All language subtitles for Echo.of.Her.Voice.2024.S01E11

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara

[پژواک صدایش]

[قسمت 11]

دنبالم نیاین

تقصیر منه

فکر نمیکردم اینقدر جدی بشه

شیائوچی

...تو

بگو

چرا به ارباب جوان خیانت کردی؟

...من

بگو

اون اول از حرفش برگشت

داشتم شوخی می کردم

میخواستم سر به سرش بذارم

شوخی؟

میدونی چی میشه اگه

راز ناشنوایی

ارباب جوان فاش بشه؟

نمیدونم

تا این حد فکر نکردم بهش

فقط نقشه ریختم که

تو ملاء عام

خودشو مضحکه کنه

[مناظر زیبا]

عذاب وجدان نداری از اشتباهاتت درس نگرفتی

اینجوری

...احساسات ارباب جوان رو

راهنمایی هاشون رو

شیائوچی

بریم

از وقتی از جشن صدمین سالگرد برگشتیم

یه کلمه هم نگفته

باید خیلی عصبانی باشه

شیائوچی

ارباب جوان دنبالم میگرده؟

هنوزم میتونی بخوری؟

خیلی خوشمزه ست

تو آوردیش.باید بخورمش

چیه؟

توش سم ریختی؟

واقعا مسمومش کردی؟

سم؟

میدونی ارباب جوان چطور ناشنوا شدن؟

چطور این سال ها با احتیاط زندگی کردن؟

وقتی بچه بودن

فقط به این دلیل که اعلیحضرت به خاطر

استعدادشون در حکومت داری دوستشون داشتن

مسموم و شکار شدن

از این مصیبت جان سالم به در بردن

اما بخاطر سم ناشنوا شدن

...یعنی

ارباب جوان بخاطر سم ناشنوا شده؟

از اونموقع

ارباب جوان باید هر روز با احتیاط زندگی کنن

حتی تظاهر میکنن که

یه دخترباز علافن

تا اونا گاردشون رو پایین بیارن

ولی هیچوقت ولشون نمیکنن

یادته

تو راه شهر هم آوایی،راهزن ها بهمون حمله کردن؟

اونا راهزن نبودن

یکی اجیرشون کرده بود

میگی خودشونو به شکل راهزن در آورده بودن تا ارباب جوان رو بکشن؟

فقط بخاطر تصاحب سلطنت

میخوان بکشنش؟

آره

ارباب جوان،بزرگترین خطر براشونه

ارباب جوان مجبوره

بشه مشاور سلطنتی؟

ارباب جوان اینو نمیخوان

بخاطر دوری از درگیری

گاردشون رو آوردن پایین

اما اعلیحضرت دارن پیر میشن

ارباب جوان متوجه مسئولیتشون هستن

بعضی چیزها طبق خواسته شون نیست

ولی باید انجامش بدن

همش برای ثبات دونگ‌شنگه

این افراد زندگی ایشون رو میخوان

نمیتونن اجازه بدن

اونا به دونگ‌شنگ حکومت کنن

نمیشه گوش های ارباب جوان رو درمان کرد؟

تو تمام این سالها

ارباب جوان و من مخفیانه با کلی طبیب مشهور مشورت کردیم

همشون میگن فایده نداره

میدونی

وقتی صدای نواختنت رو شنیدن

چقدر خوشحال شدن؟

ایشون به راحتی به کسی اعتماد نمی کنن

اما به تو اعتماد دارن

حتی زندگیشون رو به تو سپردن

ولی تو

ازش برای تهدیدشون استفاده کردی

حتی مثل یه بازی

باهاشون بازی کردی

میدونم اشتباه کردم

قبلا از این چیزها خبر نداشتم

خوشبختانه الان حالش خوبه

خودتو خوش شانس بدون که حالشون خوبه

وگرنه واقعا مسمومت میکردم

آرد

میخواستم تنبیه ات کنم

...اما ارباب جوان

امیدوارم متوجه شده باشی که

ارباب جوان هنوز بهت اعتماد دارن

...از این به بعد

هر چی که صلاح میدونی انجام بده

[عمارت ژائو شی]

