Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
- اون چیکن منه! - ایست!
[آنچه در شب مبارزه گذشت]
موکل من همراه با سه مرد سفیدپوست دیگه دستگیر شد
با این حال، فقط آقای ویلیامز متهم شده!
اونا از پشت بهم شلیک کردن
اگه خانوادهم اونجا بودن چی؟ بچههام؟
- الان کجان؟ - فی دیشب ترکم کرد
- واو! واو! واو ! - جنکینز نشانم رو گرفت
فقط باید تو این مورد بهم اعتماد کنی
پلیس اومد محل کارم. و اون سعی داشت کمکت کنه
ما مککینلی رو تعقیب میکنیم
صبر میکنیم تا بتونیم غافلگیرش کنیم
میتونم از یه آدم زرنگی مثل تو توی شهر استفاده کنم
خوشم نمیاد با ویلی صمیمی میشی
خب، حداقل اون از خودش دفاع میکنه
بله، امرسونم
میخوام تو جکیل آیلند منو ببینید
کلاب دلفین
- حالا چی؟ - حالا دنبالشون میریم
همشون دنبال این هستن که سهمشون رو بیشتر کنن
میخوام برای همیشه بازنشسته بشن
میدونی، وقتی دزدی رو برنامهریزی کردم...
- یالا سوئیتس - اون مثل آبنبات لیست میزنه
...و بنگاه بالاخره میدید که
فرانک اونقدرا هم قدرتمند نیست
اونا میتونن کاری رو بکنن که بابات میکرد،
و اون اینه که هر چی من میگم انجام بدن!
میدونی، یه سری حرف و حدیث هست
مردم الان دارن تواناییهای رهبری تو رو زیر سوال میبرن
جندهی...
ممم. این دندهها،
محشرن،
ولی هیچ چی به پای اون ریب شک نمیرسه، یادت میاد؟
نه، یادم نمیاد
بیخیال، مرد. ریب شک یادت نمیاد؟
همیشه ازم خواهش میکردی ببرمت اونجا
برات دندههای سوپر سایز میگرفتیم با شیک شکلاتی
- به زور تمومش میکردی - عه آره، شک
عاشق اونجا بودی، مرد
میدونی، بعد از رفتنت تعطیل شد
فکر میکنی دارن میرن؟
هوم. شاید
حدسم اینه که میخوان این غنیمت رو ببرن
پیش هرکی که انقدر دیوونه باشه که بخواد جابهجاش کنه
تا چند لحظه دیگه میفهمیم
دارن پیکنیک میکنن عوضیا
نمیدونم چرا نمیتونیم بریم اونجا و همین الان بگیریمشون؟
چون هیچی نداریم
باید دنبالشون کنیم. بذاریم این ماجرا تا آخرش پیش بره
خب، باید میرفتیم اونجا و باهاشون دنده میخوردیم
- مثل یه بز گرسنهام - آره
مرد، یالا دیگه، یالا
خب، چیه؟ کَکمَک داری؟
نه کاکاسیاه، جکیل. جکیل آیلند
جکیل؟ جکیل دیگه چیه؟
نمیدونم، من که اسمشو نذاشتم
هی! هی! دیدمتا
داری با کی حرف میزنی، رفیق؟
جیباتو خالی کن. همین الان
یا اینکه با دوستام «اسمیت و وِسون» آشنا میشی
میفهمی چی میگم، پسر؟
اوه، نه
اینجا پسری نمیبینم
تو چی میگی، ری؟
- فقط یه کیسهآرد با آرزوی مرگ میبینم - هوم
ختم خودته
اِ اِ اِ اِ
ری، اسلحهشو بردار
لعنتی!
پاشو. پاشو!
