Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
(پژواک صدایش)
(قسمت شونزدهم)
(دیوان عالی)
لازم نیست هرروز واسه ملاقات بیاین
چهارمدل غذا و فرنی خوردم
خیلی خوبه
الان که زندان افتادی
میتونی توی کارگاه هم آوایی بمونی؟
تو چی؟
هرروز تو کارگاه هم آوایی تمرین میکنی؟
دیگه نمیخوام وزیر موسیقی بشم
هرجا جین بره منم میرم
ببخشید
من شما رو توی این دردسر انداختم
باشه
نمیخواد ازمون معذرت خواهی کنی
خیلی وقته اینجایی
فهمیدی کی میخواد بهت آسیب بزنه؟
خواهرم داره دروغ میگه
ولی نمیفهمم
واسه چی دروغ میگه
دلیلش چی میخواد باشه؟
حتما میخواد واست پاپوش بدوزه
کی میدونه
کی قراره آزاد شی؟
و اون؟
اونوقت اونم خیلی راحت میشه نوازنده مراسم
...و اعلیحضرت هم اونو به نامزدی
تا کی میخواین ازش قایم کنین؟
به نظرم روفی باید بدونه
چی شده؟
اعلیحضرت سو روشان و یون مو رو نامزد کرده
قراره زن ارباب جوان بشه
هوانگ یینگ
تا وقتی فرمان رسمی نیاد
هیچی قطعی نیست
...نامزد
...پس
واسه همین خواهرم دروغ گفته
شیطان رجیم
واقعا میخوای با خواهرم نامزد کنی؟
آتیش چطوری روشن شده؟
یعنی یه همدست دیگه داشته؟
[تالار هویی یین)
این علامت رو تارهای چین به جا گذاشته
خیلی دقیق
نقشه کشیدن
یعنی واسه جلب توجه من
انقدر خودش رو به زحمت انداخته؟
اگه از تارهای چین واسه
واسه زمان افتادن شمعدون استفاده کرده
پس شاید
تونسته زمان آتیش سوزی رو هم خودش مشخص کرده باشه
(حکم اخراج)
حکم اخراج؟
نوازنده سو روفی امروز اتاق سازها رو به آتیش کشیده
عمل وحشتناکی بود
هم قانون هم اصول اخلاقی رو زیر پا گذاشته
برای همین از کارگاه هم آوایی اخراج خواهد شد
و دیگر هیچ وقت اجازه برگشت ندارد
باید در عرض دو روز شهر هم آوایی رو ترک کند
اخراج؟
اگر از دستورات اطاعت نکند
مجازات خواهد شد
مثل اینکه روزای خوب سوروفی
به تهش رسیده
ارباب جوان جلوی جمع
اعتراف کرد عاشقشه
داشت نوازنده اصلی مراسم هم میشد
ولی در عرض چند روز
تبدیل شد به یه سگ دوره گرد
آره
اونوقت ببین نوازنده سو چی شد
پاهاش آسیب دید
اون همه بدشانسی آورد
ولی الان نوازنده اصلی مراسم شده
و حتی نامزد هم کرد
زندگی واقعا غیرقابل پیش بینیه
استاد جین- استاد جین-
(حکم احراج)
استاد جین
آتیش سوزی واقعا کار روفی بوده؟
اعلیحضرت حکم صادر کردن
معلومه کار خودش بوده
آتیش سوزی کار سو روفی نبوده
واسش پاپوش دوختن
برو به اعلیحضرت بگو
سو روفی نباید اخراج شه
چی؟
تو هم میخوای با ارباب جوان صحبت کنی؟
ارباب جوان
جناب جین
خبر دارین سو روفی
رو دارن از شهر هم آوایی میندازن بیرون؟
میدونم
چرا جلوش رو نمیگیرین؟
رفتم دیدن پدرم
...ولی
پس شما هم میدونین
اون بیگناهه
اگه اخراج بشه
باید این تهمت رو تا آخر عمر به دوش میکشه
معلومه که میدونم
