Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
(پژواک صدایش)
(قسمت دوم)
نمیدونم چرا
انقدر ارباب جوان اصرار داره اجرای فی رو گوش کنه
امیدوارم دردسری چیزی درست نکنه
کارگاه موسیقی شمارهی یک شهر ابری؟
وقتم هدر شد
اجراتون رو گوش دادم
...خوب
ارباب جوان
از اون قسمتش راضی نبودین؟
اگه راضی نیستین
میتونیم عوضش کنیم
نمیخواد
موسیقیای که نواختین فقط باعث شد سروصدا تولید بشه
یه دقیقه بیشتر بهش گوش کنم
گوشام یه دقیقه بیشتر شکنجه میشن
کارگاههای موسیقی اینجوری
باید درشون تخته شه
شیائو چی
بریم
بله
وایستا
چی داری میگی؟
ارباب جوان، درسته؟
فکر کنم کلا کری
...تو
چی داری میگی؟
لطفا مارو ببخشین ارباب
همین الان عذرخواهی کن
لطفا مارو عفو کنین
منظورم این بود
اگه ناشنوا نباشین
مگه میشه از موسیقی ما خوشتون نیاد؟
درسته
درسته؟
این واسه چی افتاد؟
واسه چی جمعش نکرده بودی؟
...نه، اینطور نیست
نه نه
من نبودم
نگاه کن
چه خبره؟
شماها واسه من تله کار گذاشتین
و بهم صدمه بزنین؟
الکی بهم تهمت نزن
اتفاقی بود
...این تله
واسه اینه که جلوی بقیه رو بگیریم
که کارگاه موسیقی رو تعطیل نکنن
هدفمون شما نبودین
اتفاقی بود؟
وقتی مدرک حی و حاضر اینجاست بازم دارین میزنین زیرش؟
شیائو چی
بله
همین الان قاتل رو دستگیر کن
فی آر
چیه؟
اگه میتونی منو بگیر
فکر کردی واقعا نمیتونم بگیرمت؟
خودت با پای خودت بیا و اعتراف کن
نه، نمیام
دارین بهم تهمت میزنین
فی آر
مسخره بازی درنیار
ارباب جوان
خواهرم جوان و خامه
از قصد بهتون بی احترامی نکرده
واقعا نمیخوای بیای پایین؟
نه
نه تا وقتی که بهم تهمت میزنین
و دوباره کارگاه موسیقی رو باز نکنی
هیچ کس تا حالا
با من چونه نزده
♫از گل ها خواستم جوابی ندن♫
♫در این باران، فقط باد به صدا درمی آید♫
♫برای چی از تو نپرسم♫
♫اگر از طریق پنجره♫
♫به وضوح افکار من رو بشنوی ♫
♫اگر از طریق باد♫
♫احساسات من رو درک کنی♫
♫در زمزمه های من پنهان شو♫
♫اگر چیزی نگی♫
♫موسیقیای که نواختم به خاطر کوه ها رو طی میکنن♫
♫در طول روز و شب♫
♫اگه زمان به من یک قرار خوب مثل رویا بده♫
♫دوست دارم منظره زندگیم رو بنوازم♫
♫در آهنگی برای تو♫
♫وقتی باد برخواست، برای تو زیتر مینوازم♫
♫آهنگی میزنم که حرف دلم رو به تو بگه♫
♫دنیا مثل تو زیبا نیست♫
♫تو رو به تمام شهر دعوت میکنم♫
♫تمام سال تو رو همراهی میکنم♫
♫خوشحالم که تو رو تا آخر عمر کنارم دارم♫
♫وقتی باد برخواست، برای تو زیتر مینوازم♫
♫آهنگی میزنم که حرف دلم رو به تو بگه♫
♫دنیا مثل تو زیبا نیست♫
♫تو رو به تمام شهر دعوت میکنم♫
♫تمام سال تو رو همراهی میکنم♫
♫خوشحالم که تو رو تا آخر عمر کنارم دارم♫
♫با شروع سرنوشت ما، برای تو مینوازم♫
♫سایه ای از تو در چشمان منه♫
♫از میان آتش تو رو میشناسم♫
♫و آسمان و زمین گواه ماست♫
♫تو رو در فصول زندگی همراهی میکنم♫
