانگ جو میریم تا پی ین رو ببینیم
ارتش یوئه لو میتونه دنبال من بیاد
یی فی درباره پرونده شاهزاده چی بهم گفت
شایستگی ارتش یوئه لو مهمه؟
...هونگ جیه اگه هنوز نگرانی
باهات به لیانگ جو میایم
حتی اگه به خاطر شایستگی نظامی نباشه بازم میایم
باشه
اگه چیز دیگه ای نیست میریم
فردا صبح زود باید بریم
باشه
بانو جیانگ
معمولا باهات رفتار بی ادبانه ای دارم
بهت توهین کردم
لطفا منو ببخش بانو جیانگ
عمو پینگ فقط به اربابت وفادار هستی
هرگز به دل نگرفتم
نه بانو جیانگ امروز به خاطر نجات ارباب پیش ارتش یوئه لو اومدی بدون هیچ ترسی
به خاطر اینم که شده باید بهت ادای احترام کنم
عمو پینگ
باید انجام بدم
پس منم باید انجام بدم
ممنون بانو جیانگ
خائن هارو مجازات
از دا لیانگ محافظت کنین
فرمانده کل
کارت خوب بود فرمانده کل
به نظر میاد نیازی به من نیست
شخصا برای دیدن نگهبانان چانگ فنگ میای
میتونی بر عهدشون بگیری
مرزبان این مرد تنگ نظره
میترسم براتون دردسر بشه
اونم میخواد دا لیانگ تو این نبرد پیروز بشه
فقط یکم مقابل ارتش جن یوان لجباز و متعصبه
جناب سوی داره کمان ققنوس رو اماده میکنه
مرزبان نگران نباشین
ارتشمون قطعا پیروز میشن
با پیروزی برمیگردیم
باشه
وقتی به پیروزی رسیدیم و برگشتیم
بهت فرماندهی کل نگهبانان چانگ فنگ رو میدم
(ارتش وی ، کشور وی)
(گائو شیو، کشور وی)
جوجو از دست رفته؟
من مقصرم به خوبی از جناب تنگ محافظت نکردم
دا لیانگ از چه ژنرال های خشنی استفاده میکنه
...نه تنها جوجو رو گرفتن حتی
اعلیحضرت اون شخص وی جائو فرمانده نگهبانان سپیده دمه
قبلا هرگز تو میدون جنگ ندیده بودیمش
به طور غیر منتظره ای شجاع و ماهره
فقط یه وزیره با قدرت بازی میکنه ولی اگاهی نداره
شنیدم که توهم تو لیانگ جو نتونستی دووم بیاری
دشمن رو دست کم میگیری؟
...تو
کافیه
نقشه فعلی اینکه
باید سریع تر لیانگ جو رو بگیریم
تا جایی که میدونم ژنرال لیانگ جو یو ران با پی ین درگیره
یو ران سال ها سرباز بوده و مبتکرانه عمل میکنه
ولی اقداماتش تو شهر ضعیف بوده
تمام اعتبارش به پی ین رسیده
دقیقا زمانی که مشتاق به دست اوردن برای شایستگی بوده
باید علیهش اقدام کنیم
ژنرال لو نقشت چیه؟
افرادمو میفرستم تا تظاهر کنن به یو ران تسلیم شدن
بهش اخباری میدن که میخوام مخفیانه حمله کنم
تو زمان رویارویی تظاهر به شکست میکنم
با اسیرها به شهر برمیگردم
وقتش که رسید از داخل و خارج همکاری میکنیم
لیانگ جورو تو یه لحظه میگیریم
ژنرال انتظار نداشتم برای ارتش بخوای هم چین کاری بکنی
اگه برام قابل استفاده نباشن چرا باید بهشون گفت ارتش من؟
کاری که ژنرال لو میگه انجام بدین
بله
مطمئنی لو یو امشب از اینجا رد میشه؟
(لیو مینگ) (جاسوس ارتش جن یوان) ژنرال من قبلا
با لویو فرار کردمو به ارتش وی ملحق شدم
تو سرزمین بیگانه سرگردان شدم
دلتنگ وطنم شدم
فقط می خوام به دا لیانگ برگردم
