All language subtitles for Echo.of.Her.Voice.2024.S01E14

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی

(پژواک صدایش)

(قسمت چهارم)

(تالار هویی یین)

روشان

داشتی سازت رو کوک میکردی؟

آره

میخواستی منو ببینی؟

ارباب جوان، نظرت چیه اول یه قطعه واست بنوازم و گوش کنی؟

حتما

قبلا این قطعه رو نشنیده بودم

جدید ساختی اینو؟

بله

اسمش اندیشه های یشمه

اختصاصی برای این آزمون آماده‌اش کردم

...فقط

هنوز تموم نشده

اندیشه های یشم؟

خداحافظی تو جنگل جرقه‌ی سبز

منجر به ده سال اشتیاق شد

یه روز، یه ملاقات ناگهانی

...دو قلب

نمیتونیم بخش آخر این قطعه

رو به شکل مناسبی کامل کنم

واسه همین از شما کمک میخواستم

درسته من تو قضاوت پایانی نقشی ندارم

ولی اگه به یکی از شرکت کننده ها

کمک کنم در حق بقیه نامردی نیست؟

نه

فقط میخواستم چندتا

سوال ازتون بپرسم، همین

هرسوالی داری بپرس

میخوام بدونم

این یشم سبز

چه معنی‌ای برای شما داره

من تمام این سال ها به صاحب دیگه‌ی یشم سبز فکر میکردم

ولی نمیدونم اون جوان

هم به من فکر میکرده یانه

...اندیشه‌های یشم

نمیدونم این اشتیاق

یه طرفه‌ست یا دوطرفه

اگه جواب این سوالم رو نگیرم

فکر نکنم بتونم

این قطعه رو به شکل مناسبی کامل کنم

واسه همین ازتون سوال کردم تا منو روشن کنین

...من

روشان

اون زمان منو نجات دادی

راستش تمام این سالها به این فکر میکردم

که چطور دینم رو بهت ادا کنم

سنجاقی که بهت دادم

فقط یه یادگاری از اون دوران بود

‌‌...مهربونی تو در حق من

هیچ وقت احساس نکردم درحق شما لطفی کردم

اتفاقی که

اون زمان افتاد رو

به عنوان سرنوشت بین ما در نظر گرفتم

افسانه ها میگن دیدن جرقه‌ی سبز

خوشبختی میاره

برای من

دیدن شما

خوشبختی بود

روشان

مراقب باش

روشان

روشان

صدمه دیدی؟

...واسه چی هنوز

ارباب جوان

چه بلایی سر روشان اومده؟

زودباش، برو طبیب خبر کن

بله

(عمارت ابری)

