All language subtitles for Loves.Rebellion.You.2024.S01E19

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian Download
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

(شورش عشق)

(قسمت نوزده)

کی هستی؟

چی میخوای بدونی؟

انرژیت رو هدر نده

خودت رو نشون بده

♫مهم نیست چقدر دور باشه، فقط یک مسیر متفاوت در پیش گرفتیم♫

♫حتی اگه لازم باشه بیشتر صبرکنم♫

بریم

همسرم

♫یکی میشیم♫

♫سرنوشت ما اینه که در یک نگاه♫

♫عاشق بشیم♫

♫من حاضرم♫

♫وقتی به عقب نگاه میکنم، تو تبدیل به عادت من شدی♫

♫یکی شدیم و هیچی نمیگی♫

♫با یک نگاه، تاابد برای هم شدیم♫

♫حاضرم که♫

♫تاابد باهات بمونم♫

بیدار شدی

من چم شده؟

یهویی در قایق بیهوش شدی

یک نگهبان برت گردوند

نگهبان؟

شیطان چی؟

چرا جی یانگ رو دیدم؟

چی شده؟

حالت خوب نیست؟

خوبم

واستا

از وقتی سوار قایق شدیم

همش به فکر کشتن شیطان هستی

نمیخوابی و چیزی نمیخوری

میتونی تحمل کنی؟

درسته

خیلی عجول بودم

از پیشخدمت میخوام

یک چیز خوشمزه بیاره

باید بخوریش

باشه

دیدنش خوشحالتون کرده

نمیشه خوشحال باشم؟

چطور میتونین وقتی به هدف والا نرسیدین

به فکر عشق باشین؟

حتی همو نمیشناسیم

چه برسه عاشق هم باشیم

به خودتون دروغ نگید

از وقتی دیدینش

بی صبر شدین

جلوی خودتون رو میگیرین

میخواین بهش نزدیک بشین و بشناسیدش

حس میکنین از قبل میشناسیدش

ساکت شو

چطور مطمئن هستین که

کسی نیست که

شما رو به داخل دره کشید

و نابودتون کرد؟

پس یکبار خطر میکنم

بیا بیرون منو ببین

میدونم اینجایی

دنبال من بودین؟

واقعا تویی

چرا نیومدی دنبالم؟

منو میشناسید؟

من برای شما کی هستم؟

چی شده؟

نان یان هستم

نان یان؟

بنظر میرسه نان یان رو یادت نیست

...نان یان

مهم نیست

نمیتونی از کسی که سرنوشتت محافظت ازش هست

فرار کنی

پس هیچی یادت نیست؟

♫از اول♫

ببخشید

خاطراتمو از دست دادم

دیگه هیچکس از گذشته رو به خاطر ندارم

یادت نیست؟

چی شده؟

جی یانگ

حتما توی دره

خیلی زجر کشیدی

درمورد دره میدونستین؟

حالا که همو میشناسیم

توی این سالها

چطور بودین؟

جی یانگ

واقعا هیچی یادت نیست؟

بااینکه چیزی یادم نیست

هیچوقت دوباره

اسم نان یان رو فراموش نمیکنم

خوبه زنده ای

خوبه زنده ای

پدر

نمیتونم نظرمو عوض کنم

حتی اگه تاابد

اینجا زندانی بشم

چطوره که

منو سریعا بکشید؟

نمیتونم کنترلت کنم

میخوام یک همسر برات پیدا کنم

تا ادبت کنم

غیرممکنه

هیچکس جرات نداره همسر من شه

هیچ زنی جرات نداره همسر من شه

همسری که برات پیدا کردم

به قلمروی اژدها رسیده

بزودی میبینیش

