Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط مستر مووی .:: MRMOVIEHC ::.
دانلود فیلموسریال مستر مووی .:: MRMOVIEHC ::.
«آنچه گذشت»
من «دریل دیکسون» هستم
رفتم دنبال یه چیزی بگردم
چطور سر از فرانسه درآوردی؟
چندتا تصمیم اشتباه گرفتم
.منتظرت بودیم تو «قاصد» هستی
پاریس. مسیرش سر راسته
کل تلاشهامون بهخاطر یک آمریکایی خراب شد؟
برات پیداش میکنم
اکثر شهر، تحت کنترل جنته
...این پسره، لوران
نباید بذاریم اون پسر از پاریس خارج بشه
مبارزان، دارن شهر رو در اختیار میگیرن
کس دیگهای نیست که بتونه صحیح و سالم ببرتش به نست
سلام دریل - مطمئنی حالت خوبه؟ -
برگشت...
اومدم دنبال یکی از دوستهام
اسمش دریل دیکسونه
بهت نیاز داریم
به من مربوط نمیشه
بعضی وقتها، وقتی یک نفر، خونه رو
ترک میکنه، میفهمه که به یک جای دیگه تعلق داره
دریل
مستر مووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @MRMOVIEHC
:کانال تلگرام مستر مووی @MRMOVIEHC
کمک
میتونستی یکی بیشتر بزنی
تعادلم رو از دست دادم
چون رفتی عقب
هیچوقت نباید بری عقب
هیچوقت مثلِ تو ماهر نمیشم
کلا دو هفته گذشته
پر ژان» معتقد بود که هنوز» روحشون سر جاشونه
دلتنگشی، هان؟
پر ژان رو میگم
آره، ولی اینجا رو دوست دارم
خونه اونجاییه که عزیزانت باشن
این رو بچهها، موقعی که
توی اون مدرسه بودیم بهم گفتن
لوران
واسه کلاس فلسفهت، دیرت شده
لازمه بیام؟
لوسانگ، اصرار داره
تو هم بهتره برگردی
لوسانگ میخواد باهات صحبت کنه
باشه
گزارشی آشفتهکننده از پاریس دریافت کردیم
،اردوگاهمون که درحال بازسازی بود توسط جبهه قدرت، مورد حمله قرار گرفت
و سهتا از افرادمون اسیر شدن؛
مارتین فورنیه
فالو بوکار و امیل تیبو
این افراد رو میشناسی، خواهر سیلوی؟
امیل دوستمه
با فالو کمکمون کرد که از پاریس بریم
جنت ازشون استفاده میکنه تا پیدامون کنه
مکان دقیقمون رو بلدن؟
بعید میدونم
ولی نمیشه با اطمینان گفت
ماتیس، دیدهبانهات توی راهن؟
امیدوارم بهزودی گزارش بدن
تا اون موقع چی کار کنیم؟ دست روی دست بذاریم؟
...سیلوی
باید نجاتشون بدیم
میدیم
باید صبور باشیم
صبر، جوابگو نیست
اگر جنت نتونه ازشون اطلاعاتی کسب کنه میزنه میکشتشون
هرکاری که ازمون بربیاد رو با نهایت احتیاط انجام میدیم
همین
ممنون
دریل، تو بمون
از نظرت، اینکه تیم رو همین الان نمیفرستم کار اشتباهیه
جنت، آدمِ بیرحمیه
اگر صبر کنی، میمیرن
اگر نسنجیده اقدام کنم، همه میمیریم
پس باید برای صلاح همهمون محتاطانه عمل کنم
این بعضی وقتها به معنای مقاومت در برابرِ
میل به پرخاش و حملهست
بعضی وقتها باید مشت اول رو تو بزنی
خب، من ترجیح میدم که مشت آخر رو بزنم
این یک تانگکاست
سبک بوداییها برای ثبت و آموزشه
سالهای زیادی طول میکشه تا آدم توش ماهر بشه
من هنوز مبتدیام
قصد داری تا کِی اینجا بمونی؟
نمیدونم
چقدر طول میکشه تا مقدمات رفتنم رو فراهم کنی؟
.خب، نمیشه با قطعیت گفت یهکم طول میکشه
پس تا همون موقع میمونم
خوبه
ولی درعوض، ازت یه چیزی میخوام