احساسات روشان به من خیلی عمیق شده

دیگه نمیتونم بیشتر از این لنگ در هوا بذارمش

باید همه چی رو بهش توضیح بدم

خواهر

خواهر، خوبی؟

بیا

خواهرت خوابیده

اذیتش نکن

چه بلایی سرش اومده؟

من و خواهرت داشتیم تو تالار هویی یین صحبت می کردیم

که یهویی شمعدان از بالا افتاد

و به پاهاش آسیب زد

طبیب الان اینجا بود

گفتش خوشبختانه هیج آسیب جدی یا شکستگی استخون پیش نیومده

یکم استراحت کنه حالش خوب میشه

شمعدون واسه چی

یهویی افتاده؟

به شیائوچی گفتم تحقیق کنه

ارباب جوان

خواهرم بیدار شد

خواهر

خواهر

خوبی؟

پاهات بهتره؟

خوبم

فی آر

من هنوز با ارباب جوان حرف دارم

تو میتونی بری دیگه

باشه

من بیرون وایمیستم

استراحت کن باشه؟

ارباب جوان

...پام

طبیب گفت چندتا خراش سطحیه

گفتش شانس آوردی به استخون آسیبی نزده

اگه به جای دیگه‌ای برخورد میکرد

خدا میدونست چی میشد

اون لحظه فقط به محافظت از یشم سبز فکر میکردم

نتونستم به چیز دیگه ای فکر کنم

انقدر اون یشم واست مهمه؟

واسه شما مهم نیست ارباب جوان؟

روشان

.‌‌..این یشم

اون یشم رو انداختم رفت

ارباب جوان

الان میخواین به

سوالم جواب بدین؟

تو و اون یشم

واسه من خیلی مهم هستین

و واسه رابطه دوستیمون هم ارزش زیادی قائلم

ولی این احساس

هیچ ربطی به عشق نداره

الان میفهمم

الان میدونم

اندیشه‌های یشم چطوری تموم میشه

به چندتا از خدمتکارا گفتم

بیان و مراقبت باشن

لطفا یه چندروزی رو استراحت کن

دوباره میام میبینمت

ممنون ارباب جوان

(عمارت ابری)

