All language subtitles for Echo.of.Her.Voice.2024.S01E10

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی

(پژواک صدایش)

(قسمت دهم)

(عمارت جین)

جین

جین

جین

من رفتم کارگاه هم آوایی

تو میتونی فعلا اینجا بمونی

میتونی اینجا زندگی کنی

و دیگه آواره دور دنیا نچرخی

در ضمن

من هیچ وقت هیچ حسی بهت نداشتم

نمیخوام وقتت رو هدر بدم

لطفا نیا کارگاه هم آوایی مزاحم کارم بشی

اگه باز دردسر درست کنی

دیگه هیچ وقت کمکت نمیکنم

تو کی هستی که بخوای واسه من تصمیم بگیری؟

نمیخوای بیام کارگاه هم آوایی

مزاحم کارت بشم؟

باشه

منم کاملا

قانونی وارد کارگاه هم آوایی میشم

(کارگاه هم آوایی)

واسه چی اسم نویسی تموم شده؟

کی این اتفاق افتاده؟

یه ساعت پیش مهلت تموم شد

این اطلاعیه‌ی کارگاه هم آواییه

تو سیاه و سفید، خودت ببین

(اطلاعیه)

(نام نویسی در کارگاه هم آوایی تا ظهر سی و یکم جولای)

یه ساعت دیر کردم همش

میشه استثنا قائل بشین؟

نمیتونم

میتونی

سال بعد بیای

سال دیگه رو ولش کن

من یه روز هم نمیتونم صبر کنم

این لطف رو در حقم بکن

وگرنه مجبور میشی صدای وحشتناک پیپای منو تحمل کنی

انتخاب با خودته

پیپات چرا اینجوریه؟

اگه باز دردسر درست کنی

دیگه بهت کمک نمیکنم

قربان

پدر و مادر من مردن

آرزوشون این بود

من وارد کارگاه هم آوایی بشم

و یه موسیقی دان برجسته بشم

این همه راه از سرزمین غربی اومدم

هزاران مایل سفر کردم با یه عالمه خطر مواجه شدم

هرچی پول داشتم خرج کردم

از کجا میدونستم یه ساعت قراره دیر برسم همش؟

اگه زیرسبیلی رد نکنی و نذاری بیام تو

بدبخت و آواره میشم

باید تو خیابون بخوابم

اطلاعاتت رو بنویس

این که قبول شی یا نه دیگه به خودت بستگی داره

ممنون جناب

مرض داری مگه

این جادوگر رو بیارین اینجا

بر چه اساسی؟

جناب فرماندار

اومدم قانونی اینجا اسم نویسی کنم

کار اشتباهی نکردم

مهلت اسم نویسی رو از دست دادی

فکر کردی اینجا چطور جاییه؟

چطور جرات کردی از اینجا سواستفاده کنی؟

جین

ببریدش دیوان نظارت

به قانون بی احترامی کرده

...من

نذارین وارد کارگاه هم آوایی بشه و به شان شان آسیب بزنه

بله

ولش کن

حتی نمیتونی یه نفرو دستگیر کنی

من باید برم با

وزیر لینگ درمورد جشن صدسالگی صحبت کنم

اگه باز ببینم دلت واسه این جادوگر سوخته و گذاشتی بیاد تو

من میدونم و تو

بله جناب فرماندار

(عمارت ارباب جوان)

همش تقصیر اون شیطان رجیمه

شب اصلا نتونستم مثل آدم بخوابم

چطوری؟

زودباش، پاشو

زودباش

پاشو

زودباش زودباش

عالیه؟

عالیه

ارباب جوان

واسه چی گفتی بیام اینجا؟

یادم میره نمیتونه بشنوه

اینجایی

اول صبحی اینجا چیکار میکنی؟

جدیدا

شانس عشقیم زیاد بوده

Fate beckons.