ارباب جوان نزدیک بود

شانس فرماندار برای گونگ زدن رو بدزده؟

درسته

اون لحظه

خیلی ناجور بود

چهره فرماندار ترش شده بود

به نظرم ارباب جوان

میخواست فرماندار رو شرم زده کنه

واسه همین فرماندار وقتی برگشت عصبانی بود

اما این حادثه یه کم عجیبه

ارباب جوان معمولا

بی خیال رفتار میکنه

اما هیچوقت همچین کار نامناسبی نمیکنه

تو چنین مناسبت مهمی

به نظرم میدونه که

نباید همچین شوخی بکنه

به نظرم ارباب جوان میخواسته

فرماندار رو شرمنده کنه

فرماندار قرار بود گونگ بزنه

ولی باعث شد طوری بنظر برسه

انگار اون فرصتش رو داده به فرماندار

نه

جرئت نمیکنه همچین کاری کنه

ولی قضیه بوداره

در مورد اتفاقی که افتاده بیشتر بگو

[آهنگ جرقه سبز، رونگ یا]

...ارباب

یادم نبود نمیشنوه

ببخشید

اشتباه کردم

واقعا متاسفی؟

این تعهدنامه رو نوشتم

[تعهدنامه]

[آهنگ جرقه سبز، رونگ یا]

بگیرش

رونگ یا؟

این اسم مستعار بانو یائوشان نیست؟

مادرم خودش این نت رو رو اصلاح کرده

بهتر از قبل شده

تنها نسخه در جهانه

مواظبش باش

دست خط بانو یائوشان

واقعا مال منه؟

...این

همون غافلگیریه که گفتی؟

منتظر چی هستی؟

برو امتحانش کن

باشه

ظاهرا واقعا

آهنگ جرقه سبز رو دوست داری

اولین بار که آهنگ جرقه سبز رو شنیدم

تو یه جشنواره فانوس در شهر ابری بود

همه این آهنگ رو می نواختن

باهاش آواز میخوندن و می رقصیدن

خیلی خوشحال بودن

اولین بار بود که

جذابیت موسیقی رو احساس میکردم

اون لحظه با خودم گفتم

که میخوام یه روزی

همچین آهنگ زیبایی خلق کنم

و بعدش؟

...بعدش

متوجه شدم که

این آهنگ رو وقتی بانو یائو شان

تو شهر ابری بودن،نوشتن

واسه همین خواستم راه بانو رو ادامه بدم

و وارد کارگاه نغمه شدم

حتی به سطح چینگ یین رسیدم

اما بعدش

با خودم گفتم کارگاه نغمه قوانین زیادی داره

من فکر می کنم

موسیقی باید مردم رو شاد کنه

نباید این همه

قوانین سفت و سخت وجود داشته باشه

بعدش ژائو هو آر،شی یی

و بیائو رو ملاقات کردم

و کارگاه جرقه سبز رو تاسیس کردیم

اون روزها شادترین لحظات زندگیم بودن

آهنگ های قشنگ و خلاقانه زیادی خلق کردیم

اما هنوزم آهنگ جرقه سبز رو

از همه بیشتر دوست دارم

کلی خاطره باهاش دارم

کلی نسخه ازش ساختم

امیدوار بودم یه روز

برای بانو یائو شان اجراشون کنم

میخوام بهشون بگم

یه بانوی جوان وجود داره که

تمام عمرش تحسینشون میکرده

و امیدواره که روزی

به اندازه ایشون موسیقیدان بزرگی بشه

اما بیشتر از این، میخوام بهشون ثابت کنم که

موسیقی های ابتکاری من و بقیه موسیقی های محلی

از بقیه موسیقی های رسمی چیزی کم ندارن

امیدوارم همه موسیقی دان ها و آهنگ های دنیا

توسط کارگاه ها و سبک هاشون

شناخته بشن

نه درجه رسمی بودنشون

بعدش، آرزوی اصلیم اینه که موسیقیم

برای همه شادی به ارمغان بیاره

گل گفتی

[تعمل و تزکیه مداوم]