منتظر من بودی؟

کی منتظر توئه؟

حال خواهرم خوبه؟

خواهرت خوبه

سر چی داشتین بحث میکردین؟

انگاری شما دوتا

یه چیزیتون میشه

نمیخوای بدونی

چرا اینجوری بودیم؟

من همه چی رو به خواهرت توضیح دادم

نگران نباش

تو موقعیت سختی قرارت نمیدم

چی شد؟

دلیلش رو پیدا کردی؟

ارباب جوان

نتیجه اولیه تحقیقات نشون میده

احتمالا به خاطرت جویدن موشه

جویدن موش؟

چطور ممکنه تو کارگاه هم آوایی موش داشته باشیم؟

منو عفو کنین

سهل انگاری من تو پیشگیری

منجر به یه اشتباه بزرگ شد

لطفا منو مجازات کنین ارباب جوان

تقصیر تو نیست

کی میتونست فکرشم بکنه

که موش طناب شمعدون سقفی رو بجوئه؟

وزیر لینگ، باید یه زحمتی بکشین

یکم سم موش بگیرین و بین همه تقسیم کنین

تا دیگه همچین اتفاقی اینجا نیفته

بله

همین الان میرم دنبالش

ارباب جوان

به نظرم یه جای کار میلنگه

میترسم قضیه تصادفی نباشه

راستش به نظر منم عجیبه

موش یهویی از کجا پیداش شد؟

ارباب جوان

ارباب جوان

واسه چی اینقدر تار چنگ اینجاست؟

وقتی رفتم دیدن روشان

داشت تارهای چنگ رو کوک میکرد

جناب فرماندار

وسایل رو میذارم اینجا

از خدمتتون مرخص میشم

میتونی بری

حالت چطوره شان شان؟

پات هنوزم درد میکنه؟

ای کاش میشد جای تو درد می‌کشیدم

نگران نباشین جناب فرماندار

من خوبم

طبیب گفت

پام فقط یکم کبود شده

استخون پام چیزی نشده

مساله مهمی نیست

چطور ممکنه مهم نباشه؟

حتی یه زخم کوچیک روی بدن تو مهمه

این جوشانده رو واست گرفتم

واسه تقویت استخون ها و گردنش خونت خوبه

کمک میکنن زودتر خوب شی

یادت باشه حتما بخوری

ممنون جناب فرماندار

از وقتی تو شهر ابری بودیم تا وقتی به شهر هم آوایی اومدیم

شما همیشه باهام مهربون بودین

نمیدونم چطور لطف شما رو جبران کنم

خیلی باهام رسمی صحبت میکنی

هرکاری واست میکنم

وظیفه خودم میدونم

نمیدونم پام کی خوب میشه

نمیخوام آزمون انتخابی رو از دست بدم

فقط روی خوب شدنت تمرکز کن

به چیزای دیگه فکر نکن

بقیه چیزا رو بسپار به من

پس بازم همه چی رو میسپارم به شما فرماندار

چیزی نیست، نگران نباشین

روشان

واسه چی از جات بلند شدی؟

شما اینجا چیکار میکنین ارباب جوان

فقط میخواستم حالت رو بپرسم

یکم واست جوشانده خریدم

پاهات تازه داره خوب میشه

واسه چی از جات پا شدی؟

خوابیدن روی تخت خیلی خسته کننده‌ست

جناب فرماندار این عصا رو بهم داد

واسه همین گفتم یکم تمرین کنم

عموم خیلی با ملاحظه‌ست

ولی پاهات تازه داره خوب میشه

باید مراقب باشی

ممنون ارباب جوان

موسیقی دان سو

جناب فرماندار واستون کجاوه فرستاده

پس منم باهات میام

این کجاوه واسه شماست

شما دوتا لطفا یه لحظه صبر کنین

میرم دوباره بررسی کنم

عموم واقعا خیلی به فکرته

بله

جناب فرماندار خیلی لطف دارن

چیکار میکنی؟

بهت گفتم بهش دست نزن

چت شده؟

اگه کجاوه به این گرونی کثیف شه میخوای چیکار کنی؟

کجاوه‌های اشراف زاده ها خیلی گرونه

دارایی کل خاندان ما رو جمع کنی

اندازه پول این کجاوه نمیشه

یه خط روش بندازی

باید کلیه‌هات رو بفروشی پولشو بدی

بس کن

بانوی من، متاسفم

بلند شو

این سلیطه نمیتونه جلوی دستهاش رو بگیره

کجاوه شما رو کثیف کرد

خودم مجازاتش کردم

درد میکنه نه؟

از این کجاوه خوشت میاد؟

دوست داری سوارش بشی یه دور بزنی؟

نظرتون چیه باهام سوار کجاوه بشین؟

...این

بگو

...این

بانوی من، اینطوری نمیشه

خواهش میکنم، این کار مجاز نیست

خدمتکارایی مثل ما

اجازه سوار شدن تو این کجاوه رو ندارن

ساکت باش

کجاوه مال منه

من تصمیم میگیرم

کی سوارش بشه

هنوز درد میکنه؟

یه زمانی شبیه شما بودم

اگه سخت کار کنی

تو هم میتونی مثل من بشی

ازش خوشت میاد؟

ممنون کجاوه رو واسم روندین

واقعا ازتون ممنونم

کار امروزت

خیلی منو تحت تاثیر قرار داد

هنوزم همون دختر یشمی هستی

که به بقیه امید میده

من فقط کاری که لازم بود انجام دادم

ارباب جوان، احتیاجی به تمجید نیست

دیگه دیروقته

باید بری استراحت کنی

ارباب جوان، شما برین استراحت کنین

(عمارت سو)

