All language subtitles for Love.of.Nirvana.EP26

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton Download
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan Download
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و ششم =

=عشق نیروانا=

=قسمت بیست و ششم=

(بندر یوجو) ( یوجو، دا لیانگ)

چه طور بود؟

موفق شدم اطلاعاتی بگیرم

شیائو سه مدتی بعد از رفتن ما به اینجا رسیده

با یه فالگیر حرف زده و بعدش به سمت یوئه لو‌ حرکت کرده

چرا به یوئه لو رفته؟

نگرانم که ممکنه یه تله باشه

مهم نیست چیه فعلا باید به یوئه لو برم

بگیرش

یکم نون بخور

ممنون

خوبه

همه چیز خوب میشه

بیاین یکم نون بخورین

ممنون بانو

این برای توئه- ممنون-

ممنون بانو

ممنونم

خواهش میکنم

خواهر من گشنمه

گوشت میخوام

برای توئه

ممنون- ممنون بانو-

ممنون بانو

خواهش میکنم

اروم بخور

بیا

ارباب جوان تلفات سنگینی متحمل شدیم

اگه لو یو دوباره بهمون حمله کنه شهر قطعا سقوط میکنه

ارباب شهر هونگ در حال حاضر تو جنگ مرده

قبیله یوئه لو بدون رهبره

روحیمون پایینه

نظمی نداریم

اونا اونجان

چیکار میکنین؟

این مرد علت همه چیزه

میخوایم برای اروم شدن روح کسایی که مردن بکشیمش

درسته- بکشینش-

حمله لو یو به ارباب جوان چه ربطی داره؟

اگه اون برنمیگشت چرا باید جنگ میشد؟

شیائو ووشیا توهم دقیقا مثل پدرت هستی

فقط باعث میشی یوئه لو به مشکل بخوره

بکشینش و انتقام ارباب شهر هونگ رو بگیرین

بکشین

انتقام ارباب شهر رو بگیرین- بکشینش-

تو باید تقاص خون هایی که شیائو های تیان ریخته رو پس بدی

میتونی زنده بمونی

به عنوان جبران محبت های پدرت در نظرش بگیر

فکر میکنین این مشکل با کشتن اون حل میشه؟

تو همسرش هستی

البته که طرف اونی

اگه اینطور بود فقط نیاز داشتم نگران امنیت اون باشم

اون اصلا نیازی به برگشتن نداشت اگه تلاشی برای دستگیری جاسوسی که اینجا بینتون بود اومد

