Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»
جونگ سونگ هوا
کیم گو اون
نا مون هی
جو جه یون به جونگ نام
لی هیون وو پارک جین جو
« Iitsoye, Lian, Jodie , Pani, Maryam :مترجمین » « Dragon :ادیتور » :::: @KoreaTimes ::::
"مارس هزار و نهصد و نه" روسیه، اواخر زمستان
برای روزی که زیر آسمون کشورم زندگی کنم
رفقای بیشماری که زیر آفتاب کشورای دیگه مبارزه میکنن
تو درختای توس غیب میشن
آرزوی واقعیشون
اینه که بتونن آسمونارو به حرکت دربیارن
میهن پرستی پرشور
با خلوص نیت قلبش
یه انگشت از من، آن جونگ اون
به جنگل سرسبز توس سرزمین مادری اختصاص داده میشه
سرزمین تحت سلطه
ما جمع شدیم
با دل های بازیگوش مشتاق
با دل های آتشین
و من در این لحظه سوگند میخورم
حتی اگه چیز کوچیکی باشه
این شروع جداسازیه
..جنگیدن با حرارت
امروز در این لحظه قسم میخورم
..برای خوبی کشورم، تعصبمون
اینجا جمع شدیم تا لحظات رو با هم به اشتراک بذاریم
هرگز تسلیم شکست نشو
درست مثل نور خورشید که روی زمین میتابه
درست مثل بادی که در درخت ها میوزه
منو تو یه قول داریم
برای همیشه در قلبمان به یاد داریم
انگار که تشویق ماست
بیداری جنگل خفته
این دنیای تاریک رو بیدار کن
!امروز رو فراموش نکن
"قهرمان"
"دو سال پیش" آمپو، جنوب پیونیانگ
گفتی این دفعه کجا میری؟
با پیشنهاد پدر فران
برنامه دارم برم رم
فکر میکنم به درد عملیات اجرایی مدرسه ی استقلال هم بخوره
تولدت نزدیکه
حداقل قبل رفتن سوپ جلبک بخور
آخه بلیت قطارو گرفتم
برای چی داری گریه میکنی؟
فقط یه سفر دارم میرم
...سفر چه کوفتیه
فکر میکنی احمقم؟
این دفعه میخوای کجا بری خرابکاری؟
برای اینکه بودجه ی استقلال جور شه انبار برنج خالی شد
مدرسه به خاطر حرکات استقلال طلبانه از بین رفت
کشور برای ما چیکار کرده؟
چرا باید تا پای مرگ برای کشورت بجنگی؟
الان وقت گفتن این حرفاست؟
الان دیگه فروختن ضایعاتم کفاف بودجه ی استقلالو نمیده
مگه اونا رو نبردی فروختی؟
عوضی
بیرون که میری مراقب بدنت باش
گشنه نمون
و هله ووله نخور
اگه تو دردسر افتادی از خدا کمک بخواه
بیا
مادر من نگران هیچی نیستم
جز اینکه دلم برای غر زدن شما تنگ بشه
تو هم با این زبونت
من برای تولد بعدیتون برنامه میریزم
پس تا اون موقع مراقب خودتون باشید
باشه
من دیگه میرم
هیون سنگ، بابا باید بره
بون دو خدافظ
دیگه رفتم، خداحافظ
برو
ژوئن هزار و نهصد و هشت، اولین پیروزی حملات داخلی (گیونگ هونگ، شمال هامگیونگ)
!دارن میان
جولای 1908، اولین پیروزی حملات داخلی (شین اِسان، شمال هامگیونگ)
"هیون این، شمال هامگیونگ" آگوست هزار و نهصد و هشت
تفنگ ها بالا
!رحم کنید
تفنگ ها آماده
نشانه گیری
شلیک نکنید
شلیک نکنید
چیکار داری میکنی؟
جزئیات حقوق بین المللو نمیدونی که نمیتونی یه اسیر جنگیو بکشی؟
ازمون میخوای اون هیولاهایی که رفقامونو کشتنو زنده بذاریم؟
میخوای یه هیولا مثل اونا بشیم؟
برای انسان بودن باید از اصول اخلاقیو رفتاری پیروی کرد
آزادشون کن
ممنونم
خدافظ
بیا اینجا
میتونم یه دونه دیگه هم بخورم؟
نه
یه دونه واسه خوردن کافی نیست
هی، دور و ورتو یه نگاه بنداز
اینجا هیچکس نیست که به اندازه کافی بخوره
تف بهش
تف بهش؟
حواست باشه با چشمات آش شله قلمکار درست نکنم
چه دختر عجیب غریبیه
هی، چی گفتی؟
مرسی
خیلی جوونه
امثال اون اینجا زیاده
دو شیک، خسته نباشی
خستگی چیه بابا
ولی خوب میشه؟
منظورت چیه؟
بین سربازای داوطلب واسه ول کردن هیولاها
شکایت زیادی میبینم
بکشیمشون عیب نداره؟
کاپیتان
بفرمایید
بیخیال
واسه کوفته برنجی ممنونم
پسش بده
میگم پس بده
واقعا نمیفهمم خواهرمه یا داداشم
واسه کاپیتانه
ولی ببین چطوری تو جوونی مولین باباشو از دست داده
و داداششو دنبال کرد که !سختی بکشه حرف نداره
درد میکنه
نزن منو، حرف بزن
با حرف زدن، بچه عجیب غریب
فکر کردی خودت عجیب نمیزنی؟
ببند
چطور میتونی اونجامو لگدمال کنی؟
ولم کن
چیشد؟
اینا واسه چیه؟
کاپیتان
کاپیتان، کجا دارید میرید؟
کاپیتان
بلند شو، به خودت بیا
بیدار شو
خوبی؟
آره، خوبم
اونوریا چند نفرن؟
مطمئن نیستم
بنظر زیاد میاد
عقب نشینی کنید، عقب نشینی کنید
عقب نشینی کنید، عقب نشینی کنید
منتظر فرمان باشید، برید
بلند شو، بلند شو
عقب نشینی کنید
عقب نشینی کنید
جین جو
"ژاپن، توکیو"
ایتو هیروبومی، فرماندار اول چوسان
