All language subtitles for [S02E06] LOTR The Rings of Power - AMZN.WEB - UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آن‌چه گذشت

هارفوت‌ها، کجان؟

.امیدوار بودم دوستانم رو پیدا کنم

خب، چیزی که دنبالشی با چیزی که می‌یابی تفاوت داره، مگه نه؟

.این... جادو

می‌تونی به من یادش بدی؟

از آنِ توئه، اگه ثابت کنی که .شایستگیش رو داری

...والاندیل می‌گه در کوی قدیمی

.شب و روز برای شما نیایش می‌کنند

شما بودی که دوباره قلبم رو به .راهِ مومنان گشودی

.اما می‌تونیم در کنار هم بجنگیم

.نیازی نیست برای پیروزی در هر نبردی جنگید

به زندان‌بان بگید اون بود که .شورش به پا کرد

آوازخوان‌های سنگ از شنیدن .صدای کوه سخن می‌گن

.من با این حلقه می‌تونم ببینم

ما به زور اندازه یک انگشتانه از .اقیانوس ثروت‌هاش برداشته‌ایم

.اون تغییر کرده

.آزمندی عادتش نیست .هرگز هم نبوده

...ممکنه حلقه‌ای که به انگشت کرده

.نه. امکان نداره عیب از حلقه‌هاتون باشه

.پس شاید... عیب از حلقه‌ساز باشه

شما واقعاً چقدر این آناتار رو می‌شناسی؟

،حلقه‌های دورف‌ها رو تغییر دادی بله یا نه؟

.نه

.تغییر دادیم

باید به تنها روشی که می‌تونیم ،اشتباهات‌مون رو جبران کنیم

.نُه حلقه باید اشتباهِ هفت حلقه رو جبران کنند

.باید اشتباهِ همه ما رو جبران کنند

.اورک‌ها در موردور نیستند

.سپاهی از اون‌ها به سمت اِرِگیون راه افتاده

.گالادریل درست می‌گفت !باید در این دَم، ارتش رو به اِرِگیون بفرستی

،من تو رو به‌عنوان زندانی این‌جا نیاوردم

.بلکه به‌عنوان هم‌پیمان احتمالی آوردم

.چرا که دشمن مشترکی داریم

زیرنویس از میثم ططری

« ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت » « ف‍ 2، ب‍ 6: او کجاست؟ »

