Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و هشتم =
=عشق نیروانا=
=قسمت بیست و هشتم=
اسلحه هارو بذارین اونجا
اسب هارو اماده کنین
خیلی خب
همه بیاین
همه جمع بشن
بله- بله-
زود باشین
اومدم
همتون مراقب وسایل باشین
بله- بله-
جنگ تو راهه؟ چه طور باید وارد شهر بشم؟
جلوتره
برادرا خیلی زود میرسیم
چیشده؟
یکم فشار رومه
چه طوره شماها برین
میرم دست به اب
الان؟
برین
عجله کن
برین
برین زود باشین
زود باشین
برین
برین
همن طوری که پیش بینی کردی
لو یو بلافاصله بعد از پایان مقرر اومد
زانو بزنین
زانو بزنین
زانو بزنین
نمیدونم عمو پینگ کارش چه طور پیش میره
باید تا زمانی که عمو پینگ نشونه ای میده صبر کنیم
فقط اینجوری میتونیم درگیرشون کنیم
یعنی مردم رو نجات نمیدیم؟
با یه اقدام متقابل اومدم
واحد پیشتاز منو برای شکستن خط دنبال میکنن
طبیب مردم رو نجات میده
ارباب شهر، تو شهر میمونی و منتظر نشونه میشی قبلش وارد درگیری نشو
باشه
(یوئه لو)
عمو پینگ
دوستان زندگی هزاران نفر از مردم به این بستگی داره
فقط باید موفق بشیم نباید شکست بخوریم
بله- بله-
بریم
به دستور ژنرال لو هشت دقیقه فرصت دارین
اگه دوباره دروازه رو باز نکنین کشته میشن
اون چیه؟
...این
دارن چیکار میکنن؟
ببرش
عامل بیمارین
برین
برین
وحشت نکنین
اونایی رو که وحشت میکنن اعدام میکنم
فرار کنین
زود باشین
زود باش
بیا
زود باش
مراقب باش، بریم
برین داخل
زود باشین
برین داخل
زود باشین
زود باشین
زود باشین
شیائو سه
استاد
استاد
جیانگ سه
جیانگ سه
اون از ارتش جن یوان نیست
اون استادمه
اینجا خیلی خطرناکه بریم داخل
تو بودی که شیائو سه رو فریب دادی؟
باهام بیا
تو خواب ببینی
جیانگ سه
وی جائو اگه جرات کنی به استادم صدمه بزنی تا عمر دارم نمیبخشمت
جیانگ سه
گولم زدی به یوئه لو بیام تا استادمو بگیری؟
جیانگ سه- استاد-
یه دختر بی ارزش مثل اون
انقدر شیائو وو شیا مصمم کرده ازش محافظت کنه؟
گزارش
ارباب اشفتگی تو لیانگ جو وجود داره
تو شهر و عمارت ژنرال اتیش سوزی شده
انبار مورد حمله قرار گرفته
اذوقه ها سوختن شایعات در حال گسترشه
مردم غذا هارو غارت کردن
ارتش دفاع شهر نمیتونه سرکوبشون کنه
ارباب لطفا نیرو بفرستین
چه طور یه قبیله کوچیکی مثل اونا جرات کردن منو گول بزنن؟
افراد
همه به فرمان من
با تمام قدرت بهشون حمله کنین
ژنرال لو حاضرم به میدون جنگ برم وو دشمن رو بگیرم
برای یوئه لو
برای یوئه لو
جیانگ سه- استاد-
جیانگ سه- استاد-
جیانگ سه
شیائو سه باهام بیا
باید استادمو نجات بدم
باهام بیا- باید استادمو نجات بدم-
شیائو سه
شیائو سه
میخوای به یوئه لو بری؟
به تو ربطی نداره
برای اینکه گل لینگ جیو پیدا کنم به یوئه لو میرم
تا برای استادم فرنی بدون تلخی درست کنم
استادت
فرنی بدون تلخی دوست داره؟
استادت منتظرت بود نیومدی بعدش به سمت یوئه لو رفت
رفته یوئه لو؟
چرا اینقدر بی حواسم؟
گربه سفالی؟
یادمه که تقلبی رو بهت دادم
