Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی ام =
=عشق نیروانا=
=قسمت سی ام=
برات عمارتی ترتیب میدم
فقط بدون نگرانی اینجا بمون
بانو جیانگ شما باید سریعا از اعلیحضرت تشکر کنین
...اعلیحضرت من
من با پدرت رابطه صمیمانه داشتم پس تمام نارضایتی هایی رو که تو این سال ها متحمل شدی برات جبران میکنم
میترسی که استادت رهات نکنه؟
خودم میرم باهاش حرف بزنم
از لطفتون ممنونم اعلیحضرت
استاد واقعا حاضر به رها کردنم نیست حتی منم احساس بی میلی می کنم ولی درد طولانی مدت بدتره
از اونجایی که تصمیم گرفتم به قرص بیام محبتتون رو جبران میکنم اعلیحضرت
باید روابط گذشته رو فاش کنم
اعلیحضرت خواهش میکنم استادم رو بیرون از قصر نگه دارین می تونم از ملاقات هر روز باهاش اجتناب کنم و احساس خجالت کنم
وی جائو، از استادش از طرف من بیرون قصر مراقبت کن
سهل انگاری نکن
بله
حتما خسته هستی
با تائو برو و استراحت کن
ممنونم اعلیحضرت
بانو جیانگ، از این طریق لطفا
چیزی ذهنتو درگیر کرده؟
لو یو رو نگرفتم
نا امیدتون کردم اعلیحضرت
دختر شاهزاده چی رو نجات دادی
خودش دستاورد بزرگیه
وظیفم یه عنوان مقام رسمی اینکه نگرانی هاتون روکم کنم اعلیحضرت
شما و شاهزاده چی برادری قوی دارین ولی فکر کردم این موضوع خیلی مشکوکه
شاهزاده چی سال ها پیش درگذشته پس چرا این دختر یهویی ظاهر شده؟
فکر میکنم این موضوع باید اول بررسی بشه
متوجه منظورت هستم
اعلیحضرت،مرزبان پی اومدن
عرض ادب اعلیحضرت
برای چی اومدی؟
شنیدم که جیانگ سه وارد قصر شده
برای دیدنش اجازه میخوام اعلیحضرت
نیازی نیست انقدر مضطرب باشی
اعلیحضرت با فکرین
هرچند دست خط شاهزاده چی رو شناختین و مصمم شدین که نامه جعلی نیست ذهن انسان غیرقابل پیش بینیه
لو یو حیله گره
شاید برای شورش یه دختر رو اتفاقی فقط برای گول زدن شما انتخاب کرده
هنوز فکر می کنم این موضوع باید به طور کامل مورد بررسی قرار بگیره
منظورت اینکه برای تحقیق ببریش؟
حاضرم باری از روی دوشتون بردارم اعلیحضرت
اعلیحضرت، شاهزاده چی در جوانی مردن و بهترین دوستتون رو از دست دادین
حالا که خط خونی شاهزاده چی رو پیدا کردین و حتی نامه های دست نویس به عنوان مدرک وجود داره
توصیه میکنم دختر شاهزاده چی تو قصر نگه داری بشه و رفتار خوبی باهاش بشه
این کار شما خیرخواهی، هماهنگی خاندانی و تقویت حسن نیت رو بین مردم نشون میده
شائوجون فقط به بهترین ها تو همه چیز فکر میکنه
ولی هم مسیر نیستیم
اعلیحضرت، اگه مردم رو با لو درگیر کنیم قطعا مشکلی تو قصر پیش میاد
شاهزاده چی زود از دنیا رفت، چطور میتونم یتیمش رو بدون مراقبت تنها بذارم؟
صورتش رو دیدم شباهتی به شاهزاده چی داره
وقتی نامه رو خوند با صداقت به نظر میومد
به نظر نمیاد نمایش باشه
باور دارم که دختر شاهزاده چیه
یه روز مبارک انتخاب میکنم تا به عنوان شاهدخت اعلامش کنم
اعلیحضرت عاقل هستین
(غرفه یوچون، قصر، چینگ کانگ)
بانو جانگ
بانو جیانگ، اعلیحضرت، متوجه شدن که شما تازه وارد قرص شدین مخصوصا به من اجازه انتخاب دادن
