Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و ششم =
=عشق نیروانا=
=قسمت سی و ششم=
شاهدخت یونگ ان به جرم مسموم کردن اعلیحضرت تو ضیافت خاندانی اعتراف میکنی؟
اعتراف نمیکنم
هرگز کسیو مسموم نکردم
بهم تهمت زدن
مدرکی داری؟
سم خرزهره رو تو سوپ روفونگی که اوردی پیدا کردم
چه مدرک دیگه ای نیاز داری؟
جناب یو کی و کجا تونستم سوپ رو سمی کنم؟
چقدر طول می کشه تا خرزهره که بعد از خوردنش اثر کنه؟
ممکنه شخص دیگه ای باشه که اعلیحضرت رو به وسیله من مسموم کرده باشه؟
به اینا توجه نکردین ولی گفتین که من مسمومشون کردم
جناب یو جدا از من
درباره مطنونین دیگه تحقیق کردین؟
یادمه که روزی که برای تحقیقات اومدین
فقط ظرف غذای منو بررسی کردین دیگه چیزی دیگه ای رو ندیدین
چرا انقدر مطمئن بودین که غذای من سمی بوده؟
موارد دیگه رو نادیده گرفتین یا عمدا این کارو کردین؟
...جیانگ سه تو
جناب یو اروم باش
شاهدخت یونگ ان یه نکته منصفانه رو مطرح کرده
توجه کنین
دو مدرک جدید پیدا شده
هر دو مدرک نشون میده که این پرونده چقدر پیچیده ست
مقصر میتونه شخص دیگه ای باشه
شواهد روبیارین
این اولین مدرکه
چند روز پیش همسر ولیعهد هم توسط خرزهره مسموم شدن
بعد از بررسی سم پیدا شد
به برگ های کاج و بامبو و همچنین گلبرگ های الو خرزهره اضافه شده بوده
این برگ ها مخصوصا برای اعلیحضرت اماده شده بودن
که در روز ضیافت خاندانی ازش استفاده شد
عالیجناب لطفا توضیح بدین
قصر شرقی مسئول میزبانی ضیافت خاندانی بوده
خودم اون برگ ها و گلبرگ ها رو چیدم
اگه پدر با شستن دستشون مسموم شدن من از قبل باید مسموم میشدم
در مورد درگیر بودن ولیعهد
فکر می کنم این ممکنه تهمت کسی باشه
تهمته یا این مجازاتته؟
شستن دست ها تنها یه عمل رایجه
چرا برای پدر کاج، بامبو و الو اوردی؟
چرا باید شیرینی میاوردی که پدر با دست خالی غذا بخوره؟
شیرینی ها تمیز بودن
جناب یو چرا فقط غذا رو ازمایش کردی؟
توضیح میده که چرا مقصر پیدا نشده
اگه من قاتل بودم چرا گیاهان سمی رو دور نریختم
به جای اینکه ولش کنم تا کسی دیگه ای اسیب ببینه؟
کسی باید قصر شرقی رو هدف گرفته باشه
مخفیانه کاج، بامبو و الو رو با گیاه سمی عوض کرده باشه
جناب یین مدرک دوم چیه؟
مدرک دوم چاقوی برش غاز، اغشته به خرزهره ست
تازگیا تو یه گودال خاکستر نزدیک عمارت شاهزاده جوانگ پیدا شده
عالیجناب لطفا توضیح بدین
این چاقو به ضیافت خاندانی بردم
ولی درباره اون گودال خاکستر چیزی نمیدونم
شاید کسی میخواسته مدارک رو از بین ببره
اگه این چاقو ابزار قتل بوده می تونستم سم رو پاک کنم
چرا مخفیش کنم تا جلب توجه کنه؟
به علاوه
چرا این چاقو درست بعد از کشف گیاه سمی تو قصر شرقی پیدا شده؟
کسی داره توجهات رو عوض میکنه تقصیرات رو گردن من میندازه؟
از اونجایی که همه مشکوک هستن جناب یو چرا باید اصرار کنین که من مجرم هستم؟
اگه زودتر تحقیق کرده بودین
متوجه میشدین که سوپ من سمی نیست
زندانی نمیشدم
یونگ ان، نگران نباش
الان وضعیت روشن تره
