All language subtitles for Love.of.Nirvana.EP34

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و چهارم =

=عشق نیروانا=

=قسمت سی و چهارم=

(دروازه یینگ تیان)

مادر

از این به بعد دیگه کسی کنترلت نمیکنه

باید خوشحال باشی

هنوزم زمانی که منو به قصر فرستادی تا همراه ولیعهد باشم رو یادته؟

نمی خواستم ترکت کنم

برای همین نمیخواستم برم قصر

ولی حتی بهم نگاهم نکردی

برای اطمینان از زنده موندنت تو این جنگ از زمانی که کوچیک بودی باید طوری تربیت می کردم که سرسخت باشی

نمیتونستم پیش خودم نگهت دارم

نمیتونستم دل رحم باشم

اگه از بچگی یاد بگیری که فقط نقشه بکشی و علیه کسی باشی

تمام زندگیت با نقشه و نیرنگ تباه میشه

این سرنوشت تو و سرنوشت منه

اگه میخوای ازم متنفر باش

مراقب شیه چه باش

مرزبان حالش خوبه؟

باید چیکار کنیم؟

مرزبان

تحقیقاتی انجام دادم

بانو جیانگ الان تو غرفه یوچونه

خدمتکارهای قصر مراقبشن

نگرانشون نباشین

مرزبان

چه طوره برین قصر رو به بانو سر بزنین؟

دیگه به چه حقی ببینمش؟

هیچ کسی انتظارشو نداشت

ازش خبر نداشتین مرزبان

مجبور نیستین خودتون مجازات کنین

اگه اصرار نمیکردم با جیانگ سه ازدواج کنم مادر این فرصت رو نداشت

شیائوسه هم رنج نمیکشید

حتی به چینگ کانگ هک برنمیگشت

موضوع اینکه عمیقا عاشقش هستین

...این

همیشه فکر میکردم دوست داشتن جیانگ سه یعنی اونو کنار خودم نگه دارم

بهترین چیزایی که تو دنیا هست رو بهش بدم

ولی الان فقط به احساساتش لطمه زدم و رنجوندمش

بارها گفت که نمیخواد باهام ازدواج کنه

ولی هرگز گوش ندادم

دوست داشتن من بهش فقط یه وسواسه

هرگز فکر نکردم براش دردسرم یا اینکه اون چی میخواد

اینطور نیست که نمیتونه ترکم کنه

این منم که نمیتونم رهاش کنم

هرگز به ازادی واقعی که میخواد فکر نکردم

(عمارت مرزبان جیان دینگ)