تا افراد باهوش و خوب رو انتخاب کنم
اگه چیزی خواستین به اونا بگین
به بانو جیانگ احترام بذارین
عرض ادب بانو جیانگ
نیازی به تشریفات نیست
بانو جیانگ، اداب بین ارباب و خدمتکار تو این قصر نباید شکسته بشه
همتون به عنوان خدمتکار تو غرفه یوچون کار میکنین
خوب به بانو جیانگ خدمت کنین فهمیدین؟
بله
میتونین بلند شین
(لیو سوی،خدمتکار، چینگ کانگ) بانو جیانگ من لیو سوی هستم
از این به بعد در خدمتمون هستم
جناب پولو اینجا گذاشتم
باشه
به سلامت
مرزبان
بشینین
یه کاسه رشته میخوام
مشکلی نیست
بشینین
یه لحظه صبر کنین
باشه
مرزبان رشتتون
جناب دفعه دیگه کسیو با خودم میارم رشته بخوره
ازت میخوام که به طور خاصی اشپزی کنی تا مهارتت رو ببینه
مشکلی نیست مرزبان
نوش جان
ممنونم
مشکلی نیست
اعلیحضرت خدمتکار های قابل اعتمادی رو به غرفه یوچون اختصاص دادم
بهشون دستور بده که به خوبی بهشون خدمت کنن و تنبلی نکنن
بله
نگران نباشین
با توجه به شرایط فعلی اعلیحضرت با بانو جیانگ بداخلاقی نمیکنن و حتی میخوان بهشون عنوان شاهدخت بدن
اعلیحضرت جیانگ سه رو برای نشون دادن مراقبتشون تو قصر نگه داشتن
ولی در واقع زیر نظره
مسیر گشت زنی رو دوباره ترتیب بده و با احتیاط چندین نقطه گشت زنی رو اطراف غرفه یوچون بذار
اعلیحضرت اغلب از شاهزاده چی یاد میکنن به نظر میاد اونا ارتباط عمیقی با هم دارن
یعنی واقعا شاهزاده چی فقط میخواسته از حبس فرار کنه؟
اگه گفته های ین درسته دلیل اعلیحضرت برای بستن پرونده شاهزاده چی
باید یه حقیقت ناگفته پشتش وجود داشته باشه
باید تو تحقیقاتمون محتاط ترباشیم
به عمو پینگ نامه ای بده و بگو که برای همه چیز اماده باشه
بله
(عمارت مرزبان جیان دینگ)
مرزبان جیان دینگ تونستن هرج و مرج رو اروم کنن
بانو رونگ باید خیلی افتخار کنن
فقط یه زن ساده هستم
چیزی که بیشتر از همه بهش اهمیت میدم خانواده ست
مرزبان خودش تلاش کرده به جایی که هست رسیده
چرا برای ازدواجش نگران باشین؟- یه ازدواج خوب-
میتونه موقعیتش رو تثبیت کنه
اینا طالع تولد و خاندانه
وزیر دونگ دونگ، لطفا در موردش با دومین بانوی جوان حرف بزنین
خیلی زحمتتون دادم
دیگه باید برم
ممنون که وقت گذاشتین و اومدین
خداحافظ- از این طرف-
بفرمایین
وزیر دونگ
چرا وقتی همچین مهمونی داشتیم چیزی بهم نگفتی
مشغول کار بودی چه طور میتونستم با جزییات بهت بگم
از جمله ازدواج؟
دومین بانوی جوان دونگ پاکدامن ،با فضیلت، و ملایمه
زوج خوبی برای توئه
اگه روی بتونی حاکم دنیا بشی میتونی اعتماد قبیله هارو بدست بیاری
هرگزی چیزی نیست که بخوام
این ازدواج به نفع توئه
نمیفهمی؟
اگه چیزی که میخوای رو طوری دیگه بهت بدم چی؟
جیانگ سه دختر شاهزاده چی ئه
دختر شاهزاده چی؟
اعلیحضرت اهمیت زیادی برای تبار شاهزاده چی قائله
جیانگ سه هنوز به پایتخت برنگشته بود که تو قصر عمارتی داشت
روزی تبدیل به شاهدخت میشه
با توجه به خواستت باید بدونی که کدوم خاندان دونگ یا سلطنتی برات مفید تره
جیانگ سه چیزی است که تو زندگی میخوام
مرزبان پی برای ازدواج با جیانگ سه مصممه