و بخشی از ارتش جن یوان باشم
اگه بهم کمک کنی شایستگی میگیری
سالم به دا لیانگ برت میگردونم
ممنونم ژنرال
اومدن
حمله
اسیرهارو به اردوگاه ببرین
توهم برو
میرم دنبال لویو
بله- بریم-
یو ران شهر رو برای تعقیب لویو ترک کرده
و ارتش وی دروازه رو شکست
اینجا هرج و مرج اتفاق افتاده
می ترسم که لیانگ جو قابل دفاع نباشه
گزارش
گزارش
فرمانده کل
ژنرال یو در کمین لو قرار گرفته
تو جنگ مرده
این نشان ببریه که برگردوندم
بارها گفتن که بهتون تحویلش بدم
نیروهارو اماده کنین
به یوئه لو میریم
از نیروهامون محافظت میکنیم
برای عقب نشینی به زمان نیاز داریم
میتونیم از
موقعیت دفاعی کوه مینگ یوئه برای کمین کردن استفاده کنیم
کمین؟
چقدر زمان و افراد نیاز داریم؟
پنج گروه سرباز
در عرض یک ساعت
ان چنگ برو دنبال شیائو سه و سان لانگ
به ارتش ملحقشون کن
مرزبان نگران نباشین
وضعیت بحرانیه
باید مراقب باشی
نگران نباشین
به وظیفم عمل میکنم
و منتظر اینم که شما منو برادر بزرگ تر صدا کنین
گروه اماده این؟
راه میفتیم
بریم
مراقب باشین
مادر دیگه نمیتونم راه برم
نون برای خوردن میاد
بانو وسیله هاتو بده
من میارم
ممنون- مراقب باشین-
زه مینگ چقدر طول میکشه که به کوهستان مینگ یوئه برسیم؟
با سرعت فعلی یک ساعت دیگه نیاز داریم
خوشبختانه کمین برپا شده
باید بتونه جلوی ارتش رو بگیره
فهمیدم
بریم
لیانگ جو سقوط کرده و سرباز ها در حال عقب نشینی به سمت شمال یوئه لو هستن
شماهارو میبرم
کمک
ژنرال کمکمون کنین
ژنرال
ژنرال، کمک کنین
ارتش وی در حال قتل عام شهره حتی افراد یوئه لوهم در امان نیستن
ژنرال
ژنرال
یی فی مردم رو ببر
برای مقابله میمونم
بله
وی جائو با این چندتا سرباز میتونی جلوی منو بگیری؟
چه شوخی ایه
به دستور من گوش کنین به دنبال من بکشینش
حمله
فرار کنین
زود باشین
عجله کنین
عجله کنین
این طرف
سریع تر برین
بیا، عجله کنین
عجله کنین
بانو جیانگ
عجله کنین
این طرف
مردم رو ببرین
باید با هم بریم
بریم
از مردم محافظت میکنم
ببرش
نگهبانان چانگ فنگ با دشمن روبه رو میشیم
بله
بانو جیانگ بیاین بریم
زودتر برین
عجله کنین
بریم
عقب نشینی
مرزبان بالاخره از کوه گذشتیم
مقدمات برپایی چادر رو اماده میکنم
مرزبان چرا برادر ان هنوز نیومده؟
افراد و اسب اماده کن برای پشتیبانی میریم
نیروهارو جمع میکنم
بی پروایی
بمون
نمیشه
میرم پیش برادر ان
زه مینگ کسی از دستور سرپیچی کنه
مجازات میشه
بله- مرزبان-
همین جا بمون
سریع بیاین
زود باشین برین
عجله کنین
سریع تر
سریع تر
نگهبانان چانگ فنگ به همین راحتی شکست نمیخورن
برین
برین
ان چنگ
ان چنگ
ان چنگ
ان چنگ
ان چنگ
مرزبان
من
ماموریتمو انجام دادم و بانو جیانگ رو برگردوندم
میدونم
برت میگردونم
میبرمت خونه
برادر بزرگتر
(عمارت چانگ فنگ)
ارباب جوان
اسمت چیه؟
ار نیو
بانو اسم جدیدی بهت داده ان چنگ
بیا جلو
ازم کوچیکتری؟
بله
