Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
«درحالیکه این مجموعه برگرفته از رویدادهای واقعی است بخشهایی از آن صرفاً به دلایل نمایشی ساختهی ذهن نویسنده بوده و نشان از هیچ شخص یا نهاد حقیقی نیست»
!مرد مرغی اونه - !ایست -
[...آنچه گذشت]
موکل من به همراه سه سفیدپوست دیگه دستگیر شده
!با اینحال فقط به آقای ویلیامز اتهام وارد شده
از پشت بهم تیراندازی کردن
اگه خانوادهام اونجا بودن چی؟ بچههام؟
الان کجان؟ - فِی دیشب ترکم کرده -
!هی! هی! هی - جنکینز نشانم رو گرفته -
تو این یکی فقط باید بهم اعتماد کنی
.پلیس اومد به محل کارم و میخواست کمکت کنه
مکینلی رو تعقیب میکنیم
صبر میکنیم تا وقتی بتونیم بگیریمشون
یه مادرجندهی تیز و بز مثل تو توی شهر به کارم میاد
خوشم نمیاد با ویلی رفیق جینگ بشی
خب، حداقل اون گلیم خودش رو از آب بیرون میکشه
آره، اِمرسون هستم
میخوام همهتون بیاید پیشم در جکیل آیلند
کلاب دلفین
خب حالا چی؟ - حالا تعقیبشون میکنیم -
همهشون میخوان سهمشون رو بیشتر کنن
میخوام دائماً بازنشسته بشن
...میدونی، وقتی نقشه سرقت رو ریختم
.یالا شیرین خانم مثل آبنبات لیسِت میزنه
...تا سازمان بالأخره ببینه که
فرانک اونقدرها قدرتمند نیست
میتونن کاری رو انجام بدن ،که اگه بابا جونت بود انجام میداد
!اینکه هر دستوری که میدم رو اجرا کنن
میدونی، یه سری ادعا کردن
مردم الان دارن تواناییهای رهبریت رو زیر سوال میبرن
...جندهی به
،این دندهها
،خوشمزهان
ولی به پای ریب شَک نمیرسن، یادت میاد؟
نه، یادم نیست
.بیخیال مرد ریب شَک رو یادت نیست؟
قدیما همیشه التماسم میکردی که به اونجا ببرمت
برات دندههای سوپرسایز میگرفتیم با شِیک شکلاتی
به زور میتونستی کلش رو بخوری - آره، شَک -
قبلاً عاشق اونجا بودی، مرد
میدونی بعد از رفتنت تعطیل شد
به نظرت قراره راه بیوفتن؟
شاید
...حدسم اینه که غنائم رو
پیش هرکسی میبرن که اونقدری دیوانه باشه که بخواد جابجاش کنه
به زودی میفهمیم
لامصب واسه خودشون پیکنیک گرفتن
نمیدونم چرا نمیشه همین الان بریزیم سرشون؟
چون هیچی دستمون نیست
.باید تعقیبشون کنیم بذاریم این قضیه تا تَهِش پیش بره
خب، باید میرفتیم اونجا و باهاشون یکم دنده میگرفتیم
قَدِ یه بُزِ نَر گرسنهام
مرد، یالا مرد
خب، اسمش چی بود؟ فرکلز؟
نه سیاهپوست. جکیل. جکیل آیلند، مرد
جکیل، مرد. جکیل دیگه چه گهیه؟
نمیدونم. اسم کوفتیش رو که من نذاشتم
هی! هی، دیدمت
با کی هستی، دایی؟
جیبهای کوفتیت رو خالی کن. همین الان
یا میتونی با دوستهام، اسمیت و وِسون آشنا بشی
حرفم رو میفهمی، پسر؟
اوه نه
من اینجا پسری نمیبینم
تو چی، رِی؟
من فقط یه سفیدک میبینم که طالب مرگه - اوهوم -
گور خودت رو کندی
اه، اه، اه
رِی، تفنگش رو بگیر
!لعنتی
!پاشو. پاشو
میدونی چیه، رِی؟
.به نظرم وقتشه از باکرگی درت بیاریم نظرت چیه؟
چی میگی واسه خودت، بلک؟ من باکره نیستم
نه، ولی با اون اسلحهی تو دستت باکرهای، نه؟