اگه این یکی نشد

جهیزیه بیشتری پیشنهاد میدم

برای یک پاداش بزرگ

مرد باید شجاع باشه

کیه؟

خیلی بهش اهمیت میدادین؟

میخوام بدونم که

چطور آدمی باعث شده

که شما

خدای دست خونین

عاشقش باشین

من و اون

باهم مرگ و زندگی رو تجربه کردیم

سختی های دنیا رو گذروندیم

اون تنها فردی بود که

در سرنوشت من بود

...متاسفانه

متاسفانه سه سال پیش

من و اون

توسط مرگ

از هم جدا شدیم

بالاخره

از شر اون دو محافظ خلاص شدم

دهه هاست از خونه فرار میکنم

میخوان مخفیانه دنبالم کنن؟

تو خواب ببینین

همگی (جلسه شعرگویی تولد لو تانگ)

امروز

تولد منه

یک مراسم شعرگویی گرفتم

برنده

میتونه که

بهترین شراب جنوب

شراب شبنم پاک رو بچشه

شراب شبنم پاک؟

این شراب موردعلاقه

مادر نان یان هست

باید بدستش بیارم

و با خواهرم وقتی همو دیدیم

باهم بخوریم

امروز افراد بااستعداد زیادی اینجا هستن

ارباب جوان لیو

ارباب جوان یو

...اگه شراب رو بدست بیارین

ارباب جوان

چرا اومدین اینجا

بجای اینکه

به دیدن ارباب اژدها برین؟

اولویت من اینه

اگه شراب رو بگیرین

میتونین بخورینش

یا نگهش دارین

ننوشیم

پس چرا بگیریمش؟

برای مجموعه ام

...پس

خوب نیست؟

اول من

ارباب جوان

هویت و جایگاهم رو فراموش کنین

به عنوان خودم اینجام

امیدوار بودم دوستانم رو

در عرصه شعر ببینم

پس یک شعر برای ما بگین

برای این مراسم شعر ادبی امروز

هیچ موضوع خاصی هست؟

امروز تولد منه

همه برای تبریک گفتن شعر گفتن

موضوع عمر طولانی هست

که اینطور

تبریک میگم

بفرمایید

بذارین فکرکنم

الان یک صاعقه

در آسمان پاک دیدم

انگیزه گرفتم

همینطور که میگن

در آسمان یک صاعقه ناگهانی ظاهر شد

حتما نشانه امپراطور یشم یانینگ هست

ارباب جوان خوبین؟

این چه شعری هست؟

بیا پایین

یک صاعقه دیگه زد

در خواب، هیچی بدست نمیارین

صاعقه ای بر دروازه زد

حتما تا دیروقت بیدار موندن

امپراطور یشم درگیر چی هستن؟

نوشتن یک آرزوی تولد در شب

بالای اون نوشته

دعاهای خیر برای دریای شرقی هست

و در نیمه پایینی

شکوفه های شادی کوهستان جنوب

(جلسه شعرگویی تولد لو تانگ)

عالیه

چه شعر خوبی

اولین بار هست که

همچین شعر خوبی میشنوم

شنیدن شعرهای شما

بهتر از خوندن هزاران کتاب هست

جدی؟

امروز

شعرهای زیادی برای تبریک تولدم شنیدم

ولی

شعر شما

قطعا و بی شک

برنده این جلسه شعرگویی هست

لطف دارین

شنیده بودم که پایتخت قلمروی اژدها در ادبیات میلنگه

الان با چشمای خودم دیدم

شهرتش واقعی بود

حتی یک شعر بی معنی هم

میتونه بلند بیان بشه

برادر اسم شما چیست؟

کی برادر توئه؟

(یو جیانگ دونگ)