بانو بهش اجازه میدین؟
ین ار هنوز اعلیحضرت رو درک نمیکنه
انتظار نداشتم جیانگ سه دختر شاهزاده چی باشه
جناب سوی خیلی سخت کوشین
واقعا خوش حالم که داشته باشمش
مطمئنا خریدار خوبی براش پیدا میکنم
فقط همین طوری نقاشی میکشم
میتونی به هرکسی که میخوای بفروشیش
جناب صبر کنین
میتونم این نقاشی رو ببینم؟
ممنونم
جین شین
بگیرش
بانو همین جوری میخرینش؟
هر طور که بخوام نقاشی می خرم
لطفا قضاوتم نکنین
ممنونم
بیاین و نگاه کنین
کیسه عطر
(جی شیان)
ببخشید خودمو خجالت زده کردم
جناب سوی
جناب سوی خوبه که هنوز اینجایین
نقاشی که کشیده بودین یه زن با قیمت خوب خریدش
اینجان
اینا مال شماست
دیگه میرم
معلوم شد نقاشی مال شماست
قبلا نقاشی های منو خریدین؟
میشه گفت
شرمندم
این لطف باعث افتخاره
میتونم اون نقاشی رو به عنوان هدیه بهتون بدم
طلا نمیتونه چیزی که واقعا دوست داره بخره
نقاشیتون به قیمتش ارزش داره
از اونجایی که دوستش دارین ردش نمیکنم
اگه بازم قصد خرید نقاشی داشتین میتونم براتون نقاشی بفرستم
پس ردش نمیکنم
برازنده و فهیم هستین
میتونم اسمتون رو بپرسم؟
فامیلم دونگه
عرض ادب بانو دونگ
خوندن راهنما رو دوست دارین؟
مدت هاست که شنیدم یی جو مناظر زیبایی داره
هر قدم مثل افسانه ایه
درسته
هرچند گذرا بود ولی نگاهی بهش انداختم
قبلا به یی جو رفتین؟
خیلی دوست دارم با چشم های خودم ببینمش
خیلی سخته؟
باهام بیاین
برای کسیه که قدردان نقاشیه
زیباست
شیه چه میخواد شیائو سه رو شاهدخت کنه؟
اگه اعلیحضرت چنین قصدی داشته باشه فکر نمی کنم جیانگ سه در حال حاضر تو خطر باشه
به افرادم دستور دادم تا با احتیاط ازش محافظت کنن
با تبدیل شدن جیانگ سه به شاهدخت تو قصر نگهداری میشه
چه اتفاقی قراره براش بیفته؟
با تمام توانم ازش محافظت میکنم
سعی نکن زیاد باهاش درگیر بشی
شما دوتا رابطه پیچیده ای دارین به هم چسبیدنتون فقط به هر دوتون اسبب میزنه
پدرم شاهزاده چی رو نکشته و تو جنگ برای یوئه لو مرده
مادرم به دست افراد ارتش جن یوان کشته شد
من و خواهرم از قبیله بیرون شدیم و تا همین الان با هویت مخفی زندگی کردیم
بهم بگو پدرم چی بدست اورده؟
اعلیحضرت می خواد تا جیانگ سه یه شاهدخت باشه
در ظاهر اروم میاد و قصد پشتش چیه؟
که اصلا ازش خبر نداریم
تنها با درک کل حادثه، تنها در این صورت میشه ازادی جیانگ سه رو بهش برگردوند
اگه تعصبت رو نگه داری چه طور باید باهاش کنار بیایم؟
دیگه چی میخوای بدونی؟
بگو اعلیحضرت چه ربطی به پرونده شاهزاده چی داره
در مورد دیدن خواهرم همه چیز رو بهم بگو
شیائو یوجیا
کی هستی؟
منو یادت نمیاد؟
زمانی که شاهزاده چی برای گفتگوی صلح به یوئه لو دعوت شد شیائو های تیان با تو زیر دروازه شهر منتظر بود
خدمتکار شاهزاده چی هستی؟
اینجا چیکار میکنی؟
من باید اینو ازت بپرسم
چطور شد همسر سلطتنی دا لیانگ شدی؟
یا اینکه پدرت با مرگ شاهزاده چی معامله کرده تا مزایایی بگیره؟
در مورد چی حرف میزنی؟
دست از تظاهر به بی گناهی بردار