بخواب ببینم
،وقتی با من میچرخی باید آماده باشی که هر زمانی درگیر بشی
یالا، از اون وامونده استفاده کن
اوهوم - فقط... هرچی میخواید ببرید -
حالا لحنت عوض شد، ها؟
چه خبر شده؟
رِی، اسلحه رو بذار کنار
هی مرد. قضیه چیه؟
رِی، اسلحه رو بذار کنار
بعد از اینکه به بیلی باب یه درس عبرتی دادیم
.خواهش میکنم شکلات مال خودت
فقط برید - چیه، دیگه پسر نیستم؟ -
منظور خاصی نداشتم
لعنتی. اسلحه کشیدن، مرد
رِی، تفنگ رو بذار کنار، باشه؟
نه، هیچی رو کنار نمیذاره تا وقتی این شیطان سفید عذرخواهی کنه
ببخشید. ببخشید - ها؟ -
باز بگو. ها؟ - متأسفم -
!عذرخواهی کن شیطانِ سفیدپوست! عذرخواهی - !متأسفم! متأسفم -
!عذرخواهی کرد عذرخواهی کرد، باشه؟
!حالا تفنگ کیری رو بذار کنار
.صبرکن... وایسا ببینم امون بده. بذار تموم بشه
نه نه، ببین، نمیشه الان بری اونجا ،و نقش قهرمان رو بازی کنی
!فقط کل ماجرا رو خراب میکنی
فقط توی ماشین بمون - !فقط امون بده -
ری، اسلحه رو بذار کنار
تفنگ کیری رو بذار کنار، مرد
زودباش دیگه
هوم
نمیتونم صندوقدار رو ببینم
.فقط صبرکن. وایسا ،هی هی، خودت گفتی
باید تا آخرش رو ببینیم، درسته؟
مرغ، مرده ممکنه اونجا صدمه دیده باشه
هی ببین، دارن میرن
پس باید تعقیبشون کنیم وگرنه گُمشون میکنیم
!ون رو تعقیب کن! زودباش
!کیر توش
پلیس آتلانتا
اینجا - آهای؟ -
آهای؟
.نه، نه، نه من پلیسم. من پلیسم
من پلیسم. چیزی نیست
بیا، بذار کمک کنم
صدمه دیدی؟ - نه -
،فکر کردم قراره بکشنم
بعدش آخریه اومد و جلوشون رو گرفت
!خدایا! برگشت
چی... نه، نه، نه. اون با منه - چی؟ گفت برگشتن -
چیزی نیست. زودباش - منظورت چیه چیزی نیست؟ -
چون الان حالت خوبه مثلاً، ها؟
،چون میتونی سفیدپوست جان رو نجات بدی
...وقتی تنها امیدمون واسه اجرای عدالت برای من
الان رفت، و خدا میدونه به کجا - میشه آروم باشی، مرغ؟ -
.میگه آروم باش ...کل روز داشتی بهم میگفتی
که آروم باشم
!بهتره پولش رو بدی
میخوای کونم رو بوس کنی، سفیدکِ قیافهتوالتی؟
ها؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
♪ نمیخوام کسی نیازم داشته باشه ♪
ویویان، اینجا چیکار میکنی؟
،ببین، ببخشید این موقع مزاحم شدم، یولیسیز
ولی یکی واسه گذر به اون سمت به کمکت نیاز داره
،خب تسلیت میگم ولی عزیزم، الان تعطیلیم
جای صبر کردن نداره
جدی؟ - اوهوم -
هوم
قلچماقش روی صندلی عقبه زیر یه چادر
این واقعاً کار من نیست
بیخیال، اگه راه دیگهای بود نمیومدم اینجا
خواهش میکنم
میشناسمش؟ - نه -
نه
،ولی حرفم رو باور کن
دنیا بدون حضورش جای بهتریه، جک
بهت صدمه زدن؟
میخواستن
کمکم میکنی یا نه؟
سیصد دلار
منصفانه است
چند وقته که تو این کاری، یولیسیز؟
لعنتی. کل زندگیم
بابام میگردوندش تا وقتی دفنش کردم
کسب و کار خانوادگیه
تا حالا تو فکر توسعه بودی؟
[جکیل آیلند] [تفرجگاه ساحلی همهساله]
♪ این دنیا ♪
♪ این دنیا ♪
♪ ذهنم این دنیا رو گرفته ♪
[کلاب دلفین]