میدونی چیه، ری؟
فکر کنم وقتشه که آقا بشی. نظرت چیه؟
چی میگی، بلک؟ من که باکره نیستم
نه، ولی با این تفنگ که هستی
بتمرگ
وقتی با منی، باید همیشه آماده باشی
یالا، اون لعنتی رو استفاده کن
- هوم - فقط... هرچی میخواین بردارین
اوه، حالا لحنِ حرف زدنت عوض شد، نه؟
چه خبر شده؟
ری، اسلحهتو بذار زمین
هی مرد، چه خبره؟
ری، اسلحهتو بذار زمین
بعد اینکه یه درس به این بیلی باب دادیم
خواهش میکنم، میتونی شکلاتا رو برداری
- فقط برو - دیگه من «پسر» نیستم؟
قصد بدی نداشتم
لعنتی. اسلحههاشون رو کشیدن بیرون، مرد
ری، اسلحهتو بذار زمین، باشه؟
نه، تا وقتی این شیطان سفید عذرخواهی نکرده، اسلحهشو زمین نمیذاره
- ببخشید. متاسفم - چی؟
- دوباره بگو. چی؟ - معذرت میخوام
- معذرتخواهی کن، شیطان سفید! معذرتخواهی کن ! - معذرت میخوام! معذرت میخوام !
عذرخواهی کرد! عذرخواهی کرد، باشه؟
حالا اون لعنتی رو بذار زمین!
صبر کن... صبر کن، بذار ببینیم چی میشه
نه، نه، نمیتونی الان قهرمانبازی دربیاری،
همه چی رو خراب میکنی!
- تو ماشین بمون - فقط یه لحظه صبر کن !
ری، اسلحهتو بذار زمین
اون لعنتی رو بذار زمین، مرد
یالا دیگه
هوم
صندوقدار رو نمیبینم
صبر کن. یه لحظه وایسا. هی، خودت گفتی،
باید بذاریم همه چی تا آخرش پیش بره، نه؟
چیکن، ممکنه اون مرد آسیب دیده باشه
هی، نگاه کن، دارن میرن
اگه دنبالشون نریم، گمشون میکنیم
ون رو دنبال کن! بجنب!
کیرتوش!
پلیس آتلانتا
- اینجام - آهای؟
آهای؟
اوه، نه نه، من پلیسم. من پلیسم
من پلیسم، مشکلی نیست
بزار کمکت کنم
- آسیب دیدی؟ - نه
فکر کردم میخوان منو بکشن،
بعدش یکی دیگه اومد و جلوشون رو گرفت
خدای من! اون برگشت!
نه، نه، نه، اون با منه چی؟ - گفت برگشت
- مشکلی نیست، بیا - منظورت چیه، مشکلی نیست؟
چون الان حالت خوبه، هان؟
چون الان میتونی سفیدپوستا رو نجات بدی،
در حالی که تنها امید ما برای عدالت
- همینطور گذاشت و رفت و خدا میدونه کجا - آروم باش، چیکن
«آروم باش» کل روز داری بهم میگی
«آروم باش»
باید پول اینا رو بدی!
میخوای کونم رو ببوسی، سفیده صورتتوالتی؟
هان؟
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
«شب مبارزه: سرقت میلیون دلاری»
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
[موسسه تدفین بنکهد]
ویویان، اینجا چیکار میکنی؟
ببخشید که این وقت شب مزاحمت شدم، یولیس، ولی،
یکی به کمکت نیاز داره تا بره اون دنیا
خب، تسلیت میگم، ولی، عزیزم، الان تعطیلیم
عجله داریم
- واقعاً؟ - آره
هوم
آدمش رو زیر یه روکش توی صندلی عقب گذاشتم
این کار من نیست واقعاً
بیخیال، اگه راه دیگهای بود، اینجا نمیاومدم
خواهش میکنم
- کسیه که میشناسم؟ - نه
نه
ولی باور کن،
دنیا بدونش خیلی بهتره
بهت آسیب زدن؟
سعی کردن
کمکم میکنی یا نه؟
۳۰۰ دلار
منصفانهست
چند وقته داری این کارو میکنی، یولیس؟
لعنتی. همهی عمرم
پدرم انجامش میداد تا اینکه دفنش کردم
این کسبوکار خانوادگیه
تا حالا به گسترش کار فکر کردی؟
[جکیل آیلند] [استراحتگاه ساحلی همه فصل]
مک، چرا اصلاً اومدیم این طرف شهر؟
چون اینجا هیچکس دیگهای نیست
یالا، بریم
هیچجا خونهی خوده آدم نمیشه
کلاب دلفین افسانهای بود
سیاهپوستها از همه جا میاومدن فقط برای اینکه اجرای اینا رو ببینن
آره، دقیقا
البته همهشون دیگه مردن
مطمئنی نگفتن دارن کجا میرن؟
میدونم چطوری میتونستیم بفهمیم کجا میرن
اگه میرفتیم دنبالشون...
