Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
«مترجمان: علیرضا نورزاده و داوود آجرلو» ::. MrLightborn11 & Highbury .::
«بازی قاتل»
برید
جوزف، میخواستم بهت یاداوری کنم...
خونریزی نباشه! سالن اوپرا ۱۳۹ قدمت داره
خب، حداقل فرش قرمزه
وایسا
هر چی بهت میدن من سه برابرش رو میدم
بازی اینطوری پیش نمیره
لطفا ده ثانیه دیگه وایستا
ده ثانیه چه تفاوتی ایجاد میکنه؟
شاید یه لحظه زیبا...
بتونه زشتی زندگی رو از یاد ببره
از یاد نمیبره
جواب بده؟
ایوان؟
اسلحهتو بنداز!
کمک! کمک لازم دارم!
تیرانداز توی راهروی ویژهس!
کمکم کنید لطفا
زود باش. باید از اینجا بریم
حواسم بهت هست. زود باش
- خوبی؟ - آره
میدونی چه اتفاقی افتاد؟
گمونم دنیای خطرناکی شده
- پات خوبه؟ - آره
هی
اسمت چیه؟
اه...
جو
ممنونم، جو
خوبی؟
هی، خوبی؟
هی، آب داری بهم بدی لطفا؟
لطفا، بیا
لعنتی
باشه، هیچی اینجا نیست که نشون بده توموری وجود داره...
- پس میتونیم این گزینه رو خط بزنیم - خوبه
عجب رزومهی خفنی داری
آره، هیچی جای تجربه رو نمیگیره
آره
واقعا لازمه؟
چی، با تمام اینا از یه سوزن میترسی؟
نمیدونی با اون سوزن چه کارها که نمیتونم بکنم
مرد باش، سرباز
میدونی، در تمام این سالها، جو...
به نظرت چند بار توی سرت ضربه خورده؟
تا دلت بخواد
میدونی، با دیدن چند تا ستاره از هوش رفتی...
بالا اوردی و از اینجور چیزها
هیچوقت بالا نیاوردم
آره، گمونم چند باری...
صدای زنگ توی سرم شنیدم
خب ضربه مکرر به سر...
ممکنه منجر به انسفالوپاتی مزمن بشه...
که توی اسکنها نمیشه تشخیصش داد
منظورت چیه؟
دارم میگم شاید وقتشه...
در مورد سبک زندگیت تجدید نظر کنی، گروهبان فلاد
- باشه؟ - باشه
چند تا آزمایش دیگه باید بگیرم
جوزف، ساعت یازده هم رد شده
میدونی وقتی دیر میکنی نگران میشم
نگرانی چون نگران بودن کارته
باید میرفتم پیش دکتر کیگن. سلام رسوند
زخمی شدی؟
نه، من...
سردردهای خیلی بدی دارم. بهت که گفتم
از دست دکترها
- دکترها چی سرشون میشه؟ - آره
خب، دچار دوبینی هم شدم، پس...
خیلی بده
توی این بازی اینطوری نمیفهمی به کدوم هدف شلیک میکنی
میخوای اون قهوه رو بخوری...
یا تا ابد هم بزنیش؟
نگران قهوهم نباش
خب، با دوستمون حرف زدم
پلیس داره روی یه نظریه کار میکنه...
که یکی از افراد تیم امنیتی خود پتروف...
اونو کشته. هیچ مشکلی متوجه تو نیست
جدی؟
از لحاظ حرفهای میپرسی یا فلسفی؟
نمیدونم
گاهی از خودم میپرسم...
چرا این کار کوفتی رو انجام میدم؟
پتروف یه آشغال بود که زنها رو قاچاق میکرد
به دنیا لطف بزرگی کردی
در مورد من چی میگن...
وقتی یکی بیاد منو از صفحه روزگار حذف کنه؟
اصلا کسی متوجه میشه؟
قضاوت رو بسپار به خدا
کار ما فقط ترتیب دادن ملاقات با خداست
حالا بریم سراغ خبر خوب
چه خبر خوبی؟
۷۵۰ هزار دلاری که دراوردی...
۳۰ درصد به لباسشویی میرسه...
منهای هزینهها...
باید یه ماشینحساب جدید برات بخرم
منهای کمیسیون من
باهات نصف قیمت حساب کردم
باید در مورد بعضی از این هزینهها حرف بزنیم
تعطیلات لازمی
یه کم آفتاب بگیری. با یه دختر خوب آشنا بشی
از کجا باید با یه دختر خوب آشنا بشم؟
کی میدونه کجا باهاش آشنا میشی؟
یه کار دیگه برام جور کن
جوزف، هیچوقت اینقدر سرگرم پول دراوردن نشو...
که یادت بره زندگی کنی
این جمله رو توی یه کلوچه شانس خوندی؟
اینو دالی پارتون گفته، دوست من
جلسات تمرینی به روی عموم بستهس
مال یکی از رقاصهاتونه
مرسی
هی
- سلام - سلام
- جو؟ - آره
- آره - سلام
این همون یاروست
قهرمان مرموزت؟
متاسفم. نفهمیدم اینو برداشتم
تمام این مدت دست تو بود؟
آره
عجب، واقعا فرشته نجاتی
اولین باریه که اینو میشنوم
خب، جونمو نجات دادی
پات چطوره؟
خوبه. چیزی نشده. یه ذره کبود شده
به نظرت میتونم به شام مهمونش کنم؟
میشه به شام مهمونت کنم؟
میدونی، فقط برای تشکر ازت
ام...
مگه اینکه نتونی چون... چون نمیتونی
نه، دلیلش این نیست. آخه...
باشه. شمارهمو بهت میدم
باید برگردم سر تمرین...
ولی ساعت پنج کارم تموم میشه
پس بهم زنگ بزن...
اگه...
دلت خواست
میز
میزی
میزی
چیه؟
خیلی مسخرهای
چرا؟
میزی
از اینکه امروز دیدمت خوشحال شدم
دیدمت خوشحال شدم؟
کلی رقصیدی و باید گرسنه باشی
نه
چه خبر، دختر؟
نه
جو هستم
خوشحال میشم
بفرست
اوهوم
اوهوم
این همه غذا رو کجا جا میدی؟
قبل از اینکه برنامه رو شروع کنیم...
هشت ساعت در روز تمرین میکردیم
حالا چهار ساعت در روز تمرین میکنیم و هفته شش تا اجرا داریم
نمیتونم فقط با کرفس و کیک برنج دوام بیارم
چطوری سر از بوداپست سر دراوردی؟
میلوش یکی از بهترین طراحان رقص دنیاست
آره
برنامه و اجرا عالی بود تا اینکه...
- قتل و تیراندازی شد؟ - آره
این جزیی از برنامه نبود
تو چطور سر از اینجا دراوردی؟
به آمریکاییهای زیادی برنخوردم
کار
به سرتاسر اروپا سفر میکنم...
و این شهر مرکزی، ارزون و معمولی بود
خونواده داری؟
اه...