ظاهرا کسی سعی کرده بهت تهمت بزنه
حقیقت رو پیدا میکنم و اسمت رو پاک میکنم
تازه وارد قصر شدم و از کسی کینه ای ندارم
شایعات در مورد پدرم بین مردم پخش شده
فکر می کنم ممکنه بخشی از نقشه طولانی مدت کسی باشه
امیدوارم که بتونین به طور کامل بررسیش کنین
شایعات رو شنیدم
با اتفاقی که برای پدر افتاده کی بیشترین سود رو مییره
حتی اگه پدر خوش اقبال باشه و بهبود پیدا کنه
کسی هست که به دختر شاهزاده چی تهمت بزنه
شایعات سرکوب کنه و لطف پدر رو بگیره
کسی که مخفیانه هرج و مرج رو دامن می زنه و این شایعات رو منتشر میکنه
تا بین من و پدر تفرقه بندازه باید خوب بدونی
سانگ وان، طمع تو منجر به بی اخلاقی و نادیده گرفتن قوانین شده
مرتکب اشتباه بزرگی شدی
الان که برادر اصرار داره تقصیرات گردن من بندازه
بیاین ببینیم کدوم بی وفا تر و نا سپاس تره
اعلیحضرت اینجان
عرض ادب اعلیحضرت- عرض ادب پدر-
بلند شین
ممنون پدر- ممنون اعلیحضرت-
پدر کی بهوش اومدین؟
خوبین؟
...پدر
پدر خیلی خوش اقبالین
برای مردم و کشور یه نعمته
پرونده میتونه بسته بشه
میدونم که کی مسموم کرده
بله، اعلیحضرت
جنایتکار رو بیارین
عرض ادب اعلیحضرت
زه جو چند وقته با من بودی؟
اعلیحضرت امسال چهلمین ساله
تو این چهل سال چه طور باهات رفتار کردم؟
خیلی بهتون مدیونم
حتی اگه چهل سال دیگه هم کنارتون باشم
برای حتی کوچیکترین محبتتون کافی نیست
الان جناب یو توسط وی جائو استفاده میشه
نمیتونم کنار بمونم و ببینم که پسرام به جون هم میفتن
سال ها با من بودی
شاهد جنگ تو دربار و خاندان سلطنتی بودی و میدونی که چقدر متزلزله
زه جو باید وارد عمل بشی
فقط به خاطر من نبست به خاطر کشور و مردمه
حاضرم هر کاری براتون بکنم
اعلیحضرت نگران نباشین
میدونم باید چیکار کنم
تا اخر عمر قدمی تو چینگ کانگ نمیذارم
در مورد قصر هم به کسی حرفی نمیزنم
جناب تائو تو
سال ها به اعلیحضرت خدمت کردی
چرا اعلیحضرت رو مسموم کردی؟
نمیخواستم اعلیحضرت رو بکشم
فقط میخواستم از شر جیانگ سه خلاص بشم
برای چی؟
اعلیحضرت، استاد جیانگ سه یه خائنه
نیت بدی داشت
بارها نصیحتتون کردم
با این حال درباره شاهزاده چی نگران بودین
دلتون برای جیانگ سه سوخت
با این حال، جیانگ سه قدردان حسن نیتتون نبود
عمدا از ازدواجش استفاده کرد
تا بتونه برای شورش استفاده بشه
نمیتونستم تحملش کنم
من و استادم هیچ وقت نخواستیم به چینگ کانگ برگردیم
اعلیحضرت ماهارو اینجا نگه داشتن
بعد از ورود به قصر، هرگز استادمو ندیدم و نمی خواستم ازدواج کنم
چه طور باید همچین کاری میکردم؟
خوش حرف و متقاعد کننده ای
البته که قبولش نمیکنی
اعلیحضرت مادرم مرتکب جنایت بزرگی شد
که ازش خجالت میکشم
ولی شاهدخت یونگ ان رو به خوبی میشناسم
میتونم با زندگیم تضمین کنم که ایشون اصلا خبر نداشتن
میدونم
تائو زه جو ببرین و منتظر محاکمه باشه
ممنونم اعلیحضرت
خوشبختانه به موقع بهوش اومدین و اوضاع از پیچیده شدن خارج شد
قبلا درباره چیزایی که اتفاق افتاده شنیدم
نگرانم
یونگ ان متاسفم که تو این شرایط قرارت دادم