امروز اول صبح

یه عالمه دعوتنامه واسم اومده

همشون از طرف

بانوهای مجرد و نجیب زاده‌ی شهر هم آواییه

میخوان باهام ملاقات کنن

واسه انتخاب پدرمون دراومد

اشکالی نداره

قشنگ سر حوصله انتخاب کن

شک نکن کسی که دوست داری رو پیدا میکنی

راست میگی

دوباره میخواد با دخترای دیگه حرف بزنه؟

خیلی دختر بازه

الحق که شیطان رجیمی

و من بدبخت به خاطر تو بیخواب شدم

ادامه بده ارباب جوان

ولی جدیدا داشتم به این فکر میکردم

که تشکیل خانواده بدم

آخه همه بهم میگن دخترباز

در دهن مردم همیشه بازه

ولی داشتم فکر میکردم

هرچیزی یه وقتی داره

راستش چیز زیادی نمیخوام

...اگه یه نفر

بخواد حرکت اول رو بزنه

و بیاد بگه دوستم داره

میتونم بهش فکر کنم

درسته

اگه کسی تو ابراز احساساتش تردید کنه

و فرصت رو از دست بده

ممکنه تا آخر عمرش حسرت بخورا

هرکی زودتر اعتراف کنه اون قبول میشه؟

طرز فکرت خیلی سطح پایینه

خداروشکر اراده قوی ای دارم

نتونستی جادوم کنی

ادامه بده، ادامه بده

انتخاب واقعا سخته

چرا کمکم نمیکنی انتخاب کنم؟

البته

میام کمکت

این خوبه

مثل فرشته ها خوشگله

بیشتر از همه بهت میاد

مطمئنی انتخابت اینه؟

آره همین

باشه

باید برم تمرین کنم

با اجازه

باشه

واسه چی رفت؟

کارمون تموم نشده بود

میدونستم

حتما خودش رو انتخاب میکنه

شیائوچی، شیائوچی

به نظرت ایده‌ام

درخشان نبود؟

این کارش ثابت نمیکرد

دوست داره باهام باشه؟

ارباب جوان

فکر نکنم بانو سو به نقاشی ها نگاه کرده باشن

نگاه نکرد؟

چطور تونسته نگاه نکنه؟

فقط میخواست خودش رو انتخاب کنه

بله بله

ارباب جوان

نظرتون چیه نقشه‌ی دوم رو امتحان کنیم؟

چیزایی که دوست داره رو بهش بدین

باشه هرچی تو بگی

چقدر خوراکی خوشمزه

...جناب شیطان رجیم

تولد ارباب جوانه؟

گفت میزبان یه مهمان عزیزه

شنیدم مهمان بانو هستن

یه بانوی مهمان عزیز؟

نکنه همون دختره‌ست که امروز صبح نقاشیش رو دیدیم؟

بانو سو

بهشون دست نزن

این هدایا رو

ارباب جوان برای مهمونشون تدارک دیدن

چیزی رو بهم نزن

فقط نگاه کن

بهشون دست نزن، باشه؟

باشه

...شام و هدیه

تازه اولین باره همدیگه رو میبینن

جناب شیطان رجیم واقعا که شور همه چی رو در آورده

به چی نگاه میکنی؟

همینجوری اینجاها رو نگاه میکنم

ارباب جوان

میزبان مهمون عزیزیه؟

نکنه همون دختره‌ست که امروز صبح نقاشیش رو دیدیم؟

درسته

همون دختره که نقاشیش رو انتخاب ‌کردی

خیلی سخاوتمندی

شام مهمونش میکنی کلی هدیه بهش میدی

من همیشه اینطوری بودم

واسه دختری که دوستش دارم

حتی اگه تمام داراییم رو بدم هم

به چشمم نمیاد

آرزوش هرچی که باشه

کمکش میکنم برآورده بشه

حتما زندگی قبلیش یه مملکت رو نجات داده