.خفه شو

.به ما فراری خواهند گفت

.برام مهم نیست به ما چی بگن

هر چیزی بهتر از مُردن در این راهه که .به اَدار کمک کنیم یک روح رو دنبال کنه

،حلقه‌های انسان‌ها چرا هنوز از من نافرمانی می‌کنید؟

،شمایی که زنده نیستید، نفس نمی‌کشید

نه قوه فکر دارید و نه اراده؟

،چه غروری در ژرفنای وجودِ شما تنیده شده

که در دستِ من مقاومت می‌کنید؟

.دوباره

.نقره بیش‌تر

.میتریل بیش‌تر

.دیگه میتریلی نمانده

دورف‌ها در رساندن بارشون .دیرکرد داشته‌اند

.پس به دنبال‌شون برید

.سعی کرده‌ایم، سرورم .همه پیام‌هامون بی‌پاسخ می‌مانند

باید همه کارها رو خودم بکنم؟

ما تا جایی که در توان‌مونه .سخت کار می‌کنیم

...برخی از ما متوجه شده‌اند که شما

.به تازگی بداخلاق به نظر میای، سرورم

گفتی نامت چیه، آهنگر؟

یعنی... به یاد نداری؟

.البته که یادمه

.فقط... فقط... دَمی وقتم بدید

.ارباب کِلِبریمبور - !گفتم دَمی وقتم بدید -

.همه برید استراحت

.میردانیا. نامش میردانیاست

نمی‌شه چشم داشت که .همه چیز رو به یاد بیاری

.نه، فقط... این‌ها حتی چیزهای ساده‌ای‌اند

کمی پیش می‌تونستم سوگند بخورم ...که چکشم رو همین جا گذاشتم، و

منظورت اون چکشه؟

.بله

.ذهنم داره از دست می‌ره

یا چنان در این کار غرق می‌شی که .بیرون اومدن دوباره به شدت سخت می‌شه

.آره - .خیلی درش غرق شدی -

تصور می‌کنم گاهی وسوسه می‌شی که .مدتی اون‌جا بمانی تا ذهنت روشن بشه

.اوهوم

.من خوبم

.فقط خسته و کوفته‌ام

پس متاسفانه از خبری که آورده‌ام .خوش‌تون نمیاد

.مردمت درخواست شرف‌یابی کردن

.نه، نه

.شما سرور اِرِگیون هستی .مسئولیت‌هایی داری

.بله، و بزرگ‌ترین مسئولیتِ من، حلقه‌هاست

،تا کامل شدن نُه حلقه .هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست

.بسیار خب

.هر طول مایلی

.اوه، یک چیز دیگه هست

.دورف‌ها در آوردن میتریل‌مون دیر کرده‌اند

می‌تونی بهش رسیدگی کنی؟

.بی‌درنگ

.بزرگ‌ترین آهنگر اِلف‌ها غرق در کارشه

می‌خواد که من به جاش امور مدیریتی رو .به دست بگیرم

حالا موضوع چیه؟

.نشانش بده

چی رو نشانم بده؟

این اتاقِ دروازه‌بان معمولاً پُر از هنرمندان و .بازرگانی‌ست که به شهر سفر می‌کنند

.اما دیشب همه‌چی به طور عجیبی متوقف شده

یک گروه گشت به آن‌سوی ...رودخانه فرستادیم

.تا ببینند راه‌بندان در جاده هست یا نه

.اما تنها یک سرباز برگشت

کجاست؟

.صبح امروز آب به ساحل آوردش .گویا پیامی با خود داره

.خاکش کنید

.این رو به کسی نشان ندید

به ارباب کِلِبریمبور خبر بدم؟

.نه

از من خواسته تا مطمئن بشم به کسی .اجازه داده نمی‌شه که مزاحمش بشه

.حتی آهنگرها

ما رو از وظایف‌مون بی‌بهره کرده؟

.بله، متاسفانه همین‌طوره

برای همین موضوع بود که نامَم رو فراموش کرده؟

...می‌دونم که باهاش بی‌ادبانه سخن گفتم، اما

.اون خودش نیست، میردانیا

هم‌اینک تنها کاری که می‌تونیم بکنیم .اون رو در تنهایی بذاریم

.بهش زمان بده. نیایش کن

نیایش کن که این کار رو پیش از این‌که .از پا درش بیاره، تمام کنه

...می‌تونم بهت اعتماد کنم

که مطمئن بشی دیگران هم به به خواسته‌هاش ارج می‌نهند؟

.البته، سرورم

.سرورم، بریدگی‌ها. روی جسد

چی نوشته بود؟

"او کجاست؟"

