All language subtitles for Echo.of.Her.Voice.2024.S01E06

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی

(پژواک صدایش)

(قسمت ششم)

جناب شیطان رجیم خیلی باهام مهربون شده

گذاشت چهارساعت بیشتر استراحت کنم

به این چیزا عادت ندارم

امیدوارم آرامش قبل از طوفان نباشه

برادرا

با این میخواین چیکار کنین؟

داریم دستور ارباب جوان رو انجام میدیم

و این سازها رو میندازیم دور

میندازین دور؟

مگه این سازها خوب نیستن؟

واسه چی میندازی دور؟

ما خدمتکاریم

هرکاری اربابمون بگه

انجام میدیم

نمیپرسیم چرا

بچه ها

خیلی کار کردین دیگه

نظرتون چیه من اینا رو بندازم دور؟

...خوب

خودت تنها از پس اینا برمیای؟

مشکلی نیست

خودم از پسش برمیام

نگران نباشین

پس زحمتش با شما

خسته نباشید

ممنون

صدای این سازها خیلی خوبه

...همچین سازهای خوبی رو بندازی اونور انگاری که

اصلا این شیطان سازها رو میشناسه؟

الکی ادای هنرمندا رو درمیاره

هرروز از اینا استفاده میکنه ؟

صدا تولید میکنه

صدا تولید میکنه؟

به نظرت تو سرش

چی میگذره؟

اصلا سازها رو میشناسه؟

ارباب جوان

میخواین چیکار کنین؟

تظاهر میکنیم چیزی ندیدیم

بعلاوه

هماهنگ کن

روزی چهار ساعت استراحت کنه

یکم بهش وقت بده

سازهای خودش رو تمرین کنه

بریم

(کارگاه هم آوایی)

(تهذیبگری با موسیقی)

خودشه

شما باید رئیس سو باشین

من ژویا هستم اینم تانگ شوئه

ما رو هم ارباب جوان به کارگاه هم آوایی آورده

ما قبل از شما اومدیم

عرض ادب به هردوی شما

احتیاجی به تشریفات نیست بانو سو

راستش امروز اولین روزیه که دور هم جمع شدیم

ما هم نمیدونیم چه خبره

حتی نمیدونیم با وزیر لینگ

راحت میشه کنار اومد یا نه

به نظرم این بار کارگاه هم آوایی

برای جذب ما تلاش زیادی کرده

حتما کسایی که مهارت فوق‌العاده ای دارن رو انتخاب کردن

تا وقتی سخت کار کنیم و مهارت‌هامون رو بالا نگه داریم

بهمون احترام میذارن

من همون وزیر لینگم که درموردش صحبت کردین

از این به بعد همه رو برای تمرین

موسیقی تو اینجا رهبری میکنم

همتون میدونین

واسه چی اینجایین درسته؟

تو صدمین سالگرد کارگاه هم آوایی بانو یائوشان

وزیر جدید موسیقی رو انتخاب میکنه

این مقام پر افتخار

میتونه واسه هرکسی که اینجاست باشه

امیدوارم همتون بدونین که

مهم نیست چه گذشته ای داشتین

برترین استعدادها تو کارگاه هم آوایی جمع میشن

و یه شروع تازه برای شما خواهد بود

بله

(عمارت ژائوشی)

