All language subtitles for El Caminante The Traveler .1979 . DVDrip -harika-Farsipersian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بنده دوستانه خدمت مي رسم ،اقاي !مهربان حقير فقط يک درويش خاکي هستم

آتش شمارو ديدم و بوي گوشتي که !کباب مي کرديد مرا بدينجا کشاند

توي اين دوره زمانه ادمها ديگه به مسافران رهگذري چندان کمکي نميکنند

!کار خير ديگر تمام شده

درب چندين خونه را کوبيدم ولي کسي جوابي نداد

دل و روده بيچارم براي يک همچين غذائي بدجوري به ناله افتاده

خيلي گشنه اي ، هان ؟ - گرسنه ؟ -

به گمانم بسکه ازش کار نکشيده ام زنگ زده و شکوه سر داده

آخرين باري که غذا خورده ام !را به ياد نمي اورم

کمي گوشت ميل داري ؟

ميشود از ان مشک شراب جرعه اي بنوشم ؟ - بفرما-

من از تو بسي خوش اقبال تر بوده ام تمام درب ها برويم باز بود

انها به من قرص ناني و گوشت و شراب کهنه دادند

درون مزرعه اي که حدود پانزده مايل پائين تر از جاده مي باشد

يک زوج جوان متاهل ، زنک کمي مي لنگيد ! ولي ادم هاي منصف و با نزاکتي بودند

مَردک پنداري ادم سخت کوشي باشد

بي شک ، ادم هاي شريف و مسيحيان مهرباني هستند

ولي شما که نجيب زاده هستيد ، لباس فاخر به تن داريد ، چرا هنوزم تکدي ميکني ؟

!درک نميکنم

ادم اصل و نصب داري هستم ...ولي بخاطر علاقه زياد به

قمار آنچه که داشتم را از کف داده ام ...زمين ، پول ، شرافت و افتخار

حتي اسبم ، اين ردا و جامه و شمشير تنها دارائي من مي باشد

عازم دربار سلطنتي هستم تا به سپاه گونزالو دِ سردوبا ملحق شوم

براي نبرد راهي کلابريا هستيم اميدورام که سر افراز گردم

نبرد اخرين فرصتي ـست که دارم و قصد ندارم ان را هدر دهم

در استفاده از سلاح تبحر دارم ولي از داشتن شجاعت بي نصيب مانده ام

خود من هم يکبار سرباز بوده ام

من در نبرد جزاير قناري و فتح گرانادا شرکت داشتم و بعدا در فيدالا جنگيده ام

حتما بايدسربازي کهنه کار باشي

پنداري در رکاب نجيب زادگان بودن و داشتن افتخارات ، برايت چندان حاصلي در بر نداشته

در نهايت بخت از من روي گرداند و در نبردي از ناحيه سينه زخم خوردم

جراحت اين حقير درمان يافت و مرا ناتوان از کار برجاي گذاشت

به ناچار آوراه جاده ها گشته و ...از راه صدقه و خيرات روزگار

مي گذرانم ،مگر نه اينکه خودگفتي ، روزگار بي وفاست ؟

ولي اين حکايتي که تو از برايم !گفتي کاملا چيز ديگريست

تو هيچوقت سرباز نبودي خود آگاهم که مشکل تو در چيست

تمام کساني که آواره جاده ها هستند همين مشکل را به کول مي کشند

جنابعالي به راحتي تن به کار نمي دهيد

!از سخنانت خوشم نيامد ، بي ناموس

حال که فکرش را ميکنم در کل از !خود تو هم خوشم نمي ايد

تو تنها مفتخوري نادم هستي که !آنچه بر زبان مي راني دروغ است

! حرومزاده کثافت

! کسي حق ندارد مرا دروغگو خطاب کند

! کور شدم مادر جنده اينگونه جواب کار خير مرا ميدهي !؟

گذشته از همه اينها !چندان فقير هم نمي باشي

!طلاست

!مردک قمار باز ، بازهم که باختي

اکنون فقط يک کارت برايت باقي مانده !آن هم در جهنم مي باشد

" پائول نَسچي "

" ! رهگذر "

" سارا لتانا "

" ديويد روچا "

" آنا هارپو " (در نقش (لئونور

H@rika . مترجم : هاريکا kelatoshia.ويراستاري - تنظيم : کِلاتوشيا

زمين بَسي زيباست

بايد از آن لذت برد

aloneharika@gmail.com @aloneharika : تلگرام ☻

مردک وقيح ! از وضعيت من سوء !استفاده مي کني تا ازم دزدي نمائي

!به ريدن خود ادامه ده ، مردک مغرور ! تعجيل نکن

!ان خربزه را بر زمين گذار ! مردک رذل !از آن من است

!حال نشانت دهم ! تو ديگر مرده اي مردک جاني ! دزد رذل

!اين داشته باش ، مردک کوون ناشور

! يا مريم مقدس ! خدايا سرم شکافت ـه شد

!پدرسگ سرم را شکست !باب ـووو سرم

صداي آب به گوش مي رسد آيا بدينجا چشمه اي جاريست ؟

اري جناب لوسيو ، براي زدودن !گرد راه جاي خوبي ـست

بلي ، خود ميدانم خوردن و خوابيدن تنها چيزي ـست که بدان فکر ميکني

اما پاهام درد گرفته ، و ميتوانم !از کمي درنگ بهره گيرم ، کمک کن

!آن جورجین را به من دِه

ما بايد در خوردن امساک کنيم ، پسرم ! پرخوري !و شکم پرستي يکي از گناهان کبيره مي باشد

يک گناه کبيره ، ملتفتي ؟ - ...بله ، سرورم -

ولي قوت روزانه شما که چهار !برابر بيشتر از من مي باشد

چطور جرات ميکني ؟ !پدرسوخته حرامزاده

پدر سگ ، من تو رو از کنار نهر ...اب گرفته و به تو لباس و کار

و غذا دادم و اکنون اينگونه ! جواب سخاوت مرا مي دهي

!غلط کردم ! غلط کردم ! ارباب لوسيو

!تو را به خدا رهايم کنيد !داريد از داشتن گوش بي نصيبم مي کنيد

!توماس ! توماس

کس ديگري در اينجاست ؟

شايد خرگوشي در بين بوته ها خزيده باشد من که چيزي نمي بينم

توماس يک کوزه آب ديگري به من بده اين شاه ماهي کوفتي بسيار شور بود

!تعجيل کن

چرا اينقدر لفتش ميدهي ؟

!پسرک مفت خور تنبل

توماس ، مفت خور ، هيچگاه آشي دهن سوز نبوده اي

اين ديگر چه بود ؟ ! بي پدر و مادر

در عوض اب به من شاش مي خوراني ؟ نکند قصد مسموم کردنم داري ؟

ان هم من ؟ مَني که در حق تو پدري کرده ام ؟

! قربان ، ديگر بس است ! غرق خواهد شد ! عن قريب خفه مي شود

مگر تشنه نبودي ؟ خوب حالا اين قدر !اب بخور تا هلاک شوي ، مردک رذل

! بس کنيد - يعني ميخواهي در حقش گذشت کنم ؟ -

!بله قربان از او بگذريد - بعد از ان همه شرارت ؟ -

!قربان ، او ادم بدي مي باشد !ولي خواهان مرگش نيستم

!بسيار خوب

قربان ، مي شود بنده در رکاب شما باشم ؟ اگر !نزد او بمانم وقتي بيرون ايد مرا خواهد کشت

باشد ، از اين پس ارباب جديد تو خواهم بود- سپاسگزارم سرورم ، نام من توماس مي باشد -

