Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
[پژواک صدایش]
[قسمت 19]
بانو، هنوز بیداری
این وقت شب
اینجا چیکار میکنی؟
بالاخره با کسی که خیلی وقت بود گمش کرده بودم آشنا شدم
انقدر هیجان زده ام که نمیتونم بخوابم
تو چی؟
این وقت شب چرا بیداری؟
...من
اومدم تا به ستاره ها نگاه کنم
نمیتونم؟
اگه اومدی ستارهها رو تماشا کنی
میترسم ناامید بشی
ابرهای تاریک زیادی هست
ممکنه بارون بباره
بارون؟
...اونوقت تو
...اونوقت من
اونوقت زیر بارون
میشی موش آب کشیده
با خیال راحت هر وقت خواستی برو
شب بخیر
عالیجناب
انگار داره بارون میاد
اگه بارون شروع شه
می ترسم سایبون تون فرو بریزه
واقعا بارون میاد؟
عالی میشه
شیائوچی
میخوای شرط ببندیم؟
روی چی؟
اینکه روفی دلش نمیاد
منو بیرون نگه داره
عالیجناب
یک ساعت گذشته
فکر نمی کنم بیرون بیاد
ایمان میتونه حتی کوه رو جابجا کنه
بیا بیشتر صبر کنیم
عالیجناب
تموم شد؟
تموم شد؟
ممنون
چندبار صدات زدم
اما جواب ندادی
نوشیدنی بخور گرم شی
باشه
از وقتی برگشتی اینجا زندگی می کنی؟
من و روفی
تو این جنگل بزرگ شدیم
برگشتن به اینجا
مثل اومدن به خونه ست
تو با روفی بزرگ شدی
با بچگیش خیلی
فرق کرده؟
اون حتی زمانی که بچه بود هم آزاد بود
از هیچ چیز نمی ترسید
همیشه ذهنش
پر از ایده های عجیب بود
باهامون گرم به هوا بازی میکرد
و ما رو به ماجراجویی و ماهیگیری می برد
بیشتر از همه عاشق بالا رفتن از درختا بود
یه بار گفت
اگه به اندازه کافی بره بالا
کل جنگل جرقه سبز مال اونه
تو این جنگل
جایی نیست که اون نرفته باشه
یه ذره هم عوض نشده
به سلامتی
اما من شنیدم
تو وقتی بچه بودی چاق بودی
چیه؟
امروز اومدی که
ایرادم رو برملا کنی؟
نه
اینجام تا ایرادهای خودم رو برملا کنم
در واقع من ناشنوام
فکر کنم دیوونه شدی
همین الان ازم پرسیدی
چرا وقتی صدام زدی جواب ندادم
قصد نداشتم نادیده ات بگیرم
من واقعا نمی شنوم
وقتی 10 ساله بودم
تو جنگل توسط
افراد عموم شکار شدم
خوشبختانه یه دختر کوچولو ظاهر شد
با موسیقیش راهنماییم کرد
کمک کرد از قاتلا فرار کنم
درسته که زنده موندم
ولی شنواییم رو
از دست دادم
برای اینکه این راز رو از مردم پنهان کنم
لب خونی یاد گرفتم
همچنین وانمود کردم که یه دختربازم
و ارباب آسودگی ام
همه اینها رو برای این انجام دادم تا
عموم بهم مشکوک نشه و بهم حسادت نکنه
بعداً برای انتخاب نوازندهها به شهر ابری اومدم
راستش یه انگیزه پنهانی داشتم
می خواستم دختری که
اون موقع منو نجات داد رو پیدا کنم
ولی به طور غیر منتظره ای
با روفی آشنا شدم
بعد از مدتها بودن در دنیای ساکتم
برای اولین بار موسیقیش رو شنیدم
پس هر راه ممکن رو امتحان کردم
تا اونو در کنارم نگه دارم
و بشه نوازنده شخصیم
نمیدونستم اون همون دختریه که نجاتم داد
تا روزی که تو عمارتم
بهم حمله کردن
شاید سرنوشت بود
خدا دیده چقدر تنهام
واسه همین روفی رو فرستاده تا نجاتم بده
چرا اینا رو بهم میگی؟
چون خطر هنوز تموم نشده
میترسم اگه یون شانگ نتونه
از دست من خلاص شه
روفی رو هدف قرار بده
