Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
♪روی ابرها، در باد میروم♪
♪ جهان چقدر گسترده ست؟♪
♪انسان های طاقت فرسا دیوانه اند♪
♪ چقدر عاقل هستن؟♪
♪حتی در دنیای فانی من فناناپذیرم♪
♪از قوانین فانی متنفرم♪
♪ احمقانه و پیچیده♪
♪من همینم که هستم♪
♪ مزخرف و مغرور♪
♪اون معمولا منم♪
♪ هیچ دو چیز یکسانی مثل هم نیستن♪
♪ همیشه تغییر میکنن♪
♪ دست تکان میدم و اسب سواری میکنم♪
♪ برای هیچ کس نمیمونم♪
♪از بین تمام مردم دنیا♪
♪ کی با هم میمونه؟♪
♪ ستاره ها رو تماشا می کنم و مشروب مینوشم♪
♪هیچکس نمیتونه بفهمه♪
♪تمام دنیا آزادن♪
♪باد میوزه و آب جاری میشه♪
♪ تو لبخند بزن و من در اطرافم♪
=عشق در صحرا=
(قسمت یک)
(در صحرای پهناور)
(کمبود آب به شدت حس میشد)
(برای بدست آوردن واحه های بیشتر)
(قبایل باهم جنگیدن)
(و دنیا متزلزل شد)
(در یک زمان جنگ شدت گرفت)
(و مردم زیادی زندگیشون رو از دست دادن)
(سالیان سال بعد)
(سه شهر بزرگ، یون پی، تیان دو و ماسوی قدرت رو در دست داشتن)
(برای زنده موندن، دیگر قبایل ضعیف)
(زنان زیبا رو به اربابان شهرای بزرگ تقدیم میکردن)
(و هر سال به آن مکان پناهنده میشدن)
(اما با ظاهر شدن کتابچه صحرا)
(کتابچه صحرا) (تعادل دنیا دوباره متزلزل شد)
(گفته میشد هرکسی اون نوشته رو بدست بیاره)
(میتونه بهترین منابع رو داشته باشه)
(برای بدست آوردنش، نا جان، ارباب یون پی)
(بزگترین و افراطی ترین مراسم عروسی رو برگزار کرد)
(نشانه های جنگ)
(دوباره ظاهر شد)
(یون پی، تیان دو، ما سوی)
(در آن زمان، در ما سوی کودتایی شد)
(برادر ارباب گه اِر ره، حکومت اون رو غصب کرد و کشت)
(دختر اون)
(و مادرش که از قبیله اِناچی بودن)
(از ما سوی فرار کردن)
(و از تیان دو درخواست کمک کردن)
از شاهدخت محافظت کنین
زودتر، نذارین بهمون برسن
ارباب فوت کردن - زودتر -
میترسم ارباب شمال هم
نامزدی رو منکر بشن
بدون نامه رسمی
نمیتونن منکر بشن
گوش بدین
...ولی
تیان دو سالهاست که به روی همگان بسته اس
واقعا میتونیم بریم داخل؟
چاره دیگه ای نداریم
پدرت توسط عموت به قتل رسید
اِناچی بی دفاع هست
ببخشید دختر عزیز من
تقصیر پدرمه
نتونستم ازت محافظت کنم
مجبور شدی همراه ما فرار کنی
مادر خودتون رو سرزنش نکنید
تا وقتی زنده باشیم
همیشه امیدی هست
بانوی نهم و شاهدخت نهم ما سوی
برای دیدن ارباب تیان دو اومدن
(تیان دو)
بانوی نهم ما سوی
برای دیدن ارباب تیان دو اومده
خانواده ارباب فقید ما سوی
با کتابچه صحرا به اینجا اومدن
با کتابچه صحرا به اینجا اومدیم
(تیان دو)
ارباب شمال اومدن
(هو چینگ یون، ارباب شمال) عالیجناب
یک زن بیرون شهر هست
ادعا میکنه که بانوی ما سوی هست
میخواد شما رو ببینه و طلب پناهندگی کنه
سربازان ما سوی رسیدن
در بیرون دروازه شهر گیر افتادن
دستور بدین، باید کمک کنیم؟
بانوی نهم و شاهدخت نهم ما سوی
برای دیدن ارباب تیان دو اومدن
ما کتابچه گیاهان، کتابچه صحرا رو بهتون تقدیم میکنیم
بانوی نهم و شاهدخت نهم ما سوی