من هم لئوناردو هستم

توماس ، خود در خواهي يافت ، که ادمها !وقتي به دنيا پا مي گذارند ذاتا شرور هستند

لذا کار شيطان بسي آسان ميباشد - بگمان ـم حتما ادم خوب هم باشد، هان ؟ -

درست است ، همه جور ادمي باشد

ولي پيدا کردن قاطري که پرواز کند بسي !آسان تر از پيدا کردن ادمي نيکو ـست

گر گفته ام باور نداري ...به عقوبت خود نظر کن

به مادري که تو را رها کرده

حتي پست ترين حيوانات هم با طفل خود بدينگونه رفتار نمي کنند

انگاه يکي از بستگان تو را قبول و !با پس مانده غذاي خوکان بزرگ کرده

مردک تو را کتک زده و وادار به بيگاري !نمونده تا جائي که رمقي در بدن نمانده

آنها روزگار سختي بر من روا داشتند - در اين باره انديشه کن -

از ان پس ، اي بينوا خدمت ارباب !پستي از پس رذل ديگري کردي

انها نيز تو را کتک زده و تا حد مرگ گشنگي داده اند

حقيقتا که مردماني بدذات و بدجنس بوده اند

اغنياء مردمان فقير را در کثافت فرو برده و خون انها را همانند زالو مي مکند

و بعد از آن فقرا به محض بدست اوردن فرصتي گلوي آنها را مي درند

اين ذات انسانهاست در اين دنيا همه ناکس و پست هستند

در اينجا هر چيزي بهائي دارد ...هر چيزي را مي توان خريد و فروخت

خواه آبروي يک بانوي پاکدامن ...باشد يا شرافت يک مرد محترم

ولي شما که در اين حد شرارت ...نداريد ، ميتوانستي ان پيرسگ

حرامزاده را بکشي ولي اينکار را نکرديد ،چرا ؟

خوب ، ان لحظه حس !انسان دوستيم گُل کرد

در ثانی ، فرق چنداني نميکرد ،در هرحال !ان پير سگ پست عمري نخواهد کرد

يقين دارم پیرسگ !بی درنگ وارد دوزخ می شود

در اين مزرعه به خوبی از ما پذیرائی میگردد

ميتوانيم شامی گرم و سقفی برای خواب داشته باشیم

با يه ناقلا توي راه برخورد کردم !بهم گفت اينا ادماي مهربوني هستن

ادم سحر خيزي هستي - اينجا کلي کار سرم ريخته -

مجبورم به زمين هاي اربابم رسيدگي کنم ، که براي اينکار تمام روز هم کافي نيست

همسرت ، اي نس ، به نظر زن مهربون و با ملاحظه اي مياد

بله ، من ادم خوشبختي هستم که !اون اينقدر سخت کوش و درستکاره

متوجه شدم که پاي راستش کمي ميلنگه

تقريبا يکسال قبل از بالاي لونه کبوتر افتاد و به زمین خورد

اون از معجزه سرورمون عيسي مسيح بود که زنده موند

تا يه مدت همينطور تب داشت و هذيون ميگفت ، ولي بالاخره شفا پيدا کرد

اون همينطورم مفیده و خدارو شکر فقط يکم لنگ ميزنه

!اون کارش رو انجام ميده

اگر دلت ميخواد صبحونه بخوري اينس ترتيبش رو برات ميده

خوب اگرم همانطوري که ديشب بهت ...گفتم ، اون هيزم هارو خورد کني

وقتي که برگشتم يه مقدار پول و !يه توشه براي تو راهت بهت ميدم

!خدا پشت و پناهت

تا شب ، برادر بابت نيکورکاري خيلي سپاسگزارم

تو دهقان کوته فکري هستي همسرت در حسرت عشق بازی مي سوزد

نبايستي اون رو با من تنها مي ذاشتي

شيپورچيهاي جريکو هم نمي تونن اين پسرک رو از خواب بيدار کنند

خوب ، من که قراره برم صبحونه بخورم ، کي ميدونه شايد خدمات اضافي هم دريافت کردم

!صبح بخير ، مه جبین

صبح بخير

استراحت کردي ؟

اين اواخر دائم تو فضاي باز خوابيده بودم اسطبل شما برام همانند کاخ بود

صبحانه ميل داري ؟ - اينجوري بيشتر قدردان ميشم -

اشتهاي سيري ناپذيري دارم

اون پسره چطور ؟ - اون همانند يک فرشته خوابيده -

اگر بيدارش ميکردم در حقش ظلم ميشد

از اين خوشت خواهد امد !پس از خودت پذیرائی کن

خودم اين نان رو طبخ کردم

آنگاه مسلمانان امدند و تا ميخورديم ما رو کتک زدن

یعنی لطفي ـه که خداوند به شروران داره وقتي که تعدادشون از نيکوکاران زیاده میشه ؟

صداي باحالي داري- ازش خوشت مياد ؟ -

اينها اشعاريست که اينروزها در دربار به گوش ميرسد

هيچوقت اونجا نبودم ولي خوشم مياد

شوهرم منُ اونجا نميبره به ندرت من رو از اينجا دور ميکنه

تو زن زیبا روئي هستي ولع عجيبي در چشات موج ميزنه

اگر من شوهرت بودم هرگز تو رو تنها نميذاشتم

!خواهش ميکنم ، اين حرفهارو تموم کنيد

ديشب آتش اشتياقت درونت رو وارسي کردم بدجوري عَتش عشق بازي داري

! من ... تو رو خدا ! من يک زن متاهل هستم

نکن ... من بايد نجابت !خودم رو حفظ کنم

کي به نجابت اهميت ميده ؟

در عرض چند ساعت بنده ...ميتونم تمام حظ و عيشي رو

که شوهرت سالها ازت دريغ !کرده رو بهت تقديم کنم

به هيچ چيز ديگه اي فکر نکن - مادر مقدس مرا از وسوسه شهوت حفظ فرما -

بعلاوه ، وضعیت پام !باعث بي ميلي تو ميشه

زخم پات رو غرق در بوسه مي کنم

بيا ... بيا بريم طبقه بالا ! سريع

بيا بريم طبقه بالا اونجا تنها هستيم

! واي ،خداي من ! بدجوري کيف داره

!هيچوقت قبلا همچين حسي رو تجربه نکردم

... همينجوري بکن ، خوبه

!انگار دارم توسط شيطان تصاحب ميشم

! واي دارم ميميرم

يعني ممکنه که دوباره برگردی ؟

برميگردم ، زيباي ارزشمند ، و هميشه همينکارو باهات ميکنم

به هر حال من مجاني کار نميکنم بنده به خوبي بهت سرويس دادم

از اونجائي که کاملا ارضاء شدي وخوشنود هستي ، بايد بهم پول بدي

بهت پول بدم ؟ !ملتفت نميشم

تو بهم ميگي که پس اندازت رو کجا !مخفي کردي وگرنه تيکه پارت ميکنم

! بهم صدمه نزن !خودم بهت ميگم

!يالا ، دِ بجنب

! يا حواريون مقدس، خودتون کمکم کنيد

وقتي که داشتي زنا فکر ميکردي و رو کير بنده قِر ميدادي حواريونی در کار نبود

!در صندوق باز کن ، سريع

يه غارت گر ژنده پوش ...اگر فقط ميدونستي اينارو از کي برداشتي

!بهم رحم کن ! اونا حاصل سالها پس انداز هستن

مجبوريم بذر و نهال بخريم

اگر همرو برداري چه بلائي سرمون مياد ؟

! دول شو ! همون پائين بمون وگرنه گلوت رو جِر ميدم

!خدايا ، غلط کردم - !دهنت رو ببند -

وگرنه کاري ميکنم که حامله بشي

اينجوري ميتوني به اون شوهرت بچه که مال خودت هست رو بدي

شَل باشي يا نباشي من دوس دارم ماده گاو رو داغ بزنم

!به اميد ديدار ، پتياره لاشي

خدائي نکرده ،قصد ندارم با ...روش کاري جنابعالي مخالفتي

بکنم ولي شايد در حق اون زن !کشاورز کمي بي انصافي کرديد

حقش اون پتياره همين بود ! جنده خيانت کار

توماس رفيق پول بهترين چيزه

اينطوري که من فهميدم ، بخاطرش اجازه داري هر کاري بکني

هر کاري ؟ - هر کاري ، حتي قتل -

ايمان ، ترديد ، وجدان همش مال بازنده هاست

