Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
«درحالیکه این مجموعه برگرفته از رویدادهای واقعی است بخشهایی از آن صرفاً به دلایل نمایشی ساختهی ذهن نویسنده بوده و نشان از هیچ شخص یا نهاد حقیقی نیست»
مرغ از شما سرقت نکرده، باشه؟
...فقط میخواست برای شما کار کنه. اون
منم فقط میخوام تو به اون حرومزاده زنگ بزنی
ولی بیشتر از یک بار بهت نمیگم
[...آنچه گذشت]
هی - شمارهی من در اومد -
از اینجا برو - دویست و پنجاه دلار -
باید دو روز دیگه بیای خونهام
به ویویان میگم باهات تسویه کنه
!ولی مرغ - بیخیال دیگه، دارمت -
بازم صاحبخونه بوده؟
صاحبخونه کتکت زده؟
همون کوفتی که حقشه رو نصیبش کن
این کاکاسیاههای گانگستر روی سرت جایزه گذاشتن
بهم سر زدن
،حالا تو یه حرکت برات مونده، پسرم ...اینکه فرار کنی
و پشت سرت رو نگاه نکنی
هی آندره
فقط میخوایم دوتا سوال ازت بپرسیم
!پشمام! لعنتی
باید بریم - یالا، یالا -
میدونی مشکلت چیه، هادسون؟ - مشکلم چیه؟ -
...بیشتر نگران نجات دادن این کاکاسیاهها
!دهن گشاد سفیدپوستیت رو ببند
.در مقابل من یه افسر همکار رو کتک زدی تعلیق شدی
...مرغ - !مرغ کجا بود ویو، هیس -
مرد مرغیِ بدنام اومده
دیگه مُردی، مادرجنده
!بیدار شو دهاتی
حالا میخوای حقیقت رو بگی؟ ها؟
...یا میخوای دوباره اون گونی رو بذارم روی سرت
و با کتک ازت حرف بکشیم؟
عجب
...ببین، لحظهای که تصمیم گرفتی
از من سرقت کنی، به فنا رفتی
تو هم همدستی کردی، ویو؟
روی سرم تفنگ گذاشتن، مرغ
به خونهی خانوادهی لامصبم بردمت
کیری پُررویی
واقعاً مادرجندهی خودخواهی هستی
...گوش کن، ممکنه من بینقص نباشم
هیچوقت نفروختمت، ویو
هیچوقت نفروختمت
میخوان بزنن نفلهام کنن، ویو
تو همهی ما رو فروختی وقتی بابت این مهمونی کوفتی فکر و خیال به سرت زد
هی، ببین چی میگم اسلیم
من از هیچ مهمونیای سرقت نکردم، مرد
جالبش اینجاست که الان خیلی برام مهم نیست
ببین، تو چیزی هستی که بهش میگم برگِ برنده
و بهتره باور کنی قراره مقابل میزبان بازیت کنم که برنده بشم
باورش کن، یارو
نعشش رو بکش ببر بیرون
باشه بابا. خیلیخب، آروم باش
لعنتی
چیشد؟
!پاشو
حرومزادهی نیموجبی سریعه
کدوم گوری هستی؟
لعنتی
[مراقب خودت باش]
!گه توش
خدا لعنتت کنه، گوردون
فی - گوردون، هستی؟ -
فی، فکر کردم ترکم کردی، عزیزم
فی؟
...سلام بابا
مامان میگه فقط میخواست مطمئن بشه که زندهای
چرا نباشم، پسرم؟
مگه روزنامه صبح رو ندیدی؟
میگن از یه مهمونی سرقت کردی
صبرکن، چی گفتن؟
...گفتن مظنون اصلی در یک سر
سرقتِ بیپروایانهی نصفشبی ،از یه مهمونیِ بعد از مبارزه هستی
که معتقدن برخی از خطرناکترین خلافکارانِ کشور توش حضور داشتن
بابایی؟
هی... گوردون، میخوام به حرفم گوش کنی
باشه
بابایی؟ - هی، هی -
آره، هی
...هی پسرم
باشه گوش کن، میخوام خیلی خوب به حرفم گوش کنی
،مادرت الان مسائل سنگین خودش رو داره و داره تمام تلاشش رو میکنه، خب؟
یعنی میخوام تو نهایت تلاشت رو بکنی
...پس میخوام مراقب خواهرهات باشی
و میخوام مرد خونه باشی
واقعاً از اون آدمها سرقت کردی؟
!نه. نه - نمیخوام دوباره بری زندان -
هی، بابایی جایی نمیره
حالا ببین، باید تلفن رو قطع کنم
قبلش میخوام بدونی که دوستت دارم
منم دوستت دارم، بابایی - خدافظ پسرم -
مرد مرغی؟ هی، بهتون میگم اشتباه گرفتید
ساکت باش، مرد مرغی - همهی ما مثل هم نیستیم، میدونی؟ -
!صبرکنید. اون نیست
!اون مرد مرغیه
!ایست
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
تا جایی که میدونم، آدمربایی جرمه
هیچکس تویِ لاغرمُردنی رو نربوده
مشغول کاری
و ما قوانین خیلی سختگیرانهای دربارهی ظاهر داریم
پس این تغییر اساسیت واسه همینه
باید براتون چیکار کنم؟
بدهیت رو با کار جبران کنی
بدهیم؟ - آره -
تو گذاشتی اون مادرجندهی فسقلی در بره
پس بهم مدیونی - اون بهتون تبر زد -
به من ربطی نداره
تو هم خیلی خوب میدونی که مرغ ازتون دزدی نکرده
تواناییش رو نداره
...جرم توی مهمونی اون رخ داده
پس یعنی مسئولیتش با اونه
...و حالا که اون کاکاسیاه کوچولو فراریه
بدهی به سمت تو جریان داره
،پس پول نقدم، جواهراتم
...و فشارِ احساسیای که گذروندم
وقتی اون کاکاسیاهها فِرهام رو بهم ریختن رو بهم مدیونی
پس مثلاً بگیم 50 هزار دلار
پنجاه هزارتا؟
بعلاوه 85تا به خاطر این معصومبازیها