محکم بشین
(عمارت فرماندار)
چیه؟
تو دشت و دمن که بودی
حالت خیلی خوب بود
واسه چی یهویی تهوع گرفتی؟
چون جنابعالی بد اسب میرونی
تو اولین کسی هستی که
به خودش اجازه میده باهام اینجوری صحبت کنه
الکی نبود پس جرات کردی بهم حمله کنی
...اون
کار من نبود
سوتفاهم شده
من تصمیم میگیرم سوتفاهم بوده یا نه
براساس قوانین دونگ شنگ
هرکس جرات کنه بلایی سر من بیاره قلب و چشم باید دربیاد
و کل خانوادهاش مجازات میشن
و با شکنجه طولانی اعدام میشن
چی گفتی؟
اون تله سوتفاهم بود
واسه چی آخه باید اعدام بشم؟
همش به خاطر این بود که اون نگهبان پشت سرت
منو با شمشیر تهدید کرد
راستی
اگه اون یارو منو نمیترسوند
منم تله رو فعال نمیکردم
اگه میخوای بکشش
بی رحمانه بکشش
میتونم از خیر کشتنت بگذرم
و زیر سبیلی ردش کنم
ولی باید یه قولی بهم بدی
نوازنده شخصی من شو
نوازنده شخصی؟
چه مدت؟
تا وقتی من بهت بگم
اونوقت اینجوری خودمو بهت نمیفروشم؟
اصلا
اگه مخالفت کنی
به جرم حمله به من میمیری
باشه پس بکش
یه سرباز رو میشه کشت ولی نمیشه تحقیرش کرد
باشه
شیائو چی
فردا شب اعدام میشه
واقعا میخوای اعدامم کنی؟
معلومه
بیا تو
وایستا
وایستا
وایستا وایستا
یه لحظه
بیا با صحبت حلش کنیم
...درمورد مدت زمانش
یه سال؟
دو سال؟
چهار سال؟
پنجسال؟
پنج سال باشه؟
کی بود میگفت
سرباز رو میشه کشت
ولی نمیشه تحقیر کرد؟
ببرش
کمک
من بیگناهم
کمک
ارباب جوان، داری جون یه آدم رو بی دلیل میگیری
مو آر
مو آر
مو آر
گوش کن
اگه بلایی سر مو بیاد
نمیبخشمت
بله
مو آر
مو آر
مو آر
مو آر
خوبی مو آر؟
جاییت صدمه ندیده؟
چی شده مو؟
چی شده مو؟
صدمه که ندیدی، دیدی؟
نترس
عمو اینجاست
صدمه ندیدی درسته؟
عمو
خیلی ترسیدم
نترس
عمو پیشته
بریم
بیا برگردیم
اسمت چیه؟
شیائو چی
ارتباط با ارباب وانگ چیه؟
فامیل دوره
منو بزرگ کرده
تا حالا بهت گفته
چرا اجازه داره وارد قصر بشی؟
...حتی اگه بمیرم هم
حتی اگه بمیرم هم باید از شاهزاده محافظت کنم
باید به حرفاش گوش کنم
شیائو چی
اگه چیزایی که بهت گفتم
رو به بقیه بگی
ممکنه بمیرم
من... به هیچ کس نمیگم
وقتی تو شهر ابری بودم
یه اتفاقی واسم افتاد
دیگه نمیتونم بشنوم
از این به بعد
تو گوشهای منی
باید در عرض شش ماه هم
لب خونی بهم یاد بدی
فهمیدی؟
بله
فقط دونفر
از این راز خبر دارن
فقط من و ارباب وانگ
از این به بعد فقط دونفر میدونن دیگه
اونم تو و من هستیم
نفر سومی نباید از موضوع باخبر بشه
بعد از اینکه ارباب وانگ شما رو آورد اینجا
...ایشون
ارباب جوان
چطور پیش میره؟
بستیمش
ولی... میخواین باهاش چیکار کنین؟
واقعا میخواین اعدامش کنین؟
تاحالا گربه داشتی؟
گربه؟
اگه میخوای گربهات به حرفت گوش کنه
اول باید بترسونیش
که اینطور
ارباب جوان
پس باید دو روز گرسنه نگهش داریم؟
من قبلا به اسب ها آموزش میدادم
هرچقدرم که وحشی بودن دو روز که گرسنه میموندن
