Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و هفتم =
=عشق نیروانا=
=قسمت بیست و هفتم=
(یوئه لو)
بعدا اعضای خانواده هارو ببرین
بیشتر ازاین تحریکشون نکنین
...ولی این اجساد
لویو فعلا کاری باهاشون نمیکنه
امشب یه راهی پیدا میکنم
خبر بد
خبر بد
ارشد جی داره از دیوار رد میشه
چیزهایی که اماده کرده بودیم بیارین
ا لانگ
ا لانگ
بریم
ولم کن
اروم باش
بهم اعتماد کن
نقشه ای دارم
بذار برم پایین
بذار برم پایین
ژنرال لو
اتفاقی افتاده
چیشده؟
مردم یولو دارن اجساد رو میبرن
چی؟
پایینن
تیر پرتاب کنین
پرتاب
باهام بیاین
پرتاب کنین
پرتاب کنین
پرتاب کنین
بکشینشون
صبر کنین ژنرال لو
پی ین توبودی که استفاده از اون جاسوس هارو به عنوان طعمه پیشنهاد دادی
حالا تو میخوای کاری نکنم
دقیقا چی میخوای؟
با توجه به شرایط فعلی مردم یوئه لو متحد شدن
اگه بهشون حمله کنیم سودی برامون نداره
حالا که اون جاسوس هارو کشتین هرکاری که هم بکنین دروازه رو باز نمیکنن
حتی بعد از ادعای یوئه لو اون مردم تسلیم ما نمیشن
تسلیم؟
چرا به تسلیم نیاز داشته باشم؟
اگه نتونین سرزمینی که گرفتین پایدار کنین در اینده تبدیل به تهدید میشه
یوئه لو نمیتونه طولانی مدت تحمل کنه
میتونیم شهر رو جور دیگه ای بگیریم
اون اجساد الان بی فایده هستن
بذارین پیش خانوادشون برگردن
تو بودی که تو چینگ کانگ مجاتشون دادی
میخواستن از یوئه لو محافظت کنن
فقط بهشون فرصتی دادم
چه فرصتی؟
اگه سیاست دا لیانگ تغییر نکنه بیشتر مردم یوئه لو برای عذاب به دا لیانگ فرستاده میشن
باز کردن پرونده بهترین راهه
اگه واقعا این اتفاق بیفته هویتت فاش میشه
مطمین میشم که همه چیز به درستی پیش بره
تا روزی که حقیقت اشکار بشه
میگم ممکنه در خطر باشی
یکم پیش با شمشیر گردن منو هدف گرفتی چون که میخواستی تقصیرات رو گردن خودت بندازی
میترسم همه افراد قبیله ازت متنفر باشن
با این حال با همین تنفر میتونن به زندگی ادامه بدن
ادامه بدن؟
واقعا نمیتونم بفهمم به چی فکر میکنی
باید به این فکر کنی سنجاق سر یشمی رو چه طور میتونی ازم پس بگیری
طبیب جیانگ اینا وسایل امروزه
بیرون برف شدیدی میباره
امیدوارم برف بتونه خیلی زود همه چیز تموم کنه
میشه لطفا به یو لیان بگی وقتی داره میوه میفرسته
یکم پتو گرم کن دستم بفرسته؟
باشه
صبر کن
تو دروازه شهر همه چیز خوبه؟
طبیب جیانگ فقط همین جا بمون
جایی نرو
شیائو ووشیا از نجات کسایی که بیرون دروازه بودن خودداری کرده مردم یوئه لو ممکنه اینجا برات مشکل ایجاد کنن
همچین ادمی نیست
انقدر ظالم نیست
...ولی
چرا بالای دره مینگ یوئه دوده؟
جیانگ سه گفته تمام اقلام الوده باید سوزونده بشه
ارباب جوان- افرادمون چیزی فرستادن؟-
نیم ماه پیش به اون طالع بین اطلاع دادیم
که درباره جیانگ سه به ین ها خبر بده
باید قبل از رسیدن ین ها این جنگ تموم بشه
ارباب جوان ناگفته نمونه که شکست ارتش جن یوان برای شهر یوئه لو سخته
باید ببریم
یکی هست که بیشتر از ماها مشتاق تموم شدن جنگه