آفرین

واقعا عالی بود فرماندار

عجب فرمانداری

چه قدرتی داره جناب فرماندار

کافیه

زدن هدف ثابت کاری نداره که

وقتی دشمن رو تو میدون نبرد میکشی

هدف ها متحرک میشن

وقتی داشتم شورشی‌ها رو سرکوب میکردم

با تیر اول به سر اسب زدم

و تیر دوم به خورد به گلوی پادشاه وحشی ها

با دوتا تیر مرز رو بستم

و ده سال صلح برای شهر ابری درست کردم

احسنت

عجب فرمانداری

بیا

جناب فرماندار

باید یه مطلبی رو گزارش بدم

چیه؟

یه خبر دستم رسیده

جین شانگ یو به عمارت ارباب جوان نقل مکان کرده

مشکلش چیه؟

مو آر همون اول جین شانگ یو رو دعوت کرد بیاد پایتخت

مو آر عاشق موسیقی هم هست

طبیعی نیست بخواد تو عمارت مو بمونه؟

جناب فرماندار باید بدونین

از وقتی حین شانگ یو به شهر هم آوایی رسیده

خیلی از بزرگان و اشراف دنبالش بودن

روزانه از اقامتگاه‌های مختلفی دیدن کرده

بعد الان رفته عمارت ارباب مو

امکانش هست یون مو بهش گفته باشه

از طرف اون مقامات رو متحد کنه

زیادی فکر و خیال نمیکنی؟

درست باشه یا نه

یه جاسوس میفرستم به عمارت مو

تا ته ماجرا رو دربیاره

باشه، میتونی بری

بله

وایستا

چیزایی که گفته بودم رو برای

شان شان فرستادی؟

از دستورتون اطاعت کردم

و یکی رو فرستادم تحویلشون بده

خوبه، میتونی بری دیگه

(عمارت ارباب جوان)