پس باید برادر بزرگ تر صدام کنی
فقط کسایی که میتونن منو شکست بدن
لیاقت برادر بزرگم من بودن رو دارن
بیا
باختی
برادر بزرگتر
اگه شایستگی بدست بیارم چه پاداشی بهم میدین؟
چی میخوای؟
چه طوره برادر بزرگ تر صدام کنین
یه خونه بزرگ بهت میدم تا اماده ازدواج بشی
هیچ وقت به ازدواج فکر نکردم
میخوام بقیه عمرم پیش شما بمونم
دیگه نمیتونم
کنارتون باشم
ان چنگ
ان چنگ
ان چنگ
بیدار شو
ان چنگ
ان چنگ
بیدار شو
ان چنگ
ان چنگ
میبرمت خونه
ان چنگ
میبرمت خونه
مرزبان- مرزبان-
برادر ان
برادر ان
...منم
منم تونگ مین
بیدار شو
...منم
برادر ان
ان چنگ
چرا سر قولت نموندی؟
(ارامگاه ان چنگ)
نگران نباش
یک
(ارامگاه ان چنگ)
لو یو رو شکست دادیم
همه خوبن
نگران ماها نباش
هرگز به ازدواج فکر نکردم
میخوام تمام عمرم کنارتون بمونم
فرمانده ان وفادار و شجاع بود جونشو فدای نجات مردم کرد
براش احترام قائلم
تمام وفاداری و شجاعت برای من بود
منم تجربش کردم
در مورد چیزی که میخواستم مصمم تر شدم
نمیتونم اجازه بدم بیهوده بمیرن
من، پی ین عهد می بندم که هرگز جنگجوهای دا لیانگ رو ناامید کنم
هنوز گریه می کنی؟
جای تعجب نیست که برادر ان ات گفت پیدا کردن زن برات سخته
تو چی میدونی
خودت میدونی؟
فقط بلد نیستی گریه کنی؟
...من
باهات بحث نمیکنم
خودتم میدونی که مرزبان پی اون موقع چاره ای نداشته
به علاوه اجازه نداد دنبالش بری
چون نگران بود احساساتی بشی
و زخمی بشی نتونی برگردی
منتظر این بودم که برای ازدواج برادر ان فانوس اویزون کنم
تو زندگی بعدی
تو زندگی بعدی هم حتما دوست همین
زندگی بعدی من برادر بزرگ تر میشم
من به مشکلات میرسم
(اردوگاه نظامی،دا لیانگ)
به چه حقی اینجایین؟
اگه به خاطر نجات برده های یوئه لو نبود فرمانده ان نمیمرد
کافیه
خیلی وقته تحملت کردم
میتونین تقاص خون های که از خانواده های یوئه لو ریخته پس بدین؟
چی گفتی؟
دوباره بگو
چیکار میکنین؟
این خشم برای ارتش وی بذارین
برگردین
عجولانه کاری نکنین
برین
برین
فقط صبر کنین- باشه-
بریم
...ان
مرزبان کاری دارین؟
مرزبان چه طوره؟
خوب میشه
اولین باریه که اینجوری میبینمش
یهویی یاد موقعی افتادم که استادمو بغل کردم
حتی نتونستم خاله صدا بزنمش
نمیدونم این جنگ چندتا زندگی دیگه رو میگیره
خیلی چیزهایی که پیش پا افتاده میدونیمش ممکنه دیگه اتفاق نیفته
حدس میزنم توهم یاد خیلی ها افتادی درسته؟
یوئه لو یا دا لیانگ
چه جنگ باشه چه درگیری
همشون تموم میشن
اینجا یوئه لوئه
اگه مردم ماهارو حقیر میبینین برگردین دا لیانگ
یوئه لو هم متعلق به دا لیانگه
میخوام دعوا کنم چیه؟
چی گفتی؟
منظورت چیه؟
کافیه
اروم باشین
ساکت
دشمن بهمون نزدیکه
چه دا لیانگ باشه چه یوئه له همه رنج میکشن
روی همه تاثیر میذاره
باید تعصبمون کنار بذاریم و کنار هم بیاستیم
چیزی که روز و شب منتظرش هستیم
پایان دادن به این جنگ در اسرع وقته