ما کتابچه گیاهان، کتابچه صحرا رو بهتون تقدیم میکنیم
(تیان دو)
(تیان دو)
به دستور ارباب شمال
بهشون تیراندازی کنین و بکشیدشون - تیراندازی کنین -
بانوی من، برین داخل کالسکه
از بانو و شاهدخت محافظت کنین
مادر - بانوی من -
فرار کنین
مادر
(تیان دو) منو رها کنین، از شین وی محافظت کنین
بانوی من، خوبین؟
از بانو و شاهدخت محافظت کنین
چیکار کنیم؟ - مادر خوبین؟ -
مادر نرین - بانوی من -
ولم کن
سوار اسبشون کنید
شاهدخت
شاهدخت - سوار اسب شو -
زودباش سوار اسب شو
مادر بیاین باهم بریم - شاهدخت سوار شین -
باهام بیاین مادر
سوار اسب شو
نه
نه مادر
دو زای، همین الان ببرش
ببرش
زودباش فقط برو
مادر - برو -
شاهدخت باید بریم
مادر
مادر
شین وی، برو یون پی
مادر
زندگی کن
مادر
مادر
رنجی که در ما سوی و تیان دو کشیدیم
کاری میکنم که بهای خون شما و پدر رو
حتما بدن
دختر، بیا تعظیم کنیم
(همه جلدای کتابچه صحرا رو جمع میکنم)
(و کاری میکنم قبیله ام)
(زنده بمونه)
دو زای، به یون پی میریم
ولی با نامه ازدواج
نمیتونیم بریم داخل شهر
پس یک کاروان اناچی رو پیدا میکنیم
حتی اگه یک برده باشم
باید وارد به یون پی برم
الان میبرمتون
بانوی من
بانوی من
کجا باید بریم؟
عجله نکن
آفتاب شدیده
ممکنه ذوب بشم
عروسی؟
اصلا نمیدونیم میتونیم به یون پی برسیم یا نه
ولی کل روز استراحت کردیم
با این سرعت
نمیتونیم به مراسم عروسی برسیم
عالی نیست؟
پس بیا نریم
بعدش لازم نیست به اناچی برگردی
میبرمت شهرهای صحرا رو بگردی
و یک زندگی آزاد رو تجربه کنی
خیلی باافتخار تر از یک برده اس
بانوی من
اناچی به این ازدواج نیاز داره
تا محافظت ارباب یون پی رو بدست بیاره
منو اینطوری تهدید نکن
دارم میرم، جز اینه؟
باشه یک استراحت کوچک میکنم
...وقتی خورشید رسید اینجا
شاید اینجا
بعدش دوباره حرکت میکنیم
قبوله؟
دو زای
اونجا رو ببین
هرکسی میخواد همسر ارباب یون پی بشه، میتونه
من نمیرم
دخترجون
بلند شو، خوبی؟
صدمه دیدی؟
بانوی جوان، چرا تنها هستین؟
چی شده؟
راهزن ها دارن میان، فرار کن
منو با خودت ببر
راهزن؟
دیگه دیره
بانوی من
فرار نکنین
چی میگی؟
درک نمیکنم
کافیه بانوی من
با من برگردین استراحتگاه
بهم دست نزن
راهزن، اراذل
...شما - پول ندارم -
دقیقا کی هستین؟
بانوی جوان، این یک چیزی بین ماست
اسب، زودباش برو
اسب احمق، برو
زودباش برو
برو
...تو
راستش رو بخواید
ما فرستادگان اناچی هستیم
به یون پی میریم
ایشون شاهدخت ما هستن، برای عروسی میرن
اناچی؟
عموی تو شروره
قدرت رو غصب کرد
و سعی کرد بکشتت
دیدی؟
ازدواج میتونه
مشکل اناچی رو حل کنه؟
قط برای یک آرامش موقت
زندگی منو فدا میکنید
راستش من
از لقب"شاهدخت"خوشم نمیاد
شاهدخت بودن
یعنی باید همسر یک ارباب بشم
این یعنی که
باید فداکاری کنم
تا مردم من زندگی کنن
چرا زن ها باید
از همچین سرنوشتی زجر بکشن؟
ما چون زن هستیم
زجر نمیکشیم
بخاطر اینه که از قبایل ضعیف هستیم
و چاره ای نداریم
شاهدخت های گذشته
زیبا و باهوش بودن
قلب بزرگی داشتن
بااینکه ممکن بود بمیرن، سفرشون رو شروع کردن