روی پیشونیم نوشته احمق؟
اگه بخوای میتونم یه سوراخ توش بذارم
...تازه، تا آخر امروز 10 درصدش رو میخوام
تا بهم ثابت کنی که بابت دادنِ پولم جدی هستی
!و جنده، سر به سرم نذاری
از کجا یه روزه پنج هزارتا جور کنم؟
به تخمم، جنده. از کونت بکش بیرون
مرد مرغی فراریه
ماجراش رو بخونید. فقط 10 سنت
هی جوون، من میخرم
میشه ده سنت
پول آقا رو بده
عجب خبری
انگار دوستپسر کوچولوت مشهور شده
تیکتاک عزیزم، باید پول در بیاری
کمک لازم دارم
از پشت بهم شلیک کردن
اگه خانوادهام بودن چی؟ بچههام؟
الان کجان؟ - ،گفتم فِی با ماشین ببرهشون -
برن خونه خواهرش. اینجا الان خیلی خطرناکه
خب، کار خوبیه
واسه چی به تو دروغ بگم؟
فِی دیشب ولم کرد
راستش حتی سرزنشش نمیکنم
...الان چند ساله دارم واسه این زن
ادای آدمهای خوب بودن رو در میارم
گمونم بالأخره عقلش رسید و رفت
...خب، فِی اصلاً باهات ازدواج نمیکرد اگه
...فکر نمیکرد مرد خوبی باشی، پس
الان بهم گفتی مرد خوب؟
عمراً، نگفتم
من با برادرهایی مثل تو بزرگ شدم
باهوش، کاردان
فقط واسه خودشون مانع میتراشیدن
آخه نمیفهمم، گوردون
،خانوادهای داری که دوستت دارن
...با یه زنِ خوب. چرا میخوای همهاش رو دور بریزی
که فقط چیزی باشی که نیستی؟
دقیقاً میخوام چی باشم؟
یه جور خلافکار گندهای چیزی
خلافکار گنده؟ - آره -
اشتباه گرفتی، مرد
مردی که جلوت نشسته با تحصیلات کلاس چهارم جلوت نشسته
اون رو دارم و این رنگ پوستی که میبینی
پس میدونی چیکار کردم؟ نهایت تلاشم واسه سیر کردن شکم خانواده کوفتیم
حس میکنم تصمیمات درستی رو گرفتم. کوچیک نگهش داشتم
بیخیال ساقی مواد بودن شدم و کاری که بلد بودم رو کردم
فقط فاحشهها و قمار، تمام تمرکزم روی اون بود
سعی کردم واسه خودم یه بیزنس قانونی بسازم
قانونی - سعی کردم یه بیزنس قانونی بسازم -
...گوردون، تو واسه برخی از خطرناکترین
و خلافترین آدمهای این کشور مهمونی گرفتی
فکر نمیکنی یه جور عاقبتی برات داشته باشه؟
ببین، نمیشه یه پات توی ماجرا باشه و یه پات بیرونش
یا گانگستری یا نیستی
و نیستی
خب، گمونم یکم دیر اون درس عبرت رو گرفتم، نه؟
،گوش کن ،اگه امشب از این شهر خارج نشم
فرقی با جنازه ندارم - ،از دید من -
،یا میری قبرستون
یا میری زندان
میتونی تلاش کنی ،یه مخفیگاه گیر بیاری
یا من و تو کاری که شروع کردیم رو تموم کنیم
سارقین رو پیدا کنیم و تبرئهات کنیم
آخریه خیلی به نظرم بد نمیاد
داری وارد میشی، جوون
خب، مربی خوبی داشتم
هی مک، تا کِی قراره اینجا باشیم، مرد؟
امیدوارم یه روز، نهایتاً
منتظر تماس رابطم هستم بابت مالخَرِش
وقتی پول رو بگیریم، میتونیم بریم
طرف دوستته؟
آره، باهم خدمت کردیم
بهش اعتماد داری؟
چارهای ندارم، ری
هی، خب کِی میخوای بهم بگی جریانتون با صاحبخونه چیشد؟
حسابی دهنش رو سرویس کردیم
لعنت بهت، ری
بیخیال پسر. دوتامون میدونیم حقش بود
خوشم نمیاد با ویلی رفیق شیش بشی
جریان شما چیه، مرد؟ - جریانی نداریم، مرد -
قبلاً با اینکارههایی مثل اون ارتباط داشتم
همیشه میخوان یه چیزی رو ثابت کنن
ولی آخر اون تونل هیچ نوری نیست
خب، حداقل مثل یه مرد واقعی واسه خودش ایستادگی میکنه
هرکسی که میشناسم قربانیه
من نمیخوام قربانی باشم
ببین، متأسفم که وارد این ماجرا کردمت
متأسفی؟
این خفنترین کاریه که تا حالا کردم
ری، سرقت هیچیش باحال نیست
این کار یه باره
یه بار
بیشتر به اون قلممو رنگ بزن
گرفتم
...قبلاً با یه دختره به نام رینا میرقصیدم. رینا
رینا اهل نیویورک بود
دقیق بگم هارلم
این زنیکه یه جوری از هارلم میگفت انگار بهشتِ سیاهپوستهاست
مُد، فرهنگ، موزیک
از دههی پرشورِ 20 برام میگفت
بیلی هالیدی، دوک الینگتون، الا فیتزجرالد
حتی میگفت موعظهی مالکوم ایکس خفن رو توی خیابون 125اُم دیده
ولی از تمام قصههایی که از هارلم برام میگفت ...بهترینشون با اختلاف
دربارهی زنیه به نام استفانی سن کلیر
بهش میگفتن کوئینی
کوئینی بزرگترین تشکیلات قمار نیویورک رو تو دههی 30 داشت
پسر، این جنده داشته در حین رکود اقتصادی کوفتی !میلیونی به جیب میزده، عزیزدل
به هیچ مردی هم جواب پس نمیداده
.ببینید، ما قراره اونجوری باشیم از حالا به بعد یه عملیات کاملاً بدونِ کیر
حرفهات تموم شد دیگه؟
چون بدون این مقدمهچینیها میتونستی حرفت رو بزنی، بچه
سوال اصلی اینه، چطوری قراره ...این کاکاسیاههای عقبافتاده رو قانع کنیم
