Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
(شورش عشق)
(قسمت نه)
پدر
بالاخره درکم کردین
باید سر قولتون بمونین
وقتی که انجمن شعر من
توی دنیا مشهور شد
و در تاریخ اسم و رسم درکرد
میخوای اسم و رسم بسازی؟
اونم با استعداد داغونت؟
بیشتر حس میکنم در آینده شهرت منفیت پخش بشه
ارباب اژدها
زیر حرفش نمیزنه
تو میزنی
اگه بازم غر بزنی
مثل توپ میچلونمت
بعدش پرتت میکنم تو هوا
نمیخوام
چرا اینقدر سنگینی؟
چقدر مگه خورده؟
...کمرم
داره میشکنه
چرا اینجایی؟
فکرمیکردی که
منم بیهوش شدم؟
مسموم نشده بودی
پدر
سم قارچ
داره اثر میذاره
ارباب شائو سانگ
خوب تظاهر کردی
پس الان
کل حرفای ما رو
شنیدین؟
فکرکردی که
میتونی کتابچه راهنمای هفت گناه رو بگیری؟
میشه بپرسم چرا نمیتونم؟
فقط بخاطر درمان شدن توسط پزشک
توی فرقه ماه نموندی درسته؟
پس فکرمیکنی
چرا اینجا موندم؟
معلومه
وقتی دره باز بشه
واردش میشی و کتابچه رو بدست میاری
ولی توی دره یین جو هست
همه جاش خطرناکه
اینکه بتونی بدستش بیاری
همش بستگی به شانس داره
حتی اگه سطح تهذیبت بالاتر باشه
که چی؟
شاید من کسی باشم که
جلوی تو میخندم
خیلی پررویی
بهم ربط نداره که
میخوای بری توی دره خودت رو به کشتن بدی
ولی بذار بهت یاداوری کنم
تا وقتی توی فرقه ماه هستی
سعی نکن حقه ای بزنی
یک روباه منطقی و خوب باش
بهت ربطی نداره
حالا که نان یان قول داده
مرواریدش رو بهم قرض بده
...منم
با حقه سوار کردن
اونو ناامید نمیکنم
جرات نداری
صبح بخیر
صبح بخیر و کوفت
بذار ازت بپرسم
چرا مسمومم کردی؟
چی؟
مسموم شده بودی؟
نمیشه بیخیالش بشیم
باید الان بری
نان یان معاینت کنه
کافیه
تظاهر نکن
فکرکردی احمقم؟
قارچی که دیروز توی هات پات بود
سمی بود
تو آوردیش، پس میدونستی
قارچ بنظر معمولی بود
از کجا میدونستم سمیه؟
به هرحال جوونم
دنیا رو زیاد ندیدم
نزدیک بود به جیه صدمه بزنم
اگه بلایی سرش بیاد
میترسم خیلی ناراحت بشم
اینطوری ده تا قارچ سمی خام میخورم
دراینصورت میگی
حرفت حقیقته؟
واقعی تر و حقیقی تر از مروارید
به هرحال
اگه مسموم میشدم ممیمردم
نه تنها جیه ناراحت میشد
بلکه توی مهربون هم ناراحت میشدی
درسته؟
گوش کن
به زندگیت علاقه ای ندارم
به هرحال
...چون میخوای جبران کنی
پس
الان برات اشتباهمو جبران میکنم
این چطوره؟
برای تو
یک لیوان چای میریزم
تا سم دفع بشه
واستا
گوش کن
اگه از من یک احمق بسازی
عصبانی میشم
باشه
پس بگو
چیکار کنم که
منو ببخشی؟
میتونم بخاطر مسموم شدنم
تو رو ببخشم
ولی
یک شرط دارم
مگه نباید روی زمین خواب باشم؟
توی خواب راه رفتی
اومدی روی تخت من
...روی تخت تو خوابیدم
واضح تر بگو
چه خبره؟
...به چی
فکرمیکنی؟