تا بتونیم با عزیزانمون در ارامش زندگی کنیم
به اندازه کافی بی خانمان بودیم
تو ترس زندگی کردیم باید بیشتر با هم متحد بشیم
به همه چیز پایان بدیم
این تصنیف دا لیانگ نیست؟
به وضوح معلومه که تصنیف یوئه لوئه
ارتش دا لیانگ حاضره با یوئه لو
از فراز و نشیب ها عبور کنه
بیاین با هم تو این نبرد پیروز بشیم
میتونین با هم طوفان رو تحمل کنین و همین طور می تونیم شادی ها و سختی ها رو با هم تقسیم کنیم
شادی و سختی رو باهم تقسیم میکنیم
باهم از طوفان رد میشیم
شادی و سختی رو باهم تقسیم میکنیم
باهم از طوفان رد میشیم
از این به بعد ارتشمون با ارتش یوئه لو متحد میشه
باهم متحد میشیم و ارتش وی رو شکست میدیم
نیروهای اصلی و فرعی فرقی باهم ندارن
هر دو ارتش یکی هستن
بله
سنجاق سر یشمی رو بهت پس میدم
نشونه ارباب شهره
دیگه یوئه لو نیازی به نشان نداره
سنجاق سر یشم فقط یه سنجاق سر یشمیه
طبیعیه که به صاحبش برگرده
ممنونم
بعد از این جنگ قطعا ارباب شهر بهتری نسبت به پدرت خودمو پدر تو میشم
کاری میکنم مردم یوئه لو تو ارامش زندگی کنن
اون موقع میتونی با جیانگ سه به خونه برگردی
سنجاق سر یشم؟
ارباب هونگ امروز واقعا عالی بودی
منظورت از امروز چیه؟
هر روز عالیم
یو لیان جنگ در راهه
نگرانم
...تو میدون جنگ- حرف بیخودی نزن-
نمیدونیم فردا چی میشه
نمی خوام هیچ پشیمونی داشته باشم
میدونم
ادمی نیستم که دوستش داشته باشی ولی دوستت دارم
تو کسی هستی که تصمیم هم شادی ها و هم سختی ها زندگی رو باهاش بگذرونم
اگه تو جنگ پیروز شدیم بهم فرصتی میدی؟
پس باید قول بدی سالم برمیگردی
(شهر یوئه لو)
(چینگ کانگ)
(تالار هونگ تای)
اعلیحضرت لیانگجو سقوط کرده
یو ران در نبرد برای سرکوب شورشی ها کشته شده
وضعیت فعلی برامون مفید نیست
با گائو شیو که شخصا روحیه ارتش وی رو بالا میبره
نیروهامون خیلی ضعیفن
هرچند پی ین و وی جائو باهم متحد هستن
ولی نمیشه گفت ارتش ثبات داره یا نه
نبرد بعدی برای تعیین پیروزی خیلی مهمه
پی ین و وی جائو در واقع فرمانده های خوبی هستن
ولی دفاع از مرز و حفاظت زمین مسئولیت منه
وقتشه گائو شیو رو ببینم
اعلیحضرت خودتون شخصا میرین؟
خطر تو خط مقدم غیر قابل پیش بینیه
اعلیحضرت لطفا دوباره فکر کنین
اعلیحضرت مردم میخوان که شما ارتش رو رهبری کنین
مایلم برای از بین بردن دشمن به ارتش ملحق بشم
واقعا برای دا لیانگ یه نعمته
نظرت چیه؟
پدر، به عنوان امپراتور، درسته که از اراده بهشت برای برکت دادن به مردم پیروی کنین
به عنوان پسرتون باور دارم که شجاع و دلیر هستین
اگه شخصا برین منم بهتون ملحق میشم
تا نگرانیتون کاسته بشه
طوری که ولیعهد میگه عمل کنین
بله- بله-
(یوئه لو)
مسیر پر از تله ست
خبر اختلاف بین لیانگ و مردم یوئه لو پخش شده
لو یو و لی جن خودخواه هستن
برای گرفتن اعتبار مقابل همن
برای همین یه حمله غافلگیرانه داریم
باید با نیروهای اصلی از بین ببریمشون