موسیقی برای مردم شادی میاره

هیچوقت فکر نمیکردم که

این گربه وحشی کوچولو و بداخلاق

همچین رویاهای بزرگی داشته باشه

حالا که اینطوره

فردا میبرمت

دیدن بانو یائو شان،چطوره؟

واقعا؟

ولی نمیخوام اینطوری ببینمشون

چرا؟

می خوام با توانایی های خودم

براشون اجرا کنم

فکر می کردم یه فرصتی دارم

اما الان حتی پیشینه موسیقی هم ندارم

یا حتی شانس ورود به کارگاه هم آوایی

اشکالی نداره

از این به بعد

به همین گوش هات بودن

راضی میمونم

شیائوچی همه چی رو دربارت بهم گفته

...این همه سال

کلی عذاب کشیدی

...اون عذاب

بعد از این همه مدت بهش عادت کردم

اما از این به بعد چون تو رو دارم

همه چیز فرق میکنه

ارباب جوان

باید برم چین بزنم

این صندلی رو

هشت بار تمیز کردی

جدی؟

پنج بار این میز رو تمیز کردی

چی شده؟

هیچی

وایستا

بیا اینجا

معمولاً وقتی بهت میگفتم هر سه روز اینجا رو تمیز کنی

همش در میرفتی

چرا یهویی اینقدر پرتلاش شدی؟

بگو ببینم

به کمکم نیاز داری

یا به دردسر افتادی؟

شما نمیذارین بقیه وارد اینجا بشن

اما سو روفی ثابت کرده که قابل اعتماده

میتونین وظایف مهم رو بهش بسپارین

مطمئنم

به خوبی ازتون مراقبت میکنه

آهان

فضول خان، سعی می کنی از زیر کار در بری؟

باشه

شب و روز کنارم هستی

میدونم چقدر زحمت میکشی

بذار اون گربه وحشی چند روزی به کارها رسیدگی کنه

چند روز مرخصی بگیر

کار دیگه ای هست؟

سالهاست باهاتونم

حتی یه بار هم احساس خستگی نکردم

راستش

درسته که ارباب منین

اما بیشتر شبیه یه برادر بزرگتر هستین

خاطرم هست که این سالها چقدر مراقبم بودین

می خوام برای همیشه در خدمتتون باشم

...اما

براتون چای درست میکنم

کارتو تموم نکردی

کم پیش میاد اینقدر احساساتی بشه

خودشم با حرفاش خجالت کشید

شیائوچی

شیائوچی؟

شیائوچی کجاست؟

منم دنبالشم

اینجا نیست؟

چرا اینجایی؟

شیائو چی خیلی بی‌منطقه

همین که دیروز برام سخنرانی کرد خودش بد بود

من زیادی خوش اخلاقم

امروز

یه فهرست طولانی برام نوشته

گفته طبق فهرست عمل کنم

و ازت مراقبت کنم

باشه

اگه من تمام کارهای خونه رو انجام بدم

پس اون برای چیه؟

خودت ببین

بانو سو،تو مدتیه که اینجایی

با عادت های ارباب جوان

آشنا شدی

مسائل جزئی اتاق مطالعه رو

مفصل توضیح دادم

لطفا حفظش کن

درسته؟

از ارباب جوان به خوبی مراقبت کن

خواهش می کنم به نشانه قدردانی،قبول کن

تکون نخور

[از ارباب جوان محافظت کن و بهشون گوش بده]