ارباب جوان منظورتون همون شخص داخل قصره؟
با این حال نباید همه امیدمون رو به اون ببندیم
باید راهی برای شکست دشمن پیدا کنیم
اعلیحضرت، ژنرال لو پیامی از لیانگ جو فرستادن
اشاره کردن که یوئه لو در حال شورشه
چون جنگ قریب الوقوعه هنوز نمیتونن به پایتخت برگردن
فقط برای خودش زمان میخره
اگه میتونست تو این مدت مدعی یوئه لو بشه جرات ندارم کاری باهاش بکنم
اینو بخون
سان لانگ گفته که لویو سر خود عمل کرده
میخواد یوئه لورو بگیره
مردم رو بیرویه سلاخی کرده
ظالمانه ست
لو یو قصد شورش داره
خواهش می کنم اروم باشین اعلیحضرت
اروم باشین
فرمانی به پی ین بفرست بگو به سان لانگ کمک کنه
مهم نیست از چه روشی استفاده میکنه لویو رو به چینگ کانگ بیاره
ارتش جن یوان من نباید مورد سوء استفادش قرار بگیره
بله
(عمارت مرزبان جیان دینگ)
لویو داره به یوئه لو فشار میاره
نمیدونم مرزبان میخوان چیکار کنن
ین ار روش خودش رو برای پیروزی داره
میخواد با استفاده از جنگ یولو رو حسابی پایین بکشه
با این حال، حتی اگه ارتش جن یوان شکست بخوره اصلاحات نظامی هنوز اتفاق نمیفته
باید میدون درست رو انتخاب کنه یوئه لو که چیزی نیست
بانو میخواین که لو یو شورش کنه؟
اگه شورش کنه روزنه ای میبینم
لو یو خیلی به احساساتش وابسته ست
باید کمک کنیم از احساساتش به پسرش رها بشه
بله
با این حال، قبل از رسیدن نیروهای اضافه مرزبان ممکنه دچار مشکل بشه
پسر منه
اگه حتی نتونه از خودش محافظت کنه حقش رنج کشیدنه
با چه فکری اومدی اینجا؟
حاضرم تنهایی وارد شهر بشم و اونارو متقاعد کنم تسلیم بشن
چه شوخی ای
بعد از کاری چه انجام دادیم مذاکره؟
الان بیماری تو یوئه لو بیداد میکنه
خیلی از سربازهای جن یوان هم درگیرش شدن
اگه الان حمله ای رو اغاز کنیم، ارتش بیمار جن یوان نمیتونه عملکرد خوبی داشته باشه و ضرر سنگینی براتون میشه
اگه هدفتون گرفتن یوئه لوئه نیازی به روش های سخت نیست
مهلت پنج روزه چه طوره؟
به تنهایی وارد یوئه لو میشم و اونارو متقاعد میکنم تسلیم بشن
خیلی خب
کاری که پیشنهاد کردی انجام میدیم
بها پنج روز فرصت میدم
بعد از اون هیچ کسی جلوی منو برای حمله به شهر بگیره
ارباب حوان، پی ین اینجاست
ممنون
ممنون
نسخه طبیب لینگ برای مبارزه با بیماری موثره
با این حال، وضعیت بعضی از بیمارها یکمی متفاوته پس باید مقدارش کم بشه
هوشیانگ مقدارش خوبه
بن شیا باید سه چیان کمتر بشه
شیائو سه
خواهش میکنم
بذارین برم
باید طبیب لینگ رو ببینم
لطفا
بانو هنوز خوب نشدین
نمیتونین برین
لطفا بزارین طبیب لین رو ببینم
نمیتونم بذارم بری
مادر
خوبی؟
بانو
بانو- برو کنار-
مادر
مادر
خوبی؟
یو لیان؟
منم مادر
برگشتم
یو لیان؟
خوبی؟
تویی یو لیان؟
اره خودمم
...طبیب جیانگ
مادر
مادر
مادر بیدار شو
مادر
مادر
باید وی جائو صدات کنم یا شیائو وو شیا؟
بستگی داره که از کی کمک بخوای
لزوما برای این نیست که ازت کمک بخوام
وی جائو دفتر حساب خاندان پی دستشه،در حالی که شیائو ووشیا از شهر یوئه لو دفاع می کنه
در هر صورت، لطفی داری که ازم بخوای