حتی اگه تا حد مرگ با این دستبند زنگوله دار تمرین کنم

نهایتا بتونم

یه صدای ضرب آهنگ دار ازش دربیارم

واسه چی آخه ازم میخواد با این تمرین کنم؟

مشخصه از قصد داره اذیتم میکنه

اوضاع چطوره شیائوچی؟

ارباب جوان کجاست؟

ارباب هنوز یه سری کار دارن که باید بهشون رسیدگی کنن

ازم خواستن حواسم به تمرین تو باشه

شیائوچی

...دلم

دوباره دل درد دارین؟

کی اونجاست؟

قاتل

قاتل؟

کجا؟

چه خبره؟

همین که وارد عمارت شدم لو رفتم

خدا کنه کل شب دنبال قاتل بگردن

منم یکم سازهای خودمو تمرین کنم

تکون نخور

صدا ازت درنیاد

بانو هوآنگ؟

تویی؟

تویی؟

منو ببر پیش جین

دوباره میخوای حقه‌ی خنجر جمع شده رو اجرا کنی درسته؟

فکر کردی من

از اوناشم که به دوستام خیانت کنم؟

بگو ببینم

جین کجاست؟

دنبال شانگ یو میگردی؟

بهش میگی شانگ یو؟

رابطه‌ات باهاش چیه؟

رابطه ای ندارم

جناب جین

میبرمت پیشش

از این طرف لطفا

وایستا

اول لباس واسم پیدا کن اینا رو عوض کنم

بی حیا

از دید زدن این گیرت میاد

دقیقا

منو ببر پیش جین

بریم

این همه راه رفتیم چرا نرسیدیم هنوز؟

چه حقه ای میخوای سوار کنی؟

من تازه اومدم اینجا

با اینجا آشنا نیستم

چند دقیقه‌ست داریم دور خودمون میچرخیم

چطوره یه نگهبان ندیدیم؟

از قصد ازم فاصله گرفتن؟

فکر کنم اون راه رو نرفتیم هنوز

بریم

بریم اون ور رو ببینیم

نگهبانای این محدوده رفتن استراحت کنن

مطمئنی؟

بیا از این طرف بریم

بیا با آرامش صحبت کنیم

برو

چرا هنوز نرسیدیم؟

اونجاست

اون طرفه

رو فی؟

تو اینجا چیکار میکنی؟

جین

هوانگ یینگ؟

نه که نخوام کمکت کنم

هیچ کمکی به خودت نمیکنی

جین شانگ یو

...اگه بری

نه نه نه

میکشمش

نمیخواستم برم

نشنیدی؟

دارن دنبال قاتل تو عمارت میگردن

میخواستم برم کمکشون

این همون قاتله

فکر کردی تو عمارت ارباب قایم شی

دیگه نمیام دنبالت؟

حتی اگه تو قصر یونگ کانگ هم قایم شی

بازم میام دنبالت

بذار اون بره اول

آره

جین رو دیدی دیگه

نگه داشتن من دست و پات رو میبنده

دیکه گرفتمش

واسه چی باید بذارم بره گزارش منو بده؟

نگران نباش

من هیچ جا نمیرم

هوانگ یینگ

هزاربار بهت گفتم

هیچ راهی نیست ما باهم باشیم

واسه چی هنوزم دنبال منی؟

اگه تو نمیخواستی

چطور میتونستم گیرت بیارم؟

تازه

هروقت تو خطر میفتم

واسه نجاتم میای

واسه این نیست که دوستم داری؟

یه چیزی رو باید مرد و مردونه بگم

شانگ یو

جناب جین

یه بار بانو هوانگ رو

تو شهر ابری نجات دادی

حتی جلوی اون شیطان صفت واسش پادرمیونی کردی

خودم همه چی رو دیدم

درسته

‌...تو اون شرایط هرکسی

با این حال بانو هوانگ

واسه پیدا کردن جناب جین تو عمارت ارباب جوان

خطر بزرگی رو به جونت خریدی

اگه گیر بیفتی چی؟

اون شیطان بداخلاق

از شهر هم آوایی پرتت میکنه بیرون

ارزشش رو نداره نه؟

درست میگه

واسه چی خطر به این بزرگی رو به جون خریدی؟

زودباش برو

واسم مهم نیست

تقصیر توئه از دستم قایم شدی

تا وقتی باهام به کارگاه هم آوایی برگردی

...هوانگ یینگ من

جناب جین

امشب یه قاتل وارد عمارت ارباب شده

به دستور ارباب اومدم تا همه جا رو بگردم

شما چیز غیرعادی‌ای اینجا ندیدین؟

نه- نه-

من صدای یه زن شنیدم

شبیه صدای بانو سو بود

منم شنیدم

دیروقته

و ارباب جوان شخصا افرادش رو فرستاده اینجا

واقعا قاتل اومده تو؟

جناب جین، تو اتاقتون تنها هستین؟

احساس میکنم صدای یه زن رو از اتاق شما شنیدم

صدای زن؟

چطور ممکنه؟

من همیشه نجابتم رو حفظ کردم

امکان نداره تو اتاق من زن باشه

ارباب جوان

بفرمایین بشینین جناب جین

بشینین

چطوری اومدی اینجا؟

نمی اومدم تو پیدام میکردن

الان که اومدی تو ، من لو میرم

پس باید چیکار کنیم؟

بهت که گفتم

هیچ کس اینجا نیست

جناب جین، از اقامتگاه‌تون راضی هستین؟

چه تصادفی

عرض ادب ارباب جوان

جناب جین، میشه توضیح بدین

نوازنده شخصی من

وسط شب تو اتاق شما

و زیر تخت شما چیکار میکنه؟

...خوب ما

داشتیم درمورد سازها صحبت میکردیم

چه مدل سازی رو زیر تخت میخواستی یاد بگیری؟

این یکی

شانگ یو اینو بهم داده

زیرتخت قایمش کردم

چون میخواستم اثر درخشندگیش

تو شب رو ببینم