اگه نمیخوای امروزم تو خواب راه بری
با من یبا
چرا؟
تمرین کنیم
تمرین کنیم؟
علاقه ای ندارم
اگه میخوای برای پیدا کردن شاخه خونین بری دره
باید با تهذیبگرهای شیطانی روبرو بشی
میدونی؟
پس سم های بیشتری میبرم
اونایی که بتونه
شیاطین رو بکشه
با سطح تهذیبی که داری
اگه یک تهذیبگر
در سطح استادی روبرو بشی
هیچکس نمیتونه از کشته شدن نجاتت بده
و اینکه
اگه بتونی سطح تهذیبت رو بالا ببری
و وارد قلمروی ساخت هسته تهذیب بشی
وقتی بحث طوفان، بارون یا آتش بشه
میتونی از خودت مراقبت کنی
کمکت میکنه در آینده
سم های بیشتری درست کنی
جدی؟
معلومه
بریم
از الان به بعد
شخصا بهت آموزش میدم
باشه
پای چپ روی پای راست
دست هات به سمت آسمون
فرقه ماه
به شماها
مدیتیشن یاد نداده؟
بعضی کلاسای خاص رو ترجیح میدم
فقط توی کلاسای داروسازی شرکت میکنم
توی بقیه کلاسا
توجه نشون نمیدم
ولی حداقل باید یکم
درمورد پایه جادو بدونی
جادو؟
درسته
یادمه رهبر
دو اصل بزرگ یادمون دادن
خوب بخوابیم و کمتر کار کنیم
راه رفتن بعد شام خیلی مهمه
تا دیروقت بیدار نمونیم و بیشتر پاهامون رو بشوریم
اینطوری وقتی پیر شیم چاکراهای سالمی داریم
فراموشش کن
بهت یاد میدم که
برای به گردش درآوردن پنگ گانه انرژی معنوی چیکار کنی
هرکسی میتونه انجامش بده، پس خوب بخاطر بسپار
خوب یاد بگیر
حتما
تهذیب براساس قدرت معنوی هست
پاک و درست
همه چیزای دنیوی فلزی هست
موجودات زنده از چوب هستن
زمین از خاک هست
و آتش همیشه در هوا شناوره
فانی ها حداکثر
شصت هفتاد سال عمر میکنن
برای تهذیبگرها فرق میکنه
حتی اگه فقط کمی از انرژی معنوی تصفیه بشه
میتونه که نسبت به یک فانی
بیست سال عمر رو بیشتر کنه
اینطوری چرخه زندگی صد ساله میشه
وقتی وارد قلمروی ساخت هسته درونی بشی صد و پنجاه سال میشه
کسایی که در قلمروی یوان یینگ هستن سیصد سال عمر میکنن
نیمه خدایان پونصدسال
به این میگن
زندگی همانند بهشت و زمین
تو الان
قلمروی یوان یینگ هستی
در آینده باید تمرین کنی تا وارد قلمروی نیمه خدایان بشی
اینطوری میتونی
یک هیولای پونصدساله بشی
میخوای تمرین کنی یا نه؟
میخوام
گوهره حرکت انرژی توی بدن
در دستکاری اون نهفته اس
بدنت باید همزمان با انرژی به حرکت دربیاد
وقتی حس کردی که
کنترل قدرت رو در دستت داری
وقتی هست که سرعت و قدرت انرژی رو میتونی حس کنی
اگه از انرژی بهشت و زمین استفاده کنی
و کنترلش کنی
و تبدیل به قدرت معنوی خودت کنی
اینطوری
وارد قلمروی اول میشی
انرژیت رو تصفیه کن
چطوره؟
فهمیدی؟
ارباب بزرگوار
دره چندروز دیگه باز میشه
ارباب شائو سانگ شما فهمیده این
راهی هست که
سریع یاد بگیرم؟
اگه از هیچی نمیترسی
سه راه سریع
توی دنیا هست
چه راهی؟
یکی قدرت رو بهت بده
