Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
(پژواک صدایش)
(قسمت هجدهم)
(رودخانههای پاک دریاهای آرام)
(اعلامیه)
یالا بیایین
همه بیایین نگاه کنین
کارگاه جرقهی سبز کسایی که استعداد دارن رو جذب میکنه
تنها شرطمون اشتیاق داشتن به موسیقیه
هیچ شرط دیگهای نداریم
منظورم اینه واسه مردها محدودیت نداریم
من خودم شخصا کار بررسی بانوها رو انجام میدم
زودباش امضا کن
استاد جینه، جین شانگ یو
دقیقا همونجور که میگن جذابه
...اگه میتونستم یه شوهر مثل اون پیدا کنم
...من
امروز کارگاه جرقه سبز رسما هنرجو قبول میکنه
هرکس بیاد با روی باز قبولش میکنیم
مگه کارگاه جرقهی سبز
چند وقت پیش از هم نپاشید؟
درسته
خبر نداری؟
سو روفی برگشته
مگه به عنوان نوازنده اختصاصی
ارباب جوان نرفته بود شهر هم آوایی
چرا باز دوباره برگشته کارگاه موسیقی راه بندازه؟
شنیدم
سو روفی نتونسته ارباب جوان رو از راه به در کنه
و از عمارت ارباب با لگد پرتش کردن بیرون
خبراش
تو کل شهر ابری پیچیده
چی واسه خودت بلغور میکنی؟
درسته
همتون گوش کنین
سو روفی دوست بچگی منه
از این به بعد هر کی پشت سرش چرت بگه
یا بهش تهمت بزنه
هرچی دیده از چشم خودش دیده
واسه چی رفت؟
(عمارت سو)
یون مو و من از همدیگه خوشمون میومد
ولی من هیچ وقت اغواش نکردم
فی آر
پس واسه چی خودت تنهایی برگشتی؟
اونجا حوصلهام سررفت
دیگه نمیتونستم بمونم
دلم واسه شما خیلی تنگ شده بود
اومدم شما رو ببینم
اشکالی نداره اگه نمیخواستی توی عمارت ارباب جوان بمونی
روشان بهم نامه نوشته بود گفته بود
ارباب جوان خیلی دوستش داره
و خیلی بهش توجه میکنه و محبت نشون میده
...اینجوری میتونه شما دوتا رو از
فی آر
میدونی ارباب جوان
چطور آدمیه
اگه بهت زور گفته
باید بهمون بگی
فی آر
اگه واقعا اذیتت کرده
حتی به قیمت جونم هم که شده
میرم به اعلیحضرت میگم
و ازشون توضیح میخوام
اون اذیتم نکرده
خوبه پس
به شایعات اهمیت ندین
هرکی هر مشکلی واست به وجود آورد
پدرت و من پشتت وایستادیم
مادر
خیلی گلی
فی آر
چرا نمیای پیش ما بمونی؟
چطور میتونی تک و تنها وسط جنگل
درست غذا بخوری و بخوابی؟
درسته، بیا خونه
نگران نباشین
شانگ یو و هوانگ یین
باهام اومدن کمک کنن کارگاه رو راه بندازم
میخوام پیش اونا بمونم
...اغوا
اعلیحضرت
فهمیدین جین کجا رفته؟
بله
یکم پیش
با لباس مبدل از شهر هم آوایی خارج شده
حدس میزنن مخفیانه به شهر ابری برگشته
مامور مخفی برام نامه فرستاده
در کل شهر ابری شایعاتی پیچیده که سو روفی) (نتوانسته ارباب جوان را اغوا کند و به شهر ابری برگشته
میگن تو کل شهر ابری شایعه شده
روفی نتونسته منو اغوا کنه
و واسه همین مجبور شده برگرده شهر ابری
مشکوکین این دوتا قضیه به هم مربوط باشن؟
مربوط باشن یا نباشن
باید شخصا برم شهر ابری
اگه دارن از سوروفی واسه
بیرون کشیدن شما استفاده میکنن
اینجوری شما درست نمیرین وسط تله؟
لطفا دوباره فکر کنین عالیجناب
فکر میکردم اگه سو روفی از پیشم بره
