Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
[پژواک صدایش]
[قسمت 5]
[کاخ یونگ کانگ]
انتظار نداشتم اعلیحضرت
فرماندار شهر ابری رو احضار کنن
یه حرکت بزرگه
یه حرکت بزرگه
حتما به اون موضوع ربط داره
یعنی میگین
...اعلیحضرت میخوان فرماندار شهر ابری رو
من اینو نگفتم
من اینو نگفتم
دیدگاه من با شما فرق میکنه
من معتقدم
ارباب جوان اخیرا یه عنوان دریافت کرده
تا راه براش هموار بشه
جنابان
اینجا کاخ یونگ کانگه
بهتره به بعضی چیزها اشاره نکنین
آره آره
ارباب لیانگ، حق با شماست
در موردش صحبت نمی کنیم
دیگه نمیگیم
این آهنگ
اولین چیزیه که تو شهر ابری یاد گرفتم
مادرم هر شب قبل از خواب برام مینواختش
بچه های شهر ابری
همه با گوش دادن به این آهنگ بزرگ شدن
اینطور نیست بانو سو؟
بله
اینم اولین آهنگی بود که یاد گرفتم
فوق العاده خوب مینوازیش
امیدوارم وزیر جدید موسیقی
همچنان یه نوازنده از شهر ابری باشه
سخت کار خواهم کرد تا انتظارات رو برآورده کنم
و شما یا شهر ابری رو ناامید نکنم
مو آر
فردی که به دنبالش بودی رو پیدا کردی؟
مادر
دختر یشم سبز،بانو سو ئه
چه حسن تصادفی
بانو سو بیا اینجا
شان آر
میتونم بهت بگم شان آر؟
البته
باعث افتخارمه
وقتی مو آر تو جنگل گم شد
به لطف تو تونست فرار کنه
بالای ده ساله که
فراموشت نکرده
بانو شما خیلی مهربونین
فقط یه عمل کاملا تصادفی بود
کمک به ارباب جوان
هم بخاطر افتخاریه که نسیبم شد
و هم بخاطر شانس ارباب جوانه
بخاطر سرنوشت بین تون هم هست
این آویز یشمی رو بردار
وقتی آزاد بودی بیا قصر پیشم
در مورد شهر ابری بهم بگو
ممنون بانو
مو آر
بذار شان فعلا تو کارگاه هم آوایی بمونه
باید به خوبی ازش مراقبت کنی
خیالتوت راحت مادر
حتما مراقبت میکنم
[کارگاه هم آوایی]
[تالار چو یین]
[عمارت ابر]
[تجلیل از آبرو]
نمیدونم این اتاق
مورد پسندته یا نه
از یکی میخوام مایحتاج روزانه
بیشتری بیاره
اگه چیزی نیاز داشتی،بهم بگو
همه چیز عالیه
جرات ندارم بیشتر از این مزاحمتون بشم
اما دیگه رئیس سو صدام نکنین
بهم بگین روشان
شان آر هم خوبه
باشه رو شان
خوب استراحت کن
دوباره میام
پس بی سر و صدا منتظر میمونم
پس بی سر و صدا منتظر میمونم
این هویت دختر یشم سبزی
خیلی به درد بخوره
حتی بانو یائوشان
خیلی بهم لطف داره
الان یه قدم به
وزیر موسیقی شدن نزدیک ترم
فی آر
...ظاهرا این دختر یشم سبزی
باید با من بمونه
لطفا منو سرزنش نکن
ارباب جوان
چطور بود؟
بانو سو راضی بودن؟
آره
این دختر یشم سبزی واقعاً خارق العاده ست
اولین باره که میبینم
انقدر به کسی اهمیت میدین
اما اگه جای بانو سو بودم
منم عاشقتون می شدم
ای خدا،خیلی چرب زبونی
مو آر
[عمارت ابر]
عرض ادب عمو
این بار کدوم دختر عاشقت شده؟
عمو گوشاتون واقعا تیزه
از این فاصله می شنوین
برام مهم نیست کیه
فقط شان شان نباشه
