All language subtitles for Loves.Rebellion.You.2024.S01E08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

(شورش عشق)

(قسمت هشت)

بهتره خوب فکرکنی

زندگی این دو ارباب جوان مهمتره

...یا

مروارید تو؟

...جیه

باید حداقل جوری تظاهر کنی که قانع بشه

جیه

بهش مروارید رو نده

بخاطر مروارید

دردسر درست کردم

الان

بخاطر من نباید

مروارید رو بدی

ولش کن

صبر من حدی داره

خوددانی

اگه مروارید رو بهم ندی

مهربون نمیمونم

توی فرقه ماه نیست؟

اون روباه

بردتش پایین کوهستان؟

ارشد فرقه مسیر شیطانی، دیه وان

بنظر میرسه

تا وقتی مروارید رو نگیره

تسلیم نمیشه

دو

میدمش

باهوشی

چه گنجینه ای

مروارید رو بهت دادم، چرا نمیذاری برن؟

مگه قرار نشد که

تا وقتی ارباب شائو سانگ و مروارید رو بگیری

بذاری بریم؟

حالا که اینجایی

چطوره که

عروسک خیمه شب بازی من بشی

...من

باهات خوب رفتار میکنم

چطور جرات میکنی مسموم کنی؟

مثل خودت

اگه باورت میکردم

یک احمق بودم

کارت خوب بود نان یان

خوبه

این زنیکه رو بسپر به من

بهش نشون میدم

قدرت آتش خورشیدی چطوریه

...نکن

یادت نرفته

اینجا غار منه

میتونم به حسابتون برسم

اگه میخوای زنده بمونی، تکون نخور

وگرنه توسط شمع جادویی

کشته میشی

منو سرزنش نکن

قبل اینکه خودنمایی کنی

چطوره مچ دستت رو ببینی؟

اگه این سم

به قلبت برسه

اولین کسی هستی که

اینجا میمیره

چطوره که

آرایش رو از بین ببری

بعدش فکرمیکنم

بهت پادزهر بدم یا نه

مسخرست

باورکنی یا نه، به خودت مربوطه

باشه

باورت میکنم

میکشمت

جیه

روباه کوچولو

من جادوی کارما هستم

جن روشنگر هستم

...بنظر میرسه که

کتابچه راهنمای هفت گناه رو جذب کرده

...با این قدرت

بهتره این فرصت رو بگیرم

جادوی شیطان کش توی بدنش رو از بین ببرم

و این تهدید برای قبیله شیطانی رو

از بین ببرم؟

نان یان

♫مهم نیست چقدر دوره، فقط کافیه بهم پشت کنیم♫

♫حتی اگه لازم باشه بیشتر صبرکنم♫

♫لحظه ای که نزدیک بشیم♫

♫از هم دور میشیم♫

♫سرنوشت ماست که عاشق بشیم♫

♫در اولین نگاه♫

♫حاضر شدم هرکاری کنم♫

♫وقتی به عقب نگاه میکنم، تو تبدیل به عادت زندگیم شدی♫

نترس

منم

♫من حاضرم که♫

♫تاابد باهات بمونم♫

♫تاابد باهات بمونم♫

خوبی؟

جی یانگ

مراقب باش سمیه

چیزی نیست

بسپرش به من

پرسه زدن و خواندن در میان جنگل

با شمشیری همه شیاطین رو نابود میکنه

شائو سانگ

هیچ جایی پیدات نمیکردم

ولی دقیقا نزدیکم بودی

مطمئنی اون مرد مریض

ارباب شائو سانگ هست؟

چرته! کدوم مرد مریض؟

اگه جرات کنی بهش بی احترامی کنی

هسته درونیت رو بیرون میکشم

تا نان یان دارو درست کنه