یه خاطر اینکه تلاش کرد یوئه لو رو نجات بده

وگرنه وقتی متوجه ارتش جن یوان شده بودمیتونست بره

شماها به خاطر اینکه خانوادهاتون از هم پاشیده دل شکسته هستین

ولی اینجا خونه اونم هست

الان شهر پر از غمه

همه فکر میکنن که یوئه لو حتما سقوط میکنه

وقتی لو یو به شهر دوباره حمله کنه هممون با مرگ روبرو میشیم

میخواین چیکار کنین؟

اگه نمیخواین یوئه لو از بین بره بهتره لو یو رو وارد نبرد کنین

مهم نیست چه اتفاقی میفته میخوام تو هر مشکلی کنار یوئه لو باشم

باورت نمیکنم

امروز پیمان خون میبندم

بعد از شکست خوردن لویو میتونین هرکاری بخواین باهام بکنین

از زیر بار مسئولیت شونه خالی نمی کنم

هونگ جیه با دو تا ارشد های دیگه بحث کردم

امشب مراسم سوزوندن ارباب شهر هونگ برگذار میشه

کی گفته تو میتونی از طرف من تصمیم بگیری؟

از وقتی برگشتی هیچ اتفاق خوبی نیفتاده

پدرم فقط چون برگشتی مرد

بهت اعتماد کرد

با هر چی داشت ازت دفاع کرد

فکر کرد میتونی از کل قبیله محافظت کنی

اخرش حتی نتونستی از اونم محافظت کنی

گم شین

تو افرادت گم شین برین

گم شین

میخوای ادامه بدی؟

اگه انجامش بدی مردم یوئه لو چی؟

امیدوارم بتونی خودتو جمع کنی

گفتی میخوای ارباب شهر یوئه لو باشی

میخوای اعضای قبیلت زندگی ارومی داشته باشن درسته؟

همینجوری تسلیم میشی؟

پدرم هم تو زندگیش سهیم شده بود برای محافظت از چیزی که عمو سعی کرد ازش محافظت کنه

ارباب شهر چیزی بیش از یه عنوانه

باید روح یوئه لو هم به ارث ببری

پدرم امیدوار بود که بتونم این کار رو انجام بدم

و همین طور عمو امیدوار بود که بتونی اینکارو بکنی

هونگ جیه

قراره ارباب شهر اینده باشی

عمو منتظره که مردم یوئه لو رو رهبری کنی

بلند شو

ماه بالاست

پدرم، هونگ یه، همیشه صادق

و فرد درستکاری بود

ولی بهشت ​​بی رحمه و خواسته هامون رو براورده نکرد

جونش رو برای محافظت از یوئه لو‌فدا کرد

حداقل یه پایان شایسته ست

راه رسیدن به اخرت طولانیه

هرچند زندگی و مرگ ما رو از هم جدا کرده خواسته های ارباب شهر هونگ هنوز با ماست

مردم یوئه لو مطمئنا راه اونو دنبال میکنن

قسم خوردیم که با یوئه لو زندگی کنیم و بمیریم

جای پای اون میذاریم

قسم خوردیم که با یوئه لو زندگی کنیم و بمیریم

پدر از یوئه لو محافظت میکنم

وقتی میخوام از خونه فرار کنم جلومو نمیگیری؟

اگه واقعا قصد انجام این کار رو داشتی قبل از اینکه اومده بود فرار میکردی

پدر بی رحم

حتی نمیخواست جشنواره رو با من بگذرونه

خیلی اقبالم که پسری مثل اون دارم

تا مرگ باهاشون میجنگم

باید از کل قبیله محافظت کنی

دروازه رو ببندین

پدر

زود باشین

ارباب شهر اسوده برو

خداحافظ ارباب شهر

خداحافظ ارباب شهر

سال های زیادی همدیگه رو ندیدیم

سختی زیادی کشیدی

باشد که قبیلمون در صلح زندگی کنن

سال دیگه باهم دوباره این جشنواره رو جشن بگیریم

به سلامتی

به سلامتی

پیوند بین پدر و پسر، عشق بین مادر و دختر و درد از دست دادن عزیزان

رو هرگز نمیشه فراموش یا پاک کرد

با این حال، خورشید باز هم طلوع میکنه

هنوز باید زندگی کنیم

امشب میتونی خودتو تو غم غرق کنی

ولی اگه فردا باز هم اینطور رفتار کنی حسابتو میرسم

مادرت رو زیاد منتظر نذار

چطور متوجه شدی؟

من و پدرم از هر اتفاقی که تو یوئه لو میفته خبر داریم

فقط پونزده سالم بود که به چینگ کانگ فرستاده شدم

یادم میاد که مادرم خیلی لاغر بود

با این حال جلوی چندتا مرد تنومند ازم دفاع کرد

یادمه که اون موقع به شدت گریه می کرد

نباید درد از دست دادن دوباره عزیزش رو تجربه کنه

ولی هنوز زنده ای

تا زمانی که زنده ای هنوز فرصت داری

یو لیان

مثل من نباش

با حسرت تمومش نکن

زخم هات درد نمی کنه؟

زخم های جزئین

راستش در مقایسه با زخم های قدیمیت اینا چیزی نیستن

مطمئنی بهشون اجازه میدی هر کاری می خوان باهات بکنن

حتی بعد از پیروزی تو جنگ؟

حتی اگه به این معنی باشه که ممکنه بکشنت؟

درسته

باید پیمان رو حفظ کنم

برای این کار زندگی خودتو به خطر میندازی این یعنی که واقعا این شهر رو دوست داری

وقتی پدرم هنوز زنده بود، همه چیز در اختیارش برای محافظت از یوئه لو وجود داشت

چون هنوز زندم باید تمام تلاشمو بکنم تا خواسته هاش رو براورده کنم

فردا به طبیب ها کمک میکنم

جیانگ سه قصدم این نبود که درگیر بشی

ولی همین الانشم درگیر شدم

باهم باهاش روبه رو میشیم

وقتی روی پل بودی قصد رفتن داشتی درسته؟

...جیانگ سه گربه سفالی

ارباب جوان

کنار دیوار شهر به چیزی برخورد کردیم

همه ارشدها اونجان

باید بری

...وضعیت فعلی

واقعا خوب نیست

دشمن باید از اینجا بیاد

ارشدها خواستین به اینجا بیایم زودتر بگین چیشده

امروز صبح سرباز هامون نشونه هایی از حفاری زیر دیوار شهر وقتی مشغول گشت زنی بودن پیدا کردن