‌که الان ارباب جوان انقدر نازش رو میکشه

یه چیز دیگه

اغلب این بانو رو میبینم

پس اولین دیدارتون نیست؟

الکی نبود پس

به نظر میاد عشق قدیمی شیطان رجیم باشه

خوب دیگه

مزاحم شما دوتا نمیشم

از شام‌تون لذت ببرین

این همه حرف زدم

نمیخوای ببینی طرف کیه؟

نه ممنون

نقاشیه خیلی هم زشت بود

عوق

من رفتم

...وایستا

‌‌‌...وایستا

‌...وایستا

عوق؟

وایستا

به من شک داره

یا خودش؟

آزمایش آب؟ چیزایی که دوست داره؟

گوش کن

دیگه داستان های عاشقانه نخون

ارباب جوان

به نظرم زیادم تو دیوار نخوردیم

خواهش میکنم

متوجه نشدین بانو سو حسودی کردن؟

وقتی اینجوری حسودی میکنه

پس قطعا بهتون اعتراف هم میکنه

درسته

حسادت

الان داشت حسودی میکرد

میدونستم

کی میتونه جلوی جذابیت من

طاقت بیاره؟ (م: داداش نوشابه بیارم واست؟)

دقیقا

درست میگفتم، جناب شیطان رجیم

خیلی خاکبرسره

هرکی رو میبینه عاشق میشه

فکر میکردم دوستش دارم

اونایی که دوستش دارن خیلی بدبختن

اونایی که این دوستشون داره بدبخت‌ترن

من که میدونم دوستش ندارم

پس واسه چی قلبم انقدر آشوبه؟

بانو سو

یه نفر اومدن شما رو ببینن

ارباب جوانه؟

نه

خواهرتون هستن

خواهرم؟

روشان

روشان

خوب نخوابیدی؟

بیا اینجا

بشین

حتما تشنه ای، بیا چای بخور

روشان

کسی هست که دوستش داشته باشی؟

چرا میپرسی؟

کسی رو دوست داری؟

همینجوری پرسیدم

چرا احساس میکنم یکی رو دوست داری؟

‌‌...دوست داشتن یکی

مثل داشتن یه هدفه که میخوای بهش برسی

همش بهش فکر میکنی

وقتی چشمات رو میبندی

جلوی چشمت ظاهر میشه

نمیدونی چرا

فکر میکنی اگه داشته باشیش

قلب بهم ریخته‌ات یکم آروم میگیره

بهش فکر کن

کسی هست که تو قلبت باشه؟

چرا وقتی بهش فکر میکنم

قلبم انگار میخواد از سینه دربیاد؟

فی آر حتما به ارباب جوان فکر میکنه

فی آر

تو سن تو

طبیعیه یکی رو یه طرفه دوست داشته باشی

ولی بهم قول بده

عجولانه کاری نکنی

مطمئن شو طرف آدم خوبیه

فهمیدی؟

فهمیدم

ممنون

میگن ارباب جوان تو عمارت نیست

من دیگه برمیگردم کارگاه هم آوایی

وقت داشتی به ارباب جوان بگو

بیارتت اونجا منو ببینی

منم به زودی میتونم بیام اونجا

یه قراری باهم گذاشتیم

اگه کارمو خوب انجام بدم

اونم اجازه میده بیام کارگاه هم آوایی

واقعا اینو گفت؟

اونوقت ما خواهرا

میتونیم باهم کار کنیم

اگه بیای کارگاه هم آوایی خیلی خوب میشه

ولی مگه مهلت اسم نویسی

تموم نشده؟

تمام نوازنده ها ارزیابی شدن

و سطحشون مشخص شده

بهت نگفته؟

تموم شده؟

منو ببر اونجا خودم ببینم

شاید اسمم رو نوشته

ولی یادش رفته بهم بگه

بریم

بانو سو

حتما اشتباه میکنین

خواهرتون سو روفی

بین ثبت نام شده ها نیست

نیست؟

امکان نداره

لطفا دوباره نگاه کنین

(گروه نغمه)