پس ارباب جوان یو هستین

اگه متقاعد شندین

میتونیم مسابقه بدیم

عالیه

حالا که

شما دونفر میخواین

چطوره هرکدوم نوبتی یک خط بگین؟

خوب بود

بفرمایید

در شرق جیانگ نان، در بارون سنگین

الهه ها با اشتیاق میرقصن

خورشید بر نهر میتابه

به قرمزی گونه های من شده

عالی بود

عالی بود

عالی بود

دوباره

ماه در اسمان میدرخشه، دریاچه رو روشن میکنه

ملکه مادر هیچوقت دیر نمیکنن، ایشون از طرف بهشت هستن

دوست ندارن در باغ هلوی بهشتی جمع بشن

ولی شراب دنیای فانی چی؟

دو بطری نوش جون میکنن

عالی بود

عالی بود

عالی بود

پایتخت اژدها عاشق طلا و زرق و برق هست

ولی من به عشق اهمیت میدم

اگه بهشت تصمیم بگیره تبلیعد بشم

صاعقه دنیای ادبی منو ناپدید میکنه

عالی بود

لطف دارین

عالی بود

لطف دارین

...تو

...ارباب

ارباب جوان

خوبین؟ - منو ترسوندی -

بی سواد بودن ترسناک نیست

ترسناک اینه که یک بی سواد

تظاهر کنه با سواده

به کی میگین بی سواد؟

بریم

واستا

بذار بهت بگم

...اگه الان واضح حرفت رو نزنی تو

چطور جرات میکنی

واستا

...من

نمیدونستم کی هستین

اگه به کسی بگی

زبونت رو قطع میکنم

بریم

بااستعداد هستین

این بطری شراب

مال شماست

متاسفانه

یکی نیست

برای ماهجونگ کافی نیست

اگه این شراب رو بگیرم

میترسم نان یان نارحت بشه

نوشیدنش باعث میشه ناامید بشه

فراموشش کن

اگه تنهایی بنوشمش

شراب تلخ میشه

دارم میرم

...ارباب

فانوس رو ببینید

فانوس داریم

بیاین فانوس رو ببینید

بذار ببینم

فانوس

ارباب جوان

برای همسرتون

فانوس بخرین

...ایشون

همسر آینده منظورمه

یکی میخرم

آرزوتون رو روی فانوس بنویسید

به پرواز درش بیارین

آرزویی دارین که

بهش نرسیده باشین؟

ارزویی ندارم

توی زندگی سختی های زیادی هست

وابستگی های زیادی شکل میگیره

بخاطر همین

حتما آرزویی خواهید داشت

ارباب جوان

خوب فکرکنین

من مینویسم

(امیدوارم که)

(زندگی ای)

(به دور از سختی و نگرانی داشته باشیم)

زندگی ای پر از آرامش

به دور از سختی و نگرانی

(زندگی ای پر از آرامش به دور از سختی و نگرانی)

(زندگی ای پر از آرامش به دور از سختی و نگرانی)