شائوجون قصد معامله آتش بس با لو یو برای دفتر حساب رو داری؟
جنگ باید در نهایت تموم بشه باید لو یو رو برگردونیم اینطور نیست؟
اعلیحضرت بهم دستور دادن که کمکت کنم تا لویو رو برگردونیم
مسئولیتت رو به عهده میگیرم ولی زیاد
گذشته از اینا شیائو ووشیا از یوئه لو دفاع میکنه
نمیتونه به عنوان فرمانده وی یولو رو متقاعد کنه
شائوجون، طفره نرو
بهت معامله ای پیشنهاد کنم
میدونم راه حلی برای شکستن محاصره داری
با این حال به زمان نیاز داری
لو یو بی تابه
همین الانشم به استانه خشمش رسیده
وقتی که شعله ور بشه یه حمله شدید رو اغاز می کنه حتی اگه تلفات سنگینی روی سرباز هاش باشه
وقتی این اتفاق بیفته شهر به خطر میفته
دفاع بهترین گزینه نیست
باور دارم برای تلافی نقشه ای داری ولی نیاز به زمان داره
حتی مهار بیماری هم هست
میتونم برات زمان بخرم
در عوضش فقط باید بهم دفتر حساب خاندان دی رو پس بدی
بعد از اون بهت اطمینان میدم که هویتت راز باقی میمونه
چه طور می تونم بهت اعتماد کنم؟
چاره ای جز اعتماد بهم نداری
منم فقط میتونم به تو اعتماد کنم
میتونم باهات همکاری کنم
ولی باید یه چیزی رو بهم قول بدی
یوئه لو بهت کمک میکنه شورشی رو بگیری ولی اعتبارش مال یوئه لوئه
میبینم که تمام مردم یوئه لو تو رو دشمن خودشون میدونن
واقعا اونارو اولویت میذاری؟
تو کارهای یوئه لو نیازی نیست تو دخالت کنی
جیانگ سه تو منطقه درمان مبتلا به بیماری شده
ارباب جوان نجاتش بدین
جیانگ سه کجاست؟
چند روزه که سخت کار میکنه بیهوش شده
مرزبان کجا میرین؟
میرم پیش شیائو سه
مرزبان بیشتر بهش فکر کنین
منطقه درمان خطرناکه
نمیتونین برین اونجا
نمیتونم بشینم و ببینم که میمیره
اگه اتفاق بدی براتون بیفته نگهبانان چانگ فنگ چی؟
مرزبان به هدف های بزرگ فکر کنین
مرزبان ژنرال لو فقط یک ساعت بهمون فرصت داده
اگه دیر کنیم جنگ دیگه ای شروع میشه
الان جنگ در راهه
لطفا مسائل رو پیچیده نکنین
برو پیش طبیب ارتش جن یوان، ازش بهترین گیاه های دارویی بگیر به وی جائو بده
شیائو سه باید نجات پیدا کنه
بله
عمو پینگ امشب مخفیانه از شهر برو
غیرممکنه ارباب جوان
جنگ اینجا هر زمانی ممکنه رخ بده
چه طور میتونم تنهاتون بذارم؟
من و پی ین داریم همکاری میکنیم
بهم کمک میکنه تا ارتش پنج روزی صبر کنه
بعد از پنج روز لو یو بهمون حمله میکنه
باید قبلش مقدمات رو فراهم کنیم
باشه
حتما انجامش میدم
جیانگ سه
جیانگ سه
جیانگ سه
جیانگ سه بشین
دارو بخور
بیا
جیانگ سه چندبار سعی کردم بکشمت
ولی همیشه زنده موندی
نباید از این بیماری شکست بخوری
♪ لوبیا قرمز تو اعماق وجودت بکار و قدرشو بدون♪
♪گل محبت♪
♪ بدون محو شدن شکوفا میشه برای همیشه عاشقه ♪
♪یه بادبادک پرواز بده♪
♪ بگذار با باد پرواز کنه به رویاهای شیرین بره♪
♪لحظه های زیبایی که به اشتراک گذاشتیم♪
♪ در طول زمان موندگارن هرگز همدیگه رو ترک نمی کنیم♪
♪عشقم ♪
♪طلوع خورشید و غروب ماه رو میبینه♪
♪ چهرت تو ذهنم زنده میمونه♪
♪دو قلب♪