- لالمونی میگیری؟ - لالمونی میگیرم؟
- لطفاً - باشه، باشه، باشه
هر جزئیاتی که یادت میاد...
نشنیدی چی گفتم؟
لعنت بهت، دیگه از دست شماها خسته شدم
میخوام از مغازهم برین بیرون، از زمین من خارج شین!
میدونی من از چی خسته شدم؟
- اگه یه بار دیگه بگی... - آروم باش، صبر کن...
نه، نه، نه! خودم با این دهاتی سر و کله میزنم
میخوام خوب گوش بدی خوب گوش کن، باشه؟
بوی چیزی به مشامم میرسه
میدونی این بو چیه؟ سیب گندیده
جالب اینجاست که یه دونه میوه هم اینجا نمیبینم، تو میبینی؟
نه، نمیبینی، مگه نه؟
ولی کلی شکر میبینم،
و قسم میخورم که خدا هم میدونه شکر واسه خمیرمایهست
میدونی، من این شهرهای خشک رو خوب میشناسم
و میدونم تو پشت مغازهت یه دستگاه مشروبسازی داری
پس چیزی که میخوام اینه که این دوستمون کارآگاهم
یه چرخی بزنه اون پشت و بعد بیاد بیرون
و به خاطر عرق دستساز بگیرتت
نظرت چیه، دهاتی نفهم؟
ها؟
خب، حالا این چطوره، دهاتی نفهم؟
وقتی داشتن میاومدن، دربارهی یه سفر حرف میزدن
سفر؟ کجا؟
جکیل آیلند
جکیل آیلند
- همین برات کافیه؟ - آره
کارآگاه سامبو. ها؟
جون سفیدا رو همهجا نجات میده
و همه جوره داره به سفیدا حال میده
بیا بریم!
واو
اینجا سِلِج رو دیدم روی همین صحنه
ماه عسلمون هم شارمین رو همین جا آوردم
شک ندارم زنت قشگت افسارت کرده بوده،داداش
تو این چیزها رو نمیفهمی
درست میگی
زنیکه باید خداش رو شکر کنه اگه تونست یه لیوان آب از دستم بگیره
هیچکس چیزی از تو نمیخواد
آه، تعجب میکنی
خیلی هم تعجب میکنی
هی مک، اینجا چی شده؟
ادغام نژادی
چرا باید بری جایی که سیاهپوستا هستن،
وقتی میتونی بری جایی که سفیدای متکبر بهت زل بزنن
وقتی داری غذا میخوری؟
به نظرت جالب نیست؟
به نظر من که نیست
الو؟
مک. منم. یه ساعته دارم بهت زنگ میزنم
آره، تازه رسیدیم
باشه، گوش کن. دارم میام
باشه. چند ساعت دیگه اونجام
باشه، ما اینجاییم
یه چیزی بهت بگم،
خیلی وقت شده که یه عشق و حال حسابی نداشتم
تو چطور، جوون؟
اوه... خیلی وقت شده
تو بامزهای، کاکاسیاه
چطوره زنگ بزنیم یه کلاب و چندتا دختر بیاریم؟
یه حالی بکنیم
نظرت چیه؟
آره
خوبه
فقط تو و ویلی هستین؟
من، ویلی و اون بچه، سهتاییم
باشه
هی، ویلی رو بده پای تلفن
همه چی اوکیه؟
آره، ببین، یه مالخر رو دارم میارم
که حاضر پول خوبی بده
باشه، سرباز، هواتو داریم
ویلی، تلفن برای توئه
چه خبره؟
ویلی، دستور دارم
از شر بچه خلاص بشو. فهمیدی؟
واقعاً لازمه؟
بچه رو بکش
مک با من
بیایین مهمونی رو شروع کنیم
یه روزی که گیر اُفتاده بودیم،
از هر طرف بهمون تیراندازی میکردن
یادم میاد با خودم گفتم، «خستهام
خستهام از اینکه منتظر باشم مرگ پیدام کنه»
پس از اون چاله پریدم بیرون،
دیدم همهی ویتکنگها دارن زل میزنن بهم
تا به خودم اومدم،
مک کنارم بود
داد میزد
منو دوباره کشید تو اون چاله
اون... اون روز جونم رو نجات داد
بهش مدیونم
هی
هی!