میخواد به روفی صدمه بزنه؟
واسه همین
به شهر ابری اومدی؟
آره
نمیخواستم روفی رو درگیر کنم
اما حالا که دیگه درگیر شده
باید کنارش بمونم
تا از هر آسیبی ازش محافظت کنم
از همه مهمتر
اگه اتفاقی برای من بیفته
به تو نیاز دارم که ازش محافظت کنی
نگران نباش
حتی اگه تو اینجا نباشی
ازش محافظت میکنم
بانو
صبح زود رفتین بیرون
چیه؟
باید از تو اجازه بگیرم
بعد برم بیرون؟
نه
منظورم این نبود
فقط میخواستم بگم اگه کاری هست که باید انجام بشه
فقط از من بخواین انجامش بدم
نیازی نیست خودتون بیرون برین و انجامش بدین
میز رو کاملا تمیز کردی
آب برای شستشوی صورت آماده ست؟
بله
بردم گذاشتم اتاق همه
هیزم خرد کردی؟
بله
خمره رو پر آب کردی؟
بله
صبحانه آماده ست؟
همه منتظرن
فرنی آماده ست
و یه کم نون بخارپز
از بازار خریدم
وقتی همه از خواب بیدار بشن
نون ها رو میارم
خیلی خوبه
دوباره همه سازها رو
تمیز کن
...من
عالیجناب
خبری هست؟
بله
متوجه شدم کی این شایعه رو پخش کرده
کی؟
دختری به نام شوانگ شی
به مردم رشوه داده
شایعه رو همه جا پخش کنن
شوانگ شی؟
شوانگ شی؟
...اون
...اون
خدمتکار خانواده منه
قبلا خدمتکار شخصی خواهرم بود
حتی الانم که برگشتم شهر ابری ولم نمیکنه
نگران نباش. من اینجام
بهش رسیدگی میکنم
تو اینجایی؟
تو شهر هم آوایی هم نبودی؟
ولی بازم افتادم زندان
و از کارگاه اخراج شدم
عالیجناب
برای چی این کار رو می کنین؟
ظاهرا
سو روشان واقعاً پشت این قضیه ست
اما هنوز نمیتونم درک کنم
چرا با سو روفی اینطور رفتار می کنه
احتمالا فقط خودش
دلیلش رو میدونه
نگرانم که
سو روشان با یون شانگ
تبانی کرده باشه
و این نقشه اونا باشه
شیائوچی
متوجه شدی آجین کجاست؟
هنوز نه
اما نگهبانای مخفی رو فرستادم
حواسشون به عمارت فرماندار باشه
ندیدنش
باید هنوز تو شهر ابری باشه
به تحقیق ادامه بده
چشم
این بار آشکارا
اومدم کارگاه جرقه سبز
تا از روفی محافظت کنم
و کاری کنم بیان بیرون
ببینیم چقدر صبورن
اگه روز بیان مشکلی نیست
اما اگه شب مخفیانه اقدام کنن
ممکنه سخت باشه که بخوایم مقاومت کنیم
این چطوره؟
از هوانگ یینگ میخوام
تا چند روز آینده پیش روفی بمونیم
نیازی نیست
بیرون اتاق روفی میخوابم
اگه خطری وجود داشته باشه
اول متوجه من میشه
میمیرم ولی
نمیذارم کسی بهش صدمه بزنه
به آجین بگو
طبق نقشه پیش بره
همینطور بگو صبور باشه
و فقط زمانی اقدام کنه که همه چیز آماده باشه
شهر ابری زمین ماست
نمیتونیم اجازه بدیم دوباره چیزی اشتباه پیش بره
متوجه شدم
میتونی بری
ارباب
ارباب
شان شان
به موقع اومدی
آجین الان یه نامه فرستاده
خبری از شهر ابری هست؟
یون مو به کارگاه جرقه سبز پیوسته
و پادوی سو روفی شده
داره بخاطر سو روفی
این کار رو میکنه مگه نه؟
الان فقط نگران یه چیزم
درسته که به پیشنهاد من
یون مو رو کشوندیم شهر ابری
ولی میترسم اگه یون مو تو شهر ابری بمیره
اعلیحضرت شما رو سرزنش کنه
نگران نباش
آجین میخواد این سوءقصد رو
یه حادثه جلوه بده
البته
برادرم همچنان منو سرزنش میکنه
اما تا اون زمان، یون مو مرده
برادرم سرزنشم کنه چی میشه؟
