Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
[پژواک صدایش]
[قسمت 7]
[کاخ یونگ کانگ]
[عمارت شهر ابری]
این نغمه ییه که اغلب تو شهر ابری بهش گوش می دادم
چقدر با ملاحظه ای
بانو
من با ملاحظه نبودم
ارباب جوان بودن
ارباب جوان اغلب راجبش بهم میگفتن
می گفتن شما
دلتنگ نغمه های شهر ابری هستین
واسه همین این فکر به ذهنم اومد
واسه همین واستون آوردمش
هر دوی شما بچه ها خیلی با ملاحظه هستین
بانو،چون دوستش دارین
براتون مینوازمش
[عمارت ژائو شی]
حتما به آن یینگ رسیدگی میکنم
و هیچ نگرانی باقی نمیذارم
زود برو
اطاعت
فرماندار
آن یینگ برگشته
دیر برگشتم
لطفا منو ببخشین
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
اسیر یون مو نشده بودی؟
دیشب فهمیدم که
من تنها کسی نبودم که رفته بودم
عمارت ارباب جوان و دستگیر شدم
ظاهرا یه دسته از هواداران متعصبِ
جین شانگ یو هم دزدکی وارد شدن
قاطی شون شدم
و تو انبار هیزم پنهان شدم
بعدش به تحقیقاتم ادامه دادم
که اینطور
پس بگو اطلاعاتی پیدا کردی؟
به وضوح دیدم
این ارباب آسودگی ذاتا حیف نونه
تمام روز مشغول معاشقه با رقاص هاست
ولخرج و بداخلاقه
قابل مقایسه با شما نیست
بهت چی گفتم؟
این مرد فقط دنبال لذته
اما فرماندار
به نظر شما یه کم تصادفی نیست؟
اول اجازه داد با چشمای خودم ببینم که
خدمتکارها بهش غذا میدن
بعد آن یینگ فهمید که
با رقاص ها معاشقه می کنه
انگار میخواد دقیقا چیزی که
میخوایم رو بهمون نشون بده
اما دوباره بهش فکر کنین
وقتی تو شهر ابری مورد حمله قرار گرفت
قهرمان و شجاع بود
حالا که بهش اشاره کردی
به نظرم یه کم مشکوک بود
پس باید بیشتر حواسمون باشه
اطاعت
بیا امتحانش کنیم
انجام شد
سو روفی
داری باهام گرگم به هوا بازی میکنی مگه نه؟
سو روفی
سو روفی
سو روفی
بدشانسی آوردم
شیطان رجیم
شیطون کوچولو بیارم پایین
نمیشنوی؟
ارباب جوان
شیطان رجیم
سو روفی
ارباب جوان
چرا منو بوسید؟
...من
از کجا باید بفهمم که پشت سرمی؟
از اون بالا چند بار صدات کردم
اصلا صدامو نشنیدی؟
الان فهمیدم
عمدا ازم سوء استفاده می کنی
...من؟ از تو سوءاستفاده میکنم؟من
چی داری ازت سوءاستفاده کنم؟
حتما به زیباییم طمع داری و می خوای
از فرصت استفاده کنی و خودتو تو بغلم بندازی
من بزرگوارم
سطح خودمو پایین نمیارم
اما نباید به کسی بگی
اگه جرئت داری به یکی بگو
آبروم رو
میبری
آبرویی هم واست مونده؟
همو میدونن یه دختر باز بدنامی
و حالا جرات میکنی ازم یه بوسه بدزدی؟
یادت باشه
اگه جرئت کنی به کسی بگی
نمی بخشمت
دخترباز حقیر
جرئت نکن به کسی بگی
و آبروم رو ببری
از وقتی با اون شیطان رجیم آشنا شدم
حتی یه روز خوشم نداشتم