که با ما زنها قمار کنن؟
،یه چیزی که تو زندگی یاد گرفتم اینه ...یه گوشه کُس به یک کاکاسیاه نشون بده
تا هر کاری میخوای بکنه
پس قراره سکس هم بکنیم؟ دختر، من بازنشستهام
نه جنده
یکم جذبهی جنسی قالب میکنیم
باشه. ور ور بسه. کی پایه است؟ زودباشید
بگیر
اوه
عجب کسشعریه - زودباش بابا -
!اوه
!لعنتی. ریدم توش
...هوم
خب، باشه، بریم مشغول بشیم
سلام
پس، گمونم شنیدی
بله قربان
شنیدم کونِ میسون رو پاره کردی
خب، هنوز بابتش تعلیق شدم، پس
،هی ببین. یکی از تیراندازهایی که توی جنگل مُرده کارت شناساییش رو بررسی کردیم
یه آدمکشه که به فرانک موتن وصله
گانگستر گردنکلفت اهل نیویورک
فرانک موتن، آره
توی مبارزه دیدیمش
،میدونم کارت شناساییش رو پیدا نکردیم
ولی بهت میگم، اونم توی اون مهمونی کوفتی بوده، رومل
صبرکن. شاهدین گفتن اونجا نبوده
اون شاهدها قرار نیست فرانک موتن رو لو بدن
میدونن اون مرد چه کارهایی ازش برمیاد
باشه. خب رئیس گفته واسه بازجویی بگیرنش
الان توی اتاق بازجوییه
صبرکن. همین الان توی اتاق بازجوییه؟
بله قربان
،به گفتهی پلیس نیویورک
در چندین پرونده قتل مظنون هستی
تازه توطئه، قاچاق مواد و فساد فیالارض که بماند
که چی؟
،از زمان سرقت شش فقره قتل داشتیم
حالا، ممکنه این پایین توی دیکسی ،دیر دوزاریمون بیوفته
ولی وقتی جسد دوتا آدمکشِ نیویورکی ،پیدا میشه
به همراه جسد بچهای که ،مظنون در یک سرقت جنایتکارانه بوده
فهمیدی چرا به تو علاقمند میشیم؟
،مامانم یادم داده ،اگه مثل اردک راه میره
و مثل اردک حرف میزنه، پس یه اردک کوفتیه
اوه، تموم شد؟
ببخشید. توی تکگویی دهاتیوارت گم شدم
حالا اردک توی پند دقیقاً کیه؟
میدونی چیه؟ خیلی گشنمه
فکر کنم وقت ناهارم رو زودتر برم
یه ساندویچ تن ماهی دارم که راست کار خودمه
،بین خودمون باشه
اون لاشیهایی که اونقدر احمق بودن ،تا از چندتا گانگستر سرقت کنن
به چیزی که حقشون بوده رسیدن
معنیش این نیست که تو بابتش مجازات نشی - ...نبود مدرک -
هیچوقت جلوی شما رو نگرفته که یه کاکاسیاه رو دار نزنید یا نسوزونید
...پس زودباش، کبریتهات رو روشن کن
خپل
...آخه چطوری باید یه عملیات بدونِ کیر راه بندازیم
وقتی داریم واسه یه کاکاسیاه دیگه کار میکنیم؟ - ...فقط واسه یه مدت کوتاهه -
تا بدهی رو پاس کنیم
خب، چقدره؟
پنجاه هزارتا - پنجاه هزارتا؟ جنده، عمراً. من رفتم -
وایسا، وایسا مکسین - ...دختر، جلوی راهم رو نگیر -
مگه اینکه بخوای دوباره زخمی بشی
...باشه مکس، من
ببین، منظورم اون نیست، باشه؟
تو این کار بهت نیاز دارم
خانم ویویان توماس میگه به کمک من واسه یه کاری نیاز داره؟
ببین، دارم جدی میگم باشه؟ بدون تو نمیتونم انجامش بدم
خب، باید بدونم که دارم خودم رو درگیر چه کاری میکنم
کی داره بهت فشار میاره؟ - یه خلافکار دهاتی که تو مهمونی ازش سرقت شده -
نمیدونم این کاکاسیاه چه کارهایی ازش برمیاد
اون دیگه چه کوفتیه؟
سرمایه اولیهمونه
گمش نکنی - جنده، من بهش دست نمیزنم -
به چیزهای بدتری هم دست زدی، جنده
حالا هِی بازیگوشی کن
سلام، حال شما؟
گمونم قهوه رو سیاه میخورید - نه، با پودر شیرِ زیاد -
چی بگم؟ مامانم لوسم کرده
بچه منم
خب، از اون نداریم. شرمنده
کارآگاه هادسون
فرانک موتن
...میشناسمت. آره، تو
.پدرخواندهی سیاهپوستی آره، خوب تو دهن میچرخه
ما مسئول اسمی که مردم روی ما میذارن نیستیم
به من میگن اوباش
ما به تو میگیم خوک
بذار حدس بزنم
وقتی کِلانِ پلیسی نمیتونه کار رو در بیاره تو رو میفرستن، ها؟
،پسر، مطمئنم وقتی از در وارد میشی
کاکاسیاهها گاردشون رو تا آخر پایین میارن، نه؟
وقتی توی سیاهپوست رو میبینن - آره -
...آره. خب، ولی متأسفم. من
نمیتونم بیشتر از چیزی که به همکارت گفتم، بهت بگم
اون همکارم نیست
نه، از اون حرومزادهی دهاتی متنفرم
...من بودم که پای چشمش
خب، از علی یه چیزی یاد گرفتی - بله قربان -
مطمئنم حس خوبی داشته - آره. آره -
...داشتم از پشت شیشه نگات میکردم. تو
خیلی زرنگ مصاحبه کردی، آقای موتن
خب، این اولین تجربهام نیست
ولی میدونی... میتونی تشریفات رو کنار بذاری
فقط فرانک صدام کن
...خب فرانک
واقعاً واسه پلیس نیویورک جالبی
آدم خیلی جالبی هستم
سالها دنبالم بودن، میدونی؟
ولی یه چیزی بهت میگم، کارآگاه
...پلیسهای خیلی بیشتری توی نیویورک هستن