چون میخواستن که
اناچی قوی تر باشه
و نسل اونا همچین سرنوشتی نداشته باشه
عالی بودن
ولی این چیزی نیست که من بخوام
راستش رو بخوای
غیرممکنه به یون پی برم
در قرن گذشته، اناچی
هیچوقت شاهدخت با کفایتی برای ازدواج با یون پی نداشته
اگه نری
برای سالیان طولانی
اناچی فاجعه بزرگتری رو تجربه میکنه
میخوای از مسئولیتت شونه خالی کنی؟
واقعا برات مهم نیست
مردمت چه زندگی ای دارن؟
ولی چرا باید من باشم؟
میخوام جایگزین تو باشم
ولی بی کفایت هستم
نترس
همراهیت میکنم
هرچی ام بشه
کمکت میکنم همسر ارباب یون پی بشی
درسته
چرا باید من باشم؟
حالا که میخوای بری
چرا جای من نباشی؟
میتونی همسر ارباب بشی
تصمیمت رو گرفتی؟
اگه هویتمون رو عوض کنیم
تبدیل به شاهدخت نهم ماسوی میشی که فراری هست
اگه مثل من بتونی در صحرا دووم بیاری
سختی های زیادی تجربه میکنی
شاید هر لحظه احتمال کشته شدنت باشه
اگه هر دو مسیر به مرگ ختم میشه
ترجیح میدم مسیر تو رو پیش بگیرم
دنیا بزرگه
باید فرار کنم
یک راهی پیدا میکنم
(نامه ازدواج) (تصمیمم رو گرفتم)
(مهم نیست چقدر زندگی سختی داشته باشم)
(یا چقدر ازش متنفر بشم)
(با وجود غم های گذشته)
(و خاطرات دردناک)
(تصمیمم رو گرفتم)
(نامه ازدواج)
من، گه شین وی، نهمین شاهدخت ما سوی
من، هوانگ بی شوانگ، شاهدخت اناچی
به باد، ماه و شن قسم میخوردیم
از امروز به بعد هویتمون رو جابجا کنیم
(گه شین وی، نهمین شاهدخت ما سوی) من گه شین وی، نهمین شاهدخت ماسوی میشم
(هوانگ بی شوانگ،شاهدخت اناچی) من هوانگ بی شوانگ، شاهدخت اناچی میشم
هیچوقت عوض نمیشیم
هیچوقت پشیمون نمیشیم
این مهر سلطنتی منه
ولی زیاد بدرد نمیخوره
به هرحال برای نشون دادن جایگاهت هست
نگهش دار، شاید بهش نیاز پیدا کنی
از امروز به بعد
من تو هستم، و تو منی
برای اناچی و خودمون
نباید به کسی بگیم کی هستیم
این دنیای بزرگ برای تو هست
از دردسر دور بمون
یادت بمونه
(نامه ازدواج)
این نامه ازدواج
و نشان شاهدخت بودن منه
نگهشون دار
از امروز به بعد
شاهدخت هوانگ بی شوانگ هستم
(نامه ازدواج)
اگه کسی اعتراض داره
و نمیخواد این خطر رو بکنه
الان بیاد جلو
میتونین برگردین اناچی
یا مسیر خودتون رو پیش بگیرین
اگه میخواین برین
از شاهدخت پیروی میکنیم
برای عروسی به یون پی میریم
(توی صحرا)
(زیر این آسمان)
(مردم زندگی میکنن)
(مهم نیست زندگی ساده ای داشته باشم)
(مهم نیست زندگی هیجان انگیزی باشه)
(مسیرمو خودم انتخاب کردم)
(حالا که تصمیم گرفتم این زن باشم)
(باید به مسئولیت هام عمل کنم)
(این چیزی هست که مادرم میخواست)
(یک زن مثل تو)
(یا زندگی میکنه یا میمیره)
(ولی همه چیز ساده نیست)
(وقتی حرکت کنیم)
(بزودی میتونیم)
(از سرزمین بی روح بگذریم)
(نمیدونم میتونیم زنده بمونیم یا نه)
(اگه خوش شانس باشم زندگی میکنم)
(به اناچی برنمیگردم)
(به عنوان گه شین وی زندگی میکنم)
(آزادانه در دنیا میگردم)
(سفر به سلامت)
(سفر به سلامت)
لیان هوان، زودتر برو
چشم
زودباشین
چشم
بریم
♪روی ابرها، در باد میروم♪