وقتی ۱۸ سالم بود به ارتش پیوستم
مطمئن نیستم وقتی رفتم کسی متوجه نبودم شده باشه
فکر نکردم بهشون یادآوری کنم
الان چی کار میکنی؟
برنامهریز بازنشستگی هستم
چی؟
میتونی به یه رقاص که باید زود بازنشسته بشه کمک کنی؟
زیادی جوونی که بازنشسته بشی
رقاصها مثل بوکسرهان
نمیشه زمان رو شکست داد
مگه عاشق رقص نیستی؟
ده سال گذشته دو تا جراحی قوزک پا داشتم...
رباطهام پاره شده، شکستگی ناشی از فشار زیاد داشتم
غر نمیزنم
عاشق رقصم. واقعا میگم
مامانم مجبور بود دو شیفت کار کنه تا پول کلاسهای باله منو بده...
پس برای من هرگز نمیتونست یه سرگرمی باشه
برای همین فکر میکردم وقتی بازنشسته بشم...
بتونم یه مدرسه رقص برای بچههایی مثل خودم راه بندازم
جایی که بتونن تصمیم بگیرن...
واقعا دلشون میخواد کی بشن
همهش یه ذره زیادی احمقانهس، ولی...
من که اینطور فکر نمیکنم
نه. به نظر من که حرف نداره
خب، اگه این نقشه به جایی نرسه...
راحت میتونم یه دزد گربهای بشم
فقط یه راننده خوب مخصوص فرار کردن لازم دارم
این یکی به نظرم خطرناکه. مزایایی هم داره؟
من لباس گربهای میپوشم
درخواستم رو کجا بفرستم؟
الان خندیدی؟
- نه - خندیدی
- قطعا نخندیدم - خندیدی
الان داری لبخند میزنی
- جدی؟ - بهت میاد
- شاید - واقعا میاد
[کورسیکا، فرانسه]
[ترنسیلوانیا، رومانی]
[وین، اتریش]
[ژنو، سوییس]
- قلقلکی نیستی. - نه نیستم
- اصلا منطقی نیست - قلقلکی نیستم
رقاصه
رقاص لختی؟
نه. بیخیال
رقاص باله. توی بولشوی میرقصه
- اسمی هم داره؟ - آره، اسمش میزی ـه
میزی؟ میزی میدونه کارت چیه؟
فکر نکنم بتونم بهش بگم، زوی
در موردش جدی هستی؟
آره، اینقدر جدی که قبل از اینکه بفهمه...
از بازی بیام بیرون
دو راه برای خروج از بازی قاتل وجود داره، جوزف
تر و تمیز راهتو میکشی و میری یا میافتی و میمیری
کلی آدم هست...
که دلشون میخواد مُردن منو ببینن
هنوزم سردرد داری؟ دکتر کیگن چی گفت؟
هنوز منتظر نتایج آزمایشه
طبق قوانین بازی میکنی
هیچوقت کاری نکردی که پیشبینیشو نکرده باشی
نه بچه کشتی و نه تماشاچی بیگناهی
میخوای بکشی کنار
میتونیم عملیش کنیم
پس میکشم کنار
داشتم به اینم فکر میکردم که بیمه عمر بگیرم یا نه
جو، بیخیال
آدمهایی مثل ما بیمه عمر ندارن
واقعا مجبورم به زبون بیارمش؟
همین کم مونده که چند تا مامور بیمه...
بیان توی کار ما سرک بکشن
میدونم. میشه روی کاغذ یه چیز خوب درست کنی؟
جعلش کن. به خاطر میزی
بسیار خب
و یه لطفی ازت میخوام
- حالا یه لطف هم میخوای - آره
میزی میخواد برای تولدم منو به شام دعوت کنه...
و بهش گفتم دوستانم رو دعوت میکنم
فکر کردم تو و شارون شاید بخواین...
آره
- خوشحال میشیم - باشه. ممنونم
فقط دو تا دوست؟ نه خونوادهای؟ نه زندگی اجتماعی؟
نظرمو میخوای؟ متاهله!
مثل همه فرانسویها بدبینی
به جرات میتونم بگم یه کلیشهس
جو مهربون و آرومه
اولین کسیه که بعد از مدتها بهم حس خوبی داد
کجاست؟ ناپدید شد؟
رفت با زنش تلفنی حرف بزنه؟
میشه خفه شی!
لطفا!
- میزی - بله؟
جوزف رو ۲۰ ساله که میشناسم
تودارترین آدمیه که میشناسم
بفرما، بهت گفتم
و اینو میدونم
شیفته تو شده
- باور کن که این حس دوطرفهس - درسته
مردها در هر نقطهای از زندگیشون به مراقبت نیاز دارن
اونا اینو نمیدونن، ولی ما میدونیم
باید توی آشپزخونهش سرآشپز باشی...
توی حساب و کتابش حسابدار باشی...
توی خیابون یه خانم محترم باشی...
و روی تختش یه موجود عجیب و غریب!
شارون، شارون
اینقدر بیرحم نباش
لطفا دست از سر اون دختر بیچاره بردار
نه، زوی. دارم یادداشت برمیدارم
- شارون، چیز دیگهای هم هست؟ - آره!
چرا تشویقش میکنی؟
خوشحالش میکنه. ببین
اگه کار بدی کردی، موتورش رو داغون کردی...
- باشه - براش ساک بزن!
اگه واقعا دیگه خیلی بده، قورتش بده
و اگه خیلی، خیلی بده...
بذار از عقب کارشو بکنه
الان بهم گفتی از عقب بهش بدم؟
- سلامت باشی - همینو گفت
بعد از اون، میتونی بهش بگی...
مادرشو کشتی...
- درسته - گلوشو بریدی
براشون مهم نیست
چی رو از دست دادم؟
جو. شارون داشت...
چند تا توصیه خوب بهم میداد
- بعدا بهت نشون میدم - باشه
- شاید. اگه دلت بخواد - جوزف...
محاصره شدیم
تسلیم میشم
- منم باهات تسلیم میشم - آره؟
- تسلیم میشیم. - کنار میکشیم
متوجهم چرا داری بازنشسته میشی
پسرجون اگه قصد داری با میزی رابطه جدی داشته باشی...
بهش بگو چی کار میکنی. همهشو بگو
از همون اول همه چیزو به شارون گفتم
اگه میزی عاشقت باشه، درک میکنه
طبق قوانین بازی کردی. زنها به راست و درستی احترام میذارن
اگه بعدا بفهمه...
اعتمادی که ساختی...
از بین میره
تولدت مبارک
یادم رفت تولدته
تولدت مبارک
وای پسر
تولدت مبارک، جو عزیز
تولدت مبارک
صبر کن، یه آرزو کن. آرزو کن
باشه
نتایج اون آزمایشها رو گرفتیم
متاسفانه خبرهای بدی دارم، جو
بیماری کرویتسفلد-یاکوب گرفتی
یه اختلال عصبی پیشروندهس
که یعنی چی دقیقا؟
یعنی نرونها به سرعت از هم میپاشن...
که منجر به از دست دادن حس ادراک میشه
سردردهای شدید، کوری...