در هنگام سفر به بهشت موسیقی ای مینوازه

فقط اون میتونه همون باشه

حتما شائو سانگ هست

خودشه، شکی نیست

برای همین جیه همش بهم میگفت

اون نامه محافظ زندگی که استاد دادن

قایم کنم

...بخاطر این بود که

...میخوای بگی

نان یان خیلی وقته میدونه؟

باهم دیگه ازم پنهون کاری کردن؟

کسی که میخواستم همیشه خدا ببینم

همیشه کنار من بود

ولی ازم پنهون کردن

چطور تونستن اینکارو کنن؟

...سانگ

سانگِ من

حالت خوبه؟

یکم سردرد دارم

بذار ببینم

لازم نیست

لازم نیست

...انگار که

دیگه درد نمیکنه

خوبی؟

الان بهت صدمه زدم؟

خوبم

تو دردسر انداختمت

اگه بخاطر من نبود

توی خطر نمیوفتادی

....من

خوبم

ببین

پشیمونی که

منو دیدی؟

نه

بدون تو

توسط قبیله شیطانی

توی دره

کشته میشدم

بدون تو

اون گیاهان دارویی من میمردن

یک بارون معنوی چطور میتونست

باعث شه رشد کنن؟

برای همین

این همه راه اومدی

پیش دیه وان

و هویتت رو فاش کرد

...فقط

بخاطر یک مبارزه بود؟

...خب

یک بیمار

باید مراقب پزشکش باشه

حالا که

اینقدر بهم اهمیت میدی

میتونم

درموردت

یک حدس بزنم؟

...چی

چی میخوای بگی؟

میخوام بگم

راستش

طلسم مرگ تو

ساختگیه

راستش

همچین چیزی نیست

نان یان

توی این چندروز

زیادی مهربون بودم؟

ارباب بزرگوار

بفرمایید

ارباب بزرگوار

...راستش

در حقت بی عدالتی شده درسته؟

اون روز توی جنگل بامبو

هیچکدوم از شاگردان مسیر برتر رو

نکشتی

چرا اینطوری فکرمیکنی؟

با چشمای خودم دیدم

برای همین

حدس میزنم

توی قلبت

چیزی هست که

مهمتر از چیزای دیگه اس

چیزی که باید بدست بیاری

حتی اگه لازم باشه ازت انتقاد بشه

یا بخاطرش سختی بکشی

برای همین

به کسی توضیح ندادی

و نیازی هم ندیدی

و این مسیر رو

تنهایی در پیش گرفتی

ارباب بزرگوار

از الان به بعد

لازم نیست چیزی ازم پنهون کنین

هرکار میخواین بکنین

نمیدونم که

کجا میرین

چیکار میکنین

ولی

تصمیمم رو گرفتم

حاضرم

باهاتون بیام

میدونی که

این حرفی که زدی

باعث میشه

چقدر تو دردسر بیوفتی؟

ارباب بزرگوار

خیلی کمکم کردین

معلومه که

دردسر مهم نیست

از الان به بعد

کسایی هستیم که مرگ و زندگی رو گذروندن

بیماریت رو بسپر به من

منم محبتت رو

هزاران بار جبران میکنم

درمورد هویتت

هیچوقت

به هیچکس نمیگم

بیا

دوباره طب سوزنی؟

راستی

این روزا

نباید ازت قدرت معنویت استفاده کنی

خوب استراحت کن

به خودت گشنگی نده، عصبانی نشو

خودتو خسته نکن

اینطوری بگم که

با اون روباه دعوا نکن

فهمیدی؟

بهت گوش میدم

ولی

نمیتونم اون روباه رو تنها بذارم

این چیه؟

خودت ببین

(شیانگ شیانگ)