تا مزیت بزرگ تری داشته باشیم
نقشه کجاست؟
با اینکه اوضاع متشنج بود ولی هنوز برای تکمیلش باهم کار میکنن
مرزبان زمان امتحان کمان ققنوس مشخص شده
چرا اون مرد انقدر اشنا به نظر میاد؟
جاسوس لو یو تو ارتشه
میترسم بهشون هشدار داده باشه
نباید بذاریم نقشه ارباب شکست بخوره
باید راهی پیدا کنیم لویو به دره مینگ یوئه بره
نه خیلی خطرناکه
وگرنه دیر میشه
سریع به ارباب جوان اطلاع بده
ژنرال افراد کمین کردن
اگه از جلو حمله کنیم می ترسم مزیتی نداشته باشیم
وی جائو و پی ین عالی هستن
بذار لی جن با این رعد و برق روبرو بشه
وقتی که متحمل ضرر و زیان بشه امپراتور وی میفهمه باید به کی متکی باشه
اطلاعاتی در مورد کمان ققنوس هست؟
هنوز نتونستم چیزی بفهمم
به شدت مراقب هستن اطلاعاتی بدست نیاوردم
واقعا همون طوری که میگن بزرگ ترین سلاح دنیاست؟
ژنرال دیدم که شب و روز روش کار میکنن
پی ین و وی جائو هم اهمیت زیادی بهش میدن
میترسم بخوان برای برنده شدن ازش استفاده کنن
گستاخ
کی هستی؟
ا لیو؟
ژنرال لو جاده پیش رو پر از تله ست
نباید برین اونجا
هنوز زنده ای؟
اون موقع خیلی عجله ای از لیانگ جو رفتین
جایی برای رفتن نداشتم برای همین تو یوئه لو موندم
با این حال اذیتم کردن و بهم بدو بیراه گفتن احترامی بهم نذاشتن
ازشون متنفرم
شنیدم که دارن براتون کمین میکنن
نگران شدم با عجله اومدم گزارش بدم
فکر میکنی بچم؟
از ده سالگیم کنارتون بودم
به غیر شما کسی ندارم بهش تکیه کنم
لطفا یه فرصت دیگه بهم بدین
حاضرم سلاح مخفی بهتون بدم
چه سلاحی؟
این اسلحه مخفیه که توسط نیروهای متحد اختراع شده
کمان ققنوس
(ساختار داخلی کمان فولادی)
چرا فقط نصفش هست؟
فقط تو تولید همین قسمت بودم
تونستم به حافظم تکیه کنم و بکشمش
با این حال میدونم کجا مخفیش کردن
میتونم ببرمتون اونجا میتونم تو پیروزی کمکتون کنم
ا لیو این بار سهم زیادی داری
وقتی برگشتیم اردوگاه بهت پاداش خوبی میدم
ممنونم ژنرال لیو
(دره مینگ یوئه، یوئه لو)
ا لیو، مطمئنی این راه درسته؟
ژنرال، نگران نباشین اشتباه نمیکنم
ا لیو، چرا منو اوردی اینجا
به اینجا چیزی مدیونی
چطور جرات کردی منو فریب بدی؟
چندین سال کنارتون بودم
البته که میدونم چه طور گولتون بزنم
حقیقت رو میگم
حتی اون نصفه طرح هم ساختگیه
بکشینش
میخوای بمیری نه؟
از مرگ برای یوئه لو نمیترسم
پس بهش میرسی
بیا جلو
اگه بیای میکشمش
به من اهمیت ندین
لویو هیچ راهی نداری
بذار بره
تو میدون جنگ میبینمت
وی جائو واقعا انتظار نداشتم
به زندگی یه برده از یوئه لو اهمیت بدی
اون مرد نقاب دار همون پسر شیائو های تیانه؟
تو نبرد جوجو هم یهویی افراد یوئه لو اومدن
اون موقع هم عجیب بود
حتی روشت تو کوهستان مینگ یوئه هم برام اشناست
قبلا باهم جنگیدیم
شیائو ووشیا هستی
واقعا انتظار نداشتم این همه مدت از شیه چه مخفی بمونی
شیه چه لیاقت تنهایی رو داری