در راه کسب موفقيت حتي بايد روح خودت رو به شيطان بفروشي

... ولي پس عقوبت - عقوبت بيا بره تو کوون من -

دوست داري مثل يک نجيب زاده لباس بپوشي ؟

خدمتکار و منزل خوب داشته باشي ؟

تو تخت در اغوش بانوان زيبا رو بخوابي ؟

! معلومه که دوس دارم ! ولي نميدونم چطور به دست بيارم

خيلي اسون ، کافيه به حرف من گوش کني تا مانند مردي ثروتمند زندگي کني

فردا ، اولين گام را در راه رسيدن به يک زندگي خوب برميداريم

يه چندتائي سکه طلا به جيب ميزنيم

!متوجه نميشم

وقتي توي مسافرخونه درنگ کرديم ...و تو رفته بودي کمي شراب بگيري

شنيدم که دو تا خدمتکار خووان ...لوپز داشتن در مورد سفري

که فردا براي خريد مقداري زمين عازم هستن صحبت ميکردن

انگار اين لوپز کثيفترين ادم ثروتمند اين منطقه هست

طرف به غير از معامله ملک ، تو کار رباخواري و نزول دادن پول هم هست

خوب حالا اين چه ربطي به ما داره ؟

!پسر ، تو هميشه کند ذهن هستي

ما براش کمين ميذاريم و تا اخرين سکه ـش رو مي گيريم

خودم جاش رو سراغ دارم

ولي بدجوري ازش محافظت ميشه

اينکه يه سرقت نيست

از راه حرص و طمع خود لپز ، پولارو بدون درگير شدن به چنگ مياريم

نقشه اينه

در کناره جاده بعد از چند تا درخت زبان گنجشک يه کلبه قديمي هست

کف کلبه ريخته پائين و يه گودال عميق به جا گذاشته

خداي من ، حتما ضربه سنگيني به سر اون دستفروش زدي

حتما سرش مثل کدوي تو خالي صدا کرده شايدم حتی اون رو کشته باشي

چاره اي نداشتم

به لباس ـش براي اينکه خودم رو جلوی اون طماع ، خُل وضع جلوه دهم احتياج داشتم

متوجه هستم قربان ...ولي اون دستفروش بينوا

اگرم مرده باشه ، بهترين اتفاق ممکن برایش افتاده

در امتداد همين طاق ميتواني ان گودال را پيدا کني ، بايد آنان را به داخل ان بیندازی

ملتفت شدي ؟ - بله قربان ، فهمیدم -

اي بابا ... زن مگر مجبور بودي اين همه راه را بيايی ، بيانکا ؟

فقط بار سفر را سنگين کردي ، همين که گفتم

خودم خوب ميشناسمت ، تو دلت برای ...ان مسارفخانه دار و پيشخدمت هاي

زنانش غش کرده ،تا اخر دينا هم !که باشه بايد چشم ازت بر ندارم

!لعنت به هر چه گاو زبون نفهمه

! برو ، الان برو ديگه

!همينجا توقف کنيد ! ايست

چي ميخواي پسر ؟ چرا مارو متوقف کردي ؟

... خودت نگاه کن ،اقا

اون مردي که اونجاست همياني پر از سکه طلا پيدا کرده

اون مردک ديوانه هست

هميان رو بهم داد و جائي هم که پيداش کرده رو نشونم داده

پنداري قطعا ديوانه هست خوب چيکار ميتونم برات بکنم ،هان ؟

اونجا همون خونه مخروبه جائي هست که سکه هارو پيدا کرده

همراش به اونجا رفتم و با دست زير تعدادي سنگ رو وارسي کردم

حس کردم چندين هميان انجاست ولي موفق نشدم اونارو بردارم

گفتي ... چندين هميان ؟

بله قربان ، و براتون يه پيشنهاد دارم

اگر افراد شما در جابجائي سنگ ها به من کمک کنن ، من سکه هاي طلا را تقسيم ميکنيم

سکه هاي طلا ...!؟

!رودريگو !خودت ، روکو و زامورانو

با اين جوانک بريد و بهش کمک کنيد

سرکار خودشون مايل نيستندتا به ما ملحق شوند ، قربان ؟

کاش ميتونستم ولي نقرس مجال راه رفتن ازم ربوده

به علاوه ، تو ريدريگو رو با خودت مي بري !تا خدائي نکرده کلکي در کار نباشه ، هوم

!يالا ديگه منتظر چي هستين ؟

! مي ترسم - بيانکا ، اين مردک واقعا ديوانه هست -

!کارليتوس ، برو عقب !ادماي ديوونه واقعا خطرناک هستن

! خوان

کوري ؟ نمي بيني اين حرومزاده داره سينه هاي من رو دست مالي ميکنه ؟

سينه هات ؟ منظورت همون پستوناي شير ده هست، گاو خرفت ؟

اگر با يه همچين چيزهائي حال ميکنه دیگه حتما بايد ديوونه باشه

!دهنه لازم داري ! بايد بهت دهنه زد

و جنابعالي هم يه عذاب الهي تشريف داريد ، همسر دلبندم

کارليتوس ! نزديک نشو ! اين ادماي !ديوونه ممکنه هر بلائي سر ادم در بيارن

سخت نگير ، بلانکا ... سخت نگير

و تو کارليتوس !همون عقب وايسا ، جلو نيا

!خوان

اين رو ديگه باور نميکنم ! که اين مردک در !حضور تو داره بهم توهين ميکنه و ازارم ميده

! و تو همينطور اونجا نشستي

زن ...! لازم نکرده بخاطر يه ذره !شاش اينقدر هياهو به پا کني

اون فقط يک مسکين ديوانه که مغزش پاره سنگ برميداره

مگه کوري ؟ - اره -

نمي بيني چقدر قابل ترحم هست ؟

حتما ازردن اون بايد !خيلي گناه داشته باشه

نگاش کن مثل بچه ها داره !با گردنبدت بازي ميکنه

نمي توني ببيني ؟

مثل يه بچه کوچولو ، بسيار خوب ولي کیرش اصلا کوچيک نيست

! يا مادر مقدس ! يه نگاه به اندازش بنداز

تو چيزي گفتي ، بلانکا ؟ - هيچي ، اصلا بيخيال -

هيچوقت دست از نال - نال - نال !ناله کردن بر نميداري

من امروز چه مرگم شده ؟

بقيه کجا هستن ؟ چي شده ؟

چيزي نيست قربان پريشان نباشيد

فقط اومدم تا به اطلاعتون برسونم يکم بيشتر زمان مي بره

تکون دادن اون سنگ خيلي سخت ـه

تیارت ديگه تموم ـه قراره تا آخرين سکه رو ازت بگيريم

نگاه کن ! اين ربا خوار و گاو شيري ...که همسرش ـه در حالي که مردم

بيچاره گرسنگي ميکشن بهترين !جواهرات و لباس هاي فاخر مي پوشن

...خودمون همرو لخت ميکنيم !سکه ها ، جواهرات و لباس ها

! اَلدَنگ ها !غارتگرا

! بي شرف ها

شايد باشيم ، ولي جنابعالي بخاطر حرص و !طمع ـي که داشتي تو شرايط فعلي هستي

يه پسر بچه و يه ديوونه خيلي راحت سرت رو کلاه گذاشتن ، درست ـه جناب رباخوار ؟

شما بي شرفا رو روز قيامت !مستقيم مي ندازن تو جهنم

گاو شيري من همين !الانشم توي جهنم هستم

اين تو و مترسک ـي که شوهر ...صداش ميکني اونائي هستين که

بزودي سروکارشون به پاتيل !پدرو بوترو ختم ميشه

شب از راه ميرسه و هيچکس ...مارو پيدا نميکنه

يعني قراره يخ بزنيم و بميريم يا خوراک جانوران وحشي بشيم؟

مجبور بودي اين جاده رو انتخاب کني ؟ - به نظر مي رسيد که امن ترين ـه -

! باريکلا ، عجب فکر خوبي کردي ، مرد

! يا باکره مقدس

اصلا چرا با تو ازدواج کردم ؟ !مادرم بهم هشدار داد

!اون دهن گشادت رو ببند ، گاو شيري

!منم که شهيد شدم ! من يه شهيدم

!خفه شو ، تو يه ديوثي

اينقدر براي برداشتن سکه ها حريص !بودن که صاف افتادن تو گودال

حتما تمام استخوان هاشون شکسته عين بنشي ها ناله ميکردن (بنشي = روح مونثي که جلو هر خانه اي شيون کند کسي در آن خواهد مرد)