اینم میدونم که آتیش سوزی در اصل
کار سو روشان بوده
پس
سو روشان حتما از یه روش خاص
واسه تنظیم زمان آتیش سوزی استفاده کرده باشه
بله
ولی من کل اون اتاق گشتم
و هیچ مدرکی نتونستم پیدا کنم
پس باید
مستقیم ازش بپرسم
اگه حرف نزنه
مجبورش میکنم
نه
این روش جواب نمیده
خیلی آدم حقیریه
واسه چی از روش خودش
علیهاش استفاده نکنیم؟
ریاکار
با شخصیتی که سو روشان داره
حتی اگه با شمشیر تهدیدش کنیم
تسلیم نمیشه
باید دنبال یه مدرک معتبر باشیم
درسته
خوب
دنبال یه راه حل درست حسابی هستم
بازم دنبال مدرک بگردیم
هیچ اطلاعاتی رو
پشت گوش نندازین
باشه
بریم
(عمارت ارباب جوان)
ارباب جوان
مشکلی توی عمارت پیش اومده؟
یکی داشت جاسوسی عمارت شما رو میکرد
شیائوچی گیرش انداخت
شیائوچی افراد رو برد دستگیرش کنن
میرم بررسی کنم
بله
ارباب جوان
شیائوچی زخمی شده
چی گفتی؟
شیائوچی صدمه دیده؟
حالش چطوره؟
ارباب جوان
سمی که شیائوچی باهاش مسموم شده خیلی قوی بود۷
بهم پادزهر دادم
ولی ممکنه هنوزم یکم سم تو بدنش مونده باشه
چندتا داروی دیگه برای
سم زدایی و تقویت واسش آماده کردم
اینا رو مصرف کنه خوب میشه
کی به هوش میاد؟
سخت میشه گفت
ممکنه امشب بیدار شه
ممکنه هم چند روز بی هوش بمونه
ولی نبضش خوبه
یعنی حالش خوب میشه
ممنون زحمت کشیدی
میرم واسش داروهاش رو بنویسم
باشه
ژنرال هوانگ
چی شد؟
جاسوسی که فرستادیم زخمی شده
خوشبختانه هیچ مدرکی به جا نذاشته
ولی از عمارت ارباب جوان به شدت محافظت میشه
تقریبا غیرممکنه بخوایم حرکتی بزنیم
حالا که نمیتونیم بریم داخل عمارتش
باید یه راهی واسه بیرون کشیدنش پیدا کنیم
جراحت جاسوس چطوره؟
یه دستش رو از دست داده
ولی یه تیر سمی به
نگهبان شخصی ارباب جوان پرت کرده
شیائوچی زخمی شده؟
انگاری که دست راست یون مو قطع شده
باید تا
تنور داغه بچسبونیم
مراقب اون جاسوس باش
به بقیه خبر بده اون ورا نچرخن
همه گوش به فرمان باشن
بله
(وقتی هنرها شکوفا شود، جهان در آرامش است)
روفی
روفی
روفی
روفی
عمو؟
شیائوچی
شیائوچی به خاطر تو مسموم شده و بیهوشه
یادت رفته؟
تو بهش آسیب زدی
تو کسی هستی که بهش آسیب زدی
اگه به خاطر محافظت از تو نبود
مسموم نمیشد
...تو
شیطان رجیم
نجاتم بده- روفی-
زانو بزن
داری از یه زن
واسه تهدید من استفاده میکنی؟
استفاده میکنم؟
مگه خودت تمام مدت ازش استفاده نکردی؟
...تو
...همیشه پشت سر همه قایم میشی
و از اونا به عنوان سپر استفاده میکنی؟- شیطان رجیم-
بکشش- نجاتم بده-
نه
نه
یون مو
همیشه پشت بقیه قایم میشی
و ازشون به عنوان سپر استفاده میکنی؟
درو باز کن
روشان؟
روشان
روشان
تو اینجا چیکار میکنی؟
بهشون گفتی
روغن چراغ رو واسه تو قرض گرفتم؟
درمورد چی صحبت میکنی؟
من کی ازت خواستم روغن واسم قرض بگیری؟