اون موقع همه فریب دادم به یوئه لو بردم
انتظار نداشتم ناسپاسی کنی
بیست سال پیش به یوئه لو رفته؟
مدرکی داری؟
اگه مدرکی داشتم خیلی وقت پیش شورش می کردم
چرا تا امروز صبر کنم؟
برای اینکه ساکتم کنه ژنرالم کرد
بعدش پسرمو گروگان گرفت
باعث شد منو پسرم از هم جدا شیم
لو یو بذار بره
میتونم راهی برات درست کنم
میخوای بذارم بره؟
باشه ولی اول یه دستتو بده
ارباب ناجی من هستی
تو یوئه لو بدنیا اومدم تو یوئه لو میمیرم
لو یو وقتش رسیده تاوان خون هایی
که تو یوئه لو ریختی رو بدی
(ارامگاه ا لیو)
بدن ضعیفی داشت ولی پر قدرت بود
لویو مرده و افراد لی جن
بیشترشون گرفتار شدن
امروز روح پرقدرت مردم یوئه لو رو دیدیم
فقط پیروزی میتونه به این روح های قهرمان پاداش بده
چیزی چه یوئه لو میخواد پیروزی نیست
فقط میخوان یه روزی
وقتی میپرسن چرا یوئه لو مقصره
مردم جوابی بدن
هرگز ندیدم که ارباب جوان
خستگی و رنج کشیده باشه
هممون ادمیم چه طور ممکنه درد رو احساس نکنه؟
این کمان فولادی که
زه مینگ با استناد به مدارک تاریخی ساخته- واقعا عالیه-
بالاخره میتونمبخشی از مسئولیت هاتون رو بردارم
بعد از شکست ارتش وی گائو شیو مطمئنا اقدامی میکنه
نبرد نهایی خیلی زود در راهه
با وجود اینکه ارتش وی امروز متحمل خسارات سنگین شده
قدرت نظامیمون هنوز خیلی از اونا عقبه
چندتا کمان ققنوس داریم؟
زمانی که میومدیم همه وسایل رو نیاوردیم
در حال حاضر فقط ده تا موجوده
نیروهای جانبی گسترش و نیروی اصلی رو منتقل کنین
چهار ارتش طرفین در جلو، عقب، چپ و راست
بهمون اجازه میده از حمله اول دشمن دور بمونیم
و ارتش مرکزی زمانی برای اماده شدن داره
با این حال، ارتش مرکزی ضعیفه
و صرفا در حالت دفاعی هنوز فرصتی برای پیروزی نداریم
اگه ارتش وی نتونه ماهارو نگیره
می تونیم از فرصت استفاده کنیم تا نقاط ضعفشون رو اشکار کنیم
اون موقع نیروهای یوئه لو رو برای پیش روی هدایت میکنم
میتونیم اول با کمان ققنوس دشمن رو هدف بگیریم
بعدش فرمانده وی
برای نفوذ مستقیم به مرکز دشمن اقدام کنه
حرکت سختیه
برای نیروهای یوئه لو
حمله به ارتش مرکزی دشمن خطرناکه
هنوز تورو داریم
اگه ارتش مرکزی دشمن ناپایدار باشه
مطمئن دفاع همه جانبه سخت میشه
اون موقع ارتش دا لیانگ میتونه وارد عمل بشه و پیروزی
به شائوجون بستگی داره
اعلیحضرت شخصا میان
لطف اعلیحضرت قدرت ارتش رو قوی میکنه
اعلیحضرت شخصا میان
لطف اعلیحضرت قدرت ارتش رو قوی میکنه
لطف اعلیحضرت قدرت ارتش رو قوی میکنه
چی اوردی اینجا؟
برای یه مدت خوش حالت میکنه نه؟
اعلیحضرت فقط برای سفر شخصی نیومده درسته؟
میترسم الان بیشتر از من بترسه
هر چی بیشتر از کسی بترسه بیشتر می خواد که از شرش خلاص بشه
پدرم، استادم
و خواهرت
همه سرنوشت مشابهی دارن
حتی اگه راه پیش رو سخت باشه باید ادامه بدم
منم همراهت هستم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.