غرور ، حرص و طمع ، شهوت !خشم ،حسادت ، شکم پرستي

در واقع روح ادم رو خيلي راحت در !اختيار ابليس قرار ميده، مثل اب خوردن

سرورم ، غنيمت خوبي نبود ؟ - ارباب توماس ، ما تقريبا ثروتمند شديم -

به حرف من گوش کني مثل يک نجيب زاده زندگي ميکني

تو شهر بعدي برات لباس ميخرم خدمتکار من نبايد مثل ادماي خسيس لباس بپوشه

در همين خونه رو مي زنيم شب رو همينجا اُتراق مي کنيم

اگر نخواستن مارو بپذيرن چي ؟

فراموش نکن ، ما الان ثروتمند هستيم مي توانيم هزينه اقامت خود را بپردازيم

زير يک سقف ميخوابيم

!بدجوري خسته ام

افسار قاطر رو می بندم

شب بخير ،خانم

عذر ميخوام ، ولي راه درازي اومديم و خسته ايم

روشنائي ديدم و فکر کردم شايد در اين خانه سرپناهي يافت کنيم

!بفرمائيد داخل

براي ما زمان غم و اندوه ـه ولي هرگز رهگذري را از خود نرانده ايم

تو ماس ترتيب قاطر رو بده - !نگران قاطر نباشيد -

خودم اسطبل هارو به اين پسرک نشان ميدم

وقتي که حیوان را تیمار کردی چمدن ها را بياوريد

دنبالم تشريف بياريد

شوهرم ثروت مارو کاملا تلف کرد

پيش از اين قدرتمند ترين خانواده اين اطراف بوديم

ما نشان خانوادگي و همينطور اشرافيت را داشته ايم

تنها چيزي که در حال حاضر ...برايم به جا مانده پترونيلا

که ندیمه وفادارم ـه و دو !خدمتکار پير ديگر می باشد

شوهرم در يک دوئل که دليلش ـم !زن ها بودن کشته شد

!طلب کار ها تا جای ممکن غارتم کردن

تنها چيزي که موفق به نجات ـش !شدم اين خانه و مقداری زمين می باشد

داستان دردناکي بود بانو اروکا ، شما را درک می نمایم

ولي اهميت هيچکدام از اينان بيشتر از نجات جان دخترم نمی باشد

با بهترين اطبا مشورت کرده ام

هيچکدام از انها اميدي در وجودم زنده نکرده اند

دخترم بزودي از دنيا ميرود

چرا تمام اين حرف هارو در حضور من اعتراف کرديد ، من تنها يه غريبه هستم

... و سرکار

!يک بانوي نجيب

شما به من قوت قلب داده اید ، اقا

خوب تا بحال به هيچکس تا اين حد طولاني گفتگوئي نداشتم

اشکالي ندارد اگر نگاهي به دخترتان بیندازم ؟

يعني شما طبيب هستيد ؟ - خير -

ولي هنر شفا بخش بنده بهتر از انان عمل خواهد کرد

بنده در بِلاد ادويه دار (هند سابق ) بوده !و از انها اسراري آموخته ام

به حرف بنده گوش کنيد

بگذاريد دخترتان را ببينم

دخترک تقريبا به اندازه خود سرکار وجيه و زيبارو ـست ، نامش چيست ؟

!... برِنگیلا

... بگویيد ببينم

راضي هستيد تا چقدر براي نجات جان دخترتان هزينه کنيد ؟

همه دارائيم ، هر آنچه که دارم حتي جان شیرین ـم

پس من او را نجات خواهم داد

روی حرف ـم حساب باز کنيد

در عوض چه ميخواهيد ؟

شما را خواهانم

فقط براي يکبار ، ولي راه دیگری وجود ندارد

از وقتي شوهرم از دنيا رفته با هيچ مردي نبوده ام

چيزي که شما خواهان اون هستيد بيشتر از جان ـم اهميت دارد

شما خواهان شرافت من هستيد

قيمت بنده همين میباشد ، سرکار خانم

اگر دخترم شفا پيدا کند بعد از ان مرا خواهيد داشت

مقداري اب گرم و به مقدار کفايت حوله تميز برایم بياريد

اتاق گياهان داروئي داريد ؟ - بله -

مرا بدان جا ببريد لازم است تا که چند نمونه انتخاب کنم

بعد از آن تا سپيده دم در کنار دخترک خواهم ماند

تحت هر شرايطي نبايد وقفه ای ! در کارم حاصل شود

متوجه شديد ؟

دخترکم

! سرکار خانم

دخترتان درمان شد من به بخشي از قرارمان عمل کرده ام

همانطور که گفتم شرافتم از ان شماست

امشب در اتاقم منتظر شما هستم

مقداری ميوه برایت اورده ام

تو جواني و بايد غذا بخوري - ممنون -

خيلي از شما سپاسگزارم ، خانم

اربابت دختر خاتون خانه را شفا داده

يعني میشود که او يک ساحر باشد ؟

! ابدا ! ايشون مرد دانائي ـست

ايشون مدتي را در هند سپري کرده و به تمام فنون درماني آشنائي دارد

تمامي ـه طبيبان حاذق ...برنگیلا را معاينه کردن

و همگي متفق القول گفتند که به کودک هيچ اميدي نيست

و بعد ارباب شما از گرد راه ميرسه و يک شب ـه او را شفا ميدهد

متوجه نميشم ، ايشون دخترک رو شفا داده !بايد خوشحال باشيد

از اين مي ترسم که تاوان سنگيني در بر داشته باشد

به نظر روز دل انگيزي در پيش داريم

ديگر بايد عازم گردم ، سرکار خانم

هرگز اين شب رو فراموش نميکنم مطمئنا شما هم نخواهيد کرد

زن زيبا روئي بود ، نتونستم تصميم بگيرم !که کدام وجيه تر بود ، بدنش يا روحش

باغي مفيد و با برکت !براي رشد بذرم ( نطفه ) ميشه

سرورم لئوناردو ، براي داشتن چنين !زن خوبروئي اقبال با شما يار بود

لباس و اسب جديد ميخريم ، نقشه بزرگي در سر دارم ، ظاهرمون بايد مناسب باشد

!برنگيلا

!دخترکم ، برنگيلا

!دخترکم ! خدايا ، دخترکم

! برنگيلا

او مرده ؟

! او مرده

!بخاطر ـش به گناهي مهلک متعهد شدم ! بخاطر هيچ

ميدونستم که اون رهگذر خود شيطان ـه !ابليس مکار

از درس هائي که بهت ياد ...دادم حتما اين رو آموختي

که رابطه عشقي بين دو مرد !فقط نيرنگ و شيادي ـست

ولي ، لئوناردو سرورم ، به شما فقط به چشم يک دوست و استاد نگاه ميکنم

خوب منم همينکارو ميکنم ، تا زماني که به بتونم ازش بهرمند گردم ، کاملا طبيعيه

بله ، توماس ، مردان قاتل ، سارق متقلب ، حسود و منفور، کجا هستن ؟

!در دستان خود شيطان

سرورم لئوناردو ، تصويري ...که شما از دنيا رسم کرديد

!اين ـه که حتي حق زندگي رو ازم گرفته

برعکس ، ما بايد در پي !ثروت و لذاتش باشيم

اگر به اينها دست پيدا کنيم زندگي به هديه اي گران بها تبديل مي شود

!يه گنجينه

!خوب حالام دوباره مي زنيم به جاده

مي خوام در يک کاروانسراي خاص و معروفي که در بين راه بورگوس و اراندا قرار داره اطراق کنم