مثل اینکه گولت زده

اصلا نسبت بهت حس مسئولیت نداره

هیچی؟

هیچی؟

گروه نغمه و گروه آوا

و گرم هم نوایی داریم

تو هیچ کدوم نیست

ممنون

من دیگه میرم

چطور ممکنه؟

واسه چی اسم تو هیچ کدوم نیست؟

واسه چی پیشینه موسیقیم درست نشده؟

شاید ارباب جوان سرش شلوغ بوده

و یادش رفته

چطور تونسته فراموش کنه؟

خودش بهم قول داد

سر قولش نموند

با همه شرط هاش موافقت کردم

...انقدر سخت کار کردم تا

تا چی؟

هیچی

باید بفهمم چه خبره

روفی

شانگ یو؟

تو چرا اینجایی؟

...من

من آوردمش اینجا

گفتش ارباب جوان کمکش میکنه وارد کارگاه هم آوایی بشه

ولی ما همه اسناد رو نگاه کردیم

اسمش تو هیچ کدوم نیست

پس واسه اینه

باید با ارباب جوان صحبت کنیم

یالا

بریم

نه

باید تنها باهاش صحبت کنم

چرا؟

یه وقت دیگه بهتون میگم

من رفتم

خیلی لوست کردم انگار

اصلا قانون سرت نمیشه

بدون اجازه وارد اتاق خواب من شدن

تو پایتخت غیر قانونیه

خوب به لبای من دقت کن

مهلت ثبت نام کارگاه هم آوایی تموم شده

واسه چی منو ثبت نام نکردی؟

واسه چی پیشینه موسیقی منو درست نکردی

که بتونم وارد کارگاه هم آوایی بشم؟

از کجا فهمیدی؟

جین شانگ یو بهت گفت؟

خواهرم بهم گفت

اگه اون نبود

همچنان تو خماری میموندم

ما قرار گذاشتیم، من نوازنده تو شدم

و تو هم قرار شد پیشینه منو درست کنی

تا بتونم وارد کارگاه هم آوایی بشم

زدی زیر قولت

بهت گفتم کمکت میکنم وارد کارگاه هم آوایی بشی

ولی نگفتم امسال

اگه دوست داری واسه مادرم اجرا کنی

هروقت بخوای میتونم ببرمت قصر

پس اصلا قصد نداشتی

منو ثبت نام کنی

وظیفه اصلی تو الان

اینه که گوشای من باشی

از قصد داری اینکارو میکنی

گوش‌هات، ها؟

بیا

اگه دستبند زنگوله دار رو دربیاری

هرچی دیدی از چشم خودت دیدی

باشه بیا من بکش

بکش دیگه

دیگه هیچوقت گوش نداری

نگران نباش

من تا تهش

سر قولم میمونم

تو فقط لازم قسمت مربوط به خودتو انجام بدی

بقیه رو بسپار به من

فکر کردی هنوزم بهت اعتماد دارم؟

انتخاب دیگه ای

هم مگه داری؟

ارباب جوان

چه اتفاقی واسه بانو سو افتاده؟

گربه کوچولوی وحشی عصبانیه

ولی اشکالی نداره

خودمو آماده کرده بودم

مادر

اومدی

اومدی

باز دارین نمرات رو بررسی میکنین

نمیدونم شاهکار کدوم نوازنده

چشم شما رو گرفته

تو که ارباب جوانی

چطور میتونی انقدر حقیر باشی؟

خیلی عجله داری

موضوع چیه؟

تازه یه سرخاب خوب گرفتم

شنیدم اینارو از گیاهان معطر

مناطق غربی درست شده

بهش میگن جذابیت ناگزیر

یه هدیه برای مادر عزیزم

تو حتی

از یه بانو هم خوش سلیقه تری

البته

شما بی نهایت زیبا هستین

و منم زیباییم رو از شما به ارث بردم

باید حواسم به میراثی که

شما واسم به جا گذاشتین باشه

آدم باید حواسش به خودش باشه

این حرفا رو نگه دار

به بانوهای جوان دور و ورت بگو

بگو ببینم

امروز خیلی چرب زبون شدی

چی میخوای؟

نمیتونم چیزی رو از شما مخفی کنم

ازتون خواستم

پیشینه موسیقی دان ها رو رونویسی کنین

آماده‌ست؟

خیلی وقته آماده‌ست

مادر

گفتی یه موسیقی دان جدید تو قصر داریم

که خیلی با استعداده و منو تحسین میکنه

و یه روز میاریش منو ببینه

حتی درخواست نوشتن پیشینه کردی

چیه؟

اون ازت خواسته این پیشینه رو درست کنی؟

نه

معلومه که نه

اومدم شما رو ببینم

گفتم یه اشاره ای هم به اون بکنم

بگیرش

ممنون مادر

مو آر

میدونم دوست داری خوشگذرونی کنی

ولی باید تشکیل خانواده بدی

حتی پدرت هم فکر میکنه

اصلا جاه‌طلبی نداری و فقط دنبال لذتی

میخواد تدارک ازدواجت رو ببینه

ازدواج من؟

مادر شما باید

جلوی پدر رو بگیرین

من فقط با کسی که

دوستش دارم ازدواج میکنم

این جوری

ما هم میتونیم مثل شما و پدر

عاشق هم و هماهنگ باهم باشیم

کسی که دوستش داری؟

همون شان از کارگاه هم آواییه؟

منم ازش خوشم میاد

...مادر شما

یادم افتاد یه کاری دارم

یه روز دیگه میام دیدنتون

از خدمتتون مرخص میشم

...مو آر

...تو

(قصر یونگ کانگ)