این کجاوه خیلی قشنگه

کی بهت گفته بهش دست بزنی؟

این اولین کجاوه‌ی بانوی جوانه

کل خاندان ما یه جا جمع بشن

هم نمیتونن همچین کجاوه ای بخرن

تو رو بفروشیم هم

نمیتونیم یه چرخ اینو بخریم

چطور جرات میکنی اینجوری گستاخی کنی؟

پدر

واسه چی زندگی ما انقدر بی ارزشه؟

چند بار باید بهت بگم؟

...من

ما اینجوری متولد شدیم

نمیشه عوضش کرد

باورم نمیشه من میخوام تغییرش بدم

...من

بازم داری جواب منو میدی؟

واسه چی انقدر چرت و پرت میگی؟

زودتر بزرگ شو فقط شوهرت بدم بری

شوهر که کنی

پول بیشتری دستم میاد

شراب بخورم

اینجوری زحمات منو جبران میکنی

فهمیدی؟

ممنون ارباب

ممنون بانو

ممنون ارباب

ممنون بانو

مراقب باش

بچه حالش خوبه؟

فی آر

خوبی؟

می‌خوایم تو رو به فرزندی قبول کنیم

از این به بعد دختر منی

میشی خواهر بزرگتر فی آر

از این به بعد خواهر واقعی من میشی

هرچی مال منه مال تو هم هست

ممنون

اسمت سو روشان میشه

الان دیگه خانواده ایم

فی آر

اگه میخوای کسی رو سرزنش کنی

باید خودت رو سرزنش کنی که سرراه من وایستادی

این آزمون توسط من

فرماندار شهر ابری

ارباب لیانگ از وزارت تشریفات

و استاد جین شانگ یو قضاوت میشه

ما چهارنفر داوری خواهیم کرد

به دلیل ماهیت خاص

موضوع یعنی اشتیاق

میتونین تنها یا دونفره اجرا کنین

بهترین اجرای تکی یا گروهی

نماینده‌ی کارگاه هم آوایی خواهد بود

و در مراسم امسال اجرا میکنه

آزمون رسما آغاز میشه

این بخش از قطعه

خیلی خوب طراحی شده

نظر شما چیه استاد جین؟

خیلی خوب مینوازن

اجرای خوبی بود

(چهار) (سه)

(هفت) (صفر)

(پنج) (نه)

(نه)

(سه) (صفر)

(هفت) (یک)

(یک) (صفر)