،که میگن کاش تو جیبشون پول میریختم
تا بخوان دستگیرم کنن
اون یه جور رشوهی زیرکانه بود؟
من مولتیمیلیونرم، کارآگاه
اگه ازت بخوام ...یه لطف خاص بهم بکنی
هیچیش زیرکانه نیست
باشه
سرقت هایتس رو به یاد بیار
چی ازش میدونی؟ اونجا بودی دیگه
پایانی ناگوار برای یک شبِ خیلی خاص
چقدر تیغت زدن؟
میدونی، فقط یکم پول نقد و جواهرات آشغال
خیلی بیشتر از اون آشغالها رو توی خونه دارم
با اینحال، میخوام یه عدد بگیرم
.اگه مشکلی نداری ...اونجوری
میتونیم حساب دقیقی داشته باشیم
،اگه تونستیم
اموالتون رو پس بگیریم
تا حالا ازت سرقت شده، کارآگاه؟
نه، فکر نکنم
میدونی، سرقت نقض قانون خیلی خاصیه
،ببین، وقتی ازت سرقت میشه فقط وسایل ارزشمندت رو نمیبرن
اعتبارت رو میبرن
وقار و غرورت رو میبرن
چیزهایی که نمیشه هزینهی دلاری قابل سنجشی روشون گذاشت
هوم
،تو فاصلهی نزدیک از مهمونی در جنگل
جسد لینا موزلی رو پیدا کردم که یه گلوله تو سرش خورده بود
،و جسدِ پخششدهی بون دیویس توی حیاط بود که با شاتگان، قفسه سینهاش رو ترکونده بودن
،همین دیشب توی جنگل
آندره میوز، با چندتا گلوله توی کمرش
،و همینجا توی این اتاق
تامی هیزِ جوان تو همون مکان مُرد
حالا، اگه از والدین و عزیزانشون بپرسی ،که روی جونشون قیمت بذارن
گمونم جوابشون خیلی شبیه به جوابی باشه که تو دادی
،به جز مسئله غرور و وقار و اون کسشعرها
چون فقط همینه
اهل جورجیا هستی؟ - زاده و پرورش یافته -
ما رو باش
دوتا کاکاسیاه جورجیایی که جایگاه خودشون رو توی دنیا حک کردن
مطمئنم بیشتر از چیزی که فکر میکنیم وجه اشتراک داریم
نه
من نمیخوام دوست جدید پیدا کنم، آقای موتن
و تو رسماً توی رادارم هستی
خب، گمونم بهتره مطمئن بشیم دیگه گذرمون به همدیگه نیوفته
حالا اون شبیه یه تهدید بود
و اون حرف به نظر میاد انگار فکر کنی تو لایق تهدید شدن هستی
«دیجــــی موویـــــز»
حدس بزن الان با کی گپ زدم
کی؟ - فرانک موتن -
چیه؟
گربه زبونت رو خورده؟
آره. فرانک توی مهمونیت بوده، مرغ
.لعنتی، توی مهمونیت احتمالاً مهمون افتخاری بوده
نمیدونستم توی مهمونی بودن جرمه
بهم دروغ گفتی، مرد - بس کن، هادسون -
ببین، تنها چیزی که الان بهش اهمیت میدم محافظت از خانواده لامصبمه
!پس خبر مرگت اعتراف کن، مرد
چی رو اعتراف کنم، هادسون؟
میخوای بدونی که دیدم فرانک موتن درست جلوی چشمهام با گلوله بزنه تو صورت کسی؟
یا شاید پشت تلفن صداش رو شنیدم که داشت سیلکی رو خفه میکرد؟
!آخه پشمام ...اگه بخوایم از مردم تتوی خیابون
،ماجرا رو بپرسیم و اینکه چی میدونن !کل روز کوفتی رو اینجاییم
و هیچیش اهمیت نداره چون هیچکس شهادت نمیده
،حالا شاید من یه خلافکار خردهپا باشم ولی احمق نیستم
.مهمونی فرانک بود باشه؟ بهت گفتم
ولی بعدش ندیدمش
و اصلاً از اینکه سارقی رو کشته چیزی نمیدونم
و حقیقت اینه
حالا قراره انجامش بدیم یا نه؟
کجا میریم؟
میخوایم یه سر به عموی آندره بزنیم
چرا بریم دیدن اِد؟ آندره مُرده
دقیقاً
طرف دیگه دلیلی نداره که ازش محافظت کنه
آره
هی رئیس
...هیچی مثل این نیست که روزم رو
با بازجویی شدن توسط پلیس کسکش شروع کنم
متأسفم رئیس - فکر کردم بهت گفتم بی سر و صدا کار کنی -
...ایده کی بود
که مادرجندهها رو با ماشینگان اینور اونور بفرستی؟
فکر کردم بالگرد انتخاب عالیایه
پس ایدهی کوفتی تو بود
فقط خوکه رو پیشبینی نکرده بودم
،تو وسط این همه سر و صدا
بازم مرد مرغی رو پیدا نکردی
تو اون زمینه خبرهای خوشی دارم
انگار باید به آتلانتا رجیستر رشوه بدم
الو؟ کادیلاکه، رئیس
این کاکاسیاه چه کوفتی میخواد؟
کادیلاک
اوضاع توی دیسکوی موردعلاقهام توی جرسی چطوره؟
عالیه، فرانک
مثل همیشه
گوش کن، میدونم هفتهی سختی برات بوده و این حرفها
تو فکر بودم شاید بخوای یکم استراحت کنی، میدونی؟
من میام اونجا و این شکار مرغ بزرگ رو ادامه میدم
و میذارم تو یکم استراحت کنی وقتی به امورات سازمان و گندشون رسیدگی میکنم
اونوقت سازمان چرا باید به رسیدگی نیاز داشته باشه؟
چیزی نیست که زیاد لازم باشه خودت رو درگیرش کنی، فرانک
خودم قضاوت میکنم که چی به نگرانیم نیاز داره
،یک سری اظهارات داشتیم
...یه سری بگو مگوها دربارهی
اینکه مردم الان ویژگیهای رهبریت رو زیر سوال بردن
کی دقیقاً، لاک؟
آره، هرکاری تونستیم کردیم تا جون آندره رو نجات بدیم