بریم شیائو چی

برمیگردیم خونه

این چیه؟

پیشینه ای که سو روفی خواسته بود

قضیه چیه؟

گفتین وایمیستین اون قدم اول رو برداره

ولی حالا ببینین

همین که عصبانی شد

با عجله اومدین دنبال پیشینه

ارباب جوان

شما همیشه خونسردی خودتون رو حفظ میکردین

‌...ولی وقتی حرف ایشون میشه

خوب

عجله واسه دلجویی ازش ندارم

نگفتم واسه دلجویی ازش عجله دارین

ارباب جوان

شیائو چی، زیاد فکر نکن

او این قضیه

یه جورایی اشتباه از من بوده

واسه همین این پیشینه

یه جورایی واسه جبرانه

و شیائو چی

دیگه سعی نکن افکار منو حدس بزنی

تو اربابی

هرچی بگی همون میشه

خودخواه

بی لیاقت

مطمئنم خل شدم

فکر کردم عاشق یکی مثل تو شدم

مثل اینکه ارباب جوان

جواب قانع کننده ای بهت نداده

شانگ یو

شیطان رجیم واقعا گولم زده بود

اصلا نمیخواست ثبت نامم کنه

فقط میخواست منو کنار خودش نگه داره

صاف افتادم تو تله‌ش

حالا که نمیخواد بیای کارگاه هم آوایی

دیگه اینجا موندن فایده ای نداره

میخوای باهام برگردی شهر ابری؟

نه

تو الان مسئول کارگاه هم آوایی هستی

آینده درخشانی داری

چطور میتونی منو برگردونی شهر ابری؟

خل شدی؟

برگشتم شهر ابری که تو رو پیدا کنم

به خاطر تو قبول کردم

به شهر هم آوایی بیام

تا حالا دیدی

به افتخار و این چیزا اهمیت بدم؟

شانگ یو

تو خیلی خوبی

ممنون

وظیفه‌امه

...هرچی نباشه

من رفیق شفیق‌اتم مگه نه؟

دوست های خوب تو خوشی و ناخوشی کنار هم میمونن

نه

اگه همینجوری بذارم برم

جناب شیطان رجیم خیلی خوش به حالش میشه

میخوای چیکار کنی؟

چشم دربرابر چشم دندان در برابر دندان

باید یه راهی واسه

خالی کردن عصبانیتم پیدا کنم

باشه

اگه کمک منو لازم داشتی

بهم بگو

اون ارباب جوانه

ولی من ازش نمیترسم

نگران نباش

کمکی لازم داشتم

میام پیشت

خوب دیگه روفی

دیگه از این جلوتر نیا

باشه

من رفتم دیگه

فکر می‌کرد عاشقش شده؟

پس واقعا یون مو رو دوست داره

جناب جین

چه مهمان محترمی

عرض ادب ارباب جوان

فکر کنم اومدین منو ببینین

اومده بودم دیدن روفی

خدانگهدار

جناب جین، خیلی علنی

واسه دیدن نوازنده شخصی من

به عمارت من رفت و آمد میکنین

این کار شما گستاخی نیست؟

ارباب جوان، این حرفا

اصلا منطقی نیست، قبول ندارین؟

هرچی نباشه روفی اول دوست بچگی من بوده

بعد نوازنده شخصی شما شده