و کاهش ظرفیت ذهنی از علائمشه
- مطمئنی؟ - آره
به سه آزمایشگاه جداگانه گفتم نمونه رو آزمایش کنن...
و یه نتیجه رو گرفتم
حالا میخوام آزمایشهای بیشتری انجام بدم
باشه
با چی طرفم؟
شیمیدرمانی؟ توی همین مایهها؟
اوهوم
درمانی وجود نداره
اولین قدم باید این باشه که مُسکن مصرف کنی...
و هر چی زودتر درمان رو شروع کنیم...
میتونیم برات راحتترش کنیم...
باشه؟
چقدر وقت دارم؟
در بهترین حالت، سه ماه
همه چی خیلی سریع وخیم میشه...
ولی یه کارهایی میتونیم بکنیم تا آسونتر بشه
منو به یه گیاه تبدیل کنی تا منتظر مرگم باشم
فکر نکنم. نه
اگه نیاز به روانکاوی داری...
یا کمی مشاوره...
نه
نه، خوبم
از طرف خودم میگم، جو، خیلی متاسفم
واقعا میگم
علائم اولیه این بیماری، اضطراب، افسردگی، از دست دادن تعادل...
ناتوانی در گفتار...
حرکت غیرارادی، لرزش دستها...
[فعلا درمانی برای این بیماری وجود ندارد]
لعنتی!
جوزف
منتظرت نبودم
خوبی؟ به نظر میاد...
میخوام یکی بازنشسته بشه
یه کار تمیز و درست لازم دارم
چی؟ چی...
شرمنده، چت شده؟
کی بازنشسته میشه؟
من
هدف منم
پول میدم. نگران نباش
قیمت بیرون رفتن دو میلیونه
میشه دقیق بهم توضیح بدی چه خبره؟
یه بیماری گرفتم. میدونی، همون سردردها رو میگم
دارم لرزش دست میگیرم و...
و آخرش منو میکشه
این کمی بیش از نیم میلیونه...
با ارزهای مختلف و سکههای طلا
ازت میخوام بقیه چیزها رو نقد کنی
همه چی از طریق بیمه عمر به میزی میرسه
نه، جوزف. این دیوونگیه
بیمه عمر برای خودکشی هیچ پولی به طرف نمیده
باید باورش بشه
پس بهت پول میدم یه آدمکش اجیر کنی
تو آدمش رو انتخاب کن
نه
این کار رو میکنیم. پیش هر دکتری میریم
اگه بگن چارهای نیست، میری روی کوه...
یه شمن پیدا میکنیم
زوی...
روی لبه تیغ زندگی کردم
میخوام همینطوری هم از دنیا برم
میخوای بجنگی، برای جونت بجنگ
اگه کور بشم نمیتونم بجنگم...
مثل یه مست تلوتلو بخورم، خودم کثیف کنم
نمیخوام میزی اینطوری منو ببینه
میدونی چی فکر میکنم؟
فکر میکنم میخوای از اون در برابر حقیقت...
کسی که واقعا هستی محافظت کنی
زوی، ازت میخوام کمکم کنی
- منم بودم همین کار رو برات میکردم. - واقعا مایه آرامشه. ممنونم
من این تصمیم رو گرفتم
مطمئن میشم که خواستههات...
تا دونه آخر براورده بشه
ولی یه چیزو قطعی کن
اصلا امکان نداره که...
من دستور قتل تو رو بدم
نه برای دو میلیون و نه برای ۲۲ میلیون
ممنونم
چی شده که جو فلاد اومده دم خونهی من؟
[آنتوانت]
میخوام یه قرارداد اجرا بشه
برو با خاخامت حرف بزن
حرف زدم
ردم کرد. تضاد منافع وجود داشت
جو، اگه زنده زنده هم میسوختی...
روت نمیشاشیدم تا خاموش بشی
عالی شد
جای درستی اومدم
مکس، جو فلاد رو میشناسی، نه؟
بهترین آدمکش اروپا
جو، محافظم، مکس رو میشناسی؟
جنایتکاران جنگی رو به عنوان تیم امنیتی استخدام میکنی؟ چه با کلاس
فلاد که اینجاست پدرمو...
به فرمان مرسدس بنزش دستبند زد...
تا خود دریا بردش
آدمکش خوبی بود ولی بابات تخلف کرده بود
قوانین بازی رو شکسته بود
باید به مکس بگم همین الان یه گلوله توی مغزت خالی کنه
از خدامه
چند ساعت صبر کن، مکس و دو میلیون به جیب بزن
داری پیچیده حرف میزنی. میخوای کی بازنشسته بشه؟
من
این همه سال نتونستی بهم دست بزنی...
چون همیشه طرف درست بازی بودم
حالا برای چراغ سبز بهت پول میدم
چرا خودت این کار رو نمیکنی؟
شاید اشتباه بود
ببخشید وقتت رو تلف کردم
نه، نه، نه
لطفا بگیر بشین
دو میلیون؟
میخوام تمیز انجام بشه
حسابم توی برموداست
- میدونم کارت خوبه - به کی فکر میکنی؟
راستش، بستگی داره کی در دسترس باشه
ولی بهترین خواهد بود
- ممنونم - باعث افتخارمه
سالها به فکر انجامش بودم
اگه خودکشی حرفهای نبود...
شاید خطرش رو به جون میخریدم
اینطوری میکشمت و پول میگیرم
حسابی تحریکم میکنی
هر چی تو رو تحریک کنه رو میخوام
بهم ۲۴ ساعت وقت بده
از نیمهشب شروع میشه
مشتری تو هستی، آقای فلاد
اوهوم
خب، کی توی نرمافزار آدمکش در دسترسه؟
اوهوم
[زوریخ، سوییس]
از کمکت ممنونم، برادر
ولی باید رسیدها رو نشون بدم
چی؟ دو میلیون برای جو فلاد؟
با تورم کوفتی ۶ درصد؟
اصلا نمیشه ردش کرد
بوو، لاودال
بعدش کباب کرهای با غذای تند مجاری کنارش
اوهوم
[پراگ، جمهوری چک]
[گویانگ]
امشب برگردیم خونه من؟
عاشق اون آهنگ کوفتیم!
ها؟
پشمهام
هی بچهها، بریم بوداپست!
[دار و دسته گویانگ]
[توکاج، مجارستان]
هی! درخواست تحویل!
- دو میلیون! - واقعا پول زیادیه
بیا تقسیمش کنیم!
[برادران لانگوس]
[زوی]
[تماس رد شد]
هی
هی
گرفتمت
- سلام! - سلام
- خوبی؟ - آره. آره، خوبم
- سردرد داری؟ - آره
چی شده؟
خستهای؟
انگار مضطربی
باید یه چیزی بهت بگم
منم باید یه چیزی بهت بگم
چند هفتهای باید از شهر برم
مطمئن نیستم برگردم
چی؟
خب...
یعنی چی؟
باید یه قدم برگردم عقب...