روباه کوچولو؟

باید برگردم

نمیتونم بذارم که بفهمه

توی بدنت یک یین جو هست

همون جای همیشگی میبینمت

خواهر جون

روباه کوچولو

کجا رفته بودی؟

هیچ جا

بریم

بعدا برات

مرغ میخرم

باشه

برات همشو میخرم

روباه کوچولو

سلام مرد پیر

الان در قایق جامون امن هست

غذا هم خوبه

ولی

نان یان جدیدا تنهایی وارد عمل میشه

انگار یچیزی رو ازم پنهون میکنه

نگران نباشید

ازش میخوام که

حقیقت رو بهم بگه

کی گفت اینو بنویسی؟

راستشو میگم

جدیدا تنهایی کار نمیکنی؟

داری ازم

چیزی پنهون میکنی؟

الان موقع فانوس هوا کردن

تنها نبودی درسته؟

بدش من

نه

بدش من

نمیخوای که

حقیقت رو بهم بگی

داری یچیزی رو پنهون میکنی

بدش من

...من

بدش من

نمیخوام

دیدی؟ افتادی

چرت میگی

بیا دوباره بنویس

هرچی میگم بنویس

باشه

چی بنویسیم؟

فقط بگو که

داریم درمورد بیدار شدن سن لو

تحقیق میکنیم

همه چیز خوبه

بهترین آرزو ها رو براشون داریم

همین

نمیخوام آرزوی خوب بکنم

چرا؟

گولم زد

سه سال زندانیم کرد

حتی گفت دم هفتم دارم

ولی در آخر

یک خز اضافه هم نداشتم

ولی تو

به قلمروی روح یوان یینگ رسیدی

منو ببین

تا حالا فکرکردی که

شاید صادق نبودی؟

و اینکه

سخت تمرین نکردی

سه سال گیاهخوار بودم

کافی نیست؟

سه سال

فقط همین مونده بود مجسمه اش رو بسازم

انگار که

یک اهریمن بدردنخور هست

خیلی خب

زودباش

اگه سه سال پیش

توی بازار شیا گو

مرواریدت رو ازت نمیدزدم

همه اینا

اتفاق نمیوفتاد

سرنوشت واقعا

چیز جالبی هست

باز به چی فکرمیکنی؟

چرا یهویی

حس نوستالژی گرفتی؟

گوش کن

حتما نه دم من رشد میکنه

حتی اگه کل زندگیم

توی قلمروی ساخت هسته درونی باشم

تا آخرش

حتی اگه بهاش جونم باشه

ازت محافظت میکنم

اون فقط قلمروی ساخت هسته درونیه؟

خیلی خب

میدونم باهام مهربونی

بنویس

باشه

بگو

مینویسم

این قلمو چشه؟

کی هستی؟

چرا وقتی فهمیدم نمیتونم باهاش باشم

ناراحت شدم؟

چرا قلب من

اینقدر جذب اون شده؟

الان

عمدا یک طلسم اجرا کردی

تا روباه کوچولو رو اذیت کنی؟

زیادی حرف میزد

سروصدا میکرد

یکم سربه سرش گذاشتم

اون برای تو کیه؟

چرا خدای دست خونین

با کسی مثل اون، توی قلمروی ساخت هسته درونی هست؟

دوست خوب منه

دوست خوب؟

اون رو مثل برادر واقعیم میدونم

راستی

چرا میخواستی منو ببینی؟

میخواستم ازت

درمورد قتل عام فرقه ماه بپرسم

...فرقه ماه

فقط تونستم یکم قاتل رو ببینم

واضح نبود

...خب

قبل مرگ رهبر منگ

چیزی بهت گفتن؟

...گفت

گفتن که شیطان

میخواد قدرت یین جو ها رو جذب کنه

قلمروی تهذیبگران رو نابود کنه

...اون

اسم تو هم آوردن

چی گفتن؟

گفتن اسمت نان یان هست

...تو کسی هستی که

باید تاابد مراقبش باشم

گذشته تو

خیلی کارا برام کرد

از الان به بعد

مهم نیست یین باشی یا جی یانگ

امیدوارم بهم یک فرصت بدی

تا ازت محافظت کنم

یک درخواستی داشتم

چی؟

میگن خدای دست خونین

کتابچه راهنمای هفت گناه رو داره

میتونه شیاطین رو بکشه

و تبعیدشون کنه

میخوام یک لطفی بهم بکنی

میخوای که

شیطان رو بیرون بکشم؟

چرا؟

وقتی در دره بیدار شدم

یجورایی

ارباب زندان هوانگ چوان شده بودم

متاسفانه نمیتونم

طعم نوشیدنی و غذا رو بچشم

نمیدونستم که

هستن کسایی که منو بخاطر دارن

خوبه که فانی باشی

کمکت میکنم

ولی چیزی که درون منه

یک شیطان معمولی نیست

بیرون آوردن و تبعید کردنش

کار راحتی نیست

فقط بخاطر یک نفر

وارد دریای تهذیب و کوهستان غم شدم

میتونم همه شیاطین رو کنترل کنم

بخاطر تو

حاضرم تلاش کنم

حاضرم کمکت کنم

چطوری اینطوری شد؟

غذا اینجاست

کجا رفت؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.