این شیانگ شیانگه؟

مرسی که

زندگیمو نجات دادی

اینو یادگاری نگه دار

بنظر میرسه

کارت توی چوبکاری خوب نیست

استاد هیچوقت بهم یاد ندادن

خودم یاد گرفتم

ممنون

بااینکه زشته

...من

دوسش دارم

راستی

چی برای شام میخوای؟

هات پات برنزی

باشه

الان سطح تهذیبش کمه

نمیتونه که

کتابچه راهنمای هفت گناه رو تحمل کنه

وقتشه که مراقب خودش باشه

ازم خواست که سوپ رو بیارم

ولی خودش غیب شد

چرا فقط سبزیجات اینجاست؟

این همه سختی کشیدیم

باید جشن بگیریم

درسته

فقط سبزیجات هست

چون قراره

بجای گوشت

تو رو تیکه تیکه کنیم

چطوره؟

برای تو آمادش کردیم

بزرگترین بشقابه

دوسش داری؟

چرا این بشقاب بزرگ آخه؟

برای گوشت روباه

...واستا

الان باهمدیگه

از یک وضعیت خطرناک نجات پیدا کردیم

درست نیست که

پل پشتمون رو بسوزونیم

دقیقا

از رودخونه رد شدیم، پل به درد نمیخوره

اگه وضعیت خطرناکی نبود، خودش یک معجزه بود

مشکلی نیست بهم پشت کنین

ولی دارین به من بیگناه تهمت میزنین

...واستا

پس بهم بگو

چرا اون ارشد دیه وان

اینقدر میخواست

مروارید منو بگیره؟

...من

ممکنه که

با شیاطین

دست به یکی کردی

تا نمایش راه بندازی؟

مروارید نان یان رو میخواستی

اونم زندگی ارباب شائو سانگ رو

نه

جیه

اگه اونا بهم اعتماد ندارن

مشکلی نیست

چرا تو بهم مشکوکی؟

...من

ناراحت شدم

باشه

من میرم

میری؟ میخوای فرار کنی؟

تا وقتی امروز نپزمت

نمیذارم جایی بری

نکن

ولی هنوز جشنواره ای نیست

نمیشه که این روباه بزرگ رو

همشو بخوریم

عیب نداره

برش میگردونیم به شکل اصلیش

شکل اصلیش؟

ولی خیلی بامزه میشه

چطور میتونم بکشمش؟

جیه

لطفا ازم بگذر

...من

یک اهریمن ضعیف هستم

ازم بگذر

..چطوره که

کل زندگیمو

به عنوان روباه زندگی کنم

و هرروز خوشحالت کنم

نگرانی هات رو از بین ببرم

فراموشش کن

میخواستیم بترسونیمت

بوی سوپ خوبه

نمیخوام خز روباه

بیوفته توی قابلمه

اگه بخاطر این نبود که

نان یان رو نجات دادی

خیلی وقت پیش میکشتمت

بیاین

بشینید

وقت غذاست

بشین اونجا

مراقب باش

بیا

روباه کوچولو

وقتی سعی کردی نجاتم بدی و افتادی

صدمه دیدی؟

یکم درد گرفت

گوشت بیشتری بخور

خودت رو قوی کن

میرم گوشت بیارم

هنوز بهت نگفتم

گوشت کجاست

بویایی من قویه

برو

چرا اینطوری نگاهم میکنی؟

این روباه

پر از افکار مکارانه اس

طبیعیه بهش اعتماد نداری

ولی من به ارباب شائو سانگ وفادارم

چرا ازم مخفی کردینش؟

میترسیدم که

اون تو رو بکشه

درسته

چرا بهش نگفتی؟

چرا؟

نمیدونی چرا؟

فراموشش کن

لازم نیست توضیح بدی

دراینصورت

...فقط میتونم بگم

کارت خوب بود

اولش متوجه نشدم

بعدش فهمیدم

نمیخواستی که

دوست صمیمیت درگیر بشه

این یعنی چی؟

یعنی به امنیت من

خیلی اهمیت میدی

به هرحال

هرچی کمتر بدونم

کمتر تو خطر میوفتم

چرا بهم زل زدین؟

مگه همین الان

توضیح ندادم؟

مشکلی نیست، بیا

گوشت رو بیار، وقتشه بخوریم

صبرکن

امروز

غذا رو آماده کردم

یک لطفی بهم بکنین

الان ما چهارتا

همه ما

طرف هم هستیم

اگه هویت جی یانگ لو بره

هرچهارتای ما

زجر میکشیم

البته

اگه جرات کنی به ارباب شائو سانگ خیانت کنی

...من

اونقدر احمق نیستم

امیدوارم

وقت گوشته

بیاین

تازه فهمیدم

این هات پات دوگانه اس

درسته

یک طرف تیز هست و یک طرف ساده

هرکدوم ویژگی خاص خودشو داره

مهمتر از همه

اون نمیتونه

غذای تند بخوره

خیلی خب

بیا

بیا

برای هرکدوم

یک قاشق خون اردک میریزم

بیا

نه کمتر نه بیشتر

اعلام میکنم

از الان به بعد

با این خون

قسم میخوریم

اگه کسی جرات کنه

ارباب شائو سانگ رو لو بده

کشته میشه

بخور

الان خون اردک میخوری؟

چیزی هست که

اینجا نتونم بخورم؟

بردم

پول بده

خوب بود لائو منگ

بهتر شدی

با تشکر از یینگ یینگ هست

بهم کتاب راهنما داد

بدردبخوره

از الان به بعد مراقب باش

لائو منگ

میدونی که

کی اونو نوشته؟

تا وقتی بدردبخوره

کی براش مهمه؟

بهتره خوب یادش بگیری

وگرنه نویسنده خجالت زده میشه

البته

امروز خدای ثروت با منه

باید پول بیشتری ببرم

بردم

چه سریع

بزرگ بود؟

کم و بیش

دست خالصه

جفت هفت

همش بخاطر اینه که باهام حرف زدی

حواسم پرت شد

کتاب راهنما رو خوندی

پس میدونی که

مهمترین چیز توی ماهجونگ

حواس جمع هست

چطور میدونی؟

یادم رفت بهت بگم

چون حوصله ام سررفته بود

اون کتاب راهنما رو بصورت ناشناس نوشتم

چرا تو

کینه به دل میگیری؟

روباه کوچولو رو ببین

خیلی کمک کرده

اصلا غر نزده

بخاطر اینه که

همیشه باهام مهربونین

درسته

بیشتر بخور روباه کوچولو

(ارباب اژدها، مو گوانگ هان)