و به چیزی که واقعا میخوام فکر کنم
داری مسخره حرف میزنی
همدیگه رو خوشحال میکنیم
نه، نیازی نیست فاصله بگیریم
فاصله گرفتن یعنی بهم زدن، جو
چی شده؟
وقتی عاشق یکی میشم و یکی عاشقم میشه میفهمم
پس چی شده که بخوای ازش دور بشی؟
- تموم شده، میزی - چی؟
باید تموم بشه
به زودی همه چی منطقی میشه
چرا؟ چرا؟
ببخشید
بیا. منو اینطوری به یاد بیار
وقتی در بستر مرگی، یادت باشه چی داشتی...
و چی رو دور انداختی
یادم میمونه
بوداپست لعنتی چقدر خوشگله!
هوا هم خوبه، شاید بهتر باشه سیگار نکشی
میخوای بمیری؟
میزی، مستم...
ولی دارم حقیقت رو میگم
تا وقتی که اینو بشنوی، من رفتم
میزی، تا وقتی اینو بشنوی، من رفتم
تا وقتی که اینو بشنوی، من رفتم
آره
میزی...
الان مستم، ولی...
میخوام بدونی دارم راستشو میگم
تا وقتی اینو بشنوی، من رفتم
کریتوسفلت گفتم...
حتی نمیتونم اسمش رو بگم، میزی
یه اختلال مغزی دارم...
و داره منو میکشه
میزی، تنها چیزی که میخوام درک کنی...
اینه که تمام عمرم داشتم دنبال تو میگشتم
بهم حس آزادی میدی. بهم...
بهم این حس رو میدی که...
لعنتی
میزی...
الان مستم، ولی...
میخوام بدونی دارم راستشو میگم
فلاد. خدا رو شکر
یه اشتباهی شده
تو بیماری کرویتسفلد-یاکوب رو نداری
ولی چندین بار ازم آزمایش گرفتن
آره، برچسبها با یه بیمار دیگه جابهجا شده بود...
و اون بدبخت بیچاره...
قطعا کرویتسفلد-یاکوب داره
بارکد اشتباه روی لولههای آزمایش اشتباه بوده
فکر کنم باید به فکر شکایت کردن از آزمایشگاه باشی
ولی سردردهام و دوبینیم چی میشه؟
یه ذره مرموزه
رفتی معاینه چشم؟
- چشم؟ - فلاد...
قرار نیست بمیری
راستش، هیچی روی این زمین نیست...
که نذاره یه زندگی سالم و طولانی داشته باشی...
پس برو زندگیتو بکن
بهم ۲۴ ساعت وقت بده. زمان از نیمهشب شروع میشه
دکتر، باید بعدا بهت زنگ بزنم
چرا اینقدر تاریک؟
عینکت رو بردار
صبر کنین!
مراقب باشین!
خونه این مرتیکه خیلی خفنه
فلاد!
گویانگ، یه اشتباهی شده
قرارداد رو لغو میکنم
گور بابات!
اینطوری نمیشه!
اگه آدم قراردادی رو میبنده باید بهش وفادار باشه
ای حرومزاده!
چه مرگته!
بهت گفتم مراقب این عوضی باش
چرا وایستادی؟ عجله کن
باید از اینجا میرفتی
توی این بازی، یا من میمیرم یا تو، نه؟
گرفتمت
به سلامت، گویانگ
فلاد، ای کثافت حرومزاده!
ببخشید...
کرهایم یه ذره ضعیف شده
از بهشت زنگ میزنی یا جهنم؟
گویانگ بازنشسته شد. قرارداد رو لغو میکنم
دوست دارم بهت لطف کنم...
ولی همه چی حسابی شدت گرفته
حاضرم جریمه هم بدم. یه نفر رو هم میکشم
خودت قراره کشته بشی
ببین، دو میلیون رو نگه دار
فقط قرارداد رو لغو کن
دوست دارم کاری کنم که...
خواستههای مشتری برآورده بشه
آره، من مشتریم و دارم بهت میگم لغوش کن
فقط در صورتی که این تماس تلفنی اتفاق افتاده بود
تو پدرمو کشتی...
و تو رو مثل پسری که هرگز نداشت دوست داشت
بذار یه چیزی در مورد پدرت بهت بگم
تحمل اون کثافت رو نداشتم
آنتوانت، اغلب از کارم لذت نمیبرم...
ولی اون یکی، واقعا برام لذتبخش بود
فکر میکنی یه کباب کرهای چیزی رو تغییر میده؟
هیچی عوض نمیشه! این یکی رو با تمام قدرت میفرستم
هر آدمکشی که توی اروپاست رو میندازم به جونت...
میشنوی؟
هر قاتل حرومزادهای...
که یه چاقو داره رو...
از استانبول تا دوبلین میندازم به جونت!
آره. خب، بهشون بگو وسایل زیادی برندارن...
چون زیاد قرار نیست بمونن
سلام، برام پیام بذارین
میزی، توی دردسر افتادم
وقتی ببینمت برات توضیح میدم
اصلا امن نیست که بری خونه
میخوام برات کمی پول بفرستم
ازش استفاده کن تا هر جای که میخوای بری
فقط از بوداپست برو بیرون
و بهم نگو کجا میری
پیدات میکنم. هر جا که بری، هر جا که هستی...
پیدات میکنم. قسم میخورم
و از گوشیت دور شو
حدس بزن کی اینجاست، حرومزاده!
- هی، زولی - هی، فلاد
برادر احمقت کجاست؟
پشت سرته
تو سرویس بزن، من آبشار میزنم!
یک امتیاز!
هی، داداش، سرویسش کن!
هی، فلاد! مسئله کاریه. اصلا شخصی نیست
میدونی چطوری بازی پیش میره، فلاد
آره، میدونم چطوری پیش میره
اون کاری بود
این شخصیه
زولی!
ای حرومزاده!
- اون برادرم بود! - یک!
زود باش!
- زود باش! - لعنت بهت!
حرومزاده
میخوام محدوده فروشندهها رو بیشتر کنم
چقدر بیشتر؟
دو برابر بالاترین مقدار
خیلی گرون درمیاد
هر وقت نظرتو خواستم ازت میپرسم
خودم پولمو خرج میکنم
برام مهم نیست کدوم آدمکشی از سوراخش میخزه بیرون
میخوام جو فلاد بمیره
حالا برو کونتو بشور. الان میام پیشت
[زوریخ، سوییس]
این شد یه چیزی!
چهار میلیون دلار کوفتی!
باشه، خانمها. برنامه تموم شد
تن لشتونو تکون بدین
بابایی باید بره سر کار
مهمونی تموم شد؟
فردا رو نداریم ولی قطعا دیروز رو داشتیم
دایانا راس اینو گفته، عزیزم
حالا قرار نیست برید خونه...
ولی باید از اینجا گم شید بیرون
[ادینبورگ، اسکاتلند]
[برادران مکنزی]
- [هی!] - [ولش کن!]
- [یه درخواست تحویل داریم] - [چرا باید اهمیت بدم؟]
[کری؟ درخواست تحویل داریم!]