♪ توی دستهاش ♪
دهنشو مک، واسه چی اومدیم این سمتِ شهر؟
چون کسی دیگه اینجا نیست
زودباشید، بریم
♪ این دنیا رو گرفته ♪
♪ ذهنم این رو دنیا رو گرفته ♪
♪ توی دستهاش ♪
هیچجا خونه آدم نمیشه
کلاب دلفین افسانهای بود
سیاهپوستها از همهجا میومدن که فقط اجرای این افراد رو ببینن
آره، درسته
ولی حالا همهی اون کاکاسیاهها مُردن
♪ یا بریزش دور ♪
♪ بریزش دور ♪
♪ میتونم بریزمش دور ♪
مطمئنی درباره مقصدشون چیزی نگفتن؟
بهت میگم چطوری میتونستیم مقصدشون رو پیدا کنیم
...باید تعقیبشون میکردیم همونجوری که
اجازه میدی؟ - اجازه میدم؟ -
خواهشاً - باشه. باشه. باشه -
...هر جزئیاتی که یادت بیاد
مگه نشنیدی؟
خدا لعنتش کنه، امروز از شماها حسابی سیر شدم
!میخوام از فروشگاه و ملکم خارج بشید
میدونی من از چی سیر شدم؟
...دوباره این حرف رو بزن - ...مرغ، صبرکن. یه لحظه -
!نه، نه، نه من با این نفهم سر و کله میزنم
.میخوام گوش کنی میخوام خوب گوش کنی، باشه؟
یه بویی حس میکنم
میدونی بوی چیه؟ سیبِ فاسد
جالبش اینجاست که هیچ میوهای اینجا نمیبینم، تو میبینی؟
نه نمیبینی، درسته؟
،ولی کلی شکر میبینم
و خدا میدونه که شکر واسه مخمّره
ببین، من میدونم روال این شهرستانهایی که توشون الکل گیر نمیاد چیه
و میدونم اون پشت یه دستگاه تقطیر داری
...پس میخوام بذارم دوستِ کارآگاهم که اینجاست
یه قدم کوتاهی به اطراف بزنه ...بعد بیاد اینجا
و به خاطر عرق سگی دستگیرت کنه
این چطوره، دهاتی کسمغز؟
ها؟
چطوره، دهاتی کسمغز؟
،وقتی داشتن میومدن داخل در مورد سفر دری وری میگفتن
سفر؟ به کجا؟
جکیل آیلند
جکیل آیلند
برات کافیه؟ - آره -
کارآگاه سامبو. هوم؟
همهجا مشغول نجات سفیدپوستهایی
انواع خایههای سفیدپوستی رو میمالی
!یالا
اجرای اِسلج رو همینجا روی اون استیج دیدم
شارمین رو واسه ماهعسلمون آوردم اینجا
حتماً حسابی ذلیلت کرده بوده، داداشم
تو نمیفهمی
کاملاً درست میگی
جنده شانس بیاره یه لیوان آب بهش بدم
هیچکس هیچی از تو نمیخواد
تعجب میکنی اگه بدونی
تعجب میکنی
هی مک. اینجا چه اتفاقی افتاده؟
یکپارچگی نژادی
...چرا به مکانهای مخصوص سیاهپوستان بری
،وقتی موقع غذا خوردن ...سفیدپوستهای مغرور
میتونن بهت زل بزنن؟
باحال نیست؟
واسه من نه
الو؟
.مک. منم بیشتر از یه ساعته دارم بهت زنگ میزنم
آره، ما تازه رسیدیم
باشه، گوش کن. من... دارم میام
باشه. تا چند ساعت دیگه میرسم
باشه خب، ما اینجاییم
،گوش کن
از وقتی یه کس خوب زدم خیلی وقت گذشته
تو چطور، گنگستر جوان؟
خیلی
بانمکی، سیاه
چطوره بریم کاباره و چندتا خانم جور کنیم؟
خوش بگذرونیم
چطوره؟
آره
خوبه
فقط تو و ویلی هستید؟
من، ویلی و بچه، سه نفریم
باشه
هی، گوشی رو بده ویلی
اوضاع روبراهه؟
...آره ببین... دارم با یه مالخَر میام
که حاضره پول خفنی بده
باشه، هوات رو داریم، سرباز
ویلی، تلفن داری
دستور چیه؟
ویلی، بهم دستور دادن
از شر بچه خلاص شو. گرفتی؟
واقعاً لازمه؟
بچه رو بکش
مک با من