از مقامات میخوام برام التماس کنن
نهایتش چند تا شلاق میخورم
وقتی بهبود پیدا کردم
من تنها انتخاب واسه
سمت مشاور سلطنتی میشم
چی شده؟
چیزی روی صورتمه؟
نه
فقط به نظرم تغییر کردین
باوقار تر شدین
باورم نمیشه اینجا هم
ولم نمیکنی
پیوند خواهرانه ما
برات هیچ معنیای نداره؟
روفی
چی میخوای؟
روفی
روفی
هر چی هست بیا فردا حرف بزنیم
میرم بخوابم
کارم مهمه
برای احتیاط از این ابریشم قرمز استفاده کن
مثل قبل
میخوای از من محافظت کنی؟
برای اینه که تو از من محافظت کنی
میترسم نتونم جلوی خودمو بگیرم
و شب بیام پیشت
با این ابریشم قرمز
میتونی از قبل آماده شی
نمیخوام
دارم بهت هشدار میدم
اینجا در نداره
سعی نکن سوءاستفاده کنی
اگه نمیخوای سوء استفاده کنم
این ابریشم قرمز رو دور دستت بپیچ
رذل
همین؟
باز چیه؟
اگه شب تشنه یا گرسنه شدی
یادت باشه ابریشم رو بکشی
بیرون میمونم
کاری داشتی
صدام بزن
همین؟
با وجود این
اگه اتفاقی برات بیفته
میتونم حس کنم
عالیجناب
بذارش اینجا
امروز روحیه خوبی دارین
صدات رو پایین بیار
مزاحم روفی نشو
بانو سو شما رو بخشیده؟
هنوز نه
ولی متوجه شدم که
روفی هنوزم دوستم داره
عا...عالیجناب
نزدیک بود خودمو بسوزونم
خوشبختانه،پارچه بلند بود
وگرنه میسوختین
آره
الان چی گفتی؟
وگرنه میسوختین
نه قبلش
خوشبختانه،پارچه بلند بود
فهمیدم
روفی
کی اجازه داد بیای داخل؟
بالاخره فهمیدم خواهرت
چطور آتیش راه انداخته
خب؟
چطوری؟
صبور باش
فقط تماشا کن
الان فهمیدی؟
در واقع فقط کافی بود که
یه فیتیله تو شمع بذاره
وقتی شمع سوخته
و رسیده به فیتیله
فیتیله آتیش گرفته
سازهای داخل اتاق هم
به روغن چراغ آغشته بودن
و تمام سازها به آتیش کشیده شدن
آتش افروز نیازی نداشته که حضور داشته باشه
واسه همین خواهرم و وزیر لینگ
با هم رسیدن
ساعت 5 بعدازظهر با من ملاقات کرد
چون میدونست شمع
تا فیتیله میسوزه
فیتیله مشتعل میشه
اما اینا فقط حدس و گمانه
هیچ مدرکی نداریم
این تخته چوبی رو وو وی و لیو شین نیان
تو اتاق سازها پیدا کردن
معمولا
بعد سوختن شمع
کلی موم به جا میمونه
ولی روی این تخته
فقط یه لایه موم به جا مونده
این یعنی یکی
بعدش به اتاق سازها رفته
و مدارک رو از بین برده
معلوم شد هنوز داری این موضوع رو بررسی میکنی
الان
بالاخره میتونم بی گناهیت رو ثابت کنم
اثبات بی گناهی من چه فایده ای داره؟
من الان تو شهر ابری ام
به کی ثابت کنم؟
اما به هر حال
ممنون که
به فکر بودی
یه کم استراحت کن
میرم دیگه
عالیجناب
الان همه چیو شنیدم
واقعا شگفت انگیزین
تونستین از این منظر بهش نگاه کنین
اگه قبلا فهمیده بودمش
روفی مجبور نبود این همه عذاب بکشه
عالیجناب
زیاد خودتونو سرزنش نکنین
مطمئنم که بانو سو
دیر یا زود احساستتون رو درک میکنه
منتظر روزی که روفی باز
منو بپذیره میمونم
[کارگاه جرقه سبز]
صبحانه به زودی آماده میشه
امروز یه کم بیشتر بخور
صبح بخیر
مو آر
فرنی آماده ست؟
فرنی
باشه
فرنی به زودی آماده میشه
م...مو آر
تو خمره آب نیست
و هیزم تمام شده
بگو بعدا وقتی تمرین میکنیم