برخلاف مسیر اصلی پیش بری
دیگه چی؟
فراموشش کن
خوب نیست
نباید درموردش میگفتم
باهمدیگه
مرگ و زندگی رو گذروندیم
چرا قایم میکنی؟
چیه؟
بگو
درست نیست
درست نیست؟
درست نیست یا بلد نیستی چطوریه؟
فکرمیکردم
خیلی کاربلد باشی
چیزی هست که نتونی انجام بدی؟
باشه
خوب گوش کن
سومین راه تهذیب دوتایی هست
خوبه
چطوریه؟
...واسا
...چطور یک زن میتونه
میتونه چی؟
چرا هیچ اصولی نداری؟
موفقیت جزو اصول منه
تا وقتی بتونم سریع استاد بشم
حاضرم هرکاری بکنم
حاضری
هرکاری بکنی؟
درسته
کسی که دنبال چیزای بزرگه، نباید به چیزای بی اهمیت ارزش بده
کارها رو فقط میترسین بهش فکرکنین
ولی کاری نیست که جرات نداشته باشم انجام بدم
غیرمنطقی
چرا میری؟
برگرد
چرا میری؟
بیا انجامش بدیم
چرا میری؟
خودت رو ببین
رقیب من نمیشی
♫به آسمان نگاه میکنم♫
♫ابرها همراه باد به حرکت درمیان♫
♫صورت هامون درکنار همدیگه اس♫
♫سرنوشت باعث دیدار ما شد♫
♫درست مثل یک آسمان پرستاره♫
♫چشم منو گرفتی♫
♫هزاران کوهستان دور هستیم♫
♫بین جمعیت زیاد در آغوشت میگیرم♫
♫در رودخانه فراموشی♫
♫قایق تنهایی رو سوار میشم♫
♫در طوفان و سرما میگذرم♫
♫منتظر تو هستم♫
♫چرخ سرنوشت رو میشکنم♫
♫و ابرهای سیاه رو از بین میبرم♫
♫امیدوارم بهشت و زمین ابدی باشن♫
♫امیدوارم عشقمون ابدی باشه♫
♫سالهای زندگی هیچوقت متوقف نمیشن♫
♫یک زندگی رو دست در دست بودیم♫
♫هزاران کورسوی نور تبدیل به یک کهکشان میشه♫
♫ولی با لحظه ای که برمیگردی قابل مقایسه نیست♫
♫گذشته با خاطرات قدیمی عجین شده
بازم تمرین کن
♫تاوقتی کنار منی♫
♫در پشت تپه ها، تا انتهای دنیا♫
♫تا وقتی پیر شیم دستت رو میگیرم♫
ارباب بزرگوار
تمرین من چطوره؟
توی هفت روز
انرژی رو توی بدنت جمع کردی
و اصل پایه رو یاد گرفتی
اگه هرروز تمرین کنی
میتونی بزودی به قلمروی ساخت هسته درونی برسی
در آینده، میتونی هاله شیطانی رو سرکوب کنی
ساخت هسته درونی؟
اگه بخوام که
مثل تو وارد قلمروی روح یوان یینگ بشم
چقدر طول میکشه و لازم دارم؟
با تمرین معمولی
هشتاد تا صد سال
ولی اگه تو باشی
فرق میکنه
چون بااستعداد هستم
درسته؟
بااستعداد هستی
توی پنج ایالت کمتر کسی مثل تو هست
میشه گفت که
یک روح شرور هستی
نمیدونستم اینقدر قویم
من مثل همونطور که مادرم گفتن
یک فرد منتخب هستم؟
چی گفتن؟
گفتن که
کسایی هستن که در کوهستان گیاهان معنوی جمع میکنن
و در دریا، مروارید های ارزشمند پیدا میکنن
زنان زیبارو رو در مستی در آغوش میکشن
و در هوشیاری دنیا رو کنترل میکنن
حتی این آدما هم
زندگی سختی دارن
ولی یک زجر موقت هست
بعد از اون
دوباره بدنیا میان
و وارد قلمروی بهشتی و فانی ها میشن
جاودانگان و شیاطین هم نمیتونن جلوشون رو بگیرن
