Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت یازده)
برای همین
چطور میتونم بذارم تو مکار
کنارش بمونی؟
منو نمیکشی؟
از زندگیت میگذرم
میتونم ازت استفاده کنم
امیدوارم شاد و سلامت باشی
نان یان؟
الان باید
توی تخت باشی
..خب
شائو سانگ برگشته؟
اون رفته
وقتی باد بوزه، برگ تکون میخوره
وقتی باد متوقف بشه، هیچی رو باقی نمیذاره
نمیخواست فرقه ماه یا تو
درگیر اون بشین
برای همین تصمیم گرفت تنهایی بره
چه مرد درستکاری
بهش بیشتر احترام گذاشتم
...الان
اون رفته
یعنی کی میتونم دوباره ببینمش
...شاید
وقتی برم دره
دنبال شاخه خونین بگردم
دوباره ببینمش
میری دره؟
منم ببر
راستش رو بخوای
عاشق گنجینه هام
با این استعداد بدنیا اومدم
اگه کنارت باشم
...حتما میتونم پیدا
...پیدا
...شاخه
همون شاخه خونین رو پیدا کنم
شاخه برفی خونین
همون
مهم نیست چیه
وقتی پیداش کردیم
میتونیم دارو پنج سم قلبی رو درست کنیم
بیماری شائو سانگ درمان میشه
اونموقع
منم میتونم
افتخار کسب کنم
زیادی فکرنکن
پونزده ماه هشت نزدیکه
امروز
بیا غذای خوشمزه بخوریم
...خب
فرداست
باید برم پایین کوهستان دیدن مادرم
چطوره
همراهم بیای؟
تنهایی
شاید بهتره همراه من
جشنواره رو جشن بگیری
میتونم؟
باشه
باعث افتخاره
راستی
اون روباه رومخ کو؟
از وقتی بیدار شدم ندیدمش
واقعا که نمیشه بهش تکیه کرد
قرار بود وقتی میریم خرید
اون مراقبت باشه
ولی فرار کرده و تنهات گذاشته
جی یانگ همیشه
از روباه کوچولو متنفر بود
هردو ناپدید شدن
....ممکنه
غیرممکنه
پس وقتی بریم دره
باید دنبال جسد روباه باشیم
چطوره یک قابلمه ببریم
شاید یک تابوت؟
تابوت خوبه
گوشت روباه
خیلی چربه
...خب
برات غذا آماده کردم
منگ یینگ؟
چی شده؟
...خب
راستش جی یانگ
اهریمن روباه نیست، درسته؟
میدونستم
پدر من
اون روباه رو راه دادن
چطور ممکنه که
بیماری مشابه مادرت داشته باشه؟
اون اهریمن روباه
اصلا مریض بنظر نمیرسید
منگ یینگ
میتونم توضیح بدم
خیلی خب
لازم نیست توضیح بدی
قسم میخورم
به هیچکس نمیگم
حتی پدرم
لی فکرمیکنم
پدر خودشون فهمیدن
برای همین با اهریمن روباه لاپوشونی کردن
درمورد جی یانگ
چه ارباب شائو سانگ باشه
چه نباشه
به من ربطی نداره
امیدوارم که
همیشه سالم بمونی
ممنون
راستی
مال توئه
کیک ماه درست کردم
جشنواره نیمه پاییز مبارک
استراحت کن
دیگه میرم
ممنون
راستی
یادم رفت بهت بگم
امروز ترکوندی
یکم میخوای؟
معذرت خواهی کردم
اینطوری نباش دیگه
ساکت شو
بوش کن
بوی خوبی میده
گشنه نیستم
ببرش
تظاهر نکن
اگه وزن کم کنی
یا مریض بشی
جیه فکرمیکنه
باهات بدرفتاری کردم
بعدش میخواد هسته درونیمو بیاره بیرون
برای تو دارو درست کنه
نگران نباش
دیگه هیچوقت اونو نمیبینی
باشه