خوش اخلاق میشدن
آدم و اسب مگه شبیه همن؟
خوب... گربه و آدمم شبیه هم نیستن
خفه شو
دو روز زندانیش کن
فردا بیا بریم خونهاش
بله
(عمارت سو)
بانو
چیزی متوجه نشدین؟
بانو
پیداش کردن
بانو رو فی رو ارباب جوان دستگیر کرده
تو عمارت فرماندار زندانی شده
فهمیدن ارباب جوان
میخواد با فی آر چیکار کنه؟
فعلا که فقط زندانیه
فرماندار الان ازش خواست پیغام بده
گفت فردا با ارباب جوان میره کارگاه نغمه
من باید از این فرصت استفاده کنم
و پیش ارباب جوان واسه فی آر پادرمیونی کنم
راستی
با این مثل قبل رفتار کن
تا وقتی مشکل رو حل نکردیم چیزی به والدینمون نگو
بهتره نگران نشن
بانو رو فی بازیگوشه
کاراش از دستم در رفته
ارباب یا بانو، از دخالت دادن شما تو کاراش نمیترسه
من لوسش کردم
الان وقتشه یکم رفتارش رو درست کنه
تو دیگه برو
(عمارت سو)
نترسین جناب سو
لطفا بشینین
اومدم اینجا
درمورد اینکه چطور دخترتون سو رو فی
سعی کرد منو بکشه صحبت کنم
بله، متوجهم
بکشه؟
بکشه؟
ارباب جوان
ارباب جوان
ارباب جوان
همش تقصیر منه درست تربیتش نکردم
ارباب جوان
اگه میخواین منو بکشین
لطفا بلند شین جناب سو
البته میتونم بابت کارش نکشمش
ولی یه شرطی دارم
شرطتون چیه ارباب جوان؟
هرچی بگین قبول میکنیم
میخوام سو روفی نوازنده شخصی من بشه
باهام به شهر هم آوایی بیاد
پس فقط لازمه نوازنده شخصی شما بشه؟
چیز دیگه ای نمیخواین؟
دیگه ازش میخواین چیکار کنه؟
مشکلی نیست
کم پیش میاد از توانایی هاش تعریف کنین
مایه افتخارش باید باشه
اگه سفر طولانیای رو به شهر هم آوایی داشته باشیم
نمیتونم تضمین کنم
که کی میتونه برگرده پیش شما
قبول میکنین؟
...چیزه
پرندههایی که ققنوس رو دنبال میکنن به دوردست سفر میکنن
شاید واسه فی آر بد نباشه
تا شهر هم آوایی باهاتون بیاد
و یکم آموزش ببینه
بعلاوه، دردسر به این بزرگی درست کرده
خوش شانس بوده شما از جونش گذشتین
چطور میتونیم قبول نکنیم؟
فقط اینکه
چند تا سوال ازتون داشتم
بفرمایین
کی به سو روفی موسیقی یاد داده؟
هر دو دختر من
تو کارگاه نغمه آموزش دیدن
ولی فی آر از بچگی طرز فکر خودش رو داشت
و هیچوقت به من گوش نمیداد
شش ماه نشده از اونجا رفت
حتی رتبهی چینگ یین رو رها کرد
سو رو فی آزمون چینگ یین رو قبول شد؟
بله، اون زمان ده سالش بود
تو ده سالگی آزمون رو قبول شده
دختر بزرگترم بعد از اون به کارگاه نغمه رفت
و تا الان اونجا مونده
الان صاحب کارگاه نغمه شده
سو رو فی سرگرمی دیگه ای جز
موسیقی داره؟
نه
دوست نداره خونه بمونه
همیشه به جنگل جرقهی سبز میره
تو این دوسال کم پیش اومده خونه باشه
تمام تمرکزش روی ادارهی کارگاهش بوده
قبلا سعی کردیم ترغیبش کنیم
ولی وقتی فهمیدیم واقعا این کارو دوست داره
گذاشتیم به حال خودش باشه
گفتین اغلب به جنگل جرقه سبز میره
تا حالا
برخورد خاصی داشته؟