چه خبره؟
نمیخوام بری
نگرانم وقتی به دیدن استادت رفتی دیگه برنگردی
خبری ازت نشنوم
(شهر لیانگ جو، لیانگ جو، دا لیانگ)
وضعیت لیانگ جو رو پایدار کنین
نقشه بعدی بعد از اینکه دا لانگ از چینگ کانگ اومد
مراقب پی ین باشین
نذارین متوجه بشه
بله، بریم
مرزبان
شیائو سه
به دستور ژنرال لو، اون اسیر جنگیه
کسی دخالتی نمیکنه
اون خدمتکار عمارتمه
از کی تا حالا تو مسئولی؟
مرزبان اینجا اردوگاه ارتش جن یوانه
عمارتتون نیست
شیائو سه
مرزبان
ولم کنین
مرزبان دوباره بهش فکر کنین
مرزبان خودتو به خاطر من تو دردسر ننداز
اگه جرات کنی بهش اسیبی بزنی ده برابرشو ازت پس میگیرم
اردوگاه ارتش جن یوان در کمین خطره
مرزبان باید به چیزهای بیشتری فکر کنین
چند نفر رو اماده کن
راه دیگه ای برای نجاتش پیدا میکنم
شرور
جرات کردی از شیائو سه استفاده کنی
کی هستی؟
چرا تو و خواهرت اون موقع شاهزاده چی رو کشتین؟
شاهزاده چی؟
نمیدونم درباره چی حرف میزنی
دست از تظاهر بردار
یکی از خواهرای ین هستی
اون موقع شماها شاهزاده چی رو دزدیدین
بعدش هم یوئه لو رو مقصر کردین
به خاطرش شیائو های تیان متهم شد و مرد
هدفتون چی بوده؟
پس
شیائو ووشیا هستی؟
بگو
جالبه؟
شیائو های تیان مقصر بوده
اخرش اینجوری شد چون خودش میخواست
حتی اگه خفم کنی به چیزی نمیرسی
وی جائو
اگه جرات کنی به استادم اسیب بزنی تا عمر دارم نمیبخشمت
دخترجون، مرزبان جیان دینگ و شیائو ووشیا در واقع به خاطر تو میجنگن
خیلی سرسختی نه؟
به خاطر شیائو شیاست
یا به خاطر پی ین؟
از اولشم به خاطر اونا اسیب دیدم
چرا جونمو به خاطر اونا به خطر بندازم؟
دروغ میگی
بلند شو
خیرخواهی درخشان
هرچند ندیدمت هزار بار اسمت رو صدا زدم
پدرت شیه چون
شیه چون؟
این نامه رو از کجا اوردی؟
نمیدونم
کی این نامه رو مخفی کرده؟
نمیدونم
شبیهشی
شیه چون
هیچوقت انتظار نداشتم که همچین هدیه بزرگی برام بیاری
بهشت با منه
ارباب
ارباب
ارباب
سه روز پیش دا لانگ تو عمارت بر اثر بیماری از دنیا رفته
غیر ممکنه
ارباب تسلیت میگم
دالانگ چطور میتونه همینطور بمیره؟
شیه چه پسرم به خاطر تو مرد
امروز تو بودی که مجبورم کردی
نیروهارو جمع کنین
از لیو من تا لیانگ جو حتی نیروهای مخفی شون یانگ
چینگ کانگ رو میگیریم
امروز یه شورش علیه شیه چه راه میندازم
بله
از نزدیک مراقبش باش
حالا که که پسرم به خاطر شیه چه مرده منم برادر زادش رو دارم
برای اینکه مشکلی پیش نیاد پی ین رو میکشم
اون موقع شاهزاده چی فقط فرار کرد دزدیدنش یه نمایش بود
فقط شیائو های تیان محل اختفامون تو یوئه لو رو میدونست
شیائو های تیان شاهزاده چی رو کشت
اون قاتل شاهزاده چی بوده
شیائو های تیان ادم غیر قابل اعتمادی نبوده
اگه جرات کردی دوباره بهش بدگویی کنی تبدیل به خاکسترت میکنم
اینجاست؟
بله
متوجه شدم که بانو جیانگ به اینجا بردن
ولی بنا به دلایلی امنیت بالاست
همه چیز اماده ست؟
افرادمون نزدیکن