لو یو در واقع تلاش میکنه با حفر گذرگاه وارد شهر بشه؟

قصد دارم به سربازهامون اجازه دیوار دفاعی در امتداد دیوار شهر بسازن

نمی تونیم به ارتش جن یوان این گذرگاه رو کامل کنه

نیازی به ایجاد هیچ گونه دفاعی نیست

چی؟

می خوای منتظر مرگمون باشیم؟

ارشد جی بی تاب نباش

چرا دفاع درست نمی کنیم؟

راهی برای ورود به شهر ندارن

زود باشین

اروم

هیچ راهی نداریم که این کارو بکنیم

چه طور می تونیم بریم؟

ارباب یه تخته سنگ ذفوق العاده سخت زیر دیوار شهر پیدا کردیم

حتی اگه به زور راهمون رو طی کنیم ممکنه نتونیم

بکنیمش

بی مصرف

وقت تلف کنی بود

تو قضاوتم اشتباه کردم

ارباب لطفا منو مجازات کنین

شیائو های تیان واقعا یه چیزی هستی

پس اینو میدونستی

تخته سنگ ها زیر دیوار شهر مدفون شدن؟

یوئه لو نبردهای زیادی رو پشت سر گذاشته

ارباب شهر سابق ازشون درس گرفت

برای هر گونه حمله به شهر اماده شد

مقدار زیادی از تخته سنگ های محکم زیر دیوار شهر دفن شدن

غیر ممکنه

تو جلسه دفاع از شهرمون هرگز همچین چیزی نشنیدم

محرمانه بوده

هرچی افراد کمتری بدونن بهتره

شیائو های تیان واقعا یه چیزی بودی

ارشد پینگ

پدرت اون موقع واقعا اشتباه متهم شده بوده؟- الان وقت این حرف ها نیست به عنوان ارباب شهر-

باید بدونی تو هر لحظه اولویت بندی با چیه

من؟ ارباب شهر؟

پدرم قبلا سنجاق سر یشمی رو بهت داده

فکر میکنی مردم قبیلمون چون فقط ارباب شهر هونگ سنجاق سر یشمی رو داشت بهش احترام میذاشتن؟

اگه برای اثبات چیزی به یه شی نیاز داری هرگز

تا اخر عمرت معنی واقعی پشتش رو نمیفهمی

چرا پودر شی چینگ هنوز اماده نیست؟

هنوز اماده نیست

پارچه میخوام

بیارش

گفتم پارچه

چی بهم دادی؟

زخمش رو ببند

چاقو

اومدم

(طبیب لینگ،یوئه لو) چند بار بگم قبلش ضد عفونیش کن؟

زود باش

ضد عفونی شده

پاهاش رو ببند

طبیب لینگ

التماس میکنم

لطفا پاهامو نجات بده

نجاتشون چه فایده ای داره وقتی داری میمیری

با این سرعت همشون میمیرن قبل از اینکه بتونیم نجاتشون بدیم

طبیب لینگ، لطفا منو نجات بده

چه خبره زخمش جدیه

ممکنه بتونم طبیب زن رو تحمل کنم ولی هیچ ترسویی رو تحمل نمی کنم

طبیب عجله کن و نجاتش بده

برگردوندن روده هاش سر جاش اسونه

ولی نجاتش سخته

با این حال، اگه از سوزن برای محافظت از قلبش استفاده کنم روده هاش رو دوباره به شکمش بخیه کنم

میشه شکمش رو بست

این همون درمان فو ینه

افراد

مراقبش باش

با من بیا

این نسخه رو بیارو دم کن

اگه کوچیکترین اشتباهی بکنی به دست تو میمیره

هیچ اشتباهی نمیکنم

(تالار یی یوان)

طبیب لینگ

...اون

نمیشد نجاتش داد

میدون جنگ همیشه در حال تغییره

هر ثانیه رو با ناراحتی تلف میکنی زندگی و مرگ رو تعیین میکنی

(یوئه لو)

واقعا غیر منتظره ست

شهری کوچیکی مانند شهر یوئه لو در واقع یه قلعه تسخیر ناپذیره

ارباب فکری دارم

بگو

امروز باد شرقی میوزه

اگه می‌تونستیم زباله‌هامون رو تو یوئه لو پرتاب کنیم خوبه تا زمانی که اونا بدون جنگ تسلیم بشن