هیچوقت نمیبینم
تو چی؟
تو هم هیچوقت نمیبینی؟
ارباب بزرگوار
خیلی ظالم هستین
جیه بخاطر شما
صاعقه خورده
ولی شما
بدون خدافظی رفتین
و اینکه
فردا جشنواره نیمه پاییزه
مردم اون روز دورهم جشن میشن
ولی الان
شما راهتون جدا شده
خدا تو رو به من داد
ولی بعد چند روز
تو رو ازم گرفت
♫با شنیدن صدای بارون♫
♫نفسمو حبس میکنم♫
ارباب بزرگوار
بنظر میرسه که
کارتون تو چوبکاری خوب نیست
استاد بهم یاد ندادن
خودم یادش گرفتم
ممنون
بااینکه یکم زشته
...ولی
خیلی دوسش دارم
♫ازت محافظت میکنم♫
میدونم نمیخواستی
درگیر بشم
برای همین در سکوت رفتی
ولی تو
خیلی سنگدلی
اگه بهم گفتی بودی
درکت میکردم
چرا بدون خدافظی رفتی؟
چون دوستم داشتین
برگشتین؟
بگو دوست داشتم
دوستم دارین یا نه؟
بگو دوست دارم
♫وقتی با تو هستم♫
♫همه چیز واضح میشه♫
♫بخاطر تو تحمل میکنم♫
دوست دارم
♫دنیای مبهم، واضح میشه♫
♫تسلیم نمیشم♫
♫ازت محافظت میکنم♫
♫بخاطرت تحمل میکنم♫
♫حتی اگه بارون سنگین باشه♫
♫دنیای مبهم بخاطر تو واضح شده♫
♫تسلیم نمیشم♫
♫ازت محافظت میکنم♫
چه سوپرایزی
منتظرم بودی
چرا چای مینوشی؟
شراب سمی هست
چای پادزهر
کل زندگیم سم خوردم
امروز
باید درد قلبمو
درمان کنم
نمیشه بخاطر دخترت
کمی تحمل کنی؟
دوساله که
در فرقه ماه آموزش میبینه
همش بخاطر توئه
اگه تلاشاش به هدر بره
چطوری باید دلداریش بدم؟
توی این سن آ یان باید
در پنج ایالت سفر کنه
و دنیای زیبا رو ببینه
ولی بخاطر من
اینجا مونده
بعد مرگ من
نمیخوام که
مثل من
قدرتمند بشه
امیدوارم که کسی باشه که
زندگی ساده و آرومی
و پر از آزادی داره
همینو براش میخوام
مطمئنی که
میتونی آ یان رو
به اون پسر بسپری؟
سنوشت اوناست
نمیتونم تصمیمی بگیرم
میذارم سرنوشت خودش پیش بره
سرنوشت بی رحمه
اگه تصمیم بگیریم چیزی حس نکنیم
زندگی یک زندان برای ما میشه
اگه تصمیم بگیریم احساساتمون رو در آوش بگیریم
باید با سرنوشت بجنگیم
امیدوارم
بتونن مراقب هم باشن
هوای همو داشته باشن
اونا نمیتونن
یک زوج معمولی باشن
ولی امیدوارم که
بتونن تا آخرین روزای عمرشون
عاشق هم باشن
نان یان
اینا چیه؟
داریم میریم پایین کوهستان جشن بگیریم
چرا اینقدر وسیله آوردی؟
اولین باره مادرخونده رو میبینم
چطور میتونم دست خالی بیام؟
درست ینست
اینا رو ببین
و این
همشون هدیه ای
برای مادرخوندست
ببین
چطوره؟
به اندازه کافی برای
ملکه ماهجونگ شمال خوبه؟
کی مادرم
مادرخونده تو شدن؟
همیشه میگن که
تو پدر نداری، من مادر ندارم
پس مادرت میتونه مادرخونده ام باشه
هرطور صلاحه
شائو سانگ
مثل برادرمه
بزودی قراره خواستگاری کنه
حالا که مادرت، مادرخونده منه
همه یک خانواده هستیم
چی شده؟
دیر یا زود ازدواج میکنین
به رفیقم کمک میکنم