عمو شما هم برای دیدن بانو سو اومدین؟
برادرم امشب با من شام میخوره
میخوام شان شان باهام بیاد
داشتم فکر میکردم
اگه برادرم حکم ازدواج ما رو صادر کنه
خیلی خوب میشه
راستی مو آر
سو روفی تو عمارتت اقامت داره
باید باهاش خوب رفتار کنی
اون تنها خواهر شان شانه
اگه کاری کنی سختی بکشه
جواب شان شان رو چی بدم؟
نگران نباشین عمو
میدونم چیکار کنم
باشه
پس دیگه نمیگم
واسه شان شان یه کم لباس و
مایحتاج روزانه آماده کردم
مواظب خودتون باشین عمو
ارباب جوان
فرماندار جدی ان؟
ظاهرا جدی ئه
اما من حس میکنم بانو سو با شما متفاوت رفتار میکنه
دو دستی میدینش به فرماندار؟
بانو سو شیء نیست
کی رو به کی بدم؟
اینکه کی دوستش داره یا اون کی رو دوست داره
دست کس دیگه ای نیست
بله
بریم
همه ما توسط ارباب جوان برای کارگاه هم آوایی انتخاب شدیم
چرا با یه تازه وارد طور خاصی رفتار میشه؟
ارباب جوان اونو آورده به کارگاه هم آوایی
و عمارت ابر رو داده بهش
حالا هم فرماندار براش هدیه آورده
به هر حال اگه اون
مورد علاقه این دو مرد مهم باشه
نباید بهش توهین کنیم
ارباب جین- ارباب جین-
ارباب جین
شنیدیم دارین میاین اینجا
ولی باور نکردیم
آره
آیا قراره شاهد
اجراتون باشیم؟
نعمت بزرگی برامونه
آره ارباب جین
خیلی مهربونین
ارباب جین شانگ یو ئه
ارباب جین واقعا اومده
ارباب جین
ممنون از لطف تون
افتخار منم هست که
ازتون یاد بگیریم
اما امروز سرم شلوغه
فعلا میرم
ارباب جین- ارباب جین-
توصیه ای دارین؟
بریم یه نگاهی بندازیم
بریم- صبر کن-
[عمارت ارباب جوان]
بانو سو
کجایی؟
بانو سو
بانو سو
بانو سو
اطراف عمارت ارباب جوان پرسه نزنین
اگر بفهمن
از پس عواقبش بر نمیایم
بانو سو
هنوزم میخوای گیرم بندازی؟
[ماه را در آغوش بگیر]
پشمام
چرا تو مطالعه یه آینه هست؟
یکی دیگه هم اینجاس؟
نمی دونستم ارباب جوان تا این حد خودشیفته ست
[قافیه های مهد کودک خروس جادویی]
[سفرهای شمشیر]
چقدر نت موسیقی
چقدر نت موسیقی
[آوازهای قانون]
انتظار نداشتم این
شیطان کوچولو انقدر عاشق موسیقی باشه
...پس وقتی خواست نوازنده اش بشم
سلیقه فوق العاده ای داره
کسی قوانین عمارت من رو بهت نگفته؟
چه قوانینی؟
چه قوانینی؟
ورود به اتاق مطالعه ممنوعه
متجاوزان کشته میشن
خیلی خشنه
خیلی خشنه
می ترسی کسی اینا رو بدزده؟
نگران نباش چیزی نمی دزدم
فقط دارم به اطراف نگاه می کنم
به کارت ادامه بده
دیگه میرم
وایستا
شیائوچی،بذارش زمین
اطاعت
واقعا میخوای منو بکشی؟
روحمم خبر نداشت
دیگه تکرار نمیشه، باشه؟
باهام بیا
منو کجا میبری؟
نه
واقعاً یه سیاهچال یا اتاق شکنجه
تو عمارتت داری؟
گوش کن
از این به بعد
تو رسما نوازنده شخصی منی
برای اینکه جلوی بقیه
شرمنده ام نکنی
تصمیم گرفتم زیبایی شناختی
کاملا متفاوتی بهت بدم
زیبایی شناختی؟
این، این، این
و این
حذفشون کن
با پارچه های دیگه لباس بدوز