...خب
انگار سو رو فی هیچ چیز
عجیبی نداره
پس من چطوری میتونم صدای موسیقی اونو بشنوم؟
شاید خدا چشماش رو باز کرده
و یکی رو فرستاده
تا شما از درد ناشنوایی خلاص کنه؟
ارباب جوان
شاید چند روز به موسیقی سو روفی گوش کنین
بتونین شنواییتون رو بهتر کنین؟
امکانش هست
مثل اینکه باید کنار خودم نگهش دارم
بهم بگو چرا
نمیخواد نوازنده شخصی من بشه؟
...فکر کنم
واسه اینه که میخواد کارگاه موسیقی خودش رو داشته باشه
ترسیده
ترسیده؟
احتمالا درخشش من خیلی زیاد بوده
احتمالا میترسه اگه کنار من باشه
درخشش من بهش آسیب بزنه
فکر کنم... یه دلیل دیگه باید داشته باشه
راستش بابت
این قضیه مقصر نیست
میدونم
حتی تویی که این همه ساله با منی
فشار زیادی روته
فشار هست
...ولی
دیگه هیچی نگو
فهمیدم
فکر کنم خودش فهمیده باشه
هرچی نباشه، به خاطر بودن کنار من
باید به خودش افتخار کنه
(رودخانههای پاک و دریاهای آرام)
(کارگاه نغمه)
عرض ادب بانو
تمام آلات موسیقی رو دوباره بررسی کن
سازهای باستانی عمارت لیویین رو قبل از اینکه
به تالار اصلی بیارین خودم شخصا کوک میکنم
ارباب جوان به زودی میان اینجا
هیچ اشتباهی ازتون سرنزنه
بله
بانو
همه چی انجام شد؟
بانو
کارگاه موسیقی بسته شده
و همه رو انداختن بیرون
تمام وسایل باارزش بانو رو فی
اینجان
این واسش خیلی با ارزشه
اگه بدونه گذاشتینشون اینجا
حتما عصبانی میشه
...آخه
ببریدشون عمارت لیویین
به یه نفر بگین بهش آب بده و مراقبش باشه
بله بانو
(تالار نینگ هوی)
ولم کنین
منو کجا میبرین؟
ارباب جوان کجاست؟
میخوام ببینمش
میخوام نوازندهش بشم
ولم کنین
میخوام نوازندهاش بشم
ارباب جوان کجاست؟
زانو بزن
ارباب جوان
مجرم سو روفی اینجاست
میتونیم الان اعدامش کنیم
آره، اعدامش کنین
وایستین
ارباب جوان
شما اینجایین؟
نوازندهات میشم
اگه میخواین نوازنده شما بشم
یعنی من مورد اعتماد شمام
از قدیم گفتن
یه مرد برای ارباب خودش جونش رو میده
چه تو مرگ چه توی زندگی
من نوازندهات میشم
بهت تعهد میدم
درست شنیدم؟
رئیس سو مثل اینکه آدم منطقی ای هستی
...حالا که میخوای نوازنده من بشی
شیائو چی
نظرت چیه آزادش کنیم؟
نه ارباب
شاید این تغییر ناگهانی رفتار
تلهاش باشه
مزخرف نگو
جدی گفتم
ارباب جوان
من دیگه شمشیرم رو کشیدم
شگون نداره خون ندیده برگرده تو غلاف
چه شرایط سختی
یه طرف میگه صادقه
یه طرف میگه بدشگونی پیش میاد
چیکار کنم؟
...نظرتون چیه
اعدامش کنیم؟
نه
ارباب جوان
اگه منو بکشین
شکایت شما رو پیش
پادشاه دوزخ میبرم
چطور جرات میکنی منو تهدید کنی؟
شیائو چی
اعدامش کن
بله
چقدر بزدله
پاشو
من نمردم؟
خودت چی فکر میکنی؟
بهم دروغ گفتی
منظورت چیه؟
تو یه بار سعی کردی منو بکشی منم عوضش بهت دروغ گفتم
الان بی حساب شدیم
ولی حرفی که زدی یادت باشه
نوازنده شخصی من میشی
الان بهم دروغ گفتی
دیگه نوازنده شخصیت نمیشم