گفتی اسمت یوکیه؟
بله
..باعث افتخارمه که در خدمت
عالیجناب هستم
خدا به آدم دو نعمتو همزمان نمیده
و با این حال تو هم زیبایی داری هم حرکات رقص فوق العاده ای داری
مایه ی خرسندیمه
کنار رقصیدن استعدادای دیگه ایم داری؟
کنجکاو نیستید، قربان؟
...تو
ولی چرا عالیجناب با حمله به کره مخالفت کردن؟
...همه تو قبیله چوشو طرفدار
!هی، دایسوکه
!بله
میدونی چیکار کنی که سگا به آدما گوش بدن؟
بله؟
اولین روش اینه که تا آخر عمر بجنگی تا بترسونیش
..دومین روش اینه که
تظاهر کنی دوستش داریو اغواش کنی
وادارش کنی که با تلاش زیاد دمشو به سمت آدما تکون بده
حالا وقت اینه که وانمود کنیم کره رو دوست داریم تا تشویقشون کنیم
..بعد
صبر کنیم تا فراموش کنن تا کجا باید برن
و تنبیهشون کنیم
...پس
چرا ملکه میونگ سونگ حذف شد؟
...وقتی سگ میخواد اربابشو گاز بگیره
!بکشش
اصلش اینه
سول هی هنوز یادشه
تو رو یادمه
تو خیلی ملایم و ظریفی
نمیتونم فراموش کنم
..تو چشمات
..تو چشمات
پر از خون و اشکه
باعث میشه تو قلبم خیلی احساس پشیمونی کنم
نمیتونم فراموش کنم
..جیغ اون روز
هنوزم تو گوشام زنگ میزنه
وقتی عالیجناب میرن
..آخرین صداقتش من ملکه ی چوسانم -
به من اشاره کردی که نزدیکتر نشم
یه نگاهی بهم انداختی که بهم گفت فرار کن
زیر نور ماه تو عمارت اوکو
اعلیحضرت
مردا شمشیراشونو تو حیاط قصر گیونگ بوکگونگ نگه داشتن
از یه چاقو واسه بریدن قلب اعلیحضرت استفاده کردن، خون بی نهایتی ازش میاد
بدنش سوختو خاکستر شد - !اعلیحضرت
اعلیحضرت برای همیشه میره
سول هی نمیتونه اون روزو فراموش کنه
تو رویام نمیتونم فراموش کنم
..آخرین نگاهت
وقتی چشمامو میبندم هنوزم واضح میبینمش
اونجوری که اون روز نگاه کردی هنوزم تو سرمه
حتی اگه بخوامم نمیتونم فراموش کنم
حتی اگه بخوامم نمیتونم بخوابم
آواز خوندنو آه کشیدن تو یه نفس که با باد دور میشه
آواز خوندنو آه کشیدن تو یه نفس که با باد دور میشه
اعلیحضرت
سول هی
آقای کیم
دیگه خودتو عذاب نده
لطفا منو به ژاپن بفرست
درموردش حرف نزدیم؟
یکی باید دست بکار بشه
...اون اعلیحضرت رو
همین که گفتم، حالا برگرد
آقای کیم
داری چه غلطی میکنی؟
لطفا
منو به ژاپن بفرستید
"هزار و نهصد و نه" روسیه، ولادی وستک
مطبوعات ده دونگ( مطبوعات کره ای)
مطبوعات ده دونگ( مطبوعات کره ای)
برو رفیقامونو پیدا کن، دعوتشون کن باهامون بائوزی بخورن
چه یهویی
الان هیچ بائوزی ای نیست
الان یه ذره درست میکنم
ایلین یی ذیره دیریست میکینم
آیگو، این چه اخلاقیه آخه
بیا سیگارو چک کن
تنباکو ش خیلی خوبه
سیگار
بذار اینو امتحانش کنم
دیوونه شدی، بده بهم - ولم کن -
اینجوری مشتری هاتو میپرونی، کار دیگه ای نداری
برو بابا آب دهنت مالیده شد
داداشم تورو برای خوردن بائوزی دعوت کرده
چی؟
دختره ی دیوونه
ببخشید
چی... جین جو جین جو
داداشم تورو برای خوردن بائوزی دعوت کرده
بائوزی؟ - اوهوم -
...میکشمت
من کارا رو انجام میدم، تو برو داخل و استراحت کن
مشکلی نیست، خسته نیستم
داخل استراحت کن
دوست دارم عشقم
منم دوست دارم
رفقا، چیزی نیاز دارید؟
داداشم تورو برای خوردن بائوزی دعوت کرده
چیزی نیاز دارید؟
برو چای بیار - باشه -
قراره اطلاعاتی بدستمون برسه
بالاخره اطلاعاتی گیرمون میاد
درباره ی ایتو هیروبومیئه
بالاخره بهشون نزدیک شدیم
خب بعدش چی میشه؟
بعدش چی میشه؟
دقیقا بین دو تا چشماش شلیک میکنم
جلوی بچه ها چیزای ترسناک نگو
به کی میگی بچه
یه آدم 18 ساله هنوز بچه ست
که هنوز تختش رو خیس میکنه
آزاد شدن کشور ربطی به سن و سال نداره
ربطی نداره؟ ربطی نداره؟
توعه بی ادب هنوز بلد نیستی چطور با بزرگترت حرف بزنی؟
خودت بی ادبی
چی؟
بزرگتر بودن یعنی اقتدار و احترام؟
کی به ما این چیزا رو یاد دادی؟
واقعا؟
و اینکه خیلی عجیب غریب به نظر میرسی
هی، هی بیا اینجا ببینم
...تو
این روزا خیلی سختی کشیدی
خودتو زیاد سرزنش نکن
هممون بعضی اوقات اشتباه میکنیم
بهرحال ما با پول اینجا مشکل داریم
پس یه مغازه باز کن و از دست مشکلاتت خلاص شو
..میدونی به رفیقام چه قسمی خوردم
وقتی که انگشتمو قطع کردم؟
..اگه تا سه سال دیگه
نتونیم دشمن کشورمون یعنی ایتو هیروبومی رو اعدام کنیم
خودمونو میکشیم
اومدم اینجا تا به قولم عمل کنم
مطمئنی؟
مطمئنم
مرد آسیایی بدون انگشت چهارم دست چپش
که به وضوح، آن جونگ گون صداش کرد