واحد کوچیکی از ارتش جن یوان در طول شب اردوگاه رو ترک کردن

همشون نقاب زده بودنو کیسه های مشکوکی دستشون بود

(تالار یی یوان)

طبیب لینگ علت رو شناسایی کرده

کسانی که مبتلا به اسهال خونی هستن از استفراغ و اسهال رنج میبرن

ممکنه به دلیل گرفتگی تو ناحیه شکم منجر به مرگ بشه

اون لو یو

خیلی بی رحمه

ضایعات انسانی باعث گسترش بیشتر اسهال خونی میشه

اولویت فعلیمون درمان بیماری ها و ضد عفونی شهر با اهکه

جایی هست بشه برای تشخیص بیماری استفاده کرد؟

چندتا ملک تو شرق و شمال شهر هست

ارشدها شاید بتونن جاهایی رو در اختیارمون بذارن

جاهایی که شمالن دور ترن

نزدیک کوهستان و جنگل هم هست

می تونیم از گیاه های محلی و مواد تشکیل دهنده استفاده کنیم

ملک های شمال شهر مناسبن

هونگ جیه در حال حاضر یه منطقه تشخیص بذار

بعدش به مردم خبر بده

اسهال خونی بیداد می کنه

بیمارها باید به منطقه ای از شمال که مشخص شده برن

چرا باید بریم اونجا؟

چرا تو باید تصمیم بگیری؟

اینا تصمیمات منه

حرف اون به اندازه ارشدها محترمه

میتونم تو خونه خودم استراحت کنم

وقتی بیمار بشی هیچ درمانی نداره

باید زودتر درمان بشی تا زنده بمونی

لطفا همکاری کنین

طبیب هم به اونجا میفرستیم

همشون در حال نجات سربازها هستن

کی ماهارو نجات میده؟

اینجا خیلی سرده

اگه بریم اونجا نمیتونیم غذای خوبی بخوریم

اره نمیریم

نمیریم

منم طبیبم

باهاتون میام

میدونم که همتون میترسین

ولی باید خیلی زود درمان رو دنبال کنین تا خوب بشین

ازتون مراقبت میکنم

بهم اعتماد کنین

طبیب جیانگ

من باهات میام

منم میام- منم همین طور-

منم همین طور

همه باهات میایم

میام

منم میام

دنبالت میایم- منم میام-

منم میام

یه طبیبم

از نظر منطقی باید اونجا پیششون باشم

با نسخه هایی که طبیب لینگ داده ازشون مراقبت میکنم

تو درستش کردی؟

چیزی شد برام چیزی بنویس

نگران نباش

هر روز برات مینویسم و از وضعیت اونجا بهت میگم

ولی اگه تو اون منطقه دیدمت باهات خوب رفتار نمیکنم

فهمیدم

دیگه میرم

جیانگ سه اینو نگه دار

دیگه میرم

مراقب باش

بیا اینجا

بهت کمک میکنم

برو داخل

مراقب باش

مراقب باش

برو‌داخل

اینجا

بیا دنبالم

بیا

مراقب باش

جلوتره

طبیب جیانگ

طبیب جیانگ

ایناروبین مردم عادی پخش کن

شدت علائمشون هم ثبت کن

هر سه روز یه بار باید گزارشی به طبیب لینگ بدیم

دوباره اصلاحش میکنم

فهمیدم خسته نباشی طبیب جیانگ

به یو لیان بگو برامون لباس زمستونی بفرسته وقتی دفعه بعد وسایل رو بهمون تحویل دادن