میتونی در آرامش باشه و از نقشه های اونا فاصله بگیره
ولی انتظار نداشتم
عمو علیه اون کاری کنه
حالا که اینطوریه
بهتره خودم برم اونجا
و یه هدف بزرگتر بهشون بدم
میخوام ببینم
دیگه چه حرکتی میخوان بزنن
شیائو چی
ده بیست تا نگهبان زبده انتخاب کن
و بگو مخفیانه دنبالم بیان
امر، امر شماست عالیجناب
...اعلیحضرت هم
همش چرته
تو، ارباب جوان باوقار
میخوای دنبال یه آتش افروز تا شهر ابری بری؟
بهش فکر هم نکن
پدر، لطفا آروم باشین
درمورد آتش سوزی تو کارگاه هم آوایی
خودم درحال تحقیقم
درسته هنوز مدرک معتبری پیدا نشده
ولی مطمئنم
سو روفی اون کارو نکرده
به خاطر تردید لحظه ای من بود که
به اشتباه متهم شد و مجبور شد از شهر بره
الان باید بیبیگناهیش رو ثابت کنم
کافیه
به عنوان ارباب جوان
باید یادت باشه چه جایگاهی داری
تمام حرف ها و حرکاتت
نباید عجولانه و بی مهابا باشه
مخصوصا درمورد مساله مهم ازدواج
همه چی باید به نفع جایگاهی که داری باشه
فقط اینجوری مردم قانع و مطیع میشن
یادت نره
قرارداد ازدواجی که بهت دادم هنوز دستته
اعلیحضرت اصرار دارن مراسم ازدواج شما رو برگزار کنن
اعلیحضرت اصرار داره من برم
پس هیچ راه دیگه ای ندارین
پدر
همونطور که گفتین
چون من ارباب جوانم
کسی که باهاش ازدواج میکنم باید در شان جایگاه من باشه
ولی اگه از جایگاهم کنار بکشم چی؟
چی گفتی؟
پدر
من باید به شهر ابری برم
اگه مجبورم کنین با کس دیگهای ازدواج کنم
ممکنه کار به جایی بکشه که
از مقام ارباب جوان کنار بکشم
میخوام یه آدم عادی بشم
و آزادانه با کسی که دوستش دارم تو کوه و کمر زندگی کنم
مثل یه زوج معمولی
...تو
...تو
شیا مو
برگرد اینجا
شیا مو
شیائوچی
زین رو بده بالا
عالیجناب
عالیجناب
عالیجناب
چی شما دونفر رو کشونده اینجا؟
عالیجناب
داشتیم اتاق سازها رو
تعمیر و تمیز میکردیم
یه چیز عجیبی پیدا کردیم
شخصا آوردیم شما ببینین
این چیه؟
فکر کنم موم شمعیه که
باهاش آتیش رو روشن کردن
ولی انگار بیشترش خراشیده شده
درسته
ما هیچ وقت تو اتاق ابزار از شمع استفاده نمیکنیم
فکر کردیم
احتمالا این شمع مدرکی واسه پیدا کردن آتش افروز باشه
واسه همین آوردیمش پیش شما عالیجناب
مدرک فوقالعادهایه
داشتم میرفتم شهر ابری روفی رو ببینم
از طرف اون از شما دوتا ممنونم
واقعا؟
میخواین روفی رو برگردونین اینجا؟
میخوام برم اونجا پیشش بمونم
اسب ها رو زین کنین، میریم شهر ابری
اونجا بمونین؟- بله-
میبینمت
(کارگاه جرقهی سبز نیرو جذب میکنه، تنها شرط اشتیاقه) (هیچ محدودیت دیگه ای وجود نداره)
چند روزه اعلامیه ها رو پخش کردیم
ولی یه نفر هم درخواست نداده
احتمالا به خاطر شایعاته
مثل اینکه اون شایعه ها رو
یه آدم مزخرف از قصد پخش کرده
کار کی میتونه باشه جز اون؟
با اینکه از شهر هم آوایی رفتی
بازم بعضی ها چشم ندارن ببینن راحت داری زندگی میکنی
کیه؟
کی از قصد داره اوضاع رو واسه فی آر سخت میکنه؟
کی؟ کیه؟
کی؟