ممنون
گشنمه ها، کی میتونم بائوزی بخورم؟
گوشت خوک با سیر له شده
توفو له کن
بخارپز داغ پر از گوشت
بائوزی ما دو شیک بهترینه
چقدر دلم میخواد زود آماده بشه
هنوز نفسمو حبس کردم و منتظرم
گودو، بائوزی، وانگ وانگ، بائوزی
آب از لب و لوچه ات سرازیر میشه، تصورش کن
کاملا درسته، هنر دستم
اگه میخوای مزش بکنی باید منتظرش بمونی
کسی نمیتونه به بائوزی درست کردن معروف بشه
بائوزی درست کردن راهی داره که باید طی بشه
حتی خدا هم نمیتونه درباره این راه کاری بکنه
قوانین خونه ما بهترین مزه رو درست میکنه
و همچنین ما معروف به خوردن بائوزی با طعم خالصیم
میخوام یه لقمه بائوزی بخورم
گودو و بقیش رو قورت بدیم
هی جوونای گرسنه
میخورید و میخورید ولی بازم گرسنه اید
دلتنگ مادر و در آرزوی رابطه ای گرم و عاشقانه
داغه، داغه
آروم بخورید، بازم هم هست
معدتون سوراخه؟
گدایید؟
منتظرم بمون
کجا داری میری؟
داره چیکار میکنه؟
مشکلی که پیش نیومده؟
خوش اومدی
جونگ گون - دو شیک -
جونگ گون
فکر میکردم دیگه نمیبینمت
دوک سون
چه خبره اینجا؟
لاغر شدی
جو دو سون ام، خوشبختم
سلام، آن جونگ گون هستم
دربارت خیلی چیزا شنیدم
این بهترین تیرانداز اینجاست
یه خشک شویی سیار هم هست
آقا، درباره تون خیلی شنیدم ریو دونگ ها هستم
این از دفتر رابط ماست - اینجا چند تا بائوزی هستش -
کاپیتان
جین جو
کاپیتان، کاپیتان
باشه، باشه
جونگ گون حتما گرسنه ای
بیا اینجا بشین
اینجا بشین
چقدر هیجان انگیزه
جوونی خسته
میخوره میخوره ولی بازم گرسنشه
دلتنگ مادر و در آرزوی رابطه ای گرم و عاشقانه
درونش خالیه، احساس گرسنگی میکنه
بائوزی درست کردن جوونای خسته
بائوزی درست کردن جوونای خسته
ظاهرا ایتو هیروبومی
کره ای ها رو خوشحال میکنه
اگهچه سیاست طرفدار کره در حال اجراست
..ولی حقیقتا
حقوق دیپلماتیک کره جنوبی رو میگیره
اعدام کردن
مردم بی گناه
آن جونگ گون
بدو، برو
زود باش، زود باش
از اون ور برو - باشه -
وایستا - خداحافظ -
بچه ها، تند تر بدویین
چی شده؟
نه، نه
کره شمالی
آن جونگ گون
یه لحظه صبر کن
لعنت بهش
یه لحظه وایستا
دوک سون
یه لحظه صبر کن
کاپیتان - رفیق آن -
رفیق بپر، بپر
زود باش
زود باش
آن جونگ گون
"بی ریایی"
یعنی چی؟
با اراده میشه به همه چی رسید
این شعار معلمم ماتسویین یوشیداست
و همچنین این باوری هست که منو تا الان نگه داشته
سرورم، ما آماده ایم
شنیدم این بار میخوای بری هاربین
آره، با وزیر دارایی روسیه کوکووتسو
میخوایم رک و بی پرده باهم حرف بزنیم
این فقط دیدن وزیر دارایی نیست
الان زمانش رسیده
چی؟
اگه همه چیز درست شد
بیا تو اولین ماه سال بعدی یه بطری براندی بنوشیم
اوکی
رویاها جاه طلبانه میشن
جاه طلبی راهی برای بودن تو آینده ست
همه اینا به ذهنم میاد
وقتی که اونو عملی کردم
مثل قدرتای اروپایی و آمریکایی
زمان نشون دادن روح ژاپن قدرتمنده
دنبال کردن اروپایی ها
قدرتمون رو نشون میده
..تا الان
دنبال این بودم که قدرتمون رو نشون بدم
بالاخره، اون لحظه فرا رسید
شمال روسیه
استفاده کردن از کره شمالی به عنوان سکوی پرش
چین توی دستمونه
به سلامتی
به سلامتی
من یه رویا دارم
رویای کوچیک ولی گرانبها
ولی ناپدید شد
تو یه لحظه از بین رفت
چجوری میتونم فراموش کنم؟
چجوری میتونم از ذهنم پاک کنم؟
خاطره غمگین اون روز رو
داستان دردناک اون روز
باید زندگی کنم حتی اگه بمیرم
باید زندگی کنم حتی اگه ناراحت باشم
چون این سرنوشتیه که خدا بهم داده
یه روز مثل اون خاکستر سفید میشم
و توی باد ناپدید میشم
وقتی که تاریکی بگذرد
خورشید با شکوه طلوع میکند
وقتی زمستون بگذرد
شکوفه میزنن گل ها
..رویا دیدم دوباره
رویای تو
داغه، داغ
اگه زورش رو نداری، از یه نفر بخواه که کمکت کنه
ایتو میخواد بیاد هاربین؟ کی؟
روزش رو نمیدونم هنوز
قراره وزیر دارایی روسیه رو ببینه
به نظر میاد که قراره وزیر دارایی روسیه رو ببینه؟
ببخشید، خیلی معذرت میخوام
بیشعور، صداتو بیار پایین خیلی دیر کردی
کجا رفته بودی؟
..در این صورت
بیاید بریم ایتو رو بگیریم
چی؟
منظورت چیه؟
انقدر نزدیک شدن به ایتو
دوباره اتفاق نمیوفته
با اینحال، آسون نیست
تا الان هیچی برامون آسون نبوده
باید ایتو رو بگیریم
چون اون مقصر امپریالیسم ژاپنه
اگه ایتو به جزای کارش نرسه
ما نمیتونیم به استقلال و آزادی برای کره ای ها برسیم