خمره رو با آب پر کنه
و هیزم خرد کنه
باشه
مو آر
مو آر
...دارم صدات میزنم.مگه تو
بسه
همش مو آر مو آر میکنین
خودتون نمیتونین این کارها رو انجام بدین؟
دست ندارین؟
با خودتون چی فکر کردین؟
شما سه نفر
همش بهش میگین مو آر
لوس شدین بیشتر میخواین ها؟
خب
این تو بودی که گفتی مو آر صداش بزنیم
اون پادوی منه
...من
اومدم
اینم فرنی
قضیه چیه؟
آره اون پادو ئه
اون پادوی منه
ازش میخوام
کارهامو بکنه
اما
کی بهتون حق داده
بهش دستور بدین؟
به چی نگاه می کنی؟
برو آب بیار
باشه
بفرمایین
قضیه چیه؟
وضعیت تغییر کرده
نمی بینین؟
فی گه محافظه کار شده
بهتره مواظب باشین
...خب
فی گه نباید از ما هم محافظت کنه؟
اما فی گه
...عادت داشت
درک ذهن زن ها خیلی سخته
چی غر غر میکنین؟
زود غذاتونو بخورین برین سر تمرین
بیاین بخوریم
بیاین بخوریم
بیاین بخوریم
جین جین
کجایی؟
اگه نون بخارپز شده نمیخوای
بریم نمایش عروسکی ببینیم
بانو هوانگ
مو آر
چرا اینجایی؟
جین جین رو دیدی؟
جناب جین؟
نه
باشه،به گشتن ادامه میدم
جین جین
جین جین
جناب جین
چته؟
الان داد زدی
خب، خب
حوصله خوبی داری
صبح زود با بانو هوانگ گرگم به هوا بازی می کنی
خیلی آزار دهنده ای
میخوای به بانو هوانگ بگی من کجام؟
همیشه بهت کمک کردم
ولی داری محبتم رو
با ناسپاسی جبران میکنی؟
تو معمولاً بی خیالی
چرا بحث روابط احساسی که میشه
اینقدر خجالتی هستی؟
خودتم مگه همینطوری نیستی؟
میخوای پادوی روفی بشی تا
ببخشدت
هر کاری بگن انجام میدی
من با میل خودم این کارها رو انجام میدم
با این حال
بازم هنوز منو نبخشیده
قبلا خیلی بهش صدمه زدی
صداقتت رو باور نمیکنه
به جز در آوردن قلبم و نشونش دادن،هر کاری کردم
به اندازه کافی صادق نبودم؟
باید از خودت بپرسی
به جزء سوءتفاهم بینتون
ارتباط دیگه ای هم هست که
خیلی بهش اهمیت میده؟
...ارتباطی که روفی بهش اهمیت میده
آهان
ممنون جناب جین
تو واقعا ستاره خوش شانس منی
نیازی به تشکر نیست
فقط با فی آر خوب رفتار کن
نگران نباش
قطعا با روفی خوب رفتار میکنم
همچنین
تمام تلاشم رو میکنم
تا تو و بانو هوانگ رو به هم نزدیک کنم
چه...بانو هوانگی؟
...من و اون
اون فقط یه اتفاق بود
اتفاق؟
چه اتفاقی؟
چه اتفاقی بین شما دوتا افتاده؟
چه اتفاقی افتاده؟
نباید بهت کمک می کردم
از اونجایی که دیگه کمک کردی
چرا تا تهش بهم کمک نمیکنی؟
ارباب جوان
خیلی نفرت انگیزی
میدونی؟
ارباب جوان؟
چه ارباب جوانی؟
اینجا فقط مو آر داریم که فقط به فکر همسرشه
میخوای کمکم کنی یا نه؟
جوابت چیه؟
اینجا میشه خیلی ازشون پیدا کرد
اینجا هم خیلی هست
و اینجا
مطمئنین میتونم اینجاها پیداشون کنم؟
مطمئنم اینجا خیلی هست
پس
میرم اینجاها تا پیداشون کنم
طبق حرفات
خیلی لازمته
میترسم تنهایی نتونی اینهمه پیدا کنی
چرا جدا نشیم بگردیم؟
نیازی نیست
خودم باید
انجامش بدم
با این حال بهتون نیاز دارم تا
کمک کنین روفی رو راضی کنم
و مقدمات همه چیو فراهم کنم
...البته
حتما
مهمترین چیز اینه که
همه اینا از روفی مخفی بمونه
جین جین، پیدات کردم
اینجا چیکار میکنین؟
این چیه؟
هیچی