الان باید به این فکر کنیم چطوری
مردم رو جذب کنیم بیان اینجا
تبریک میگم سرورم، چیزی که میخواستین به دست آوردین
چون راهبرد تو خیلی عالی بود شان شان
یون مو برگشته شهر ابری
همه همیشه فکر میکردن ارباب جوان خیلی خوش گذرونه
ولی کی میدونست میتونه انقدر فداکار باشه
فکرشو بکن، به خاطر عشقش داره
هزاران مایل سفر میکنه
چه خوش گذرون باشه چه فداکار
همین که پاش به شهر ابری برسه
نمیذارم زنده از اونجا بیرون بیاد
(کارگاه جرقه سبز)
فی گه، بیا ببین
الان داشتم میومدم
کلی آدم دیدم
فکر کنم واسه ثبت نام اومدن
زودباشین آماده شین
اینجا دقیقا کجاست؟
...این...این
فکر نکنم واسه ثبت نام اومده باشن
انگار اومدن دردسر درست کنن
نگاه کنین استاد جین
بهتون دروغ نگفتم، درسته؟
استاد جین دقیقا اینجاست
استاد جین اینجاست
واقعا خودشه
واسه چی همچین جایی اومدین؟
دقیقا
شایعه بود استاد جین کل دنیا رو سفر کرده
انتظار نداشتم اومده باشه
کارگاه جرقهی سبز درب و داغون
مزخرفه، چی گفتی؟
فکر کنم سو روفی دیده
نتونسته ارباب جوان رو اغوا کنه
الان استاد جین رو اغوا کرده
استاد جین
گول این زن رو نخور
...تو
حرف دهنت رو بفهم
استاد جین
من رئیس کارگاه بی زمان تو شهر وو شوانگم
امروز که شما رو اینجا میبینم
دوست دارم ازتون دعوت کنم به کارگاه ما ملحق بشین
کارگاه جرقهی سبز رسما آشغال دونیه
لیاقت شما رو نداره
...من
استاد جین
من رئیس کارگاه ابر گلگون تو شهر ژو چو ام
شخصا اومدم اینجا از شما دعوت کنم به کارگاه ما ملحق بشین
استاد جین، ما هم شما رو لازم داریم
خواهش میکنم بیایین پیش ما
بیایین
شما با موسیقی آشنایی زیادی دارین
و باید مکان مناسب و درخوری آموزش بدین
باید بتونین درست رو از غلط تشخیص بدین
باورم نمیشه انقدر راحت شایعات رو باور کردین
و انقدر حق به جانب رفتار کنین
..من
...این
واقعا به نظرم مسخرهست
چرا نمیتونین بیایین پیش ما؟
دوستان
اگه اومدین اینجا
تا به کارگاه جرقهی سبز ملحق بشین
خوش اومدین
ولی اگه اومدین
دردسر درست کنین
لطفا برگردین
همونجایی که بودین
این دیگه چه مزخرفاتیه؟
کی میخواد بیا اینجا آخه؟
کی دوست داره بیاد پیش شما آخه
استخدام؟
آبرو و شهرت اینجا خاکمال شده
کی میخواد به شما ملحق شه
این دیگه چه مزخرفاتیه؟
دقیقا ما اومده بودیم استاد جین رو ببینیم
اون چطور؟
هیچ کس نمیخواد به شما ملحق شه، درسته؟
دقیقا
هیچ کس پیش شما نمیاد
من میخوام بیام کارگاه جرقهی سبز
اون کیه؟
کیه؟ یه نفر خودشو داره میکشه بهش توجه بشه
ارباب جوان؟
اون ارباب جوانه
واسه چی اینجاست؟
عالیجناب
شما اینجا چیکار میکنین؟
واسه چی اومدین اینجا؟
میدونین چیه؟
شما اینجا جایی ندارین
نمیدونم واسه چی اومدین اینجا
عالیجناب
اومدم ثبت نام کنم
ثبت نام؟
اومده اینجا ثبت نام کنه؟
ارباب جوان میخواد بیاد اینجا؟
ارباب جوان میخواد ثبت نام کنه؟
کارگاه جرقهی سبز نمیتونه از شخصی با جایگاه شما رو پذیرایی کنه
خواهش میکنم برین