عرض ادب، اساتید گرامی

قطعه ای که میخوایم واستون اجرا کنیم

سرآغاز اشتیاقه

در سحر به آسمان خیره می شوم در غروب ابرها را تماشا می کنم

همزمان که راه میروم به تو فکر میکنم

وقتی میشینم به تو فکر میکنم

ممکنه شروع کنی

انگار گریه می کند، انگار التماس می کند

گویی شکایت می کند، گویی مشتاق است

مثل بانویی که به آرامی احساساتش را در گوشش زمزمه می کند

این سرآغاز اشتیاق است

پر از اشتیاقه

پر از احساس

نوازندگی لیوچین غمگین و پر از احساسه

انگار به قلب آدم چنگ میزنه

مهارت این بچه بی نظیره

کجاش خاصه؟

بذار بهت بگم

همش واسه اینه که سو روفی نتونسته شرکت کنه

وگرنه فرصت اونجا وایستادن عمرا گیرش می اومد

ولی به نظر من

صدای پیپا کم از لیوچین نداره

باشه باشه

واسه اینه که نوازندگی روشان رو نشنیدی

اجرای هوانگ یینگ

از سوروفی غمگین تر بود

به نظر میاد کسی که اشتیاقش رو داره

باعث این نا رضایتی شده

بعد از بحث و بررسی بین داوران

به اتفاق آرا به نتیجه رسیدیم

جایگاه اول متعلقه به

اجرای گروه چینگ هه از هوانگ یینگ

آفرین

وایستین

به نظرم نامردیه

حالا که این آزمون برای همه آزاده

نباید هرکسی که تو کارگاه موسیقی هست

اجازه شرکت تو مسابقه رو داشته باشه؟

جناب فرماندار

بهتون توضیح دادیم

اینجور نیست که سو روشان اجازه شرکت تو مسابقه رو نداشته باشه

‌‌...فقط جراحت پاش

پاش آسیب دیده دستاش که سالمه

میتونه ساز بزنه

سخت میتونه راه بره

این چطوره؟

پیشنهاد میدم

همگی به عمارت ابری بریم

و اجرای اونو بشنویم

ایجوری عادلانه میشه، درسته؟

...خوب

اجرای جداگونه ممکنه با قانون همخونی نداشته باشه

چی با قانون همخونی نداره؟

قوانین رو آدما میسازن

مو آر، به نظرت این کار خلاف قانونه؟

حیف سو روشان نمیتونه

تو مسابقه شرکت کنه

ولی عمو

دیگه گروه چینگ سه

رو به عنوان برنده اعلام کردیم

اگه رای رو برگردونیم

در حق اونا هم نامردی میشه، درسته؟

بله

خوب سو روفی، نظر تو چیه؟

بهش فکر کن

خواهرت همیشه باهات خوب بوده

میتونی تحمل کنی این مسابقه رو از دست بده؟

برد اینجوری هیچ افتخاری نداره

...خوب- نمیتونم موافقت کنی-

ما برنده شدیم

چطور میتونن الکی الکی مقام‌مون رو ازمون بگیرن؟

درسته روفی

حرف نوازندگی تو مراسم پرستشه

موضوع سر افتخار خانوادگیه

همتون خیلی کوته فکرین

سو روشان هنوز ساز نزده، اونوقت شما از الان نگرانین ببازیم؟

به نظر من که عمرا بتونه

سرآغاز اشتیاق ما رو از دست بده

مگه نه روفی؟

وزیر لینگ

اساتید گرامی

ما میخوایم سو روشان باهامون

رقابت کنه

خوبه

خوبه

حالا که انقدر ذهن بازی دارین

ما هم استثنا قائل میشیم

و به سو روشان اجازه اجرای جداگونه میدیم

من الان میرم به سوروشان خبر میدم

و میگم که آماده شه

وزیر لینگ

اجازه بدین من جای شما برم