سه روز دیگه میخوامشون
این لباسا واسه منه؟
البته
پس نمیشه
این، این، این
و همه اونا رنگ های خیلی روشنی ان
به من نمیان
مهم نیست که بهت میان یا نه
تو کنار من میمونی
مهم اینه که به من میان
ارباب جوان گفتن قوانین خونه رو یادت بدم
وقت رو تلف نکنیم
شروع کنیم
صبر کن شیائوچی
میتونم یه سوال بپرسم؟
بگو
تو عمارت ارباب جوان،تو اتاق ها
راهروها و باغ ها
چرا همه جا آینه هست؟
چون ارباب جوان نیاز دارن
هر لحظه ظاهرشون رو بررسی کنن
قانون شماره 28 خونه
به هیچ آینه ای تو عمارت آسیب نزن
وقتی ارباب جوان حضور دارن
جلوی آینه ها رو نگیر
فکر می کنم ارباب جوان باید خودشو به طبیب نشون بده
چرا؟
این فقط خودشیفتگی نیست
به نظرم احتمالش هست که
مخش مشکل داشته باشه
مزخرفه
قوانین خونه رو زودتر حفظ کن
بیا با قانون اول شروع کنیم
صبر کن شیائوچی
تو سرت خیلی شلوغه
چرا قوانین خونه رو نمیدی من؟
حفظش میکنم
اینطوری نمیخواد یک به یک برام بخونی مگه نه؟
باشه
اما این فقط فهرست مطالبه
قوانین خونه اونجاست
چقدر قوانین خونه
فقط یه سال طول می کشه تا از روش بخونم
چطور حفظشون کنم؟
این ارباب جوان یه مشکلی داره
چه اتاق بزرگی
این باید حیاط سرپوشیده باشه
خیلی جالبه
این باید تخت من باشه
خیلی راحته
بعد یه روز طولانی خسته میشم
باید استراحت کنم
راحت به نظر میرسی
چرا اینجایی؟
اینجا اتاق منه
این تخت منه
روی تختم دراز کشیدی و ازم می پرسی چرا اینجام
این تخت توئه؟
آره
شیائوچی منو آورد اینجا
گفت باید اینجا بمونم
شیائوچی اشتباه نکرده
تو اینجا میمونی
بهت هشدار میدم
جرات نکن کار نامناسبی انجام بدی
بار دوم که همدیگه رو دیدیم
وارد حمامم شده بودی
و دید میزدیم
بحث کار نامناسب شد
من نباید از تو بترسم؟
قبلا هم گفتم
یه سوء تفاهم بود
نگران نباش
من به تو علاقه ای ندارم
تو اینجا میمونی
اما اینجا نمیخوابی
پس کجا میخوابم؟
عمرا
یه اتاق جداگانه می خوام
تو موقعیتی نیستی که چیزی مطالبه کنی
چرا؟
قانون شماره یک خونه
دستورات ارباب جوان باید بی چون و چرا اطاعت بشه
اگه اطاعت نکنم چی؟
قانون شماره دو خونه
کسایی که از دستورات ارباب جوان سرپیچی می کنن
پنجاه ضربه شلاق میخورن
...من
اگه جرم چندین بار تکرار بشه
اعدام با چوب
وحشتناکه
قانون شماره 23 خونه
وقتی با ارباب جوان روبرو میشی مستقیماً بهش نگاه کن
یه مشت قانون من در آوردی
خیلی قوانین وضع کردی
چرا یه دفعه نمیکشیم؟
نگران نباش
فعلا نمیکشمت
با قوانین خونه آشنا شو
وگرنه، پیوستن به کارگاه هم آوایی رو فراموش کن
چه گناه بزرگی مرتکب شدم که این بلا سرم نازل شده؟
[عمارت نسیم]
دوباره اومد
الان صدای چی با رو شنیدم
حدس میزنم قرار نیست
روز پرآرامشی داشته باشیم
میخوام بدونم روفی تو
عمارت ارباب جوان در چه حاله
چیکار میکنی؟
توافق نکردیم که از تقسیم کننده رد نشیم؟
چرا دراز نمی کشی بخوابی؟