فقط دو نفر از این راز خبر دارن

از این به بعد،فقط این راز فقط برای دو نفره

نباید شخص سومی وجود داشته باشه

وای نه

کجا میری؟

شیائوچی

فضول خان. اینکارها چیه؟

ارباب جوان

چی شده؟

تو اولین دیدارمون

گفتین

راز شنوایی شما فقط برای دو نفره

...الان

بهتره سو روفی بشه گوشتون

واسه همین میخواستم کاری که

...مباشر وانگ کرد رو تقلید کنم

تقلید؟

برای نشون دادن وفاداریت از مرگ اون تقلید کنی؟

اونموقع هنوز جوون بودم

فقط میدونستم که از صمیم قلب ازم محافظت می کنه

اما وقتی تصمیم گرفت بمیره

نتونستم به موقع جلوش رو بگیرم

میدونی

چند ساله که پیشمونم؟

ارباب جوان

مگه نگفتی من بیشتر شبیه برادر بزرگترم

تا اربابت؟

سرت رو بلند کن

بهم اعتماد کن

ازت محافظت میکنم

همونطور که تو این سالها از من محافظت کردی

...پس

من مجبور نیستم بمیرم؟

میتونم یک عمر همراهتون باشم؟

اما یادت باشه

دیگه همچین ترفندهایی در کار نباشه

شنیدی؟

راستش نمیخواستم

اینطوری بمیرم

بزرگترین آرزوی من

اینه که براتون از آب و آتش بگذرم

...براتون بمیرم

یه لحظه

برای من بمیری؟

بسه دیگه

دست از این همه مزخرف بردار

در ضمن،مرخصی که بهت قول داده بودم

لغو میشه

بعد از تمیزکاری بیا اتاق کارم

بله

...اینا

کجاست؟

دنبال چی هستین؟

این چیه؟

...این

[آهنگ های یانگ]

[سوابق کارگاه هم آوایی]

پیداش کردم

ارباب جوان

چی رو پیدا کردین؟

یه بار شنیدم که مادرم می گفت

کارگاه هم آوایی

سابقه پذیرفتن استعدادهای انتخاب دوم رو داره

تو این کتاب ثبت شده

ارباب جوان

واقعا میخواین سو روفی رو وارد کارگاه هم آوایی کنین؟

اما شما اونو

به عنوان گوش هاتون آموزش دادین

اگه بره اونجا

...اونوقت

گوشم مهمه

اما رویای روفی

هم به همون اندازه مهمه

[آهنگ های جدید از آلاچیق یشم]

[مجموعه چانگ چینگ به سبک یوآن]

[سوابق کارگاه هم آوایی]

ارباب جوان- جناب جین-

ارباب جوان

به ندرت پیش میاد تو قصر ببینمت

حتما پدرم برای اجرا دعوتت کرده

نه

اومدم اینجا

تا از اعلیحضرت یه خواهش کنم

چه حسن تصادفی

منم چیز مهمی برای بحث با پدرم دارم

یعنی ممکنه که هردو- یعنی ممکنه که هردو-

برای یه چیز اومده باشیم؟- برای یه چیز اومده باشیم؟-

من اول میرم- من اول میرم-

[فضیلت ضروری ترین است]

هر دو درخواست ملاقات با من رو داشتین

نمیدونم کار کی فوری تره

کی میخواد اول بگه؟

اعلیحضرت

پدر

دونگ شنگ پایداره

احترام شما به موسیقی

یه مدت طولانیه که

موضوعی محبوب در بین مردمه

تحت تاثیر عظمت جشن

صدمین سالگرد دیروز قرار گرفتم

یک شبه سندی تهیه کردم تا ثبتش کنم

لطفا بخونیدش

حق با ارباب جوانه

این آزمون کارگاهی

استعدادها را از همه جا جمع کرده

این یه نعمت برای

مردم و ما نوازندگانه

خوشحالم که نوازنده های جدید

توجه شما رو جلب کردن

اما برای کسایی که بخاطر

اضطراب یا

عم برنامه ریزی موفق نشدن

احساس تاسف میکنم

با هم هماهنگ کردین؟

[فضیلت ضروری ترین است]

اگه اشتباه نکنم

اومدین که

به نمایندگی از نوازندگانی که

موفق نشدن صحبت کنین

درسته- درسته-

[سوابق کارگاه هم آوایی]

پدر

یه بار از مادر شنیدم

یه بار مسابقات جواهر پنهان برگزار شد

و استعدادهای انتخاب دوم انتخاب شدن

و در سوابق کارگاه هم آوایی

سوابق دقیقی ازش وجود داره

مسابقه جواهر پنهان؟

راستش

پونزده سال پیش برگزار شد

[فضیلت ضروری ترین است]