بیاید این پارتی رو راه بندازیم
♪ ...با افتخار تو این خیابونهای شهر قدم میزنم ♪
،یه روز، گیرمون انداخته بودن
از همهطرف بهمون تیراندازی میشد
یادمه با خودم فکر میکردم، خسته شدم
خسته شدم که مرگ پیدام کنه
،پس از اون چاله خارج شدم
اون همه نیروهای ویتکانگ رو دیدم که بهم زل زده بودن
،بعدش
دیدم مک کنارمه
داد میزنه
من رو به اون چاله میکِشونه
اون... اون روز نجاتم داد
مدیونشم
هی
!هی
اینجا جات نیست
دهنتو اِمرسون، دوباره انجامش دادی
اِمرسون داره قصههای دوران جنگ رو میگه
عذر میخوام، آقایون
مشروبم رو تموم کنم، میرم
هوم
رفیق خودمی
،ببخشید، میدونی به خاطر اون همه بمببارونها
شنواییم خیلی خوب نیست
میخوای حرفت رو تکرار کنی، لاشی؟
اینجا نه، سرباز
،هی، گوش کن خوب شد بنزین زدیم، ها؟
چون نمیدونیم الان داریم کجا میریم
...اگه اینقدر تمایل نداشتی
،خایههای اون ارباب سفیده رو بمالی اصلاً تو این وضعیت لامصب نبودیم
میدونی بوش نمیده، درسته؟ میچسبه به دستت
خندهدار بود برات، هادسون رو خندوند؟
حرفی نداری، نمیخوای چیزی بگی؟
قبلاً بهم چی میگفتی؟ میگفتی ولگرد
،گوش کن، وقتی من نون در میآوردم
دوباره به جامعهام برش میگردوندم
به مردمم امید میدادم
آره - بهشون دلیل واسه زندگی میدادم -
همیشه ولگرد بودن رو به خدمتکار خونه سفیدپوستها بودن ترجیح میدم
،درباره خدمتکار خونه بودن ،شاید یه تلفن پولی پیدا کردیم و به زنت زنگ زدیم
ببینیم نظر اون چیه
،اوه صبرکن ببینم هیچکدومشون رو نداری
خونه یا زن
بزن کنار
باشه ببین، اون زیادهروی بود
هادسون، همین الان بزن بغل - ...باشه، ببین -
همین الان ماشین وامونده رو نگه دار - عذرخواهی میکنم
!همین الان بزن بغل
...دست بردار مرغ
...مرغ مرغ نکن برام
از این ماشین پیاده شو و کتک بخور
پسر، واسه این کسشعرها وقت نداریم، مرد
زودباش! مرغ نداریم - مرغ، این دیوانگیه -
...پسر، ما باید تعقیب کنیم
!تمومش کن
!این مسخرهبازی رو تمومش کن، مرد
کافیه. نه. تموم نشده - بس کن. بیخیال مرد -
هی، رفیق. وایسا، وایسا. بس کن
!هی، تمومش کن بسه. دعوا بسه
!باشه
تمومش کن! ردیفیم؟
ردیفیم
بهت گفتم
مشت تو خایه؟
...نمیتونم نفس بکشم. نمیتونم
ریدم توش
نه نه. بیخیال
حسابم رو رسیدی، نه؟
لعنتی
...اه
میدونی، قرار اولم با فِی فقط یه قدمزنی توی پارک بود
،فکر کرد آدم رمانتیکی هستم ولی فقط فقیر بودم
،بهش گفتم نگران نباش چون از اینجا به بعد فقط پیشرفته، عزیزم
ببین، متأسفم بابت حرفی که تو ماشین زدم، باشه؟
کار درستی نبود، قصدی نداشتم
چرا، داشتی
،و عیب نداره ...اینطور نیست که حقم نباشه، پس
ببین مرغ
،وقتی دستگیرت کردم
باید میذاشتم اون یکی پسرها برن
اون قضیه آزارم داده، مرد
تا امروز
،آخه، تو قانونشکنی کردی
...منم حق داشتم دستگیرت کنم، ولی
اگه میتونستم دوباره انجامش بدم، نمیدونم
نمیدونم
میخوای بدونی بزرگترین حقهای که زدم چی بود؟
بزرگترین حقهام این بود ...که خودم رو قانع کردم