،در زمان کوتاهی که اسیرت بودم

.به نظر مصمم بودی سائورون رو پیدا کنی

،شاید حتی بشه گفت سخت درگیرش شدی

،همان‌گونه که همیشه چنین است

.زمانی که به آرامی وارد ذهنت می‌شه

.تو از ذهن من هیچی نمی‌دونی

.تو تسلیمش شدی

.من ایستادگی کردم

.برای مدتی، شاید

.اما دیر یا زود، می‌بیندت

،نه تنها کسی که هستی .بلکه کسی که می‌خوای باشی

چشمش سوراخی ایجاد می‌کنه و .بقیه وجودش به درونت وارد می‌شه

برای مدتی، حتی کاری می‌کنه .باور کنی که قدرتش از آنِ تو شده

...قدرتی غیرقابل مقاومت

.که تحققِ هر خواسته‌ای رو گریزناپذیر می‌نماید

...اقیانوسی از رنگ

که در برابر اون، هر چیز دیگه‌ای ...برای همیشه

.خاکستری کسل‌کننده‌ای به نظر بیاد

به تو چه قولی داده؟

.یک ارتش

می‌خوای بدونی چه پیشنهادی به من داد؟

.برام مهم نیست

.فرزند

پس به نظر به هر دومون چیزی رو .که می‌خواستیم داده

،می‌دونی

.دروغ‌های اون نیست که باید نابود بشن

.بلکه خود اوست

.و من می‌تونم در این کار کمکت کنم

.می‌تونم کمکت کنم سائورون رو نابود کنی

چه کمکی از تو ساخته‌ست، اورک؟

.اوروک

...تاجِ مورگوت. به من گفته بودن

...داستان‌های زیادی هست که پس از این‌که

گوهرهای سیلماریل از روش .برداشته شدن، چه اتفاقی افتاد

اما زمانی که سائورون اون رو .اندازه سر خودش کرد، من اون‌جا بودم

.اون‌جا بودم که برای تاج‌گذاری زانو زد

من کسی بودم که از قدرتش برای .کُشتنش استفاده کردم

،اگه چیزی که می‌گی حقیقت داشته باشه چرا برگشته؟

.چون هنوز تو رو پیدا نکرده بودم

من چه نقشی در این ماجرا دارم؟

گفته شده سه حلقه اِلفی نژادِ شما رو .از زوال نجات داده

حقیقت داره؟

اگه داشته باشه، پس شاید این تاج و ...حلقه‌های شما

با هم به اندازه‌ای نیرومند باشن که .سائورون رو برای همیشه نابود کنند

فریبکار" باور داره که هنوز" .دستم بهش نمی‌رسه

.اما می‌دونم در اِرِگیون پنهان شده

...و گمان می‌کنم تو به یقین می‌دونی

.هالبرَند همان سائورونه

نیست؟

...سرنوشتِ اون شهر

اکنون به تواناییت برای کنار گذاشتن .غرورت بستگی داره

.پیشنهاد می‌کنم اراده این کار رو پیدا کنی

.اگه بتونی

.دوباره با هم سخن می‌گیم

.قانون‌شکنی

تحریک به آتش‌سوزی خشونت‌آمیز که .به از دست رفتن یک جان انجامید

،و در پایان، اما نفرت‌انگیزتر

.جرم خیانت به سرزمین

در مجموع، این نقص‌های زشت قانون .مستلزم حکم مرگ‌اند

!بله

.اون شایسته مرگ نیست

.خب، شاید

،هر چند

با توجه به سال‌های زیادی که با وفاداری ،به پادشاهی‌مون خدمت کرده

.این دادگاه حکم می‌کنه که متهم آزاد بشه

!آزاد بشه

آزاد می‌شه، البته به شرطی که از ...جرایمش روی بگرداند

و وفاداریش رو به فرمانروای راستین نومِه‌نور .اعلام کنه

،اِلِندیل، پسر آماندیل از جرایمت روی بر می‌گردانی؟

.بله

و آر-فارازون رو به عنوان شاه راستینِ نومِه‌نور می‌پذیری؟

.نمی‌پذیرم

،بلندتر سخن بگو، اِلِندیل