زمانی که شاهزاده چی تو حبس بود، در مورد عدم توانایی تپ تسهیل گفتگوهای صلح نگران بودم
ولی پدرت تازه برگشته و حامی جدیدی پیدا کرده
حتی ثروت و مقامی برای دخترش گرفته
جای تعجبی نیست که شیه چه ازت خواسته به شاهزاده چی ادای احترام کنی
اون بود که به پدرت دستور داد شاهزاده چی رو بکشه
نمی ترسی که خودت و بچه متولد نشدت مجازات بشین؟
دهنتو ببند
یه مهاجم اینجاست
همسر وی رو ول کن
به بچه خودتم اهمیت نمیدی؟
همون جا وایستین
اگه کسی جلو بیاد میکشمش
پس تو بودی که کاری کردی خواهرم موقع زایمانش بمیره
مدام میگی پدرم قاتله ولی به خواهرم چرا اسیب زدی؟
امکان نداره
اون روز فقط گروگان گرفتمش بهش اسیبی نزدم
وقتی داشتم میرفتم تو بغل شیه چه حالش خوب بود
شیه چه ظالم و بی رحمه
دیوان امور داخلی رو فرستاد که بیست سال دنبالم باشن
نمیتونه از پرونده مرگ شاهزاده چی دوری کنه بعدش بیاد با شیائو سه مهربون باشه؟
برای همین شیائو سه نباید تو قرص بمونه
این چیزیه که تو باید بهش فکر کنی
اگه واقعا نگرانشی باید همین جا بمونی
اینجوزی میتونم ازت محافظت کنم
در مورد چیزی که گفتی خودم تحقیق میکنم
ارباب خوبین؟
به افرادمون دستور بده که مراقب ین شوانگ چیائو باشن
بله
برو و تمام مدارک و شواهد مرگ خواهرمو بررسی کن
چیزی دربارش عجیبه؟
احتمالا اتفاقی نیست
ربطی به پرونده شاهزاده چی داره
چیزی که گفته باید توسط چندین طرف تایید بشه
وقتی درباره دیوان امور داخلی تحقیق میکنی محتاط تر باش
اون قاتلیه که شاهزاده چی رو دزدیده پس منطقیه که به عنوان قاتل تحت تعقیب باشه
با این حال اگه چیزی وجود نداره چرا باید سال ها با احتیاط زندگی کنه؟
ممکنه برای کشتن و ساکت کردن شاهد ها باشه؟
مراسم اهدای پاداش فرداست احتمالا می تونیم نگرش اعلیحضرت نسبت به یوئه لو رو امتحان کنیم
بله
شورش خائن لو سرکوب شد
تمام مقاماتی که شایستگی کسب کردن پاداشی داده میشه
پی ین جلو بیا پاداشت رو بگیر
پی ین، مرزبان جیان دینگ، از ملت محافظت کرده شایستگی و انجام مانورهای نظامی رو بر عهده داشته
بهش عنوان مرزبان وفاداری و شجاعت داده میشه
قلمروش باید دو به سمت غرب گسترش پیدا میکنه نگهبانان چانگ فنگ با صد نفر افزایش
با نگهبانان سلطنتی از دا لیانگ محافظت میکنن
من پی ین پاداش رو قبول میکنم
وی جائو بیا جلو و پاداشت رو بگیر
وی جائو، فرمانده نگهبانان سپیده دم متوجه نقشه خیانتکارانه لوشد
به دلیل وفاداری و صداقت دیرینش با رفتاری مثل اژدها و ققنوس
از نظر حقوق و دستمزد موقعیتش یک درجه ترفیع پیدا میکنه همراه با ده هزار تیل طلا و نقره
هزار هکتار زمین حاصلخیز، و صد خدمتکار
من وی جائو پاداش رو قبول میکنم
چون یولی، جلو بیا پاداشت رو بگیر
چون یولی، مشاور نظامی و استاد، با استراتژی، شجاعت و با خرد
شجاعانه طلسم ببر رو برای بازیابی ارتش پنجاه نفری ارائه کرد
الان بهش عنوان مشاور نظامی اعطا و ژنرال ارتش پنجاه هزار نفری جن یوان میشه
که تحت فرمان دا لیانگ هستن
من چن یولی پاداش رو قبول میکنم
با بکارگیری مردم و ابزار نظامی برای الهام بخشیدن به مقامات