الان حتی جرئت کرد تو روز روشن ببوسدم
روفی
ترسوندمت؟
جناب جین
تو کجا اینجا کجا؟
...من
میخواستم ببینم
امشب بیکاری یا نه
امشب؟
معلومه که نمیخوام با اون
شیطان رجیم تنها باشم
بیکارم
خیلی بیکارم
عالیه
شنیدم یه نمایش
عروسکی جدید اومده
...من...تو
چرا لکنت گرفتی؟
نه
...منظورم اینه که
نمایش عروسکی
...من و تو می تونیم با هم
آهان
ازم میخوای
باهات بیام تماشای نمایش عروسکی
خب، باشه،عالی میشه
اون شیطان رجیم دست از سرم برنمیداره
باید یه راهی پیدا کنم از دستش در برم
چی شده روفی؟
مشکلی وجود داره؟
نه، نه
برای دیدن نمایش عروسکی با تو
هیجان زده ام
عالیه
حله پس
امشب- باشه-
امشب- قبوله-
بی برو برگرد میام میبینمت
بی برو برگرد میام میبینمت
خوبی؟- خوبم خوبم-
بی برو برگرد میام میبینمت
بی برو برگرد میام میبینمت
یه کم شبیه شانگ یو دوران بچگیمه
یعنی همه کسایی که اسمشون شانگ یوئه
یه کم مشنگ میزنن؟
از اون بالا چند بار صدات کردم
اصلا صدامو نشنیدی؟
نفهمید مگه نه؟
بعد از اینکه بوسیدمش هنوزم میتونه بخوابه؟
حتما از چشم تو چشم شدن باهام خجالت میکشه
برای همین زود خوابیده
خب، مهم نیست
عجیبه
چرا مدام بهش فکر می کنم؟
نباید اجازه بدم بعد سوء استفاده ازم قسر در بره
بالاخره کی میخوابه؟
نمیدونم شانگ یو هنوز منتظره یا نه
با خودش میگه قال گذاشتمش؟
[ نمایش عروسکی]
ارباب جین
کسی که منتظرشین میاد؟
داره دیر میشه
[جین شانگ یو]
میاد
فی آر زیر قولش نمیزنه
پس منتظر برادر بزرگتون هستین
واقعاً با برادر بزرگتون خیلی خوبین
کل نمایش رو اجاره کردین تا منتظرش باشین
[جین شانگ یو]
میگم رئیس
کافیه؟
کافیه
کل خانواده مون شما رو تحسین می کنن
مخصوصا دخترم
و دوستاش
اینا برای اوناست
خیلی ممنون
لطفا این حرف رو نزنین
...باعث شدم تا دیروقت باز نگه دارین
من کسی ام که مزاحمتون شدم
اشکالی نداره
لطفا بشینین ارباب جین
براتون خوراکی و نوشیدنی میارم
آب کافیه
باشه
[ نمایش عروسکی]
[نمایش عروسکی]
ببخشید شانگ یو
دیر اومدم
روزی روزگاری در جنگل جرقه سبز
پسر کوچیکی بود
مکعبی شکل و گردالو بود
درونگرا و ترسو بود
بچه های دیگه اذیتش میکردن و بهش محل نمیدادن
تا اینکه یه روز
با یکی ملاقات کرد
یه دختر کوچولوی پرشور و سلطه جو
دخترک به پسر کوچولو گفت
"از این به بعد ازت محافظت میکنم"
"میتونی منو فی آر صدا کنی"
فی آر
این درخت خیلی بلنده
نمی تونم بالا بیام ازش
خیلی چاق شدی
اگه بازم چاق بشی
دیگه باهات بازی نمیکنم
فی آر
چی کار کنیم؟
این چطوره؟
از این به بعد یه طناب دورت میبندم
اینطوری میتونی بری بالا
فی آر، تو خیلی خوبی
فی آر ایده های عجیب و غریب زیادی داشت