.تا جمع حاضر صدات رو خوب بشنون

!نمی‌پذیرم

زیرا فرمانروای راستینِ نومِه‌نور اکنون و ...تا پایان روزهای زندگیش

!میریِل، دختر تار-پالانتیره

!و تنها خائن این‌جا تویی

اکنون باهاش چی‌کار می‌کنیم؟

.به اندازه کافی خراب‌کاری کرده‌ای، پسر

شاید بهتر باشه بذاریم والار .سرنوشتش رو تعیین کنند

اگه مومنان می‌خوان بر اساس ،سنّت‌های دیرین زندگی کنند

.باید بر اساس اون‌ها هم بمیرن

.نوری

خر و پف؟ کی خر و پف می‌کنه؟

.هیچ‌کی

.من... من چیزی دیدم

،آتش پنهان به ما زمزمه می‌کنه .اگه گوشِ شنوا داشته باشیم

.چیزهایی به ما می‌گه .حتی چیزهایی به ما نشان می‌ده

چیزهایی به ما نشان می‌ده که قراره رخ بده؟ یا چیزهایی که شاید رخ بده؟

ابرهای فردا رو به روشنی .آفتابِ دیروز نشان‌مون می‌ده

چگونه می‌تونم چیره شدن بر قدرتش رو بیاموزم؟ برای مقابله با تاریکی؟

آتش پنهان چه نیازی داره که برش چیره بشی؟

،اما اگه نتونم برش چیره بشم پس چگونه می‌تونم ازش استفاده کنم؟

هر آزمونی که تاکنون باهاش رو به رو .شده‌ای، درش شکست خورده‌ای

،اگه در آزمون پیشِ رو شکست بخوری

.آزمون دیگه‌ای نخواهد بود

.بگو باید چی‌کار کنم

.دنبال تام پیر بیا .نشانت می‌ده

چرا نمی‌ذارید و برید؟

.ازشون دور شو. فرار کن

و دقیقاً کجا بریم؟

.اِ... هر جایی که بخوای

هارفوت‌ها هر ماه جای جدیدی .برای زندگی پیدا می‌کنند

.هوومم

این حفره رو مامانم و پدر و مادرش .برای من کندن

.من در این‌جا به دنیا اومدم

از زمانی که اون‌قدر بزرگ شدم که شِن‌کِش .دست بگیرم، از اون درخت مراقبت کرده‌ام

.زیر سایه‌ش با برَمگار ازدواج کردم

،و بهار گذشته که فوت کرد

.زیر این درخت خاکش کردم

.و یک روز، من رو کنارش خاک می‌کنند

هر یک از این حفره‌ها .همچین داستانی دارن

می‌دونی، این مکان، فقط جایی نیست .که زندگی می‌کنیم

.خانه‌مونه

.منم

...نوری - .نه. من تو رو به این وضعیت بد انداختم -

شاید بر دوش منه که تو رو .از این وضعیت بیرون بیارم

،حالا خودم رو تحویل بدم

بختی هست که بتونم پاپی رو .هم از گرفتاری در بیارم

،می‌خواستم ازت بپرسم دقیقاً چرا هیچ‌کس صدات می‌زنند؟

.پدر و مادرم تصمیم‌گیرهای خوبی نیستند .خیلی زمان برد تا یک نام بذارن

خب، چقدر؟

.خب، یکی دو سال

.خیلی زیاد نیست

.یکی دو سال پیش

.و تا اون زمان، نام هیچ‌کس ماند

.هوومم

چرا این‌جوری نگاهم می‌کنی؟

...من می‌خواس‍... تو این فکر بودم که بپرسم

با توجه این‌که ممکنه همه‌مون به زودی ،کُشته بشیم

...اگه می‌خوای بری

.حرف نزن

.مِریماک - .پاپی -

شام مارمولک خوردی؟

چرا می‌پرسی؟

.درست می‌گه، نور

اون آدم‌های گنده فقط دنبالِ ما هستند .تا به اون برسن، به غریبه

اگه خودت رو تحویل بدی، شاید .کل جهان رو به خطر بندازی

.نه تنها اِستورها، بلکه هارفوت‌ها هم

.مامان و بابات. دیلی

چند بار بهم گفتی که اون مهمه؟

.گمانم بیش‌تر از شمار دوازده تا خرگوش