...من...من
این چیه؟
سر دیگه اش رو به مچ دستت ببند
اونوقت اگه حرکت کنم
احساس میکنی
مجبور نیستی نشسته بخوابی
ایده خوبیه
عمرا
چی میشه اگه نصف شب
مخفیانه بازش کنی؟
نمی بندمش
پس همون جا بشین
می بندمش
ارباب جوان- ارباب جوان-
لباس رو پوشیدن
میتونین برین
چشم- چشم-
بچرخ ببینم
خوشگله
ممنونم ارباب جوان
سوء تفاهم نشه
لباس رو گفتم
[نت های چین کلبه بهاری]
آسونه
ادامه بده
چه سازی میخوای بشنوي؟
چه کلمات جسورانه ای
پس بیا با این بریم
پس بیا با این بریم
شوخیت گرفته؟
با این دستبند زنگوله ای چطور بنوازم؟
پس رئیس بزرگ کارگاه جرقه سبز
فقط میتونه سازهای معمولی رو بنوازه
ظاهرا پلمپ کردن کارگاهت
کار درستی بود
چی میگی؟
خودت امتحانش کن
ببینم چطور با این دستبند زنگوله ای مینوازی؟
داری کار رو برام سخت میکنی
با دستبند زنگوله ای نمیشه
یه آهنگ کامل نواخت
اما با توجه به نت ها
میتونی زنگ های مختلف رو به هم برخورد بدی
و لحن ها و ضرب آهنگ های مختلف ایجاد کنی
باشه
اینطوری گیج نمیشم
اما یه توافق داشتیم
اگه نوازنده ات بشم
پیشینه موسیقیم رو درست میکنی
و میذاری به کارگاه هم آوایی ملحق شم
پس کی
به قولت عمل میکنی؟
آروم باش
آزمون های کارگاه هم آوایی هنوز تموم نشده
در مورد بازیابی پیشینه موسیقیت
بستگی به این داره که بتونی از این دستبند زنگوله ای استفاده کنی
تا این قطعات رو بزنی یا نه
بعدش بهش فکر میکنم
امشب باید پیشینه ام رو درست کنی
اینجوریه؟
بعدش چی؟
ارباب جوان
سو روفی تسخیر شده؟
چی میگی؟
دارم بهش آموزش میدم تا
با دستبند زنگوله ای،ضرب آهنگ های متفاوت بنوازه
اگه واقعا بتونه
با یه ضرب آهنگ ثابت بنوازدش
میتونه از نوعی رمز استفاده کنه
تا بهم پیام بده
ایده خوبیه
اما تسلط بهش
آسون نیست
باید به دقت در مورد این رمز فکر کنم
چرا مجبورم میکنه با دستبند زنگوله ای دست تمرین کنم؟
نمیتونم جلوی بانو یائو شان
این دستبند زنگوله ای دست رو تکون بدم
میگن کارگاه هم آوایی پر از استعداده
اگر جدی تمرین نکنم
غرق میشم
اما اون شیطون کوچول بهم
وقت واسه تمرین نمیده.چه کنم؟
از این طرف
بانو سو
اینجا دستشویی زنانه ست
دستشویی مردونه اون طرف دیواره
لطفا قاطیشون نکن
فهمیدم بی تائو
اوه راستی
عجله کن
ارباب جوان رو منتظر نذار
باشه
[دستشویی]
خیلی جاداره
عمارت ارباب جوان واقعاً در خور اسمشه
حتی دستشوییش هم خیلی بزرگه
اونجا چیه؟
انباری؟
بانو سو
تموم کردی؟
بانو سو
الان میام
[عمارت ابر]
اینا لباس و گیاهان دارویی ان
آب و هوای اینجا با شهر ابری متفاوته
چون تازه واردی ممکنه یه کم احساس ناراحتی کنی
اگه تو سازگاری مشکل داشتی
این گیاه ها رو دم کرده و بخور
ممنونم ارباب جوان
متاثر شدم
خیلی لطف دارین
اگه تو نبودی
من خیلی وقت پیش تو شهر ابری مرده بودم
در مقایسه با تو که جونم رو نجات دادی
اینها چیزی نیستن