دیگه اینجا نمیمونم

بیاین از اینجا بریم

اخرش همه چیز بی ثبات شد

مرزبان

عمارت داره از بین میره

مهمان ها همشون یکی یکی میرن

الان نمیتونم بهت قولی بدم

ولی میتونم به شخصی توصیت کنم

شاگرد ارشد استاد یو هستی

نجوم، جغرافیا، و هنر تائوئیسم بلدی

مطمئنم که برای خودت اسم و رسمی بهم میزنی

به خاطر استادم وارد این درگیری شدم

حاضرم هرچیزی دارم بدم تا اموزه های استادم تداوم پیدا کنه

حاضرم برای دوست واقعی خودمو فدا کنم

باهم از فراز و نشیب ها میگذریم مرزبان

تمام ۱۲ گروه نگهبانان چانگ فنگ برای همیشه در خدمتتون هستن

شاهدخت

یه چیزی بخورین

اگه ادامه پیدا کنه بدنتون طاقت نمیاره

شاهدخت

بانو لیو سوی

موقعیت فوریه باید فرمانده وی رو ببینم

با من بیا

ارباب

ارباب

عرض ادب فرمانده وی

لطفا شاهدخت یونگ ان رو نجات بدین

بعد از روز ازدواج لب به چیزی نزدن

پنج روزه که حتی اب هم نخوردن

اگه ادامه پیدا کنه بدنشون طاقت نمیاره

ارباب

التماس میکنم

شاهدخت رو نجات بدین

جیانگ سه

بیداری

بیا

یکم فرنی بخور

گفتی که استادم سالم و سلامت برگشته

بهم دروغ میگفتی

بدنت الان خیلی ضعیفه

اول یکم فرنی بخور

بعدش میتونی هر سوالی ازم بپرسی

جوابتو میدم

جوابمو بده

وقتی استادتو پیدا کردم پیش رونگ یو دیه بود

چرا تو تالار فرعی بود؟

با رونگ یو دیه همکاری کرد تا به اعلیحضرت فشار بیاره

حقیقت هارو برملا کنه

میدونستی؟

اره

میدونستی تو خطره

ولی برای هدفت اجازه دادی گه بمیره

تو کسی هستی که مجبورش کردی

اون بخاطر تو مرده

برای همیشه ازت متنفرم

هرگز نمیبخشمت

میتونی ازم متنفر باشی

ولی استادت مرده

حتی اگه چیزی نخوری هم زنده نمیشه

گم شو

دیگه نمیخوام ببینمت

گم شو

گم شو

گم شو

امروز اومدم اینو بهت بدم

اخرین هدیه استادته

همیشه نگران تو بوده

تا اخرین لحظه هم سعی کرد که ازت محافظت کنه

اگه الان اینجا بود فکر میکنی دلش میخواست اینجوری ببینتت؟

خوب زندگی کن

وقتی حالت خوب شد از قصر میبرمت بیرون

ازادیتو بهت برمیگردونم

خواهش میکنم منو ببخشین اعلیحضرت

چه اشتباهی کردی؟

به دلیل سهل انگاری من بانو رونگ تونست افرادشو با افرادم عوض کنه

نابخشودنیه

خواهش میکنم مجازاتم کنین

برای خودمم عجیبه

همیشه دقیق بودی

چه طور گول رونگ یو دیه رو خوردی؟

بعد از بررسی ها فهمیدم که بانو رونگ جاسوس هایی تو قصر داره

وقتی خیلی از افرادم رو برای جستجو فرستادم چیائو ین باید از این فرصت استفاده کرده باشه

تا افرادشو بفرسته

حاضرم هر مجازاتی رو بپذیرم

تو اولین کسی بودی که متوجه حضور مهاجم شدی و به موقع اومدی

اشتباهت رو جبران کردی

ممنونم اعلیحضرت

حاضرم برای جبران کردن اشتباهم تمام جاسوس های بانو‌ رونگ رو دستگیر کنم

چون چیائو ین مرده

و منم رونگ یو دیه رو مجازات کردم یونگ ان دیگه نمیتونه با پی ین ازدواج کنه

به پایانش رسیدیم

نمیخوام کسی دوباره بهش اشاره کنه

بله

فکر میکردی در مورد نقشه نفوذ رونگ یو دیه، سان لانگ چقدر میدونسته؟

اعلیحضرت

فرمانده وی مردیه که خوندن افکارش سخته

نمیتونم بگم به چی فکر میکنه

ولی شما اهمیت خاصی به فرمانده وی میدین و سال هاست که بهم نزدیکین

مطمئنم که بهتون وفاداره

از زمانی که سان لانگ از لیانگ جو برگشته احساس میکنم نمیشه افکارش رو خوند

کسیو بفرست لیانگ جو ببین چه اتفاقی برای سان لانگ افتاده

بله، اعلیحضرت

شیائو سه

شیائو سه

شیائو سه بیدار شدی

برادر سوی

برادر سوی

نترس

همه چیز گذشته

اگه میخوای گریه کنی فقط گریه کن

شیائو سه

اونایی که رفتن دیگه رفتن

اونایی که زندن باید به زندگی ادامه بدن

درسته شیائو سه؟

داروتو بخور

برادر سوی

بدش به خودم

شاهدخت

بانوی دوم دونگ برای دیدنتون اومدن

پدر خونده چیزی هست؟

جیانگ یوان

یادمه که قبل از ورودت به دیوان امور داخلی میخواستی وارد نگهبانان سپیده دم بشی ولی موفق نشدی، درسته؟