پدر

از اونجایی که سابقه همچین چیزی وجود داره

متواضعانه تقاضا دارم که حکم صادر کنین

تا مسابقه جواهر پنهان رو برگزار بشه

و دسته دیگه ای از نوازندگان برای کارگاه انتخاب بشن

من همیشه قدردانی اعلیحضرت از استعدادها رو تحسین میکردم

اگر دوباره مسابقه جواهر پنهان رو برگزار کنین

مطمئنم استعدادهای سراسر دنیا

از عشق شما به استعدادها قدردانی میکنن

و خودشون رو وقف این میکنن که

براتون جبران کنن

حالا که هردوتون اینو عنوان کردین

اگر موافقت نکنم

نمیشم کسی که قدر استعدادها رو نمیدونه؟

ببخشید پدر- ببخشید اعلیحضرت-

خیلی خوب

کاری که گفتین رو انجام میدم

یه مسابقه جواهر پنهان برگزار میکنیم

شما عاقل هستین پدر

شما عاقل هستین اعلیحضرت

میتونین برین

اطاعت- اطاعت-

اگه اشتباه نکنم

پیشنهادت برای این بود که

فرصتی برای روفی ایجاد بشه تا

وارد کارگاه هم آوایی بشه

تو مرد باهوشی هستی

اینکه سو روفی به کارگاه ملحق شه یا نه

به من مربوطه

چیزهایی برای رسیدگی دارم

نمیتونم زیاد صحبت کنم

ایشالا یه روز دیگه

بهش فکر که میکنم میبینم

رقیبم الان فقط ارباب جوانه

باشه

ببینیم

در نهایت روفی کی رو انتخاب میکنه

[تالار چوچین]

عرض ادب،ارباب جوان

نیازی به تشریفات نیست وزیر لینگ

چیزی که خواستم آماده ست؟

آماده ست

بازش کنین و نگاه کنین

[پیشینه موسیقی]

[مهر وزارت موسیقی]

[سو روفی از شهر ابری] [رتبه هفتم ژنگ ژنگ]