باشه، آروم باش. ترتیب کی رو باید بدیم؟
جویی فلاد
بیخیال! همیشه از اون یارو خوشم میاومد
آره، منم. ولی ۴ میلیون دلار رو ترجیح میدی؟ درست میگم؟
چهار میلیون دلار؟
- چهار میلیون دلار! - چهار میلیون دلار!
- چهار میلیون دلار! - چهار میلیون دلار!
- چهار میلیون دلار! - چهار میلیون دلار!
بزن بریم لعنتی!
[بیرمنگهام، انگلستان]
- یه درخواست دیگه. - توی بوداپست
اینم همینطوری میشه
این مهمونی تموم شد
[جینی. تونیا]
[دخترهای مهمونی]
[ویگو، اسپانیا]
[بوتاس]
عالیه!
چی شده؟
میزی، توی دردسر افتادم
وقتی ببینمت بهت توضیح میدم
برات امن نیست بری خونه. من...
- برات کمی پول میفرستم - چی؟
فقط از بوداپست برو - توی دردسر افتاده. چقدر تعجب کردم
بهم نگو کجا میری. پیدات میکنم
- هر جا که بری، هر جا که هستی... - بدون اون حال و روزت بهتره
پیدات میکنم. قسم میخورم
جویی همیشه توی زندگیم خواهد بود
چه حضور داشته باشه چه نداشته باشه
یعنی چی؟
زود باش، بیا تو
منتظرت بودم
تعقیب نشدی؟ - نه -
ای وای، نگاهش کن
کی اومده، زوی؟
.جوزفه، شارون بگیر بخواب
میدونه ساعت چنده؟ - آره، عزیزم. ساعت داره -
براش یه چیزی درست کنم که بخوره؟
.سلام، شارون. نه، ممنون اشتهام کور شده
بشین تا زخمهات رو مداوا کنم
توی اخبار بودی
پنجتا کرهای رو کشتی
آره. ساعت دوازده فیکس بهم حمله کردن
رفتی سراغ آنتوانت؟
آره، خودت گفتی نه - گفتم بجنگ -
دکترها اشتباه کردن
.حق با تو بود هیچی بارشون نیست
زنده میمونم
بهنظرم این فعلا قطعی نیست
آره، هنوز بابت پدرش عصبانیه
بعضیها مسائل رو شخصی تلقی میکنن
فقط یهجور میشه حلش کرد
کشتن آنتوانت، تخلفه
صرفا داره خواسته احمقانهت رو برآورده میکنه
نه، میخوام فکر کنه که درحال فرارم
همهشون رو میکشونم یه جا
و میکشمشون
مجبور میشه قرارداد رو فسخ کنه
سراسری اعلامش کرده
دو برابر بالاترین مقدار
دو برابر؟ کلا دو میلیون بهش دادم
قصدش بابت انجامش جدیه
زوی، اون پول رو باید به میزی برسونی
به یک تفنگ هم نیاز دارم
خب، اینجا تفنگ ندارم
جوزف، این روزها واسه بازنشستگی برنامهریزی میکنم
عملیشون که نمیکنم
هیچی نداری؟
وای پسر
فقط مواد منفجره؟
باقیمونده پروژه محرابیه
کار تو بود؟
،چهاردهتا بادیگارد شخصی کل پلیسهای مراکش
و اداره کل امنیت خارجی فرانسه مواظبش بودن
بعد میپرسی «کار تو بود؟»؟
وای
خیلیخب، حالا که قراره همهشون رو بکشونیم سمت خودم
.باید هوش به خرج بدیم نباید بفهمن که تلهست
بیخیال
وقتی تو به سیبزمینی میگفتی تیبتمینی
من به کاگب، سرنخ غلط میدادم
گوشت نمکسود دارم
تو هم که عاشقشی
نگو که دوستشون نداری - عاشقشونم -
حالا کجا مدنظرته؟
اونجایی که پسر دیپلماته رو
توش نگه داشتیم رو یادته؟
اوهوم
[ ایستگاه راهآهن شرقی بوداپست ]
حرفت رو بزن - خلاصهش میکنم -
فلاد روی سر خودش جایزه گذاشته
حرف نداره
بیش از حد داره برای بقیه سختش میکنه
داداشمون خیلی لجبازه
.فلاد یک دوست دختر داره یکسری داده برات میفرستم
عالی. خوش سلیقهست
نذار زنده از بوداپست خارج بشه
دارم بهت دست برتر رو میدم
در ازاش، یه لطفی بهم بکن
رانندهت، پسر عمومه
میخوام توی این کار یه حرفهای براش بسازم
به عموی خدابیامرزم، قول دادم
میشه مواظبش باشی؟ یه خرده بی تجربهست
ممنون میشم
.چشم، بانو ولی نباید کارم رو مختل کنه
دارم کار میکنم
بوس بهت
هی
رفیق، لاوداگ
لاودال هستم
لاو... دال
با خودت تکرار کن
دال، مثل دال عدس
آره، به گوشم خورده
امکان نداره تو پسرعموی کویین بیچ باشی
آره، داداش! من مانی هستم و این هم ماشینته، مشتی
من ماشین لوکس خواسته بودم
حتی نمیدونم این چه کسشعریه
.داداش، این ماشین لوکسه بیامه
وسایلم رو بگیر تا بریم
میخوای ساکت رو بردارم؟
...وسایلم رو بگیر
و سوار ماشین شو - باشه، عالیه -
مشتی، بپر بالا تا کولر رو بزنم
که مسیر درازمون برات راحتتر بشه
.ریلکس کن، مشتی کیف سنگینیه
گرون هم هست
پشمهام، اینجا بوی ماهی میده
عطر نمناکه، داداش
این عن رو خاموش کن
بس کن، شارون
.این بیچاره رو میکشی گردنش رو میشکونی
میدونم دارم چی کار میکنم
خودت توی سالن ماساژ باهام آشنا شدی
واسه ماساژ نرفته بودم
...آره، خب
خودت ضرر کردی
مرد بیچاره رو فلج کردی