مرزبان همین الانم موقعیتتون خطرناکه
...اگه لو یو متوجه این موضوع بشه میترسم که
نمیتونم اجازه بدم جیانگ سه تو خبر باشه
مخفیانه عمل کن
کسی از حضورمون با خبر نکن
مرزبان
این نامه محرمانه ای از چینگ کانگه
(لو دالانگ، پسر ژنرال لو، به طور ناگهانی درگذشته در خطر هستین)
لو دالانگ مرده؟
لویو هر لحظه ممکنه شورش کنه
مرزبان وضعیت غیر قابل پیش بینیه
نباید بیشتر از این اینجا بمونیم
اول شیائو سه رو نجات میدیم
طبق نقشه پیش برین
باشه
ژنرال لو
نیروهای پشیبانی اعلیحضرت به زودی اینجا میرسن
قبل از اقدام باید دو بار فکر کنی
بکشینشون
نمیتونیم ادامه بدیم
شیائو سه
مرزبان متاسفم
بریم
(یوئه لو)
ا لیو برگشته
گفت که لویو میخواد شورش کنه
به عمو پینگ بگو مراقبش باشه
میخوای جیانگ سه رو نجات بدی؟
من و افرادم باهات میایم
نمیشه
تنهایی میخوای چیکار کنی؟
همسرته
ناجی ماهام هست
باشه
افرادی که شنا بلدن رو انتخاب کن
منتظر دستورم باش
گل های لینگ جیو شکوفه دادن
به گل های لینگ جیو نگاه کنین
خیلی زیادن
گل های لینگ جیو شکوفه دادن
گل های لینگ جیو شکوفه دادن
دره مینگ یوئه پر از گل های لینگ جیوئه
گل های لینگ جیو شکوفه دادن
مرزبان
شیائو سه کجاست؟
چطور جرات کردی جلومو بگیری تا نجاتش ندم؟
باید مجازات بشی
کار من بود
مرزبان منو مجازات کنین
مرزبان فقط تونستیم محاصره بشکنیم و با اسب فرار کنیم
برادر ان به خاطر شما و نگهبانان چانگ فنگ این کاروکرد
مرزبان امیدوارم بهش فکر کنین
وقتی شمارو به چینگ کانگ رسوندم میتونین هر طوری میخواین مجازاتم کنین
شکایتی نمیکنم
باهام بیاین
جلوی لویو رو میگیریم
نمیتونیم بذاریم چینگ کانگ رو بگیره
بله
جیانگ سه کجاست؟
لو یو با خودش بردتش
اگه قصد شورش داره از راه ابی میره
به لیو من بریم
من جیانگ سه رو نجات میدم
تو و هونگ جه دروازه رو باز کنین و جلوی لویو رو بگیرین
برات وقت میخرم
حداکثر پونزده دقیقه
( لیو من)
ژنرال
دختر جون واقعا انعطاف پذیری
واقعا که خاندان سلطنتی شیه هستی
نمیدونم درباره چی حرف میزنی
ناممو بهم برگردون
فقط یه مهره ای
نیروت رو هدر نده
پس میدونی که بعضی از مهره ها برای دستکاری کردن بعضی ها برای برگردوندن بازی هستن؟
میخوام ببینم چه این بازی رو چه طوری بر میگردونی
با سرعت به جلو
بله
اروم
چه خبره؟
رود خونه پر از کیسه های شن، چوب و سنگه
فقط میتونیم با سرعت پایین بریم
ژنرال لو
پی ین
تازه تونستی به سختی از دستم فرار کنی
جرات کردی دوباره بیای دنبال مرگ
ژنرال لو فقط یه نصیحت برات دارم
هیچ راهی به جلو نیست
برای برگشتنت دیر نیست
فکر میکنی میتونی منو با این کیسه های شن احمقانه به دام بندازی؟
پس میبینیم کشتی تو سریع تره یا تیر من
اتش
بکشینشون
اینجا چیکار میکنی؟
با استادم چیکار کردی؟
اول فرار کنیم بعدا میتونیم حرف بزنیم
دست از تلاش بردار
لو یو کلیدها رو داره
صبر کنین
شلیک نکنین
ژنرال لو میخوای دوباره امتحانش کنی؟
پی ین
سرتو از تنت جدا میکنم