!لعنت. لعنت. لعنت
!خدا لعنتش کنه
،و همون آدمی که آندره رو کشته
...میخواد مرد مرغی رو بکشه. ما
فقط میخوایم جلوش رو بگیریم
خدایا، اون پسر از اولش به فنا رفته بود، مرد
،با کمال احترام مرغ
حتی فکر نمیکردم تو تخم چنین حرکتی رو داشته باشی، مرد
آره، چطوره بری به مافیای سیاهپوستی بگی
یا بهتر، حتی به پلیسها
.فقط میخوام روراست باشم حدود 24 ساعت وقت دارم تا خودم رو تبرئه کنم
،و اگه تو اون زمان انجامش ندم، خب
...من و خانوادهام
ما هم قراره از سردخونه سر در بیاریم
ببین، ما فقط به هر اطلاعاتی که بتونی بهمون بدی نیاز داریم، اِد. هرچیزی
باشه؟ هرگونه اطلاعاتی - گوش کنید، گوش کنید -
کاش میتونستم، رفقا
کاش میتونستم - ...هی اِد، ببین ببین، ما -
خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی وجه اشتراک داریم، مرد
آخه ما چه وجه اشتراکی داریم؟
عشقمون به این شهر
هی ببین، ما همهمون اهل اجتماع هستیم
،چندتا قانونشکن بینمون داریم ...ولی فرق بزرگی بین این هست
...که یکی دو دلار زیرِ میز در بیاری
و اتفاقی که الان داره توی خیابونها میوفته، مرد
...مرد - اِد، گوش کن. آتلانتاییهای جوون دارن میمیرن -
،و اگه ما جلوش رو نگیریم
هرچیزی که براش جنگیدیم رو از دست میدیم
و مرگ آندره هم بیهوده میشه
حالا چی؟
یه اسم بهتون میدم
و دیگه نباید بیاید سراغم
مکینلی راجرز - مکینلی راجرز؟ -
مکینلی راجرز
زودباش
میشناسیش؟ - نه -
اگه بخوایم پول کافی در بیاریم که طلب مو اسلیم رو بدیم ،و یه سودی به جیب بزنیم
باید مشتریهامون رو ارتقا بدیم
چطوری اونوقت؟
میخوایم بازی اعداد رو یکپارچه کنیم
هوم
خب خب خب
،فقط استراتژیمون رو تغییر میدیم میریم سراغ ماهیهای گنده
.سلام عزیزم میخوای بازی اعداد رو بکنی؟
با تو هر بازیای میکنم
چطوریه؟
خیلی ساده است
فقط باید هر رقمی رو ،روی سه ترکیب عددی شرط ببندی
،و اگه شمارهات تا آخر روز در بیاد
پول میگیری - پس مثل لاتاریه -
...عزیزم، این از لاتاری بهتره
چون ما تو کارِ خدمات مشتریان هستیم
میشه بازی رو یادم بدی؟
خب، پول داری عزیزم؟
پس کون سفیدت رو بیار اینجا
این همه زحمت واسه چیه؟
چرا مثل درگنِت درِ وامونده رو نمیشکنی؟
پسر، اون یه در قلابیه - شوخی میکنی؟ -
توی درگنت نه - هی مکینلی، اینجایی؟ -
یه لحظه صبرکن. وایسا - دارمت -
.همهجا وسیله هست انگار یه مرد خانواده داریم
اون دخترشه - آره، قهرمانم هست -
ارتشیه
چرا یه جوری رفتار میکنی انگار به این مدالها اهمیت میدی؟
بیخیال، اون کسشعرها رو ببر جای دیگه، مرغ
باشه، فقط دارم بهت میگم چی به چیه
هی، جِیدی
چیه؟ چی داری؟
میشناسمش
اون رو؟ - میشناسمش -
همون لامصبیه که با سیلکی توی کلرمانت بود
اون قرار بود میزبانِ مهمونی بشه
فکر کردم تو میزبان مهمونی هستی
نه، اولش نبودم
،این کاکاسیاه بیروح که اینجاست
در ابتدا کار رو گرفته بود، باشه؟
.اون میزبان اصلی بود وقتی من فهمیدم، سعی کردم سیلکی رو قانع کنم
.بعدش سیلکی اون رو پیچوند اونجوری کار به من رسید
اوهوم. و کِی میخواستی این رو بهم بگی؟
واسه چی اون رو بهت میگفتم؟
خیلی تو فکرش نبودم، فقط یه کاکاسیاهه که دیدمش
فکر کن مرغ. کارِ طرف رو دزدیدی
بیخیال دیگه - از اینجا تا تیمبوکتو انگیزه داره -
پس فکر میکنی اون مغز متفکر این ماجراست؟
خب، قطعاً یه مظنونه
اسمش رو بلدی؟
اسمی یادم نیست
فقط بیشتر بگرد
وای پسر
هی، صبرکن
خب، به نظرت شارمین کیه؟
نمیدونم
بذار ببینم میتونیم بفهمیم یا نه
زنِ مکینلی اینجا کار میکنه؟
مطمئنی آدمهات بهت اطلاعات اشتباه ندادن؟
...تنها سیاهپوستهایی که توی اون ساختمون کار میکنه
اونهایی هستن که توالتهای وامونده رو تمیز میکنن
نه، رومل گفت توی کانترِ میکاپ کار میکنه
.باشه، میرم باهاش حرف بزنم تو خارج از دیدها باش
میخوای بری دستگیرش کنی؟
شاید. شاید بتونی بترسونیش تا مکینلی رو لو بده
واسه چی دستگیرش کنم؟
نمیدونم. برو یه چیزی از خودت بساز
مطمئنم اولین بارت نیست - میخوای تو انجامش بدی؟ -
چهرهی من توی تمام روزنامههاست
نه، نمیخوام - باشه، سر جات بمون -
خدای من - زودباش پسر -
سلام. نمونه جدیدمون رو امتحان کردین؟
بله، ممنون - بفرمایید -
ممنون. متشکرم
سلام. این عطر هفتهی جدیدمونه - سلام -
سلام. بله. ممنون
خانم شارمین جانسون؟
بنده کارآگاه جِیدی هادسون هستم
،اگه درباره مکه ربطی به من نداره