وای خدا
وای خدا
دیدم واضح شد
سردردم خوب شد
شارون، تو یه فرشتهای
تو یه... یا خدا
...جوزف، جوز - وای خدا -
دیگه تا ابد تعریفش میکنه
قابلی نداشت
حرف نداره، داداش
.ترک مشتیایه عجب رپی میکنه
مگه نگفتم قطعش کن؟
باشه
جو رو غمانگیز
و پرتنش میکنیم
پس میخوای توی بازی باشی؟
.معلومه که آره، داداش معلومه که آره
البته - چرا؟ -
بی دلیل «مانی» صدام نمیکنن، مشتی
واسه پول دیگه
راههای زیادی برای پول درآوردن هست
ولی این کار، یک هنره
یک رسالته - آره، رفیق -
کل عمرم براش تمرین دیدم
واقعا؟ - آره -
تفنگ، چاقو، مویتای، جیت کان دو
من خیلی سرسختم، داداش
من یه حرومزاده سنگدلم
بدش من - ...ولی این -
تا به کیرت شلیک نکردی
این تفنگ منهها، داداش
خیلیخب، ایول
خب داداش، گوش کن
...رفیق، من و تو
میتونیم یه تیم دو نفره خفن باشیم
میدونی داداش، مثل امینم و فیفتی سنت
استارسکی و هاچ
میدونی؟ مثل کراکت و تابز
میتونیم مثل اون دوتا توی میامی وایس باشیم
میتونیم مثل برادران کورلئونه باشیم
خفهخون بگیر دیگه
لطفا یه دقیقه زر نزن
اوه
عجب چیزی تو کردی، فلاد
هی، به کی زل زدی، داداش؟
به ناموست، خفه شو
لطفا
جو
تو کی هستی؟
سلام، دختر جون
من دوست قدیمیِ جو فلاد هستم
من رو فرستاد دنبالت
نمیدونم از چی حرف میزنی
نه، نه، نه - اینجا واسه مکالمهای که -
باید داشته باشیم خیلی عمومیه
ماشین رو برات آماده کردیم، آبجی
میبریمت پیش آقای فلاد
اوه، لعنتی
لعنتی
کیر توش
سوار ماشین تو
اینقدر همهجا خونریزی نکن
لعنتی. حالت خوبه دیگه؟
خیلیخب
حق با تو بود
مدیر برنامهش میخواد یه راه خروج براش ردیف کنه
کجا؟
یه کاخ قدیمی، توی جاده کوهستانیِ
بین اینجا و پراگ
مطمئنی؟
،سعی کرد مخفیش کنه ولی فناوریش
به خوبی مال تو نیست
وقتی که ساعت دیجیتال اختراع شد
زوی با فناوری، قهر کرد
ماکسیمیلیوس
به تمام قاتلها خبر بده و مزدورهات رو خبر کن
جو فلاد شاید فکر کنه که از پسِ چندتا آدمکش برمیاد
ولی نمیتونه با یک ارتش هم بجنگه
اوه، لعنتی
بفرما
مکان جدید
کاخ شتزبرگر
اسم مسخرهایه، نه؟
جادهش چطوره؟ - خوش منظره -
نقشهت عمل کرد
آنتوانت، مکان جدیدت رو منتشر کرده
مشارکت برای همهست - چهار میلیون برای همهست -
هیچکس توی اصطبلم بهش دست نمیزنه
حتی بهخاطر چهار میلیون
بایستی محبوب باشی
دوست قدیمیت، لاودال دم به تله داد
با چهار میلیون، میشه کلی صفحه گرامافون خرید
[ کاخ شتزبرگ ]
عزیزم، چیها از فلاد میدونی؟
میدونم که آروم و مهربونه
آروم؟ معشوق جنابعالی
طی بیست سال گذشته
پرکارترین آدمکش حرفهای موفق اروپا بوده
،اگر میخوای یکی قطعا کشته بشه باید بسپاریش به جو
جو فلاد از لیبل موتاون، هیتهای بیشتری داشته [ دو پهلو: هیت به معنای کشتار و آهنگ هیت ]
پس خدا خدا کن که پیدات نکنه
...دختر جون
چهار میلیون دلیل برای اینکه پیدام کنه دارم
لعنتی
این بوی چیه؟
ریدی تو خودت؟
شاید
محض رضای خدا
بیا مسخرهبازی درنیاریم
میریم تو، پول رو میگیریم، کار رو انجام میدیم و گم میشیم میریم... بیا بریم
هی، تند نرو! وایسا ببینم
این تویی که قبل از پیدا کردن جرات انجام کاری، همهش دست دست میکنی
من مضطرب میشم؟ این تویی که واسه کوتاه کردن موهات، میرینی به خودت. تو
آروم باش و بیا بریم انجامش بدیم - من آروم باشم؟ تو آروم باش -
لعنتی - یالا -
بیا بریم
لعنتی
بابایی اومده خونه
اونوقت من چیام؟ مامانی؟
بهت میاد خانومی
چی شده؟ کاسبی میخونه کساد شده؟
درسته، فلاد
بهتره یه سر بیای کوییز نایت
خیلی پشمریزون میشه
درسته، ولی قرار نیست اینجا رو ترک کنه. مگه نه، روری؟
متاسفانه نه، انگس
لعنتی
سگ کثیف
انگس
یالا
این بوی چیه؟
بیا پارهش کنیم
وقتشه فنمون رو پیاده کنیم، برادر
همینه
سرویست کردم، حرومزاده
اینجوریه دیگه؟
آره، یالا
بگیر که اومدم
لعنتی
ظاهراً پارتی شروع شده
لعنتی
یادمون رفت کادو بیاریم
نه، یادمون نرفته
دستخوش برادر
بابا دهنت سرویس، چرا به من لگد زدی؟
بهت لگد زدم تا بتونم به اون لگد بزنم
سر راه بودی - داشتم سرویسش میکردم -
ولی تو نذاشتی - تو داشتی سرویسش میکردی؟ -
خیلی ممنون واقعا - پس برو کارش رو بساز -
یالا، یالا - ...هرکی خربزه بخوره -
لعنتی
پای لرزش هم میشینه...