چیکار میکنی؟
اینجوری متوجهشون میکنی
مراقب پی ین باشین
بله
خوب نیست
مطمئنم که متوجه فرمانده وی شده
به سان لانگ اعتماد دارم
یکمی بیشتر صبر کنیم
شیائو ووشیا، بارها و بارها نقشه هامو خراب کردی
بازم جرات کردی خودتو نشون بدی؟
میخوای بمیری؟
نکنه از قبل میدونستی که اون دختر کیه؟
نامم رو بهم برگردون
جای تعجب نیست که بی وقفه دنبالش بودی
پس یه هدف داریم درسته؟
هر دومون میخوایم از عنوانش که دختر شیه چون استفاده کنیم درسته؟
شیائو ووشیا، از اونجایی که هدفمون یکیه چرا به من خدمت نمی کنی؟
با قبیله یوئه لو خوب رفتار اگه بهم کمک کنی تا به موفقیت برسم
نظرت چیه؟
احمق سرسخت
امروز میمیری
مرزبان زمان تموم شده
اماده
هنوز برنگشته
از اونجایی که موافقت کردیم که این کارو تو زمانش انجام بدیم یه دستور نظامیه
بهش باور دارم
هونگ جیه
ارباب
ارباب
پی ین میخواد کاری بکنه
میخواد سد رو ببنده
بسپارینش به من
از نزدیک مراقبش باش
درو ببند
مراقبشون باشین
نذارین فرار کنن
منتظر دستور ژنرال باشین
بله- بله-
زود باش برو
اگه بمیری استادم چی میشه؟
با سرعت به جلو
مرزبان اگه جنگ بشه مردم رنج میکشن
نمیمیرم
توهم نمیمیری
جیانگ سه
برادر شیائو
جیانگ سه
جیانگ سه
جیانگ سه
گل های لینگ جیو که کاشتی گل دادن
ارباب
یی فی، لباس و دارو بخر
بعدش یه زن پیدا کن تا تو عوض کردن لباس های جیانگ سه بهش کمک کنه
بله
نقشه بعدش چیه؟
به عمو پینگ بگو در حالت اماده باشه
منتظر دستورم باشه
بعدش با اون زن به چینگ کانگ میریم
وقتی بانو جیانگ بهوش بیاد حتما از اون زن میپرسه
میخواین بذارین ببینتش؟
فقط باعث دردسر اضافی میشه
...پس
...در مورد بانو جیانگ
جناب سه
ووشیا
جناب سه سال ها تو اردوگاه لویو بودی
تحقیر رو تحمل کردی و سختی ها رو پشت سر گذاشتی
لطفا تعظیم منو قبول کن
چیز قابل توجهی نیست
ولی خودتم تمام این سالها رنج کشیدی
این پیروزی رو مدیون نقشه های تو هستیم
اردوگاه اصلی لو یو رو بهم ریختی
اعضای قبیلمون روحیه بالایی گرفتن
تونستیم به این پیروزی برسیم
جناب سه ممنون که لویو فریب دادین به لیو من فرستادین
بالاخره کاری که خواستی رو انجام دادم
این نشان لویو ئه
حیف شد که لو یو بعد از اینکه به داخل اب پرید ناپدید شده
نتونستیم از بین ببریمش
قصد لو یو برای شورش اشکار شده
جرات نمی کنه به راحتی خودشو نشون بده
جناب سه نامه تسلیت برای ارتش جن یوان بنویس و نشان رو تحویل بده
اعلیحضرت میخوان روحیه ارتش پایدار بشه
حتما به نیروها تسلی میدن
شماهم میتونی تو این کار سهیم باشی
در حال حاضر یوئه لو مورد ازار و اذیت دوباره ارتش جن یوان قرار نمیگیره
یوئه لو میتونه از این فرصت استفاده کنه تو صلح پیشرفت کنه
ووشیا از طرف یوئه لو ازت تشکر میکنم
جناب سه
قبلا فقط میخواستی عدالت رو برای ارباب سابق شهر برقرار کتی
چی باعث شد تغییر کنی؟
بیست سال پیش از یوئه لو متنفر بودم چون درست و از غلط تشخیص ندادن