هیچ محدودیتی واسه ثبت نام نیست
چرا نمیتونم ثبت نام کنم؟
نگهبان هاتون رو هم آوردین داخل کارگاه موسیقی
ما مردم عادی نمیتونیم به شما جسارت کنیم
خواهش میکنم برین
شیائوچی
از امروز به بعد
تو مسئول حفظ امنیت این محدوده ای
هر اتفاقی که تو کارگاه جرقهی سبز میفته
به تو مربوط نمیشه
...عالیجناب
میخوای دردسر درست کنی، آره؟
میخوام بمونم
باشه
اگه بخوای میتونی بمونی
ولی جای خالی واسه استخدام
نوازنده نداریم
فقط یه جای خالی واسه کارآموز داریم
که مسئول خرد کردن چوب و جارو کردن
چای دم کردن
سبزی کاشتن و پخت و پزه
نمیدونم عالیجناب میتونن این کارا رو انجام بدن یا نه؟
این دیگه چه حرفیه؟
باشه، مشکلی نیست
عالیجناب
ان شاالله که زیر حرفت نزنی بانو
از این به بعد
من پادوی کوچیک کارگاه شمام
ارباب جوان رفته کارگاه جرقهی سبز
مثل اینکه شایعه ها اشتباه بودن
شیائوچی
واسه چی میخندی؟
اجازه لبخند زدن نداری
بگو ببینم
واسه چی اینجایی؟
روفی
...میدونم دلت رو شکوندم
همونجا وایستا
دیگه نمیخوام درمورد اتفاقاتی که تو شهر هم آوایی افتاد حرف بزنم
هرچی به تو مربوط میشده
رو فراموش کردم
اگه واسه اون چیزا اینجایی
خواهشا برو
خواهش میکنم آروم باش بانو
راستش همین که به شهر ابری رسیدم
یه سری شایعات بی اساس درموردت شنیدم
حالا که داری کارگاهت رو دوباره راه میندازی
چرا نمیذاری یکم اینجا بمونم؟
اینجوری شایعات هم از بین میرن
این کار یه جورایی
به نفع همه ست
ارباب جوان که واقعا نمیخواد
تو کارگاه پادویی کنه؟
باشه پس
حالا که انقدر میخوای اینجا کار کنی
منم قبول میکنم
هرچند پادویی کارگاه جرقهی سبز
اصلا کار راحتی نیست
مخصوصا واسه کسی مثل تو
یه ارباب جوان نازپرورده
...من
سرتاپاگوشم بانو
اول
باید هرروز بین ساعت پنج تا هفت صبح بیدار شی
آب بجوشونی، چوب خرد کنی، آشپزی کنی
چون تو مسئول غذای همهی آدمای اینجایی
باشه. مشکلی نیست
دوم
وقتی بقیه دارن تمرین میکنن
وظیفه تو اینه واسشون چای بیاری
وقتی بقیه دارن استراحت میکنن
باید سازهاشون رو تمیز کنی
وقتی بقیه خوابن
باید تمام اتاق های کارگاه رو تمیز کنی
همین طور
هرچی درخت تو حیاطه باید تمیز کنی
و باید همه این کارا رو هرروز انجام بدی
باشه، مشکلی نیست
پس از امروز شروع میکنم
واقعا میخواد ارباب جوان رو مجبور کنه این همه کار انجام بده؟
دستور دیگه ای ندارین بانو
درضمن
تمام این وظایف رو باید خودت انجام بدی
حق نداری کسی رو استخدام کنی
راستی
تمام اتاق های اینجا پره
تو حیاط میتونی بخوابی فقط
میخوای اینکارا رو بکنی؟
معلومه میخوام
من تجربهی پادویی ندارم
همین که اجازه دادی
اینجا بمونم شانس آوردم بانو
معلومه که میخوام همه این کارا رو انجام بدم
خوبه
خیلی خوبه
از این به بعد
تو پادوی اینجایی و بهت میگیم شیا مو
شیامو
باشه پس، من شیامو از شما ممنونم این اسم رو برام انتخاب کردین
اون ارباب جوانه
دقیقا
دقیقا
چطور ارباب جوان رو شیامو صدا کنیم؟
همه چی رو قبول کرد؟
باشه