علاقه مادرزنش رو بدست بیاره
مشکلش چیه؟
بذار واضح بگم
سریع با مادرم گرم نگیر
ازت میخواد بنوشی
باهاش بازی کنی
پولت رو میبره
خدای من
مهم نیست
عیب نداره پولمو به مادرخونده ببازم
صبرکن
شکوفه اسمانتوس همه جا هست
چرا درخت هلو شکوفه داده؟
شاید جادوی جاودانگان هست؟
جاودانه ای اینجا نیست
...فقط
رویابین ها هست
از وقتی به فرقه ماه اومدی
نخواستی صعود کنی؟
به فرقه ماه اومدم
تا مادرمو درمان کنم
وقتی مادرم خوب شدن
ایشون رو میبرم
در پنج ایالت سفر کنیم
و زندگی آزادانه ای داشته باشیم
صدسال کافیه
اگه یکی
قراره پونصدسال
یا هزارسال زندگی کنه
ولی خانواده یا دوستی نداشته باشه
همیشه تنهاست
چه سودی داره؟
باهوشی
نظرمون یکیه
گل ها زیر ماه کامل زیبا هستن
مادرخونده
حتما خوشحال میشن (کیک ماه)
بریم
مادر منتظر هستن
مادر
مادر
خونه نیستن؟
باید باشن
مادر برگشتم
درست نیست
چندروزه برنگشته
این خونه
باید بهم ریخته باشه
نکنه که
رفتن سفر؟
مادر
رهبر
نان یان
چرا
توی فرقه
استراحت نمیکنی؟
امروز جشنواره نیمه پاییزه
برگشتم مادر رو ببینم
پیر شدم
جشنواره رو فراموش کرده بودم
...خب
مادرت دیروز نیومد همراهم ماهجونگ بازی کنه
میگن به سفر رفته
اومدم
بررسی کنم
واقعا خونه نیست
رفتن سفر؟
غیرممکنه
قرار گذاشتیم که
بعد اینکه بیماری ایشون خوب شد
باهاشون برم سفر
اخلاقشو میدونی
خیلی خودمحوره
هیچکس نمیتونه جلوش رو بگیره
این چطوره؟
مادرت که خونه نیست
چطوره که جشنواره رو
همراه من و یینگ یینگ
بریم جشن بگیریم؟
باشه
بریم
رهبر
...شما
از سر قبر کسی برمیگردین؟
کی ممکنه باشه؟
مادر یینگ یینگ
غیرممکنه
مردم در روز یادواره به سر قبر میرن
در روز جشنواره روح
نه در جشنواره نیمه پاییز
دلتنگ زنم شده بودم
لازم نیست روز خاصی به اونجا برم
رهبر
کی بهتون گفت
مادرم به سفر رفتن؟
یکی که باهام ماهجونگ بازی میکنه
کجا رفتن؟
نپرسیدم
رهبر
مادر من در شهر ماه
دوستای زیادی ندارن
شما تنها دوست ایشون هستین
باعث افتخارمه
همه این سالها
بخاطر من خیلی کمکشون کردین
اگه به سفر رفتن
پس چرا
بهتون نگفتن که
کی میرن
و کجا میرن؟
رهبر
مادر من
کجا هستن؟
...مادرت
رهبر
چیزی شده؟
...مادرت
فوت کردن
مادرخونده
نان یان و من
به دیدنتون اومدیم
بااینکه هیچوقت ندیدمتون
خیلی از شما شنیده بودم
این هدایا رو
مخصوص شما آماده کردم
امیدوارم در زندگی پس از مرگ
بتونین در همه مسابقات ماهجونگ
پیرو باشید
میخوام با مادرم
کمی تنها باشم
باشه
در خونه منتظرت هستیم
داره تاریک میشه
زیاد اینجا نمون
چرا این سوزن
بزرگتر از قبلیه؟
اگه درست رفتار نکنین
سوزن من
بلندتر هم میشه
بیاین
درد گرفت؟
عادت دارم
تحمل کنین
آ یان
خودت رو ببین
هرروز فقط