نور، مسئله اینه که هر زمان چیزی رو ...به اندازه کافی تکرار کنی، دیر یا زود

.کم‌کم باورم می‌شه

.من می‌گم بجنگیم

.جادوگر تاریک چوب‌دستیش رو پیدا کرده

و اکنون زمانش رسیده که تو هم .چوب‌دستیِ خودت رو پیدا کنی

!اه

کدومه؟

چوبی‌دستی واقعیت رو تنها زمانی می‌یابی .که همه دل و جانت در خدمت آتش پنهان باشه

.اما شمارشون خیلی زیاده

آدم می‌تونه ماه‌ها وقتش رو .صرف گشتن بکنه

.هر اندازه زمان بخوای، داری

مگه این‌که جای دیگه‌ای باشه .که دلت بخواد بری

.من دیدمش. نوری رو

...اون

یک جورایی می‌دونم که اگه .زود پیداش نکنم، می‌میره

.هر دو تاشون می‌میرن

بسیاری از کسانی که می‏میرند .حق‌شان زندگی است

.برخی از کسانی که زنده‏اند حق‌شان مرگ است

تو کی هستی که این حق رو بهشان بدی؟

،همین که بدونم جاش امنه .می‌تونم به نزدت برگردم

.نه. نمی‌تونی

وقت‌هایی هست که مسیر دو راه می‌شه .و تو باید انتخاب کنی

اگه اکنون روی برگردانی، هرگز نمی‌تونی .به این مسیر برگردی

راه دیگه‌ای نیست؟

.سائورون در باختر خیزش می‌کنه

.جادوگر تاریک در خاور

.همه جان‌های سرزمین میانه در خطر هستند

اون‌ها رو در سرنوشتِ شوم‌شون رها می‌کنی؟

.اون دوستمه

دوستت یا سرنوشتت؟

.انتخاب با خودته

زیـرنـویـس از مـیـثـم طـطـری

.زودباشید، ریشی‌تون رو بجنبانید

.سرورم

من رو فرا خواندی، پدر؟

.نه

.اون فرا خواند

می‌بینم هفت حلقه به شما خوب .خدمت می‌کنند، شاه‌زاده دورین

.دارن خوب به یکی خدمت می‌کنند .این رو می‌پذیرم

.شرایط دگرگون شده‌اند

تازه پی برده‌ام که اِرِگیون .در خطر حمله قرار داره

بدون میتریل، بقیه حلقه‌های قدرت .شاید هرگز کامل نشن

.بیش‌تر نیاز داریم

.و اکنون هم نیازش داریم

چقدر به شما پیشنهاد کنم؟

...هیچ چیزی نیست که بتونی

چقدر از چی؟

متوجه‌ام که دارید عملیات‌های معدن‌کاری‌تون .رو گسترش می‌دید

...می‌تونیم مدام الوار فراهم کنیم

تا در ساخت سکوها و شکاف‌های معدن .کمک کنه

یا شاید خَزَد-دوم چیز ارزشمندتری رو خوش‌تر داره؟

پدر، شاید بهتر باشه که نخست .خصوصی در این باره گفت‌وگو کنیم

.جای هیچ گفت‌وگو نیست

.همین الان هم تصمیم گرفته‌ام

خب؟

.پاسخ منفی‌ست

لطفاً پوزش‌خواهی من رو به .ارباب کِلِبریمبور بگو

.شاه دورین

.شاه‌زاده. بدرود

.آئولِه رو سپاس

یک لحظه ترسیدم که خِرَدت رو .از دست دادی

.برعکس

.هرگز به این اندازه در سلامت ذهنی نبوده‌ام

.اما نگران نباش، پسرم

.برمی‌گردن

برگردن؟

.شنیدی که چی گفت

.جنگ داره به سرزمین میانه میاد

و ارتشی که جنگ‌ابزارها و زره‌هایی ...از جنس میتریل به همراه داره

.تقریباً شکست‌ناپذیره

.می‌تونیم قیمت‌مون رو تعیین کنیم

دیوانه شده‌ای؟

.کل جهان دیوانه شده، پسرم

.اما بر ماست که گلوی جهان رو بگیریم

به ناروی بگو گروه‌های کاریش رو دو برابر .کنه. دامنه کَندن رو گسترش می‌دیم

.پدر

.حلقه رو در بیار

.در نمیارم

.مالِ منه

.به من تعلق داره

.نه

.تو به اون تعلق داری