فرمانده وی علیهم گزارشی داد نتونستم بهش برسم

الان میخوام خودمو تو دیوان امور داخلی ثابت کنم

تا بتونم کسایی که دست کمم گرفتن له کنم

فورا برو لیانگ جو درباره فرمانده وی تحقیق کن

نا امیدت نمیکنم

همه چیز رو درباره فرمانده وی میفهمم

برادر و خواهر وی لطف زیادی از اعلیحضرت گرفتن

فرمانده وی جوونترین فرمانده نگهبانان سپیده دمه

به نظر میاد همه چیز داره تغییر میکنه

پدر خونده

متوجه نمیشم

از پرونده نفوذ بانو رونگ به قصر همین جوری میگذریم؟

یادت بمونه

هرچی اروم تر به نظر بیاد از ریشه نتزلزل تره

با این تغییر باد فکر می کنم همه زیر دست ها برای ثابت کردن خودشون ازش استفاده میکنن

پس دختر وزیر دونگ هستین

ببخشید که اینو ازتون مثل راز نگه داشتم

فرد برجسته ای هستین

باید درباره هویتتون حدس میزدم

با توجه به چیزی که الان شنیدم شما به شیائو سه کمک کردین تا روز ازدواجش فرار کنه

نترسیدین؟

ترسیدم

ولی نقشه ای داشتم تا خاندانم درگیرش نشن

وفادار و شجاع هستین

تحسینتون میکنم

خودم نمیتونم فرار کنم

به همین دلیل می خواستم به بانو جیانگ کمک کنم

اگه بتونم بهش کمک کنم تا از این وضعیت خارج بشه در مورد شکست خودم احساس بدی پیدا نمیکنم

بانو دونگ شما شیائو سه رو امید خودتون میدونین؟

ولی ازدواجتون با مرزبان بهم خورده درسته؟

حتی اگه مرزبان جیان دینگ نباشه کسی دیگه ای پیدا میشه

از وقتی که بدنیا اومدم سرنوشتم هک شده

چیزی نیست که تنها با اراده قابل تغییر باشه

برای همین امیدوارم بانو جیانگ بتونه ازادیش رو پس بگیره

فراموشش کنین

زندگی کوتاهه

نمیدونیم اینده چی میشه

باید تو لحظه زندگی کنیم و قدم برداریم

حرفش شد تو ضیافت تولد بانو رونگ نوشته زیبایی دیدم

(نگرانی های دل مثل لباس های شسته نشده، بی سر و صدا فکر میکنم)