پس اون هنوز
فقط به اون دختر یشم سبزی اهمیت میده
لطفا بشینین
باشه
چای بنوشین
ببخشید
چیزی نیست
امتحانش کنین
چای مورد پسندتونه؟
معطر مانند ارکیده و دارچین، و شیرین مانند باران به موقع
با این دم کردن هنرمندانه ات
این چای معمولی
همچین شیرینی ماندگار و طعم عمیقی پیدا کرده
لطف دارین
فقط یادتون رفته
قول دادین روشان صدام کنین
چرا دوباره اینقدر رسمی شدین؟
بی دقتی کردم
امیدوارم منو ببخشی بانو سو
میگین خودمونی صحبت کنیم
اما هر کلمه تون بسیار مؤدبانه ست
چای بدون موسیقی حیفه
چطوره یه قطعه به عنوان هدیه برای
عاشق چای ای مثل شما بنوازم؟
حتما
[با موسیقی پرورش دهید]
به نظرم اونجاست
اونجاست
ارباب جین- ارباب جین-
بریم- بریم-
ارباب جین- ارباب جین-
بریم
دیدیش؟
نه
ارباب جین کجا رفت؟
آره
کجا رفته یعنی؟
بریم اونجا رو نگاه کنیم
بیا- بیا-
اونجا رو بررسی کن
کجا رفت؟
چطور نمیتونیم پیداش کنیم؟
بیاین اونجا رو بررسی کنیم
بریم
میدونستم
نباید به کارگاه هم آوایی میومدم
فرار از هوانگ یینگ خودش سخت بود
الان بدتر شد
یه گله آدمن
جناب جین
ارباب یانگ
امروز مخصوصاً برای دیدنت به اینجا اومدم
برای بازدید از اقامتگاه من وقت داری؟
شراب هفت ادویه ای از لینگ نان تهیه کردم
تا ازت پذیرایی کنم
ببخشید
فردا باید از باغ ارباب لیو بازدید کنم
روز بعدش چی؟
یه قرار ملاقات با ارباب ژان از دفتر نظارت دارم
واقعا متاسفم
ارباب جین از وقتی که اومدی
کلی محبوب بودی
یه روز دیگه میام دعوتت میکنم
جناب جین مثل یه جاودانه میمونه
راهی که میره
به زیبایی برگ نیلوفر آبیه که تو نسیم تاب می خوره
واقعا قابل تحسینه
چرا نیومده؟
الان صداش رو شنیدم
باز غیبش زد
جین جین
جین جین
دیگه نمیتونم تو عمارت نسیم بمونم
کجا میری؟
ارباب جوان
شکمم درد میکنه
باید از دستشویی استفاده کنم
از دستشویی استفاده کنی؟
پس چرا دزدکی میای؟
نمیخواستم مزاحمت بشم
خیلی ساکت بودم
ولی بازم مزاحم شدم
ارباب جوان
اگه چیز فوری نیست
...باید
برو
خداحافظ
از این به بعد
اینجا جای مخفی تمرین منه
ژائو هو، بیائو، شی یی
نگران نباشین
زمانی که با بانو یائوشان تو کارگاه هم آوایی آشنا بشم
بهش ارزش کارگاه های
خصوصی رو نشون میدم
فقط منتظر خبرهای خوب من باشین
خیلی خب،انقدر تکونش نده
میتونم استراحت کنم؟
استراحت؟
خیلی وقته داری
تمرین میکنی
اما هنوز نمیتونی یه
ضرب آهنگ کامل بزنی
مستحق استراحتی؟
داری منو سرزنش میکنی؟
خودت با دقت نگاه کن
با این همه زنگوله
نواختن یه الگوی معمولی هم سخته،خب؟
خودت میتونی امتحانش کنی
میدونم سخته
اما صادقانه از خودت بپرس
تا الان سستی کردی؟
...من
چه اشکالی داره؟
ارباب جوان
شکمم واقعا درد میکنه
باید برم دستشویی
برو
فکر نمیکنی امروز داری زیادی
میری دستشویی؟
حشره معده گرفتی؟
طبیب میخوای؟- نه نه-
واسه این مسائل جزئی مزاحم طبیب نشیم