انگس! اینجام بدجوری میخاره
.طوری نیست، روری یه خراش ساده برداشتی
لعنتی
روری! لعنتی
اینی که کشتی برادرم بود
بابتش تقاص پس میدی، بیشرف
وقت نمایشه
هی، فلاد! شنیدم میخوای خوش بگذرونی
نظرت درباره جین و تونیک چیه؟
،بابت پیشنهادت ممنونم ولی نوشیدنیای نیست که باهاش حال میکنم
ما به نیازها و سلایق همه رسیدگی میکنیم، عزیزم
چطوره بهجاش برات برقصیم؟
فلاد، چقدر تو جیگر بلایی
تیرهات تموم شد، گندهبک؟
اصلا دوست ندارم مُردنت رو ببینم
ولی عاشق ساعتیام که بهجا میذاری
لعنتی
سلام بوتاس
لطفا یه لحظه صبر کن
...عاشقِ
این آهنگِ لعنتیام
یه رقاص؟
بهترین رقاص
آروم باش، آدمکش
عاشق این بازی لعنتیام
آروم برو
هان؟
اوه! همه رو کشونده اینجا
بزن کنار و در جناح راست، پارک کن
جناح چیه، داداش؟
بابا برو اونور پارک کن
یعنی اینطرف، سمت راست؟
سمت راست - خیلیخب -
بگو چی میبینی
یه خونه خیلی بزرگ
در اصل یک تلهست
هرکس که بره توی ساختمون سراغ جو فلاد
زنده نمیاد بیرون
.آره. منطقیه داداش پس چطور بریم تو؟
تو همینجا میمونی
نذار فرار کنه
کی؟ اوه، این؟
.باشه، داداش اهل شلوغکاری نیستم
بمیر، حرومزاده
ای حرومزاده
بوتاس، پَر [ به معنای چکمه هم هست ]
میزی؟ - شرمنده، کاش واقعا میزی بود -
لاودال - آره داداش، خودمم -
میزی کجاست؟
گفتم بهتره با خودم بیارمش
خوبه که این وقت از سال از شهر خارج بشی
...اگر بهش آسیب بزنی - قصدش رو ندارم -
.فقط دنبال پولمم ولی بهت قول میدم
اگه پسر خوبی باشی و تسلیم بشی
بالرینت رو آزاد میکنم
میفهمی چی میگم؟
من در ازای اون؟ - همینطوره -
میشه یه کوچولو کمک بگیرم؟
.بیخیال، برادر کار اخلاقیای نیست
بعد دزدیدن زیدم، کار اخلاقیایه؟ - به لخاظ اخلاقی، انعطافپذیرم -
به عبارتی دیگه، آدمِ لاشیای هستی؟
ظاهراً مهمونهای بیشتری داری
از گورستون دارن میان به سمت شرق
اون دکتر بیشرف هم میکشم
«رفتی معاینه چشم؟»
طبق طرحها، یک ورودی اینطرف هست
افرادت رو ببر و سمت دخمه مستقر کن
ما از جلو میریم و میکشیمش بیرون
چشم قربان - شما سهتا، با من بیاید -
چشم قربان
برید
هی، پاهام خواب رفته - خب؟ -
بذار یه دقیقه قدم بزنم
میدونی چیه؟
آبروم رو بردیها
دارم سعی میکنم وارد بازی بشم
...و توی اولین کارم
یه رقاص باله، کتکم زد
بیخیال، بذار یهکم راه برم
و میدونی چیه؟ نه، نه
من رو ناغافل زدی
وگرنه بینیم کبود نمیشد
ببخشید که زدمت
خیلیخب، اگر بذارم پیاده بشی
فرار نمیکنی؟
جایی نمیری؟ آروم میگیری؟
کجا برم بابا؟ نه، آروم میگیرم
فقط میخوام خون توی پام جریان پیدا کنه
باشه؟ - خیلیخب -
.اینجا علاف شدیم دیگه بیا پایین
پیاده شو دیگه - یه لحظه صبر کن -
اولش مشتاق بودی پیاده بشی
بعد حالا نمیخوای تکون بخوری؟
کمک میخوای؟ خیلیخب، دستم رو بگیر
لاشی
.همونجا بمون فرار نکن
جون سخته
مثل کنسرتهای اسپرینگستین
اصلا نا امیدکننده نیستی
اجرای زنده باس لایو رو دیدی؟
مدولندز، ۱۹۹۷
ولی این نمایش برادوی واقعا خاص بود
میزی کجاست؟
.من در ازای اون قرارمون این بود
شاتگانت رو بنداز
به همکارم زنگ میزنم
که بیارتش اینجا
باید حقیقت رو بهش میگفتی، فلاد
آخه تو چی سرت میشه
برادر، من خوب با قلب زنها آشنام
فکر نمیکردم به اون بخش از بدنشون
علاقهای داشته باشی
من رو اشتباه شناختی
سوار شو
بسپاریدش به خودم
این هرزه، چطور ماشینت رو دزدید؟
با شاخه درخت، من رو زد
شاخه درخت؟
شاخه درخت از کجا آورد؟
گذاشتم یه لحظه پیاده بشه
کسخل ناشی - شرمنده، آقای لاودال -
ببخشید... آه، چقدر هم قویای
...آم
صرفا خواستم بگم بعید میدونم که
به درد اینجور کارها بخورم، قربان
این شاید عاقلانهترین حرفی باشه
که ازت شنیدم
خب، حالا چی میشه؟ - قرارداد هنوز سر جاشه -
اوه، من پولم رو با شماها
تقسیم نمیکنم
.ما مزدوریم پولمون رو گرفتیم
عنش در اومده دیگه
به کویین بیچ بگو اگر همچنان میخواد بکشمش
باید پول بیشتری بده
چقدر مثلا؟
شیش میلیون - شیش میلیون -
باید یه تماسی بگیرم
بهنظرت کشتمش؟
امیدوارم
چی؟ نه، جو
نه، بعید میدونم کشته باشیش
ولی حتما دردش اومده
خوبه
...افرادی که شب آشناییمون مُردن
من کشتمشون - شب افتتاحیه بود -
شرمنده
بیست و ساعت اخیر چی، جو؟
توجیهی براش داری؟
یا یه عذرخواهی مسخره؟ - نه -
فکر میکردم دارم میمیرم - چی؟ -
یک دشمن قدیمی رو استخدام کردم تا سریع بکشتم
ظاهراً دکتر، اشتباه تشخیص داده بود
چی؟ - سعی داشتم ازت محافظت کنم -
در برابر کی؟
چندتا قاتل یا خودت؟
جفتش! در برابر همهش
شغلت چیه؟
هان؟
میزی، من یه آدمکشم - آدم میکشی؟ -
خب، بازنشسته شدم
آره، اینطور بهنظر میاد - دارم بازنشسته میشم -
تو یه قاتلِ مزدبگیری
شغل آدمشکی همینه دیگه، آره
نمیدونم برات فرقی هم داره یا نه
...ولی کسایی که براشون کار میکنم
،ما غیرنظامی نمیکشیم فقط خلافکارها رو میکشیم
خب، قبلا این کارها رو میکردی
الان بازنشسته شدی - درسته -
خوبه. چون نمیخوام پدر بچهم، آدمکش باشه
بچهت؟
من حاملهم، جو
میخواستم اون شب بهت بگم
ولی باهام کات کردی
،ببین، هم من دوستت دارم هم تو دوستم داری
و باقیش رو به مرور حل میکنیم، باشه؟
قسم میخورم که دیگه هیچوقت بهت دروغ نمیگم
حالت خوبه؟
...به نفعته دیگه - هی. میزی؟ -
یا خدا
لعنتی. تیر خوردی
میزی. میزی
.یالا، نفس بکش طاقت بیار
میزی
میزی
کمکی از من برمیاد؟
اگر دکتر نباشی، نه
به من میخوره دکتر باشم؟
این دهکده، دکتری نداره؟
.یه دامپزشک خوب اینجا داریم نزدیکترین دکتر
باهامون ۴۰ کیلومتر فاصله داره - میزی -
هی عزیزم، حالت خوبه؟
جو
عزیزم
آروم باش
تیر خوردی
درد داره
فقط روت خراش انداخته