بله

بانو سو و من داشتیم این ساز رو تمرین میکردیم

اثر درخشش در تاریکی؟

سازی که از این مواد ساخته شده رو

میشه نواخت؟

معلومه میشه

...خوب

راحت نمیشه بهش مسلط شد

کافیه

به این میگن ساز زدن؟

واسه همین باید تمرین کنیم دیگه

...روفی- ...من-

بده من

شانگ یو، کارت حرف نداره

دقیقا

مهارت‌های موسیقی جناب جین بی نظیره

واقعا قابل تحسینه

دیدی؟

شنیدی؟

استاد اینجوری ساز میزنه

حالا که هیچ مهاجمی تو این اتاق نیست

منم دیگه مزاحم شما نمیشم

این حرفا چیه

ممنون از لطفتون ارباب جوان

چی؟

هنوز نرفتی؟

میخوای شب بمونی؟

میرم

یه روز دیگه یادم بده

تو زیر تخت تنها نبودی درسته؟

از کجا فهمیدی؟

هوانگ یینگ بود؟

چرا زل زدی به من؟

چرا بهش هدیه دادی؟

چرا سازی که اون زده بود رو زدی؟

واسه چی انقدر باهاش مهربونی؟

دوستش داری؟

...من... من

چیه؟

جناب جین اونجا بود

منم غرورش رو حفظ کردم

وگرنه فکر کردی

به این راحتی ولت میکردم؟

ساز تمرین میکنی؟

فکر کردی من احمقم؟

منم قربانی ام

هوانگ یینگ مجبورم کرد

ببرمش دیدن شانگ یو

شانگ یو؟

الان دیگه جناب جین رو به اسم صدا میکنی، ها؟

شانگ یو خودش گفت اینجوری صداش کنم

هوانگ یینگ رو کجا دیدی؟

تو انباری

داشتم ازت محافظت میکردم

واسه همین بود

از من محافظت میکردی؟

پس بهم اهمیت میدی

معلومه که بهت اهمیت میدم

...ولی فرق داره- ولی نداره-

فقط میخواستم بدونم بهم اهمیت میدی یا نه، همین و بس

نگران نباش

هرجا که بری

خودم پیدات میکنم

وحشتناکه

اینطور که میگی

تو رو به زور بردن اتاق جناب جین

و بین جین شانگ یو و هوانگ یینگ پادرمیونی کردی

اگه درست یادم بیاد

باید این وقت روز تمرین میکردی

پس تو انباری چیکار میکردی؟

میخواستم تو وقت ازادم

کاری که دوست دارم انجام بدم

سو رو فی

جلوی انجام کاری که دوست داری رو نمیگیریم

ولی نباید فراموش کنی

وظیفه اصلی تو نوازندگی واسه منه

وگرنه منم باید یه تجدید نظری

تو پیشینه موسیقیت بکنم

بر چه اساسی؟

اگه تو هرروز

به شکل غیر انسانی ازم سواستفاده نمیکردی

منم تا این حد پیش میرفتم؟

تازه

خودت اول گفتی کمکم میکنی پیشینه موسیقیم رو برگردونم

واسه همین قبول کردم نوازنده شخصیت بشم

ولی تو این قضیه رو پیش کشیدی

تو اول زدی زیر قول و قرارمون

حتی اگه کمکت کنم پیشینه موسیقیت رو پیدا کنی

به نظرت میتونی آزمون کارگاه هم آوایی رو قبول شی؟

با این سطحی که الان داری

اگه بری هم

فقط عمارت اربابی رو خجالت زده میکنی

ولی این چیزی نیست که خیلی آزارم میده

میدونی چی بیشتر از همه آزارم میده؟

این ناراحتم میکنه

که آینده ای که خودت بیشتر از همه رویاش رو داشتی

داری با دستای خودت نابود میکنی

به دست آوردن چیزای بزرگ

ده درصدش به خاطر استعداده

هشتاد درصدش به خاطر پشتکاره

و ده درصد هم حمایت کله گنده ها

این همه واست برنامه ریزی کردم

امیدوار بودم به یه جایی برسی

ولی تو چیکار کردی؟

کاری که کردی

شایسته‌ی عنوان نوازنده هست؟

شایسته‌ی وارد شدن به کارگاه هم آوایی

و وزیر موسیقی شدن هست؟

شایسته‌ی اجرا واسه بانو یائو شان هست؟

ببخشید

ناامیدت کردم

اگه واقعا احتیاجی به کمک من نداری

فکر نکنم دیگه لازم باشه

وقتم رو سرت هدر کنگ

تمام قول و قرارای قبلیمون باطله

برگرد برو شهر ابری

نه ارباب جوان

فهمیدم چه اشتباهی کردم

لطفا یه فرصت دیگه بهم بده

بهت فرصت بدم؟

حرف خالی کافی نیست

چطور میتونم بهت اعتماد کنم؟

تعهدنامه مینویسم

تعهدنامه؟

(تعهدنامه)

نگاه کن، خوبه؟

خیلی خوب نوشته شده

ولی یه بخش دیگه لازم داره

دیگه نمیتونی به جناب جین بگی شانگ یو

چرا؟

جناب جین تو زمینه موسیقی ارشد تو حساب میشه

تو یه نوازنده معمولی هستی

چطور میتونی با اسم خطابش کنی؟

بی احترامیه

ولی خود جناب جین بهم گفت اینجوری صداش کنم

تازه

نوشتن همچین چیزایی تو تعهدنامه

یکم زیادی عجیب نیست؟

باشه پس، بیا فعلا از این بگذریم

و یه شرط دیگه

از این به بعد حق نداری جناب جین رو شب ها ملاقات کنی

واسه چی؟

زن و مرد باید از هم فاصله داشته باشن

نباید بذارین شایعه درست بشه درست نمیگم؟

باشه

(سو روفی)

(سو روفی)