پسر کوچولو وقتی پیشش بود همیشه خوشحال بود
کم کم فهمید که رویا چیه
و متوجه شد که باید برای چه هدفی تلاش کنه
فی آر گفت "میخوام در آینده بهترین"
"کارگاه موسیقی جهان رو بسازم"
"و می خوام روی یه درخت بسازمش"
روی این درخت یه کارگاه موسیقی درست میکنم
اینطوری می تونیم ستاره ها رو تماشا کنیم
میخوای بهم ملحق شی؟
آره
خوبه
پس تو اولین عضو
کارگاه منی
اسم کارگاهمون چیه؟
"کارگاه جرقه سبز"
یو توپولو
فی آر
واقعا خودتی
منم
فکرش رو هم نمی کردم
اون پسر توپولوی تو خاطراتم
یه روزی بشه ارباب جینی که بیشتر از همه تحسینش میکنم
چطور اینقدر وزن کم کردی؟
یادمه صورتت
دو برابر الان بود
چون خیلی وقته نون نخوردم
اینطوری وزن کم کردم
چطور دیگه نونی که انقدر
دوست داشتی رو نمیخوری؟
تغییر زیادیه
چرا زودتر بهم نگفتی؟
قبلاً بارها بهت گفتم
ولی باور نکردی
درسته
کی فکرش رو میکرد که
این نوازنده نابغه
در واقع دوست دماغوی من
از بچگیم باشه؟
فی آر
بهت قول دادم با پشتکار موسیقی بخونم
پس فی آر
باعث افتخارت شدم؟
باورم نمیشه هنوز یادته
من هر کلمه ای که گفتی رو یادمه
پسر خوب
حالا به خودت نگاه کن
بزرگ شدی
همچین نوازنده برجسته ای شدی
اما وقتی میبینمت
یاد شانگ یو کوچولویی که همیشه دنبالم بود میوفتم
گریه میکردی، هیاهو میکردی،دوست داشتنی بودی
نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که به سرت دست نزنم
مهم نیست چقدر تغییر کنم
همیشه دوست بچگیت که
همیشه کنارت بود میمونم
این هرگز تغییر نمیکنه
پسر خوب
وقتی به شهر ابری برگشتی
برای پیدا کردن من بود؟
راستش
هیچوقت خاطرات
جنگل جرقه سبزمون رو فراموش نکردم
...همیشه میخواستم بهت بگم
...من
...من
عجیبه
یادم نمیاد
تو بچگی لکنت داشته باشی
فی آر
...چیزی که میخوام بگم اینه که
از این به بعد نمیخوام فقط الگوت باشم
یا دستیارت
...میخوام
چی؟
...تو
ظاهرا تو حس و حال خوبی هستین
نصف شب چه نمایشی بازی می کنین؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
من باید کسی باشم که این سوال رو میپرسه
اینجا چیکار میکنی؟
...من
ارباب جوان
من روفی رو به اینجا دعوت کردم
اگه باهاش مشکلی داری
لطفا منو سرزنش کن
جناب جین،درسته تو مهمون ارجمند منی
اما آیا این درسته که
نصف شب با نوازنده شخصی من
خصوصی ملاقات کنی؟
چه ملاقات خصوصی ای؟
شانگ یو دوست دوران کودکی منه
غریبه نیست
نیازی به رعایت آداب نیست
دوست دوران کودکی؟
درسته
من و روفی از بچگی همو می شناسیم
نیازی به رعایت آداب نیست
علاوه بر این
وقتی به شهر هم آوایی دعوتم کردی
باید می دونستی که
من کسی نیستم که مقید به قوانین باشم
به نظر من
درسته که روفی نوازنده شخصیته