صبحانه آماده ست
بیدار شدی
صبح بخیر
صبح بخیر
امروز غذاهای اضافی داریم
بیشتر بخورین
چند بار بگم
حواستون به آداب باشه
زدی روی زخم قدیمیم
من؟
فی گه
نگاه کن
زخم قدیمیم داره خوب میشه
چرا امروز رو تعطیل نکنیم
و تمرین رو بپیچونیم؟
آره فی گه
بیا امروز رو تعطیل کنیم
شی یی داره بو میده
درسته
...فی گه، من
نگاه کن
نگاه کن
آره بو میده
نگاه کن
امروز رفتارتون
عجیب شده
چیه؟
میخواین تنبلی کنین؟
غذا داره سرد میشه
بیاین اول بخوریم
غذا داره سرد میشه
بیاین بخوریم
بیاین بخوریم
بیا بخور- بیا-
روفی
خب، فکر می کنم همگی
سخت تلاش کردن
امروز هوا خوبه
واسه همین میخوان استراحت کنن
مطمئنم میتونن بین تمرین و استراحت تعادل ایجاد کنن
اینطوری موقع نواختن الهام بیشتری میگیرن
نظرت چیه؟
منطقی ئه- جین جین درست میگه-
بذار این مردای بدبو
تو رودخونه الهام بگیرن
خیلی وقته تو شهر ابری ام
ولی من هنوز نرفتم خرید
چرا با من نمیای خرید؟
یادم میاد
یه بار رفتی خرید
تنهایی خرید رفتن
با با تو خرید رفتن فرق داره
برام مهم نیست
امروز باید باهام بیای خرید
باید هر چی میخوام برام بخری
بیا. پول کافی هست
هر چی میخوای بخر
کی پولتو میخواد؟
من
بریم
میبرمت خرید
هر چی بخوای برات میخرم
صبحانه نخوردم
این غذا چیش خوبه؟
بریم
میبرمت یه ضیافت تو شهر
بریم
خوب بخورین
خوشحالی؟
نمیدونستم انقدر عاشق خریدی
اینا سنگینن؟
بذار کمکت کنم
نیازی نیست
تو تمام این سالها
دنبال جین بودم
کم پیش میومد برم خرید
بریم
تندتر بیا.الان میرسیم
اینها چی ان؟
هوانگ یینگ
هوانگ یینگ؟
اومدی
چه حقه ای تو سرته؟
باهام بیا
برای منه؟
چه جعبه دمده ای
با دقت نگاه کن
♫به محوطه نگاه میکنم، نور ماه سایه روشنی میندازه♫
چقدر کرم شب تاب
♫غم آدمی در ته جام پنهانه♫
♫کی میتونه منو درک کنه؟♫
♫سالها می گذره، اما هنوز منو غافلگیر می کنی♫
♫سالها گذشته اما هنوز نمیتونم فراموشت کنم♫
♫عطری مبهم در هوا شناوره♫
♫با عجله از روی چند لایه عبور می کنیم♫
♫ عشقم رو به تو میدم♫
♫حتی باران و باد موقع غروب عجله دارن♫
♫ میتونم یه آغوش صادقانه بخوام؟♫
♫اگه بشه این زندگی رو با اعمال من تکون داد♫
♫صرف نظر از اینکه عشق و نفرت چطور به هم مرتبطن♫
♫فقط چیزی که آرزوشو دارم رو میخوام♫
♫به محوطه نگاه میکنم، نور ماه سایه روشنی میندازه♫
♫دیوارهای بلند و ساختمان ها شبیه قفل های سنگینن♫
♫غم آدمی در ته جام پنهانه♫
♫کی میتونه منو درک کنه؟♫
♫کهکشان راه شیری یه شهر تنها رو روشن می کنه♫
میگن دیدن نور سبز معجزه میاره
♫در جستجوی این زندگی سرگردانم♫
ملاقات با تو
بزرگترین معجزه زندگی منه
این یشم سبز
شاهد رابطه ماست
من هنوز همون "بچه پررو" ام که قبلا بودم
تغییر نکردم
فقط الان
میخوام این سنگ یشم سبز رو به اون دختر بدم
به امید اینکه منو ببخشه
و برگرده پیشم
پس
همه اینها رو انجام دادی
چون من دختر یشمی ام؟
شاید یه بار کور شده بودم
و یکی دیگه رو دختر یشمی دیدم
اما قلبم هرگز اشتباه نکرده
♫غم آدمی در ته جام پنهانه♫
♫کی میتونه منو درک کنه؟♫
از لحظه ای که باهات آشنا شدم