حرفای رفیق آن جونگ گون درسته
اون بخاطر همین برگشته
ولی وقت وایستادنه
قربان، میخوام شما رو همراهی کنم
لطفا دشمن کشور ما رو یعنی ایتو رو بگیرید
منم این بار رو توی ماموریتت همراهی میکنم رفیق آن
بیا ایتو رو بکشیم
نگران نباش
بشین - باشه -
منم میرم ببینم چه سلاح هایی احتیاج داریم
باشه
ای خدا
منم وایستادم
!هی
به جای تمیز کردن چیکار میکنی؟
همیشه سر و گوشت میجنبه
متاسفم
بسته ایم
آن جونگ گون کجاست؟
درمورد کی حرف میزنی؟
ازت پرسیدم آن جونگ گون کجاست؟
اینا چی میگن الان؟
برادر - چیکار میکنی؟ -
کجا میبرینش؟
نه
جین جو جین جو
وقتی آن جونگ گون اومد واضح بهش بگو
اگه میخواد دوستاش رو نجات بده، بیاد پیش من
آن جونگ گون کجاست؟
بگو، حرومزاده
...من نمیدونم
بگو کجاست عوضی
...پسر
به زخم هام نگاه کن
جدیه، نه؟
این زخمیه که آن جونگ گون بهم داده
خنده داره؟
خنده داره؟
لعنتی
روانیِ احمق
ما کسی که به آن جونگ گون اسلحه فروخته رو پیدا کردیم
واقعا؟
!بگیرش
!بله
بیا به سرزمین بایر روسیه
تو طول سالهای دشوار استقامت کن
من، ما دو شیک؛ شکست ناپذیرم
خیانت نمیکنم
برای غم غربت و سرگردونی تو کشورای دیگه
به همدیگه دلداری بدین
هر چی هست، هر کی هست
اون فقط دوست منه
حتی تو سالهای بر باد رفته
مثل تارزان تنزل ناپذیر
من، ما دو شیک شکست ناپذیرم
!خیانت نمیکنم
!خیانت نمیکنم
!من خیانت نمیکنم
جونگ گون
برادر
برادر، بلند شو
کشور ما چیه؟
کشورمون چه معنی ای برامون داره؟
خورشید تو کشورهای دیگه
زمین پهناور
ما کجاییم؟
باید فراموش کنم؟
میتونم فراموش کنم؟
زادگاهی که تو رویاهام دلتنگش بودم
من تو این جهان به دنیا اومدم
با یه قلب بزرگ
حتی اگه بمیرم، هیچ وقت اون قلب رو فراموش نمیکنم
به خدا قسم
آینده ترسناکه
شجاعتم رو جمع کردم
ما ادامه میدیم
اشک نریز
آه نکش
برگرد به مسیر خودت
مادر، مادر
جوری که موقع ناراحتی گریه میکنی
موقع سپیده دم ملاقات میکنم؟
زادگاه دور من
معجزه ی قلب هامون
تپش قلب
خاطرات سرزمین مادری
اشکمو در میاره
من تو این جهان به دنیا اومدم
با یه قلب بزرگ
حتی اگه بمیرم هم هیچ وقت اون قلبو فراموش نمیکنم
به خدا قسم
!خدایا، کمکم کن لطفا
اجازه بده رویاهامون رو به حقیقت تبدیل کنیم
خدایا، لطفا به دعام جواب بده
تا بالاخره ما به آرزوهامون برسیم
« Iitsoye, Lian, Jodie , Pani, Maryam :مترجمین » « Dragon :ادیتور » :::: @KoreaTimes ::::
آفتاب سوزان
!قلب ژاپنه
قلبی پاک و خونی سرخ
!این پرچم ژاپنه
طلوع خورشید و شکوه خیره کننده
!این اراده بزرگ امپراطوره
ما تابع امپراطوری هستیم
!حامی امپراطوریم
این دیدار با هاربین
برای من، آخرین ماموریت برای کشوره
برای شروع فرهنگ خاور دور
!این بهترین راهه
!برای شکوفایی امپراطوری بزرگ ژاپن
!هوراااااا
میدون جنگم پر از موجه
فردا میریم به دریای بوهای
بندر دالیان بدون یخ
!این محل متعلق به ژاپنه
مانچو، سرزمین ماست
این رویای منه
..از اون به بعد
برای تحقق رویاهات
تنها چیزی که داریم اینه
!ایده ی حرکت رو به جلو
مانچو پهناور رو میگیریم
تو دست هامون
!من یه آرزو دارم
آرزویی که یه عمر منتظرش بودم
!آسیا عقب افتاده
!آسیا تو خطره
ژاپن قدرتمند باید ساخته شه
!تا بر آسیا حکومت کنه
!این آرزوی منه
موفقیت بزرگ آسیای شرقی
!آرزوی منه
رونق بزرگ آسیای شرقی
!عالیه! عالیه
هی، هی
میتونی از این هفت تیر اینطوری استفاده کنی؟
بعدی دونگ ها و دوک سون
لعنت بهش
باشه عصبی نباش
یک، دو
هی
چی شد؟ - بعد از اینگه گفتم سه شلیک کن -
از دستم در رفت
..ولی استاد، این یکی
..این گیره ی ایمنی
توعه دست و پا چلفتی - نباید سفت و محکم بشه؟ -
چطور میشه به کسی با سر هفت تیر اشاره کرد؟
چیکار میکنی؟
چی؟
یه لحظه بی دقتی کردم - رفقا -
رفقا
زمان تخمینی ورود 26 اکتبر ساعت 9 صبحه
ایستگاه هاربین، واگن ویژه قطار پنجم
دستمال گردن سفید
خبر اینه که ایتو از طریق چنجیاگو به هاربین میاد
تاریخ شروع بالاخره تعیین شد
مشکل چیه؟
مشکلی نیست؟
برای اینکه بفهمیم ایتو چه قراردادی با روسیه داره
..براساس این قرارداد
تنها کشور ما نیست که در آینده درموردش تصمیم گیری میشه
بلکه سرنوشت شمال شرق آسیا از جمله چین هم هست
لطفا اطلاعاتی که به دست آوردید رو به ماهم بدید
تو این ملاقات ایتو با روسیه چه قراردادی بستن؟
مطمئن شو که بررسیش میکنی
"هاربین"
