Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
(پژواک صدایش)
(قسمت هشتم)
فکرشم نمیکردم حاضر باشه بمیره
ولی راز گوش شما رو فاش نکنه
حالا که وفاداریش رو ثابت کرده
میتونم آموزشش واسه استفاده از رمزهای مخفی رو شروع کنم
راستی
ازت خواستم یه کوچولو امتحانش کنی
ولی تو
راست راستکی بهش صدمه زدی
فقط میخواستم واقعی باشه
واسه همین یکم بهش فشار آوردم
اشتباه کردم
بلند شو
تقصیر منم هست
بهت دستور واضح ندادم
برو
برو پیش طبیب سلطنتی و بهترین داروهای درمان زخم رو ازش بگیر
بگو یه مرهم میخوای که نذاره جای زخم بمونه
بله
تو اینجا چیکار میکنی؟
واسه چی کله سحری بغل دست من ظاهر شدی؟
ارباب جوان
مگه دیروز بهم قول ندادی
امروز تمرین رو شروع میکنیم تا بتونم گوش کوچیکهات باشم؟
واسه همین خودم اومدم بیدارت کنم
واسه چی هنوز اینجایی؟
میخوای کمکم کنی لباس بپوشم؟
مراقب باش
خوبم
من بیرون منتظرتون وایمیستم
این گربه وحشی کوچیک داره دوست داشتنی تر میشه
اشتباهه
بازم اشتباهه
هشدار
(آوای جیه شی: ارکیده تنها)
اشتباهه، بعدی
خطر بیشتر میشه
اشتباهه
فکر کنم خوش شانس بودی و درست انجامش دادی
بی حرکت بمون
بی حرکت بمون
بی حرکت بمون
بهت گفتم از زبان زنگوله واسه بی حرکت بمون استفاده کن
نه این که خودت بی حرکت بمونی
بی حرکت بمون
یادم نمیاد
خطر پابرجاست
اشتباهه، ماموریت متوقف شد
مکث کن
اشتباهه
اضطراری
بازم اشتباهه
...من
بیشتر تمرین میکنم
(زنگوله یه بار به صدا دربیاد، امنه) (یک و دوبار با شدت به صدا دربیاد، هشدار)
بیایین اول غذا بخوریم
خطر بیشتر میشه
پشت سر
...بعدی
بی حرکت بمون
رون مرغ بخور
(زنگوله یه بار به صدا دربیاد، امنه) (یک و دوبار با شدت به صدا دربیاد، هشدار)
دوباره اشتباهه
ارباب جوان
تو این چند روز خیلی جدی کار کرده
نسبت به قبل انگار یکی دیگه شده
از این به بعد من گوش شما میشم
هر اتفاقی هم که بیفته از این به بعد خودم پیشتم
فکر کنم
اسیر جذابیت من شده
و میخواد ازم محافظت کنه
راستی
مرهمی که بهت گفته بودم رو پیدا کردی؟
بله
طبیب سلطنتی گفت
واسه زخم های پوستی استفاده میشه و هیچ جای زخمی باقی نمیذاره
چی شده؟
هیچی
فقط احساس میکنم رفتار شما نسبت بهش
نسبت به قبل عوض شده
فرق کرده؟
چطوری فرق کرده؟
اگه انقدر بیکاری که وقت واسه فکر کردن به این چیزا داری
میتونم واست کار بتراشم
...چیزه
یهویی یادم افتاد
یه کار مهمی رو انجام ندادم
با اجازه از خدمتتون مرخص بشم
...تو
چی... چیکار میکنی؟
از طبیب سلطنتی واست دارو گرفتم
جریان خون رو بهتر میکنه و رکود خون رو درمان میکنه
زخم ها رو هم فوری درمان میکنه
و جای زخم هم نمیذاره بمونه
داشتم بهت مرهم میزدم
پس باید میدادیش به خودم
خودم مرهم رو بزنم
به نظرم اومد خیلی خسته ای
گفتم واست مرهم بزنم زودتر خوب شی
چند روزه خوب میکنه؟
واقعا جادوییه؟
چرا رنگش انقدر عجیبه؟
واسه چی انقدر شلخته مرهم زدی؟
وایستا
ارباب جوان واسه چی امروز انقدر عجیب رفتار میکنه؟
شیائو چی
روفی اونجاست؟