حرف رهبر نان فانگ هست
بذار بهت یاداوری کنم
به خودت مغرور نشو
از الان به بعد سختتر تمرین کن
وقتی که تنبلی کنی
نمیتونی جلوی قبیله شیطانی رو بگیری
ممنون بابت یادآوریتون ارباب بزرگوار
و اینکه
قدرت معنوی تو
نزدیک ساخت هسته درونی هست
وقتی که از سوزن مسموم
یا از این سلاح ها استفاده میکنی
قوی تر از قبل میشی
اگه لحظه حساسی نیست
فقط
از نصف قدرتت استفاده کن
یادت باشه قدرتت رو پنهون کنی
تا کسی توی دردسر نیوفته
فهمیدم
درست مثل شما
قدرتتون رو پنهون میکنین
کوهستان خورشید، فرقه خورشید
همش از خودتون درآوردین
برای استادتون پاپوش درست میکنین؟
یک روز بیشتر تمرین کن
نمیشه
ارباب بزرگوار
میخوام یک روز استراحت کنم
کجا میری؟
بازار
(عمارت گنجینه)
عالیه
عالیه
جناب
ارباب بزرگوار لطف کردین
امروز تونستین همراه من
به بازار بیاین
اومدین
رییس
صدپای خونین خوب دارین؟
سروقت اومدین
چندتا جدید دارم
براتون میارمشون
ببینید
چرا میخریشون؟
دره خطرناکه
نباید بی دقت باشیم
اگه برای مراقب از خودمون
سم درست نکنم، بد میشه
مخصوصا برای تو
من؟
آره
بااینکه بیماری قلبیت
خیلی بهتر شده و تثبیت شده
بخاطر دیه وان
مجروح شدی
هنوز کامل خوب نشدی
دره بزودی باز میشه
خطرهای نامشخص زیادی هست
درست کردن سم های بیشتر
میتونه ناجی ما باشه
بهتر از اینه دست خالی بریم
چیز دیگه ای هم میخواین؟
یک جعبه دیگه میخوام
داریم
بذار ببینم
اینو ببینید
گفتی
یک قدرت بزرگ
توی دره پنهون شده
مطمئنم خیلی ها
میخوان بدستش بیارن
بااینکه وارد قلمروی روح یوان یینگ شدی
یادت نره
مریض هستی
یک ببر تنها نمیتونه یک گله گرگ رو شکست بده
اگه آماده نباشیم
چطور میتونیم در آرامش باشیم؟
مهم نیست
سریع میرم و برمیگردم
گفتنش راحته
اون دره رو نمیشناسی
رییس
اینو میخوام
حتما
نگران نباش
باید برگردم
تا روی من دارو تمرین کنی
بدون من
میترسم درمان مادرت
به تاخیر بخوره
باشه
عجیبه
چرا اینقدر وقتی درمورد دره حرف میزنیم
بی تفاوت هست؟
ولی چرا من
نگران هستم؟
دوباره همو دیدیم
برای زنتون خرید میکنین؟
خیلی عاشقش هستین
چقدر حرف مفت میزنه
بنظرم میخواد ازمون پول دربیاره
حرف مفت میزنه؟
نشنیدم که
راستی
یک سلاح جدید داریم
وقت داشتین با زنتون بیاین ببینید
زن من گفت که
مغازه شما قیمت هاش خیلی بالاست
گفت باید بریم بقیه مغازه ها
ها؟
چی؟
جیه
جی یانگ
زمان برای ما صبر نمیکنه
روباه کوچولو
دنبالت بودم
بریم
کجا میریم؟
به قولت عمل کنی
خیلی وقته که
انجمن شعر من عضو میخواد
بالاخره
یک راهی پیدا کردم
افراد بااستعداد رو جمع کنم
ببین بخونش (اگه برای انجمن شعر اژدها والامقام اسم نویسی کنین، میتونین روباه نوازش کنین)