،خانم، آدمهای خطرناکی دنبال شوهر سابقتون میگردن
و من باید پیداش کنم
چیکار کرده؟
خب الان، فقط تو یه پرونده سرقت مظنونه
اونی که توی تمام اخبارهاست؟
بله خانم
ببین، مک تو هر دردسری افتاده تقصیر خودشه
،و اگه کسی دیگه هم بیاد همین حرف رو بهش میزنم
یالا هادسون، لامصب
،شارمین، این آدمها قاتلن
باشه؟
مشکلی ندارن بازم آدم بکشن
حالا بذار به این مرد کمک کنم
گوش کن، من نمیتونم دخالت کنم
به صلاح من و خانوادهامه، باشه؟
،حالا، اگه چیزی نمیخری
باید ازت بخوام بری
،اگه اصلاً اهمیتی به این مرد میدی قانعش کن بیاد
سلام - بفرمایید -
ممنون
گه توش
هی ایست. فقط دارم سر به سرتون میذارم
.افسر جِیدی هادسون. مرکز شهر کارآگاه. آره
شما پسرها یکم از منطقه دور نشدین؟
شما از منطقه دو اومدین، نه؟
آره. تو نگهبان علی بودی
خودم هستم
جنکینز واسه پیدا کردن یکی به نام مرد مرغی به تمام نیروها نیاز داره
مرد مرغی؟ - بله قربان -
خب، در مورد اون آدم رذل موفق باشید
نذارید معطلتون کنم. ممنونم افسرها
انگار تو هم یکم شیّادی بلدی
آره. فکر کنم داری روم تأثیر میذاری
لعنتی، دنبال مرد مرغی میگردیم
باشه، بیاید جلو آقایون. درسته
پولتون رو آماده کرده باشید
امروز ممکنه روز شانستون باشه
درسته. زودباشید - بگیر عزیزم -
درسته
درسته. اوهوم. بعدی - ممنون، ممنون -
!آره
چه خبره؟ - !خدای مهربون -
با کی قمار میکنید؟ - یالا. درسته -
مکسین کون قشنگ - همینجاست عزیزم. همینجا. وای مرد -
اون و ویو جای مرد مرغی رو گرفتن
چیچی؟ - آره -
اونوقت من یه پول سیاه از بُردهام نگرفتم
چی؟ - امروز روز شانس شماست! درسته -
،اگه میدونید چی براتون خوبه ...پولتون رو بردارید
و یه جای دیگه خرجش کنید
چی داری میگی، سالی؟
ها؟ تو سالهاست که باهامون قمار میکنی
اون روزهای بد دیگه تموم شده، آبجی
...چون اون روزی، 250 دلار برنده شدم
و مرد مرغی هیچ پولی بهم نداده
خب، انگار باید با مرغ حلش کنی
،خب، اون از قانون فراریه پس با شماها حساب میکنم
.تازه، شماها یه دار و دستهاید بهتون میگم، پولِ برندههاشون رو نمیدن
اگه جای شما بودم، پولم رو پس میگرفتم
درسته ویو؟ - ...آره، ولی -
گفتی همکارهای اون سارقی هستن که توی اخباره؟
اون از هیچکس سرقت نکرده
کلی گفتم - بگیر سالی -
...چی - پونصد دلار -
ویو، شما فقط 250 دلار بهم بدهکار بودین
اسمش رو بذار بهره، عزیزم
!آره - دیدین؟ -
هیچکدوم از مشتریهای ما لازم نیست واسه پول گرفتن صبر کنن
پس برید به دوستهاتون بگید
اوهوم
واسه چی اون کار رو کردی، ویو؟ - ببین -
بازی اعداد به اعتماد به نفس وصله، باشه؟
،اگه فکر کنن به مردم پول نمیدیم کارمون تمومه عزیزدل
چقدر جمع کردیم؟ - یکم بیشتر از 1200 دلار -
منهای پونصدتایی که الان به سالی تحویل دادی
میخوای به مو اسلیم چی بگی؟
میدونی انتظار داره اون پنج هزارتا رو بگیره
یه فکریش میکنم
آره، امیدوارم
پسر، این چه وضعیه
فکر کردم شما حرومیهای دهاتی مثلاً اِسپِید بلدین، پسر
بلدیم خب - باشه -
فقط گذاشتم تقلب کنی
،یه ورق نگه داشتی
از دستِ دوم داری از پایین دست میدی
تیزبین هستی
چرا چیزی نگفتی؟
تفنگ دست توئه
هی پسر، یه سوالی دارم
پیتزای شمال به همون خوبیایه که میگن؟
یه اسلایسش زندگیت رو عوض میکنه
دیگه چی میدونی؟
فقط چیزهایی که تو فیلمها دیدم
تا حالا از آگوستا اونورتر نرفتم - آگوستا؟ -
آره - پشمام. واقعاً دهاتی هستی -
نه، باید افقهای فکریت رو بزرگتر کنیم، جوون
باید ببریمت اونجا، نه رفیق؟
آره
رفیقت مک خیلی وقته که رفته
چی رو بهم نمیگی؟ - گفتم که مرد -
هوم؟ - باید به بچهاش رسیدگی میکرد -
اونوقت باورت شده؟
مک هیچوقت بهم دروغ نگفته
هی، جریان چیه؟ همه چیز خوبه؟
شلی کجاست؟ - نه مک -
مک - کجاست؟ -
پلیس اومد محل کارم دنبالت
چی میخوان؟ - یه سری آدمهای خطرناک دنبالتن -
و میخواست کمکت کنه
همین رو گفت؟
.بیخیال شارمین از این کسشعرهای پلیسیه
این چرندیات رو میگن تا فکر کنی اهمیت میدن، بعد سعی میکنن بگات بدن
واقعاً خیلی پُررویی، مک
ببین، دارم بهت میگم این پلیسه فرق داره
باید باهاش حرف بزنی
مثل خودت کهنهسرباز بود
مثل من؟
آره، به این میگن کارِ خوب، کارآگاه
واقعاً عاشق اون مادرجندهی کله هندونهای هستی، ها؟
میدونی، تو واقعاً لاشیای
باید تیزبینتر بشی، مرد
فکر کنی طرفت دنبال چیه