پدر؟

چرا اینجایین؟

تینگ تینگ

پدر بیاین

بیاین

پدر

بذارین معرفی کنم

...اونا

اونا همشون

اعضای انجمن شعرنویسی هستن

ایشون

بهترین دوست من جی یانگ

ایشون دوست من نان یان

ارباب اژدها

...اون

حیوون معنوی منه

خیلی خب

پدر

داشتیم شعر میگفتیم

چطوره یکی براتون بنویسم؟

میتونی شعر بنویسی؟

پدر گوش کنین

همیشه میگن که

"پختن یک هات پات دو گانه روی شعله کم"

"میتونه هات پات تیز و معمولی درست کنه"

"دوستان من همه جا هستن"

"مهم نیست دو نفر باشن یا سه نفر"

خوب بود

شعر خوبی بود

شعر خوبی بود

خیلی شعر خوبی بود

تینگ

انتظار نداشتم

اینقدر سریع توی شعر خوب بشی

پدر

تقصیر منه

نباید مجبورت میکردم هنرهای رزمی یاد بگیری

استعداد ادبیت رو

به هدر دادم

تینگ

از این به بعد

تنهات میذارم

مسیر خودت رو برو

پدر

پدر بالاخره درکم کردین

باید زودتر

بهم این چیزا رو میگفتی

پدر

چرا تا الان

طول دادی؟

پدر بالاخره درکم کردین

پدر

پدر

پدر

مست شدن؟

روباه کوچولو

این قارچ رو

از کجا آوردی؟

از حیاط پشتی

گفتم قارچ خشک بیاری

کی گفت بچینی؟

این قارچ ها سمی هستن

فقط وقتی خشک شن میشه خوردشون

میمیرن؟

نمیمیرن

ولی

...بیهوش میشیم

باهام خوب رفتار کردی

حیف که

باید اینکارو کنم

یکبارم نجاتم دادی

بعد اینکه از مروارید استفاده کردم

بهت پسش میدم

خود قدیمیت هستی

جیه

منظورت چیه؟

تظاهر نکن

فکرکردی میتونی

منو مسموم کنی؟

از عمد

از این قارچ استفاده کردی؟

حتی مو جان تینگ رو

مجبور کردی ازش بخوره

ولی خودت

دست به سوپ نزدی

فکرکردی متوجه نمیشم؟

جیه بیگناهم

توی شی چوان چینگ چیو بزرگ شدم

با خوردن غذای تیز بزرگ شدم

این سوپ قارچ

زیادی برای من معمولیه

ترجیح میدم نخورمش

چرا یهویی الان

از قدرت معنویت استفاده کردی؟

میخواستم بیدارتون کنم

..انتظار نداشتم

انتظار نداشتی مسموم نشده باشم

بیاین

برای هرکس

یک قاشق خون اردک

میریزم

بیا

جیه

خوشحالم خوبی

اگه بلایی سرت میومد

ناراحت میشدم

هنوز منکر میشی؟

بگو

چرا مسموم کردیمون؟

...برای اینکه

مروارید رو قرض بگیرم

وقتی استفادش کردم پسش میدم

هیچوقت نمیخواستم

بهتون صدمه بزنم

خیلی اصرار میکنی

میخوای با مروارید

چیکار بکنی؟

یک جادوی باستانی رو بدست بیارم

کتابچه راهنمای هفت گناه

این چیز

در اعماق دره اس

شایعات میگن که

یین جو یک شیطان هست که

روح میخوره

و در اونجاست

ترسناکه

فقط یک چیز جادویی مثل مروارید تو

میتونه هاله رو پنهون کنه

و اینطوری

میشه فرار کرد

میدونی که

اینبار برای چی

اومدم شمال؟

چطور بدونم؟

در دره یک جادوی بزرگ هنرهای رزمی هست

وقتی بدست کسی بیوفته، همه میمیرن

و پنج ایالت نابود میشه

اون یک ارباب اژدهاست

چیکار میتونه باهام بکنه؟

نکنه اونم

دنبال کتابچه راهنمای هفت گناهه؟

چه چیز خاصی داره؟

چرا همه میخوانش؟

صدسال پیش

قبیله اهریمنی شکست خورد

فرقه مسیر برتر

به همراه فرقه مسیر بهشتی، یک ارایش درست کردن

چهل و شش مسیر رو یکی کردن