چیز دیگه ای هم هست؟
کارت رو انجام بده پس
بله
بعلاوه
امروز
دور و ور من نچرخ
نمیخوام قیافهات رو ببینم
باشه
فقط اینکه نمیدونم باغچه سبزیجات کجاست
شی یی
باغچه رو نشونش بده
باشه
عالیجناب خواهش میکنم
لطفا شیا مو صدام کن
ممنون
شیا مو- شیا مو صداش کن-
بفرمایین
باشه ممنون
روفی
میخوای چیکار کنی؟
میخوای بذاری اینجا بمونه؟
میخوام ببینم
چیکار میخواد بکنه
راستی
اعلامیه ها رو بکن
جایگاه اون خاصه
و چشم های زیادی اینجا شما رو دنبال میکنن
بهتره دردسر درست نکنیم
فی گه- فی گه-
فی گه
استاد جین
واقعا قراره ایشون رو شیا مو صدا کنیم؟
هرکاری فی آر میگه انجام بده
ولی اون... ارباب جوانه
...ما
خوب که چی ارباب جوانه؟
تو شهر هم آوایی
حسابی فی آر رو اذیت کرد
باید از فرصت استفاده کنیم
و عقده های قدیمی مون رو خالی کنیم
جرات کرده فی آر رو اذیت کنه؟
پدرش رو درمیاریم
آره، بیا بریم باهاش حرف بزنیم
تو باغچه سبزیجات- درسته-
بیل من کجاست؟- گفتی بیل-
داس من کجاست؟
یادم افتاد سبزیجات باغچه تموم شده، درسته؟
بانو
میام داخل
کی اجازه داد بیای داخل؟
برو بیرون
میدونم نمیخوای منو ببینی
اینجوری لازم نیست صورتم رو ببینی
سبزیجات باغچه تموم شده
واسه چیدن سبزیجات وحشی رفتم کوه
پختم و فرستادمشون
اینو مخصوص تو درست کردم
حتی اگه هنوزم عصبانی باشی
بازم باید غذا بخوری
واقعا اینا رو خودت پختی عالیجناب؟
بانو اشتباه گفتین
الان دیگه ارباب جوان نیستم
شیا مو ام
اینی که پختی خوردنی هم هست؟
درسته یکم پختش پیچیده بود
بیائو و شی یی گفتن
خیلی خوشمزهست
باشه، بذارش اونجا
و برو بیرون
روفی
چرا هنوز اینجایی؟
نه میخوام قیافهات رو ببینم
نه میخوام صدات رو بشنوم
و اصلا هم نمیخوام روفی صدام کنی
(مجموعهی زیتر)
ببخشید
به خاطر تردید من
بهت ظلم شد و صدمه دیدی
کافیه
دیگه نمیخوام هیچی بشنوم
همین الان برو بیرون
میدونم
هرچی هم که توضیح بدم
نمیتونه دلی که ازت شکستم رو درست کنه
و میدونم نمیخوای منو ببینی
ولی روفی
دلم واقعا واست تنگ شده
اگه بتونی منو ببخشی
هرکاری بگی واست انجام میدم
فی آر
فی گه، مشکل پیش اومده
یه اتفاق بدی افتاده
آروم باش و نگاه کن
بامبوی سبز یه نیم غلاف داره
چی شده؟
ژائو هو رو نگاه کن
...و شاخه های جدید
ژائو هو؟
از دیوار بیا پایین
رنگ سبز لطیف هنگام غروب از میان کتاب نفوذ میکنه
اینجا نشستم و به افق خیره شدم
ژائو هو دیگه لکنت نداره؟
زره سبز پوشیدم- نمیدونم-
بیائو کو؟
اون طرفه
چشم های کوچک و دهان گشاد- بیائو؟-
بیائو؟
نمیدونم چشونه
ولی یهویی قاطی کردن
بیائو همش میگه قورباغه ست
قبلا خیلی وراجی میکرد
ولی الان همش غورغور میکنه
شی یی از اونم ترسناک تره
غذاش که تموم شد شروع کرد به شعر خوندن
و یهویی لکنت زبونش خوب شد
خیلی بانمکه نه؟
از کی اینجوری شدن؟
یه ربع بعد ناهار
...ناهار
شما دوتا ناهار خوردین؟
من هنوز وقت نکردم
اینی که مو پخته خوردنیه؟
من اشتها ندارم
شانگ یو چی؟ شانگ یو هم خورده؟