تو اینجا جایی نداری
تفتوش، اِمرسون، دوباره گند زدی
اِمرسون داره خاطرات جنگ تعریف میکنه
ببخشید آقایون
نوشیدنیمو تموم کنم، میرم
هممم
رفیق خودم
ببخشید، میدونی، با اون همه بمببارون اونجا،
گوشام دیگه خوب نمیشنوه
میخوای دوباره حرفتو تکرار کنی، عوضی؟
نه اینجا، سرباز
هی، یه چیزی بهت بگم، خوب شد که باک پر کردیم، نه؟
چون الان اصلاً نمیدونیم کجا داریم میریم
اصلاً تو این موقعیت کیری نمیافتادیم
اگه تو اینقدر علاقه نداشتی برای اون سفیده خایهمالی کنی
میدونی که بوش نمیره دیگه، نه؟ میمونه رو دستت
عه، برات خندهداره، این هادسون رو خندوند؟
هیچی نمیخوای بگی؟ حرفی نداری؟
قبلاً بهم چی میگفتی؟ میگفتی اوباشم
ببین، وقتی پول درآوردم،
همش رو برگردوندم به جامعهام
- هوممم - به مردمم امید دادم
- آره - بهشون انگیزه زندگی دادم
ترجیح میدم هر روز اوباش باشم تا یه نوکر
در مورد نوکر بودن، شاید یه تلفن عمومی پیدا کنیم، به زنت زنگ بزنیم،
ببینیم چی میخواد بگه
عه، صبر کن، تو هیچکدومش رو نداری
نه خونه، نه زن
بزن کنار
ببین، خیلی تند رفتم
- هادسون، همین الان بزن کنار - باشه، گوش کن...
- همین الان بزن کنار - دارم معذرت میخوام
همین الان بزن کنار!
بیخیال، چیکن...
به من نگو«چیکن»...
از ماشین پیاده شو تا حالت رو جا بیارم
مرد، ما وقت این چرندیات رو نداریم
- بیا دیگه، خبری از «چیکن» نیستش - چیکن، این دیوونگیه
مرد، ما باید دنبال...
بس کن!
بسه دیگه، بس کن!
- نه هنوز تموم نشده - بس کن، مرد
هی رفیق. وایسا، وایسا. بس کن
هی، ولش کن! بس کن. تقلا نکن
باشه!
بیخیال شو! روبراهیم؟
آره گمونم
بهت گفتم
مشت به تخم؟
نمیتونم نفس بکشم. نمیتونم ب...
تفتوش
نه، نه. بیخیال
حالتو گرفتم، مگه نه؟
لعنتی
آه...
میدونی، اولین قرارم با فِی یه پیادهروی تو پارک بود
اون فکر میکرد رمانتیکم، اما، من فقط آس و پاس بودم
بهش گفتم: «نگران نباش، چون از اینجا به بعد فقط اوج میگیریم، عزیزم»
ببین، بابت چیزی که تو ماشین گفتم معذرت میخوام، باشه؟
حرفم بیمورد بودش، منظوری نداشتم
اوه، نه، منظور داشتی
و اشکالی نداره، نمیگم که مستحقش نبودم، پس...
ببین، چیکن
وقتی که من تو رو دستگیر کردم،
باید بچههای دیگه رو ول میکردم
این هنوز تو دلم گیره، رفیق
تا همین امروز
یعنی، تو قانون رو شکستی،
و من حق داشتم که تو رو دستگیر کنم، اما...
اگر بخوام همهچیز رو دوباره از نو انجام بدم، نمیدونم
چهبدونم
میخوای بدونی بزرگترین کلاهبرداری که انجام دادم چی بود؟
بزرگترین کلاهبرداری که انجام دادم این بود که به خودم
بباورونم که همهی این کارایی که دارم انجام میدم
برای خانوادهمه
برای خودمه
دارم سعی میکنم کسی بشم که نیستم
ببخشید، عزیزم. ما یکم گم شدیم
شما میدونید از کدوم ور میتونیم به کلاب کوسه بریم؟
به کلاب کوسه؟
هرگز اسمش رو نشنیدم
ببین، ما یه برنامه تو این، اوه، کلاب کوسه تو جکیل آیلند داریم
عه، صبر کن، داری درباره کلاب دلفین حرف میزنی؟
آره
به نظر درسته
خب، کلاب دلفین حدود یک مایل اون طرفتره
فقط مستقیم ادامه بدید
مرسی، عزیزم!