شنیدم دیروز یه مهاجم به روفی آسیب زده
حالش چطوره؟
رو فی تو اتاقه
ولی ارباب جوان هم اونجان
به نظرم بهتره مزاحمشون نشیم جناب
ارباب جوان تو اتاق سو روفیئه؟
بله
خوب نه دقیقا
اتاق سو رو فی
همون اتاق ارباب جوانه
...یعنی میگی
رو فی و ارباب جوان تو یه اتاق میمونن؟
درسته
جناب جین
تکون نخور
نگاه کن
راضی شدی؟
بدک نیست
شبیه پرونهست؟
تقریبا تمومه
روفی
شانگ یو
تو اینجا چیکار میکنی؟
شما دوتا دارین چیکار میکنین؟
جناب جین، بدون اجازه وارد محل خواب من شدین
میشه دلیل اومدنتون رو بدونم؟
اومدم روفی رو ببینم
شنیدم یکی بهش حمله کرده
اومدم ببینم در چه حاله
نمی دونستم شما دونفر باهم زندگی میکنین
شانگ یو
سوتفاهم شده واست
من توی این تخت بزرگه میخوابم
ارباب جوان روی اون تخت کوچیکه اون وری میخوابه
اندازه ده تا گوسفند زنده بینمون فاصلهست
میبینی؟
تو روی این تخت بزرگه میخوابی
ارباب جوان روی تخت کوچیکه میخوابه
چیه؟
دارم به نوازندهی شخصیم لطف میکنم اجازه میدم روی تخت بزرگتر بخوابه
مشکلی با این قضیه دارین جناب جین؟
نه
جناب جین، شما هیچ وقت سر مسائل پیش پا افتاده سروصدا راه نمینداختین
ولی اینجوری وارد شدن به خلوتگاه من
یه جورایی بی احترامیه
اینجوری ممکنه دیگه نتونم
تو این عمارت از شما میزبانی کنم
این دفعه اشتباه از من بود
ازتون عذر میخوام ارباب جوان
ولی، درسته که رو فی نوازنده شخصی شماست
ولی بازم یه زنه
شما باهم تو یه اتاق میمونین
نمیترسین آبروش لکه دار بشه؟
بعلاوه
از وقتی سو روفی وارد عمارت شما شده
یا صدمه دیده یا ترسیده
مثل اینکه زندگیش اینجا
اونجوری که باید خوشایند نیست
داری از من به خاطر رفتارم با
آدمای خودم انتقاد میکنی؟
آدمای خودتون؟
...فکر نکنم سو روفی
هیچ وقت جز آدمای شما بوده باشه، درسته؟
بیایین با آرامش صحبت کنیم
مساله بزرگی نیست که
شانگ یو
بین ارباب جوان و من هیچ خبری نیست
فقط داشت کمکم میکرد روی زخمم مرهم بزنم
ارباب جوان
شانگ بهترین دوست منه
یکم زیادی نگران منه
نمیخواست بهت بی احترامی کنه
به تو ربطی نداره
برو دراز بکش
شیائو چی
بله ارباب؟
جناب جین رو تا کارگاه هم آوایی همراهی کن
(حیاط زنبق، برای مدت طولانی)
جناب جین، بفرمایین
روفی
خوب استراحت کن
به روز دیگه میام دیدنت
من بدرقهش میکنم
برگرد
گفتم
برو دراز بکش
از این به خودت مرهم رو بزن
ارباب جوان
ارباب جوان
جناب جین رفتن
میخواستم بدرقهش کنم ولی اون نذاشت
به همه بگو
اگه جین شانگ یو بازم واسه دیدن روفی اومد
هرکاری میتونن بکنن تا جلوش رو بگیرن
چرا؟
میخواد آدم منو ازم بدزده
همین دلیل کافی نیست؟
آدم شما؟
سو روفی؟
...ارباب جوان
...یه چیزی درست نیست
رفتار ارباب اصلا عادی نیست
فکر کنم این چیزا رو تو داستانهام دیدم
باید برم ببینم باز
(کارگاه هم آوایی)
عجب مهارتی تو نواختن کونگ هو
این سفر ارزشش رو داشت
واقعا بی نظیر بود
بانو سو
شخصا توسط بانو یائوشان پذیرفته شد
چطور ممکنه گردهمایی موسیقی جریان روان
بدون اون برگزار بشه؟