نگران نباش
غذای که شیا مو بپزه
عمرا بخوره
من غذای استاد جین رو بهش دادم
یادم رفت بهش بگم
غذا رو ارباب جوان پخته
حواستون به این دوتا باشه
برو یون مو رو بیار
باشه
جین
بیائو
بیائو
جین
همهی غذا رو که نخوردی، خوردی؟
جین؟
خوبی جین؟
خوبی جین؟
انقدر حرف نزن
پیپا
بزن
زودباش
باشه باشه
جین
خوبی؟
قطع نکن
جین
خوبی جین؟
بس کن- ولم کن-
فانی ها نباید به خدا بی احترامی کنن
بس... بس کن
بی تربیت
به من دست نزن
اینجوری نمیشه، بیا اینجا
بریم
یالا، بریم
...تو
علف سمی بوده؟
میگی این علف های سمی بودن؟
فرقش با سبزیجات وحشی چیه؟
به این میگن سوسن یه روزه
وقتی بچه بودم و با پدرم میرفتیم گیاه جمع کنیم
بهم یاد داد
که این علف خیلی سمیه
توهم زاست
و میتونه تغییرات زیادی رو توی رفتار کسی که خورده ایجاد کنه
و کاری کنه کاملا از خودشون دربیان
چیه؟
تو هم میخوای مسموم بشی؟
وقت نداریم از تو مراقبت کنیم
پس این سم تهدید کننده زندگیه؟
نمیخواد طبیب خبر کنیم؟
نگران نباش
یه گیاهی هست که میتونه این سم رو پاکسازی کنه
بهش وسمه میگن
وقتی کوچیک بودم، من و پدرم
یه بار تو جنگل جرقهی سبز دیدیمش
بدبختی اینه، با اینکه تو گرما رشد میکنه و میتونه سرما رو تحمل کنه
این گیاه در معرض سیله
تو شهر ابری کنارهی آب کم پیدا میشه
و پیدا کردن این گیاه هم سخته
...وسمه
...وسمه
شی یی
میشه شکلش رو بکشی؟
میرم کوه و دنبالش میگردم
باشه
ولش کن
تو فرق بین گندم و جو رو نمیدونی
چطور میتونی گیاه های وحشی رو از هم تشخیص بدی
نصف روزه اینجایی، نصف آدمای اینجا رو مسموم کردی
کارگاه جرقهی سبز اینجوری
نمیتونه هزینهی زندگی یه پادو مثل تو رو بده
باید بری
نه بانو
میتونم فرق بین گندم و جو رو یاد بگیرم
میتونم مهارت آشپزیم رو بهتر کنم
هر تنبیهی واسه مسموم کردن بقیه واسم درنظر بگیری قبول میکنم
ولی مجبورم نکن از اینجا برم
تا وقتی که تو شهر ابری هستی
من باید اینجا بمونم
مثلا ارباب جوانی
نمیتونی که تا ابد اینجا بمونی، میتونی؟
پس از موقعیت خودم به عنوان ارباب جوان کناره گیری میکنم
ارباب جوان
گفتی میخوای از موقعیت خودت کناره گیری کنی؟
شما باور میکنین؟
اگه حرفاش قابل اعتماد بود
من الان تو این وضعیت نبودم
بانو
...فی آر واقعا
گفتم دیگه بهم نگو ارباب جوان
صدام کن شیا مو
باشه شیا مو
ولی هنوزم باید یه زحمتی بکشی
نقاشی اون گیاه رو واسم بکشی
باشه الان میکشم
بفرما اینم نقاشی گیاهه
شیا مو
واقعا میخوای خودت بری؟
اینجا رو میسپارم بهت
بعد اینکه گیاه رو پیدا کردم
فوری میام پیشت
این گیاه خیلی کمیابه
ممکنه به این راحتی پیدا نشه
لطفا خیلی مراقب باش
نگران نباش
با این نقاشی
عمرا اشتباه کنم
راستی
الان حالشون چطوره؟
وسمه ای که پدرم چندسال پیش آورده رو
خشک و پودر کردم
ولی الان
یکم ازش مونده
فقط به یکیشون جواب میده
دادمش به استاد جین
هوانگ یینگ گفت به خوردش میده
شی یی و بیائو
حسابی خودشون رو خسته کردن