♪به همدیگه وابستن♪
♪مثل اب جاری عشق و نفرت ادامه داره♪
♪تنها خواستم♪
♪برای قلب تزلزل ناپذیرته♪
♪وقتی برمیگردم هنوز اونجا باشی♪
♪همون قدر پرشور که اولین بار همدیگه رو دیدیم♪
♪ دستات رو تا ابدیت می گیرم♪
گربه بی شرم
گربه بی شرم
اینجام
اشتباه متوجهش شدین
همچین ادمی نیست
اشتباه متوجهش شدین
...گربه بی شرم
♪تنها خواستم♪
♪قلب تزلزل ناپذیرته♪
♪وقتی برمیگردم هنوز اونجا باشی♪
♪همون قدر پرشور که اولین بار همدیگه رو دیدیم♪
♪ دستاتو تا ابدیت می گیرم♪
♪زمان نمیتونه ما رو از هم جدا کنه♪
(یوئه لو)
طبق این نسخه گیاه های دارویی رو جمع کن
اشتباه نکن
برو- باشه-
خوبم
ممنون جناب
بیا بریم خونه
بالاخره میریم خونه
برادر
خیلی ممنون جناب
میریم خونه
اروم
بالاخره میریم خونه
بالاخره خوب شدیم
برادر اومدم
مادر
بیا بریم خونه
جیانگ سه بیدار شدی؟
چه طوری؟ الان چه حسی داری؟
بهم نزدیک نشو
نگران نباش
طبیب لینگ نسخه رو بر اساس نسخه تو تغییر داد و وضعیت به طور قابل توجهی بهتر شد
جیانگ سه ممنونم
طبیب جیانگ برای نجات دادنمون ممنونیم
ممنون طبیب جیانگ
در برابر بیماری و درمان شجاعت کردی و مصمم بودی که مردم یوئه لو رو نجات بدی
لطفا تعظیم منوقبول کن
لطفا تعظیممون رو قبول کن
لطفا بلند شین
وظیفمبوده
برای دیدنم به منطقه درمان اومدی؟
نه
بیا جیانگ سه بریم
چیزی نیست
چه طوره بیرون منتظرم بمونی؟
میرم ببینم نسخه مهمی مونده یا نه
باشه
جلوی در منتظرتم
اینکه بشه متوجه معنی واقعی حرف گربه بی شرم شد سخته
میگم باهم بادبادک پرواز بدیم؟
مریض شدی و بادبادک رو گم کردی
بادبادکی برای پرواز دادن وجود نداره
گربهها تو کوهستان همیشه پا روی جای پای بقیه گربه ها میذارن تا گرم بمونن
بیا
بیا روی پشتم
باهوشی
دوتا گربه اگه بهم تکیه کنن گرم میمونن
چرا بهم میخندی؟
مادرت سوپ مرغ درست کرده و گفت برات بیارم
تا گرمه بخور
کی اینقدر به مادرم نزدیک شدی؟
مادرته
البته که باهاش مهربونم
تو و مادرت بالاخره دوباره متحد شدین
واقعا براتون خوش حالم
قبل از سرد شدن بخور
بدش من
عاشقشم
خوشمزه ست
هنوز گرمه
این چیه؟
مادرم درستش کرده؟
...این
من درست کردم
چای شیره
مادرت گفت بچه بودی خیلی دوستش داشتی
بذار امتحانش کنم
خوشمزه ست
بدش من
نگهش میدارم
هنوز تمومش نکردم
برشون دار
بریم- باشه-
بریم
زود باشین
نزدیک هم بمونین
بریم
میگن که لو یو قبلا مخفیانه افرادی رو فرستاد تا پسرش رو بیارن
به نظر میاد که میخواد کار یوئه لو رو تموم کنه
مردم احتمالا خیلی رنج بکشن
قبلا هم تعداد زیادی اسیر از بین رفتن
این بار مردم نجات پیدا کنن یا نه به سان لانگ بستگی داره
به چی نگاه میکنی؟
یو لیان
یو لیان؟
کجاست؟
تو قلبم
خودت پرسیدی
کسی که تو قلبته کسیه که قلب و افکار رو همیشه درگیر می کنه
♪ جرات داری زیر نور ماه عاشقم بشی پرشور منو در اغوش بگیری؟♪
♪ جرات داری بقیه عمرت با من بگذرونی با همه چیز روبه رو بشی؟ ♪
♪ جرات داری بهم قول بدی منو محکم در اغوش بگیری؟♪