طرز فکرش رو بفهمی
مطمئنم مک هیچوقت اونها رو یادت نداده، ها؟
مک آدم درستیه. واسه بزرگ کردنم کمک کرده
لینا و تامی هم همینطور
آره و ببین چه لطفی براشون داشت
ببین، یه حرومیِ جوون تیزبین مثل تو ،به کارم میاد
بالا توی شهر. از اون خوشت میاد؟
تصور کن اون بالا میتونیم چیکارها بکنیم
حسابی میترکونی
اون گانگسترهای نفله بیشتر از چیزی که بتونن بشمارن، پول دارن
حتی نمیفهمن چیزی گم شده
باشه. خب کِی بریم اونجا و دستگیرش کنیم؟
نمیریم. الان مدارکمون خیلی کمه
یعنی چی خیلی کمه؟
...اگه قرار نیست بریم اونجا و مظنونی رو بگیریم
که میتونه تبرئهام کنه، واسه چی اینجاییم؟ - مکینلی رو تعقیب میکنیم -
ما رو به غنائم میرسونه
اون میشه مدرک، بعد میتونیم دستگیرش کنیم - نه، بیخیال -
خیلی ریسکیه و خودت میدونی
باید بریم اونجا و بگیرمش ...و بگیم ما رو پیش غنائم ببره
همین الان این کار رو میکنیم - نه. هی... در رو ببند، مرغ -
گوش کن... نمیتونم
یعنی چی که نمیتونی؟
الان پلیس نیستم
،بعد از بگاییِ دیشب
جنکینز نشانم رو گرفت
باشه؟ الان پلیس نیستم
،اگه درست انجامش ندیم
فقط بحث تعلیق از کار نیست
دوتامون میریم هلفدونی
پس چرا نمیشه دستگیری شهروندی انجام بدیم؟
سفیدپوستها همیشه تو فیلمها انجامش میدن
چرا نمیشه بریم اونجا و انجامش بدیم؟ - ...الان فقط حرف عموی -
یه مظنونِ مُرده رو داریم که اسم این یارو بهمون داده
اون مدرک نمیشه
تازه، حتی نمیدونیم کی تو این ماجرا نقش داره
کی رئیسه
فکر نمیکنی مکینلی باشه؟
چرا باید اون سرقت رو انجام بدی و بعد توی آتلانتا بمونی و منتظر باشی بگیرنت؟
آره
...نه، به نظرم این محلیها دارن از یکی دیگه
دستوراتشون رو میگیرن - کی؟ -
،خب، اگه مکینلی رو تعقیب کنیم امیدوارم بفهمیم
باشه، تو این یکی فقط باید بهم اعتماد کنی
بهترین شانسیه که واسه تبرئه کردنت داریم
.مرغ موردعلاقهام اومده بهتره واسه مرغدونی چندتا تخم داشته باشی
کونش یکم لاغره، عزیزدلم
ببین، یکم وقت بیشتر میخوایم
هنوز دارن ما رو به مرغ وصل میکنن
و الان اسمش هیچ اعتباری نداره
وقتی داشت نگهبان استخدام میکرد باید فکرش رو میکرد
...اگه میذاشتم حرومیها پولم رو بخورن
تا اینجای دنیای خلاف پیش نمیرفتم
پس باید راههای دیگهای برات پیدا کنیم که بدهیت رو جبران کنی
ببین عزیزم، چطوره بری یه چیزی بخوری
و تو چطوره بیای اینجا و حالم رو خوب کنی
ببخشید؟
!درخواست نبود
آره
این سگها خود به خود شسته نمیشن، عزیزم
آره
خودشه عزیزم
همینه
چیشده؟ وقتی گذاشتی مرغ دوباره در بره ناخن پات رو شکستی؟
من یه بار اون کاکاسیاه کوچولو رو پیدا کردم وقتی شما اسکلها نتونستید
،دوباره پیداش میکنم
تا وقتی جندهاش رو داشته باشم
من و تو باید بدون حضور اون دربارهی یه سری مسائل صحبت کنیم
...من از حیوانات دستآموزم
چیزی مخفی نمیکنم
...متوجه شدم
...برخی اعضای سازمان
،از دیدگاهِ استراتژیکم ناراضی هستن. منظورم از برخی اعضا
منظورم توی یابو هستی
آه
...ببین باباجون
تو دورانت در حد تالار مشاهیر بود. تماشایی بود
.ولی دیگه پیرِ سگ شدی، کاکاسیاه ...چطوره بزنی کنار
و بذاری یه تازهوارد بیاد جلو؟
،تو ازم سرقت کردی
میسوری اسلیم؟
الان بهم بیاحترامی کردی، فرانک موتن؟
!ببخشید آقا
تو ازم سرقت کردی، مادرجندهی به درد نخور؟
نه باباجون
،من ازت سرقت نکردم چون اگه کرده بودم الان مُرده بودی
!حرومزادهی پیر سالخورده
...ای تُف
تنهات میذاریم
[نیوجرسی]
♪ هیچوقت ناراحت نباش ♪
♪ بهم تکیه کن وقتی اوضاع بده ♪
♪ وقتی زمانش برسه و ناراحت باشی ♪
♪ توی رودخانهی دردسر باشی ♪ ♪ و در حال غرق شدن باشی ♪
♪ فقط طاقت بیار، دارم میام ♪
♪ طاقت بیار، دارم میام ♪
♪ تو راهم، معشوقهات ♪
♪ اگه سردت شد، آره ♪ ♪ پناهت میدم ♪
♪ لازم نیست نگران باشی ♪ ♪ چون من هستم ♪
♪ نیاز نیست عذاب بکشی، عزیزم ♪ ♪ چون نزدیکم ♪
♪ فقط طاقت بیار، دارم میام ♪
♪ طاقت بیار، دارم میام ♪
♪ طاقت بیار، دارم میام ♪
♪ طاقت بیار، دارم میام ♪
♪ اینجا رو ببین ♪ ♪ دستت رو برام دراز کن ♪
♪ برای رضایت، آره ♪
♪ اسمم رو صدا بزن، آره ♪
حدس بزن چی شنیدم
چی رئیس؟
فرانک مو اسلیم رو بازنشسته کرده - خدای من -
.میخواد جنگ به پا کنه میخوای چیکار کنی؟
کلاً هیچی
...میدونی، وقتی سرقت رو برنامهریزی کردم
پیشبینی کردم سازمان بالأخره بفهمه ،فرانک خیلی قدرتمند نیست