فی آر بردشون اتاق خودشون
الان حالشون خوبه
راستی بهتره
قبل از تاریکی گیاه رو بیاری
اگه طول بکشه
حتی اگه پادزهر رو بهشون بدیم بازم یه سری آسیب باقی میمونه
نگران نباش
حتما قبل از تاریکی میام
باشه
عالیجناب
اجازه بدین من جای شما برم
وظیفهت رو فراموش کردی؟
هیچی
مهم تر از امنیت این جنگل نیست
تمام کارایی که گفتم
تو جنگل انجام دادی؟
خیالتون راحت
همه چی کاملا آمادهست
نگهبانان مخفی دو دسته شدن
و شب و روز نگهبانی میدن
زنگوله های مخفی هم تو کل جنگل جاسازی شدن
هر حرکتی بشه
زنگوله ها هشدار میدن
آفرین
بعلاوه
چند نفر دیگه
واسه نگهبانی از عمارت فرماندار بفرست
هر حرکتی که کردن فوری بهم خبر بدین
عالیجناب
هنوزم میخواین حواسم رو پرت کنین درسته؟
حالا که اینجام
باید مطمئن شم جاشون امنه
شیائوچی
این یه دستوره
عالیجناب
امیدوارم شیا مو بتونه گیاه رو پیدا کنه
واقعا خودش تنهایی رفت؟
آره
تنها رفت
...تنها
همتون با ارباب جوان و
نجیب زاده دونگ شنگ مثل یه خدمتکار عادی رفتار کردین
بازم اومد اینجا
یه بارم شکایت نکرد
الان هم به خاطر اشتباه سهوی ارباب جوان
اونا مسموم شدن
با شخصیتی که ایشون دارن
حتما خیلی پشیمونن
واسه همین اصرار داشتن خودشون تنها برن
من بهش گفتم
مجبور نیست اینکارو بکنه
خودم میرم
تو... چرا جلوش رو نگرفتی؟
...خودت خوب میدونی گوشهای
خودت میدونی شرایط ارباب جوان خاصه
میدونی چقدر خطرناکه تنها بره
الان چرا اینا رو میگی؟
چیزی به اسم قلب داری اصلا؟
فی ، کجا میری؟
این بشر به هیچ دردی نمیخوره
اگه پادزهر رو پیدا نکنه
و سم زدایی شی یی و بیائو عقب بیفته چی؟
میرم ببینم چیکار میکنه
ولی من نقاشیش رو به شیا مو دادم
خوبه یکم وجدان داره حداقل
ای فانی گستاخ
آیا میدانی من ارباب نواختن زیتر در بهشتم
...بهترین و تک نوازندهی کل دنیا
بیا بیا
خیلی خوب، باشه
استاد بهشتی زیتر
آروم بگیر
داروت رو بخور، باشه؟
...این
خیلی تلخه
این چه داروییه؟
یه ذرهش رو هم نباید بذاری حروم شه
این آخرین کاسه ست
مو رفته گیاه بیاره
و ما هم نمیدونیم کی برمیگرده
هرگز همچین داروی مبتذل
و ناخوشایندی رو بخورم
بهت گفته باشم
چه بخوای چه نخوای
باید اینو تا ته بخوری
یالا
دهنت رو باز کن
دهنت رو باز کن
بخور
زودباش قورتش بده
...تو
باشه
بعدا نگی چرا زورت کردم
الان میتونی قورتش بدی؟
خیلی خوش طعم بود
یه جرعه دیگه میخواهم
شیطان رجیم
همش یادم میره نمیشنوه
نمیتونه بشنوه
بازم گیر داده تنها بیاد جنگل
فقط میخواد دردسر درست کنه
خودش خواسته اصلا
تازشم، خودش بود که اول کاری دردسر درست کرد
حقش بود
شیطان رجیم
کدوم جهنم دره ای رفته؟
اگه گیر مار سمی بیفته چی؟
گزارش
زنگوله های مخفی شناسایی شدن
بریم ببینیم
روفی
روفی
تو چرا اینجایی؟
...من
نگران من بودی؟
فکرای بیخود نکن
درسته باهام سرد رفتار میکنی
ولی هنوزم از ته دلت بهم اهمیت میدی، درسته؟
من فقط نگران بودم نتونی گیاهه رو پیدا کنی
و گم شی
شی یی و بیائو
هنوز درمان نشدن