برو غرفه یوچون و یکمی استراحت کن
اگه چیز دیگه ای نیست میتونین برین
از حضورتون مرخص میشم اعلیحضرت- از حضوراون مرخص میشم پدر-
وی جائو
بمون
شاهدخت شمارو به غرفه یوچون میبریم
چه خبره؟
ارباب دستور دادن هر جوری که شده باید از قصر برین
شاهدخت کجا میرین؟
میرم بیرون گل بخرم
برین کنار
درست مثل شوهرش متظاهری
خنده داره
کدوم شوهر
هویت وی جائو فاش شده
امروز روز مرگشه
بگیرینش
بله- بله-
بریم
بریم دنبالش
بله- بله-
لو رفته
پس باید حتما بری
نه
این همه خطر کرده تا از قصر ببرتت بیرون
نمیتونی نا امیدش کنی
میمیره
شیائو سه منو ببخش
به جای گیر افتادن اینجا باید بیرون ازاد باشی
سان لانگ اینو میخواد
منم همین طور
من گولشون میزنم
به دروازه فانگ وو برین افرادم اونجان
بله
زود باشین
اعلیحضرت تازه خوب شدین
میترسم بازی وی چی خستتون کنه
چند روزیه که تو رختخواب دراز کشیدم
وقتشه از مغزم کار بکشم
این چند روز توهم سختی کشیدی
فقط انجام وظیفه میکردم
یه خبر عجیب شنیدم
یونگ ان یه بار با مردی ازدواج کرده
شوهرش شیائو وو شیا از یوئه لوئه
شیائو ووشیا؟
کیه؟
پسر ارباب شهر یوئه لو که شاهزاده چی رو کشته شیائو های تیان
که اینطور
یوئه لو و لیانگ جو کنارهمدیگن
وقتی تو لیانگ جو بودی شیائو وو شیا رو ندیدی؟
به دستور اعلیحضرت به لیانگ جو رفتم
تا مدارک لویو رو جمع اوری کنم
وقتی برای شیائو وو شیا نداشتم
ولی شنیدم تو لیانگ جو مستقر نبودی
چه طور تونستی با لویو روبه رو بشی؟
برخورد با کسی به حیله گری لو یو
باید مخفی میشدم تا غافلگیر بشه
برای دستاوردهای بزرگ مخفی شدن و پیش بینی کردن لازمه
فکر می کنم شیائو ووشیا خودشو به خوبی پنهان کرده
اعلیحضرت مدام در مورد شیائو ووشیا صحبت می کنین
به خاطره شاهزاده چی ئه؟
نمیخوام به گذشته چنگ بزنم
ولی اگه بخواد شاید بتونم فرصتی بهش بدم
اگه واقعا یونگ ان رو دوست داشته باشه ممکنه ازدواجشون رو تایید کنم
تا زمانی که به من
و دا لیانگ وفادار باشه من مایلم اینده امیدوار کننده ای بهش پیشنهاد کنم
پیشنهادتون خیلی خوبه
ولی تو لین دنیا بعضی ها دنبال عشق
بعضی ها دنبال منافع و ثروتن و بعضی ها
فقط خواسته های طولانی مدت دارن
به نظرت اون وی میخواد؟
شیائو ووشیا؟
از کجا بدونم؟
خودت چی؟
دنبال وجدان پاکم
بیش از ده سال که کنارم هستی همیشه بیشترین اعتماد رو بهت داشتم
تا زمانی که به من وفادار باشی
مهم نیست چه اشتباهاتی مرتکب شدی میبخشمت
هرگز هیچ اشتباهی نکردم و هرگز نمیکنم
جرات ندارم پیشنهادتون رو قبول کنم
اعلیحضرت
در طول این مدت، پیروزی های اندکی بوده
خیلی خب سان لانگ
حرکت مخفیت واقعا غافلگیرم کرد
وضعیت وی چی همیشه تعقیب و فراره
شاید نگرانی زیادی دارین که باعث شد بازی رو برگردونم
اروم قاطع هستی
همون طور که از فرمانده نگهبانان سپیده دم انتظار میرفت
ولی این بازی هنوز تموم نشده
یه چیز دیگه هم هست
میخوام که گرفتن برده از یوئه لو سالی سه بار بشه
از امروز بچه ها و بزرگ ترهاهم برده گرفته میشن
با توجه به این میخوام بهش رسیدگی کنی