پیشینه موسیقیم رو درست کردی؟

نه فقط این

به اینم نگاه کن

مسابقه جواهر پنهان؟

یه قرنه که کارگاه هم آوایی، نوازندگان برجسته سراسر جهان رو گرد هم میاره

تا وارد تالارش بشن

اما به لطف اعلیحضرت

از ترس اینکه مبادا استعدادها نادیده گرفته بشن

با کمال تاسف

مسابقه جواهر پنهان یه بار دیگر برگزار میشه

هر کسی که پیشینه موسیقی داره میتونه ملحق شه

پس منم میتونم؟

من همیشه سر قول هایی که

بهت دادم میمونم

ممنون

اما در حال حاضر

پیشینه ات فقط به رتبه هفتم ژنگ ژنگ بازگردونده شده

که به سختی واجد شرایطت میکنه

و اینکه

آزمون قراره خیلی سخت باشه

وزیر لینگ و ارباب لیانگ

ارزیابی رو انجام میدن

و داور کارگاه هم آوایی هم هستن

پس باید سخت تلاش کنی

اینکه بتونی وارد کارگاه هم آوایی بشی یا نه

به خودت بستگی داره

نگران نباش

ناامیدت نمیکنم

لطفا راهنماییم کنین وزیر لینگ

نیازی به تشریفات نیست

ممنون وزیر لینگ

مرخص میشیم

مسابقه سه روز دیگه ست

من برم تو اتاقم تمرین کنم

برای شام منتظر من نباش

باشه

چی شده؟

اگه به کارگاه هم آوایی برم

تو چی میشی؟

نگران من نباش

برنامه های خودم رو دارم

نه

باید به طور جدی

در موردش صحبت کنیم

باشه

مطمئنی باید اینکار رو بکنیم؟

این باعث میشه جدی تر به نظر برسه

پس الان تنها راه حل اینه که

تو طول روز،تو کارگاه تمرین کنم

شیائوچی

تو از ارباب جوان محافظت کن

شب، یواشکی میام اینجا

و با ارباب جوان میخوابم

چی شده؟

باید شب ها مراقبت باشم

اگه دوباره قاتل ها بیان

میتونم بهت هشدار بدم

حالت خوبه؟

چیزی نیست

چای خیلی داغ بود

داغ نیست

راستش

مجبور نیستی شب ها قایمکی بیای

نمیشه

تو خیلی سخاوتمند بودی

برای ورود به کارگاه بهم کمک کردی

چطور میتونم ولت کنم؟

تازه

به شیائوچی نگاه کن

شبانه روز پیشته

اونم بدون استراحت

نگاه کن

حتی موهاش سفید شدن

داره پیر میشه

جوون بیچاره

بیا،پسش بگیر

بنابراین

باید بهش فرصت نفس کشیدن بدی

تو طول روز اون مراقبته

و شب ها من مراقبتم

هر کدوم یه وظیفه داریم

چطور همچین

راه حل کاملی به ذهنم رسید؟

خیلی خوبه

تموم شد؟

راستش میخواستم بگم

مجبور نیستی شب ها مخفیانه بیای

چون قبلاً به وزیر لینگ دستور دادم

وقتی کارگاه تعطیل شد

مجبور نیستی اونجا بمونی

فقط انتظار نداشتم

خودت مطرحش کنی

به همه چی رسیدگی کردی؟

چرا زودتر نگفتی؟

اونموقع نمیدونستم

انقدر نگرانمی

اینقدر از خود راضی نباش

فقط به عنوان یه انسان

اصول اولیه انسانیت رو به جا میارم

...شما...شما دوتا

چرا اینطوری بهم نگاه می کنین؟

میرم چین تمرین کنم

خداحافظ

ارباب جوان

چرا می خندین؟

این گربه وحشی یهویی چنگال هاش رو جمع کرد

خیلی بامزه ست

تو به چی می خندی؟

خب

دارین از میوه(ثمره)کارتون لذت میبرین

براتون خوشحالم ارباب جوان

این میوه به حساب نمیاد

نهایتش فقط یه گله

گل؟

ار...ارباب جوان

به نظر شما هم دارم پیر میشم؟

به نظرم فقط یه کم

ژو یا گفت داره اعلامیه مسابقه جواهر پنهان رو میبینه

چرا انقدر طولش میده؟

چو جیو

برو نگاه کن

اینجام

به این نگاه کنین

[مسابقه جواهر پنهان]

اطلاعیه میگه

اگه پیشینه موسیقی داشته باشی

میتونی مجددا توی

کارگاه ثبت نام کنی

سه روز دیگه ست

جشن صدمین سالگرد به پایان رسیده

چرا یهویی مسابقه جواهر پنهان برگزار میکنن؟

شنیدم این مسابقه برای سالها

یه سنت بوده

اما از اونجایی که همه

شانس پیوستن به کارگاه رو گرامی میداشتن

هیچکس واسه این مسابقه صبر نمیکرد

واسه همین به مرور فراموش شد

اما این بار،ارباب جوان و ارباب جین

با هم به اعلیحضرت مطرحش کردن

ارباب جوان و ارباب جین؟

مسابقه جواهر پنهان؟

یعنی فی آر هم شرکت میکنه؟

[کارگاه هم آوایی]

سو روفی

اینجام

لیو شی نیان

اینجام

وو وی

اینجام

هوانگ یینگ

هوانگ یینگ؟

اونه؟

هوانگ یینگ

اینجام

چرا اینقدر دیر اومدی؟

کارگاه هم آوایی خیلی بزرگه

گم شدم

تویی؟

...تو

فنگ دو لی

چه حسن تصادفی

تو نوازنده ارباب جوان نیستی؟

چرا میخوای به

کارگاه هم آوایی ملحق شی؟

به خاطر جین جین عزیزم نیست، مگه نه؟

نگران نباش

به جین جین عزیزت چشم ندارم

ما فقط دوستیم

نمیتونی دوستش باشی

داری زیاده روی میکنی

من شانگ یو رو بیشتر از تو میشناسم

شما با هم نیستین

و حتی اگه با هم بودین

هنوزم می تونستیم دوست باشیم

باشه

پس فکر موندن تو کارگاه هم آوایی رو از سرت بیرون کن

تو خیلی بی منطقم

آره من بی منطقم

حالا که همه اینجان

برای امتحان

آماده شین

[تالار چو یین]