دستت درد نکنه
کلاب دلفین مدتیه که بسته
هی، سه تا دختر تو ماشینن
هر دزد یه دختر
یالا
میدونی که دارم چی میگم، برادر
بیاین، خانمها. این آبنباتا رو بردارید
شما اول، خانم
من دو تا سوراخ بینی دارم
بیخیال، ببخشید که بخیل بودم، عزیزم
- هوم، مرسی عزیزم - اهوم
نوبت توئه، عزیزم
ری!
نگرانش نباش
لعنتی، پسر، نمیتونی این آبنباتا رو اینجوری هدر بدی
- ببخشید - بیخیال
نمیدونم!
بیخیال، بچه. خیلی هم بد نیست
رفیق، یه کم...
باشه
نه، اما، بلک، واقعاً هیجان زدهم که با تو میرم شمال، رفیق
قراره که فقط من و تو اون بیرون آقایی کنیم
ری و بلک، الآن میبینم که چطور میشه
آره. آره، آره
کدوم یکی از اون دخترها رو دوست داری؟
عسل
عسل
فکر میکنی اون بهم علاقه داره؟
میخوای که داشته باشه؟
هوم
اینو ببین
وایسا
گوش کن، عسل عزیزم. میخوام ازت خواهش کنم که بهش برسی، باشه؟
بهش خوش بگذره. لطیف باش
چطوره که بریم یه اتاق بگیریم؟
بیا دیگه
الان نترسیها، ری
چیزی جز یه کم آب نیستش
من برمیگردم دنبالت، عزیزم. برمیگردم
آره، باشه
این کار عاقلانهای نیست، بلک. امرسون گفت که داره میاد
ما وقت داریم، رفیق، وقت داریم
چیکار داری میکنی؟
هر کدممون باید مراقب کیفمون باشیم
اون بچه کیفش رو جا گذاشت، من میرم بدم بهش
رلکس کن، مک
برو یه کم از این دخترها رو بنشون رو پات، کاکاسیاه
بیا دختر. بذار یه چیزی بهت نشون بدم
تا حالا به بهشت رفتی، عزیزم، هوم؟
به شرطی که بتونی این پاها رو مثل دروازههای بهشت باز کنی
اوه، اینا باز میشن، عزیزم. و تو قراره برام آوازشو بخونی
تشنهای؟
سرباز وظیفهای بودی یا داوطلب؟
چطور فهمیدی من تو ارتش بودم؟
فهممیدنش که سخت نیست
تا حالا جون کسی رو نجات دادی؟
میدونی، بیشتر مردم فقط میپرسن
که آیا تا حالا کسی رو کشتم یا نه
من مثل بقیه نیستم
که اینطور
فیــلــ مــکیو رو ســرچ کـن
آره، قبلاً جون یه برادر رو نجات دادم
اون مرد رو از خط آتش بیرون کشیدم
مدالی چیزی گرفتی؟
اینجا آمریکاست عزیزم
برای نجات دادن سیاهپوستا مدال نمیدن
همون لحظه که دیدمت فهمیدم یه قهرمانی
آره، خب، من قهرمان نیستم
چرا، هستی
تو هوای مردمو داری
پس چرا نمیذاری من هوای تو رو داشته باشم، هوم؟
منو به بهشت ببر
اوه! آره!