اینو ببر اتاق مطالعه و یه جای مطمئن بذارش

دیگه دیروقته

برو استراحت کن

فردا خوب اجرا کن

بله

ارباب جوان

به نظرم خدمتکارای عمارتت

یه نظم و انضباطی لازم دارن

امروز پسر یکی از خدمتکارا رو دیدم

داشت میرفت دستشویی رو نگاه کنه

خداروشکر من و هوانگ یینگ به موقع رسیدیم و زدیمش

پسر یکی از خدمتکارا سروگوش آب میداد؟

الان کجاست؟

تو جنگل

ارباب جوان

بسپارش به من

بدون اینکه کسی بفهمه درستش میکنم

نمیخواد

انتظار نداشتم عموم

انقدر عجول باشه

حالا که میخواد نمایش رو نگاه کنه

یه نمایش خوب واسش اجرا میکنیم

یکم بیشتر بهم دارو بده

تا یکم بیشتر بخوابه

بله

انتظار نداشتم ارباب جوان انقدر بهم اهمیت بده

مثل اینکه اشتباه درموردش قضاوت کردم

چرا همیشه فکر میکنم یه چیزی درست نیست؟

وایستا ببینم، درست نیست

قشنگ مجبورم کرده

با این دستبند زنگوله دار بی‌مصرف هرروز تمرین کنم

الان چی شد یهو همه چی به خاطر خودم شد؟

ای شیطان صفت

خالی بند

سو روفی سو روفی

واسه چی انقدر راحت خر شدی؟

حتی گفت واسه اینکه شایعه درست نشه

شب نرم دیدن شانگ یو

ولی گذاشت تو اتاق خودش بخوابم

این کارش شایعه راه نمیندازه؟

نصف شبه، چرا نخوابیدی

نشستی داری ساز میزنی؟

به خاطر تشویق شما ارباب جوان

تشویق شما باعث شد انگیزه بگیرم و خواب از سرم بپره

واسه همین تصمیم گرفتم

با جدیت تمرین کنم

نمیخواد تمرین کنی

برو بخواب

عمرا

الان پر از انگیزه‌ام

نمیتونم به خاطر مسلط بشم

اگه انقدر ساز زدن دوست داری

پس شبا تو حیاط اصلی ساز بزن

خسته کننده‌ست

باید یه راه دیگه واسه سروکله زدن باهات پیدا کنم

اول باید تعهدنامه رو گیر بیارم

(موسیقی جدید از بهارخواب یشم)

ارباب جوان

دیروقته

چطوریه حالتون انقدر خوبه که

برای مطالعه اومدین اینجا؟

یهو یادم افتاد

یه کتاب خیلی خوب درمورد سو نا دارم

اومدم دنبال اون کتاب بگردم

بیا شیائوچی

شمع رو روشن کن

بله

یه لحظه صبر کن

این شمع ها تازه خاموش شدن

کی

باز بی اجازه وارد

اتاق مطالعه من شده؟

امکان نداره ارباب جوان

اتاق مطالعه منطقه ممنوعه‌ست

ورود به اینجا مجازاتش مرگه

وای نه

یادم رفته بود

ورود به اتاق مطالعه اون تو پایتخت جرمه

این شمع تازه خاموش شده

پس یعنی هرکی هست جای دوری نرفته

یعنی میگین طرف همینجاست

ارباب جوان

خودم درجا میکشمش

برو

شیائو چی

فکر کنم دنبال این میگشتی

بدش من

قبلا هم بهت گفتم نه؟

...هرکس بی اجازه وارد اتاق مطالعه من بشه

میمیره

تو گولم زدی

و مجبورم کردی این تعهدنامه رو بنویسم

حق ندارم بیام پسش بگیرم؟

من گولت زدم؟

خودت با خواست خودت

اینو نوشتی

بازم من آدم بزرگواری‌ام

امروز میتونم از خیر مجازاتت بگذرم

ولی باید با یه شرطم موافقت کنی

اونم این که یه تعهدنامه دیگه بنویسی

و قول بدی که دیگه

تعهدنامه هایی که نوشتی رو ندزدی

(عمارت ژائوشی)