استاد
بله؟
اگه تو ایستگاه هاربین شکست خوردیم
فقط یه فرصت داریم
چطور ارتشمون رو به دو بخش تقسیم کنیم؟
ببین
بین چانگچون و هاربین فاصله ی زیادیه
درسته؟
پس تا زمانی که قطار به اونجا برسه
..تو ایستگاه
متوقف میشه، اینطور نیست؟
پس احتمالی ترین نقطه ی توقف
چنجیاگوعه
خوبه
اینجا
درست تو ایستگاه چنجیاگو
اون با منه
بعدش منو استاد
اینجا تو ایستگاه هاربین هستیم
باهوشی، خیلی باهوشی
اگه ما ارتشمون رو به دو بخش تقسیم کنیم
..مهم نیست که ایتو کجاست
فکر کردم احمقی
سرم الکی انقدر بزرگ نیست
هنوز متوجه نشدی؟
...این یعنی
من با اون میرم چنجیاگو
دونگ ها، تو تو هاربینی - اوکی -
تو خیلی آدم باهوشی هستی
ایتو پیچیده ست
!سر بزرگ، واقعا
خوبه
...نشانه عمیق
بیست میلیون هموطن
مثل این باد که به جای اونا میوزه
روح خفته ی من
:از کنارم طاقت فرسا گذشت و گفت
وقت رفتنه
این مسیر توعه
یه آزمون دشوار که باید از اون عبور کرد
تو سرزمین های دور کشورهای دیگه
ولی، این سرنوشت منه
...چیزی که نمیتونیم فراموش کنیم اینه
وطن دزدیده شده
پدر و مادر و برادرای مبارزمون
راهی که توش هستیم
فقط یه فردایی دور و آینده ای ترسناکه
ولی ما نمیتونیم تسلیم شیم
برای نسل های آیندمون
گرچه اگه زمان بگذره تو تاریخ ناپدید میشه
اسمی باقی نمیمونه
امروز میخوام بدون پشیمونی تو این لحظه زندگی کنم
..برای اون روز
دست هامون رو دور شونه :های همدیگه میذاریم و میگیم
!بیا دیگه
باد، لطفا کمکم کن
بهمون قدرت بده
برای اون روز موعود
بیا، بذار همه ی دنیا صدای فریاد هامون رو بشنوه
فریاد شور و احساسات ملت
برای میهن عزیز
ممنون
کاپیتان
...این
این کلاهیه که برادرم یه بار سرش کرده
مهم نیست اون کجاست
اون ازت محافظت میکنه
ممنون
ما باید موفق شیم
نذار فداکاری برادرت بیهوده شه
برای اون روز
دست هامون رو دور شونه :های همدیگه میذاریم و میگیم
!بیا
باد، لطفا کمکم کن
بهمون قدرت بده
برای روز موعو
بیا، بذار همه ی دنیا صدای فریاد هامون رو بشنوه
فریاد شور و احساسات ملت
برای میهن عزیز
میهن
(اکتبر، سال 1909 هاربین چین) هاربین هم تو حال و هوای جشنه، نه؟
(اکتبر، سال 1909 هاربین چین) حالا چرا اومدین دنبال من؟ گفتم که میخوام خودم برم
چطور میتونم بذارم تک و تنها بری یه همچین جای خطرناکی؟
بگذریم، باید نامحسوس مثل یه زوج رفتار کنید
زوج ها اینجوری رفتار نمیکنن
در ورودی خبری از بازرسی نیست
آره
به هرحال، بهتره بری داخل و یه نگاهی بندازی
درسته
باشه
مراقب خودت باش
نباید با هم بریم؟
معلم بهمون نگفت باهم بریم
گرسنته، آره؟
یه لحظه وایسا
نه
از سر راه برو کنار
کاپیتان
هی عوضی
نُه صبح
پنجمین واگن قطار ویژه
دستمال جیبی سفید
!بنال ببینم
آن جونگ گون کدوم گوریه؟
!تو باید بدونی کجاست
...تو هرزه احمق
!!برو به جهنم
!برو به جهنم
!برو به جهنم
...تو هرزه ی دیوونه
!برو به جهنم
جین جو
...چه مرگته
حرومزاده
نه
!بکِش کنار - جین جو -
جین جو
جین جو
...مثل برف زمستون
....مثل چراغی روشن تو دل شب
...مثل گلی که عطرش هوا رو پر میکنه
تو به قلبم قدم گذاشتی
...همه بدنم لرزید
...اشک هام به پایین غلت میخورن
...جرات نکردم حرفشو بزنم مبادا که غیبت بزنه
مبادا که این تنها یه رویاست
تو عشق اولم پنهونیمی
...قلبم تند تند میزنه
...انگار نمیتونم نفس بکشم
...با اشکام که به پایین غلت میخورن
تو حسمو نخواهی فهمید
تو این لحظه دارم میرم
...با غصه گریه میکنی
میتونم باور کنم که این عشقه؟
گریه نکن، عزیز من
ناراحت نباش عزیز من
بهم نگاه کن و لبخند بزن
من خوشحالم
قلبم تند تند میزنه
انگار نمیتونم نفس بکشم
با اشکام که به پایین غلت میخورن
تو حسمو نخواهی فهمید
حالا تو رفتی
برای همینه که با غصه گریه میکنم
میتونم باور کنم که این عشقه؟
لطفا حالا در آرامش بخواب
ناراحت نباش
تو رو به یاد میارم
تا روزی که دوباره همو ملاقات کنیم
جین جو
جین جو
گفته که اعلیحضرت رو قبل از رفتن ملاقات کردی
بله
درباره ی چی حرف زدید؟
...اعلیحضرت برنامه داره که
فرمان سلطنتی تصاحب کره رو صادر کنه
فرمان سلطنتی تصاحب کره؟
ژاپن کره رو صاحب میشه
و قدرتمندترین کشور آسیایی میشه
...ولی
روسیه موافقت میکنه؟
ما مانچو رو داریم
بدش به روسیه
و با قانون استعماریمون توی کره موافقت میکنن
قانون استعماری؟
کره خیلی خوش شانسه