خوب بودم؟
آره
این قراره مثل اونا باشه؟
تو ناز بودی
سکسی
اوم، تا حالا شمال رفتی؟
اوه، هیچوقت نرفتم
دارم میرم اون طرف
یه کاری با ویلی جور کردم
داریم کارای بزرگی با هم انجام میدیم
میدونی، اگه یه وقت خودت رو اون طرفا دیدی،
میتونم ببرمت بگردونم
میخوای منو ببری قرار؟
چهبدونم
آره
شماره تلفنی چیزی داری که بتونم نگه دارم؟
چه بامزه
مککینلی راجرز
من و تو باید یه گپ کوچولو بزنیم
- اون چراغا ، - هوم؟
همه اون آدما
و همه اون پتانسیل
ولی مطمئنم اینو میدونی
ببخشید، امیدوارم مزاحم نشده باشم
اوه، نه مشکلی نیست
- هوم. - از همراهیت خوشحالم میشم
بیا پیشم
حتماً
خانم، میتونم براتون یه کوکتل بیارم؟
میدونی، معمولاً یه چیز شیرین میخورم،
ولی بعد روزی که داشتم،
فکر کنم حال و هوام رو عوض کنم،
میفهمی که؟
کنیاک؟ کنیاک، لطفاً. ممنون
خب، چه جور روزی داشتی؟
اوه، دور و بر میدویدم و گندایی رو جمع میکردم که خودم نزده بودم
بعضیاشم خودم زده بودم
میخوام بابت کاری که تو آرایشگاه برام کردی ازت تشکر کنم
مردای زیادی نیستن که هوامو داشته باشن
و همینطور میخوام ازت عذرخواهی کنم
برای اتفاقی که تو مهمونی اُفتاد
با اینکه من هیچ ربطی به اون قضیه نداشتم،
ولی بازم اتفاق اُفتاد
ممنونم
ولی مطمئنم تا اینجا نیومدی که
منو غرق عذرخواهی کنی
نه، نیومدم
ستون اصلی یه جامعه،
کلیساهاست؟ آرایشگاهها؟
موسسه تدفینهاست
کسب و کار نقدیه، رفیق
این بازاریه که هیچوقت از بین نمیره،
- چون آدما همیشه میمیرن. - هوم
فضای عالی برای یه تاجر باهوش که کسب و کارشو متنوع کنه
و علاوه بر این، اون تابوتها،
میدونی، میتونی چیزایی رو جابجا کنی که
دقیقاً نمیخوای کشف بشن
اوه، مثل کاکاسیاههای کلهخر با گلوله تو سرشون؟
اوه، ممنون
اوم،
صاحب این کسب و کار موسسه تدفین،
- اهل همین جاست؟ - اوهوم
تو جامعه جا اُفتادهست؟
بهتر از اون
از قوانین منطقهبندی دهه گذشته مستثنی شده،
یعنی هر ملکی که بخره،
لازم نیست به دولت خبر بده
برو بابا
من تو همه جور کاری دستم هست
میدونی، دقیقاً همین حرف رو
از یه دغلکار کوچولو اینجا شنیدم
نه. ببین، اونچه تو شنیدی فقط حرف بود
من دستور پختش رو دارم
هوم
پس تو همون خوکی هستی که زن سابقم رو تهدید کرد؟
نه، تو تهدیدی برای شارمین و اون دختر کوچولویی
خانوادهام رو از این قضیه دور نگهدار
هی، آروم باش!
ولی دیگه وظیفه تو نیست که ازشون محافظت کنی
شارمین دوباره ازدواج کرده، یه شغل خوب هم گیر آورده
اما انگار نمیتونه بوی گند تو رو از خودش پاک کنه
ولی اگه تو این قضیه کمکمون کنی،
من مطمئن میشم که هیچکدوم از اینا به اونا آسیبی نرسونه
تو همین الانشم خودتو تو دردسر بزرگی انداختی
دیگه معنی نداره که اوضاع رو بدتر کنی
حالت چطوره، مشتی؟
عالی!
آره، مثل اینکه
رفیقت کجاست؟
بیرونه، داره دخترا رو بدرقه میکنه
ببین، برای من دیگه خیلی دیره،
ولی ری، اون فقط یه بچهست
تنها چیزی که نیاز داره یه فرصت دوبارهست
اگه بذاری بره،
من هرچی میخوای بهت میدم
نه، امکان نداره بذارم بره
نمیتونه همینجوری از این قضیه در بره
میتونی شانست رو با اون قاتلهایی که دارن میان امتحان کنی
گوش کن، گوش کن، پسره هنوز به سن قانونی نرسیده، درسته؟
- درسته. - من تمام تلاشم رو میکنم
تا مطمئن بشم به عنوان یه نوجوون محاکمه میشه
وقتی ۱۸ سالش بشه آزاد میشه. هنوز میتونه از زندگیش چیزی بسازه
ببین، بهت قول میدم
باشه، قبوله
باشه
خب، حالا راستش رو بگو. کی استخدامتون کرد؟
امرسون دورسی
امرسون؟ همون مرد توی عکس؟
اون کسیه که کار رو ازش گرفتم
ولی اون فقط یه واسطهست
- واسطه برای کی؟ - نمیدونم
میتونی خودت ازش بپرسی. داره میاد اینجا
ببین، برای مقابله با امرسون به کمک من نیاز داری
چون با تفنگ خیلی خطرناکه
و نفر سوم ویلی بلک،
اون حرومزاده یه ویروس متحرکه
باشه
تو اون پسره رو طرف ما بکش،
ما هم ویلی بلک رو دستگیر میکنیم
بعد صبر میکنیم و امرسون رو هم میگیریم
حالا چرا باید بهش اعتماد کنیم؟
چون ما هم پامون گیره، چیکن
چاره دیگهای نداریم
مگه نه، سرباز؟
درسته
لعنتی، اومدش
چرا نمیری اونجا و یه آتیش روشن نمیکنی؟
یکم اینجا رو گرم کن، هوم؟
- برین تو ون من. - لعنتی!