جناب دای، فکر کنم میخواین از بانو سو
برای همراهی شما تو گردهمایی دعوت کنین، درسته؟
جناب شو، شما نمیخواین؟
معلومه که نه
واقعا دیگه نمیتونم
این همه دو رویی رو تحمل کنم
دارین سر چی بحث میکنین؟
نمینمیشنوین شان شان داره کونگ هو میزنه؟
وقتی داره ساز میزنه
دوست نداره کسی مزاحمش بشه
عرض ادب فرماندار شهر ابری
شما اینجا چیکار میکنین؟
جناب فرماندار
اومدین شخصا از بانو سو برای شرکت
تو گردهمایی موسیقی جریان روان دعوت کنیم
فکر کردین کی هستین؟
وقتی من فرماندار اینجام
چطور فکر کردین میتونین از شان شان دعوت کنین؟
گم شین از اینجا بیرون
بله- بله-
بریم
میدونستم
خیلی ها میخوان شان شان رو اغوا کنن
خداروشکر آماده اومدم
یالا، اینو بده من
بفرمایین جناب فرماندار
همینجا بمون و حواست رو جمع کن
نذار کسی بیاد تو
بله
شان شان
تمرین کونگ هو تموم شد؟
میشه بیام تو؟
شان شان
شان شان
تمرینت رو شنیدم- جناب فرماندار-
جرات نداشتم مزاحمت بشم
حتی جلوی در منتظرت وایستادم
یالا، بیا اینجا
اینو نگاه کن
بهترین کارگاه گلدوزی تو شهر هم آوایی رو پیدا کردم
و بهترین لباس های گلدوزی شده رو واست سفارش دادم
ببین دوست داری
بیا، بشین
جناب شهردار، احتیاجی نیست انقدر ولخرجی کنین
قبلا هم بهتون گفتم
اینجا چیزی کم ندارم
درضمن، این لباس های گلدوزی شده مشخصه خیلی گرونن
نمیتونم همچین چیزی رو قبول کنم
چند روز دیگه کارگاه هم آوایی
قراره گردهمایی موسیقی جریان روان رو برگزار کنه
شک نکن اینا لازمت میشن
نگهشون دار
راستی
یه کجاوه به سبک شهر ابری
گفتم واست بسازن
یکم دیگه آماده میشه
مستقیم میارم تحویلت میدم
راستی
از این اقامتگاه راضی هستی؟
میتونم یه خونه دیگه نزدیک
کارگاه هم آوایی واست بگیرم
جناب فرماندار، خیالتون راحت
تو کارگاه هم آوایی خیلی راحتم
پس نمیتونی کجاوه رو رد کنی
خیلی زود آماده میشه
ممنون جناب فرماندار
حتما اجرای خوبی انجام میدم
و ظرافت و هنر و موسیقی
شهر ابری رو به همه نشون میدم
البته
وقتی اونجا وایستی
مطمئنا از همه درخشان تر خواهی بود
راستی شان شان
میدونی گردهمایی موسیقی جریان روان واسه چیه؟
شنیدم یه ضیافت بزرگ موسیقییه
که بانو یائوشان بعد از وزیر موسیقی شدن
هر سال برگزار میکنه
بیشتر از این حرفاست
کامل درموردش پرس و جو کردم
سال های قبل، خیلی از موسیقی دان ها
به واسطه این گردهمایی باهم وارد رابطه شدن
واسه همین اومدم ازت بپرسم
چه قطعه ای میخوای اونجا بزنی
من قطعه ای که به شما پاسخ بده میزنم
جناب فرماندار، دست های شما واسه جنگیدن با دشمنه
نه نواختن ساز
برای چی سطح خودتون رو پایین میارین؟
نه نه، سطح خودم پایین نمیارم
نگران نباش شان شان
چندتا استاد پیدا کردم
با پشتکار تمرین میکنم
و نمیذارم جلوی همه شرمنده بشی
نه جناب فرماندار
...من- باشه-
دیگه مزاحم تمرینت نمیشم
منم باید برم و تمرین کنم
نمیخواد بدرقهام کنی
تو گردهمایی موسیقی جریان روان میبینمت
همونجا بمون نیا
تمرین کن- جناب فرماندار-
من رفتم