پس واسه چی آزاد شدم؟
اعلیحضرت موافقت کردن
تو رو آزاد کنن
ولی باید از کارگاه هم آوایی بری
و از شهر هم آوایی هم بیرون شدی
واسه چی میخوان منو اخراج کنن؟
آتیش سوزی تو کارگاه هم آوایی جرم بزرگیه
خیلی شانس آوردی
فقط اخراجت کردن
الان فقط ما دوتایی اینجاییم
واسه چی دروغ گفتی؟
چرا اینکارو میکنی؟
منم میخوام بدونم چرا
واسه چی خواستی تو شهر هم آوایی بمونی؟
اگه او شهر ابری بودی
هیچ کدوم از این اتفاقا نمیفتاد
هنوزم خواهرای خوبی میموندیم
هر وقت وزیر موسیقی میشدم
تو و پدر و مادرمون رو میوردم اینجا
باهم دیگه خوش و خرم زندگی میکردیم
منم میخوام وزیر موسیقی بشم
میدونی چیه؟
منم به این فکر کردم
که اگه با دوتا باهم رقابت کنیم
چه اتفاقی میفته
فکر میکردم مهم نیست کی ببره
واسه همدیگه ذوق میکنیم
...ولی الان
فهمیدم اشتباه میکردم
معلومه که اشتباه کردی
واسه چی اومدی اینجا؟
مقام وزیر موسیقی فقط واسه منه
راستی
فقط این جایگاه نیست
ارباب جوان هم مال منه
خوب دیگه
کار دارم
باید برم
ارباب جوان؟
شیطان رجیم
باهام بیا
(دیوان عالی)
منو کجا میبری؟
واسه بیبیگناهیم مدرک پیدا کردی؟
نه هنوز
اعلیحضرت میخواد منو از شهر هم آوایی پرت کنه بیرون
خبر داری؟
میدونم
ولی تو که میدونی من اینکارو نکردم
...من
الان تمام مدارک نشون میدن
تو مجرمی
اعلیحضرت فقط به مدارک نگاه میکنن
چون خواهرم داره دروغ میگه
درسته
تو و خواهرم نامزد کردین
میخوای منو از شهر هم آوایی بندازی بیرون
و بعدش با خیال راحت بری پیشش
بهم قول دادی
رابطهت با اون رو مشخص کنی
این جواب آخرته؟
قضیه به این راحتی که فکر میکنی نیست
کارایی هست که باید انجام بدم
...رفتن تو
بهترین انتخابه
رفتن من؟
از نظر تو رفتن من از شهر هم آوایی
بهترین انتخابه؟
آره
باشه
...حتی اگه تو و خواهرم نامزد شده باشین
من باید قبل از رفتنم
بیگناهی خودمو ثابت کنم
باید به اعلیحضرت
توضیح بدم
سو روفی
فکر کردی حرفات رو باور میکنه؟
ولم کن بذار برم
باور نمیکنه
هیچکس تکون نخوره
از اولش هم
نباید تو رو میوردم اینجا
نگهبانا
سو روفی رو ببرین بیرون شهر
وسط راه توقف نکنین
بفرمایین
خودم میرم
♫به دربار نگاه میکنی، مهتاب سایه روشن ساخته♫
♫دیوار های بلند مثل قفلهای بزرگ هستن♫
♫غم انسان ته جام مخفی شده♫
♫کی میتونه منو درک کنه؟♫
♫کهکشان راه شیری شهر تنهایی رو روشن میکنه♫
♫سرگردان در جست و جوی این زندگی♫
♫کوه ها رو پیمودم♫
♫مناظر زیادی رو دیدم♫
♫تمام عمر در انتظار پیمان اون بودم♫
♫حتی باد و باران غروب هم شتاب داشتن♫
♫میتونم یه آغوش گرم طلب کنم؟♫
♫اگه میشد با کارهای من در این زندگی تغییری ایجاد کرد♫
♫بدون توجه به اینکه عشق و نفرت باهم چه ارتباطی دارن♫
♫من فقط میخوام به آرزوم برسم♫