درصورت اسم نویسی در انجمن شعر اژدهای والامقام
میتونین روباه رو رایگان نوازش کنین
کمیاب و خیلی سریع
میخوای منو حیوون معنویت کنی
تا مردم اسم نویسی کنن؟
بهتره صدات کنم
طلسم شانس من
تو چهره زیبای
انجمن شعر ما هستی
نمیام
یک سرباز میمیره ولی هیچوقت موردتمسخر قرار نمیگیره
من یک روباه با خط قرمز خودم هستم
همونجا واستا
خط قرمز؟
درسته
قبول کردی پس تحمل کن
برگرد به شکل واقعیت
حاضرم معذرت بخوام
...معذرت بخوای، تو
معذرت بخوای؟
اگه معذرت خواهی سودی داشت
چرا دادگستری وجود داشت؟
باشه
اگه نمیخوای بیای
یک حق انتخاب بهت میدم
چی؟
اینو بخور
خودت تصمیم بگیر
من باهردو مشکلی ندارم
...یا
این چطوره؟
میذارم نان یان تصمیم بگیره
بهش میگم که
تو روباه شرور رو بگیره
از فرقه ماه بیرون کنه
باشه
درست شد
هنوز زوده
با یک روباه کوچولو مثل تو
میتونم یک انجمن شعر
خیلی قوی بسازم
بیا
(اگه برای انجمن شعر اژدها والامقام اسم نویسی کنین، میتونین روباه نوازش کنین)
خوبه
بریم
(اگه برای انجمن شعر اژدها والامقام اسم نویسی کنین، میتونین روباه نوازش کنین)
کجاست؟
چرا مثل بچه ها رفتار میکنه
کاری میکنه دنبالش بگردم؟
قبلا نمایش عروسکی ندیده بودی؟
بریم
وقتشه برگردیم
صبرکن
رییس
میخوام دو عروسک رو
یکمدت قرض بگیرم
حتما - ممنون -
حالا که کمکم کردی
تهذیب کنم
یک نمایش عروسکی رایگان
برات ترتیب میدم
بگیرش
ببین
روزی روزگاری
یک قهرمان یک زن رو
پشتش پنهان کرد
گفت که
"چطور جرات میکنی"
شمشیرش رو کشید
راهزن ها در کوهستان
یا کشته شدن یا فرار کردن
قهرمان از بانوی جوان گفت
"بانوی جوان"
"اگه کسی برای شما قلدری کرد"
"اسم منو بهشون بگید"
"اسم من اژدهای والامقام هست"
بعد این حرف
قهرمان رفت
بعد رفتن قهرمان
اون بانوی جوان
احساس تنهایی کرد
با خودش فکرکرد
کی میتونه دوباره
اژدهای والامقام رو ببینه؟
روز بعد از جشنواره چی شی
وقتی گاوچران و دختر بافنده
روی پل همو دیدن
قهرمان و بانوی جوان
همدیگه رو دیدن
بانوی جوان خوشحال شد
همینطور قهرمان
قهرمان به بانوی جوان گفت
"مشتاق دیدار"
بگو مشتاق دیدار
"مشتاق دیدار"
"منو یادته؟"
"منو یادته؟"
بانوی جوان گفت
"روز و شب بهتون فکرمیکردم"
بانوی جوان شجاعتش رو جمع کرد و پرسید
"برگشتین"
"چون منو دوست دارین؟"
بگو آره
"منو دوست دارین یا نه؟"
بگو دوست داری
اجرا چطور بود؟
هرسال توی معبد
مادرم منو میبردن که
نمایش عروسکی رو ببینم
برای همین
همه دیالوگ ها رو حفظ شدم
میخوای که داستان مار سفید که
یک لطف بزرگ رو جبران میکنه بازی کنم؟
لازم نیست
باید زود برگردیم
باید مادرمو ببینم
میخوای که
همراهم بیای؟
بیا باهم شام بخوریم
اگه به اونجا بیام
مادرت شاید نخواد