هوا داره سردتر و سردتر میشه

شاید نتونن تحملش کنن

بله

...این

پی ین چرا نمیخوری؟

ژنرال لو انتظار نداشتم از مو گربه برای پخش فضولات انسانی استفاده کنین

پی ین نیازی به نگرانی نیست

الان باد جنوب شرقی میوزه

موی گربه به اردوگاه ما نمیاد

اون مردم بدبخت سه روز دیگه دروازه شهر رو باز میکنن

بهمون التماس میکنن

نجاتشون بدم

ژنرال لو ممکنه درمانی داشته باشین ولی این معنی نیست که اونا هم نداشته باشن

درمانش راحت نیست

به علاوه من

یه ترفند دیگه دارم

تو اردوگاه چند نفر از مردم یوئه لو رو دیدم

ربطی به اونا داره؟

پی ین خیلی مراقبی

تلاش برای باج گرفتن با مرد خودی ممکنه کار نکنه

اگه اینطوره پی ین چه فکری داری؟

قبل از اینا سرنخ های مخفی از یوئه لو پیدا کردم

این ادم ما برای خویشاوندانشون ارزش زیادی قائلن

چه طور ممکنه برای اونا تحت تاثیر قرار نگیرن؟

مخفی؟

کی بوده؟

هنوز متوجه نشدم

با این حال سال ها تو چینگ کانگ بودن

رازهای زیادی میدونن

رهبرشون به راحتی ازشون نمیگذره

حتی اگه پاکشون نکنیم میتونیم راحت یوئه لو رو بگیریم

پی ین واقعا نقشه درخشانیه

حتی منم تحت تاثیر شوخ طبعیت قرار گرفتم

پی ین این دارو سرده و رطوبت رو از بین میبره

باید بیشتر ازش بخوری

ا لانگ کجاست؟

چرا هنوز برنگشته؟

ارشد جی بی تاب نباش

ارباب جوان براش نامه نوشتن

باید تو راه باشه

اگه دوباره گولم بزنی بهت رحم نمیکنم

...ارشد جی

میترسم پی ین برای مقابله با لویو هرکاری بخواد بکنه

ارباب جوان میگین

پی ین ممکنه از فرقه سایه برای باج خواهی استفاده کنه؟

مادر

مادر

مادر

مادر

عمو پینگ

تا به حال به پایانمون فکر کردی؟

(یوئه لو)

بعضی از سربازهامون بین اسیر ها بودن

وقتی دروازه شهر باز شد میتونیم از داخل پایین بکشیمشون

برده های یوئه لو

بهتون امروز یه هدیه بزرگ میدم

بیارینشون

بیاین

زود باشین

زود باشین

حرکت کنین

زود باشین

بیاین

عجله کنین

حرکت کنین

بیاین

عجله کنین

درست وایستا

زانو بزنین

زانو بزنین

زانو بزنین

زود باشین

شنیدی چی گفتم؟ زانو بزن

زانو بزن

زانو بزن

زانو بزن

سرتونو بلند کنین

سرتو‌بلند کن

زود باش سرتو بلند کن

سرتو بلند کن

سرت و بلند کن زود باش

اون ا لانگه؟

اون ا لانگه

(یوئه لو)