♫عمق عشق چقدر باید باشه تا به حساب بیاد؟♫
♫دریای خروشان شروع به جوشیدن کرد♫
♫هیچ پایان خوشی برای زندگی من نیست♫
♫به هیچ کدام از آرزوهام نمیرسم ♫
♫حتی باد و باران غروب هم شتاب داشتن♫
♫میتونم یه آغوش گرم طلب کنم؟♫
روفی
ببخشید
ببخشید
روفی
خوبی؟
جناب جین
ارباب جوان به ما دستور دادن
بانو سو رو تا بیرون شهر هم آوایی همراهی کنیم
...ارباب جوان
بسپاریدش به من
اگه ارباب جوان چیزی پرسید
خودم تمام مسئولیتش رو گردن میگیرم
بله
شانگ یو
میشه منو به قصر یونگ کانگ ببری
تا اعلیحضرت رو ببینم؟
باید قبل از
اینکه برم
بیگناهیم رو ثابت کنم
روفی
جین رفته دیدن اعلیحضرت
بی فایده.ست
اعلیحضرت تصمیم گرفته از شهر بری
ضیافت جیورو نزدیکه
فرماندارهای تمام ایالت ها
به شهر هم آوایی رسیدن
آتیش سوزی کارگاه
به اعتبار دونگشنگ آسیب زده
اعلیحضرت میخواست هرچی زودتر این قائله تموم بشه
تمام مدارک و شواهد علیه توئه
هیچ راهی نیست
فقط میتونن تورو مجبور کنن بری
روفی
متاسفم
هیچ کمکی از دستم برنیومد
تا همینجا هم خیلی کمکم کردی
ممنون
پس فقط باید
به شهر ابری برگردم
شی یی
بیائو
و ژائو هو منتظر منن
کارگاه هم آوایی منو نمیخواد
ولی من هنوز کارگاه جرقهی سبز رو دارم
باشه
بیاین اول بریم یه چیزی بخوریم
فردا صبح برمیگردیم شهر ابری
ما؟
از اعلیحضرت خداحافظی کردم
به خاطر تو اومدم اینجا
حالا که داری میری
دیگه دلیلی نداره اینجا بمونم
هرجا جین بره منم میرم
جین بره شهر ابری
منم میرم باهاش
ممنون
باشه
خوشحال باشین
بریم یه غذای تپل بزنیم
خیلی گرسنهامه
بریم
فرماندار
مقدمات کار آمادهست؟
همه چی آمادهست
ولی مطمئنم
این عملیات یکم عجولانه ست
یون مو به شدت نسب به ما جبهه داره
شاید این دفعه
واسه ما تله گذاشتن
و منتظره ما طعمه رو بگیریم
جناب فرماندار
لطفا تجدیدنظر کنین
مگه نگفتی شیائوچی مسموم شده
و بی هوشه؟
بله
و از جین شنیدم
امروز ضیافت برگزار میشه
تمام افراد عمارتش حتی نگهبانا
امشب مست میکنن
فرصت فوق العادهایه
این ضیافت از همه چی مشکوک تره
کجاش مشکوکه؟
فکر میکنم چون دوبار ازش
شکست خوردی ترسیدی
یون مو
شان شان منو اذیت کرده
و شنیدم
برادرم سو روفی رو
از شهر هم آوایی انداخته بیرون
اینجوری راه واسه
ازدواج شان شان و یون مو هموار میشه
اگه بیشتر از این صبر کنم
باید شاهد ازدواج اون دوتا باشم
میفهمم
زودباش برو
(عمارت ارباب جوان)
یالا
یکی دیگه
پرش کن
بفرمایین
واسه چی انقدر شراب خوردی؟
مشکلی واسش پیش نمیاد؟
هوانگ یینگ
خوبم
بیا
بازم بنوش
...بخور
کافیه بدش من- بزن بر بدن-
انقدر نخور
بده
نه
بدش من- زالزالک قندی-
زالزالک قندی دارم
...زالزالک
...زالزالک قندی
یدونه میخواین؟
آره
واسه چی میخندی؟
هنوزم میگه منو دوست نداره
دروغگو
پرش کن
برو
باشه باشه