که بخشی از امپراطوری ژاپن میشه که به اندازه قدرت های غربی قدرتمنده
!عالیجناب منتظر شماست
!بله، الساعه
...متاسفم باید لباسمو عوض میکردم
گفتگوی هاربین" دادن مانچو به روسیه "ژاپن قانون استعماری واقعی رو بدست میاره
ماموریت من همین الانشم تمومه
حتی اگه شکست بخورم
امیدوارم یکی دیگه عملیات ترور رو تموم کنه
...چطور
!چطور جرات میکنی
منو بکُش
کره ای هستی؟
منو بکُش
چرا؟
!چرا آخه
...به اندازه کافی
باهات خوب تا نکردم؟
...حتی اگه بمیرم
بخاطر کاری که با ملَکَمون کردی
!نمیبخشمت
!اعلیحضرت
بعد از رسیدن به هاربین این زنو بازجویی کنید
باید یکی پشتش باشه
اونی که پشتش بهش گرمه رو پیدا کنید
!حتی اگه مجبور شدید تیکه تیکه اش کنید
فهمیدید
بله
!منو بکُش
!!منو بکُش
!کره ای های لعنتی
"بیست و ششم سال هزار و نهصد و نه" صبح زود روز ترور
محتوای سخنرانی هاربین" دادن مانچو به روسیه "ژاپن قانون استعماری واقعی رو به دست میاره
...اربابم، اینجا نشستم
زانو میزنم و دعا میکنم
به خواستت باور دارم و ازت پیروی میکنم
با محاکمه آتی مقابله میکنم باورت دارم
تموم ترس هامو کنار ميندازم
دستام میلرزن
اربابم، لطفا نگهدارشون باش
اگه موفق بشم
اربابم، لطفا بهم اجازه بده
..برای اون آدم، برای صلح
بهم لحظه ای کوتاه برای دعا بده
من خونواده ی فقیرمو پشت سر گذاشتم
مادری که منو در قلبش پنهان میکنه
لطفا نذار منو ببخشه
اینجام صلیب رو حکاکی میکنم و دعا میکنم
ارباب من
لطفا به خواسته لحظه آخرم افتخار کن
لطفا بهم شجاعت بده
شجاعت و بخشش هر دو از خواستت پیروی میکنن
شجاعت و بخشش هر دو از خواستت پیروی میکنن
(ایستگاه کایجیاگو، چین)
رو به راهی؟
چرا دستات همش میلرزن؟
نمیلرزم، دهنتو ببند
چقدر مونده تا بیاد؟
به زودی میرسه
حالت خوبه؟
چرا دستات همش میلرزن؟
سردمه
!خودتو جمع و جور کن پنجمین واگن
پنجمین واگن
نباید اینجا بایسته؟
چرا
!تکون نخورید
...عالیجناب سلطنتی
متاسفم که هیچ کار بزرگی نکردم
لطفا منو با خودت ببر عالیجناب
...با اینکه تلاش کردم و تلاش کردم
...سعی میکنم سخت دوری کنم
این بی رحمانه تر بهم نزدیک شد
...فلاکت دنیا
قلبم شکسته، اشکام به پایین غلت میخورن
تنها کاریه که میتونم انجام بدم
فلاکت دنیا
قلب شکسته ام
لبه مرگه، نمیتونم برگردم
سرنوشت غمگینم مثل یه قلب مچاله شده ست
یه سرنوشت بی رحم که نمیتونم توش زنده بمونم
چرا قلبم انقدر بی پناهه؟
نباید اینجوری باشه
با اینکه تلاش کردم، سخت سعی میکنم دوری کنم
اوه، سرنوشتم
بی رحمانه تر بهم نزدیک شد
در طول این مدت وقتی از جهان بیرون دور میوفتم
اگه خدا واقعا وجود داشته باشه
میخوام دوباره به عنوان دختر کره به دنیا بیام
التماست میکنم دعا میکنم
سرنوشت غمگینم مثل یه قلب مچاله شده ست
تنها کاری که میتونم انجام بدم
اینه که تلاش کنم با دنیای رقت انگیز خداحافظی کنم
"بیست و ششم سال هزار و نهصد و نه" ایستگاه هاربین، چین
!ایتو
رویای غیرواقع بینانه ات دیگه تمومه
رویای برگشت من به خونه هم تمومه
!ایتو
!زنده باد امپراطوری کره
منطقه اداری دالیا، زندان لوشون
شماره 26م، آن جونگ گون
محل تولد؟
هِجو، هوآنگی دو، امپراطوری کره
کارت چیه؟
رئیس ستاد، ارتش داوطلبانه امپراطوری کره
هدفت از کشتن آقای ایتو هیروبومی چیه؟
بخاطر خودمختاری و استقلال امپراطوری کره
و صلح در آسیای شرقی
صلح در آسیای شرقی؟
میدونی اصلا صلح در آسیای شرقی چیه؟
این برمیگرده به استقلال خودمختار و صلح همه کشور ها در آسیای شرقی
...ما یه هدف مشترک داریم
اونم اینه که صلح و در آسیای شرقی بدست بیاریم
میدونی برای توسعه کره شمالی
ژاپن چقدر قدرتمنده؟
نباید کره شمالی دست بوس ژاپن باشه؟
برای چی؟
کاری که داری میکنی بخاطر کره شمالیه
یا بخاطر ژاپن؟
کاری که داری میکنی بخاطر کره شمالیه
یا بخاطر ژاپن؟
وقتی به قباله خونه نیاز داری، بهت میدم
وقتی برای زمین به سند نیاز داری، بهت میدم
اگه به جونمم احتیاج داری، اونم بهت میدم
فرزند اول: آن جونگ گون فرزند دوم: آن گونگ گون
نمیتونم مردمی رو که بخاطر کشورم مُردن، تک و تنها ول کنم
مطمئن شو که بهش یه وکیل کره ای بدن
باید کمکش کنی
"چهاردهم فوریه، سال هزار و نهصد و ده" دادگاه برتر لوشون کانتو
!سکوت کنید
!سکوت کنید
وکلا استدلال کردن که مدافع این پرونده آن جونگ گون دارای سواد کمی بوده
و سوءتفاهمی با سیاست های ایتو هیروبومی داشته