چطوره؟

جناب فرماندار

اطلاعاتی گیر آوردین؟

کسی که فرستادیم هنوز برنگشته

هنوز برنگشته؟

رفته سروگوش آب بده دیگه

واسه چی انقدر طولش داده؟

لطفا صبور باشین جناب فرماندار

شاید نگهبانای عمارت ارباب جوان زیادن

واسه همین طول کشیده

ولی بازم

باید زود برمیگشت

جناب فرماندار، یه مشکلی پیش اومده

چی شده؟

از عمارت ارباب جوان خبرایی رسیده

انگار یکی بی اجازه وارد عمارت شده

و طرف رو دستگیر کردن

چی؟

هوانگ فو

فرماندار

مگه نگفتی افرادت آموزش دیده ان؟

چطور شده دستگیرش کردن؟

رفته سروگوش آب بده دستگیرش کردن

اونوقت میگی کمکم میکنی مشاور سلطنتی بشم؟

چطور میتونم اصلا روت حساب کنم؟

لطفا خیالتون راحت باشه جناب فرماندار

حتی اگه دستگیرم شده باشه

هیچ چی نمیتونن از زیر زبونش بیرون بکشن

فردا اول صبح بیا باهم بریم عمارت ارباب جوان

بله

ببخشید منتظر گذاشتم تون عموجان

ارباب هوانگ هم اینجان؟

عرض ادب ارباب جوان

ارباب هوانگ، بلند شین لطفا

عمو جان

باید بهم می‌گفتین دارین میایین

اونوقت میتونستم

درست ازتون استقبال کنم

یهویی تصمیم گرفتم بیام

داشتم فکر میکردم بعد از اومدن به شهر هم آوایی

وقت نکردم یه سر به عمارتت بزنم

ممنون از لطفتون عمو جان

اول صبحی با ارباب هوانگ

تشریف آوردین

یکم ترسیدم

فکر کردم شاید مشکلی پیش اومده

الان به نظرت زوده؟

این وقت روز تو شهر ابری

تمرین با سربازا رو هم تموم کرده بودم

واسه همین میگم مو آر

حسابی تو ناز و نعمت بزرگ شدی

عموجان اشتباه میکنین

دیروز یکم آشفته خاطر بودم

یه مشکل کوچیک تو عمارت پیش اومد

و مجبور شدم تا دیر وقت بیدار بمونم

واسه همین صبح یکم دیر بیدار شدم

راستی

عمو جان، شما و ارباب هوانگ که هنوز صبحانه نخوردین، درسته؟

بیایین بریم صبحانه بخوریم

بیایین، غذا رو بیارین

مزه‌ش عالیه

ارباب هوانگ

فکر کنین خونه خودتونه

بشینین، ییایین باهم بخوریم

ممنون ارباب جوان

امروز صورت‌تون درخشان تر شده

مو آر، خوب بلدی چطور از زندگی لذت ببری

وقتی تو شهر ابری بودیم

هیچ وقت این جوری ندیدمت

خوب الان تو عمارت خودمم

وقتی تو خونه شمام عموجان

باید بیشتر مراقب رفتارم میبودم

بیشتر از این میخوام

مو آر

ما سوار بر اسب

دونگ شنگ رو فتح کردیم

پدرت و من

همراه هم تو میدون جنگ بودیم و با دشمن جنگیدیم

چطوریه که واسه کشیدن غذات هم

یکی رو لازم داری؟

عمو جان

به من عنوان ارباب آسودگی داده شده

اگه ازش لذت نبرم

فایده‌ش چیه؟

شراب خوب، غذای لذیذ و زنهای زیبا

همه‌شون از واجباتن

مو آر

تو هنوزم پسر امپراتور مملکتی

...حداقل باید

یکم درمورد امور مملکت داری بدونی

امور کشور به عهده شما و پدره

من فقط باید حواسم باشه از زندگیم لذت ببرم

همین کافی نیست؟

بیا، بذار بهت غذا بدم

دهنت رو باز کن

واسه چی عصبانی هستین عموجان؟

همش تقصیر منه

همش حواسم به لذت های خودم بود

و شما رو فراموش کردم عموجان

بیایین یالا

از عموی من پذیرایی کنین

بله

کافیه

مو آر

الان گفتی

دیشب تو عمارتت یه اتفاقی افتاده؟

چطوریه حال و حوصله مزه ریختن داری؟

چیز مهمی نبود

فقط یه قاتل رو گرفتیم همین

قاتل؟

چطور ممکنه تو عمارت ارباب جوان قاتل پیدا بشه؟

اون قاتله الان زنده‌ست یا مرده؟

ازش بازجویی کردین؟ چیزی گیر آوردین؟

میدونستم، عموم بیشتر از همه بهم اهمیت میده

شیائوچی داره ازش بازجویی میکنه

راستی

عموجان، شما و ارباب هوانگ هردو کهنه سربازین

کلی دشمن دستگیر کردین

چطوری از زندانی رو بازجویی میکنن؟

عموجان، اگه میشه یکم راهنماییم کنین

بهتره من چیزی نگم

با روش های بازجویی من

طرف راهی اون دنیا میشه

بهتره خودت آروم آروم از زیر زبونش حرف بکشی

من دیگه میرم

عمو جان واسه صبحانه نمیمونین؟

دیگه میل ندارم

(تالار مینگ رن)