و هزاران اهریمن رو زندانی کردن

برای از بین آرایش

هیچ قدرت جادویی ای

نمیتونه که

اون رو از بین ببره

میخوای که

با کتابچه راهنمای هفت گناه

آرایش مهروموم کننده اهریمن رو بشکنی؟

ولی خیلی ها

دنبال

این چیز قدرتمند میگردن

حتی اگه مروارید رو داشته باشی

شاید نتونی موفق بشی

برای اونا

حتی اگه جونمو به خطر بندازم

باید سعیمو بکنم

یادته بهت گفتم

وقتی والدینم مردن بچه بودم

تنها خانواده من خواهرمه

که بزرگم کرد

الان توی آرایش مهروموم کننده اهریمنه

همش حقیقت داشت

بااینحال

مجازات صدساله تموم شد

فرقه مسیر برتر زیر حرفشون زدن

نذاشتن اهریمن ها آزاد بشن

فقط میتونستم

خودم اینکارو بکنم

عواقب دروغ گفتن رو میدونی؟

به جونم قسم

قبیله روباه

هنوزم بخاطر آرایش

دارن زجر میکشن

هیچوقت درمورد همچین چیزی

دروغ نمیگم

امروز

بجز اینکار

چاره دیگه ای نداشتم

ولی اعتمادی که بهم داشتی

شکستم

اشتباه بزرگی کردم

لطفا

بخاطر قبیله ام

بذار زنده بمونم

شنیدن حرفات باعث شد

درمورد اتفاقی که برات افتاده

باهات همدردی کنم

میخوای قبیله ات رو نجات بدی

درست مثل من که

میخوام بیماری قلبی مادرم رو

درمان کنم

ولی مروارید من

هدیه مادرم هست

دلیل نداشتم بهت بدمش

اگه حرفات حقیقت داشته باشه

قبیله روباه باید ازاد بشن

در آینده

اگه واقعا خواستی قبیله ات رو نجات بدی

و مجبور شدی از مروارید استفاده کنی

...پس بعدش

بهت قرض میدمش

وقتی قبیله روباه ازاد شد

مروارید رو با بهترین شرایط

بهت پس میدم

و اینکه

حاضرم بقیه زندگیم رو

دنبالت کنم

و هرکار میخوای

برات انجام بدم

صبرکن

هی جیه صدام میزنی

ولی الان گفتی که

خواهرت رو صدساله ندیدی

چندسالته؟

قسم خوردم اینو تا وقتی که

از فرقه ماه برم راز نگهش دارم

برای همین

رازی که زندگیت رو براش به خطر انداختی

اینه که

یک اهریمن روباهی که

بیشتر از صدسالشه

نه راستش

...خب

انسان ها و اهریمن ها

روند طول عمرشون متفاوته

پس

دیگه جیه صدام نزن

عجیبه

باشه جیه

بیا

پادزهر

گفته باشم

راحت نیست

ارباب شائو سانگ رو متقاعدکرد

چرا تو

تحریکش میکنی؟

فهمیدم

فرقه ماه جدیدا اعضای جدید داره

در آینده

کسایی که چشم بزرگ

بینی تیز

و قد بلند دارن بیارن

یکی که قابل اعتماد باشه

ولی افکار بزرگی داشته باشه

اینطوری که برای فرقه نیست

برای انتخاب دوماده

چطوره که

من بیام فرقه؟

بردم

نگاش کن

♫در بین جمعیت هستم♫

♫بارون میباره و نشونه میذاره♫

این مرد

چرا اینقدر زیباست؟

♫مناظر زیبای زیادی هست♫

♫بحث های زیادی برای صحبت کردن هست♫

♫تا وقتی آفتاب طلوع کنه باهات میمونم♫

ببخشید

نمیخواستم هوشیار بشه

برای همین گذاشتم تو و مو جان تینگ

مسموم بشین

اینطوری اون روباه کوچولو

هدف واقعیشو لو میداد

ولی اون قارچ سمی باعث توهم میشه

بعد یک خواب خوب ، خوب میشی

♫بخاطر تو تحمل میکنم♫

♫حتی اگه بارون سنگین باشه♫

♫منظره مبهم، واضح میشه♫

♫تسلیم نمیشم♫

♫ازت محافظت میکنم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.