اما بازم حق آزادی داره
جناب جین،روح آزاده ات رو
تحسین میکنم
اما این مربوط به توئه
نوازنده من
باید از قوانین من پیروی کنه
تو.بیا بریم
برای چی؟
چی؟
میخوای
تعهد نامه ات رو با صدای بلند بخونم؟
...تو
شانگ یو
واقعا متاسفم
بیا دفعه بعد حرف بزنیم
باشه
دفعه بعد باهم حرف میزنیم
الان فهمیدم
پس سو روفی
دوست دوران کودکیته
تو اینجا چیکار میکنی؟
امروز همین که رفتی
دنبالت کردم
کجا میری؟
نمایش سو روفی تموم شده
اما من حتی شروعم نکردم
چی میخوای نمایش بدی؟
باهات بازی میکنم
نگاه کن
هرچی میخوای خودت اجرا کن
من کار دارم
این چطوره؟
منم از نمایش عروسکی خوشم میاد
چرا برای منم اجرا نمی کنی؟
چرا؟
اجرا نمیکنم
اجرا نمی کنی؟
شیائوچی
[تعهدنامه]
تعهدنامه
من، سو روفی، قاطعانه قول میدم که
در آینده هرگز شبانه به دیدن جین شانگ یو نرم
حواسم به فاصله شرعی بین زن و مرد باشه
و اعتبار عمارت ارباب جوان رو حفظ کنم
در غیر این صورت تسلیم عذاب اربای جوان میشم
پسش بده
این حساب نیست
وقتی این تعهدنامه رو نوشتم
نمیدونستم که
شانگ یو دوست دوران کودکیمه
دوست دوران کودکی یعنی میتونی بیخیال فاصله شرعی بشی؟
اون مرد نیست یا تو زن نیستی؟
مگه قول ندادی
تعهدنامه رو بهم برگردونی؟
پسش بده
میخواستم بهت برش گردونم
اما انتظار نداشتم
امروز همچین اتفاقی بیفته
فکر می کنم که
هنوز باید یه سری قوانین برات تعیین بشه
فعلا این تعهدنامه پیشم میمونه
رذل
دوباره بگو
واقعاً یه شروری
شیائوچی
قانون شماره هجده خونه
هر کسی که از ارباب جوان سرپیچی کنه یا بهشون توهین کنه
باید 50 ضربه شلاق بخوره
به وضوح شنیدی؟
شیائوچی
بگو غذای آخر شبی آماده کنن
شب درازه
باید آهسته آهسته مزه اش کنم
اطاعت
منتظر چی هستی؟
شروع کن
باشه
از اونجایی که مشتاق دیدن و شنیدن
یه نمایش خوبی
برات داستان یه ارباب جوان شروری که
به زور یه دختر جذاب رو میگیره رو اجرا میکنم
چطوره؟
شروع کن
چرا اینقدر تظاهر به بزرگواری می کنه؟
ببینیم چقدر میتونی تحمل کنی
روزی روزگاری یه ارباب جوانی بود
به اسم ارباب جوان بی شرم
فکر میکرد یه موجود آسمانی زیباست
خیلی رقت انگیز بود
هیچوقت خودشو تو آینه ندیده بود
و کسی جرئت نداشت بهش بگه که
خیلی خیلی زشته
چرا به من نگاه می کنی؟
ادامه بده
اگه تو جرئت داری تماشا کنی، منم جرئت دارم اجراش کنم
این ارباب جوان زشت نه تنها زشت بود
بلکه بوی بدی هم میداد
باید روزی هشت بار حمام میکرد
مهم نبود چند بار حمام میکنه
بازم بود می داد
چون نه تنها از نظر بدنی بدبو بود
طبیعت و اخلاقش هم بوی بدی میداد
یک روز
یه دختر معمولی جذاب با خوشحالی تو خیابون راه می رفت
یهویی با این ارباب جوان بی شرم روبرو شد