این مدت، به لوران آموزش دادی
آره، دفاع از خود رو بهش آموزش دادم
داره حواسش رو پرت میکنه
چیزهای بزرگتری توی سرنوشتِ لورانه
بزرگتر از زنده موندن؟
راستش آره
حفظ همدلی
نگران تاثیریام که خشونت مداوم روش داره
بهت برنخورهها
برنخورد
اینجا، هرکسی یه جایگاهی داره
به شرطی که دنبالش باشن
امیدوارم تو هم اینجا جایگاهت رو پیدا کنی
«مترجم: مستر مووی » ::. MRMOVIEHC .::
میخواد دیگه لوران رو تمرین ندم
میگه زیادی خشنم
بهنظرم کاری که لازمه رو میکنی
حتی موقعی که بقیه حاضر به انجامش نیستن
بهخصوص در اون موقع
شاید منظور لوسانگ اینه که حالا که اینجایی
یه چیز دیگه ازت میخواد
بعید میدونم اینجا برام جای مناسبی باشه
فکر نمیکنی بتونی اینجا خوشبخت باشی؟
تو چنین فکری میکنی؟
آره، فکرکنم بتونم
خب، همهش به کسایی که ولشون کردم، فکر میکنم
کنجکاوم بدونم که هنوز بهم فکر میکنن یا نه
آهای؟
نیتم خیره
یکی از رفیقهام این موتور رو از شما گرفته
گفتم شاید بتونید کمک کنید که درستش کنم
تو زیدِ میکی؟
خب، من زیاد از موتور ...سر درنمیارم، پس
اونی که قبل از میک صاحبش بود چی؟
همین اطرافه؟ شاید اون بتونه کمکم کنه
هی، بچهها
میدونید قبل از میک این موتور، مالِ کی بود؟
آره
همونی که با جونو دعواش شد
اوه، آره
اسمش چی بود؟
دیکسون
خیلی لاشی بود
هی، گریدی
اون لاستیکه رو بهم بده
.لاشی بودنش مهم نیست بلده گیربکس درست کنه؟
من چه میدونم؟
میدونی کجاست؟
جدی نیاز داریم که این رو درست کنیم
خیلیها میان اینجا
کار میکنن و میرن
شاید بهتر باشه تو هم همین کار رو بکنی
درهرصورت، آدمِ لاشیای بود
تکون نخورید
آروم باشید، دستتون رو نبرید بالا
میخوای بزنیم، جنده؟
وایسا، بذار ببینم - چه گهی خوردی؟ -
نگران نباش
زنیکه، مگه روانیای؟
چهجورم
کجاست؟ رفیقم کجاست؟
.خدا شاهده نمیدونم بکش بیرون
.هر طور مایلی پنجتا تیرِ دیگه دارم
چه غلطها؟
!دماغم رو گایید زد بینیم رو شکوند
هی، هی، هی
کجاست؟
با برادرمون، دعواش شد
سر از یک کشتی درآوردن
کشتی؟
به مقصد کجا؟
به فرانسه، باشه؟
واقعا میخوای سر به سرم بذاری؟
دروغ نیست
مفتی مفتی، یه سفر اروپا گیرش اومد
با کی؟ کشتیه مال کیه؟
چندتا مرد فرانسوی، اومدن دنبالِ واکر آمریکایی
،براشون جمع کردیم پولمون رو دادن و رفتن. تمام
قراره برگردن؟
گوش کن، تنها کشتیای بود که طی این چند سال، دیده بودیم
انبار کشتیها چند کیلومتر در شماله
میتونی خودت بری و بررسیش کنی
حیف که لاستیکت پنچر شد
ماشین توئه؟
دنبالم نیاید
اوه
دو کیلومتر بالاترِ جاده یه ماشین دوج قدیمی هست
رفیقتون میک، توی صندوق عقبشه
احتمالا تا یه ساعت دیگه اکسیژن داره
کم و بیش
«دریل دیکسون: کتاب کارول»
با دم، بخشش و رحم رو میدیم تو
و ترس و رنج رو با بازدم میدیم بیرون
با آروم کردنِ خودتون شروع کنید
گه توش بره
...حالا یک نفس عمیق بکشید
و بازدم
به صدای نفسهاتون گوش بدید
...هر نفس، یادآورِ وجود
و حال خوبتونه
با آگاه شدن از نفسهاتون
افکار منفی رو کنار بزنید
...و با بازدم
لحظهای آرامشبخش...