...تمام کثافتکاریهام
واسه خانواده لامصبمه
واسه خودمه
سعی داشتم کسی باشم که نیستم
ببخشید قندعسل. ما یکم گم شدیم
میدونید چطوری میشه به کلاب شارک رفت؟
کلاب شارک؟
نمیشناسمش
،ببین، یه کاری برامون جور شده توی کلاب شارک در جکیل آیلند
صبرکن، منظورتون... کلاب دلفینه؟
آره
انگار درسته
باشه خب، کلاب دلفین حدود یک و نیم کیلومتر اون طرفیه
فقط مستقیم برید
!ممنون عزیزم
احسنت
کلاب دلفین الان مدتی میشه که تعطیل شده
هی، سهتا دختر توی ماشین هستن
یه دختر واسه هر سارق
زودباش
♪ کابوسش رو میشناسی - ♪ ♪ شب و روز - ♪
♪ وقت مناسبیه - ♪ ♪ شب و روز - ♪
میدونی چی میگم، برادر
.زودباشید خانمها یکم از این آبنبات بزنید
اول شما، بانو
من دوتا سوراخ بینی دارم
زودباش، ببخشید خسیسبازی در آوردم، متأسفم
ممنون عزیزم - اوهوم -
نوبت توئه قندعسل
!ری
نمیخواد بزنی
دهنتو پسر، نباید اون همه آبنبات رو اونجوری هدر بدی
ببخشید - بیخیال -
!لعنتی
یالا پسر. اونقدرها بد نیست
...پسر، یکم
باشه
،نه، ولی بلک، جدی میگم پسر خیلی هیجانزدهام که باهات برم شمال، مرد
من و تو قراره اونجا رو بچرخونیم، مرد
ری و بلک، حالا میتونم تصورش کنم، مرد
آره. آره، آره
«دیجــــی موویـــــز»
از کدومشون خوشت میاد؟
عسل
عسل
به نظرت از من خوشش میاد؟
میخوای خوشش بیاد؟
هوم
اینجا رو باش
بسه
.گوش کن، عسل جون میخوام بهش رسیدگی کنی، باشه؟
کاری کن بهش خوش بگذره. نرم رفتار کن
چطوره بریم تو یه اتاق؟
زودباش
نترسیها، ری
فقط یکم آبه
.بر میگردم سراغت عزیزم بر میگردم سراغت
آره، باشه
.این عاقلانه نیست، بلک اِمرسون گفت داره میاد
وقت داریم مرد، وقت هست
چه غلطی میکنی؟
همهمون باید مراقب ساکهامون باشیم
،کوچولو مال خودش رو جا گذاشته میخوام براش ببرمش
شل کن، مک
یکم کون بیار روی پاهات، کاکاسیاه
.بیا دختر بذار یه چیزی نشونت بدم
تا حالا بهشت رو دیدی، خانم جون؟
تا وقتی این پاها رو مثل دروازههای بهشت باز کنی
.خوبم باز میشن، عزیزم تازه برام آواز هم میخونن
تشنته؟
اجباری رفتی یا داوطلبانه؟
چطور میدونستی ارتش بودم؟
فهمیدنش سخت نیست
تا حالا جون کسی رو نجات دادی؟
...میدونی، اکثراً فقط میپرسن
تا حالا جون کسی رو گرفتم یا نه
من اکثراً نیستم
که اینطور
آره، قبلاً جون یه برادر رو نجات دادم
از جلوی آتیشبارون کشیدمش کنار
یه جور مدال گرفتی؟
اینجا آمریکاست، عزیزم
واسه نجات کاکاسیاهها مدال نمیدن
به محضی که دیدمت فهمیدم قهرمانی
آره خب، قهرمان نیستم
چرا هستی
هوای مردم رو داری
پس چطوره بذاری من هوات رو داشته باشم، ها؟
ببرم به بهشت
!آره
خب خوب بودم؟
آره
قرار بود مثل اونها باشه؟
تو مهربون بودی
سکسی
تا حالا شمال بودی؟
هیچوقت نرفتم
دارم میرم اونوری
با ویلی یه کاری جور کردیم
داشتیم باهم کارهای خفنی میکردیم
،میدونی، اگه یه وقت اونوری بودی
میتونم بچرخونمت
میخوای ببریم قرار؟
نمیدونم
آره
شماره تلفنی داری که بتونم داشته باشم؟
بانمک بود