پس داشتی گولم میزدی
شیائو چی
اعدامش کن دیگه
خیلی زورگویی
باشه
نوازندهت میشم
ولی حداقل باید ببریم خونه از خانوادهم خداحافظی کنم
دوساعت
برو و زود برگرد
دو ساعت
باشه مشکلی نیست
سروقت برمیگردم
ارباب جوان
چشماش برق زد
احتمالا فکرای خوبی تو سرش نباشه
برم دنبالش؟
هیچ کس نمیتونه جلوی پیشنهاد
کنار من بودن مقاومت کنه
اونم از این قاعده مستثنی نیست
شک نکن برمیگرده
راستی
باهام بیا بریم کارگاه نغمه
بله
(کارگاه نغمه)
انگشت های رئیس سو خیلی مهارت داره
مطمئنم صدای خیلی قشنگی داره
متاسفانه فرصت قدردانی ندارم
ارباب جوان؟
من سو رو شانم، مالک کارگاه نغمه
عرض ادب ارباب جوان
نمیدونستم اینجایین
وگرنه تمام اعضای کارگاه نغمه رو برای عرض ادب اینجا جمع میکردم
لطفا منو عفو کنین
رئیس سو، مبالغه میفرمایین
من زود اومدم
ارباب جوان
لطفا بفرمایین داخل
باشه
لطفا مراقب باشین ارباب جوان
چه یشم سبز زیبایی
این یشم سبز مال شماست؟
این یشم رو میشناسین ارباب جوان؟
چند سال پیش این لطیفه رو
به یه مرد جوان گفتین؟
حتی جرقه های سبز رو باهم تماشا کردین؟
...شما
شان شان
فرماندار اینجاست؟
عمو؟
شان شان؟
شان شان
فرماندار
شان شان
بیا ببین
چه چیزایی واست آوردم
جین
زودباش
مو آر، اینجایی
عرض ادب عمو
خوبه
بیا
بازش کن
نگاه کن
کونگ هو دوست داری؟
این کونگهوی دست ساز خیلی باارزشه
صدای خیلی واضحی داره
بهترینه
کنجکاوم بدونم اینا رو
از کجا پیدا کردین؟
جناب فرماندار از طرف کارگاه نغمه ازتون تشکر میکنم
واسه تو عوض اونا ازم تشکر میکنی؟
از کارگاه
ساخت این کونگهو خواستم اینو
مخصوص تو بسازن
واسه من؟
مگه مو آر دنبال موسیقی دان نیست؟
از این استفاده کن پس
مطمئنم برنده میشی
ممنون از لطفتون جناب فرماندار
...ولی
ولی نداره
بگیرش
راستی مو آر
فرمان برادرم رو خوندی؟
هنوز نرسیده بودین
چطور جرات میکنم بدون اجازه دستور رو بخونم؟
باشه
بریم سر کارمون
باشه
اگه به عنوان برنده تو کارگاه نغمه انتخاب بشین
روبان طلایی به شما میرسه
و واجد شرایط ورود به کارگاه هم آوایی میشین
و میتونین با من به شهر هم آوایی بیایین
برندهی مسابقهی کارگاه هم آوایی
تو ضیافت جیورو برای بانو یائوشان
موسیقی اجرا میکنه
و عنوان وزیر جدید موسیقی رو دریافت میکنه
عالیه
خیلی خوب
قوانین رو میدونین
برین و برای مسابقهای که
سه روز دیگه برگزار میشه آماده بشین
بله
بله
شان شان
عمو
شنیدم دستور دادی
تمام کارگاههای موسیقی خصوصی تو شهر ابری بسته بشه
بله
مگه چقدر کارشون خوبه؟
ولی پدر دستور داده
بهترین موسیقیدانِ دونگ شنگ رو انتخاب کنی
اگه فقط از کارگاههای دولتی انتخاب کنیم
ممکنه مردم فکر کنن
نامردی میکنیم
نامردی چیه؟
تمام کسایی که تو اون کارگاههای خصوصی هستن یه مشت اراذل و اوباشن
چی قراره بشنویم از اونجا؟
بعلاوه
ما خودمون صاحب کارگاه هم آوایی هستیم