حکومت مستحکم منابع خالص و سعادت ملت برای مدت طولانی پایدار میمونه
تعظیم کنین
اعلیحضرت عاقل هستین دا لیانگ بزرگ برای همیشه شکوفا میمونه
تبریک میگم ارباب وی
تبریک میگم ارباب وی
تبریک میگم ارباب وی
ارباب
هیچ پاداشی برای یوئه لو وجود نداره
حتی یه کلمه هم ذکر نشد
چه طور ممکنه؟
به خاطر اینکه یوئه لو به کشتن شاهزاده چی محکوم شده
چیشده؟
از پاداش راضی نیستی؟
اعلیحضرت به اندازه کافی بهم اعتماد دارین
مسئولیت های بزرگ رو به من سپردین که در حال حاضر بزرگترین پاداشه
با این حال اعتبار یوئه لو برای این شورش رو نمیشه نادیده گرفت
میدونم به چی فکر میکنی قبلا هزار گاو و گوسفند
هزار تیل نقره و طلا به یوئه لو دادم
همین الانشم به لیانگ جو فرستاده شدن
اعلیحضرت عاقل هستین
اعلیحضرت یه چیز دیگه باید بگم
بگو
جسورانه ازتون درخواست ازدواجی میخوام
تازه کار پیدا کردی میخوای تشکیل خانواده بدی؟
عاشق جیانگ سه هستم حاضرم از تمام پاداش هام در ازای ازدواج باهاش استفاده کنم
زوج خوبی هستین
پاداش ها فقط بر اساس شایستگیه با این حال افکارت رو درک میکنم
جیانگ سه سال ها خارج از خونش بزرگ شده و رنج های زیادی کشیده
بعد از پیچ و خم های فراوان به سمت من برگشته
باید داماد خوبی انتخاب کنم که بهش همه چیز بده
چی میتونی بهش بدی؟
با تکیه بر فضیلت اسمانی مطمئنم میشم که جیانگ سه بدون هیچ نگرانی زندگی کنه
در حالی که من از دا لیانگ محافظت می کنم که صدها سال دوام بیاره
فهمیدم
بیا بعد از مراسم دربارش حرف بزنیم
ممنونم اعلیحضرت
جوونی باعث از دست دادن ارامش میشه
مرزبان جیان دینگ همیشه به فکر بانو جیانگ هستن
به نظرم وی جائو هم به جیانگ سه احساسی داره
بذار وی جائو مراسم کمک مالی رو اداره کنه
بله
یه نفرم بفرست تا اداب قصر رو به جیانگ سه یاد بده تا کسی بهش نخنده
بله
اعلیحضرت یادمه
فرمانده وی یه بار هویت بانو جیانگ رو زیر سوال برد
چیزی که میگه با نگاهش یکی نیست
یه زیبا رو حتی یه قهرمانم از پا در میاره
بذاریم جوون ها ازادی داشته باشن
مرزبان امروزخبر خوبی شنیدین؟
شیائو سه به زودی برمیگرده
اعلیحضرت بهتون ازدواجی اعطا کردن؟
نزدیکه
زه مینگ نمیخوای به من تبریک بگی؟
مرزبان دارین خانواده تشکیل میدین طبیعتا براتون خوش حالم
با این حال نظر شیائو سه رو پرسیدین؟
شیائو سه برای قصر مناسب نیست
وقتی کنارم باشه میتونم به خوبی ازش مراقبت کنم
نگرانم قصر و عمارت پی براش یکسان باشن
راستی زه مینگ
بهم کمک کن یه هدیه خوب تهیه کنم
این بار خیلی بی ادب شدم
باید از وزیر دونگ عذر خواهی کنم
مرزبان
دو تابلوی خوشنویسی اماده کن
نباید بانو دوم دونگ رو فراموش کرد
دیر کردم
وزیر دونگ مشغول کار رسمی هستین البته که باید منتظر میموندم
لطفا
باشه
همین الانشم از لطفت بهم رسیده
اگه چیزی برای گفتن داری بگو
پس میرم سر اصل مطلب
میخوام ازدواج بین خاندان هامون دوباره بررسی بشه
مرزبان، بانو رونگ از دیدار امروز خبر دارن؟
به زودی همه چیز رو براش توضیح میدم
دلیل دعوتت به اینجا برای عذر خواهیه