به سم ها و سوزن ها
فکرمیکنی
اگه یک روز
مرد جوونی از فرقه ماه
خواست باهات صمیمی بشه
ممکنه فراریش بدی
تمام چیزی که میخوام
اینه که پنج ایالت رو
همراه شما بعد درمانتون
سفر کنیم
ولی من
نمیتونم تاابد باهات بمونم
چرا؟
در آینده
کافیه از زندگی لذت ببرین
کاری میکنم زندگی طولانی داشته باشین
برات کیک برنج بخارپز
که خیلی دوست داری میخرم
صبرکن
زود برگردین
از تنهایی میترسم
باشه
بگیرش
منتظرم بمون
مادر
قول دادین که
بعد خوب شدنتون
همراهم در دنیا سفر کنین
چرا زیر قولتون زدین؟
رهبر نان فانگ فوت کردن
چطور منو تنها گذاشتین؟
درختان هلو در فصل اشتباه شکوفه دادن
جویندگان حقیقت
در آخر به روشنگری رسیدن
الان
خواب مادرمو دیدم
مرده به زندگی برنمیگرده
معذرت میخوام
به دیدن من اومدی
نمیخوام بری
اگه میخوای بری
هنوز دیر نیست
گریه کن
در گذشته
مادر همیشه میگفتن که
میخوان در دنیا سفر کنن
ولی من اجازه ندادم
میترسیدم خسته بشن
...همیشه فکرمیکردم
فکرمیکردم وقت دارم که
درمانشون کنم
...فکرمیکنی
سرزنشم میکنن؟
نه
سرزنشت نمیکنن
نمیدونم
مادرخونده
چطور آدمی بودن
عالی بود
چطور؟
وقتی میتونست مینوشید
هیچوقت ماهجونگ رو شکست نخورد
به دور از تجملات بود
دنیا در قلبش بود
همه چیز رو سریع متوجه میشد
هیچوقت به حرف مردم اهمیت نمیداد
هیچوقت احساساتش رو بروز نمیداد
مثل یک خدا بود که
دنیا رو از بالا میدید
باورش سخته که
همچین آدمی وجود داشته
حیف که
نتونستم ببینمشون
دیروقته
میری؟
باید که
به دره برم
اینو بگیر
نمیشه
مادرت برای تو گذاشته
نمیتونم بگیرمش
دره خطرناکه
این بدردت میخوره
توی بازار
یاد گرفتم هاله ام رو پنهون کنم
به سوسک سرگین شب تاب رسیدگی میکنم
نمیتونم اینو بگیر
میدونم که
راهی هست به سوسک ها رسیدگی کنی
ولی
روباه کوچولو گفت
یک موجود شیطانی
به اسم یین جو
در اعمق دره هست
اون روح مردم رو میخوره
اگه اونو ببینی
میمیری
این مروارید نقره ای پری دریایی
میتونه هاله و تنفس رو پنهون کنه
و کمک کنه ازش بگذری
بیا
♫تا آخر♫
♫بذار همراهت پیش برم♫
یادت باشه
باید برگردی پیش من
باید زنده برگردی
باشه
بهت قول میدم
(لی چی، رهبر فرقه مسیر شیطانی)
رهبر
ببخشید به دیدنتون نیومدم
زخمی شدی؟
یک جراحت سطحی هست
نگران نباشید رهبر
توسط ارباب فرقه مسیر برتر زخمی شدی
یک جراحت سطحی نیست
نگران نباشید
چندروز پیش خوب شدم
الان مشکلی ندارم
...این
باعث نمیشه که در خدمت
به مسیر شیطانی کوتاهی کنم
کاری هست که
بتونم انجام بدم؟
یکاری هست که
لازمه انجام بدی
(لی میان، شاگرد فرقه مسیر شیطانی)
اون تنها کسی هست که
یین جو رو دیده
و درموردش حرف زده
هاله یین جو روی بدنشه
تبدیل کردنش به یک داروی شیطانی
کمک میکنه از یین جو پنهون بشیم