این ارباب جوان بی شرم
تعقیبش کرد
دختر فریاد زد: کمک کمک کمک
دنبالم نکن
اجرای پرشوری ئه
بدو، فرار کن
به نظر یه داستان تخیلی بود
یعنی یه شیطان کوهستانی یه زیبارو رو میدزده؟
این ارباب جوان بی شرم هنوز داره دنبالش میکنه
و از دنبال کردنش دست بر نمیداره
این شیطان رجیم کل شب عذابم داد
دستام خیلی درد میکنه
خیلی بهش توهین کردم
اما هنوزم خوشحال به نظر میرسید
خیلی پوست کلفت و
بی شرمه
فی آر
شانگ یو
بیا بشین
بخور
از اینا دوست ندارم
واقعا تغییر کردی
قبلا هر چی بهت میدادم میخوردی
می ترسیدم یه روز
منم بخوری
دیگه در این حد هم نبود
دیروز ارباب جوان اذیتت کرد؟
چطور جرئت میکنه اذیتم کنه؟
پس خوبه
اگه ارباب جوان باهات بدرفتاری کرد
هروقت بخوای میتونم ببرمت
نه این کار رو نمیکنه
باید همچنان نوازنده اش بمونم
انقدر مشتاقی نوازنده اش باشی؟
اینطور نیست که مشتاق باشم
...فقط
از اون بالا چند بار صدات کردم
صدام رو نشنیدی؟
یه دقیقه صبر کن
یه چیزی اشتباهه
چی؟
اون یه دیوانه کاملاً وحشتناکه
چرا به من نگاه می کنی؟
ادامه بده
یه چیزی اشتباهه
مطمئنم یه جای کار میلنگه
قبلاً وقتی چیز بدی در موردش میگفتم
مثل اینکه روی دمش پا گذاشتم واکنش نشون می داد
دیروز تمام شب بهش توهین کردم
ولی اصلا واکنشی نشون نداد
باید ازش سر در بیارم
روفی
چی اشتباهه؟
یه چیزی از ذهنم گذشت
باید برم
همونطور که فکر می کردم نمیتونه بشنوه
حقه های کوچیکت منو نمی ترسونه
چه بچه گانه
سعی میکنی چیکار کنی؟
هنوزم نمیخوای تسلیم بشی؟
لعنت بهش
دوباره گولم زد
...ممکنه که
بیش از حد بهش فکر کردم؟
الان فهمیدم
پس این همه آینه تو عمارت
فقط برای غرورش نیستن
شیطان کوچولو
انگار واقعا یه عیب داری
که بتونم ازش استفاده کنم
باید ته توش رو در بیارم
شان شان
شان شان
بیا اینجا نگاه کن
ببین چی آوردم برات
شان شان
شان شان
شان شان
این اواخر چطوریا بودی؟
عرض ادب فرماندار
مزاحم تمرینت شدم؟
تقصیر منه
دفعه بعد بیشتر حواسمو جمع میکنم
بیا اینجا
بیا نگاه کن
برات کلی غذای خوشمزه آوردم
بیا
بیا
کل شهر رو گشتم
تا اینا رو پیدا کنم
تنقلات مورد علاقت از شهر ابری
بیا
امتحان کن ببین باب سلیقه ات هست یا نه
بیا اینجا
بشین
بشین
اگه غذاهای اینجا با ذائقه ات سازگار نیست
فقط لب تر کن
یه سرآشپز از شهر ابری میارم
راستی
هوانگ فو
بیا داخل
بیا
بازش کن
اینا زیورآلات مورد علاقه منن
مطمئن نبودم کدومو دوست داری
واسه همین از بهترین مغازه ها
یه سری خریدم
بعدا میتونی بری و خودت انتخاب کنی
بیا،یه نگاه بنداز
ببین دوستشون داری یا نه
نگران نباش
تا زمانی که من اینجام
تو بحث غذا، نوشیدنی و لباس
نمیذارم از هیچ نوازنده دیگه ای پایین تر باشی