پی ین، خاندان لزوما نمیخواد که مجبورت کنه با دخترم ازدواج کنی
این خاندان تو بوده که اصرار کرده منم بهش فکر کردم
میخوای با شهرت خاندانم چیکار کنی؟
بانوی دوم دونگ قلب و شخصیت خوبی دارن
فقط به اندازه کافی براشون خوب نیستم
هرگز ذره ای ازش بیرون درز پیدا نمیکنه
مهم نیست بقیه در اینده چی میگن چیزی از من گفته نمیشه
راستش رو بگم قبلا از اعلیحضرت درخواست ازدواج کردم
قصد دارم به زودی با دختر شاهزاده چی ازدواج کنم
جای تعجب نیست که می خوای نامزدی رو بهم بزنی
معلوم شد که دنبال جایگاه بالاتری هستی و به خاندان سلطنتی چسبیدی
من و شاهدخت رابطه طولانی داریم
اگه با بانوی دوم دونگ ازدواج کنم این توهین به ایشون محسوب میشه
صرف نظر از اینکه با کی کسی ازدواج می کنه همیشه وزیر میمونین
بنفش پوشیده و زرد همیشه قدرت زیادی دارین
از امروز به بعد اگه راهی هست که بتونم بهتون کمک کنم
تمام توانم رو میذارم
به علاوه اگه من واقعا با دخترتون ازدواج کن بین خاندان های اصیل
وحدت امور ملکی و نظامی سنجش قلب امپراطور رو سخت می کنه
قطعا شما خلق و خوی اعلیحضرت رو بهتر درک می کنین از من شما پدر زن ولیعهد هستین
عالیجناب هم پسر عموی شاهدخت هستن
اینجوری باشه در اینده فامیل نمیشیم؟
التن که شاهدخت عمیقا مورد لطف اعلیحضرت و ما هر دو مقام دربار هستیم
هنوز مناطق زیادی وجود داره که میتونیم در اینده از همدیگه حمایت کنیم
فراموشش کن
سرنوشت مقدر شده ست
از اونجایی که قرار نیست تو و جوان ار باهم باشین هیچ فایده ای برای اجبار ازدواج وجود نداره
منم به عنوان یه پدر باید برای خوشبختی دخترم فکر کنم
عمیقا به محبتتون احترام میذارم قلب وزیر دونگ
مرزبان جوان و امیدوار هستی که اعلیحضرت با شاهدخت رفتار خوبی دارن من هم باید روزی تا حدی به مرزبان پی تکیه کنم
وزیر دونگ شوخی میکنین
وزیر دونگ بفرمایین
امروز هوا خوبه
جناب جانگ
مرزبان
بانوی دوم
انگار شما و پدرم به توافق رسیدین
قرار بود بیام و ازتون عذر خواهی کنم
به چیزی که برای خودم نمیخواستم پایان دادم
منم که باید ازتون تشکر کنم
بانوی دوم مهربون و با فضیلت هستین
حتما یه مرد خوب پیدا میکنین
منم همین ارزو رو برای شما دارم
بانو جیانگ
ممنون
اعلیحضرت میخوان شمارو شاهدخت کنن
باید مراقب سلامتیتون باشین
از کجا شنیدی؟
اعلیحضرت با فضیلتن این مراسم به زودی برگزار میشه
باید زودتر استراحت کنین
میخواد منو تو قرص به دام بندازه
نمیتونم فقط بشینم و نگاه کنم
اول باید با اطراف و محیط قصر اشنا بشم تا بتونم فرار کنم
مرزبان
شیائو سه
کجا بودی؟
رفتم قدم بزنم
چرا اینجایی؟
اومدم تورو ببینم
به زندگی تو قصر عادت کردی؟
مرزبان برین داخل
شیائو سه نمیخوام بذارم دوباره رنج بکشی
فقط رفتم قدم بزنم
خیلی جدی گرفتیش
پیشنهاد ازدواج رو از اعلیحضرت خواستم
هرگز فکر نکردم باهات ازدواج کنم
ازت محافظت میکنم
دیگه نیازی نیست با مسائل کوچیک خودتو اذیت کنی هرچی بخوای بهت میدم
زندگی که من میخوام نه تو چینگ کانگه نه تو عمارت پی
پس تو عمارت وی و یوئه لوئه؟