و به اعماق دره بریم
بهترین راه خدمت کردنش به قبیله شیطانی
همین هست
رهبر باهوشین
رهبر باهوشین
(جان شیان، ارشد فرقه مسیر شیطانی)
شنیدم که
یین جو روح مردم رو
در اعماق دره میخوره
باید این خطر رو بکنیم؟
معلومه
هزاران سال پیش
وقتی سن لو، ارباب شیاطین، به موفقیت نزدیک بودن
ارباب مقدس با کتابچه راهنمای هفت گناه کشتنشون
اون یک جادوی سرکوب کننده شیاطین هست
بعد از اون قبیله شیطانی سقوط کرد
اگه کتابچه رو نابود نکنیم
قبیله شیطانی هیچوقت نمیتونه قدرتمند بشه
...من
...من
درمورد امنیت شما
نگران هستم
نگران منی؟
نگرانی که
درمان سم داخل بدنت رو
از دست بدی؟
جرات ندارم
جرات ندارم
جان شیان، دنگ با
بله
بله
دره فردا باز میشه
هاله اهریمنیتون رو پنهون کنین
این نشان ها نشون میده
شاگردان فرقه درستکاری هستین (دنگ با، ارشد فرقه مسیر شیطانی)
با این نشان ها
همراه من بیاین
گه گه
تهذیبگرهای زیادی در دره هستن
ارباب ارشد فرقه مسیر برتر هم
ممکنه بینشون باشه
ارشد یو یونگ رو ایشون کشتن
ارشد دیه وان
بخاطر ایشون صدمه دیدن
...باید
چی؟
حتی اگه باهاشون روبرو شدیم
چیزی هست بترسیم؟
حتی اگه
ارباب ارشد مسیر برتر رو ببینیم
اگه سعی کردن جلومون رو بگیرن
تا کتابچه رو نابود نکنیم
میتونیم بکشیمشون
باهوشین رهبر
نان یان
برگشتی
رهبر منگ درمورد دستاوردهای مادرت
چیزای زیادی بهم گفتن
فقط میتونم بگم که
یک سیب دورتر از درخت نمیوفته
وسایلت رو جمع کن
همراه من برای جشنواره نیمه پاییز
به فرقه ماه بیا
رهبر
میخوام که
کنار مادرم بمونم
باشه
میتونی فردا برگردی
ییینگ یینگ و من
اونموقع جشنواره رو جشن میگیریم
فردا به دره میرم
تا شاخه برفی خونین رو پیدا کنم
...ولی مادرت
بیماری قلبی جی یانگ درمان نشده
هنوزم باید
اون دارو پنج سم قلبی رو درست کنم
دره
جای خوبی نیست
تا وقتی ضروری نیست
لازم نیست اونجا بری
مادرم فوت کردن
نمیخوام بازم پشیمونی داشته باشم
باشه
باید مراقب باشی
تظاهر نکن سرسخت هستی
نگران نباشین رهبر
مراقب نان یان هستم
باهاش میری؟
معلومه
فراموش کردین؟
قراره بود برم دره
شائو سانگ رو پیدا کنم
الان برای درمان بیماری قلبیش
به دارو نیاز داره
به نان یان کمک میکنم
و تمام تلاشمو میکنم
شما جوونا
همیشه سرتون شلوغه
مهم نیست
نمیتونم جلوتونو رو بگیرم
یادتون باشه
به اعماق دره نرین
وقتی که اون شاخه رو پیدا کردین
سریعا بیرون بیاین
تاخیر نداشته باشین
فهمیدین؟
بله
دارم میرم
باید برگردم
تا یینگ یینگ غر نزنه
ارباب جوان
یادتون نره اونا رو بهش بدین
چشم
چیا؟
مادرت اینو برات گذاشتن
رهبر وقتی که وسایل مادرت رو نگاه کردن پیداشون کردن
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.