نمیخوام به گناه های
ارباب جوان آدم کشی هم اضافه شه
مجبور بودم
گیاهه رو پیدا کردی؟
نگاه کن
منتظر چی هستی پس؟
شی یی و بیائو
منتظرن اینا رو ببریم بهشون بدیم
بیا برگردیم
وایستا بیام
وایستا
بریم
به افراد خبر بدین عقب نشینی کنن
به دشمن هشدار ندن
بله- بله-
گیاه رو پیدا کردیم
بیایین نگاه کنین
گیاه رو پیدا کردین؟
بذار ببینم
نگاه کن، اینه؟
خودشه
همینه
مو
گیاهی که پختی چه شکلی بود؟
از کجا پیداش کردی؟
چیه؟
نکنه میخوای بازم امتحانش کنی؟
نه نه
معلومه که نه
تو
باهام بیا
شی یی، بیا
باشه
هدف اصلیت از اومدن به شهر ابری چیه؟
یه بار به رو فی صدمه زدی
نمیذارم بازم این اتفاق بیفته
این دفعه اومدم
پیش
روفی بمونم
و نذارم دوباره آسیب ببینه
چون تو بهش اعتماد نداشتی
به اشتباه زندانی شد
و از شهر هم آوایی اخراج شد
الان اومدی میگی میخوای ازش محافظت کنی؟
من هیچ وقت بهش شک نداشتم
فقط اون زمان مدرک کافی نداشتم
نمیتونستیم ثابت کنیم کار سو روشانه
پس قضیه عروسیت چی بود؟
عروسی کار پدرم بود
اونم نقطه نظر های خودش رو داره
تا آخرش باهاش بحث کردم
ولی به نتیجه نرسیدیم
پس از نظر تو
همه اشتباهها رو بقیه انجام دادن
و تو هیچ کاری نکردی نه؟
نه
معلومه منم اشتباه کردم
اشتباهم این بود که فقط به احساسات خودم اهمیت دادم
و احساسات روفی رو نادیده گرفتم
همیشه فکر میکردم
اگه از پیش من بره
از خطر فاصله میگیره
کدوم خطر؟
جناب جین تو کل دنیا رو سفر کردی
چیزایی مثل دعوا سر قدرت
حتی برادرا رو هم باهم دشمن میکنه
نباید این چیزا واست عجیب باشه
اگه روفی کنار من میموند
ممکن بود پاش کشیده شه وسط
واسه همین خواستم که بره
پس واسه چی اومدی پیشش دوباره؟
راستش رو بگم
قبل از اینکه بیام
رفتم پیش اعلیحضرت و از مقامم به عنوان ارباب جوان کناره گیری کردم
و قرار ازدواج رو بهم زدم
فقط میخوام کنار اون باشم
حتی اگه مجبور شم یه انسان عادی باشم
این آینده ایه که آرزوش رو دارم
اگه حرفام رو باور نمیکنی جناب جین
میتونی همین الان منو بکشی
میتونم این یه بار رو بهت اعتماد کنم
ولی اگه بفهمم
چیزی رو ازم قایم میکنی
به این راحتی نمیذارم قسر در بری
ممنون جناب جین
نمیخواد ازم تشکر کنی
حتی اگه واسه کارات دلیل داشتی
بازم نباید
اونجوری دل سو روفی رو میشکستی
شاید از بیرون بیخیال به نظر بیاد
ولی وقتی دلش میشکنه
به این راحتی ها طرف رو نمیبخشه
فهمیدم منظورت چیه
وقتی از پیشم رفت تازه فهمیدم
هیچی تو این دنیا
با یه لبخند اون قابل مقایسه نیست
تا وقتی که بتونم کنارش باشم
حتی اگه مجبور شم واسش ساز جابه جا کنم
یا حتی یه پادو باشم
با کمال میل انجام میدم
انتظار نداشتم
احساسات شیطان رجیم به تو انقدر خالصانه باشه
خوب که چی؟
تو این دنیا، صداقت بدون اعتماد
یعنی پشم
تازه، هنوزم همون آدمیه که قبلا بود
بی تربیت تر هم شده
وایستا
یعنی چی هنوزم همون آدمیه که قبلا بود؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.