!ساخته ای از برای ابليس !شمشير مرغوبي ـست

عذر ميخوام ، ولي من از سلاح خوشم نمياد ، سرورم

مي دوني توماس ، قبضه شمشير همانند پرنده اي کوچکي ـست

بايد جوري ان را محکم در دست !گيري که گوئی مي خواهي خفه اش نمائی

...اين قانوني ـه که هر شمشير باز ماهري

لازم ـه که بداند

امشب را بيرون خوام ماند شنيده ام که همسر آسيابان کاملا تنها مي باشد

اون زنيکه با يک شمشير باز !متکبر به شوهرش خيانت ميکنه

آسيابان براي آوردن مقداري غله به آراندا رفته و فردا بر مي گرده

عشاق با هم وعده دارند و منم لازمه که خودم را تسکين دهم

قراره وارد يک رابطه خطرناک شويد

در باره ان شمشير هم شنيده ام

سرورم لئوناردو ، مراقب باشيد - نگران نباش -

خيالت آسوده باشد که امشب از !ان زن لَوَند کام دل خواهم گرفت

مرا تنها رها ميکنيد ، سرورم ؟

تنها ؟

توماس بيچاره ، هنوز ياد !نگرفتي که آدمی هميشه تنهاست

!ديگه بيش از اين قادر به زِنا نيستي !حرومزاده

!عشق دلبندم چرا اينقدر طولش دادي ؟

! بالاخره که اينجائي

! اوووه ، مونيو معشوقه نازم

کارت حرف نداره ! ای دزد ناموس الدنگ

مثل اينکه تو تاريکي کارت بهترم ميشه ، مگه نه ، عشقم ؟

!اره ، اره - مونيو ، صدات زمخت شده -

اون بيرون هوا بدجوري شرجي ـه - اره ، اره ، خوب معلومه -

!مونيو، کيرت چقدر بزرگ شده - معجون داروئي -

معجوني رو که از يک جادوگر گرفتم مصرف کردم

!روميرو ، ديگه طاقت ندارم !کيرت رو ميخوام ، کيرت رو ميخوام

!واااي یالا دیگه بکن توش

!ماريا ! ماريا کجائي ؟

!يا بيژن قريب ! اين که راميرو ـه

!فکر ميکردم تا فردا در آراندا باشه - ...اره -

شايد با هم معاملشون !نشده و برگشته

! يا مادر مقدس ! برو قايم شو ! زود باش

! ماريا ماريا تو کجائي ؟

! راميرو ، راميرو شوهر عزيزم اين بالا تو انبار علوفه بودم

خسته و کوفته اومدم خونه و !بسکه دنبالت گشتم ديوونه شدم

چرا اينقدر زود برگشتي ؟ - با همديگه معامله ـمون نشد -

مي تونستم تو مسافرخونه بمونم ولي بعدش فکر کردم هيچ تختي بهتر از مال خود ادم نميشه

مخصوصا با چنين بانوي !نجيب و پاک دامني

!راميرو ، خوشحالم که برگشتي

ولي چرا اينجا اينجوري لخت مادرزاد شدي ؟

لخت مادرزاد ؟ - بله ، لخت -

! توي اتاق خوابمون هوا بدجوري گرم بود

!چقدر اين کارت عجيب ـه ، زن - بهت که گفتم ، گرم ـم شده بود -

!خوب من تا مغز استخوانم يخ زده

!خوب بدجوري به گرما احتياج دارم !ماريا بدنم رو گرم کن

هان ، چکمه ؟ ! يه چکمه

!اين که چمکه مهميز داره، هان

يعني ميگي ، چکمه هستش ؟ - !خوب ، معلومه که يه چکمه هست -

چطوري از اينجا سر در آورده ؟ هان ؟

! بدنت بوي مرد ميده

اينجا بوي مرد غريبه مياد - !شب بخير ، مرتيکه ديوث -

!يا باکره مقدس ! اين اقا که مونيو نيست

نجيب زاده ! اقا محترم

...اين چکمه ، اين چکمه نفيس مال شماست ، درسته ؟

بله ، معلومه که مال جنابعالي ـه

بلي ، از آن من ـه

!پسش بده ، مرتيکه لاف کش

!بله ، چشم قربان

!بچرخ - جانم ؟ -

! يالا مردک !برگرد

شلوارت رو بکش پائين ! کاري رو ميگم بکن

!نه

تو کي هستي ؟

!شيطان ،جنده دوزاري !شيطاني در قالب انسان

همين کارم با مونيو ...کردم ، اگر برات مهم ـه

ميتوني پيکرش رو که يک !زخم خنجر تو جنگل پيدا کني

!برنگيلا ، دخترک بيچاره ام

نميخواهم تو رو آبستن باشم !تو حق نداري به دنيا بيائي

فقط دو روزه که گذشته ، و بازهم نمي توانم !فشاري که به رحم ـم مياري را تحمل کنم

... قدرت فشارت

... داره ! من را پاره ميکند

در بوگوس درنگي ميکنيم و سپس راه ـمان را تا رسيدن به دربار ادامه ميديم

هرگز خواب ـش را هم !نميديدم که بدانجا روم

بهت که گفتم توماس ، با من !که باشي ، دنيا از آن توست

سرورم اگر کسي به دادمان نرسد !از سرما يا گرسنگي تلف مي شويم

اصلا نميتونم درک کنم چطور اونا !همه چيز ما رو به يغما بردن

بايد از نو شروع کنيم - اين کفاره کاري ـه که کرديم -

سرورم به خاطر داشته باشيد که !با ان رباخوار و همسرش چه کرديم

کفاره ؟

محض رضاي شيطان و تمام لشکر اهريمني ـش !اين فقط بخشي ار کار ماست

! توماس ، يکنفر داره مياد

!اينجا برادران ! به دادمان برسيد

! اينجا ! اينجائيم

کمکمون کنيد برادران ، نجاتمون بديد !خدا عوض تان دهد

بايد در نزديکي صومعه اي باشيم که ان راهبان ازش ياد کردن

به لطف ان راهبان آن را به دست اوردیم خوب در انجا غذا و تخت گرمي خواهيم داشت

...خوب شايدم کمي بيشتر

ما اون زائرين را کتک زديم !و از هستي ساقط کرديم

!اين يک گناه کبيره هست

ارباب توماس ، اين همه مدت که هم سفر من هستي اونوقت هنوز از گناه صحبت ميکني؟

! يالا بجنب ! صومعه حتما در همين نزديکي ـست

ما در سانتياگو بوديم ، و از ديدن آن همه زائر در انجا غافلگير شديم

همانطور که به تماشاي گردش بي نظير بوتافوميرو بوديم ( بوتافوميرو = بخور معروف کليساي جامع سانتياگو )