اگه غیر از اینه، خواهش می‌کنم .اثبات کن

.درش بیار

.چیزی برای اثبات به تو ندارم، پسر

.پس چاره‌ای برامون نذاشته

اگه مجبور باشیم، بدن‌های خودمون رو .جلوی اون معدن می‌ذاریم

.کل ارتش رو سر ما خراب می‌کنه

!بذار خراب کنه

اگه این‌قدر بنده اون حلقه‌ست، نیروهاش ،رو بر ضدِ پسرِ خودش می‌فرسته

به همه دورف‌های خَزَد-دوم نشان می‌ده .که اون دیگه شایسته فرمانروایی نیست

.تاجش رو ازش می‌گیرن

چطور می‌تونی این‌طور درباره‌ش حرف بزنی؟

.دورین

.از تحقیر کردنش حرف می‌زنی

.از نابود کردنش

.به اندازه تو دوستش دارم

آئوله می‌دونه که دو برابر پدرِ خودم .برام پدری کرده

اما دورف که روی اون تخت نشسته .پدرت نیست

تا زمانی که اون حلقه انگشتشه، نسبت به .بقیه صداها، حتی صدای ما، ناشنواست

!و همه دورف‌های این کوه در خطرند

!دورین

دورین؟

دورین، تو داری...؟

.نمی‌تونم این کار رو بکنم

.نمی‌تونم این کار رو بکنم، دیسا

،بهش نگاه می‌کنم ...به چشم‌هاش، من

.هنوز پدرم رو می‌بینم

،سردرگم و مدهوشه، بله .اما هنوز خودشه

همیشه روشنایی رو .در انتهای غار دیدی، عشق من

.بیا

،اگه اکنون اقدام نکنیم .هرگز به اون روشنایی نمی‌رسیم

خودش رو نابود می‌کنه و این .پادشاهی رو به همراه خودش می‌بره

قراره سپیده‌دم برای رویارویی با محاکمه .توسط مغاک، به دریا انداخته بشی

همین که داریم حرف می‌زنیم .دارن کِرم دریا رو فرا می‌خونن

.من با آر-فارازون حرف زده‌ام

نمی‌خواد بیش‌تر از این .مومنان رو به دشمنی برانگیزد

،پیشنهاد بخشایشش هنوز سر جاشه ...اگه سوگند

سوگندِ وفاداری به اون؟

سخت بتوان بخشایش نامید که از .مردی بخوای شرافتش رو به آتش بکشه

پس از همه چیزهایی که این خانواده از .دست داده، نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم

.خواهش می‌کنم، پدر

.خواهش می‌کنم

.غرورت رو برو بخور

اگه پس از این همه، تنها چیزی ،که می‌بینی غروره

.پس سخنی برای گفتن نمانده

.شاه گفت که این رو می‌گی

گفت بیزاریت از اون به ،بیزاریت از من تبدیل شده

و گوش‌هات رو برای همیشه .به روی حرفِ من بسته‌ای

،پس جلوی اون زانو زدم

،و با زبانم بر خاک التماس کردم .تا بختی پیش بیاد به نزد میریل برم

.امیدوارم اشتباه نکرده باشم

.تو به این‌جا تعلق نداری

.برای فارازون سر فرود بیار

.دستور میدم

،اگه قراره نومِه‌نور پابرجا بمانه .به مردانی مانند تو نیاز داره

مردانی که از همه چیزهای ارزشمند .پاسداری کنند. مردان ایمان

.ایمان اگه در عمل نیاد، ایمان نیست

و در قلبم می‌دونم که تو .وارث راستین این پادشاهی هستی

.نمی‌تونم این معرفت رو انکار کنم

اگه این کار رو بکنم، دیگه مردی نیستم .که می‌خوای نجاتش بدی

اگه اشتباه کنی، چی؟

پس، از تهِ دل ترجیح میدم بمیرم .تا با دلی شکسته از ترس زندگی کنم

دلِ من چی؟

اگه خواستِ والار این است که ،جانم بخشیده بشه

.پس چنین خواهد شد

اگه نشد، چی؟

".همیشه حق با دریا است"