از پدرم، خاندان شیائو متنفر بودن
ولی وقتی به یوئه لو برگشتم، متوجه شدم که همه اونا مثل من بودن
خانواده اوناهم متلاشی شده
پدرم و عمو هونگ جونشون رو برای محافظت از یوئه لو به خطر انداختن
باید وصیت اونارو به ارث ببرم و ناامیدشون نکنم
مطمئنم که پدرت بهش افتخار میکنه اگه میتونست الان ببینتت
در حال حاضر یوئه لو تحت کنترل دا لیانگه
باید مردممون رو به عنوان برده هر سال تحویلشون بدیم باعث متلاشی شدن خانواده ها میشه
وقتی به پایتخت برگشتم مطمئنا فرصتی پیدا میکنم تو دربار بگمش
هرکاری میکنم تا اعلیحضرت یوئه لو رو معاف کنن
اعلیحضرت به شدت شکاکه
دلیلش اینکه لو یو سعی کرد باهاشون اختلاف بندازه
باید مراقب باشی
جناب سه لیانگ جو و یوئه لو رو فعلا بهت میسپارم
نا امیدت نمیکنم
مراقب باش
مرزبان
این فرمان حمله به لیانگ جو که تو چادر لو یو پیدا شده
(دختر شاهزاده چی، شیه چون)
دختر شاهزاده چی، شیه چون؟
شیائو سه؟
جای تعجب نیست که لو یو روی جیانگ سه حساس بود
مرزبان باید چیکار کنیم؟
سرکوب موفق شورش رو به چینگ کانگ اطلاع بده
درباره سهم یوئه لوهم چیزهای خوبی بنویس به چینگ کانگ بفرست
مرزبان میخواین هویت بانو جیانگ رو مخفی کنین؟
نیازه که براش نقشه ریزی کنیم
از عطاری های لیانگ جو شروع کنین
زودتر مکان سان لانگ و شیائو سه رو پیدا کنین
بله- بله-
(دختر شاهزاده چی، شیه چون)
به فرزندم
قراره به این دنیا پا بذاری
منم تو ثروت و افتخار به دنیا اومدم
تو قصر بزرگ شدم
مورد لطف امپراتور فقید بودم
اعتماد به نفس داشتم
به عنوان مسئولی کار میکنم
ولی هیچ چیزی تو دنیا
کامل نیست
هرگز انتظار نداشتم
از کوه ها و رودخونه ها عبور کنم
از برادر و خواهرام و
همسرم جدا بشم
به زندگی ساده برگردم
با این حال چیز سختی نیست
فرزندم امیدوارم بتونی دور از دربار باشی زندگی اروم و بی دغدغه ای داشته باشی
یه بار به مادرت گفتم
اگه پسر شدی
اسمت چیان
اگه دختر شدی
اسمت سه
چیان ار
شیائو سه
شیائو سه
متواضع باش
با خیرخواهی بدرخش
شاید هرگز نبینمت ولی هزاربار اسمت رو صدا کردم
از پدرت، شیه چون
استادم کجاست؟
منو فریب دادی و گفتی که گربه سفالیم شکسته
این کارو کردی تا منو به یوئولو ببری
وقتی ازت درباره گربه سفالی شکسته پرسیدم بهم دروغ گفتی که طاقت جدایی رو نداری
از اولش ازم استفاده کردی
ولی چیز خنده دارش اینکه اصلا بهت شک نکردم
خودمو زیادی دسته بالا گرفته بودم
فکر کردم میتونم کمکت کنم
اخرش تبدیل به یه احمق شدم
وقتی تو نان لینگ بودیم باید میرفتم
نباید وقتی به پل یوئه لو رسیده بودم بر میگشتم
نباید بهت اعتماد میکردم نباید میشناختمت
استادم به خاطر من درگیر شد
بخاطر من به دردسر افتاده
استادم کجاست؟
تو یوئه لو ئه
استادمو بهم برگردون
الان نمیشه
بدنت هنوز ضعیفه
فرنی رو تموم کن
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و هشتم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.