رابطه ما خیلی عمیق تره

بعلاوه

امروز

اومدم چون

شنیدم روفی نتونسته وارد کارگاه هم آوایی بشه

اومدم بهش دلداری بدم

اصلا متوجه نمیشم

شما به خاطر استعدادتون مشهورین

خودتون خوب میدونین

روفی چقدر با استعداده

و چقدر با پشتکار تمرین میکنه

ولی بازم اصرار دارین اینجا نگهش دارین

و نمیذارین وارد کارگاه هم آوایی بشه

اینجوری هم استعداد اون هدر میره

هم شهرت شما زیرسوال میره

خیلی خودخواهین

چطور جرات میکنی

وقتی با ارباب جوان صحبت میکنی مراقبت حرفات باش

جناب جین به خاطر یه دوست رک صحبت میکنین

واقعا تحسین‌تون میکنم

ولی یادتون نره

سو روفی یکی از افراد عمارت منه

احتیاجی نیست یه غریبه نگران حال اون باشه

دیگه دیروقته

شیائو چی

مهمون رو بدرقه کن

بله

راستی

نگهبان امروز رو

با یه آدم مطمئن تر جایگزین کن

درهای عمارت من

به روی هر کسی باز نیست

فقط یه چیز دیگه میخوام بگم

اگه روفی بخواد

هرکاری که بتونم میکنم

تا وارد کارگاه هم آوایی بشه

جناب جین، بفرمایین لطفا

خائن

چشم سفید

زورگوی نامرد

خالی بند

ارباب جوان

جناب جین گفتن

هرکاری بتونن میکنن

تا بانو سو رو به کارگاه هم آوایی ببرن

جدی این حرف رو زدن؟

پس اصلا دیگه نباید بذارم بره اونجا

آدم پست

منحرف

خائن

نکبت

ارباب جوان

این بار عصبانی نمیشه

حتی وقتی اینجا نبودین هم سخت تمرین کرده

مهربونی شما باهاش

قطعا ارزشش رو داشته

مطمئنا سخت تمرین میکنه

عرض ادب ارباب جوان

تمرین میکنی؟

ارباب جوان

همه چی رو شنیدی؟

شنیدم

خوب تمرین کردی

خوشحالم خوشت اومده

اجازه بدین یکی دیگه واستون انجام بدم

بی حیا

زورگوی نامرد

خاکبرسر

گرگه تو لباس میش

چطوره؟ راضی هستین؟

خیلی

خوبه

وقت استراحتمه

باید برم استراحت کنم

خدانگهدار

حقیر، پست فطرت

خائن، بی حیا

زورگو، نامرد

گرگِ تو لباس میش

ارباب جوان

چی داره تمرین میکنه؟

معنی این زنگ ها چیه؟

کنجکاوی؟

بی حیا، پست

گرگِ تو لباس میش

هی

واسه چی بهم فحش میدی؟

خودت خواستی بشنوی

چطور جرات میکنه بهتون فحش بده؟

اینطور نمیشه، باید یه درس حسابی بهش بدم

بذار خودشو خالی کنه

ولش کن

ارباب جوان

خیلی لوسش کردین

زنی که دوستش دارم

لیاقت لوس شدن داره

ارباب جوان

فرماندار شهر ابری تشریف آوردن

عجب روزی

مهمون پشت مهمون

بریم

عمو رو ببینیم

(بهشت وحی شده)