فرماندار
من اینجا اومدم تا هنر موسیقی بخونم
ما اینجا چیزی کم نداریم
لطفا دیگه پول خرج نکنین
باشه
می فهمم
به این روز زیبای آفتابی نگاه کن
شنیدم کوه جیو یو در خارج از شهر مناظر زیبایی داره
چرا نریم با هم از مناظر بهاری لذت ببریم؟
نه، ممنون
باید تا میتونم تمرین کنم
اگه نتونم بهترین باشم
شکست بزرگی برام میشه
باشه
پس میخوای تمرین کنی
پس من چطور روزمو سر کنم؟
این همون چنگی نیست که بهت دادم؟
خیلی به این چنگ وابسته ام
از شهر ابری تا شهر هم آوایی
این چنگ رو تمام مدت پیش خودم نگه داشتم
اگه کار دیگه ای ندارین
چرا یه کم چای نمیخورین؟
یه آهنگ براتون میزنم
نیازی نیست
زحمت نکش
برو سازت رو تمرین کن
نگران من نباش
خودم چای میخورم
[عمارت ارباب جوان]
شیطان رجیم
واکنشی نشون نداد؟
خودشیفته
الان فهمیدم
باید لب هامو نگاه کنه
تا بفهمه چی میگم
شیطان رجیم، خودشیفته
هیولای روانی
برگرد
...الان
ارباب جوان
چرا صدای طبل یهویی قطع شد؟
میتونه بگه تو زدن طبل اشتباه کردم
اما نمیفهمه چی میگم
یعنی فقط موسیقی میشنوه؟
خیلی عجیبه
ارباب جوان
داری بی انصافی میکنی
اون خواهر هم همین الان تو زدن ساز دهنی اشتباه کرد
چرا چیزی بهش نگفتی؟
متوجه ساز دهنی نشدم
فقط روی طبل زدن تو تمرکز کرده بودم
متاسفم،ارباب جوان
ظاهرا خواهر داره ساز دهنی عمودی میزنه
به نواختن ادامه میدم
بفرما
به طور غیر منتظره ای
ارباب جوان از هر دو گوش ناشنوائه
به لب خونی تکیه میکنه
تا بفهمه مردم چی میگن
اما چطور موسیقی منو میشنوه؟
بهش فکر می کنم میبینم خیلی رقت انگیزه
کلی مغروره
شاید برای سرپوش گذاشتن روی
ناامنی عمیقیه که داره
سو روفی، به خودت بیا
چطور میتونی با این شیطان رجیم که
ازت استفاده میکنه همدردی کنی؟
یه قاتل اومده
یه قاتل؟
چرا دوباره اومده؟
جیغ نزن
وگرنه میکشمت
قهرمان بزرگ
لطفا جونم رو ببخش
اگه پول میخوای یه پاپاسی هم ندارم
...اگه بدنم رو میخوای
نمیتونم بهت بدمش
مزخرف نگو
میدونم نوازنده محبوب یون مو هستی
فقط اسرار یون مو رو بهم بگو
اونوقت جونت رو میبخشم
قهرمان بزرگ
سوءتفاهم شده
ارباب جوان همیشه با من سرد رفتار می کنه
ببین،حتی انداختتم تو انباری
این چطور موردعلاقه بودنه؟
اگه جونت رو میخوای حرف بزن
اوه
بهت میگم
بهت میگم
ارباب جوان بدنش بو میده
در روز حداقل هشت بار حموم می کنه
و به شدت خودشیفته ست
روزی هشتصد بار تو آینه نگاه می کنه
فکر میکنه خوش تیپ ترین
مرد دنیاست
این چیزها رو نمیخوام
میخوام رازش یا
یه نقطه ضعف کشنده ازش بدونم
نقطه ضعف کشنده؟
خب، ناشنوایی هر دو گوش حسابه درسته؟
بگو
باشه
میگم
ارباب جوان به شدت شهوت پرسته