اگه خوب عمل کنی هیچ کسی موقعیت تو دا لیانگ رو نمیتونه خراب کنه
اخرین باری که حکمی برای یوئه لو صادر کردین زمانی بود که ادعا کردین شاهزاده چی تو یوئه لو به قتل رسیده
این بار دلیلش چیه؟
دلیلی لازم نیست
امپراتورم حرفم مطلقه
اعلیحضرت
بالاخره حرفی برای گفتن داری؟
اعلیحضرت نصیحتی دارم
اگه اینو مهر کنین می ترسم نتونین با مردم روبرو بشین
واقعا؟
همیشه برای شهرتتون ارزش قائل بودین
اگه برای اجرای این حکم اصرار کنین
نگرانم که مردم هم دلیلی برای مخالفت پیدا کنن
شایعات در مورد شاهزاده چی همین الانشم اشفتگی ایجاد کرده
اگه حکمی بدین
مردم یوئه لو چه فکری میکنن؟
گفتین نمیخواین به گذشته اشاره کنین
ولی اینجوری ولیعهد هم مورد سرزنش قرار میگیره
تازه سرپا شدین و دربار هنوز پایدار نیست
در مقایسه با ثبات حکومت
یوئه لو و شیائو ووشیا ارزش ذکر ندارن
حتی بدون یوئه لو کارت های بیشتری برای
بازی بیشتر با شیائو ووشیا دارم
اعلیحضرت، شاهدخت یونگ ان ربوده شده
اعلیحضرت چیزی برای گزارش دارم
وی جائو، فرمانده نگهبانان سپیده دم
بین شاهزاده ها اختلاف انداخته و مقامات رو تضعیف کردن
خواهش می کنم دربارش تحقیق کنین اعلیحضرت
وی جائو بهت فرصت های زیادی دادم
ولی به خاطر یوئه لو ازم سرپیچی کردی
این اولین جرمته
نیت بدی داری بین شاهزاده ها اختلاف ایجاد کردی
دومین جرمت
فکر میکنی واقعا نمیکشمت؟
اعلیحضرت از هرچیز و هر کاری که کردم شرمندگی ندارم
خائن وی جائو، از فرمان سلطنتی سرپیچی کردی
و دربار سلطنتی رو تضعیف کردی
جرمت اعدامه
از عنوانت محروم و به برده تنزل پیدا میکنی
به محل نبرد برده ها میری
(غذاخوری لان یوئه، چینگ کانگ)
بانو جیانگ
بانو جیان بیدار شدین
خوبین؟
کجاست؟
فرمانده وی متهم به خیانت شده و دستگیر شده
من کسی هستم که اعلیحضرت قصد کشتنش رو داره
خودمو باهاش معامله میکنم
نه بانو جیانگ
خیلی تلاش کردن تا شمارو از قصر بیارن بیرون
اگه الان برین تلاششون هدر میره
به نظر میاد ازم ناراضی هستی
جرات ندارم پدر
ولی جرات کردی با وی جائو تبانی کنی
یو ار
ازم متنفری؟
متنفرم
پدر، ازت متنفرم به خاطر اینکه یکی رو بیشتر دوست داری
ازت متنفرمبرای اینکه هرگز منو انتخاب نکردی
برادر از بدو تولد وارث بود
از بچگی با دقت راهنماییش کردی
با این حال هر روز به شدت بهم یاداوری میشد
برادر و همراه خوبی باشم
ماموریتم اینکه به برادر کمک کنم
پدر تاحالا ازم پرسیدی که چی میخوام؟
واقعا تا حالا بهم نگاه کردی؟
ولی به تو و چه ار چیزهای یکسانی دادم
واقعا؟
پس چرا اونو انتخاب کردی؟
وارث از بین افراد مستعد که پسر عاقل و مشروع و بزرگ انتخاب میشه
استعداد چیه؟
عقل چیه؟
برادر ساده لوح و قابل تلقینه
نمیتونه وارث دا لیانگ باشه
ولی من فرق دارم
قاطع ترم و باهوش ترم
پدر،مسیرهای برادر و من خیلی وقت پیش تعیین کردی
بهمون یاد دادی که قدربدونیم و بهم احترام بذاریم
ولی تاحالا ازمون پرسیدی که قبولش دارم یا نه؟
هیچ وقت نپرسیدی یا نخواستی بپرسی؟
پدر به منم فرصت بده