باشه

همه تو این چند روز سخت تلاش کردن

برین و استراحت کنین

بله

خواهر، اینجایی؟

وزیر لینگ ازم خواست

بیام درمورد ارزیابی

باهات صحبت کنم

بیا تو

خواهر

این اتاق چرا اینقدر تاریکه؟

...من فقط

خوبی؟

چیزی نیست

میشه واسم یه لیوان آب بریزی؟

ببخشید

ظرف روغن رو ریختم

اشکالی نداره

ولی پیدا کردن چراغ روغنی راحت نیست

میرم از رئیس یکم میگیرم

عجله نکن

کارگاه هم آوایی درمورد چراغ پیه سوز خیلی سختگیره

اینجوری بخوای بری بگیری

مطمئنا هیچی بهت نمیدن

این چطوره؟

برو از یکی دیگه واسم قرض بگیر

احتمالا به خاطر احترامی که واسم قائلن

یکم بهم قرض میدن

میرم از شانگ یو میگیرم

نه، از اون نه

استاد جین سطحش از ما بالاتره

چطور میتونیم ازش چیزی بگیریم؟

به جاش برو پیش تانگ شوئه

پس صبر کن تا بیام

کارم که تموم شد، باهم حرف میزنیم

باشه

یکم آب گرم بخور پس

باشه

کیه؟

تو؟

تو اینجا چیکار میکنی؟

میشه یکم بهم روغن چراغ بدی؟

نه نمیتونم

واسه خواهرم میخوام

نوازنده سو؟

چطور شده روغن چراغ میخواد؟

اتفاقی کوزه روغن رو ریختم

اگه از رئیس بخوایم

تنبیه میشیم

...پس

میشه تو یکم بهم بدی؟

یه لحظه وایستا پس

ممنون

خواهر

واست روغن گرفتم

دستت درد نکنه، بذار اونجا

خواهر

خوبی؟

خوبم

احتمالا سرما خوردم

پات چطوره؟

بهتره

راستی

گفتی وزیر لینگ خواسته مسابقه بدم

واسه‌ی چی؟

خوب

این بار حرف مراسم پرستش بهشته

فرماندار شهر ابری گفت تو هم توی مسابقه شرکت کنی

واسه همین وزیر لینگ تصمیم گرفت

اجازه بده جداگونه اجرا کنی

حالا تو مسابقه

کی اول شد؟

ما بردیم

با مهارتی که تو داری از نتیجه تعجب نکردم

ولی اونا خواستن تو مسابقه شرکت کنم

و تو هم موافقت کردی؟

البته

منم میخوام باهات

یه مسابقه عادلانه داشته باشم

نمیترسی مقام اول رو ازتون بگیرم؟

یا نکنه فکر میکنین

من بهتون میبازم؟

همونجوری که ارباب جوان رو بهت باختم؟

خواهر

چطوری میتونی این دوتا رو باهم مقایسه کنی؟

درضمن، توی مسائل احساسی

احساس دوطرف به هم مهمه

هیچ برد و باختی تو عشق نیست

آره

حرف قلب آدماست

احساس دو طرف مهمه

کی رو میتونم سرزنش کنم؟

خواهر

منم نمیخواستم اوضاع این شکلی بشه

نمیخوام ما دوتا خواهر

سر این قضیه باهم دشمن بشیم

اگه قضیه اینه

پس نظرت چیه ارباب جوان رو بدی به من؟

هم خواهرت رو میخوای

هم معشوقه‌ات رو

فی آر

به نظرت زیادی حریص نیستی؟

فکر کردی کل دنیا دور تو میچرخه

و همه چی باید به کام تو باشه؟

منظورم این نبود

باشه

حالا که قراره تو مسابقه شرکت کنم

پس باید الان برم

خواهر خواهش میکنم مراقب باش

بیا

خواهر

...بیا- باشه-

اگه میخوای صحبت کنی

موقع غروب تو اتاق سازها منتظرم باش

به جایی که تمرین میکنم خیلی نزدیکه

باشه

غروب میبینمت

(اتاق سازها)