زنای زیبای بیشماری رو اسیر گرفته
اما در واقعیت، ناتوانه
هر شب تو اتاق خودش می خوابه
واقعا چیز دیگه ای نمیدونم
اگه این کافی نیست
میتونی منو بکشی
ازم بگذر
قهرمان بزرگ، لطفا جونم رو نجات بده
ازم بگذر قهرمان بزرگ
اوه تویی
یه قاتل بود
میدونم
ولی وقتی پیدات کردم
قاتل فرار کرده بود
فرار کرد؟
درسته
چطور تونستی اجازه بدی فرار کنه؟
قاتل بهت چیزی گفت؟
دیگه چی بگه؟
مگه دنبال تو نبود؟
حتی مجبورم کرد نقطه ضعفت رو فاش کنم
چرا من اینقدر بد شانسم؟
دو بار اومد
هر دوبارشم سپرت شدم
خب نفله ات نکرده
پس یعنی نقطه ضعفم رو بهش گفتی
چطور میتونم نقطه ضعفت رو فاش کنم؟
اینو گفتم
ارباب جوان در این دنیا بی نظیره
تو اصلا نقطه ضعفی نداری
گل گفتی
من واقعا بی نظیرم
و هیچ نقطه ضعفی ندارم
حتی اگه نقاط ضعف داشته باشم
نوازنده بی مغزی مثل تو
متوجه اش نمیشه
کی گفته من بی مغزم؟
واقعاً فکر میکنی به خوبی قایمش کردی؟
نمیتونی بشنوی درسته؟
پس بالاخره فهمیدی
میدونی تو این دنیا
فقط دو دسته هستن که این راز رو میدونن؟
دسته اول
افراد نزدیکم
و دسته دوم
کسایی که مردن
ارباب جوان
قسم می خورم
من از افرادتم
من نوازنده شخصیتم
جز دسته اولم
حتی وقتی اون قاتل
چاقو گذاشته بود زیر گلوم
بازم بهت خیانت نکردم
پس چرا بهش نگفتی؟
من به دوستام وفادارم
هیچوقت بهشون خیانت نمیکنم
دوست؟
تو فقط یه نوازنده ای
جرئت دوستی مثل منو داری؟
با این حال، با توجه به وفاداریت
بهت یه موقعیت جدید میدم
از امروز
میشی گوش من
گوش؟
فهمیدم
قبلا واسه فهمیدن بقیه
به لب خونی تکیه میکردی
اما بعضی وقتا کار راحتی نیست
پس من باید از موسیقیم استفاده کنم
تا بهت بگم درسته؟
از کسی که انتخاب کردم همین انتظارم داشتم
سریع میگیری
اما گوش تو بودن
چه نفعی برای من داره؟
اگه بهم کمک کنی
میتونم واسه ورود مجدد به کارگاه هم آوایی کمکت کنم
و پیشینه موسیقیت رو بازیابی کنم
عمرا
بازیابی پیشینه موسیقی
مربوط به گذشته میشه
چطور میتونی درستش کنی؟
پس چی میخوای؟
یه اتاق خودم میخوام
عمرا
مثل گوش هام
باید همیشه پیشم باشی
...اما من
به یه چیز ممکن دیگه فکر کن
وگرنه سرزنشم نکن که بهت فرصت ندادم
باشه
ارباب جوان
واقعا میخوای تختت رو باهام عوض کنی؟
میترسم تخت پایین
با موقعیت نجیبت سازگار نباشه
تخت من سفارشی درست شده
تا یکی دیگه بیاد طول میکشه
ولی حق با توئه
چطوره چند روز باهات بسازم؟
نیازی نیست
بهتره مقام نجیبت رو برای خودت نگه داری
های تانگ
از این عطر خوشم نمیاد
خیلی تنده
یه چیز ملایم تر و شیرین تر نداری؟
به بابونه و سوسن تغییرش بده
همچنین
سیب جنگلی دوست دارم
بگو تو حیاط واسم بکارن
ماهی کوی سیاه و قرمز هم دوست دارم