روح هر دو ي ما خودم و توماس در هنگام طي طريق رسيدن بدين

اينجا در ارامشي وصف ناپذير همراه باشوق ديدار سر شار شده بود

در اين سرا قدم زائرين !هميشه بر چشم مي باشد

هر چند مادر الويرا ، در دهکده ...کوچکي در نزديکي کامپوستلا

مجبور شدم دختر جواني را که شيطان در !درونش خيمه زده بود را جن گيري کنم

بعد از يک مبارزه طاقت ...فرسا موفق شدم او را در

شکل يک گوئي سياه از !دهان دخترک بيرون بکشم

پدرروحاني ، يعني جنابعالي به مقام جن گيري نائل شديد ؟

بله مادر مقدس ، بنده موارد !خيلي سخت و پيچيده اي داشتم

بسيار پيچيده - بي شک ، مشيت الهي شمارو فرستاده -

!خدارو شکر

!شکرش

مشکلي داريد ؟

اينجا درون صومعه !روح خبيث ـي وجود داره

سه تا از طلبه تازه کار نشانه هائي از تصرف را بروز مي دهند

خوب خود من هم به تازگي حملات او را احساس ميکنم

اون پيوسته مرا وسوسه ميکند

! خواهر فيلومنا

!زن بيچاره خيلي پير شده

از نظر جسمي زياد تعريفي نداره خوب در مصرف لوبيا هم زياده روي ميکند

خوب از صداي گوز ـش پیداست که سوراخ !کوونش در وضعیتی عالی بسر می برد

معذب نباشيد ، خودم با جديت ...اين مورد را بررسي خواهم کرد

خوب تلاش ميکنم آن روح خبيث را از صومعه دور نمايم

...نابکار با فرا رسيدن شب

با نوازش سينه ها ـيم سعي دارد مرا از راه بدر نماید

مي شود با دعا و نياش با او مقابله کرد ولي هر بار جسورتر مي شود

بگوئيد ببينم مادر روحاني مردک چگونه ظاهري دارد ؟

در يک شکل ظاهر ميشود يا در شمايل ـی گوناگون ؟

راستش ، هرگز چشم نمي گشايم فقط دستانش را روي بدن ـم حس ميکنم

مورد بسيار بغرنج مي باشد

بنده چند روزي را در اينجا مي مانم ولي هر طور شده ان روح پليد را بيرون ميرانيم

اين کار بسي دشوارست چرا که شيطان دشمني باهوش مي باشد

ولي هيچ شيطاني قادر نيست مرا شکست دهد

شلغم خوبی ـست ، کلفت و دراز مي باشد

اري پدر روحاني ، شلغم در اين باغچه به خوبي رشد مي کند

حتما رازش در آبياري مي باشد - آري ، در اينجا آبياري عالي ـست -

ان مردک کيست ؟ - او در خود صومعه بزرگ شده است -

يک روز صبح در ال تورنو رهایش کرده اند

قبل از اينکه به اينجا بيايم و !مسئوليت را بعده بگيرم همينجا بوده

مرد بي آلايش و ساده ايست و در کارهاي سنگين به ما کمک ميکند

بي شک اين باغچه شلغم مرغوبي توليد ميکند

شما چيزي گفتيد پدر روحاني ؟ - تنها در فکر توليد بودم -

و الان اگر از نظر شما اشکالي !ندارد ، مايلم به تنهائي تفکر کنم

هر طور مايليد ، وقتي که شام اماده شد ، زنگ به صدا در خواهد امد

کي اينکارو کرد ؟

! تکون نخور ! مادر جنده

چي ـه ، مگر با تو چه کردم ؟ تو را نميشناسم ، چرا در حقم اينکار را ميکني ؟

...طي چهار روز آينده ، جناب روح خبيث

حتي فکر رفتن به غرفه طلاب تازه وارد ...يا خود مادر مقدس را نميکني ، و گرنه

براي دست گرمي خودم کيرت رو از بيخ !مي برم ، و بعد از ان گلويت را پاره ميکنم

چشم پدر روحاني ! هر چي شما بفرمائيد ! قسم ميخورم

بگوئيد ببينم مادر مقدس آيا شيطان زوجه اي دارد ؟

خير معلوم ـست که ندارد -

خوب هنوز هنرمندان و مردم عادي شمايل او را در پوششي از شاخ هاي عظيم ترسيم مي کنند

!متوجه نميشم ، پدر روحاني

فکر مي کنيد دُمبي همانند پيکان تير داشته باشد ؟

شايد او يکي داشته باشد !ولي در جاي ديگريست

به شکل نيزه نيست ، بلکه چيزي !وسوسه کننده تر و لذت بخش تري ـست

! پدر روحاني خواهش ميکنم ! چه فرمايشاتي بيان ميفرمائيد

اکثر مردم ، حتي افرا دانا ، مدعي ...هستند که او سُم هائي همچو بُز دارد

که به روايتي سياه و ...شايد هم قرمز مي باشد

و بوي گوگرد ( تعفن ) مي دهد

اين چيزيست که همگي ما به آن اعتقاد داريم ، سرورم

! پدر روحاني

در مقام يک جن گير ، او را بخوبي تشخيص ميدهم خود تو مي تواني شيطاني خِبره ای باشي

يا شايد هم اين مرد و !يا مردان غريبه ديگر

!يا حتي خود شما مادر مقدس

! يا شايد خود بنده

يا شايد هم آن راهبه پير که همانند !زلزله مي گوزد و خُرناس ميکشد

... امشب ، جناب توماس

مادر مقدس خواهد دانست که !مراسم جن گيري واقعي چيست

خوب فردا هم خودم شخصا ترتيب ان طلاب تازه وارد را خواهم داد

خوب اگر واقعا روح خبيثي در صومعه باشد چي ؟

سال هاست که وجود دارد - چطور ؟ -

همان جوانک متقلبي که برای راهبه هاي درآن باغچه کار ميکند

هر روز و هر شب با سر زدن به هجره ها خود را سرگرم مي کند

فکر خوبي ـه - دقيقا -

... ولي ، ميدوني چيه

گل هائي که اون پرورش داده به !دست شخص ديگري چيده مي شوند

! مادر روحاني

! بر خيزيد

و هر آنچه مي گويم انجام دهيد

لباس هاي خود را در بياوريد

همه را در بياورم ؟ - بايد همه را در بياوريد -

بايد در هیبت ـی که پروردگار شما را با ان به دنيا رهنمون کرده در آييد

!همانند فردي مصلوب بايستيد

اينجا همان ناحيه ـيست که شيطان شمارو وسوسه ميکند ، درسته ؟

بله ، بله ، همينجاست

خوب همينطورهم !...ان قسمت در پائين

!دور شو شيطان ! دور شو اي شيطان ( Vade retro = زبان کاتوليکي قرون وسطي ، برگرد ، دور شو )

! دور شو ! دور شو اي شيطان

! دور شو ! دور شو

! برگرد

!دور شو

!اوووه جان ، دور شو

داداش من ، بنده تنها !خروس (کير ) اين مرغدوني هستم

بابووو ، سرم بدجوري گيج ميره

شيطان به درک ! چه بلائي سرم اومده ؟ من کجام ؟

سرورم لئوناردو ، شما الان پنج روزه که با مرگ دست و پنجه نرم مي کنيد

آنچنان طبي داشتيد که !پنداري در جهنم مي سوزيد

!گردن بيچارم ، بدجوري درد ميکنه ! نميتونم چيزي رو به خاطر بيارم

اون مردک باغبان که توي باغچه بود به سختي به شما ضربه زد

!خوب تقريبا پشت شما رو خورد کرده

بعدش از اينکار امد به دنبال من - مردک حقه باز ، جنايتکار -

مردک با چاقو ـئي به بزرگي خود جالوت مرا تهديد کرد

بعد مرا همراهي کرد تا به نزد شما اورد

وقتي شما رو ديدم به شدت وحشت کردم

اگر بنده را عفو بفرمائيد !همانند خوکی غرق در خون بوديد

الدنگ رذل از پشت بهم ضربه زده

وادارم کرد شمارو بر دوش بگيرم !و مرا از صومعه بيرون انداخت

به هر حال ، جنابعالي به اندازه خود جهنم سنگين هستيد

کمرم هنوز درد دارد

ما کجائيم ؟ - درون يک فاحشه خانه ، سرورم لئوناردو -

هيچ جاي ديگري ما را نپذيرفتند

از يک صومعه تا به فاحشه خانه روزگار عجب بازي مسخره اي دارد

خاتون اينجا را لئونور صدا مي زنند اون زني خوش قيافه مي باشد

انگار مهمترين اشخاص از شهرهاي ...حوالي براي خوش گذراني بدينجا

مي ايند ، حتي از بورگوس !...آراندا و حتي گاهي از خود دربار

آفرين جناب توماس !... باريکلا

پنداري در جاده همواري قرار گرفتيم

ايشون خاتون اينجا ، لئونور هستن

بگير بنشين ، پسر جان

!مي بينم که به میان زندگان برگشته ای

برايت دعا کردم و مقدسين هميشه دعايم را مستجاب مي کنند

بانو ، نميدانم چگونه اين لطف شمارا جبران کنم

هرگز خدمتي را که به من کردي از ياد نمي برم

قصد دارم زخم ـت را تميز و پانسمان آن را تعويض کنم

داشتم به دوستت مي گفتم که در اينجا براي هردوي شما کار هست

گاهي اوقات مردان کله شقي بدينجا مي آيند

و تنها مردي نيرومند !ميتواند از پس انها بر ايد

بانو ايا باغچه اي داريد ؟

اوه نه ، ميوه هائي که عرضه مي کنيم از !نوعي نيست که بشود در يک باغ پرورش داد

" نه باغچه اي و نه پسر باغچه باني "