حقیقت داره؟
خیر
من بهتر از هر کس دیگه ای از سیاست ایتو هیروبومی خبر دارم
برای ایتو هیروبومی کسی که آرامشو در آسیای شرقی مختل کرد و مانع از استقلال کره شد
...نه فقط از نظر شخصی من
...بلکه بعنوان یک ستوان سپاه داوطلب کره ای
بهش شلیک کردم
پس مجبور نیستم که تو یه دادگاه ژاپنی محاکمه بشم
من بعنوان رئیس کارکنان ارتش ..داوطلب امپراطوری کره ای
رشته عملیات جنگی رو مستقل هدایت میکنم
و رئیس دشمن، ایتو هیروبومی رو کشتم
پس یه جانی نیستم بلکه یه زندانی جنگ هستم
چی کار میکنید؟
قاضی یه ژاپنیه
دادستان ژاپنیه
وکیل ژاپنیه
دادگاه ژاپنیه
چرا بازم حکم صادر شده؟
وکیل کره ای آوردم
ترو جان عزیزت بذار بیاد داخل
متهم آن جونگ گون
آخرین فرصت شما برای رد اتهولیت
..قسم به خدا که
برای قتل هیروبومی توبه میکنم
ولی نه به خاطر خودم
بعنوان رئیس ارتش داوطلبی کره
میخواهم دلیل کشتن هیروبومی رو توجیه کنم
..گناه اون
به قتل رسوندن ملکه میونگ سونگ، مادر کره
جنایتش در برکناری خشونت آمیز امپراتوری کره
دست داشتن تو اجبار پیمان کره و ژاپن
کشتار کره ای های بیگناه
تقصیر کیه؟ کی گناه کاره؟
به جرم ربودن زمین، منابع معدنی و جنگل های کره
به جرم اجبار مردم در استفاده از پول کاغذی ژاپنی
به جرم خلع سلاح اجباری نیروهای کره ای به بهانه حفاظت
به جرم سوزاندن کتب درسی و جلوگیری از آموزش
آن جونگ گون، وو دوک سون، چو دو هیون، یو دونگ ها
در مورد قتل فوق الذکر این دادگاه رسیدگی را خاتمه داده و به شرح ذیل رأی صادر نموده
متهم وو دوک سون
به ۳ سال حبس محکوم شد
کی گناهکاره؟ مجرم کیه؟
به جرم محرومیت کره ای ها از حقوق دیپلماتیک و ممنوعیت تحصیل در خارج از کشور
به جرم بستن روزنامه ها و بدست گرفتن کنترل سخنرانی
به جرم تحت کنترل گرفتن اجباری و پایمال کردن قدرت قضایی کره
جنایت غصب خشونت آمیز قدرت و تضعیف استقلال کره
کی مجرمه؟ مجرم کیه؟ مجرم کیه؟ کی مجرمه؟
متهم چو دو هیون
متهم یو دونگ ها
هرکدام به ۱ سال و ۶ ماه حبس محکوم میشوند
کی مجرمه؟ مجرم کیه؟ مجرم کیه؟ کی مجرمه؟
به دنیا بگین که امپراتوری کره عاشق محافظت شدن توسط ژاپنی هاست
دروغ های وقیحانه رو در دنیا پخش کنین
به جرم احمق فرض کردن مردم در سراسر جهان
امپراتور فریب خورده، آرامش امروز کره رو دوست داره
به جرم فریب دادن کل دنیا
به جرم خشم مشترک بهشت و انسان که آرامش شرق آسیا رو به کلی از بین میبره
کی مجرمه؟ مجرم کیه؟ مجرم کیه؟ کی مجرمه؟
متهم آن جونگ گون
برای متهم آن جونگ گون حکم اعدام صادر شده
به من نگاه کنین
سام پو که مادر کره، امپراطور میونگ سونگ رو کشت بی گناهه
ولی من به خاطر کشتن ایتو هیروبومی به اعدام محکوم شدم
چرا انقدر قوانین ژاپن مزخرفه؟
به عنوان شهروند یه کشور بدنیا اومدم و در راه کشورم میمیرم
خود عزت و شکوهه که من با کمال میل قبولش میکنم
هرکی اینجاست
نذارین فریبتون بدن
خواهش میکنم ریاکاری اونها و حقیقت مارو به دنیا بگین
ما برای کشورمون جنگیدیم حالا کی مجرمه؟
کی مجازاتمون میکنه؟ ما داریم حرکت میکنیم
ما برای کشورمون میجنگیم کی مجرمه؟ به خاطر کشور و ملتمون متحدیم
کی جرئت داره مجازاتمون کنه؟ فقط کاری رو کردیم که باید میکردیم و عقب نشینی نکردیم
کی دلش میخواد کسی که برای کشورش جنگیده رو مجازات کنه؟
واقعا کی مجرمه؟ حق کیه که مجازات بشه؟
ما برای کشورمون میجنگیم کی مجرمه؟ به خاطر کشور و ملتمون متحدیم
کی مارو مجازات میکنه؟ ما داریم حرکت میکنیم
ما برای کشورمون می جنگیم کی مجرمه؟ به خاطر کشور و ملتمون متحدیم
کی جرئت داره سرزنشمون کنه؟ ما شجاعیم
چه کسی دلش میخواد کسی که برای کشورش جنگیده رو متهم کنه؟
مجرم واقعی کیه؟ کی باید مجازات بشه؟
میدونین درد تهاجم به کشورتون چیه؟ چه میدونین؟
کی مجرمه؟
این حکم بدون چندین دادگاه علنی صادر شده
همچین چیزی تو دنیا نیست
آره
باید روند رسمی اعتراض رو طی کنیم
حتی ژاپنی ها هم نمیتونن با اعتراضمون مخالفت کنن
آره
اگه اعتراض کنیم
امکان داره حکم رو عوض کنیم؟
حتی نمیتونیم وکیل کره ای بیاریم
پس یعنی باید تحملش کنیم؟
باید سعیمون رو بکنیم
یه چیزی بخور
مرسی
امروز این خبر از سوی وکلای ژاپنی منتشر شد
که خودشون رو برای مقابله با شکایت آماده میکنن
و خوشبختانه یه نتیجه خوبی هست
...و
مادرت برات نامه نوشته