بس کن- جین شانگ یو-
برادرا
تو از من خوشت میاد تو از من خوشت میاد
باشه باشه
دوستت داره دوستت داره
بشین
یالا
اون دوستم داره
دوستم داره
شنیدی؟
به عمارت ارباب جوان حمله شده
دارن کل شهر رو میگردن هم دست های قاتل رو پیدا کنن
عمارت ارباب جوان به شدت محافظت میشه
اون مهاجم ها
فقط تونستن تخم مرغ پرت کنن به دیوار
اشتباه میکنی
شنیدم مهاجم ها آموزش دیده بودن
چند نفر مردن
ببخشید
ارباب جوان حالش خوبه؟
آره
شنیدم آسیب دیده
پیشخدمت
پیشخدمت
بله خانوم
آروم بگیر
میتونی مراقبش باشی؟
الان برمیگردم
کجا میری؟
دختر خوبی باش
دختر خوبی باش
چطور شد؟
جناب فرماندار
موفق شدیم؟
هوانگ فو کجاست؟
ژنرال هوانگ فو مرد
مرد؟
امکان نداره
اون روباه پیر چطور مرد؟
دوباره تحقیق کن
بهش بگو بیاد دیدن من
اشتباه نمیکنم
یون مو واسش کمین کرده بوده
همشون مردن
هوانگ فو؟
...انتظار نداشتم
الکی ادای بیهوشی در آوردی
معلومه
کل روز مجبور بودم بدون حرکت
توی تخت بمونم
و همش داروهای تلخ بخورم
داشتم خفه میشدم
ژنرال هوانگ
مشتاق دیدار
پس خودت رو طعمه کرده بودی
منو بکشونی داخل
خیلی خوشحال شدم
فکر کردین میتونین منو زنده بگیرین؟
خوابش رو ببینین
قرص های آتش زای فسفری؟
ارباب جوان
...مدرکمون
مرد
وقتی هوانگ فو
واسه خاطر یون شانگ
تا اینجا پیش رفته
پس از اول
برنامه ای واسه زنده برگشتن نداشتن
میخواستن به هر قیمتی شده ازش محافظت کنن
امکان نداره
نه امکان نداره
امکان نداره
حتما یون مو
خبر کذب پخش کرده
زودباشین برین پیداش کنین
زنده یا مرده میخوامش
برین دنبالش
جناب فرماندار
فکر نکنم بتونین ببینیدش
با قرص آتش زای فسفری رفت
الان از جنازهش
فقط یه مشت خاکستر مونده
چی؟
خودش رو سوزونده؟
قبل از اینکه ژنرال هوانگ بره
شخصا بهم گفت
این عملیات خیلی خطرناکه
گفتن
اگه اتفاقی افتاد
یه راهی پیدا میکنه مشکلی واسه شما پیش نیاد
و به منم دستور دادن
از این به بعد کنار
شما باشم و ازتون محافظت کنم
ولی فکرشم نمیکردم
راهی که میگه... انقدر وحشتناک باشه
...پس
پس از همون اولش
میدونست قرار نیست برگرده
من مجبورش کردم بره
باید انتقامش رو بگیرم
جناب فرماندار
ولم کن
جناب فرماندار، نباید اینکارو بکنین
ولم کن
...اگه الان برین- بذار برم-
فداکاری ژنرال بی فایده میشه
همیشه امیدوار بودن شما سرعقل بیایین
و چشماتون به خاطر عشق به اون زن
کور نشه
تا الان متوجه نشدین؟
جناب فرماندار
(عمارت ارباب جوان)
بذارین برم داخل
شیائوچی
بذارین بیاد
شیائوچی
حال ارباب جوان خوبه؟
صدمه دیده؟
هنوز کلی کار مهم دارن
تو اتاق مطالعه منتظرشون باش
باشه
بفرمایین زالزالک قندی
اومدین قربان
پیشخدمت
کجاست؟
با عجله رفت
انگار موقعیت اضطراری بود
رفت؟
کجا؟
نگفت
قربان
برمیگردم سرکارم
...این