خواهر

چرا نیومده؟

کمک

اتاق سازها آتیش گرفته

واسه چی آتیش گرفته؟ آره- چی شده؟-

آتیش، زودباشین خاموشش کنین

تازه رسیدم و دیدم اونجا آتیش گرفته

تو اینجا تنها بودی

تو که آتیش رو روشن نکردی، کردی؟

کار من نبود

من که رسیدم آتیش روشن شده بود

چطور ممکنه؟

تو اینجا تنها بودی؟- چه خبره؟-

رئیس موسیقی

وقتی ما رسیدیم

تو تنها کسی بود که از اتاق اومد بیرون

به اون مشکوکم

همتون زودباشین آتیش رو خاموش کنین

کس دیگه ای اونجا نیست؟

نه

اون تنها اون تو بود

کار من نبود

ببریدش تالار هویی یین

خواهر

بریم

من اینکارو نکردم

کار من نبود- بریم-

کار من نبود

سو روفی

تو آتیش رو روشن کردی؟

من نبودم

ولش کنین

روفی

شانگ یو

خوبی؟

دقیقا چی شده؟

استاد جین

سو روفی تو اتاق سازها آتیش راه انداخته

و ما سر بزنگاه گیرش انداختیم

من اینکارو نکردم

قرار بودم خواهرم رو

تو اتاق سازها ببینم

قرار گذاشتیم تو اتاق ساز همدیگه رو ببینیم

ولی وزیر لینگ و من

داشتیم باهم صحبت میکردیم

و من دیر رسیدم

بله

وقتی شنیدم آتیش سوزی شده

با عجله رفتیم اونجا

روفی

تو کی رسیدی اونجا؟

منم یکم قبل از اونا رسیدم اونجا

یکم بعد اینکه رسیدم اونجا آتیش راه افتاد

منم همه رو صدا کردم بیان آتیش رو خاموش کنن

ولی اونا به جاش منو دستگیر کردن

روفی

وقتی رسیدی

کس دیگه ای اونجا نبود؟

چه خبره؟

شنیدم اتاق سازها آتیش گرفته

کیه؟

کی جرات کرده تو کارگاه هم آوایی آتیش سوزی راه بندازه؟

عرض ادب، جناب فرماندار

طرف رو دستگیر کردین؟

تو آتیش سوزی راه انداختی؟

هنوز داریم تحقیق میکنیم

به نظرم آتیش سوزی کار سوروفی نبوده

جناب فرماندار

فی آر و من قرار بود تو اتاق سازها همدیگه رو ببینیم

ولی وقتی آتیش سوزی شد

اون فقط اونجا بود

جناب فرماندار

ولی مطمئنم

آتیش سوزی کار فی آر نیست

پس

سو روفی مظنون اصلیه

نگهبانا

ببریدش دیوان عالی

فرماندار یون- ‌...دیوان عالی-

هنوز قضیه روشن نشده

بردن سو روفی به دیوان عالی

یکم وجهه بدی نداره؟

تو نمیخواد به من بگی چیکار کنم

اگه کسی دیگه جرات کنه دخالت کنه

اونم میبرم دیوان عالی

همونجا وایستا

تا وقتی من اینجام

هیچ کس حق نداره سوروفی رو ببره

شانگ یو

نمیخواد نگران من باشی

وجدانم راحته و از هیچی نمیترسم

به وقتش میرم دیوان عالی

و همه چی رو بهشون توضیح میدم

درسته استاد جین

عجله نکنین

اگه اوضاع بهم بریزه

حتی اگه سوروفی بی گناه هم باشه روشن کردن اوضاع سخت میشه

درسته

باید مدرک بی‌گناهی

سو روفی رو پیدا کنیم

البته، باید حقش رو بگیریم

جناب فرماندار

لطفا به فی آر سخت نگیرین

نگران نباش

به کارتون برسین

(دیوان عالی)