!بیاید

دیسا؟

.دیسا، ما به فرمانِ شاه این‌جا هستیم

،پس، خواهش می‌کنم برو کنار .وگرنه ناچارم بسپارم ببرنت کنار

.متاسفم

برای ترساندن ما بود؟

.نه

.برای ترساندن اون‌ها بود

.عاشقتم

.بعداً عاشقم باش

.این تازه آغاز کاره

.برمی‌گردن .و افراد بیش‌تری میان

.پس، آماده می‌شیم

آیا همه مراجع زمینی رو رها می‌کنی و داوریِ والار رو می‌پذیری؟

.داوری‌شون رو می‌پذیرم

.در آبش بندازید

!رهاش کنید

با توجه به این که جرمش ،با نامِ من انجام شده

حق دارم که به جای اون .با داوریِ والار رو به رو بشم

.باید اون باشه. ببریدش - !نه، نه. نه -

شهبانوی من؟

.درست میگه. همه‌ش نوشته شده .باید این کار رو بکنی

حقیقت داره؟

.بر پایه سخنِ قانون، بله

.پس چنین خواهد شد

.نه، من رو ببرید

.من رو ببرید

...میریل، نمی‌تونی... تو نمی‌تونی

،اگه قراره در راهِ مومنان گام برداریم

.من هستم که باید نخستین گام رو بردارم

!این‌جاست! نگاه کنید - .در افق -

.آره، داره میاد

...والار اون رو

!اون‌جاست - !بی‌گناه دانسته‌اند -

!شهبانوی من

!درود بر تار-میریل، شهبانوی دریا

.درود بر شهبانو میریل - .درود بر شهبانوی دریا -

.درود بر شهبانو میریل

.بله. هالبرَند همان سائورونه

در اِرِگیون است تا حلقه‌هایی بسازه که .بهش اجازه بده بر نژادِ من چیره بشه

.و نژادِ تو - .همه نژادهای سرزمین میانه -

،اما تا زمانی که کارش تمام نشه .تلاش نمی‌کنه که بگریزه

.و این به ما امتیازی موقت می‌ده

ما؟

.بازم کن

هم‌اینک که حرف می‌زنیم، اِلروند با ارتشی .از اِلف‌ها با شتاب از لیندون درحرکته

.و نِنیا، حلقه‌ام

.که این‌طور

،همین که برسه ،شهر رو مهر و موم می‌کنه

،کِلِبریمبور رو از چنگِ سائورون آزاد می‌کنه ،و سپس با هم

،اوروک

من و تو همه نشانه‌های سائورون رو .از این جهان پاک می‌کنیم

.که هرگز برنگرده

و بعدش چی؟

هر حلقه‌ای که با اون تماس داشته .باید نابود بشه

منظورم اینه که بعدش سرانجام اوروک‌ها چی می‌شه؟

شاه والای شما اجازه می‌ده در آرامش به خانه برگردیم؟

یا با برنامه‌هاش برای حمله به موردور پیش خواهد رفت؟

سایه نه تنها بر تو، بلکه بر همه .قلمروی اِلف‌ها چیره می‌شه

،در پایان

تمایلت برای اثبات هنرت در راستای .نقشه‌های سائورون خواهد بود

.دروغ می‌گی

.به این امید که چیزی رو آشکار کنم

همین الانش هم هر چیزی که امیدوار بودم .و حتی بیش‌تر آشکار کردی

.بسیار خب، بسیار خب

!زمانشه

شاید اکنون همه اِرِگیون در زیر .کنترلِ سائورون باشه

برای محاصره‌ش به چیزی بسیار بیش‌تر .از لشکری از فرزندانت نیازه

واقعاً فکر کردی توانایی سائورون رو با یک سپاه به چالش می‌کشم؟

اکنون که بدون هیچ شکی ،تایید کرده‌ای که اون کیه