♪ جهان چقدر گسترده ست؟♪
♪انسان های طاقت فرسا دیوانه اند♪
♪ چقدر عاقل هستن؟♪
(رو ون، ارشد صحرا)
♪از قوانین فانی متنفرم♪
♪ احمقانه و پیچیده♪
♪من همینم که هستم♪
♪ مزخرف و مغرور♪
♪اون معمولا منم♪
♪ هیچ دو چیز یکسانی مثل هم نیستن♪
♪ همیشه تغییر میکنن♪
♪ دست تکان میدم و اسب سواری میکنم♪
♪ برای هیچ کس نمیمونم♪
♪از بین تمام مردم دنیا♪
♪ کی با هم میمونه؟♪
♪در دنیا سفر میکنم و گاهی توقف میکنم♪
♪از دوردست ها منتظر خوشامدگویی میمونم♪
♪مثل یک باد از ناکجاآباد ظاهر شدی♪
♪همه چیز درهم تنیده شده♪
♪به عقب و ماه آرام نگاه میکنم♪
♪عطر گل در بین مردم پخش میشه♪
♪تمام دنیا آزادن♪
♪باد میوزه و آب جاری میشه♪
♪ تو لبخند بزن و من در اطرافم♪
رهبر، اونجا هستن
بریم - چشم -
زودباش
رفقا، بریم
راهزن، از شاهدخت محافظت کنین
از شاهدخت محافظت کنین
مائو هو، برو بررسی کن
چشم
ببین
به چی میخندی؟ کافیه
دختر خوشگله
صبر نداری؟
رفقا، عقب نشینی میکنیم
(سرزمین بی روح )
بیا
کمکم کن
ممنون
برگشتین
برگشتین؟
بیاین بنوشیم
(سرزمین بی روح)
برگشتن
برگشتن
اومدن
بریم ببینیم
رهبر
بیاین هرچی دزدیدیم تقسیم کنیم
برای همه هست
رفقا - بیاین -
بیا اینجا
ببرش
پخششون کنید
یکی بیاد
هرچیزی هست بیارین پایین، بعدش مینوشیم
رفقا، هرچی میخواین بردارین
چشم رهبر
مائو هو
دختر اشتباهی رو آوردی
...ولی
واقعا اون زیباترین بانو هست؟
از کجا این نقاشی رو آوردی؟
برش داشتم - برش داشتی؟ -
بااینکه برش داشتم
ولی لانگ گفت که
یکی این زن رو این اطراف دیده
حتما یک فرستاده بوده
برو بگرد
چشم
حالا که دختر اشتباهی هستم
چطوره منو آزاد کنین؟
میدونی کسی نمیتونه از اینجا بره بیرون؟
اگه جرات داری آزادم کن
فکرکردی خودم نمیتونم فرار کنم؟
جرات ندارم
...تو
این یک زن رو برای خودت کن
به این معنی نیست که قدرتمند هستی
منو باز کن
اینطوری نیست که نخوام بازت کنم
ولی میترسم که
بعدش دیوونه بشی و به خودمه صدمه بزنی
اسمت چیه؟ بگو
میخوای بدونی؟
باعث میشه بترسی
گوش میدم
گه شین وی
بانوی رو ون
رهبر صحرا
تو یک پسر گستاخ هستی
درمورد رو ون نشنیدی؟
اون یک راهزن سنگدل هست
همه رو بی چون و چرا میکشه
اگه باهوش باشی
منو الان رها میکنی
بهم شراب و غذا میدی
وگرنه وقتی افراد من بیان
اینجا رو نابود میکنن
و باعث میشن زجر بکشی
افرادت خیلی خشن بنظر میرسن
ترسیدی؟
همین الان بازم کن
خب، کجاست؟
...اون
داره میاد اینجا
بیا بگو
رو ون چطوریه؟
قد بلنده، چشمای گرد داره، صورتش بزرگه
قوی و هیکل بزرگی داره
با یک دست میتونه جمجمه تو رو خرد کنه
برعکس تو
...تو بنظر میرسه
همچین مردی حیف توئه
امتحان کن، بعدش میفهمی
قوی هستم یا نه
تو خواب ببینی
ولم کن
افرادم نمیذارن فرار کنی
...تو
رو ون به حسابت میرسه
بگو کی هستی
رهبر
حرف بزن
پیداش کردیم
فهمیدم
میخوای بدونی کی هستم؟
رو ون، ارشد صحرا
زودباش فی تا
نمیشه اینجا استراحت کرد
فی تا
نترس دوست قدیمی
تو نمیمیری
یکی جلوتره شاهدخت
یکم آب بخور
پسر خوب فی تا
بنوشش