پایین کوهستان منتظر میمونم
میبینمت
ببین اینو
گفتم بهت نیاز دارم
همه عاشقت میشن
توی اینمدت کم
خیلی ها اسم نویسی کردن
(اگه برای انجمن شعر اژدها والامقام اسم نویسی کنین، میتونین روباه نوازش کنین)
منو ترسوندی
چندنفر از کسایی که اسم نویسی کردن
واقعا عضو انجمن میشن؟
گفته باشم، هیچکدوم
میخواستن که
منو نوازش کنن
باشه
خجالت کشیدی
حالا که میفهمی خجالت کشیدن چیه
پس میتونی حس کنی
اون روز چه حسی داشتم
بذار بهت بگم
وقتی که بغلت کردم
و صدات زدم پدر
خیلی
احساس خجالت زدگی کردم
پس حقه زدی؟
هیچ اسم نویسی ای نبود؟
میخواستی خجالت زده ام کنی؟
برای انجمن شعر
داشتن نان و جی یانگ
از کافی هم بیشتره
کافیه
چرا زودتر نفهمیدم
چقدر حیله گری؟
چاره ای نداشتم
کی بهت گفت که
حیله گر باشی؟
باید یک راهی پیدا میکردم
ادبت کنم
سال نو چینی
...سال
باشه
عصبانی نباش
توی جامعه
همیشه بگیر و ببر هست
بهتر از من میدونی
برای همین
میشه گفت برابر شدیم؟
درسته
معلومه
(اگه برای انجمن شعر اژدها والامقام اسم نویسی کنین، میتونین روباه نوازش کنین)
آ یان
چرا بیرون خوابیدین؟
سرده
اگه سرما بخورین چی؟
میخواستم ستاره ها رو ببینم
خوابم برد
اواخر پاییز هست
کل روز سرده
ستاره ای نیست
درسته
نمیتونم دوباره ببینمشون
باز حرفای شوم زدین
مخفیانه دوباره شراب نوشیدین؟
نه
شراب درست میکردم
نمینوشیدم
نصفه کارم رو انجام دادم
وقتی که احساس خستگی کردم
خواستم کمی استراحت کنم
حالا که برگشتی
کمکم کن
دره خمره رو ببند
و در زیر درخت دفن کن
مگه قرار نذاشتیم؟
نباید بنوشید
میخواین که
براتون شراب درست کنم؟
اگه امروز شراب درست کنین
فردا نمیتونین جلوی خودتون رو بگیرین تا ننوشید
ممکنه حتی
مجبورم کنین
همراهتون بنوشم
لوستون نمیکنم
واقعا رد کردی؟
مادر
میشه بهم گوش بدین؟
چندماه تحمل کنین
منتظر بمونین داروی پنج سم قلبی رو درست کنم
تا بیماری شما
درمان بشه
بعدش هرچقدر خواستین بنوشین
برای من مهم نیست
اونموقع
شراب شما به کنار
حتی به سرزمین مرکزی میرم
یا حتی دریای شرق
تا گرونترین شراب ها رو براتون بیارم
چطوره؟
شراب من
حتی در سرزمین مرکزی و دریای شرق
همیشه زبان زد هست
مسیر برتر و قبیله اژدها
همیشه
غذاهای خوشمزه دارن
دارین خالی میبندین
یک تازه کار هستی
نمیتونی طعم شراب رو دقیق بچشی
اگه شرابمو
به ارباب شائو سانگ بدی
تا بچشنش
حتما میفهمن چقدر خوبه
مادر
همه چیز رو میدونین؟
چرا ایشون
باهات نیومد؟
...اون
موقع محافظت ازم صدمه دید
ازش خواستم
برگرده
چندبار
ازت محافظت کرده؟
...خب
...دو، سه یا چهاربار
اون
عاشقت شده
مردها زیادی احساساتشون رو بروز نمیدن
ولی همیشه به کسی که دوست دارن اهمیت میدن
باید محبتش رو جبران کنی