خیلیخب
کمک
یکی کمک کنه
ساکت! میکشونیشون اینجا
محدوده خیلی امنیه
چرا توی ملک من سرک میکشیدی؟
ببین، دنبال دردسر نیستم
با ماشینم، تصادف کردم
جعبه کمکهای اولیه داری؟
اینجا اورژانس که نیست
میدونم دلیلی برای کمک کردن به من نداری
ولی بهنظر میاد آدمِ خیلی خوبی باشی
و دوست دارم فکر کنم ...با وجود اینکه
هنوز هم میتونیم روی مهربونیِ غریبهها حساب کنیم
تنهایی؟
اوهوم
قسم میخوری؟
زخمهات رو مداوا میکنم
بعدش باید بری
دست از پا خطا کنی، بهت شلیک میکنم
اسمت چیه؟
اَش
من کارولم
چی شده؟
ژنراتورم مشکل داره
هر از گاهی اینجوری میشه
تاحالا با ماشینت، واکر زیر گرفتی؟
نه
خوششانسی
فکرکنم رادیاتور رو داغون کردم
اگر بخوای، میتونی امشب رو اینجا بمونی
این وقت شب، پیاده رفتن کار درستی نیست
بیا
میتونی توی طویله بخوابی
سوفیا
عزیز دلم
حالت خوبه؟
آره، خوبم
خیلیخب، میتونی اون تو بخوابی
با این پرواز میکنی؟
،صداش، حواس مُردگان رو پرت میکنه ولی ارزشش رو داره
اینکه هر روز، یه مدت کوتاه رو از زمین فاصله بگیری
خیلیخب
برو تو
ممنون
امکانش هست که کمک کنی ماشینم رو درست کنم؟
کجاست؟
یک کیلومتر پایینِ جاده
تصادف کرده بودم
عصر یه نگاهی بهش میندازم
ساعت ۳ که با هواپیمام
پرواز کردم، دنبال ماشینهای متروکه میگردم تا با قطعاتشون، ماشینت رو درست کنم
امیدوارم معطلت نکنم
منظورت چیه؟
گمون میکنم که کارهای مهمتری
نسبت به پرواز کردن برای یافتنِ قطعات ماشین، داشته باشی
هیچوقت جای دوری نمیرم
ولی میتونی هرجایی بری
همینجا همهچیز دارم
اوم
لعنتی
کیر توش
لعنتی، لعنتی، لعنتی
اوه
لعنتی
...چـ
لعنتی
...چه غلـ
چه غلطی کردی؟
لطفا بذار کمک کنم
.میتونم درستش کنم لطفا بذار انجامش بدم
پیش خودت، چه فکری کردی؟
حق نداشتی بیای اینجا
عذر میخوام. هیچ اتفاقی برای قبره نیفتاد
هیچ اتفاقی نیفتاد؟
دادی دستمون؟
لطفا بذار تمیزش کنم
باشه
پس برو بیرون
تمام اجساد رو از محدوده خارج کردم
...نسبت بهت
کنجکاو بودم
این عذر موجهی نیست
صرفا گفتم اگر بیشتر بشناسمت
شاید بتونیم رفیق بشیم
...و این یه چیزیه که
گم کردم
یک دوست رو گم کردم
دغدغه من، از دست دادنِ دوست نیست
،وقتی تمیز کاریم تموم شد راه میافتم و میرم
اسمش «آوی» بود
آوی پاتل
«آ.پ»
...پسرم
...هفت سالش بود که در ساعتِ
۸:۲۳ صبحِ ۱۹ آوریل، مُرد
اون موقع بود که اومدی اینجا
هر روز صبح، میام سر قبرش میشینم
میشینم
و عذرخواهی میکنم
بابت چی؟
بابت اینکه گذاشتم بره پرسه بزنه
بابت اینکه نتونستم نجاتش بدم
...بابت اینکه مثل یک
مثل یک پدر درست حسابی ازش محافظت نکردم
...پس، وقتی مُرد
اینجا براش یه آرامگاه ساختم
تا در امان، نگهش داری
...وقتی بچه بود، مامانش از پیشمون رفت، پس
همهچیز افتاده بود گردنِ من
آوی، عاشقِ هواپیما بود
یه ماه بعد از مرگش ...یه هواپیمای بیچکرفت
که توی یک مزرعه، همین نزدیکیها پیدا کردم
انگار یک نشونه بود
تیکههاش رو دونهدونه آوردم
چندتا دفترچه راهنما پیدا کردم
و سرهم کردنش رو یاد گرفتم
نمیخوای ترکش کنی
واسه همین، این اطراف پرواز میکنی
هیچوقت قصد نداشتم باهاش جای خاصی برم
صرفا میخواستم برم بالا
اونقدر بالا که وقتی پایین رو نگاه میکنم
بتونم خودم رو گول بزنم ...و فکر کنم که دنیا
هنوز مثل سابقه
تقریباً
هی