از شر پسره خلاص شو
اَه، لعنتی!
کجا میری، پسر؟
کیف غنیمتم رو بالا جا گذاشتم
ایبابا، باید همیشه اونو همراهت داشته باشی. برو بیارش
روز حسابرسیـه، سرباز. موقع اومدن یه ماشین پر از دختر دیدم
رفیقت، ویلی بلک چطوره؟
اگه مشکلی داری، میتونی با خودش حلش کنی
اوه، اون حرومزاده حتماً این کار رو میکنه
اوه، لعنتی!
تو خیلی درباره اون حرومزاده میدونی، مگه نه؟
هیچکدومتون هیچی بهم نمیگین
هنوز منو تو بیخبری نگه داشتین
به محض اینکه از اون قاتلها دزدی کردم، مرده به حساب اومدم
مک، اونا حتی درباره تو چیزی نمیدونن، مرد
کصشعر نگو!
همه رفقام مردن
فکر میکنی الان باید حرکتمون رو شروع کنیم؟
فرانک موتن نمیذاره همینجوری در برم
خب، مسئله اینه که لازم نیست نگران فرانک باشی
- دارن حساب اونم میرسن، میفهمی؟ - آره؟
- آره. - توسط کی؟
همون حرومزادهای که ازش دستور میگیری؟
بیخیال مرد...
هنوزم میخوای منو تو بیخبری نگه داری؟
ازت یه سوال پرسیدم، سرباز
اسمش کادیلاک ریچیـه
- کادیلاک؟ - داره علیه فرانک اقدام میکنه
خیلی وقته بو که مقدمهش رو میچید
گوش کن، من نجاتت دادم، مرد
از اون جنگل بیرونت کشیدم
نذاشتم کلهت رو بترکونن، مرد
اینجوری جوابم رو میدی؟
هی، مرد، انتظار نداری که عذرخواهی کنم
برای اینکه ۲۰ هزار دلار گذاشتم تو جیبت
گور بابای این حرفا، مرد!
اوم، بیخیال بابا، من دارم سعی میکنم همه چیز رو باهات صاف کنم
درستش کنم
ما نفرین شدیم، مرد
به خاطر کاری که کردیم نفرین شدیم
هر بلایی سرمون بیاد، حقمونه
مالخر به زودی میادش
پول من رو داری، سرباز؟
ازت یه سوال پرسیدم
آره. آره، پولت رو دارم
بیا همهش رو بیاریم اینجا و بشماریم،
بذاریمش تو صندوق ماشینت
مرد، من از راست و ریست کردن کارهات خسته شدم
خب، باشه پس،
راهو نشون بده
شنیدم خوش گذشته بهت
هیچی به اندازه
یه کم عشقبازی و مواد وقت آدم رو پر نمیکنه
لعنتی!
خب، چه غنیمتی، سرباز
حالا میفهمم چرا پول بیشتری میخواستین
آره، ولی برای چیزایی که از دست دادیم اصلاً کافی نیست
آره. خب، میدونی که چجوریه، مک
گاهی چند تا سرباز باید فدا بشن تا پیروزی بزرگتری به دست بیاد
چی گفتی؟
چه مرگته تو؟
کار اون سر و تهها رو ساختی؟
آره، درباره اون...