عموجان

چه موضوع مهمی پیش اومده تشریف آوردین اینجا؟

بفرمایین، بشینین

باشه

فردا جشن صدمین سالگرد کارگاه هم آواییه

پدرت خواسته به عنوان نماینده اونجا بریم

منو که میشناسی

من تو میدون جنگ از هیچی نمیترسم

...ولی این

حرف زدن جلوی اون همه آدم

باعث میشه اضطراب بگیرم

پس

سخنرانی توی مراسم رو

میسپارم بهت

حتما

هرچی شما امر بفرمایین

همکاری‌مون کامله

خوبه

پس قرارمون همین شد

...ولی فردا

واسه فردا

شان شان رو واسه رهبری موسیقی مشخص کردم

جلوی شان شان

باید از همه بهتر باشم

میدونی که چی میگم؟

از همه بهتر

معلومه که متوجه شدم

خوبه که میدونی

باشه

دیگه کاری ندارم

باید برم دیدن شان شان تو کارگاه هم آوایی

دیگه برم- باشه-

مراقبت خودتون باشین عمو جان

های تانگ

عمو رو بدرقه کن

بله

برای مراسم فردا

تو و سو روفی هم همراه من میایین

مطمئنین میخواین اونو با خودتون ببرین؟

خیلی وقته دارم آموزشش میدم

به نفعشه تو همچین موقعیتی

به دردبخور باشه

با فحش هایی که بهم داد

خودش رو خالی کرد

به چشم دیدم

قبلا چطوری ازم دفاع کرده

مطمئنم این دفعه هم کارشو خوب انجام میده

نگران نباشین ارباب جوان

وظیفه‌ای که بهم دادین

رو به نحو احسنت انجام میدم

خجالت زده‌تون نمیکنم

نگران نباش

من همیشه تو مجازات کردن و پاداش دادن عادلانه رفتار کردم

اگه فردا کارت رو خوب انجام بدی

یه شگفتانه فوق‌العاده دارم

ممنون ارباب جوان

نذاشتی برم کارگاه موسیقی هیچ

الانم داری مجبورم میکنی

تو ضیافت صدسالگیش باهات بیام؟

بهت نشون میدم

شگفتانه واقعی چیه

بیا، نگاه کن

از اینا خوشت میاد؟

شما توصیه من رو به

وزیر لینگ کردین تا نوازنده اصلی جشن باشم

و نوازنده ها رو رهبری کنم

واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

و این هدایا

بیش از حد با ارزش هستن

منو عفو کنین اگه نمیتونم قبولشون کنم

دیگه با من رسمی صحبت نکن

به خاطر تو

چیزی نیست که نتونم بخرم

میخوام تو مراسم فردا از همه

خیره کننده تر باشی

پس قبولشون میکنم

ممنون فرماندار

همین الان بپوششون

ببین اندازه‌ست یا نه

بیرون منتظر وایمیستم

خیلی قشنگ شدی

فردا قطعا تو کارگاه هم آوایی

از همه چشمگیرتر خواهی بود

ولی فقط من میدونم

چقدر سخت به دست اومده

میخواد سو روفی باشه، عمو باشه یه برادرزاده

اونا افتخار رو به ارث بردن

اصلا نمیدونن ما

چه سختی هایی رو تو زندگی تحمل کردیم

چیزی که الان بهت میدن

چیزی جز ترحم و دلسوزی

به درد نخور نیست

تو لیاقتش رو داری

ولی یادت باشه

به اینجا نباید بسنده کنیم

باید از این بالاتر بریم

باید به چیزی که حق‌مونه برسیم

و اونا

چیزی جز نردبون پیشرفت نیستن

باید به بالاترین جایگاه برسیم

...و من

باید وزیر موسیقی بشم

نه

نه فقط وزیر موسیقی