« Iitsoye, Lian, Jodie , Pani, Maryam :مترجمین » « Dragon :ادیتور » :::: @KoreaTimes ::::
پسر عزیزم دا مو
اگه به خاطر مردن زودتر از مادر پیرت ناراحتی
من، مادرت یه طنز میشم
مرگ تو فقط به خودت مربوط نمیشه
تو خشم عمومی مردم کره رو همراهت داری
اگه مقاومت کنی مساویه با جدا شدن سرت از تنت توسط امپراتوری ژاپن
به خاطر کشور نباید خیلی نگران باشی
فقط به مرگ تن بده
کار درستی کردی که مجازات شدی
برای زندگیت التماس نکن
مردن در راه آرمان درست تنها راه نشون دادن فرزند صالح به مادرته
این نامه آخرین نامه ایه که برات مینویسم
تو این زندگی دنبالت نمیگردم
تو زندگی بعدی تو باید به عنوان
پسرم پا به این جهان بذاری
چطور میگذرونی؟
خوبم
اومدم تا راجب اعتراضات آینده حرف بزنیم
افکار عمومی خوبه، مردم فکر میکنن باید دوباره محاکمه بشی
این موقعیت اونقدر هم بد نیست
حتی اگه سخته بازم باید ادامه بدی
جونگ گون، کون گون
بله - بله -
تصمیم ندارم اعتراض کنم
و باید یه چیزی بهتون بگم
برادر
..بعد از مرگ من
لطفا استخون های منو کنار پارک هاربین دفن کنین
و وقتی حقوق ملیمون محقق شد
استخون هامو به سرزمین مادریم برگردونین
میخوام در آرامش تو سرزمین مادری مستقل و خودمختارم بخوابم
التماستون میکنم
چی داری انقد با دقت مینویسی؟
دارم راجب افکارم از صلح تو شرق مینویسم
صلح در شرق؟
چی هست؟
بچه داری؟
نه
نه هنوز
..راسیتش
من پدر سه تا بچم
برای اون ها اینارو نوشتم
فکر کردم ایتو هیروبومی ..رو با دستای خودم کشتم ولی
امیدوارم بچه هام از دستاشون برای دعا کردن استفاده کنن
این صلح توی شرقه
از ژاپن بیزار نیستم
یا حتی از ژاپنی ها
چون ما همسایه نزدیکیم
من فقط از مردمی که جاه طلبی های امپریالیستی دارن متنفرم
استاد
به عنوان یه ژاپنی، یه عذرخواهی بهت بدهکارم
متاسفم
لازم نیست عذرخواهی کنی
دردی ازت درمون نمیکنه
وقتش شده نه؟
چشمات رو ازم ندزد
قراره اجرای حکم فردا صبح انجام بشه
متاسفم
مشکلی نیست
در آخر یه هدیه برات دارم
اهدا کردن به کشورمون، وظیفه ی سرباز
وظیفه سرباز، فداکاری برای کشورشه
برام ارزشمنده
خوب ازش نگهداری میکنم
ازش بعدا میتونی انگیزه بگیری
منم یه چیزی دارم که باید بهت بدم
از طرف مادرته
پسرم، دا مو عزیزم
الان زمان خداحافظیه
هرچند راهی برای تسکین دل هراسان وجود نداره
از تموم جراتم استفاده میکنم
پسرم دا مو عزیز تر از جانم
الان زمان اینه که رفتنت رو ببینم
متوقف نشو، به عقب نگاه نکن
برو و به آرزوی قلبیت برس
با صلیبی بر دوش، این راه را طی کن
حتی بدون همراهی من
..تموم عمرم دعا گوی
تو هستم
ترکم کردی ورفتی بهشت
قول بده که به انتظارم بشینی
هرچقدر که رابطمون کوتاه و بی رحمانه ست
تو تا همیشه پسر من خواهی بود
فقط یه بار، فقط برای یه بار
اگه میتونستم بغلت کنم
محکم بغلت میکردم
«از انتخاب ترجمه ی تیم کُریا تایمز ممنونیم ^_^»
"بیست و ششم مارچ هزار و نهصد و ده" زندان لوشون چین
کاپیتان
کاپیتان
..آن
کاپیتان آن
قربان
قربان
کاپیتان
..قسم به خدا آرزوم اینه که
آخرین دقایق رو بهم فرصت بده
اگه میتونستم تا آخر ادامه بدم
به جاه طلبیم میرسیدم؟
چرا عقب نشینی میکنم؟
از چی واهمه دارم؟
قسم خوردم که یه مرد باشم
چرا انقدر ترسو و پستم؟
..نمیتونن بشنون
ضربان قلبمو؟
نمیتونن بشنون
نفس زدن های از روی ترسم رو؟
حتی قلب پر از وحشتم
فراموش شده
..آفتاب سپاسگزار و
نسیم ملایم
..قسم به خدا آرزوم اینه که
آخرین دقایق رو بهم فرصت بده
به راه رفتن ادامه میدم
جاه طلبیم به حقیقت میپیونده
در آخر؟
چرا جا زدم؟
من در برابر خدا از چی میترسم؟
قسم یاد کردم که مرد باشم
نترس تن من
درد جگر سوز
..مادر، خونواده
ذهن منو باز کردن
ایستادن بین مرگ و زندگی
دیدن اینکه امروز به گذشته تبدیل میشه
به چی فکر میکنم؟
حرفی داری که بزنی؟
بدنیا اومدن تو این دنیا
پر از جاه طلبی
تا آخرین لحظه ی مرگ فراموش نمیشه
خدایا
نجاتم بده
رویای های مارو نجات بده
خدایا
ازم محافظت کن
مراقب آرزوهای ما باش
خدایا
نجاتم بده
رویاهای مارو نجات بده
خدایا
تو حافظ منی
حافظ جاه طلبیمون باش
..رسیدن به آرزوم
!آرزوهام
ژاپنی ها آن جونگ گون رو در مکانی نامعلوم به خاک سپردن و همچنان پیدا نشده است
او هنوز به سرزمین مستقل خود، کره بازنگشته
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.