چرا باید با شما دونفر درگیر بشم؟
میدونم قوانین قصر رو دوست نداری
اگه با من ازدواج کنی از روش مناسبی از اینجا میبرمت
استادت هم همین طور
الان که تو دست وی جائو است به دلایل زیادی که نمیتونه کنترلش کنه
من تنها کسی هستم که میتونه نجاتت بده
مرزبان میخوای با شرایط باهام ازدواج کنی؟
حتی اگه مجبور باشم همه چیز رو معامله کنم ارزشش رو داره
مرزبان چرا این کارو می کنی؟
قلبم مثل سنگ نیست نشه تکون بخوره
منتظرت هستم
راهی برای نجات استادت پیدا میکنم
(عمارت جیان دینگ)
به وزیر دونگ گفتم که ازدواج رو بهم میزنم از اعلیحضرت درخواست ازدواج کردم
چه طور میتونی پشت سرم این کارهارو انجام بدی؟
فقط یه خدمتکاره
اگه واقعا میخوای باهاش ازدواج کنی میتونی به عنوان صیغه بگیریش ولی الان عنوان یه شاهدخت بیهوده ست
مقام و قدرتی نداره
احمقی؟
میدونی که ازدواج اتفاق بزرگیه چرا ازش روی من استفاده میکنی؟
هر قدمی که تو دربار بر میدارم همه چیز برای خاندان پی ئه
کافی نیست؟
کافی نیست
هر جنگی که داشتم به خاطر خاندان پی بوده
کافی نیست
دیگه چی ازم میخوای؟
قبلا بهت گفتم نمیخوام یه مقام رسمی باشی میخوام به دنیا حکومت کنی
باید همه چیز رو ول کنی و به چیزی که لایقشی برسی
جیانگ سه استثناست
تنها ازرشش فقط پیدا کردن ین هاست
همه مثل تو روی ازدواج شرط نمیبندن
اون زنه ین در حال حاضر تو دست وی جائو ئه
دیگه کاری که میخوای انجام نمیدم
میخوام ببینم چی میخوای بدست بیاری
شاهدخت نجیب زاده هستن نیازی به یاد دادن اداب نیست
فرمانده وی به دستور اعلیحضرت اینجا هستم
شاهدخت هنوز اداب معاشرت رو یاد نگرفتن برای همین جرات ندارم سستی کنم
منم به دستور اعلیحضرت اینجام تا هدیه ای تقدیمشون کنم
به نظرت من باید اول انجام بدم یا تو؟
منو ببخشین
ارباب بفرمایین
یی فی
بله
بانو برای چای و استراحت ببرین
هدایا رو به خوبی ببرین
یکمی استراحت کن
یکم شیرینی بخور
استادم الان چطوره؟
جاش امنه
لطفا خوب مراقب استادم باش
حیف شد
چیکار میکنی؟
بانو بعد از شاهدخت شدن کی میتونم از قصر برم؟
برای رفتن از قصر به نشان نیاز دارین
احتمالا به خاطر اینکه زیاد زانو زدم پاهام بی حس شده
بذار ببینم
چی برای دیدن باشه
به هر حال مجبورم هر روز اداب معاشرت رو یاد بگیرم
همیشه اینطوریه
از زمانی که تو غرفه یوچون موندم حتی نمیدونم جاسوس های کی اطرافمن
باید اداب معاشرت رو یاد بگیرم و قوانین رو بخونم
حتی خدمتکارهام میتونن اطراف راحت بچرخن ولی من چی؟
فقط میتونم اینجا بمونم
میترسم دیگه هیچوقت ازاد نشم
اگه خواستی از قصر بری فقط به خودم بگو
چرا باید نشان منو بدزدی؟
امشب از قصر میبرمت بیرون ولی فقط برای یه شبه
باید کنارم بمونی
کجا میبریم؟
جایی برای استراحت
میدونی که چی میخوام
قبول کردی کنارم بمونی
ارابه رو نگه دارین
فرماندمون دارن برمیگردم عمارتشون
عرض ادب فرمانده
کافیه؟
ببخشید
بفرمایین فرمانده
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی ام =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.