ثابت میکنم بیشتر از برادر شبیهت هستم
به نظر میاد که خیلی درگیر امور دربار بودم و نادیدت گرفتم
برای همین امروز همچین دردسری درست کردی
امیدوارم بتونی یو ار قبلا باشی
فهمیدم پدر
هرکاری که بخواین انجام میدم
تا خر عمرم یه شاهزاده بی دغدغه میمونم
از لطفت ممنون پدر
(امپراطور فقید. شی چون جوان) به همون اندازه طبیعی که اب به سمت پایین جریان داره
ا چون
یاد گرفتی؟
یاد گرفتم
پسر باهوش
(شیه چه جوان)
خیلی وقت بود که ندیده بودمت
از مطبخ خواستم اینو برات اماده کنن
شیرینی مورد علاقته از بچگی دوستش داشتی
بخور- ممنون پدر-
امتحانش کن
برادر چون اتفاقات امروز همون چیزیه که قبلا داشتیم
الان که امپراتور شدم قدرت مطلق کشور هستم ولی هرگز محبتی از پدر نگرفتم
پدر
پدر
پدر
تو جنگ پیروز شدم الان برگشتم
پدر
پدر
پدر من برگشتم
پدر اینجام
چه ار
...به
پدر چی گفتی؟
گوش میدم
...به
...به
به
برادرت
صدمه نزن
الان که یه پدرم حتی پسرمم منو سرزنش کرد
انتخاب کردم دقیقا مثل پدرم باشم
ولی برای تسلیم شدن به سرنوشت درست و غلطی وجود نداره
فقط بهای کارامه
گزارش
چیزی نبود
گزارش
چیزی نبود
به جستجو ادامه بدین
بله- بله-
بریم
صبر کنین
صبر کن
برو
اگه دوباره بیفتی دنبالم میزنمت
معلوم نیست کی کیو میزنه
بانو جیانگ رو کجا پنهان کردی؟
گزارش نظامی
گزارش نظامی
برین کنار
کشور وی به مرز شمالی حمله کرده
نیرو بفرستین
جوجو سقوط کرده
لیانگ جو در خطره
(شهر یوئه لو)
وضعیت تو خط مقدم چه طوره؟
(لیانگ جو)
اعلیحضرت، گائو شیو، امپراتو کشور وی ، شخصا ارتش و رهبری می کنه
فرماندار جوجو کشته شده
لیانگ جو به سختی داره با یوران دفاع میکنه
قبلا هم یوئه لو حمله کرده بود
و الانم گائو شیو حمله کرده
اعلیحضر نمی تونیم اجازه بدیم کشور وی
برای تصرف شهرمامون بیاد و بیشتر به سمت جنوب پیشروی کنه
پدر، ضروریه
باید نیرو جمع کنیم به خط مقدم بریم
و در مقابل دشمن مقاومت کنیم
(شهر یوئه لو، لیانگ جو، چینگ کانگ)
شائو زه هه
بله
ارتش رو بسیج کن و تدارکات نظامی جمع اوری کن
بله
مقامات از بینتون کسی هست تا ارتش رو رهبری کنه؟
چیه؟
هیچ کدوم از ژنرال ها جرات قدم جلو گذاشتن نداره؟
اعلیحضرت من ارتش رو رهبری میکنم
جوان و شجاع
خوبه
پدر، وفاداری فرمانده یو
واقعا منو تحت تاثیر قرار داده
با این حال، فاقد تجربه ست
برای مقابله با ارتش حیله گر وی باور دارم
باید فرمانده ارتش با روحیه تری داشته باشیم
به نظرت کی براش خوبه؟
به نظرم پی ین، مرزبان جیان دینگ
مناسب ترین انتخابه
پی یان سال تجربه نظامی داره
چندین بار با کشور وی جنگیده و کمک های شایسته ای به دست اورده
و همین طور برای گرفتن لویو هم کمک بزرگی کرده
پی ین رو توصیه می کنم
اعلیحضرت منم پی ین مرزبان جیان دینگ رو توصیه میکنم
جناب یین توهم موافقی؟
اعلیحضرت دا لیانگ الان توسط دشمنان محاصره شده
با دشمن قوی ای روبه رو هستیم
مردم دا لیانگ باید نارضایتی های گذشته رو رها کنن
برای گرفتن دشمن متحد بشیم
مهم نیست خاندان پی چه اشتباهاتی کردن
با توجه به شرایط بحرانی فعلی