،و گفتی که حلقه‌ت دست چه کسی‌ست

.اِرِگیون سرنگون خواهد شد

.و سائورون هم به همراهش

.نه

.خواسته اون باید همین باشه

،سائورون از خودش ارتشی نداره

برای همین به جاش ارتش تو رو .به این‌جا کشانده

.از تو می‌خواد به اِرِگیون حمله کنی

.ببندیدش. بعداً به کار میاد

.التماست می‌کنم. حماقت نکن - .بیا این‌جا -

.این کار رو نکن. به تله‌ش نیفت

.کاری می‌کنم در تله‌ش خفه بشه

!نه

!نباید این کار رو بکنی !این‌ها همه نقشه خودشه

!سائورون همین رو می‌خواد

!اون همین رو می‌خواد

.از این سمت. زودباش

!هُل بدید! راه بیفتید

!محکم‌تر

!ناقوس‌ها رو به صدا در بیارید

!به ما حمله شده

!دروازه‌ها رو ببندید

!پُل متحرک رو بالا بیارید

کار تا کجا پیش رفت؟

شنیدی؟

.بیرون. انگار صدای هشدار محاصره بود

بهت اطمینان میدم، امور شهر رو .به خوبی در دست دارم

.خودم در این باره تصمیم می‌گیرم

.جای تو این‌جاست، دوستِ من

به اندازه کافی ازت شنیده‌ام .که بهم گفتی جام کجاست

.دستم رو ول کن، دوست

،اگه اکنون این برج رو ترک کنی

و وقتی انسان‌های سرزمین میانه ...شکست بخورن، سوگند می‌خورم

...همه کسانِ جهان پیدا و ناپیدا

.پی می‌برند که تو بانی مرگ‌شون بودی

!هنوز نُه حلقه مانده که درست کنیم

.البته - .اسبه -

،طی سده‌ها

.بر آن بودم که چیزهایی با قدرت بسیار بسازم

.اما ناکام شدم

...واقعیت اینه که

به اِرِگیون اومدم نه برای این که ،والار نیازت داشتند

.بلکه برای این که من نیازت داشتم

...من

.نمی‌تونم حلقه‌های بیش‌تری بسازم

...و بدون میتریل، من

.آسوده باش

.من به خَزَد-دوم رفتم

.کان‌سنگ میتریل

.به دستِ خودِ ناروی پودر شده

از ناب‌ترین لایه‌ای که هنوز .در معدن‌هاشون یافت نشده

.هر حلقه یک نُهم سهم

.باید بسنده باشه

.اکنون نزدیک شدیم، کِلِبریمبور

چنان نزدیک که به چیزی که .براش دست به کار شدیم، برسیم

،برات سوگند می‌خورم ،روی هستی جاودانه‌ام

،زمانی که تاریخِ این دوره نوشته بشه ،گوهرهای سیلماریل

...خب

.تنها شایستگی یک زمزمه رو خواهند داشت

،اما حلقه‌های تو

،حلقه‌های قدرت

ارزشمندترین ساخته‌های همه سرزمین میانه .شناخته خواهند شد

.آره

در این دَم که چکمه‌هات به آستانه کامیابی .رسیده، منصرف نشو

.از این استفاده کن، دوست من

.بهتر از فئانور شو

.بهتر از خودت شو

.برای واپسین بار

...شعری نوشته‌ام، اما نگرانم که زیباییت

هنوز هم بر هر چیزی که می‌تونم .بنویسم، سایه بیندازه

!بیاید، بچه‌ها

!آره

!رها کنید

زیرنویس از میثم ططری

آردا، دنیای تالکین wWw.Arda.Ir

کانال تلگرام t.me/meisam_t72

meisamt72.blogspot.com

یک‌شنبه - 1403/07/01

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.