مسخره‌ست

واقعا مسخره‌ست

خودت دیدی

چطور ممکنه یه مرد که همش درحال انگولک کردن زناست

بتونه مشاور سلطنتی بشه؟

تو اصرار کردی سروگوش آب بدیم

حالا ببین چی شد

جناب فرماندار

هرچی نباشه اینجا شهر هم آواییه

باید مراقب حرفایی که میزنیم باشیم

(تالار مینگ رن)

فکر کنم اولویت اول ما

رسیدگی به مساله سربازمونه

این دیگه مشکل خودته

اگه نتونی امشب درستش کنی

خودتم گورت رو گم کن

بله قربان

بعد این همه وقت

اگه بدون اطلاعات برگردم

صددرصد مجازات میشم

بهتره یکم بیشتر تحقیق کنم

(مبانی یادگیری چین)

مرتیکه شیطان رجیم، فقط صبر کن

هنوز کلی وقت هست

اصلا هم کلی وقت ندارم

باید هرچی زودتر تکلیفم رو با این شیطان رجیم مشخص کنم

تا بتونم به کارگاه هم آوایی برم

هزاران درود برشما ارباب جوان

میتونین بلند شین

حالا دیگه منو میبینی تعظیم هم نمیکنی؟

هزاران درود برشما، ارباب جوان

تمریناتت چطور پیش میره؟

طبق دستور شما

همه رو حفظ کردم

میخواین واستون بزنم؟

حتما

ارباب جوان

بانویی به اسم سو روشان اومدن

بیرون دروازه وایستادن گفتن حضورشون رو اعلام کنیم

خواهرم اومده

برو به رئیس سو بگو

امروز باید به مساله مهمی رسیدگی کنم

یه روز دیگه واسه دیدنشون به عمارت ایشون میرم

بله

یالا

اگه تو وقت نداری من دارم

میرم خواهرم رو ببینم

همه میتونین برین

بله- بله-

چیکار میکنی؟

تکون نخور

یکی اون بیرونه

کیه؟

آدمای بد دیگه

میخوای باهات ادا دربیارم؟

واسه چی باید باهات همکاری کنم

اگه همکاری نکنی

اونوقت خودمو به زور بهت تحمیل میکنم

ارباب جوان

خیلی بی تربیتی

دیگه باهات کاری ندارم

عزیزم، میخواد صخره تو آسمون باشه

یا یه سمندر غول پیکر تو آب

اگه تو فقط اشاره کنی

واست میارمش

واقعا؟

ارباب جوان هرچی بخوام بهم میده؟

معلومه

...من

تعهدنامه‌ام رو میخوام

قبوله

ارباب جوان

باید سرقولت بمونی

بهت قول دادم

شک نکن بهش عمل میکنم

یه خواهش دیگه دارم

میخوام پیشینه موسیقیم رو برگردونم

عزیزم خواسته هات خیلی زیادن

اگه خواست تو اینه

پس لطفا بهم کمک کن

خیلی شیطونی

پس بذار یکم مالش بدمت

همینجوری خوبه

عشقم

لگد به بختت نزن

رفت؟

آره ارباب جوان

دوتایی باهم

بی نظیر اجرا کردین

حالا که اجرای ما تموم شد

بذار ببینیم اونا چطور میخوان اجرا کنن

(عمارت ارباب جوان)

بانو سو

ارباب جوان امروز نمیتونن شما رو ببینن

لطفا فعلا برین

ارباب گفتن

یه روز دیگه میان کارگاه هم آوایی تا شما رو ببینن

ببخشید بانو

نوازنده ای به اسم

سو روفی تو عمارت شما هست؟

بله هست

پس لطفا بذارین ایشون رو ببینم

من خواهرشم

...ایشون پیش ارباب جوان هستن

...پیش ارباب جوانه

به هرحال ایشون و ارباب جوان فعلا نمیتونن کسی رو ببینن

لطفا فعلا برین

تعهدنامه من کو؟

حرف من حکم طلا رو داره

نمیتونی زیر حرفت بزنی

شیائو چی

برو اتاق مطالعه و تعهدنامه‌اش رو واسش بیار

نامه ها

ممنون ارباب جوان

الان میتونم برم با زنگوله هام تمرین کنم؟

برو

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.