من میخوام همسر امپراتور آینده بشم

همسر امپراتور؟

شان شان

تموم شد؟

بله جناب فرماندار

لطفا بفرمایین داخل

شان شان

خیلی زیبا شدی

مدیون سلیقه‌ی خوب شمام

من سو روشان و نوازنده های شویانگ مایلیم

احترام خودمون رو به فرماندار شهر ابری و ارباب جوان

ارباب لیانگ، وزیر لینگ

و جناب جین نشون بدیم

نوازنده سو، لطفا بلند شو

خواهر

وقتشه

جشن صدمین سالگرد شروع میشه

عمو، بفرمایین

باشه

موسیقی

این نغمه رو فقط تو بهشت میشه شنید

تو دنیای فانی کم پیش میاد همچین نغمه ای بشنوی

شان شان جوری چنگ میزنه

قلب آدم به پرواز درمیاد

مهارت چنگ خواهرم

مایه افتخار شهر ابریه

گل گفتی

واقعا باعث افتخار شهر ابریه

واقعا آدم خوش بیانی هستی

الکی نیست مو آر

هرجا میره تو رو باخودش میبره

هنر موسیقی بانو سو بی نظیره

کاملا مسحورش شدم

نشنیدم چی گفتین

گفتم شان شان خیلی خوب چنگ میزنه

معلومه

مهارت نواختن چنگ بانو سو

بی نظیره

عمو داشت با من حرف میزد

چرا بهم علامت ندادی؟

داشت از من تعریف میکرد

نمیخواستم فخرفروشی کنم

واسه همین بهت نگفتم

یادت باشه وظیفه‌ت چیه

اگه بعدا خبری شد

سریع بهم بگو

فهمیدم

واسه چی اینجوری میکنی؟

اگه اون کارو نمیکردی

منم الان

یکی از اون نوازنده ها بودم

تو اول منو ناراحت کردی

در اولین فرصت عوضش رو درمیام

و آبروت رو میبرم

امروز جشن صدمین سالگرد کارگاه هم آواییه

جدا که بزرگترین رویداد توی دونگ شنگه

...قاعدتا

Well relayed.

...هرکس اول روبان رو ببره

ممنون ارباب جوان

حتما آدم فوق العاده ایه

شخصی که میخوام دعوت کنم

رو میشه ستون یشم سرزمین دونگ شنگ

که از آسمان و پرتو طلایی دریا

محافظت میکنه میشه توصیف کرد

سرپرست تشریفات

خوب بلده چاپلوسی کنه

ولی جناب فرماندار لیاقت این همه تمجید رو دارین

برعکس این شیطان رجیم

هیچی جز

قیافه‌ی خوشگلش نداره

اصلا لیاقت احترام گذاشتن نداره

..‌.تازه باید

برای ایستادن آماده شین

به احترام عظمت دونگ شنگ

به پا خیزید

برنامه عوض شده؟

عمو بهم خبر نداده

مردم دونگ شنگ خیلی دوستش دارن

واسه همین عوض شده

...بیایین خوش آمد بگیم به یون

نه وایستین

نگیرش نگیرش

ارباب جوان

همه فکرت این بود

من گونگ بزنم؟

گونگ زدن بخش مهمی از

این جشنه

تنها کسی که اجازه داره اینکارو بکنه

عموی عزیز من

فرماندار شهر ابریه

ولی عموم چطور ممکنه

انقدر معمولی

روی صحنه دعوت بشه؟

اگه من دعوتش کنم

حالت رسمی پیدا میکنه فقط

خواهش میکنم عمو جان

فقط میخواستم حال و هوا رو عوض کنم

منو که سرزنش نمیکنین؟

معلومه سرزنشت نمیکنم

ولی بعد از این تو همچین موقعیت هایی

اصلا نباید شوخی کنی

نصیحت شما رو آویزه گوشم میکنم

دیگه اینکارو تکرار نمیکنم

خواهش میکنم

احسنت- احسنت-

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.