بزودی از اینجا میریم
دو زای
بنوشش
چرا نمینوشی؟
ارباب جوان زخمی شدی
خوبم
دنیا خطرناکه، صحرا به کسی رحم نمیکنه
حتی اگه نمیخوای اون بمیره
باید ازش بگذری
تسلیم شو ارباب جوان
فی تا هنوز نمرده
ممنون
گو اِر، ده ساشه آب بیار
در صحرا
ده ساشه آب
ارزشمندتر از هزاران کیسه طلاست
مردم در صحرا متفاوت هستن
باهم سرد رفتار میکنن
ولی به اسبتون اهمیت میدین
حتی یک اسم بهش دادین
برای همین
بهتون ده ساشه آب میدم
پنج تا برای اسبتون
پنج تا برای خودتون
فی تا، چرا نمینوشی؟
طبیعت انسان رو درک میکنه
شما بنوشید
شاید اون هم نوشید
بیا
پسر خوب
آب بیشتری دارم
آروم بنوشید
آب که بهتون دادم
کمک میکنه از صحرا بیرون برین
شاهدخت ما بهت لطف کردن
ممنون
سفرتون به سلامت
باید به سفر ادامه بدیم
میبینمتون
هو چینگ یون هستم
بهم کمک کردین
...من
(چرا کتابچه صحرا دست اونه؟)
تکون نخور
گرمه
زخمت ممکنه چرک کنه
زندگی منو نجات دادین؟
ممنون
میشه اسمتون رو بدونم؟
لازم نیست
خوش شانس بودین
تصادفا همو دیدیم
لازم نیست اسم منو بدونین
البته
قابل درک هست که
نسبت به من محتاط باشید
در صحرای پهناور
من فقط یک هیچکس هستم
من مرد خوبی نیستم
اگه بهم نزدیک بشین
در دردسر میوفتین
نگران نباشید
سریعا میرم
کالسکه رو نگه دارین
شاهدخت
معذرت میخوام
از قبیله اناچی هستین؟
از روی اینا
میتونین بفهمین از اناچی هستم؟
من یک تاجر هستم که
در صحرا سفر میکنم
محصولات بومی همه قبایل رو
میتونم بشناسم
اناچی جای خوبی هست
یکبار یک جنس مهم رو گم کردم
وقتی برگشتم اونجا
کالاها چیده شده بودن
بجای دزدیده شدن، اسم روشون زده شده بود
این رو ببینید
از قبیله شماست
رایحه اش طولانی مدت میمونه
بو کنین
چطوره؟
خوبه؟
شنیدم شما رو شاهدخت صدا زدن
شاهدخت اناچی هستین؟
مسئولیت ازدواج
حتما برای شما سخته
امیدوارم سفر خوبی به یون پی داشته باشین
مردم اناچی
میتونن زندگی خوبی داشته باشن
ولی این سفر خطرناکه
نمیتونین زیاد محتاط باشین
من اجناسم رو گم کردم
باید برگردم و گزارش بدم
اگه سرنوشت باشه در یون پی میبینمتون
اونموقع جبران میکنم
شما هم به یون پی میرین؟
♪خون سیاه،سرنوشت ما رو لکه دار می کنه♪
♪ وقتی دوباره همدیگه رو ببینیم برای یه عمر عاشق میمونیم♪
♪روزهای کسل کننده از بین میرن، بذار ببوسمت♪
♪وسواس، اعتراف، و کسی که دوستش دارم♪
♪ پرواز کن، اوه، پرواز کن♪
♪در مورد پرندگان دوقلو شنیدی؟♪
♪ پرواز کن، اوه، پرواز کن♪
♪ارزش داره بخاطر داشتنت زندگیمو بدم♪
♪همیشه با کینه شروع میشه♪
♪اشکها در تاریکی رسوخ میکنن و طرف دیگه رو روشن میکنن♪
♪قبلا خیلی ساده بودم♪
♪در صحرا قدم میذارم تا دوباره متولد شم♪
♪آتش روح همیشه منو می سوزونه♪
♪ ازم میپرسن که چی میخوام♪
♪چیزی که من واقعا میخوام♪
♪ بال های خدا رو بم بدین در دوردستها فتح کنم♪
♪وقتی به عقب نگاه میکنم دلم میسوزه♪
♪ میدرخشه و آسمان شب رو روشن می کنه♪
♪وقتی قلبم شکوفا شد اشک ها روی صورتم سرازیر شدن♪
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.