باید برم
ارباب جوان
دوباره دستشویی؟
امروز این سومین باره
داره یه کارایی میکنه؟
درسته
ارباب جوان
خب،جناب جین اینجان
جناب جین؟
تو تالار گل،چای آماده کن
کی فکرش رو می کرد؟
خیلی ها آرزوی داشتن این همه طرفداران رو دارن
اما برای ارباب جین
یه دردسره
تو کارگاه هم آوایی
واقعا نمیتونم یه لحظه آرامش پیدا کنم
مجبورم تحمل کنم
می فهمم
اما تو که
خیلی ها آرزوی ملاقات باهات رو دارن
با کمال میل به عمارت من اومدی
البته خوش اومدی
شیائوچی
بگو اتاق مهمان رو تمیز کنن
تا ارباب جین توش اقامت داشته باشه
اطاعت
بیا چایی بخور
خیلی ممنون
تکون بده تکون بده
تکون بده تکون بده
روفی
جناب جین؟
از کجا فهمیدی من اینجام؟
اینجا مکان مخفی منه
گفتن تو حیاط خلوتی
اینجا جاییه که یکی قایم میشه
وایستا
جناب جین
برای دیدن ارباب جوان اومدی؟
تو دردسر افتادم
چند روزی تو عمارت ارباب جوان میمونم
فکر کردم اول بیام بهت سلام کنم
عالیه
وقت نکردم دنبالت بگردم
تو این چند روز
ارباب جوان مجبورم کرده دستبند زنگوله ای تمرین کنم
دستبند زنگوله ای؟
یه ساز غیر معموله
بنواز ببینم
همین؟
آره
این نمیتونه یه نغمه رو اجرا کنه
مجبور کرده هر روز ده ساعت تمرینش کنم
به جز موقع خوابیدن و خوردن
در همه حال دارم تمرین میکنم
کار مزخرف نیست؟
خوشحال میشم هر ساز دیگه ای رو تمرین کنم
اما تمرین این
اتلاف وقت نیست؟
عصبانی نشو
یه چیزی برات آوردم
ببین دوستش داری
چیه؟
ساز دهنیه
درسته که زدنش آسون نیست
اما از مواد خاصی ساخته شده
میگن تو شب میدرخشه
...این
خیلی با ارزشه
نه نه نمیتونم قبول کنم
برای توئه.بگیرش
وگرنه ممکنه بدمش جای پول شراب
ممنون جناب جین
خیلی باهام خوبی
شاید
به این دلیله که مقدر شدیم
نمیدونم چرا
اما همیشه احساس می کنم قبلاً دیدمت
میدونم
به این میگن تلنگر در اولین نگاه؟
جناب جین
منم تو رو دوست داشتنی میدونم
منو جناب جین صدا نکن
خیلی رسمیه
پس چی صدات کنم؟
شانگ یو
شانگ یو؟
نه
بگم شانگ یو یاده
اون دوست چاق دوران کودکیم میوفتم
میتونی فکر کنی همون پسر چاقم
چطور میتونم؟
چرا نه؟
اگه من اون پسر چاق باشم چی؟
اون شانگ یو چاق
گونه های چاق داشت
و صورتی به این بزرگی
و دستاش
مثل توپ های کوچیک چاق بودن
به دستات نگاه کن
لاغر و قوی ان
به وجود اومدن تا نوازنده بشن
طبق حرفات
حتما از اون پسر چاق خوشت نمیاد
نه
من ازش بدم نمیاد
فقط وقتی کوچیک بود همیشه اذیتش میکردن
و همیشه ازش محافظت می کردم
حالا که بزرگ شده
نمیدونم کسی هست که ازش محافظت کنه؟
راستش
...من
بانو سو؟
بانو سو کجایی؟
استراحتم تموم شد
...جناب جین یه روز دیگه
شانگ یو
باشه، باشه، شانگ یو
هیچکس نباید جای اینجا رو بفهمه
این راز ماست
دیگه میرم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ نام مترجم:Yara
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.