مکینلی راجرز
من و تو باید یه صحبتی بکنیم
اون همه چراغ
اون همه آدم
و اون همه پتانسیل
ولی مطمئنم خودت میدونی
ببخشید، امیدوارم مزاحم نشده باشم
مسئلهای نیست
بدم نمیاد همراه داشته باشم
بهم ملحق شو
حتماً
خانم، میتونم براتون یه کوکتل بیارم؟
،میدونی، معمولاً یه چیز شیرین میگیرم
،ولی بعد از روزی که داشتم
،فکر کنم بهتره ذائقهام رو تغییر بدم
میگیری چی میگم؟
کنیاک؟ کنیاک لطفاً. ممنون
خب، چه روزی داشتی؟
داشتم اینور و اونور میرفتم تا گندهایی که من نزدم رو جمع کنم
بعضیهاشون گندهای خودم بودن
میخوام ازت تشکر کنم بابت کاری که توی سالن برام کردی
مردهای زیادی ندارم که هوام رو داشته باشن
...همچنین میخواستم ازت عذرخواهی کنم
بابت اتفاقی که توی پارتی افتاد
،با اینکه من ربطی به اون گندکاری نداشتم
بازم پیش اومد
ممنونم
...ولی مطمئنم این همه تا اینجا نیومدی
که عذرخواهیبارونم کنی
نه، اینطور نیست
،بناهای یک جامعه
کلیساهاست؟ آرایشگاههاست؟
بنگاه کفن و دفنه
خوب پولی توشه، جناب
،بازارش از بین نمیره
چون کاکاسیاهها قراره بمیرن
فضای عالیایه که یک بیزنسمنِ باهوش تنوعسازی انجام بده
،و تازه، اون تابوتها
...میتونی باهاشون چیزهایی رو جابجا کنی
که خیلی نمیخوای شناسایی بشن
مثل کاکاسیاههای نادون که تو سرشون گلوله هست؟
ممنون
...مالکِ
،این تشکیلاتِ بنگاه کفن و دفن
بومی اینجاست؟ - اوهوم -
در جامعه جا افتاده؟
بهتر از اون
،تو قوانین منطقهبندی دههی قبل معاف شده
،که یعنی هر ملکی که خریداری کنه
لازم نیست به دولت گزارشش رو بده
کسشعر نگو بابا
من تو همهجور کاری یه دستی دارم
...میدونی، دقیقاً همین حرف رو
از یه کلّاش تو این حوالی شنیدم
نه. ببین، تو فقط حرف شنیدی
من راهش رو دارم
هوم
پس تو همون خوکی هستی که اِکسم رو تهدید کرده؟
نه، تو برای شارمین و اون دختربچه تهدید محسوب میشی
خانواده لامصبم رو وارد ماجرا نکن
!هی، آروم باش
ولی دیگه خانواده تو نیستن که ازشون محافظت کنی
،شارمین دوباره ازدواج کرده اون شغل درست و حسابی رو پیدا کرده
ولی انگار نمیتونه شرّ تو رو از زندگیش پاک کنه
،ولی اگه تو این کار کمکمون کنی
مطمئن میشم این قضایا بهشون وصل نشه
همینجوری چاله عمیقی واسه خودت کَندی
منطقی نیست عمیقترش کنی
حالت چطوره کاربلد؟
!عالی
واقعاً هستی
آدمت کجاست؟
بیرونه، دخترها رو بدرقه میکنه
،ببینید واسه من خیلی دیر شده
ولی ری فقط یه بچه است
اون فقط به یک فرصت دوباره نیاز داره
،اگه بذارید بره
هرچی میخواید بهتون میدم
نه، عمراً بذارم بره
نمیشه همینجوری راحت از قضیه کنار بکشه
میتونید شانستون رو با اون قاتلهایی که دارن میان امتحان کنید
،گوش کن، گوش کن پسره زیر سن قانونیه، درسته؟
درسته - ...هرکاری تو قدرتمه انجام میدم -
که به عنوان یک نوجوان محاکمه بشه
.تو 18 سالگیش آزاد میشه هنوز میتونه از زندگیش یه چیزی بسازه
ببین، بابتش بهت قول میدم
آره، میتونم باهاش کنار بیام
خیلیخب