نمیدونم ارباب جوان هم تو گردهمایی شرکت میکنه یا نه؟
یعنی حسش به دختری که بهش یشم داده
فقط قدردانیه؟
مهم نیست چی میشه
دختر یشمی جایگاه خاصی
تو قلبش داره
تو گردهمایی
باید موسیقی خودمو با اون هم نوا کنم
اینجوری میتونیم بهم نزدیک بشیم
(عمارت ارباب جوان)
دوتا سنگین، یکی سبک
دوتا سبک
روفی
شانگ یو
شانگ یو
واسه چی قایمکی این اطراف میچرخی؟
ارباب جوان دستور داده
نذارن من تو رو ببینم
واسه همین مجبور شدم قایمکی از دیوار بیام تو
نذارن منو ببینی؟
واسه چی؟
ولش کن، بیا دیگه درموردش حرف نزنیم
روفی
جدیدا یه خونه دیدم
منظره قشنگی داره و جای خوبی هم هست
خریدمش
باهام میای اونجا؟
باهات بیام؟
اگه دیگه نمیخوای تو شهر هم آوایی بمونی
میتونم برگردونمت به شهر ابری
هرجا بخوای بری
میتونم ببرمت
ممنون شانگ یو
ولی نمیتونم باهات بیام
چرا نمیای؟
واقعا دلت میخواد نوازنده شخصیش باشی؟
نمیخوام نوازندهی شخصیش باشم
...من
نمیتونم درمورد قضیه گوشاش چیزی بگم
حالا هرچی، واسه کارم دلیل دارم
و ارباب جوان بهم قول داده
تا وقتی به عنوان نوازندهش خوب کار کنم
بهم کمک میکنه پیشینه موسیقیم رو پیدا کنم
و وارد کارگاه هم آوایی بشم
کارگاه هم آوایی؟
یادمه همیشه از
کارگاه های دولتی بدت میومد
ولی کارگاه هم آوایی یه کارگاه ساده نیست
قصدم فقط ورود به کارگاه هم آوایی نیست
میخوام وزیر موسیقی هم بشم
وزیر موسیقی؟
چرا؟
چون وقتی وزیر موسیقی بشم
میتونم این رویه
نادرست رو تغییر بدم
موسیقی دان های بااستعداد
مثل ژائو هو، شی یی و بیائو
دیگه مورد تبعیض قرار نمیگیرن
به جاش بهشون احترام میذارن
بعلاوه، کارگاههای خصوصی
میتونن درکنار کارگاههای دولتی فعالیت کنن
امیدوارم اونایی که خودشونو از همه بالاتر میدونن
و فقط خودشون رو میبینن بفهمن
موسیقی اون چیزی نیست که اونا فکر میکنن
موسیقی باید باعث شادی مردم بشه
حالا که در این حد جاه طلبی
تو کارگاه هم آوایی منتظرت میمونم
باشه
ولی مطمئنی
ارباب جوان سر حرفش میمونه؟
نگران نباش
ارباب جوان بهم قول داده
تازه، ازم میخواد یه کاری واسش بکنم
باشه
یکی داره میاد، من باید برم
مراقب خودت باش- باشه-
تو اینجا چیکار میکنی؟
زیاد تمرین کردم خسنه شدم
اومدم اینجا یکم نفس بگیرم
چه امری دارین ارباب جوان؟
یه روش جدید یاد گرفتم
میتونه روی
نتیجهی تمرینت روی زبان زنگوله تاثیر داشته باشه
(عمارت چنگ شین)
صداتون کردم بیاین اینجا
یه بازی کوچولو انجام بدیم
من چشمام رو میبندم
و این تیر رو سمتتون شلیک میکنم
البته
هرکس تا آخرش دوام بیاره
پاداش خوبی میگیره
جناب شیطان رجیم کلی حقه تو آستینش داره
با همچین روش دقیقی داره زنگوله های منو امتحان میکنه
با رقص و آواز مسخ شدن
نمیترسه تو این عطر غرق بشه؟
این چطوره؟
آماده این؟
آماده ایم
پس شروع میکنیم
بیاین بریم اون وری، زودباشین
جنوب شرق
جنوب شرق به سمت شرق
غرب
شمال غرب به سمت شمال
شرق
شمال
خیلی خوب همگی
برین داخل و برگ های طلایی تون رو جمع کنین
ممنون ارباب جوان