بی ربطن و نباید نگران کننده باشن
(عمارت مرزبان جیان دینگ)
ان چنگ
نگهبانان چانگ فنگ رو اماده کن
با من به جنگ میان
مرزبان باید مقابل اعلیحضرت مراقب باشین
ارتش مرزی نمیتونه برای مدت طولانی تحمل کنه
از اعلیحضرت اجازه میگیرم
تنها راه نجاتشه
مرزبان کسی میخواد ببینتتون
مرزبان
چراتویی؟
بانو جیانگ، مرزبان اینجان
شیائو سه
بیرون منتظرم
شیائو سه خوبی؟
اسیب دیدی؟
خوبم
از نگرانیت ممنون
دنبالت بودم
انتظار نداشتم اینجا باشی
مرزبان خواهشی دارم
برای سان لانگ؟
میدونم خواسته زیادیه ولی جز تو
کسی نیست که بتونم برم پیشش
واقعا امیدوارم بتونی وی جائو رو نجات بدی
شیائو سه بلند شو
نیازی نیست چیزی بگی شیائو سه
حتی اگه نمیخواستی هم تلاش میکردم
نجاتش بدم
برای پیروزی تو این جنگ بهش نیاز داریم
به علاوه اون یه غریب بدون جایگزین تو قلبمه
مهربونیت یادم میمونه
منتظر خبرم باش
(کشور وی، دا لیانگ، چینگ کانگ)
عرض ادب اعلیحضرت
اومدی
کشور وی بهمون حمله کرده
نظرت درباره جنگ چیه؟
حدس می زنم که گائو شیو مرز رو به عنوان یه فرصت دیده
و با عجله ارتش رو بسیج کرده به همین دلیل جنگ یهویی شروع شده
با این حال، مبارزات نظامی نیاز به موجی از شجاعت
در طول زمان کم داره
میتونیم با شکستن روحیشون
سرزمین های ازدست رفته رو پس بگیریم
فکر خوبیه
با تمام احترام اگه بخوایم تویه حرکت ضربه بزنیم
به یه نیروی غیرمنتظره نیاز داریم
نیروی غیر منتظره چیه؟
میتونیم با یوئه لو همکاری کنیم از دو طرف حمله کنیم
یوئه لو فقط یه شهر کوچیکه
چه طور میتونه بهمون کمک کنه؟
ممکنه یه شهر کوچیک باشه ولی یه جای عالیه
ارتش وی در حال پیشروی از طریق لیانگ جو
و یوئه لو دقیقا کنار لیانگ جو قرار داره
اگه بتونیم یه مسیر جدید از یوئه لو باز کنیم میتونیم دشمن رو فریب بدیم
دشمن رو فریب بدیم؟
در طول نبرد علیه لو، جنگجو های یوئه لو به اندازه کافی شجاع بودن
با ارتش جن یوان مقابله کردن
تونستیم لویو رو تو لیو من شکست بدیم
باور دارم تو جنگ با وی، یوئه لو بهمون کمک میکنه
اعلیحضرت، یوئه لو بین دا لیانگ و وی قرار داره
چشم های زیادی روشه
اگه ارتش وی اول اونجارو بگیره
میترسم دست بالای جنگ مال اونا باشه
خیلی از مناطق رو بگیرن
به علاوه یوئه لو از سرزمین های تابع ماست
مردم یوئه لو قبلا اعلیحضرت رو تحسین می کردن
باهام متحد شدن
ولی مردم وی با حیله گیری اونارو مقابل ماها قرار دادن
اگه ارتش وی مردم یوئه لو رو گمراه کنن
سوتفاهمی بین مردم یوئه لو و شما پیش میاد
این همه سال بیهوده هدر میره
اعلیحضرت کنار سربازهای یوئه لو جنگیدم
مردم یوئه لو وفادار و شجاع هستن
نه فرار میکنن نه تسلیم میشن
میشه بهشون اعتماد کرد
سرنوشت ماها بهم گره خورده
اعلیحضرت بهشون فرصتی بدین
قادری رهبری کنی و قضاوت خوبی داری
پی ین واقعا ژنرال بزرگی هستی
فرمانده نباید کسی جز تو باشه
لطف دارین
حاضرم برای کشورم به خط مقدم برم
و برای دا لیانگ افتخار بیارم
جنگ رو ببرو منم بهت پاداش بزرگی میدم
اطاعت میشه