حالا اعتراف کن. کی اجیرتون کرد؟
اِمرسون دورسی
اِمرسون؟ همونی که توی عکس بود؟
پارتی رو از اون کِش رفتم
ولی اون فقط واسطه است
واسطه کی؟ - نمیدونم -
خودتون میتونید ازش بپرسید. داره میاد
ببینید، در مورد اِمرسون به کمکم نیاز دارید
چون کارش با هفتتیر خوبه
،و نفر سوم ویلی بلک
اون مادرجنده یه ویروسِ متحرکه
باشه
،اون پسره رو بیار تو تیم ما
ما ویلی بلک رو دستگیر میکنیم
بعد صبر میکنیم و اِمرسون رو هم میگیریم
واسه چی آخه بهش اعتماد کنیم؟
چون گیر افتادیم، مرغ
راه دیگهای نداریم
درست میگم سرباز؟
درسته
پشمام، اومدش
چطوره بری اونجا و یه آتیش روشن کنی؟
اینجا یکم گرم بشه، هوم؟
برید توی وَنِ من - !گه توش -
از شرّ بچه خلاص شو
!پشمام
کجا میری، بچه؟
ساک غنائم رو طبقه بالا جا گذاشتم
بیخیال مرد، همیشه باید اون لامصب رو کنار خودت نگه داری. برو بیارش
.روز دستمزد گرفتنه، سرباز اومدنی از کنار یه ماشین پُر از جنده رد شدم
حال آدمت ویلی بلک چطوره؟
،اگه مشکلی باهاش داری با خودش مطرح کن
اون مادرجنده که قطعاً
!لعنتی
خیلی از اون مادرقحبه میدونی، نه؟
هیچیش رو به من نگفتی
هنوز بیخبر نگهم داشتی
،به محضی که از اون قاتلها سرقت کردم کلکم کنده بود
مک، اونها حتی تو رو نمیشناسن، برادر
!کسشعر میگی
تمام افرادم مُردن
به نظرت باید الان حرکتمون رو بزنیم؟
فرانک موتن قرار نیست همینجوری بذاره قسر در برم
.خب، ببین قضیه اینه لازم نیست نگران فرانک باشی
داره حل میشه، میگیری چی میگم؟ - آره؟ -
آره - توسط کی؟ -
همون مادرجندهای که ازش دستور میگرفتی؟
...بیخیال مرد
هنوز میخوای بیخبر نگهم داری؟
ازت سوال پرسیدم، سرباز
اسمش کادیلاک ریچیـه
کادیلاک؟ - داره واسه فرانک حرکت میزنه -
خیلی وقته که نقشهاش رو داشته
گوش کن، من نجاتت دادم مرد
از اون جنگل بیرون کشیدمت
نذاشتم کلهات منفجر بشه، مرد
اینجوری برام جبران میکنی؟
هی برادر، میدونم انتظار نداری ...که عذرخواهی کنم
از اینکه 20 هزارتا گذاشتم تو جیبت
!کیرم توش، مرد
،بیخیال مرد اینجوری میخوام باهات بیحساب بشم
درستش کنم
ما نفرین شدیم، مرد
به خاطر کاری که کردیم نفرین شدیم
اگه دردسری برامون درست بشه، حق ماست
مالخَر به زودی میرسه
پولم رو آوردی، سرباز؟
ازت سوال پرسیدم
آره. آره، پولت رو دارم
،بیا بیاریمش اینجا و بشماریمش
بذاریمش توی صندوق عقب ماشینت
برادر، از رسیدگی به کارهای تو خسته شدم
،خب، باشه پس
راه رو نشون بده
شنیدم بهت خوش گذشته
...هیچی مثل یکم کون و یکم شکر
واسه اتلاف وقت خوب نیست
!خدا لعنتش کنه
عجب باریه، سرباز
فهمیدم چرا سهم بیشتر میخواستید
آره، اصلاً واسه چیزی که از دست دادیم کافی نیست
آره. خب میدونی روالش چیه، مک
گاهی چندتا سرباز باید فدا بشن که به پیروزی بزرگتر برسی
چی گفتی؟
مرضت چیه؟
به کارهای ناتموم رسیدگی کردی؟
...آره، در این مورد
اوضاع خوب پیش نرفت
یعنی چی؟
کارهای ناتموم؟
چی میگید کارِ ناتموم؟
تو نگرانش نباش، مک