چطور شد اینطوری شد؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
خوبی؟
خوبم
...من
یشم سبز من اینجا چیکار میکنه؟
افرادت که کارگاهم رو بستن
اینو برداشتن؟
یشم تو؟
چند ساله دارم اینو پرورش میدم
وایستا
از کجا میدونی اسمش یشم سبزه؟
خواهرت بهت گفته؟
خواهرم؟
وایستا
این یشم سبز مال منه
خودم روش اسم گذاشتم
بهتر شدی؟
خیلی بهترم
این همون جرقهی سبز افسانه ایه؟
جرقهی سبز؟
این چیه؟
خیلی خوشگله
منم قبلا همچین چیزی ندیده بودم
مثل یه تیکه یشم میمونه
خیلی نرمه
...بیا
بهش بگیم یشم سبز
چی؟
یشم سبز
یشم سبز؟
اسم قشنگیه
چی شد؟
هیچی
گوشم زنگ میزنه
نمیتونم واضح بشنوم
دارم از شهر ابری میرم
حالا که باهم این یشم سبز رو پیدا کردیم
نظرت چیه تقسیمش کنیم؟
وقتی برگشتم
با این میتونیم همدیگه رو پیدا کنیم
باشه
بیا بگیرش
عادلانه نیست
من تیکه بزرگتر رو میخوام
یعنی چی عادلانه نیست؟
اگه تو بودی
کدوم تیکه رو برمیداشتی؟
من شبیه تو نیستم
من تیکه کوچیکه رو برمیدارم
درسته
هرجور تو بخوای
خواهش میکنم
خسیس
خیلی نامردی
من تیکه بزرگتر رو میخوام
گفتی تیکه کوچیکتر رو میخوای
بیا بگیرش،بیا
پسش بده
خسیس
پسش بده
پسش بده ببینم پس بده
پسش بده
این تیکه بزرگتره
...پس
...اون پسر بچه خسیس
تو بودی؟
...منظورت اینه
تو اسم اونو یشم سبز گذاشتی؟
...پس تو
♫نگاهت یخبندان رو ذوب میکنه♫
♫و به حسرت من تبدیل میشه♫
♫با این همه دلتنگی، عشق کاملا پایداره♫
♫ماه و ستاره ها بهم خیره میشن♫
♫نور قلبم امواج رو بهم میریزه♫
♫این نور به خاطر توئه♫
♫این همه سرسختی برای تو مخفی شده♫
♫نمیتونم فراموش کنم♫
♫تو مثل جرقهی سبز در بالای آسمون هستی♫
واقعا تو بودی
تو بودی
...پس چرا این یشم
دست خواهرت بود؟
دست خواهرم بود؟
فکر میکردم گمش کردم
پس تمام مدت دست اون بوده
وقتی تو شهر ابری بودم
خواهرت گفت یشم مال اونه
...پس
تمام این مدت خودش رو جای تو جا زده بوده
پس از قبل این نقشه ها رو کشیده بوده
پس واسه اینه الان اینجوری باهام رفتار میکنه
...پس واسه این که فکر میکردی
اون دختر یشمیئه میخواستی من برم؟
نه
بهت گفتم
واسه چی باید بری
این بهترین راهه
من نمیخوام با خواهرت ازدواج کنم
به پدرم هم گفتم
ولی اعلیحضرت خیلی اصرار داره
اعلیحضرت به این ازدواج اصرار داره
اعلیحضرت اصرار داره من برم
واسه همین هیچ راه دیگه ای نداری
باشه
چرا تو باید باشی؟
چرا تو گوشای من شدی؟
چرا تو دختر یشمی منی؟
میفهمم
هرچی نباشه تو ارباب جوانی
پس چاره ای نداری
♫زمان داره میگذره ♫
♫هنوز دارم به گذشته های دور نگاه میکنم♫
♫تو مثل جرقهی سبز در بالای آسمون هستی♫
♫یه تصویر از این لحظه برای همیشه تو قلبم میمونه♫
♫بذار برات بنوازم و بخونم ♫
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.