درخواستی دارم
فرمانده وی بهم ملحق بشه
وی جائو؟
اون نقش تعیین کننده ای تو شکست دادن لو یو داشته
همچنین فرمانده خوبیه
الان به استعداد فوری نیاز داریم
کمکش مطمئنا باعث افزایش
بردمون میشه
(چینگ کانگ)
(دا لیانگ، شهر یوئه لو)
سان لانگ
وی جائو
وی جائو
وی جائو
وی جائو
سان لانگ
در کنارت جنگیدن باعث افتخارمه
ممنون شائوجون
چرا اینو گفتی شائوجون؟
کشور وی جنگ رو شروع کرده
اعلیحضرت میخواد ببینتت
هنوزم تو میدان برده ها شجاعی
کشور وی به مرز حمله کرده
لحظه بحرانیه
اگه دا لیانگ سقوط کنه یوئه لو زنده میمونه؟
پی ین تورو توصیه کرده
منم میخوام فرصتی برای رهاییت بدم
من، وی جائو، حاضرم با دشمن بجنگم
ولی چیزی نمیخوام
فقط میخوام تو دنیا صلح باشه
باشه
به عنوان فرمانده نیروهای پیشتازمنصوبت میکنم
بیا
این دارو بهت کمک می کنه تا به سرعت بهبود پیدا کنی
اینکه دا لیانگ بتونه خوب بمونه و یوئه لو دست نخورده باقی بمونه به تو بستگی داره
(تالار هونگ تای)
شیائو سه مجبور نیستی این کارو بکنی
شاید برای تو مهم نباشه ولی برای من هست
سان لانگ به عنوان فرمانده نیروهای پیشتاز منصوب شده
قراره نیروهارو تو خط مقدم رهبری کنه
مرزبان منم میتونم بیام
میتونم به عنوان طبیب خدمت کنم
خیلی خطرناکه
به جای امنی میفرستمت
حالا که جنگ شروع شده همچین جای امنی وجود نداره
مهارت های درمانی دارم
خواهش می کنم اجازه بده باهات بیام
نترس
مرزبان
جناب بهت زحمت دادم
مرزبان اینطور نیست
خوشحالم که میتونم با رشته هام به شما و بانو بهتون خدمت کنم
شیائو سه بشین
اون روز قول دادیم تا فرصتی بشه
با این حال، تا امروز طولانی شد
دارم میرم معلوم نیست کی برمیگردم
خوبه
هنوز گرمه
شیائو سه بخور
شیائو سه نگو که حتی نمیخوای باهام رشته بخوری؟
مرزبان صبر کن
بالاخره برام خرچنگ کبابی درست کردی
باهام صادق بودی منم برات جبرانش کردم
برای تشکر از رشته،خرچنگ کبابی درست کردم
میشه لطف مقابل لطف؟
عشق ارزشمنده چون منحصر به کسیه
چندین بار لحظات مرگ و زندگی داشتم
بالاخره قلبم رو فهمیدم
از تصمیم پشیمون نیستم
شیائو سه اگه اون اتفاقت نبود
کنارم میموندی؟
متعلق به دربار سلطنتی هستی منم ازاد رهام
از اول همه چیز مقدر شده بوده
من بودم که امکانش رو قطع کردم
با این حال، بارها منو نجات دادی
بارها سه تایی جنگیدیمو از هم حمایت کردیم
دیگه الان تعدادش از دستم در رفته
اگه چیزی باشه که ارزش یاد اوری داشته باشه
همون روزیه که تو لان یوئه جشن گرفتیم
موافقی؟
به سلامتی
موقعیت ها و کینه هارو فراموش کنیم
شیائو واقعا منو تحت تاثیر قرار میدی
قبلا گفته بودی که ارزوی جنگ نداری و زندگی اروم و مرفه برای همه میخوای
شیائو سه با تمام قدرتم تلاش میکنم جلوی جنگ رو بگیرم
به فکر مردم و کشور هستی
پس از این خرچنگ به جای شراب استفاده میکنم
با پیروزی برمیگردی
مرزبان
منم به جاش از رشته استفاده میکنم
شیائو سه
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و ششم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.