ا لانگ

ا لانگه

ا لانگه

خواهر سوم

ا لانگ

ا لانگ

شنیدم که یکی از اینا برای ادای احترام به دا لیانگ استفاده کرده

شامل بستگان شماها هستن

میتونین تحمل کنین که یکی یکی بمیرن؟

دقیقا چه خبره؟

در واقع اونا افراد من دو دالیانگ هستن که برام خبر جمع میکنن

پدر

به این ادم سگ صفت گوش نکن

هیچ کسی ازمون استفاده نکرده

(جی لانگ، پسر جی یائو، یوئه لو) تصمیم خودمون بوده

درسته تصمیم خودمون بوده- درسته تصمیم خودمون بوده-

دروازه شهر رو باز نکنین

دروازه شهر رو باز نکنین

دروازه شهر رو باز کنین اجازه میدن دوباره پیش هم برگردین

وگرنه یکی یکی میکشمشون

باید چیکار کنیم؟

نمیدونم

بهتون

هشت دقیقه برای تصمیم گیری فرصت میدم

دروازه شهر رو باز کنین

دروازه شهر رو باز کنین

عجله کنین و دروازه شهر رو باز کنین

دروازه شهر رو باز کنین

سنگ ها مانع ورود لو‌یو شده

نمیتونن مستقیم وارد شهر بشن

ارتش جن یوان مطمئنا

بین اسیرها وجود داره

میتونن وارد شهر بشن

همین الانشم بیماری بیداد میکنه

قدرمون تضعیف شده

اگه دروازه شهر رو باز کنیم منجر به یه فاجعه میشه

ولی نمیتونم ببینم که پسرم میمیره

ارشد جی

کافیه

برادر

هشت دقیقه گذشته

تا سه میشمارم

یک

دو

لو یو

بهتره بس کنی

نکن

دروازه شهر رو باز می کنم

می روم دروازه شهر رو باز کنم

نکن

دروازه شهر رو باز کنین

دروازه شهر رو باز کنین

عجله کنین و دروازه شهر رو باز کنین

دروازه شهر رو باز کنین

التماس میکنم دروازه شهر رو باز کنین

دروازه شهر رو باز نکنین

شیائو ووشیا

نمیتونی برای شهر یوئه لو تصمیم بگیری

التماس می کنم- لطفا دروازه شهر رو باز کنین-

داره چیکار میکنه؟

اولویت خودتونو نمیدونین

چه طور میشه این طوری از شهر دفاع کرد؟

برام مهم نیست کی هستی

هر کسی جرات کنه بدون اجازه

دروازه رو باز میکنه میکشم

اون مرد نقاب دار بالای دیوار شهر

باید پسر شیائو های تیان باشه

فقط پسر یه برده بدبخته

با این حال، پی ین، شما دو نفر زمانی تو درگیری برابر بودین

مردم قدرت وقتی چیزی برای محافظت دارن قدرت بی نهایتی میگیرن

ژنرال لو حتی شاید شماهم همتاش نباشین

اگه اینطوره میخوام بیینم دروازه رو باز میکنه یا نه

شیائو ووشیا میخوای قبیله یوئه لو رو دشمن خودت کنی؟

همین الانشم هستم

باشه

اگه تو بازش نکنی خودمون بازش میکنیم

دروازه شهر رو باز کنین

دروازه شهر رو باز نکنین

دروازه شهر رو باز نکنین

به من گوش کنین

هر کسی که جرات کنه دیوار شهر رو ترک کنه میمیره

شیائو ووشیا

ادم نیستی

یه حیوونی

میدونستی اونا از خویشاوندای ماهان

شیائو ووشیا

حیوون

شیائو ووشیا

وقت تمومه

...حیوون

ا لانگ

ا لانگ

یک

دو

لو یو

نکن

ا لانگ

التماس می کنم- اونارونجات بده-

التماس میکنم

ا لانگ

التماس میکنم نجاتشون بده

سه

پدر

یکی از اعضای شجاع قبیله یوئه لو هستم

درست مثل چیزی که بهم یاد داده بودی

درست مثل چیزی که بهم یاد داده بودی

ا لانگ

هونگ جیه

همه اونا خویشاندهای ماها هستن

همشون خویشاوندهای ماها هستن

مادر

همین الانشم ممنون بودن که تونستم تا الان زنده بمونم

محبتت رو بعدا جبران میکنم

بکشین

همشونو بکشین

(یوئه لو)

ا لانگ

ا لانگ

دیگه میخوان چیکار کنن؟

بذارین بریم

یو لیان، عمو پینگ، جلوشونوبگیرین که میخوان برن

بله- بله-

برده‌های یوئه لو، چون نخواستین که به زادگاهشون برگردن پس خواستتون رو براورده میکنم

میذارم ببینین باز نکردن دروازه چه عواقبی داره

همین الانشم مردن

خیلی بی رحمن

میرم پایین

میخوام برم جلومو نگیرین

میخوام برم پایین

هرکسی حرکتی بکنه مجازات میشه

میکشمت

میکشمت

ارشد جی

میکشمت

ارشد جی

بذار بکشمش

میدونم چرا دروازه رو باز نمیکنی

ولی الان ارتش جن یوان داره به مرده هام بی احترامی میکنه

یوئه این تحقیر رو تحمل نمیکنه

سر چی دعوا میکنن؟

برگشتن؟

شاید دخترم هم بین اونا باشه

مردم یوئه لو از مرگ نمیترسن

مردم یوئه لو از مرگ نمیترسن

از مرگ نمیترسیم

مردم یوئه لو از مرگ نمیترسن

بریم

اروم باشین

جلوشونو بگیرین

کافیه دیگه تمومش کنین

به من گوش کنین اروم باشین

اروم باشین

اروم باشین

مردم یوئه لو از مرگ نمیترسن

میتونین سلاح بردارین و باهاشون بجنگین

مردن برای شماها کار بزرگی نیست

ولی افراد مسن و زن ها و بچه ها چی؟

وقتی دروازه شهر باز بشه اونا بی دفاع میشن

یوئه لو در عرض چند ثانیه از بین میره

اون موقع هنوز جرات داری بگو که از مرگ نمی ترسی؟

ژنرال لو صبر کنین

میشه خصوصی صحبت کنیم؟

پی ین

من و تو الان تو یه قایقیم

بعدا باهم مینوشیم

پس فعلا از نمایش لذت ببر

ژنرال لو نقشتون چیه؟

باخودم اورده بودمشون تا باهاشون دروازه شهر رو باز کنم

از اونجایی که الان مردن باید از بدنشون به طور کامل استفاده کنیم

شراب بیارین

بریم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و ششم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.