مادر
مزخرف نگین
...از وقتی اینطوری رفتار میکنه
برگشتین
چون دوستم دارین؟
بگو دوست دارین
انگار که آ یان من
بزرگ شده
خوبه
فکرمیکنی که
جوونی باید به آب دادن گل ها ختم بشه
الان از تلخی شراب دوری میکنی
ولی درد قلبت چی؟
کلمه شراب توی همه جملات شما هست
عادت بدی هست
خیلی خب
برمیگردم فرقه ماه
مدت بیشتری بامن نمیمونی؟
فرقه دستور داده که
پایین کوهستان امن نیست
نمیتونیم بیرون بمونیم
چندروز دیگه برمیگردم
برای شما یک چیز خوشمزه میپزم
برنگرد
جلوی ماهجونگ بازی کردن منو میگیری
برو
من میرم
در خلوت شراب ننوشید
آ یان
میدونی که
چرا شراب دوست دارم؟
نگین که
این شراب رو
با شبنم درست کردین
برای همین
طعم شراب خیلی ملایم تره؟
دفعه دیگه برگردی
بهت میگم
حرف گوش کنین
حشرات از شبنم مینالند
شکوفه ها ناپدید میشن و حشرات شروع به گریه میکنن
هوا از گرما به سمت سرما میره
صدای خدافظی غم انگیز به زادگاه میرسه
زادگاه؟
میترسم که اون مرد
از سرزمین های مرکزی نتونه دوباره بنوشتش
چرا دوباره روی زمین خوابیدی؟
تخت خیلی سفته
نمیتونم خوب بخوابم
این پسر
عاشقت شده
مرد ها زیاد حرف نمیزنن
ولی همیشه بهمون اهمیت میدن
♫مناظر زیبای زیادی برای دیدن هست♫
♫بحث های زیادی برای صحبت کردن هست♫
امروز روز خوبیه
وقتی لازمه باید بریم بیرون
من خسته ام
ولی این ارباب جوان اینجاست
تا تخت منو گرم کنه
سردته؟
میتونی از این پتو استفاده کنی
الان گرممه
مشخصه
گوشات قرمز شده
بنداز روی خودت
♫صدای بارون♫
باعث میشه نفسمو حبس کنم♫
♫زیر چتر بهم قول دادیم♫
گرمه؟
♫وقتی با تو هستم♫
♫همه چیز واضح تر میشه♫
بخاطر تو تحمل میکنم♫
بخواب
♫حتی اگه بارون شدید باشه♫
♫دنیای مبهم، واضح شده♫
تسلیم نمیشم♫
♫ازت محافظت میکنم♫
♫در بین جمعیت میگردم♫
♫بارون میباره، و اثرش رو میذاره♫
♫چقدر خوش شانسم که دیدمت♫
تا باز شدن دره کمتر از دو روز مونده
اگه نتونیم شائو سانگ رو بگیریم
چطور باید به رهبر
بی لیاقتی شما رو توضیح بدم؟
شینگ جنگ
شنیدم که
چندروز پیش بعد رفتن شائو سانگ از بازار
باهم مبارزه کردین؟
...من
به اندازه کافی خوب نبودم
ارباب شائو سانگ
در فرقه ماه هستن
شینگ جنگ و ما روی
هردوی شما
دنبال سوسک سرگین شب تاب برین و بگردین
بقیه شما
اتاقا رو همراه من بگردین
حتی اگه لازم باشه زمین رو حفر کنیم
باید شائو سانگ رو بگیریم
چشم
چطور جرات کردین وارد فرقه ماه بشین
چرا زدینش؟
ارشد
بیاین
جیه استراحت کن
بسپرش به من
اینو انجام بده
نان یان
نان یان
افراد مسیر برتر اینجا هستن
گفتن که یک نامه مرموز
به دستشون رسیده
اصرار دارن که
ارباب شائو سانگ در فرقه ماه هست
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.