ارباب جوان

اگه میخواین تماشا کنین

چرا نمیرین تو؟

چرا باید پنهانی نگاه کنیم؟

نمیتونیم وارد شیم و تماشا کنیم

پیروزی سو روفی

باید کاملا

منصفانه باشه

اگه وارد بشیم

حتی اگه روفی ببره

فکر میکنن

به خاطر من بوده که

قبول شده

خیلی بهش توجه میکنین

اما اگه اینجا چمباتمه بزنیم

اگه مچمون رو بگیرن چی؟

آبروتون خدشه دار میشه

آبروی من

با همچین چیز کوچیکی

خدشه دار نمیشه

چرا امروز اینقدر پرحرفی؟

مزاحمم نشو

[تالار چو یین]

مسابقه جواهر پنهان یه نظام تک-دور حذف در پیش میگیره

دوازده نفرتون از سازهاتون استفاده میکنین

تا قطعه جدیدی که ساختیم رو

همزمان بنوازین

"یعنی قطعه "شکستن آرایش

هر کی این قطعه رو کامل بزنه

وارد کارگاه میشه

همون قطعه؟

زیادی آسون نیست؟

بیاین شروع کنیم

[شکستن آرایش]

تو در دور اول عصبی نبود

تو دور دوم هم عملکرد خوبی داشت

دور سوم خیلی چالش برانگیزه

احسنت- احسنت-

سو روفی

هوانگ یینگ

وو وی

لیو شی نیان

تبریک میگم، شما موفق شدین

تبریک- تبریک-

ارباب جوان

سو روفی اونو موفق شد؟

خیلی تعجب آوره؟

خیلی وقت پیش، پیش بینی کرده بودم

موفق میشه

حالا برگردیم؟

چی گفتی؟

برگردیم؟

هنوز گروه بندی مونده

بعدش میریم

باشه

چطوره

یه جای دیگه قایم شیم؟

امروز چه بلایی سرت اومده؟

فقط همینجا بمون

من...پاهام بی حس شدن

فکر می کنی مال من نشدن؟

تحمل کن

ممنون وزیر لینگ

هوانگ یینگ

تبریک میگم

ممنون وزیر لینگ

تبریک میگم

ممنون وزیر لینگ- ممنون وزیر لینگ-

منتظرم باشین

فی آر

خواهر

چرا همچین چیز مهمی رو

بهم نگفتی؟

مشغول تمرین بودم

یادم رفت بهت بگم

نگاه کن

قبول شدم

عالیه

الان

میتونیم با هم باشیم

ایول

نگاه کن

روفی

تبریک میگم

جین جین

دلت برام تنگ شده بود؟

نمیتونم نفس بکشم

اول یه سوالم رو جواب بده

من دوستت ندارم

دروغگو

اگه از من خوشت نمیاد

چرا بخاطر من از اعلیحضرت خواستی

مسابقه جواهر پنهان رو برگزار کنه؟

کی گفته این مسابقه برای تو برگزار شده؟

انکارش نکن

باشه

شما چهار نفر یه گروه میشین

میشین گروه قافیه چینگ هه

سو رو شان

بدینوسیله بهت عنوان چینگ یین رتبه اول داده میشه

باشد که هرگز تعالیم اجدادمون رو فراموش نکنی

صداقت آسمان و زمین رو داشته باشی

به فضیلت الهی برسی

و روح همه موجودات رو شکوفا کنی

من، سو روشان هرگز فراموش نمی کنم

این سو روشان فقط 17 سالشه

باید جوون ترین

چینگ یین شهر ابری باشه

اشتباه می کنی

شنیدم خواهرش وقتی

ده ساله بود عنوان چینگ یین رو گرفته

اما به دلایلی نامعلوم

یهویی این عنوان رو رها کرده

پس خواهرش تحسین برانگیزتره

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.