و آدم شکستناپذیری که همه گمون میکردن باشه، نیست
...بقیهی دومینوها
،سرِ جای خودشون میوفتن
...و سازمان در نهایت
میخواد من اوضاع رو به نظم نسبیشون برگردونم
،صحبت از سرقت شد همهشون میخوان سهمشون رو بیشتر کنن
تاوانشه چون نفرات گروهشون کمتر شده
،اختیار داری خواستهشون رو برآورده کنی
فقط تا وقتی هیچوقت دریافتش نکنن
.بیخیال لاک من وعده وعید دادم
بیا توی قفس
نه، به اون نیاز نداری
تو میشی گیرندهی من
کمک میکنی تمرکز کنم - دستکش ندارم -
آماده شو
تا حالا بهت گفتم که قبلاً تو تیمِ جکسونویل سانز مدافع بودم؟
مامانم خیلی افتخار میکرد
پسرش داشت واسه لیگِ تریپل اِی بازی میکرد
،میدونی، یه شب ...یکی از همتیمیهام
میخواست جشنتولدش رو ...توی یه شهر تفریحی
به نام جکیل آیلند بگیره
شنیده بود اوتیس ردینگ ...قراره توی یه پاتوقی بازی کنه
به نام دلفین کلاب
متأسفانه، هیچوقت نتونستیم ...بازی اوتیس ردینگ رو ببینیم
...چون یکم بعد از رسیدنمون
...با چندتا سفیدپوست بومی حاصل خویشآمیزی
درگیر شدیم
خلاصه بگم
با چوب زدن توی زانوم و حرفهام رو پایان دادن
آرزوهام اون روز مُردن
پس آرزوهای اونها هم باید بمیره
...پس میخوام اون پسرها رو ببری به
جکیل آیلند و بهشون رسیدگی کنی
از جمله ویلی بلک
نمیخوام اون مادرجندهی دهنگشاد برگرده گازم بگیره
باشه ببین. کیرم توی ویلی بلک، باشه
قبول، ولی مک رفیقمه
جونم رو به اون مرد مدیونم
!لعنتی
!کیر توش
شاید واضح نشنیدی
میخوام به صورت دائم بازنشسته بشن
!کیر توش
فکر کردی اونجا مخفی شدن؟
به نظرم جای مشکوکی نیست
چیز عجیبی نمیبینم
...آره خب
.فقط یه راه واسه قطعی دونستن هست میرم یه نگاه بندازم. فقط تو ماشین بمون
سلام مرد. حال شلی خوبه؟
آره، حالش خوبه - کدوم گوری بودی؟ -
مرد الان بهت گفتم، نه؟ به دخترم سر زدم
آره، ولی چطور بدونم واقعاً داشتی اون کار رو میکردی؟
خب، ممکنه اون بیرون مشغول صحبت با پلیسها یا همچین گهی بوده باشی
پلیسها؟ بزن به چاک بابا، مرد
...نه مک. ما کل روز تخمی رو اینجا بودیم
وقتی تو بیرون داشتی ول میگشتی
فقط میخوام بدونم کدوم گوری بودی
الان نه، باشه؟ از سر راهم گمشو کنار
...اگه از جلوی قیافهام نری کنار
ببین کاکاسیاه، جواب کیری رو بهم بده
به جندهات زنگ بزن
بیارش پشت تلفن. میخوام ازش بپرسم
از جلوی صورتم برو کنار، کاکاسیاه. دیگه بهت نمیگم
تا این وضع جداً بد نشده
الو؟
آره، منم اِمرسون
کاکاسیاه، کدوم گوری بودی؟
یه مشکل کوچیکی داشتم
میخوام همهتون بیاید جکیل آیلند دیدنم
باشه؟ مالخَر اونجا میبینهمون
توی آتلانتا خیلی سر و صدا بالاست
.گه بخور ...چهارتا از افرادم رو
.واسه این لامصب از دست دادم ...یه سانت هم تکون نمیخورم
تا وقتی چیزی که نیاز دارم بدونم رو بهم نگی
!مک پسر، منم که دارم باهات حرف میزنم، کاکاسیاه
به اندازهی کافی افراد گروهت مُردن
میخوام تا حد امکان از این کثافت دورت کنم
جکیل آیلند، کلاب دلفین
جوابهات رو میگیری
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
چی گفت؟
بریم جکیل آیلند
اونجا غنائم رو میفروشیم
تکون بخورید
بریم
خوبه
خوبه؟ - آره، سوار شو و برون -
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
،آره، دارن میرن. وقتی اون بچهها اومدن
نمیشد کاری کرد. خیلی ریسکیه
صبرکن
دارن میرن
♪ میخوام اینجا بمونم ♪
♪ ...رقصت رو تماشا کنم ♪
به نظرت دارن کجا میرن؟
نمیدونم
♪ میخوام اینجا بمونم ♪
خب حالا چی؟
حالا تعقیبشون میکنیم
صبر میکنیم تا وقتی بتونیم بهشون حمله کنیم
♪ هی دختر، فکر نکنم بتونم ♪
♪ فکر نکنم تحملش رو داشته باشم ♪
بیا تمومش کنیم
♪ فقط اینجا میمونم و ادا در میارم ♪
♪ و تماشات میکنم که میلرزونیش ♪ ♪ و کل شب میرقصی ♪
♪ زودباش عزیزم ♪
♪ باشه ♪
♪ عزیزم، یه بار دیگه واسه رفقا ♪
♪ و فقط بذار همینجا بهت بگم ♪
♪ حالا وقتی اونجوری تکونش میدی ♪
♪ دختر، فقط باید بگم ♪
♪ حالا وقتی اونجوری تکونش میدی ♪
♪ دختر، فقط باید بگم ♪
♪ اوه آره ♪
♪ هی دختر، حالا میتونی انجامش بدی؟ ♪
♪ وقتی انجامش میدی حشریم میکنی ♪
♪ گفتی انجامش میدی ♪ ♪ و میدونستم، اوه ♪
♪ عقب هم برو و فقط بلرزونش ♪
♪ حالا برام انجامش بده ♪
♪ زودباشید رفقا ♪ ♪ خیلی قشنگ برام انجامش بده ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.