نوشته خوبیه

ولی نمیدونم کی نوشته بودش

میتونین کمکم کنین پیداش کنم؟

کسایی که تو عمارت مرزبان بودن همشون رفتن

می ترسم کار سختی باشه

ولی چون ازم کمک خواستین تلاشمو میکنم

چه نوشته ای بود؟

بانوی دوم

جناب وزیر منو فرستادن گفتن دیر وقته

بانوی دوم

باید بریم

بانو دونگ

جناب سوی

خداحافظ

شماها

دربارش شنیدین؟

رازی تو قصر فاش شده

میگن که شاهزاده چی توسط اونا ربوده نشده بوده در عوض نجاتش دادن

اره

منم شنیدم

میگن کسی که تازه عنوان شاهدختی رو گرفته سال ها با اون قاتل ها بوده

مثل مادر و دختر بودن

اگه قاتله میخواسته به شاهزاده چی اسیب بزنه دختره اونو مثل مادرش نمیدیده

درسته

اگه اعلیحضرت فریب خورده باشه چی؟

ولی شنیدم که کسی دیگه ای بوده که به شاهزاده چی اسیب زده

کی؟

امپراتور فعلی

نمیتونی اینو بگی

نونتو بخور

حرف نزن

مزخرفه

برادر بزرگتر

عصبانی نباش

بیا

یکم انگور بخور

هنوز اشتها داری؟

مربوط به ابروی پدره

چه طور میتونیم نادیدش بگیریم؟

اینکه جلوی مردمو برای شایعه پراکنی بگیری سخته

به عنوان یه حاکم باید مردم خودتو در اغوش بگیری و شایعات رو تحمل کنی

نیازی به عصبانیت نیست

پدرمون هر روز سرش با امور کشور شلوغه

چه طور به بقیه اجازه بدیم بهش توهین کنن؟

میدونم خیلی وظیفه شناسی

ولی افراد زیادی درگیر این موضوع هستن

نیاز به نقشه داریم

چه طوره اول بفهمیم پدر چه احساسی داره؟ بعدش نقشه ای بکشیم

منظورت چیه؟

به پدرمون مشکوکی؟

البته که نه

برای پدرم بچه خوبیم هستم

ولی اگه صادق باشیم نمیدونیم اون موقع چه اتفاقی افتاده

اگه بخوایم از پدرمون دفاع کنیم، نیاز داریم اول بررسی کنیم درسته؟

عرض ادب پدر

خیلی خب

چرا سرفه میکنین؟

به قصر شرقی میگم که مقداری گلابی به اینجا بفرستن

ممنون

چرا اینجایی؟

چه ار

همیشه بهت یاد دادم که قاطع باشی

تردید نکن

پدر

شاهزاده چی اون موقع واقعا توسط خواهران ین دزدیده شده بوده؟

بهم مشکوک هستی؟

پدر

اخیرا شایعات زیادی اطراف قصر و بیرون پخش میشن

نمیخوام که مردم پشت سرتون حرف بزنن

میخوام از ابروتون محافظت کنم

وقتی پدربزرگت تاج رو به من سپرد متعهد شدم که رفاه و صلح رو برای دا لیانگ به ارمغان بیارم

برای بیست ساله که کشور رو اداره میکنم

بدون سستی و خستگی ناپذیر کار کردم

خودت هم میدونی

فکر کنم مردممون نا امیدم کردن

قاضی شدن

در مورد شاهزاده چی اون برادر خونی منه

نمیدونی چه طور باهاش رفتار میکردم؟

چطور تونستی اون شایعات رو باور کنی؟

در مورد یونگ ان تنها دختر شاهزاده چیه

ولی با دشمنمون مثل مادرش رفتار میکنه

باید بیشتر بهش توجه کنی

درک میکنم که از چه چیزایی گذشتین

پیشنهاد می کنم ضیافت خاندانی برگذار کنین

اول اینکه می تونیم ازش برای دلداری دادن به یونگ ان استفاده کنیم و بهش نشون بدیم گرمی خانواده در کنارشه

دوم اینکه به بقیه نشون میدیم چقدر خیرخواه هستین

نظرتون چیه؟

باشه

همین کاری که گفتی انجام میدیم

از این ضیافت برای متقاعد کردن یونگ ان و اعتماد مردم استفاده میکنیم

برو

از حضورتون مرخص میشم

برو

اعلیحضرت خیرخواه و مهربون هستن

کشور خوش اقباله که شمارو داره

تا زمانی که جیانگ سه هنوز اینجاست بقیه بارها و بارها درباره گذشته هیاهو راه میندازن

(تالار مین شیو)

ولیعهد کسی رو فرستادن تا برای شرکت تو ضیافت خاندانی دو روز دیگه دعوتتون کنن

گفتن اعلیحضرت تو ضیافت شرکت میکنن

باید چیزی برای ضیافت اماده کنن

باید جدیش بگیرین

شاهدخت

(لوح یادبود چیائو ین عزیز) نمیتونین این کارو بکنین

بهش قول داده بودم که بتونه یه بار دیگه فرنی بدون تلخی بخوره

یکم مونده بود

استادم منو بیست سال بزرگ کرد

اگه اون نبود الان مرده بودم

(لوح یادبود چیائو ین عزیز)