بگو ببینم چرا بهم تیراندازی کردی؟
...صدای زبان زنگوله رو نشنیدی
صدات خیلی بلند بود
میخوای راز منو فلش کنی؟
باشه پس بهم بگو
چرا دستورالعملی که واسه صدای زنگوله بهت گفتم انجام ندادی؟
اگه میذاشتم برنده بشی
اونوقت ازم ماه رو نمیخواستی؟
ولی نگران نباش
چندتا برگ طلای جدا واست آماده کردم
فکر کن پاداشته
منم انتظار اینو نداشتم
ارباب جوان تیرش رو سمت من نشونه گرفته بود
گفتم باختم حتمیه
هنوز متوجه نشدی؟
بازی امروز
رو ارباب جوان واسه روحیه دادن به سوروفی تدارک دیده بود
منظورت چیه؟
فکر میکنی بیشترین پاداش رو گرفتی
ولی ارباب جوان قطعا
قایمکی بیشتر از این حرفا به سو روفی داده
به این کار میگن پول خرج کردن
واسه خندوندن یه زیبا رو
ما همگی خدمتگذاریم
ولی ارباب جوان با اون جور دیگه رفتار میکنه
تو ظاهر فقط یه نوازندهست
ولی تو باطن همسر سوگلی اربابه
یک دو سه چهار پنج شش
شش تا برگ طلا
به نظرت خیلی کمه؟
حداقل زحمتهام هدر نرفت
دستام میسوزه
ارباب جوان
بانو سو رسیدن
خواهر
روشان اومدی
عرض ادب ارباب جوان
خواهر
دلم واست یه ذره شده بود
منم دلم واست تنگ شده بود
بیا، بیا بشین
بیا بشین
تو هم میخوای بشینی؟
برو اون ور وایستا
چند روزه فی آر رو ندیدم
ولم واسش خیلی تنگ شده
امروز بالاخره خیالم راحت شد
ممنون ارباب جوان انقدر خوب مراقب خواهرم هستین
و کاراش رو تحمل میکنین
روشان، خیلی مودبی دیگه
بفرمایین چای میل کنین
دفعه پیش که اومدین یه کار ضروری داشتم
نتونستم شما رو ببینم
دوست دارم بدونم تو کارگاه هم آوایی جاتون راحت هست یا نه؟
چیزی لازم داشتین بیایین پیش خودم
ممنون از لطف تون ارباب جوان
اوضاع اونجا روبه راهه
امروز بی خبر اومدم
ولی فقط واسه دیدن خواهرم نیومدم
...از اون مهم تر
میخواستم بگم گردهمایی موسیقی جریان روان نزدیکه
امیدوارم بهمون افتخار بدین و تو گردهمایی شرکت کنین
(دعوتنامهی گردهمایی موسیقی جریان روان )
گردهمایی موسیقی جریان روان؟
واسه چی هست؟
اجازه دادم دست بزنی؟
اگه میخوای دست بزنی برو اون ور تمرین کن
باشه
حالا که دعوتم میکنین
حتما شرکت میکنم
ممنون ارباب جوان
خواهر
کارگاه هم آوایی باحاله؟
موسیقی دان ها باید حتما خوب باشن نه؟
همشون مثل تو خوبن؟
فی آر
راستش رو بگو
تو عمارت ارباب جوان دقیقا داری چیکار میکنی؟
قبلا بهت نگفتم؟
خواهر، خودت که میدونی
من فقط یه نوازنده کوچیکم
ولی شنیدم
و معشوقهی سوگلی ارباب جوانی
کی اینو گفته؟
به این مزخرفات گوش نکن
اون شیطان رجیم و من
هیچ ربطی بهم نداریم
هیچی بین ما نیست
فی آر
وقتی تو عمارت ارباب جوان نوازندگی میکنی
باید حواست به حرفات و کارات باشه
چطور جرات میکنی اینجوری صداش کنی؟
تو شهر ابری
بی پروا رفتار میکردی
ولی اینجا شهر هم آواییه
هر حرفی که میزنی و هرکاری که میکنی
نه فقط خانواده سو
آبروی شهر ابری رو هم تحت تاثیر قرار میده
باشه
فهمیدم خواهر
...ولی اگه اون شیطان رجیم
بازم اینجوری صداش میکنی؟
بهش بگو ارباب جوان
باشه باشه باشه ارباب جوان
خوشحال شدی؟