ری کوچولو یه کار ناتمومه؟
من یه کار ناتمومم؟
چی داری میگی واسه خودت، مک؟
!هی، هی چه مرگته، مک؟
شما مادرجندهها کل این مدت حسابی تو نَخِ همدیگه بودین
...مک - !خفه خون بگیر، کاکاسیاه -
هی مک، گوش کن چی میگم، باشه؟
،آره، چندتا تلفات دادیم
ولی یه گونی پول هست که تقسیمش کنیم
پس چطوره همگی فقط خبر مرگمون آروم بگیریم؟
باشه مکینلی، دست نگه دار
از اولین باری که چشمم بهت خورد میدونستم مارموذی
بچهکشی که واسه اثباتش مدال گرفته این رو میگه
.کیرم تو دهنت، مرد زندان برات کافی نیست
زندان؟ هیچکس نمیره به زندان کیری، مرد
دوتاتون، تفنگها رو بیارید پایین
...ری
!مک
!خدا لعنتش کنه
!کیر توش، کیر توش، کیر توش
کیر توش. مک
مک
فکر کردم میخواد بهت شلیک کنه
مک؟
ضربالمثل درباره شرافت دزدها چی بود؟
من از کجا بدونم آخه؟
دقیقاً
پلیس آتلانتا. تفنگ رو بنداز
بندازش
!کیر توش
!پشمام
اگه بلایی سرم اومد، گزارشش کن
کجا میری؟ هادسون
!خدا لعنتت کنه! لعنتی
!دهنشو گاییدم
!کیرم توش! کیر توش! کیر توش
میخوای به این کار ادامه بدی؟
تویی که تیر خورده
حتی پول تو نیست
پول تو هم نیست. ولش کن
گه بخور
!ایست! ایست
!کیر توش
!اه
پسر، شماها کدوم خری هستید؟
!پلیسیم، کاکاسیاه
!هیچ... جنده، نشان کیریت رو نشونم بده
!خوارشو
باشه، باشه، باشه - اون به خاطر ویویان بود -
ویویان کدوم خریه؟
خب حالا چیکار کنیم؟
طبق نقشه پیش میریم
کادیلاک
میدونی چقدر بِیکد زیتیِ نونا رو دوست دارم [نیوجرسی]
...بهش بگو برام یه بشقاب نگه داره
و وقتی این مسئله هارلم رو حل کردم میبینمتون
خدافظ
هی غاز، چیزی برام داری؟
بله قربان، رئیس
شنیدم پسر قشنگم دوباره داره میره جنوب
...یک روز توی اون
دهاتِ خدازدهی عقبمانده مثل ابدیت میگذره، مامان
هی راک
به مامانم نشون بده چی داری
از چیزی خوشت میاد؟
سفیده
سفیده رو بده لطفاً
اه
کسی به مامان من دست نمیزنه
این قشنگه
،وقتی از جنوب برگشتم ...برات یه گردنبند الماس چهار قیراطی
!قشنگ و بزرگ میارم
...فقط کار لازم رو انجام بده
و خودت رو به تمدن برگردون
داره انجام میشه
،فرانک رو الان توی یک گرداب از دیوانگی گیر انداختم
،و وقتی کارم تموم بشه
نمیفهمه من تو قضیه نقشی داشتم
تحقیر کافی نیست
،بابات بیگ ریچی
،قبلاً شبها بیدار میموند
،توطئه و نقشه میچید آرزو داشت فرانک رو به چیزی که حقشه برسونه
هیچوقت روزش فرا نرسید
...پس مجبور شدم کنار وایسم و تماشا کنم
که اون مار راهراه ،پدرت رو تحلیل ببره
از یک شاه ،به یک واسطه تبدیلش کنه
درست مثل کاری که داره با تو میکنه
بابات قدرت کافی رو نداشت ،که تصمیمات درست بگیره
،ولی تو، پسرم
این زمان توئه
،میخوامش. همهاش رو میخوام
،واسه تو، واسه ما
واسه بیگ ریچی
،در زمان مناسب اون مار رو لِه میکنم
!پسر خودمی
آبروی میراث پدرت رو حفظ میکنی
و اون مادرجندهی دورویِ شیرینبیانخور رو سر جاش مینشونی
بله خانم
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.