اگه حتی نتونم مراسم یادبودی برگزار کنم به عنوان یه انسان شکست خوردم

استاد

نگران نباش

حتما به روستای جیانگ برت میگردونم

اعلیحضرت اومدن

میتونی بری

عرض ادب اعلیحضرت

راحت باش

بهم گفتن که مریض شدی

برای همین اومدم ببینمت

خوبم

از نگرانیتون ممنونم

از مطبخ سلطنتی خواستم برات شیرینی اماده کنه

نمیدونم مورد علاقت هستن یا نه

شاهدخت

اعلیحضرت نگرانتون بودن

این شیرینی هایی که از مطبخ سلطنتی هستن نرم و تردن

ببینین

ظاهر خوبی دارن و خوشمزه هستن

اعلیحضرت حتی مقداری گیاه دارویی ارزشمند هم براتون اماده کردن

جیانگ یوان

زود باش وسایل رو اماده کن

بله

دختر ندارم

نمیدونم دخترایی به سن تو چی دوست دارن

اگه به چیزی نیاز داشتی فقط به جناب تائو بگو

شاهدخت

حتی ولیعهد و شاهزاده جوانگ هم این امتیاز رو ندارن

زود باشین از اعلیحضرت تشکر کنین

اعلیحضرت

چیز نامناسبی پیدا کردم

چرا در مقابل اعلیحضرت مرددی؟

فقط رک باش

متوجه شدم که شاهدخت یونگ ان لوح یاد بود چیائو ین رو داره

اعلیحضرت

این فقط چیزیه که خودم ساختم

منظوری ندارم

شاهدخت

چیائو ین یه قاتل بوده

اعلیحضرت شما رو به خاطرش سرزنش نمیکنن چون از خانوادشون هستین

...چه طور

چه طور میتونین همچین کار ظالمانه ای بکنین؟

استادم قاتل نبوده

قاتل چیائو ین سعی کرد اعلیحضرت رو بکشه

با تعظیم کردن به این لوح باعث بد جلوه دادن اعلیحضرت میشین

درسته

یونگ ان

تو دختر برادر من هستی

میتونم ببخشمت

ولی چیائو ین مرتکب جنایت سنگینی شده

نمیتونی یه جنایتکار رو از خانوادت بدونی

اینطور نیست

میدونم چی درسته و چی غلطه

شاهدخت

حرف های مناسبی نیستن

میدونم پذیرش حقیقت برات سخته

ولی باید از شر این چیزا خلاص بشی

بذار برم

بزار برم

شاهدخت- نباید بسوزن-

بزار برم

بزار برم

بزار برم

بزار برم

ببرینش بیرون

ببرینش بیرون

بزار برم

اعلیحضرت

استادم منو بیست سال بزرگ کرد

بدون اون منم نبودم

تنها چیزیه که استادم برام گذاشته

خواهش میکنم بذارین یه یادگاری ازش داشته باشم

اعلیحضرت

اعلیحضرت

اعلیحضرت

اعلیحضرت

التماس میکنم

یونگ ان

اعلیحضرت

اعلیحضرت

بلند شو

اعلیحضرت

اعلیحضرت

التماس میکنم

شاهدخت

نباید با بی احترامی با اعلیحضرت برخورد کنین