خواهر
تو الان طرف کی هستی؟
معلومه طرف توام
ولی وقتی پیش ارباب جوان هستی
باید حواست به همه چی باشه
اگه بهونه بدی دست بقیه
واست گرون تموم میشه
باشه باشه باشه
تا جلوی در باهات میام
بریم
اینو جای امنی بذار
ارباب جوان
این جور ضیافت ها زیادی تو چشمن
مطمئنین میخواین برین؟
روشان شخصا منو دعوت کرده
معلومه که میرم
قبلا یه بار منو نجات داده
همیشه به این فکر میکردم
چطور لطفش رو جبران کنم
از وقتی به شهر هم آوایی برگشتیم
سرگرم آموزش این گربه وحشی بودم
واسه همین از روشان غافل شدم
ارباب جوان
از وزیر لینگ خواستین
توجه بیشتری به بانو سو داشته باشه
و مدام از طریق من وسایل واسشون میفرستین
رئیس سو قطعا از
این همه لطف شما ممنون هستن
ولی گردهمایی موسیقی جریان روان
با چیزایی که من شنیدم
واسه اینه که موسیقی دان های زن و مرد عشقشون رو پیدا کنن
اگه این دعوت نامه رو قبول کنین
...به این معنی نیست که
به این قضیه فکر کردم
ولی حالا که به روشان قول دادم
نمیتونم زیر قولم بزنم که، میتونم؟
ولش کن
تو ضیافت های زوج یابی تا اون موقع شرکت نمیکنم
بعد یکم تمرین گوش
بریم ببینیم نتیجه چی میشه
این چطوره؟
اون روز میتونی تو عمارت بمونی
من اونو تنها میبرم
ارباب جوان
نگران نباشین
بله
جناب فرماندار
کم پیش میاد ساز بزنین
تسلط به چنگ آسون نیست
بدون سه تا پنج سال تمرین
پیشرفت توش خیلی سخته
درسته جناب فرماندار
چنگ خیلی ساز سختیه
چرا یه ساز دیگه رو امتحان نمیکنین؟
برو
میخوام چنگ یاد بگیرم
با اون شیپور شکسته چیکار میکنی؟
اونا چشونه؟
میتونن بهم آموزش بدن یا نه؟
اگه نمیتونن بندازیدشون بیرون
بله میتونیم- بله میتونیم-
میتونیم آموزش بدیم
تا وقتی جناب فرماندار تمایل به یادگیری داشته باشن
قطعا موفق میشن
بله
اگه فقط روی یه قطعه تمرکز کنین
میتونین از پسش بربیایین
فقط اینکه نمیدونیم
کدوم قطعه رو میخواین بزنین
شان شان بهم نگفت
چه قطعه ای رو میخواد بزنه
...چیزه
پس، از اول شروع کنیم؟
باشه،بیایین از صفر شروع کنیم
از صفر شروع میکنیم
از صفر شروع میکنیم
ماه محو میشه، ستاره ها محو میشن
اتاق خالیه و شراب تلخ
چگونه این اندوه تازه رو تسکین بدم؟
و همیشه هیچ غذایی ندارم
میخوام بخورم ولی چیزی نیست
غم پشت غم میباره
جین، نگران چی هستی؟
واسه اینه که خیلی وقته منو ندیدی؟
من تازه اینجا رو خریدم
و تو انقدر زود پیداش کردی؟
معلومه
عمرا بتونی از دستم فرار کنی
ببین چی واست خریدم
نون بخارپز
همونی که دوست داری
بخور
نمیخوام
واقعا؟
داغ و خوشمزه ان
ببرشون
نگاش کن
وقتی حالت خوب نیست
همیشه دوست داری یه چی بخوری
ولی الان سوار خر شیطون شدی
میترسی وزن اضافه کنی؟
اگه چاق شی هم واسم مهم نیست
بیا بخور
داری مجبورم میکنی
باشه باشه
مجبورت میکنم
زودباش بخور
خونهت خیلی بزرگه
همیشه دوست داشتی سفر کنی
و آزاد و رها باشی
واسه چی خونه این بزرگی خریدی؟
نکنه تصمیم گرفتی باهام ازدواج کنی؟
جین
جین، خوبی؟
خوبی؟
خوبم
حرف بزن
چی داره آزارت میده؟
شنیدم