حرف اول و آخر رو ما میزنیم
و قانون رو ما تعیین میکنیم
عمو
کافیه
رئیس سو
بله
میخوای با
نوازندههای کارگاه های خصوصی رقابت داشته باشی
و مبارزه عادلانه برای قهرمانی داشته باشی؟
قبول میکنم
شان شان
فرماندار
به توانایی های من باور دارین؟
معلومه بهت اعتماد دارم
فقط نمیخوام ببینم
تمام زحماتت به باد میره
ممنون جناب فرماندار
ولی من روشان
میخوام عادلانه و منصفانه رقابت کنم
عمو نگاه کن
پس لطفا دستور صادر کنین
کارگاههای خصوصی و کارگاه هم آوایی سه روز دیگه
باهم رقابت میکنن
شیائو چی
این روبان طلایی
موقتا توی کارگاه نغمه میمونه
بله
(عمارت لیویین)
انتظار نداشتم همچین برخوردی داشته باشی
فکر میکردم جرقه سبز افسانهست
معلوم شد واقعیت داره
بله
و جرقه سبز درست مثل افسانهست
میتونه مردم رو درمان کنه
اون پسر خون بالا آورد و غش کرد
ولی همین که نور سبز جرقه
بهش تابید به هوش اومد
پس الکی نیست هرچی آدم بیماره
دنبال جنگل جرقهی سبز میگردن
احتمالا میخوان جرقه سبز رو پیدا کنن
حدس میزنم جرقه سبز جادویی باشه
اگه بببنیش، تو زندگیت معجزه اتفاق میفته
...پس به این میگن
یشم سبز
من این اسم رو واسش گذاشتم
این یشم سبز
بعد از ناپدید شدن جرقه سبز رشد کرده؟
بله
واسه همین فکر میکنم
یه ربطی به جرقه سبز داشته باشه
ولی اون پسر بچه
میخواست نیمه بزرگتر رو بگیره
دیدم زخمی شده
واسه همین دادم بهش
خیلی مهربونی
چه بلایی سر اون پسر بچه اومد؟
حتما رفته خونه
به نظر نمی اومد اهل شهر ابری باشه
ولی ما یه قراری داشتیم
اگه باز به شهر ابری بیاد
از این یشم واسه شناختن همدیگه استفاده میکنیم
رئیس سو
رئیس سو
ارباب جوان
میتونم بیام داخل؟
بفرمایین
فرماندار باهاتون نیومده؟
عمو تو خونه کار داشت
رفت سمت خونه
من اومدم اینجا
چیزایی که نتونستم بگم رو بهتون بگم
منم یه سوالی ازتون داشتم
این یشم یه مساله کاملا خصوصیه
شما از کجا میدونین؟
گفتین مساله خصوصیه
اگه خودم تجربه نکرده باشمش
از کجا میخوام بدونم؟
شما همون بچه پررو هستین
که نیمه بزرگتر یشم رو برداشت؟
بچه پررو؟
ببخشید
اون زمان خیلی پررو بودم
و نیمه بزرگتر رو برداشتم
حتی اگه بچه پررو هم صدام کنین
بیراه نگفتین
ما قول دادیم
دوباره با این یشم همدیگه رو ببینیم
من به وعدهام وفا کردم
اون زمان نمیدونستم شما کی هستین
اگه گستاخی کردم
لطفا منو ببخشین
بازش کنین
این دفعه
جز انتخاب موسیقی دان برای پدرم
به خاطر شما به شهر ابری اومدم
بعد از اینکه از جنگل جرقه سبز رفتم
یکی رو پیدا کردم این سنجاق یشم رو
با دقت درست کنه
چندین ساله نگهش داشتم
به این امید که دوباره شما رو ببینم
و شخصا اینو بدم به شما
از اونجایی که قراره تو آزمون شرکت کنین
امیدوارم شما برنده بشین
و باهام به شهر هم آوایی بیایین
من روشان، ناامیدتون نمیکنم ارباب جوان
ارباب جوان
یه درخواستی ازتون داشتم
حتما
بفرمایین