اون تنها عضو خانوادم بود

قاتل نیست

تنها چیزی بود که برام گذاشته بود

چرا بهم اجازه نمیدین حتی یه چیز ازش داشته باشم؟

شاهدخت

اعلیحضرت هنوز اینجا هستن

چه طور میتونین جلوی اعلیحضرت اینو بگین و از دستورشون سرپیچی کنین؟

یونگ ان به خاطر کارهای امروزت سرزنشت نمیکنم

ولی یادت بمونه اونایی که هم خون هستن ماها هستیم

مراقب باشین

برادر بزرگتر

علیرغم اینکه پدرمون رو زیر سوال بردی تنبیه نشدی

پدر برای تو واقعا پدری میکنه

ارباب

ارباب

نمیتونین حدس بزنین که کی پشت این شایعاته

شاهزاده جوانگ

شاهزاده جوانگ؟

متوجه نمیشم

مگه شاهزاده جوانگ یه مرد زن باز و بی بندرو بار نیست؟

چرا این کارو میکنه؟

انگار شاهزاده جوانگ میخواد برای تاج و تخت بجنگه

شاید فرصتی باشه

ارباب نقشه ای دارین؟

اعلیحضرت همیشه برای برادری بینشون ارزش قائل بودن

زودتر ولیعهد رو انتخاب کرد چون نمی خواست پسراش همچین چیزی رو تجربه کنن

چون میترسید تاریخ تکرار بشه

بهش اجازه میدم دوباره با تاریخ روبه رو بشه

(تالار چانگ له)

برای ارزو موفقیت و شادی

بد نیست

گوشت غاز خیلی ابداره

یونگ ان

چی اماده کردی؟

چرا نمیاری پدر امتحانش کنه؟

یونگ ان چی اماده کردی؟

سوپ فورونگ

خیلی وقت بود که غذایی به این خوشمزگی نخورده بودم

خودت درست کردی؟

طعمش خوبه

از اونجایی که پدر دوستش داره یونگ ان باید بیشتر درست کنی

تا پدر بتونه بیشتر غذا بخوره

فقط یه غذای عادیه

چیز ارزشمندی نیست

غذای عادی مربوط به سلیقه نیست

در مورد احساس تعلقه

قلبت کجاست یونگ ان؟

خانوادم نابود شده

به جایی تعلق ندارم

یونگ ان

یونگ ان

برادر زاده من هستی

هرچند پدرت رو از دست دادی ولی مثل دختر واقعیم باهات رفتار می کنم

اینجا همیشه خونه توئه

خوشمزه ست

وقتی صحبت از غذا و اخلاص باشه یونگ ان بهترینش بوده

...خیلی وقت بود که

اعلیحضرت

اعلیحضرت

پدر- پدر-

پدر

اعلیحضرت

طبیب سلطنتی رو خبر کنین

چیزی فهمیدی؟

اعلیحضرت تو ضیافت خاندانی امروز مسموم شدن

هنوز بیهوشن

چه طور مسموم شدن؟

میگن که مامورها گفتن توی سوپ بانو جیانگ سم بوده

الانم راهی زندانه

ارباب

دارن بررسی میکنن

(یو جی مینگ، وزیر دیوان دادگستری) افراد زیادی رو فرستادن تا همه رو بیرون نگه دارن