بگو واسم بیارن پرورشش بدن
...و
دیگه چی؟
فعلا همین
راستی
یه چیز دیگه هم هست که میخوام بپرسم
نمیشنوی
پس از کجا
نواختن بقیه رو میشنوی؟
یعنی میگی
تمام این موسیقی ها رو حفظ کردی؟
معلومه
از زمانی که شنواییم رو از دست دادم
برای جلوگیری از جلب توجه
تمام آهنگ های موسیقی دنیا رو جمع آوری کردم
و حفظ شون کردم
[موسیقی چین]
همین که انگشت زدن کسی رو ببینم
میتونم بگم
چه قطعه ای رو داره میزنه
حفظ و تمرین همه اینا
چقدر طول کشیده؟
کم کم دارم تحسینت میکنم
از اول تحسینم نمیکردی؟
حرفم رو
پس میگیرم
اما اگه نمیتونی موسیقی بقیه رو بشنوی
چرا مال منو میشنوی؟
خودمم کنجکاوم
واسه همین تو خونه کلی تحقیق کردم
و تمام کتب طب قدیمی رو مرور کردم
اما نتونستم جوابی پیدا کنم
شاید تو همون گوش های کوچیکی که
بهشت برای کمک بهم فرستاده
باید کار سرنوشت باشه
به نظرم بیشتر شبیه یه بلای از پیش مقدر شده ست
ولی حالا که میتونی به جای گوش
از چشمات استفاده کنی
چرا میخوای گوشت باشم؟
به عنوان ارباب جوان
و پسر پادشاه
هر حرکت من
زیر نظر کلی چشم ئه
اگه تو میتونی رازم رو بفهمی
چطور بقیه نتونن؟
بفهمن مگه چیکار میتونن بکنن؟
تو ارباب جوانی
بهت نمیخندن مگه نه؟
خیلی ساده لوحی
فکر می کنی اون آدمکش ها
هر روز میان عمارتم تا نور ماه رو تحسین کنن؟
درسته که فرماندارهای شهرها به پدرم احترام میذارن
اما دیگه پیر شده
همه دارن حدس و گمان میزنن که
کی قراره سلطنت رو به ارث ببره
و به عنوان تنها پسر پادشاه
نمی توانم از این اختلافات فرار کنم
اگه بعضی از افراد بد نیت
از ناشنواییم خبردار بشن
با خطرات و مشکلات بی پایانی مواجه میشم
پس واسه همین اسیرم کردی
و مجبورم کردی موسیقی بزنم
به این دلیل که
تمام مدت خودت تنهایی با همه چی روبرو بودی
اگه من بودم
خیلی می ترسیدم و غمگین میشدم
و احساس درموندگی میکردم
و نمیتونستم باهاش کنار بیام
نگران نباش
از این به بعد میشم گوشِت
اگه خطری وجود داشت
پیشت میمونم
یه لحظه صبر کن
[آوای جیه شی:ارکیده تنها]
چیه؟
حالا که قبول کردی کمکم کنی
باید همه این رمز های مخفی رو
تمرین و حفظ کنی
رمزهای مخفی؟
چه رمزهای مخفی ای؟
بازش کن نگاه کن
یه تکان ملایم به معنای ایمن بودنه
یه تکان شدید و دو تکان خفیف به معنی اینه که خطر برطرف شده
درسته
یه تکان شدید و یه تکان خفیف به معنای کاهش خطره
اینها چه ارتباطی به اینکه
من گوش میشم داره؟
این رمزهای مخفی
بر اساس تمرین معمولتن
با ضرب آهنگ های مختلفی که دستبند میتونه تولید کنه ترکیب شدن
فقط من و تو معنی این رمز ها رو میفهمیم
پس لطفا تمرین و حفظ شون کن
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.