♪ جرات داری یه برخورد سرنوشت ساز با من داشته باشی منتظر اینده باشیم؟♪
♪ تو راه اینجا کوه ها و دشت هارو دیدیم♪
♪اینا فراز و نشیب های سفره♪
♪گذر از گذشته دردناک♪
♪ همه چیز فقط برای دیدن توئه♪
♪بهت قول یه عهد تغییرناپذیر رو میدم♪
♪هر وقتی خسته بودی بهم تکیه کن♪
♪ قول میدم بی سر و صدا دنیا رو برای همیشه باهات تماشا کنم♪
جیانگ سه
ادمی که تو قلبمه؟
با قضاوت بر اساس زمان عمو پینگ باید تو کمترین زمان ممکن به لیانگ جو رسیده باشه
مگه با پی ین معامله نکردی؟
فقط برام زمان میخره
یوئه لو نباید دیگه تو دام بیفته
انگار خیلی از ارباب شهر بودن دورم
عمو هونگ با گذاشتن اجر و ساخت پل شروع کرد
توهم در اینده مثل اون میشی
تاحالا بهش فکرکردی که بعد از جنگ اینجا بمونی؟
جناب هونگ، اتفاق بدی افتاده
بریم
نمیتونی منو تنها بذاری
چه خبره؟
لو یو ما هارو به جون جاسوسان تهدید کرد تا دروازه رو باز کنیم ولی ارباب جوان قبول نکرد
خیلی ها مردن
پدر
ا لانگ پسر ارشد جی هم بوده
برادرمو پس بده
خیلی خب
اروم باشین
صبر کن
مردم درمونده بودن در برابر قتل عام تقصیر من بوده
حاضرم مجازات و مسئولیتش رو گردن بگیرم
این تصمیمیه که همه گرفتن
برای محافظت از شهرمون باید انجام میشد
مزخرفه
خانواده شما نیستن که مردن درسته
میتونین بهش اهمیت ندین
خیلی ها مردن ولی تو جنگ پیروز شدیم؟
فکر اون بوده
اون به خانواده هامون اسیب زده
یه قاتلی
درسته فکر من بود که دروازه رو باز نکنیم
بعد از باز شدنش افراد بیشتری میمیردن
فکر میکردم دخترم ده ساله که مرده ولی بیرون شهر فورا شناختمش
دختر بیچاره من
حتی جلوی چشمان من مرد قبل از اینکه بتونه دوباره منو پدر صدا کنه
دخترم قبل از من مرد
پدر
پدر
مادر، پدرمو میخوام
تو مقصری
بچمو بهم پس بده
چی میبینی؟
خونمون
میدونی من چی میبینم؟
خونمون، خونه ارشد جی، خونه ارشد پینگ و خونه همه مردم یوئه لو
قهرمان نیستم
نمیخوام هم قهرمان باشم
فقط میخوام از این زمین و خونه ها محافظت کنم
چرا باید جنگ داشته باشیم؟- میزنمت-
زدنش فایده ای نداره
به هر حال بچم نمیتونه برگرده
دیر یا زود میمیرم
منم شاید زودتر پیش خواهرم برم
اون روز با شمشیر ارباب شهر رو تهدید کردم اون و ارشد ها مجبور شدن که دروازه ها رو بازنکنن
نتونستم جون خویشاوندانتون رو نجات بدم
من، شیائو ووشیا زانو میزن و عذرخواهی میکنم
قول میدم که از امروز به بعد، تا اخرین لحظه برای مردم یوئه لو میجنگم یوئه لو رو از جنگ دور نگه میدارم و صلح رو برمیگردونم
اینجا چیکار میکنی؟
گربه بی شرم تو برف زانو زده و نگرانم که یخ بزنه
سردم نیست
ولی من سردمه
اگه کسی ببینتت برات خوب نیست
نمیترسم
به هرحال بانو شیائو هستم
نکنه میخوای ولم کنی؟
فقط یه نمایش بوده
چرا جدیش میگیری؟
کی گفته که یه نمایش نمیتونه جدی بشه؟
گربه بی شرم مهم نیست چی میشه همیشه کنارت هستم
...حاضرم که
چی گفتی؟
وقتی جنگ تموم شد بهت میگم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و هفتم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.