اکنون مهمترین چیز اینه که ببینم وضعیت جیانگ سه چه طوره

یی فی

بله

برو یه چیزی برام اماده کن

جیانگ سه

بهمون بگو چه طور اعلیحضرت رو مسموم کردی

میذارم راحت بمیری

کار من نیست

مدرک هست

نمیتونی انکارش کنی

از اونجایی که مطمئن هستی که من این کارو کردم چه فایده ای داره که چیزی بگم؟

فکر نکن با سکوت میتونی چیزی تاخیر بندازی

اگه از راه اسونش نمیگی میخوای راه سخت رو امتحان کنیم؟

انگار بازجوییتون خوب پیش نمیره

چرا اینجایی فرمانده وی؟

این پرونده مربوط به امنیت اعلیحضرته

نمیتونستم اروم بمونم

تمام افراد ضیافت رو بررسی کردم

البته باید با مقصر برخورد کنم

مشکلی هست؟

عذر میخوام

چیزی نمیگه و همش از گفتن طفره میره

چیز عجیبی نیست که مجرم ها برای زندگی تلاش کنن

ولی دیدن صبوری شماها کمیابه

از اونجایی که مسئول این پرونده هستم لازم نیست دخالت کنی

منم که به قصر اوردمش

کسی که این کارو با اعلیحضرت کرده نمیبخشم

میخوای جلوی یه مقام رسمی برای برقراری عدالت رو بگیری؟

میخوای چیکار کنی؟

جناب یو فقط نگاه کن

اعلیحضرت باهات با عشق و مهربونی رفتار کرد

چرا اعلیحضرت رو مسموم کردی؟

قراره ساکت بمونی؟

پس بیا به جنایاتت برسیم

اول از همه نمیدونی کی خانواده و کی دشمنه

به خاطر دشمن به خانواده خودت اسیب زدی

و حالا میخوای ساکت بمونی و تا اخر مقاومت کن

دومی ارزش خودتو نمیدونی

اگه بمیری هیچ کسی اهمیت نمیده

سوم زیر قولت زدی

با من به قصر برگشتی تا انتقام بگیری؟

مسمومش نکردم

حاضری حرف بزنی؟

فهمیدم

اگه برای چیزی تنبیه بشم که انجام ندادم، خیلی ناعادلانه میشه

اگه اعلیحضرت رو مسموم نکردی کار کی بوده؟

اگه میدونستم اینجا نبودم

بنویس

از اونجایی که نمیدونی بذار تکونی به حافظت بدم

مسئول ضیافت خاندانی کی بود؟

قصر شرقی

هر عمارتی برای اعلیحضرت غذا اماده کردن

کیا برای اعلیحضرت غذا درست کردن؟

ولیعهد، شاهزاده جوانگ و من

ولیعهد چی اماده کرد؟

شیرینی

اعلیحضرت دوست داشتن؟

خوب فکر کن

چیزی رو از دست نده

اعلیحضرت دوست داشتن

بد نیست

ولیعهد مثل همیشه مراقب بودن

حتی کاسه ای برای شستن دست هم اماده کرده بودن

حتی کاج، بامبو، و الو هم داخل اب بود

کاج، بامبو و الو تو زمستون پژمرده نمیشن

در عوض شکوفت میشن

دستاتون بشورین و منتظر بهار باشین

شاهزاده جوانگ چی اماده کرده بود؟

غازی که خودش درست کرده بود

با چاقو مخصوص که از عمارتش اورده بود انجامش داد

این چاقو مخصوص این کار ساخته شده

پدر امتحانش کنین

گوشت غاز ابداره

تو چی؟

سوپ

اعلیحضرت و شاهزاده جوانگ خیلی تلاش کردن

ولی تو فقط سوپ اماده کردی؟

غذا رو براتون اماده کردم

سوپ فورونگه

امروز باید مراقب باشین

نباید به اعلیحضرت توهین کنین

دوستش داشتن؟

حتی یه کاسه دیگه برای خودشون ریختن

انگار اعلیحضرت واقعا بهت اسون میگیرن

میدونی اعلیحضرت با چی مسموم شده؟

نمیدونم

مطمئنی؟

جناب یو

با چی مسموم شدن؟

خرزهره

سم کشنده ایه

جیانگ سه مهارت طبابت داره

میدونه با زهر چیکار کنه

و هم میدونم ازش به عنوان دارو هم استفاده میشه

شیرش سمیه

مصرفش به مقدار کم اسهال میاره

مصرف به مقدار زیاد باعث میشه قلب از کار بیفته

اگه من مسمومش کرده بودم میدونستم چه مقداری باید بریزم

ولی اعلیحضرت مرده؟

...تو

گستاخ

جناب یو

جناب یو

اروم باش

جناب یو

راضی هستی؟

فرمانده وی

واقعا خیلی توانا هستی

موقع بازجویی نه تنها بی رحمی باید باهوش هم باشی

حقیقت مسمومیت اعلیحضرت اینه

ولی با این حال کسیه که اعلیحضرت شاهدختشون کردن

اگه اتفاق بدی بیفته

میگه که موقع اعتراف شکنجش کردی

این پرونده هنوز تموم نشده

باید تحمل کنی

نباید بمیری

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و چهارم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.