فکر میکردم دارم از دستت میدم
با این چیزها از بین نمیرم
میزی، عاشقتم
باهام ازدواج میکنی؟
چی؟ - باهام ازدواج کن -
زنم شو
تا پای پیری
و در هنگام بیماری و سلامتی و این چیزها
آیا وکیلم؟ - بله -
بله؟ - بله -
پدر، عقدمون میکنی؟
مجوز ازدواج دارید؟
نه
شاهدی دارید؟ - خودت دیگه -
اصلا کاتولیک هستید؟
فکرکنم مادرم بود
اوه، پس گناه مادره
ببین پدر، توی این یک روز گذشته
اونقدر آدم سعی کردن بکشنم که حسابش از دستم در رفته
و تازه فهمیدم که قراره پدر بشم
پس شاید فرصت دیگهای نصیبم نشه
حالا نظرت چیه؟
به یه شرط
هرچی باشه
باید اعتراف کنی
اوه
فکر نکنم وقتش رو داشته باشیم، پدر
وقتش رو جور کن
وای ، پسر
که خب میرسیم به قضایای چند ماه پیش
...آم
رئیس یه سندیکای مجرمانه کرسی رو کشتم
از دو کیلومتری، بهش شلیک کردم
یه دلال اسلحه رومانیایی رو هم
از فاصله نزدیک با هفتتیر کشتم
همینطور یه مامور سرکش بریتانیایی رو در ژنو
البته دست خالی کشتمش
یه الیگارش روس رو توی وین خفه کردم
بی سروصدا
،طی این سالهایی که کشیش بودم ...به عنوان یک انسان
...تا الان ندیده بودم
دیشب هم یه گروه اهل گویانگ رو کامل کشتم
اونا بهم حمله کردن پس اساساً دفاع از خود بوده
قتل، تحت هر شرایطی قتله
استثنائی هم ندراه
اکثر اهدافم رو ناغافل کشتم
که خب غرورِ یک آدمکش به همینه
غرور، گناه کبیرهست
خب، در قیاس با قتل قراردادی
گناه سبکیه، نه؟
بعید میدونم صلاحیتِ بخشش این همه گناه رو داشته باشم
چیه، باید با واتیکانی جایی تماس بگیری؟
اگر زنگ بزنم، میگن به پلیس زنگ بزن
ببین، پدر
،اونجور که من میبینم رئیست، یعنی خدا
بهم یک فرصتِ دوباره داده
دارم پدر میشم
پس نمیخوام خرابش کنم
تو رو رستگار میکنم
ولی دیگه آدمکشی و قتل نکن
خب، در آینده شاید مجبور به دفاع از خود بشم
نمیفهمی؟ گناهه، اشتباهه
خودت خواستی اعتراف کنم
حقیقتش کاش خفهخون میگرفتم
حالا عقدمون میکنی یا نه؟
میبخشمت
خیلیخب. ممنون، پدر
عزیزان، امروز در معرض خدا
گرد هم اومدید
تا پیمان عشق، احترام، وفاداری
و تعهد رو باهم تا زمانی که
زنده هستید، یاد کنید
بعید میدونم حلقه داشته باشی، درسته؟
آم... اوه
این کفایت میکنه؟
اگر نارنجکه دور باشه، آره
.چند ساعت پیش ترکید روی یکی از دخترها ترکوندمش
منِ خر، حسابش از دستم در رفته
برگردیم سراغ عروسی
جو، آیا تا روزی که زنده باشی
در سلامت و بیماری، عاشق و مطیعِ
این زن خواهی بود و بهش احترام میذاری؟
بله
و میزی، آیا تا روزی که زنده باشی
عاشق و مطیعِ این مرد خواهی بود و بهش احترام میذاری؟
مطیع بودن رو بعید میدونم - میزی -
من اعتراض دارم
نتونستی سی ثانیه صبر کنی؟
به اندازه کافی، برام سختش کردی
لعنتی
تحت کنترلمه
بعید میدونم
«رئیس گفت «ریدم توی شیش میلیونت
بازی عوض شده، برادر
.خیلیخب، آروم باش خیلیخب
خیلیخب
،چیزیت نیست چیزیت نیست
خیلیخب، روش فشار بذار
وایسا، جو - باید تمومش کنم -
فلاد
خودت به روال کار آشنایی
مسئله شخصی نیست
کاملا جنبه کاری داره
تو رو نمیدونم، فلاد
ولی برای من خیلی جنبه شخصی داره
من هنوز زندهم، حرومزاده
کم دعوا و مرافعه توی عروسیها ندیدم
.ولی این فرق داره شماها کی هستید؟
من تیر خوردم - میدونم -
اون هم بعد از اعتراف
بدک نبود، جیگر
یالا
همین رو میخواستی دیگه؟
دیگه بسه
دارن کلیسام رو داغون میکنن
فلاد
بیا بیرون، جیگر
قول میدم سریع بکشمت
لعنتی
لعنتی
بگو ببینم، فلاد
واقعا فکر کردی آدمهایی مثل ما
میتونن خوشبخت بشن؟
،فکر کردی میتونی از اینجا خارج شی بری سر خونه زندگیت
و یه زندگی عادی داشته باشی؟
رئیس، دست بردار نمیشه، فلاد
باید اون هرزه رو هم بکشی
...کمکم کن، رئیس
دوام نمیآورد
من یک حرفهایم
شما مثل شخصیتهای کمیکی میمونید
ای بخت برگشته
میدونی، این بازی ...دو راه خروج داره
،یا سالم ازش خارج میشی ...یا
یا با کله متلاشی شده
هی، چیزی نیست
حالت خوبه؟ - ...میخواست -
.میدونم، عیبی نداره کارت خوب بود
کارش رو بسازیم؟ - نه، من بازنشسته شدم -
شما بههم میاید
اما داداشتون رو اینجوری ول نکنید
!بیخیال، فلاد درم بیار
واقعا؟
بیخیال، رفیق
شاید بهتر باشه تو هم بازنشسته بشی
ولم نکنید
کیر توش
عاقلتر از این حرفهایی که بخوای فرار کنی
دوستت چارهای برام نذاشت
این بازی، کلا دوتا راه خروج داره، آنتوانت
کی روی سرم، جایزه گذاشته؟
خودت
واسه آدمکشی، مزدور استخدام کردی
،درست مثل پدرت قوانین رو زیرپا گذاشتی
کیر تو خودت و قوانین
...از بازیکن، متنفر نباش
از بازی متنفر باش
بابت کمکهزینه بازسازی کلیسا
ازت ممنونم، جو
خب، یه نقشی
توی خراب شدنش داشتم
پذیرش، آغاز رستگاریه
شونهت چطوره؟ - هنوز بدجوری درد میکنه -
این دیگه چهجور حلقهایه؟
آره، اسمش چی بود؟
تاکتیکال؟
تاکتیکال؟. آره - تاکتیکال؟ -
به فرانسوی بود
مرسی
میدونی، اگر کمک خواستی
بهخاطر نبود آنتوان و خروج تمام قاتلهای حرفهای اروپا
...از بازی
سرم حسابی شلوغ میشه
من بازنشسته شدم - نه، بازنشسته شده -
فقط خواستم از زبون خودش بشنوم
تبریک میگم - ممنون -
مواظبش باش
خیلی خوشتیپ شدی
ممنون
بازنشسته شده
میدونی، باید برای دانشگاه بچهمون
پول پسانداز کنیم
آره، درسته
راستی واسه آسیب زدن به یه نفر چقدر پول میگیری؟
جدیای الان؟ - آره -
خب، دانشگاه که ارزون نیست
ولی قبلش باید بفرستیمش مهدکودک
پوشکها هم بدجوری گرونن
شیر خشک هم که گرونتره
از اون سبدها هم لازممون میشه
سبد؟ خیلیخب - ...سبد، آره. اوه
«مترجمان: داوود آجرلو و علیرضا نورزاده» ::. Highbury & MrLightborn11 .::
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.