از عمارت ارباب جوان پرتت کردن بیرون
نکنه اون مرتیکه چندش بهت زور گفته؟
الان دارم میرم انتقامت رو میگیرم
حتی اگه نتونم وارد عمارتش بشم
میتونم کاری کنم با صدای پیپا گوشاش خون بیاد
شلوغ کاری نکن
...من
میخوام رئیس کارگاه هم آوایی بشم
واسه همین از اونجا اومدم بیرون
کامل جابه جا شدی؟
یعنی از این به بعد
هر وقت بخوام میتونم بیام ببینمت؟
هرروز واست نون بخارپز میارم
شنیدم تو کارگاه هم آوایی
قراره گردهمایی موسیقی جریان روان برگزار بشه
میخوای باهام بیای؟
گردهمایی موسیقی جریان روان؟
علاقه ای بهش ندارم
منم علاقه ندارم
یه مشت موسیقی دان زپرتی
دور هم جمع میشن
چیه مگه حالا؟
بخوام باهات جفت بشم
هر وقت بخوام میتونم بیام پیشت
هوانگ یینگ
پیپات رو آوردی؟
آره
میخوای باهام پیپا بزنی؟
باشه، وایستا
الان میرم از داخل میارمش
...گردهمایی موسیقی جریان روان
نمیدونم روفی هم میره یا نه
(گردهمایی موسیقی جریان روان)
خیلی باشکوهه
کم پیش میاد اینجوری بریم بیرون
میدونم هیجان داری
ولی باید حواست به رفتارت باشه
فهمیدم
ارباب جوان فی آر رو آورده اینجا
خواهر
فی آر
خواهر، اینجایی
ارباب جوان
روشان
انتظار نداشتم این ضیافت
انقدر بزرگ و باشکوه باشه
امسال صدمین سالگرد این گردهماییه
و تمام نوازنده های برتر کشور اینجان
احتمالا عظمت این گردهمایی
هم به همین خاطره
اولین باره همچین منظرهای رو میبینم
میشه یه نگاهی به اطراف بندازم؟
یه کوچولو
قول میدم زود برگردم
برو
یادت باشه چی بهت گفتم
باشه
قبل از شروع گردهمایی
برمیگردم
من رفتم
خواهر
نظرت چیه باهم بریم؟
من اینجا کار دارم تو برو
یادت باشه دردسر درست نکنی
ارباب جوان، خیلی به خواهرم اهمیت میدین
حتی اونو واسه این گردهمایی همراه خودتون آوردین
این گردهمایی فرصت نادریه
گفتم بیارمش بلکم افق دیدش وسیع تر بشه
یه فرصتی هم هست شما دوتا خواهر همدیگه رو ببینین
خیلی با ملاحظه این
این چند روز مراقب خواهرم بودین واسه تشکر از شما
یه قطعه رو آماده کردم
شاید یه شگفتانهی خوشایند واستون باشه
مثل اینکه باید منتظر بمونم پس
من میرم آماده بشم
امیدوارم
موسیقی شگفت انگیز شما رو بشنوم
من دیگه از خدمت شما مرخص میشم
اگه قسمت بود باز همدیگه رو ببینیم اجازه بدین از طریق موسیقی باشه
باشه
کوه و رودخونهست منظره قشنگیه
روفی
شانگ یو
تو اینجا چیکار میکنی؟
گفتم شاید تو هم بیای
واسه همین منم اومدم شانسم رو امتحان کنم
مثل اینکه امروز رو دور شانسم
عمرا همچین ضیافت
جالبی رو از دست میدادم
راستی روفی
تو بخش جفت یابی موسیقی شرکت میکنی؟
جفت یابی موسیقی؟
چی چی هست؟
نمیدونی؟
بهش میگن فنجان های شناور در امتداد رودخانهی مارپیچ
اینجوری از طریق موسیقی دوست پیدا میکنن
موسیقی دان بانو اول ساز میزنه
بعد ساز خودش رو روی آب میذاره
اگه موسیقی دان مرد ساز رو برداره
و ادامه قطعه رو بزنه
یعنی به اون موسیقی دان بانو علاقه داره
اگه موسیقی دان بانو از اجرای
موسیقی دان مرد راضی باشه
میاد پیشش