بسيار خوب بانو ، به محض اينکه از جا برخيزم ، بنده و توماس خدمت شما را مي کنيم

! با کمال ميل

ديشب بعد از اينکه با من خوابيدي !رفتي سراغ اون دختره پالانتين ـه

چه مشکلي با اينکار داري ؟

من اول باهات بودم ، خوب من ميتونم خيلي حسود باشم ، دلم ميخواد هميشه با من باشي

خوب ، تو پرنده رو از خواب بيدار !کردي و الان يک لانه کفايت نميکند

هي ! لانه خودم از همه گرم و نرم تره ، شنيدي ؟

اگر اينقدر مطمئني بذار ...پرنده لانه بقيه را

امتحان کند ، تا خودش !دو باره برگرده سراغت

اونا ادماي مايه داري هستند کلي سکه طلا ازشون مي گيريم

اونا ملازم و نگهبان هم با خود مي اورند ؟ - معلومه که ميارن -

جاده ها پر از راهزن و مهاجم هست

خوب ، بنده قطعا در اين مورد کمي تجربه دارم ، عشقم

!يالا ! يالا ! زود باشيد !عجله کنيد ! کلي ميهمان داريم

مجبوريم به همه اونا رسيدگي کنيم

ما حق نداريم از زندگي در اينجا !شکايتي داشته باشيم ، جناب توماس

استراحت کافي ، غذاي خوب ...و میزان قابل توجهي از اون

!زنان زيبا رو

در فراگيري روش هاي عشق بازي ! به سرعت عمل کردي

امشب کدام لانه در انتظارت بسر مي برد ؟ - خيلي خسته ام -

امشب رو تصميم دارم بخوابم - منم استراحت ميکنم -

فردا روزيست که حضرات ...ثروتمند از راه مي رسند

خوب لازمه به قدر کافي هوشيار و زرنگ باشيم تا جيب هاي ايشان را خالي کنيم

از الان مي تونم صداي دوست داشتني سکه هاي طلا را بشنوم

...سرورم ، دوست دارم تا ...هر چند ... نميدونم

!نميدونم

مي بينم که دلت ميخواد ...چيزي رو بهم بگي

نگران نباش ، حرفت رو بزن سراپا گوشم

زندگيم کوتاه و فلاکت بار بوده

چيزي جز گرسنگي ! غارت و مرگ با یاد ندارم

از دوران زندگي خودم !راضي نيستم ، سرورم لئوناردو

گذشته که بهتر نبوده ، آينده ...هم نخواهد بود ، جناب توماس

چرا که اتفاقات در دست ...روزگار نيست بلکه ادم هاست

خوب آدم ها هميشه همان اشتباهات !و گناهان را مرتکب مي شوند

!اينده ! ميخوام به اينده اميدوار باشم

دوراني که تمام جنگ و بي عدالتي و بدبختي به پايان برسد

آينده هان ؟ که به اينده ايمان داشته باشي ؟

!تو خسته هستي و بين خواب و بيداري

!بيا

... بگير بخواب

!خوب امشب اينده رو خواهي ديد

از اينکه دنيا تا چه حد قادر به !پیشرفت میباشد غافلگير خواهي شد

خواب بدي ميديدي ، درسته ؟

!کابوس هاي وحشتناکي داشتم ! درد ناک

از آينده لذت بردي ؟ - چطور از اینده با خبری ؟ -

!نه !خوابي که ديدم بدجوري دردناک بود

ابدا معناي درستي نداشت

باورم نميشه که اين !اتفاقات در واقعيت رخ دهد

!شايد حق با تو باشد ، جناب توماس

... سرورم لئوناردو

شما کي هستيد ؟

! هيچکس هستم

!خوب ، تنها درويشي رهگذرم

!اي مردک رذل ، ميدونستم ميائي - مزاحمت شدم ؟ -

!نه ، لطف فرمودين

بيا تو تا ببينيم که ايا !شمشير جنابعالي ... کارائي داره

حيرت زده خواهي شد بنده شمشير باز ماهري هستم

! شراب بيشتر

! دست از سرم بردار

خوش ميگذره ، دُن فيگو ؟

شهوت و شکم چراني ، با هم !اونم در چنين جمع برادرانه اي

اين باعث خوشحالي قلبي ـم مي شود

انگار در روم باستان بسر مي برم تو شبيه وستال ها هستي (vestal = دختران باکره که در معبد وستا خدمت مي کردند)

نه جناب لئونور ، هر چيزي باشه مربوط به همون دوران قديم ـه

ميگن اونا خيلي بهتر از زمانه ما زندگي ميکرده اند

پُر واضح ـه که همراه امشب ـم اطلاعات زيادي در باره لذات شهوانی دارد

بله ، قربان

من بهترين نور چشمي خانم هستم !و همينطور بسیار مورد علاقه ايشان

آن جوانک زيبا رو ، نامش چيست ؟

توماس ، مدت زيادي !نيست که در اينجاست

!خوش اندام ـست ، کمي خشن ولي زيبارو

از نظر شما من خوب نيستم ؟ - ...بله ، البته ، ولي -

!پسرک خوب مالي ـه اوووهوي

!... بانو لئونور

هر چقدر تقاضا کنی بابت آن پسرک ميدم - قيمت ـش خيلي بالاست ، دون فيگو -

گفتم هر چقدر که باشد - خيلي بالاست -

پيشنهاد خود را بفرمائيد - ...خوب نهايتا -

چقدر ؟ - يکصد سکه -

! ... قبلتُم

چشمات به قسمي برق ميزند پنداري !صداي جرينگ سکه به گوشت خورده

دون فيگو همون مرد فَربه با موئی فرفري که لباس صورتي پوشيده

هموني که قيافش شبيه خوک ـه ؟

اره يکي از ثروتمندان درباری ـست و وقتي طالب !چيزي باشه هر قيمتي که بگویي پرداخت ميکنه