عمیقا جذبت شدم
و نتونستم بهت نزدیکتر بشم
عمیقا درگیر شدم
و نمیتونستم خودمو کنترل کنم
درست مثل این دوتا یشم سبز
که تنها وقتی با هم ترکیب بشن
کاملن
تو
منو کامل میکنی
♫حتی بارون و باد غروب عجله دارن♫
♫میتونم یه آغوش صادقانه بخوام؟♫
♫اگه بشه این زندگی رو با اعمال من تکون داد♫
روفی
مهم نیست کجا میخوای بری
یا چه کاری میخوای بکنی
همیشه کنارتم
دیگه از هم جدا نمیشیم
♫صرف نظر از اینکه عشق و نفرت چطور به هم مرتبطن♫
♫من فقط چیزی که آرزوشو دارم رو میخوام♫
انتظار نداشتم مو آر انقدر تو استفاده از کلمات عاشقانه خوب باشه
ظاهرا اینکه یه روز و یه شب رو صرف
گرفتن کرم شب تاب کرد واسه هیچی نبوده
تو این شب مهتابی با کرم شب تاب
حتی یه دختر رک مثل فی آر هم
نرم میشه
یون مو همه چیزشو رها کرد و به شهر ابری اومد
حتی غرورش به عنوان ارباب جوان رو کنار گذاشت
و کارهای زیادی برای روفی انجام داد
واقعا تحسینش میکنم
الان
تلاش هاش نتیجه دادن
آره
انتظار نداشتم ارباب جوان
انقدر عاشق باشه
شبیه بعضی
یه پسره بی بخار که
قبلا بوسیدم نیست
کجا میری؟
...من
درست نیست نگاه کنیم
بهشون حریم خصوصی بدیم
عالیه
وقتشه در مورد خودمون صحبت کنیم
خودمون؟
دیگه میرم
وایستا منم بیام
همو بوسیدن
ما هم بریم؟
اگه فی گه پیدامون کنه بد میشه
تو اول برو
ما میخوایم نگاه کنیم
انقدر نگاشون نکنین
بریم
بریم
بذار نگاه کنم
بیا بریم- داشتم لذت می بردم-
فوق العاده و
زیباست
آره
فوق العاده و
زیباست
میتونم این کرم شب تاب ها رو رها کنم
اما
نمیتونم
تو رو رها کنم
یعنی مجبورم کردی برم تا
ازم محافظت کنی؟
وقتی تو خطر بودی
کاری کردی برم
به جای اینکه بذاری در کنارت بجنگم
این یعنی بهم اعتماد نداری
پس چرا اومدی دنبالم؟
میتونم بدون تو کاملا
آزاد و شاد زندگی کنم
♫در کنارت یه آرزو میکنم♫
♫به امید اینکه برای همیشه در امان باشی♫
اگه جرات داری بگو نه
...باور کنی یا نه
چیکار میکنی؟
...من
تو بگو
راستش
لحظه ای که گوشت شدم
نه
لحظه ای که وقتی بچه بودیم با هم آشنا شدیم
مقدر شد که
درگیرت بشم
پس از این لحظه به بعد
مهم نیست چه اتفاقی میفته
دیگه هرگز از هم جدا نمیشیم
♫تو صدای موسیقی من برای یک عمری♫
♫اون صدای ماندگار، این قلب رو مثل همیشه زنده نگه داره♫
♫بذار برات آهنگ بسازم و بخونم♫
♫اگه چشم ها اشک بریزن چی میشه؟♫
♫ ترجیح میدم مسیر تو رو دنبال کنم♫
نون های بخارپز شده اومدن
نوش جان
ارباب جین
نون ها تازه از تنور بیرون اومدن
هنوز گرمن
لطفا مراقب باشین
داغ داغ بخوریش خوشمزه تره
♫آستین های رنگارنگ در حال نواختن آرام موسیقی اند♫
وقتی بچه بودم، تو شهر ابری
نون های شما رو از همه بیشتر دوست داشتم
با بزرگتر شدن از افزایش وزن ترسیدم
واسه همین نتونستم دیگه بخورم
الان از چاق شدن نمی ترسین؟
نه اصلا
♫ نغمه ای از عشقم در کف دستم بنواز♫
♫ نغمه آرزوی عشق مه آلود♫
♫اگه ملاقات ما تا آخر عمر نیست♫
♫پس چرا به محض برگشتن تو چشمات افتادم؟♫
♫در قلبم ماندگاری♫
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.