یه جورایی تجسم ایدهی" جستجوی نیمه گمشده از طریق موسیقی" به حساب میاد
که اینطور
پس درواقع یه گردهمایی اجتماعیه
اینجوری هم میتونی بگی
پس واسه چی خواهرم شیطان رجیم رو دعوت کرده؟
یعنی میخواد باهات جفت و جور بشه؟
و جناب شیطان رجیم واسه چی دعوتنامه رو قبول کرد؟
این یه نشونهست به همه که آماده بشن
گردهمایی داره شروع میشه
باید همین الان برگردم
بعدا بیشتر حرف میزنیم
روفی
هنوز جوابم رو ندادی
تو بخش موسیقی جفتی شرکت میکنی؟
اگه ساز بزنی
میتونم جوابت رو بدم
اومدم ارباب جوان رو همراهی کنم و خوش بگذرونم
تو این قسمت
احتمالا شرکت نمیکنم
باشه پس مشکلی نیست
میتونی بری
خوب دیگه من رفتم
میبینمت
یعنی روفی معنی
گردهمایی موسیقی جریان روان رو نمیدونه؟
واسه چی ارباب جوان اونو باخودش آورده اینجا؟
همگی به گردهمایی موسیقی جریان روان خوش اومدین
ده سال پیش وقتی به کارگاه هم آوایی ملحق شدم
اولین ضیافتی که توش شرکت کردم همین گردهمایی بود
کسی که اون زمان میزبان گردهمایی بود
کسی نبود جز بانو یائوشان
اون گردهمایی زوج های زیبایی رو دورهم جمع کرد
شوهرم و من
تو همین گردهمایی همدیگه رو دیدیم
امیدوارم با حضور من
همه بتونن زوج مناسب خودشون رو پیدا کنن
و اجازه بدن موسیقی روی علاقهشون مهر بزنه
وزیر لینگ چی گفت؟
وزیر لینگ گفت
اون و شوهرش
تو همین گردهمایی همدیگه رو ملاقات کردن
مثل اینکه واقعا این گردهمایی واسه زوج یابیه
واقعا خبر نداشتی؟
وقتی داری باهام حرف میزنی
هیچی نخور
همزمان هم میجویی هم حرف میزنی
چطوری میخوام لب خونی کنم؟
هیچ کس موقع حرف زدن باهات
چیزی نخورده؟
جز پدر و مادر و عموم
هیچ کس نمیتونه حین غذا خوردن باهام صحبت کنه
درسته
اگه بعدا یکی شروع کرد به ساز زدن
از زنگوله ها واسه علامت دادن بهم استفاده کن
یادت باشه
اشتباهی ازت سربزنه عواقب بدی واست داره
اگه اشتباه بزنم
تو حتی متوجه نمیشی
چی گفتی؟
شروع شد
بد فلوت نمیزنه
واقعا ارباب جوان فی آر رو آورده
تا افق دیدش رو بازتر کنه؟
نغمهی بامبوی بنفش
دقیقا
احسنت
ادامه بده
جدی جدی باهم بودن
یادت نرفته وظیفه اصلی ما چیه
یادم هست
چی شده؟
خسته شدی؟
نه
دستت رو بده من
خوبم
تمام مدت این دارو همراهته؟
بده خودم میزنم
تکون نخور
اگه یه موسیقی معمولی بود
نمیخواد بهم بفهمونیش
وقتی خوشت اومد
میتونی دوباره واسم تقلیدش کنی
خوبه حداقل یکم وجدان داری
پوستت خیلی حساسه
چطور میخوای
گوشای من باشی؟
مثل اینکه هنوز تمرین لازم داری
پینه روی دستت بیفته
دیگه دردت هم نمیاد
خواهر منه
ارباب جوان
...این موسیقی
مطمئنم فراموشش نمیکنی
این همون نغمهی جرقهی سبز نوشتهی
بانو یائوشان نیست؟
خواهر داره این قطعه رو میزنه
ولی اگه منم بودم
همین قطعه رو میزدم
این قطعه مورد علاقه منه
چی شنیدی که
انقدر هیجان زده شدی؟
خواهرم داره نغمهی جرقه سبز رو میزنه
مهارتش باورنکردنیه
بذار واست بزنم
این اون احساسیه که
روشان میخواد بهم منتقل کنه؟
دختر یشمی
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.