رفيقمان طالب کوون توماس شده !و قراره بکارت کوون توماس رو برداره

متوجه شدم ، میخواهی بنده لطف کرده !و کوون کشی رفیق جوانم را بکنم

معلومه ، عجب ناقلائي هستي

اين همون چيزي ـه که اون ...ميخواد ، و بخاطر لذت بردن از

ماتحت باکره نوچه جوون تو !حاضره يکصد سکه پرداخت کنه

اين دو فيگو قطعا شخصيت بولهوسي داره

بدون توجه به پسر بچه بودن ، ارزش هيچ !سوراخ کووني روي زمين يکصد سکه طلا نيست

خودمون نصف - نصف با هم تقسيم ميکنيم

فکرش که ميکنم ، هيچ رفاقتي هم !ارزش يک صد سکه طلا رو نداره

پس همين امشب ؟ - ! امشب فاحشه خانه دار کار بيست ، امشب -

به اون مردک "کله کيري " بگو امشب ...به جاي من در تختخوابم کَپه بذاره

و اقلکم سه تا از افراد خودش !رو دم دستش اماده داشته باشه

!کوون پسر بچه لطيفه ولي بدجوري تنگه ! به اين راحتيا نميشه زمين گيرش کرد

!چقدر کار بود

...پذیرائی سر میز شام

...اماده کردن اتاق ها

...تيمار کردن اسب ها

تمام بدنم درد ميکنه

عين کُنده درخت ميخوابم

! ول کن ! هي ولم کنيد

!سرورم لئوناردو ، بلند شيد ! به ما حمله شده

کيستي ؟

شلوارش رو بکشيد پائين و !توي همون حالت نگهش داريد

قصد داري چيکار کني ؟ !نسناس ـها ... ولم کنيد

پسر خوبي باش و در مقابل عمل شيرين !لواط از خودت مقاومت نشان نده

! خودت رو شُل کن ! کوونت رو شُل کن ! قول ميدم کلي حال کني ! باريکلا پسرم

بسيار خوب بد ذات توانا ، همونطوري که !توافق کرديم نصف مال تو و نصف مال من

يکصد سکه طلا ، بدک غارتي نيست !اي ملکه ماماني فاحشه ها

خوب تمامش ـم فقط بخاطر !يک سوراخ کوون تنگ

قطعا وقتي لطف کردي و مارو استخدام کردي !متوجه شدي که توماس سرمايه گذاري مفيدي ـه

خوب ديگه کاسبم - !ميشه فهميد -

اينم بهت بگم که ، با ...اينکه چهره زيبائي نداري

... کمي هم چاق هستي

!اما چشمان واقعا زيبائي داري

منم حق دارم سرگرمي هاي خودم رو !داشته باشم ، اقاي لئوناردو

...خود بنده هم خانم لئونور ، عاشق پولم

!خوب يکصد سکه بيشتر از پنجاه تاست

! اي دزد کثيف

! دقيقا درست مي فرمائيد

بنده همينطور اسبهائي که متعلق به ميهمان شريف سرکار ميباشد را بر ميدارم

شما قادر نخواهيد بود او را بيدار کني - قصد داري من رو بکشي ؟ -

بايد اينکارو بکنم ولي کُس دادنت حرف !نداشت همين ـم جونت رو نجات داد

!حالا مشروب بخور ! به سلامتي پيروزي من بنوش

!يالا ديگه ! کوف کن ! همينطور ادامه بده

حالا اين يکي ! بخورش

!يالا بجنب

خداوندا ... چرا این بلا را نازل کرده ای ؟

! اين يک هيولا ـست

! او را نشانم ده

!ميخوام ... ميخواهم نگاه ـش کنم

خير ، خاتون ـم

فکر کنم بهتر است که او را نبينيد

او پسرم می باشد نمي فهمي ؟

! پسرم - ! اين پسر شيطان است -

اين از نطفه شيطان میباشد !و بايد بميرد

!همین الان ، تا زمان باقی ـست

اين من هستم که گناهکارمی باشد پسرم که تقصيري ندارد

اين من بوده ام که او را !در رحم خود آبستن شده ام

! خواهش ميکنم

...ازتو ميخواهم که سوگند بخوري

که به او گَزندي نرسانی ! او پسرم میباشد

!ولي نمي توانيم ! اجازه دهیم که او زنده بماند

برایم سوگند یاد کن که به او آسيبی نمي رسانی !و از او مراقبت ميکني

! سوگند بخور

! قسم ميخورم

" بورگوس :106 کيلومتر "

... دلبرکم توماس

وقتي رسيديم ، خودم تو رو به !عاليترين مقامات دربار معرفي ميکنم

با اعليحضرت ديدار خواهي کرد

هر آنچه که بخواهي در اختيارت مي باشد ... مقام والا و ثروتمند خواهي بود

خوب زماني که من بميرم ...تمام ثروت من رو به ارث خواهي برد

اولين چيزي که برام مهم ـه ميخوام ارباب سابق خودم رو پيدا کنم

دوس دارم خاطره خوبي ازم داشته باشد - افرادم او را پيدا خواهند کرد -

خوب اگر اون جاده اصلي در پيش گرفته باشد ، بزودي او را خواهيم يافت ، هان ؟

دوباره همديگرو زيارت کرديم ارباب ، لئوناردو

تو نميتوني ازم جدا بشي توماس ، درسته ؟ - معلومه -

شش روزه در پي شکار تو هستم ولي بهت اطمينان میدم

گر لازم بود سال ها در پِي ـت روان بودم

حتي اگر لازم بود تا خود جهنم به دنبالت مي آمدم

اجازه دارم بنشينم ؟

برخیز و بنشين ، سرورم

خيلي دلهره دارم

بايد اعتراف کنم که حيرت زده ام توماس مهربانم

انتظار نداشتم به کوون !دادن علاقه مند باشي

هرگز انتظار نداشتم فاحشه !اون فيگوي خپل بشي

فکر ميکردم بعد از تجاوز سعي خواهي کرد از !آن خوک پرخور کوون کن انتقام بگيري

!اوايل همين حس رو داشتم

ولي بعد به فکر تعاليم خردمندانه جنابعالي افتادم

شرافت کوونم از بين رفته بود ، پس تصميم گرفتم به بهترين نحو ازش بهره مند گردم

خاطرتان هست وقتي که در خواب بودم آينده غير قابل درک و اخر الزمان را به من نشان داديد

دوست دارم به من بگوئید تا بدانم که چه عقوبتي در انتظارم هست

متوجه شدم که شما توانائي !عجيبي براي ديدن اينده داريد

نشاید که مرا به سُخره بگیری ؟ - خوب ، البته ، جناب توماس -

!شما پول ، مکنت و افتخار خواهيد داشت !و همينطور زناني زيبا رو

! تو هر نوع شرارتي رو تجربه خواهي کرد ! مرتکب خيانت ، دزدي ، و قتل خواهي شد

تو در پيري و در حالي که عزيزانت بر !گردت نشسته اند در آرامش خواهي مرد

!و سپس مستقيما به جهنم خواهي رفت

آفرين ، سرورو تمامي ـه اراذل عالم !مرا بر عاقبتم آگاه نمودی

!حالا ، تو آگاه شو

اينقدر کتکش بزنيد تا تمامي استخوان هاي بدنش خورد شود

بعد از آن هرکار که دلتان خواست باهاش بکنيد

! اي ملائک جهنمي ! بيائيد و به دادم برسيد

! اين افراد را ازم دور نمائيد

!مردک بيچاره ! سرانجامي در انتظارت ـه که سزاوارش نيستي

سرورم ! چطور تونستم زندگي ـم را به پاي اين خوک ها بريزم ؟

! درک نميکنم ! درک نميکنم

چيکار مي کنيد ؟

! آآآي دزد

! حرومزاده ها

! اي مادر جنده ها

! بي شرفا

! اي حرومزاده ها ... حرومزاده ها

!نگران نباش ،برادر ! دوستانه مي ايم

بوي گوشتي که کباب ميکني مرا به خود جلب کرد

شکم خالي بيچاره ام مرا بدينجا کشاند و نتوانستم در مقابلش ايستادگي کنم

رفيق ديگر کسي صدقه نميدهد

اين روزا هيچکس به فقرا کمکي نميکند

با این حال ، پنداري به خوبي از پس کارهاي خود بر اومدي

!نه ، کسي چيزي بهم نداده

همرو دزديدم

به يک همراه احتياج دارم و کسي که با او صحبت کنم

و در عوض طعام خود را با او قسمت مي کنم تنهائي بدجوري عذابم ميدهد

بذار يه افسانه قديمي را برايت روايت کنم !حکايتي در باره شيطان

خوشحال ميشوم که به گفته هات گوش فرا دهم از افسانه خوشم مي آيد

روزي روزگاري شيطان در جهنم حوصله اش سر مي رود

بخاطر همين در جلد يک انسان فاني ميرود و تصميم به ديدار از زمين مي گيرد

او تمامي نقاط ضعفي که در جلد !انساني زنده بود را پذيرفت

مي توانست بيمار شود !يا حتي بميرد

او به ندرت از قدرت خود بهره مي برد چرا که فکر ميکرد کارها آسان خواهد بود

او در ظاهري فقير کارش را شروع کرد تا !بتواند از طريق شرارت و پليدي پیشرفت نماید

چه انساني تاب مقابله با او را داشت ؟ !به هر حال او شيطان بود

دلم ميخواهد بيشتر بشنوم ، برادر - البته که خواهي شنيد -

به تو طعام دادم ، لذا به !تمامي کلمات من گوش خواهي داد

...ادامه بده !سراپا گوشم

تو جوانک نکوئي هستي - مروت تنها راهنماي من ـست -

... باري

شيطان دست به هر جنايتي زد ، زنا ...کرد آدم کشت ، ،خيانت ، دزدي

و سرانجام ثروتمند شد ، مشغول به لهو و لعب و کاملا راضي بود

او با نطفه اش پسري بدنيا اورد و اورا دوست داشت ، ولي اقبال او شروع به عوض شدن کرد

سرش کلاه رفت ، مزحکه شد و مورد دزدي و غارت قرار گرفت

عشق باعث شد قدرتش را از کف بدهد و به فلاکت افتاد

خوب شيطان بيچاره دريافت که شرارت ادم ها از خود او بيشتر است

!عجب پند غم انگيزي

حکايت تو واقعا غم انگيز ـه !ولي فاقد پاياني خوش ـست

! حرومزاده ها ! همگي شما با من بد تا کرديد

! همگي شماها

Ts.By:H@rika edi&pro . By : Kelatoshia

@kelatoshia : تلگرام ☻

طلا ؟ ! طلا رو بردار

! تنها چيزي که ميخواهيد طلا ـست

! آدمها ! نفرين تان ميکنم ! شرارت شما را نفرين ميکنم

! بايد در درون جسم شما زندگي کنم ! در درون روح تان

! تا به ابد

! هر جائي و تا ابد

" رهگذر "

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.