نگرانین این پرونده چطور میشه ارباب؟

خود پرونده چیز پیچیده ای نیست

مساله اینه سو روفی

نوازنده شخصی ارباب جوانه

و شنیدم جدیدا تو کارگاه هم آوایی

ارباب جوان اونو جلوی همه بوسیده

و گفته کسی که دوست داره اونه

پس یعنی

احتمالا همسر آینده‌ی ارباب جوان میشه

اگه پرونده رو درست قضاوت نکنم

باید برم اشهدم رو بخونم

احتیاجی نیست نگران باشین قربان

همونطور که گفتین

سوروفی و ارباب جوان خیلی بهم نزدیکن

اگه اتفاقی واسش بیفته

چطور ممکنه ارباب جوان هیچ حرکتی نکنه؟

یعنی میگی وایستیم ارباب جوان بیاد

و ببینیم چی میگه؟

ارباب جوان اومدن

ارباب جوان

عرض ادب ارباب جوان

لطفا بلند شد بازرس سلطنتی

ارباب جوان لطفا بفرمایین بشینین

نمیخواد

میشه بپرسم واسه چی تشریف آوردین اینجا؟

دستوری چیزی دارین؟

شنیدم سو روفی رو آوردین اینجا

ازش بازجویی هم کردین؟

صادقانه بگم

موضوع مهمیه

هنوز ازش بازجویی نکردم

انگار پرونده یه جورایی پیچیده شده

...خوب

ارباب جوان

پرونده اصلا پیچیده نیست

ففط اینکه سوروفی زیادی مشکوکه

واسه همین نمیشه عجولانه تصمیم گیری کرد

میخواستیم به قصر بریم تا یکم راهنمایی بگیریم

بله

میخواستم از شما راهنمایی بگیرم

جناب بازرس، شما انسان با تجربه ای هستین

همه چی رو کامل در نظر گرفتین

حالا که اینجام

میخواستم ازتون بخوام الان بازجویی رو شروع کنین

بله

پس از یه نفر میخوام مظنون رو بیاره اینجا

نمیخواد

خودمون میریم زندان

بریم- بله-

خوب دیگه، بازجویی رو شروع میکنم

بانو یو، لطفا

دقیقا اون زمان شرایط چطوری بود؟

قربان

اون موقع من و خواهرم

قرار بود تو اتاق سازها همدیگه رو ببینیم

من اول رسیدم

وقتی رسیدم اونجا

یهویی آتیش سوزی شد

میخواستم آتیش رو خاموش کنم

ولی با مجرم منو اشتباه گرفتن

و آوردن اینجا

پس میگی اتاق سازها آتیش گرفته بود؟

کس دیگه ای رو هم اونجا دیدی؟

نه

به عبارت دیگه

هیچ مدرکی نداری

ثابت کنه اونجا دقیقا چه اتفاقی افتاده

ولی این قضیه دلیل بر این نیست

که تو آتیش روشن کرده باشی

فقط باید درمورد آتیش سوزی عمدی

مدرک پیدا کنیم

ارباب جوان

نظر شما چیه؟

به نکته خوبی اشاره کردین جناب بازرس

کمک‌تون میکنم مدرک پیدا کنین

امیدوارم

بتونین به خوبی از سو روفی مراقبت کنین

متوجه هستم

با بانو سو

جوری رفتار میشه انگار خونه خودشونه

نه نه

منظورم اینه

به خوبی حواسم به ایشون هست

نگران نباش

حتما مدرک پیدا میکنم

منتظرم باش

چه فایده وزیر لینگ اجازه داده

بیاییم اینجا؟

کلا سوخته و خاکستر شده

چه مدرکی میتونیم پیدا کنیم؟

حتی اگه اندازه سرسوزن امید داشته باشیم

من تسلیم نمیشم

شما بیشتر از همه بهش اهمیت میدین

حتی ارباب جوان هم اندازه شما نگران نیست

کی گفته نگران نیستم؟

انتظار نداشتم شما

قبل از من برسین اینجا

چیزی پیدا کردین؟

دیوان عالی دیشب تحقیق کرده

اگه مدرکی اینجا بود

به نظرتون امکان داشت پیدا نکنن؟

شمام اینجور فکر میکنین جناب جین؟

جدا از جمع کردن

سازهای مختلف

تو این اتاق سازهای با ارزشی وجود داشته

از مصالح گرفته تا

طراحی اتاق

همه جوره مقاومت دربرابر آتیش و گرما رو بالا بردن

آتیش سوزی دیروز خیلی شدید بود

مطمئنم مجرم

از روغنی چیزی استفاده کرده

اگه بتونیم چیزی که باعث آتیش سوزی شده رو پیدا کنیم

میتونیم بی گناهی روفی رو ثابت کنیم

الان که اینو گفتین

احساس میکنم یه بویی میشنوم

بوش مثل پیِ چراغه

پی چراغ؟

مادر من پی رو بیشتر از هرچیزی دوست داره

از وقتی وزیر شده

دستور داده تمام چراغ های کارگاه هم آوایی

رو با پی حیوانی روشن کنن

پس مجرم از پی واسه آتیش سوزی استفاده کرده

خوب این چطوری بی گناهی سو روفی رو ثابت میکنه؟

اون نمیتونسته از پی چراغ استفاده کنه؟

کارگاه هم آوایی همیشه روی پیشگیری از آتیش سوزی تاکید داشته

مصرف پی چراغ شدیدا با نظارت انجام میشه

پی چراغ واسه هر کسی

جیره بندی شده

و افراد خاصی اونا رو نگه میدارن

روفی تا حالا تو کارگاه هم آوایی نبوده

و اصلا این فرصت رو نداشته

پی چراغ بگیره

پس یعنی

مجرم یکی از افراد کارگاه هم آواییه

ولی بوش یه شبه از بین رفته

نمیشه مدرک در نظر گرفتش

هوانگ یینگ

تو حس بویایی قوی‌ای داری

میشه بو بکشی

ببینی این بو دقیقا از کجا میاد؟

دماغ من خیلی با ارزشه

چطوری میتونم واسه همچین چیزی ازش استفاده کنم؟

...مگه اینکه

مگه اینکه چی؟

خودتونو نگاه کنین، از نگرانی دارین پس میفتین

مگه اینکه شما

بهم التماس کنین

باشه

من از اعماق قلبم ازتون خواهش میکنم بانو هوانگ

کمکم کنین ببینم این بو دقیقا از کجا میاد؟

در آینده چیزی لازم داشتین

تمام تلاشم رو میکنم تا بهتون کمک کنم

هوانگ یینگ

منم ازت خواهش میکنم

اگه کمک کنی بی گناهی سو روفی رو ثابت کنیم

...من

چرا خودت رو بهش پیشنهاد نمیکنی؟

هرچیزی جز اون

هرچی باشه قبوله

باشه

روغن چراغ باید تو این باشه

همین

الان باید بفهمیم

روغن چراغ کی تموم شده

و خبر نداده

اون طرف باید مجرم باشه

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.