اوضاع خراب شد
منظورت چیه؟
اِ، سر و تهها؟
دارین درباره چه سر و تههایی حرف میزنین؟
چیزی نیست که تو نگرانش باشی، مک
بیبی ری یکی از این سر و تههاست؟
من یکی از این سر و تههام؟
داری از چی حرف میزنی مک؟
هی هی! چه مرگته مک؟
شما عوضیها تمام این مدت با هم دست به یکی کرده بودین
- مک... - خفه شو، مرتیکه!
هی مک، به من گوش کن، باشه؟
آره، چند تا تلفات دادیم،
ولی یه عالمه پول اون طرف هست که باید تقسیمش کنیم
پس چرا همه آروم نمیشیم؟
باشه، مککینلی، آروم باش
از همون اول که دیدمت فهمیدم یه مار خوشخط و خالی
اینو کسی میگه که بچهکشه و مدالهاش اینو ثابت میکنه
مون لقت کاکاسیاه. زندان هم برات کمه
زندان؟ کسی قرار نیست بره زندان، مرد
هر دوتاتون، اون تفنگا رو بذارین زمین
ری...
مک!
لعنت بهش!
لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی!
لعنتی. مک
مک
فکر کردم میخواد بهت شلیک کنه
مک؟
اون ضربالمثل درباره شرافت بین دزدا چی بود؟
من از کجا باید بدونم؟
دقیقاً
پلیس آتلانتا. اسلحه رو بنداز زمین
یالا
لعنتی!
اوه، گندش بزنن!
اگه اتفاقی برام اُفتاد، گزارش بده
کجا داری میری؟ هادسون
لعنت بهش! گندش بزنن!
لعنتی!
کیرتوش! کیرتوش! کیرتوش! کیرتوش!
میخوای همینجوری ادامه بدی؟
تو اونی هستی که تیر خورده
این پول حتی مال تو نیست
مال تو هم نیست. ولش کن
عمراً
وایسا! وایسا!
اوه، لعنتی!
آخ!
شما دیگه کی هستین؟
ما پلیسیم، کاکاسیاه!
محاله... عوضی، نشونت رو نشونم بده!
تفتوش!
- باشه، باشه، باشه. - این به خاطر ویویانه
ویویان دیگه خر کیه؟
خب، حالا چیکار کنیم؟
طبق نقشه پیش میریم
کادیلاک
[نیوجرسی]
میدونی چقدر عاشق پاستای مامانبزرگم
بهش بگو یه بشقاب برام نگه داره
وقتی کارم با این مشکل هارلم تموم شد میبینمتون
خداحافظ
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
هی، گوس، چیزی برام داری؟
بله، رئیس
شنیدم پسر خوشگلم داره دوباره میره جنوب
یه روز تو اون شهر لعنتی،
دهاتی و عقبمونده انگار یه عمره، مامان
هی، راک
بذار مامانم ببینه اونجا چی داری
چیزی میپسندی؟
اون سفیده
سفیده رو لطفاً بده
نه، نه، نه نه
هیچکس به مامانم دست نمیزنه
این خیلی قشنگه. ممم!
وقتی از جنوب برگردم، برات
یه گردنبند الماس خوشگل چهار قیراطی میارم
تو فقط کاری که باید رو انجام بده
و زود برگرد به تمدن
اوه، داره انجام میشه
فرانک رو تو یه گرداب آشفته انداختم الان،
و وقتی کارم تموم شه،
حتی نمیفهمه که من توش دست داشتم
تحقیر کردن کافی نیست
پدرت، بیگ ریچی،
شبها بیدار میموند،
نقشه میکشید، برنامهریزی میکرد، رویای تلافی کردن از فرانک رو داشت
اون روز هیچوقت نیومد
پس، من مجبور بودم وایسم و تماشا کنم
که اون مار خطخطی پدرت رو تضعیف کنه،
از یه پادشاه تبدیلش کنه به یه واسطه،
درست مثل کاری که داره با تو میکنه
پدرت به اندازه کافی قوی نبود که تصمیم درست رو بگیره،
اما تو، پسرم،
الان وقت توئه
من اون رو میخوام. من همه اون رو میخوام،
برای تو، برای ما،
برای بیگ ریچی
به موقعش، اون مار رو له میکنم
اینه پسر من!
تو میراث پدرت رو حفظ میکنی
و اون دورو، شیرینبیان جونده رو سر جاش مینشونی
بله، مادر
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.