دیروز خواهرم اتفاقی به شما توهین کرده
و جرم نابخشودنیای رو مرتکب شده
لطفا این بار رو ببخشیدش
باور کنین هیچ منظوری از کارش نداشته
میخواست منو بکشه
مجازات این جرم اعدامه
...خوب
ولی به خاطر اینکه سو روفی
خواهر کوچیکتر شماست
میتونم از جونش بگذرم
میتونه بخشیده شه
ولی نمیتونه از مجازاتش فرار کنه
فراموشش کنین
ازش خواستم کنارم بمونه
و برای جبران گناهش نوازنده شخصی من بشه
نوازنده شخصی؟
ولی نگران نباشین رئیس سو
اذیتش نمیکنم
از لطفتون ممنونم
افتخار بزرگی برای فیئه
که بتونه کنار شما باشه
ولی تا کی قراره
نوازنده شخصی شما باشه؟
به خودش بستگی داره
ارباب جوان، واسه چی میخوان فی رو باخودتون به شهر هم آوایی ببرین؟
مثل اینکه واسه ورود به کارگاه هم آوایی
بیشتر باید تلاش کنم
اینجوری وقتی تو شهر هم آوایی هستیم
میتونم از فی مراقبت کنم
مطمئنم کارتون رو به بهترین شکل انجام میدین
پیداش کردیم
واقعا خونه نرفته
همونطور که حدس زدم
فکرای خوبی تو سرش نداشته
واقعا فرار کرده؟
متوجه نشده بودم انقدر عقده حقارت داره
شدیدا میترسه کنار من باشه
ارباب جوان
فکر نکنم به خاطر عقده حقارت باشه
اگه این نیست پس چیه؟
نظرت چیه؟
برو پیش عموم
و بهش بگو حکم بازداشتش رو صادر کنه
باید اول پیداش کنیم
شاید سو روفی حکم رو ببینه
از ترس برگرده
ارباب جوان
فکر کنم
حتی اگه سو روفی برگرده
بازم به حرفای شما گوش نده
فقط اگه نافرمانی باشه جالبه
خوابیدن تو اعماق جنگل و دیدن
ستاره ها تو شب واقعا جالبه
ولی ارباب جوان بهم کمک نمیکنه
نه
باید یه راه دیگه پیدا کنم
بریم اول یه چی بخوریم
چی میگه؟
تحت تعقیب؟
سو روفی
کارگاه؟
رئیس کارگاه جرقهی سبز؟
آره آره
خودشه
رئیس کارگاه جرقه سبز، سو روفی
بعد از تلاش برای کشتن ارباب آسودگی فرار کرده
ارباب جوان جدی جدی واسم حکم بازداشت گرفته؟
فکر میکردم دو روز قایم شم آب ها از آسیاب میفته
چطور تونستم باهاش ملاقات کنم؟
پنجاه تا به عنوان پاداش؟
(پاداش ده هزار تیل نقره)
فرقش خیلیه
انقدر با ارزشم؟
جرم بدیه
این آدم رو دیدی؟
نه
تو چی؟
نه، بیا امتحان کنیم
سربازا؟
بله قربان، بریم
(تحت تعقیب)
برادر
میشه سر میزت بشینم؟
نگران نباش
آدم بدی نیستم
پولش رو باهات نصف میکنم
این شخص رو دیدی؟
نه
دیدی؟
نه
این شخص رو دیدی؟
نه
نه
تو چی؟ دیدیش؟
باهام بیا
نه
بیخودی اومدیم
بریم جای بعدی
باهام بیا
(چای)
ممنون
خواهش میکنم
چطوری صدات کنم؟
فامیلی من جینه
جین؟
" جین" ، به معنی وارد شدن؟
جین
ممنون که کمکم کردی
غذا مهمون خودمی
حتما
بریم
جین
هرچی دوست داری سفارش بده
نمیخواد
دوتا غذا کافیه
فقط همین دوتا؟
اونجا نون هم هست
میرم واست بگیرم
نمیخواد
نمیخواد
بیا نوشیدنی بزنیم
به سلامتی
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: سولی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.