هی، کارم داره تموم میشه
اگر موردی نداره، صبح میرم
میخوام برم شام بخورم
اگر بخوای، میتونی بیای
خوب میشه
بیا تو
اوه، بهش حساسیت داری؟
نه
میدونی، نماد امیدن
آره، میدونم
این گلهای رز، همونجایی که اشک مادران
ریخته بود، رشد کردن
...بهنظرم، این یکی
برای دختر کوچولوت شکوفه زده
میخوای کجا بری حالا؟
کسی منتظرته؟
هوم
شرمنده
به من ربطی نداره
عیبی نداره
متاهل بودم
.اسمش اد بود ...یه
از همون اول، زندگیِ زناشوییِ سختی داشتیم
بعدش دخترمون سوفیا بهدنیا اومد
کار دنیا هم جالبه
یه چیز خیلی بد، میتونه تبدیل به یه چیزِ خوب بشه
الان کجاست؟
هوم
...درست قبل از فروپاشیِ دنیا
اد، سوفیا رو برد اروپا تا عمهش رو ببینه
تاحالا از آمریکا، خارج نشده بودم
حتی گذرنامه هم نداشتم
اما سوفیایی که کلا دوازده سالش بود
داشت با پدرش، فرانسه رو میگشت
...و بعدش
...بعد از این اتفاقات
...چند باری سعی کردم که باهاش
...ارتباط برقرار کنم و
خبری ازش نشد
نمیخوای ماشینت درست بشه
میخوای با هواپیمام ببرمت فرانسه تا دخترت رو پیدا کنی
اوهوم
پس بهم دروغ گفتی
،اگر آوی، زنده و اون سرِ دنیا بود برای پیدا کردنش
هر کاری نمیکردی؟
ولی مُرده
آه
شنیدم ماتیس، گزارش داده
جنت قراره که چند روز دیگه
از «مزون مر» ببرتشون به یک جای دیگه
تیم ماتیس، جلوی انتقال رو میگیرن
باهاش میرم
درک میکنم که میخوای کمک کنی
ولی ما یک جنبش صلحطلب داریم
ما در برابر خشونت مقاومت میکنیم
من هم همینطور
وقتهایی که بتونم مقاومت میکنم
«به این میگن «جو
برای تمرینِ آیکیدو، ازش استفاده میکنیم
به عنوانِ سلاح، ازش استفاده نمیکنم
دارم برای مواقعی که ممکنه به سلاح نیاز پیدا کنم، ازش استفاده میکنم
واسه موقعی که لازم شد در دفاع از خودت، مشت بزنی؟
هر چیزی، جا و زمانی داره
افرادمون رو صحیح و سالم بیار اینجا
خیلیخب
نمیای یه دور تمرین کنیم؟
با اون خلال دندون، نه
برای پیدا کردنِ آوی هرکاری میکنم
هر پدر و مادری، همین کار رو میکنه
ولی مسئله این نیست
مسئله اینه که اگر تو بودی میرفتی دنبال آویِ من؟
قید همهچیز رو میزدی
تا دنبال کسی که بگردی که نمیشناسی؟
...اگر امیدی به زنده پیدا کردنش بود
آره
داریم از پرواز بر فراز اقیانوس
بدون هیچ ارتباطات و پیش بینی هواشناسی حرف میزنیم
اصلا نمیدونیم که اونجا چی در انتظارمونه
تنها گزینهم بود
نمیتونستم دست روی دست بذارم
چرا الان؟
چی عوض شده مگه؟
نمیتونستم به انتظار ادامه بدم
احساس گیر افتادن میکردم
.باید قدم برمیداشتم باید سعیم رو میکردم
بپر بالا
کلی کار داریم
،بهنظرم باید از شمال بریم نزدیک ساحل باشیم
و شاید بهتر باشه توی گرینلند یه توقفی بکنیم
تا زمان کمتری رو بر فراز دریای آزاد باشیم
اونجا میتونیم بشکههای اتانول رو جایگزین کنیم
این همه اتانول، واسه همچین سفر طولانیای از کجا بیاریم؟
تو اینا رو درست کردی؟
وقتِ آزاد زیاد دارم
میخوای جستجو رو از کجا شروع کنی؟
.آدرس عمهی اد رو دارم اونجا بودن دیگه
از اونجا شروع میکنم
اگر هنوز اونجا باشه، چی؟
حیرتآور نیست؟
باید به خودم یادآوری کنم که احتمالش هست نباشه
ممکنه حتی زنده هم نباشه
آره، ولی ممکنه باشه
خوشحالم که هنوز این نعمت رو داری
هی
اون یکی لوله سوخترسانی رو وصل کردم
مطمئنی که میخوای این کار رو بکنی؟
آره خب
اونجوری دیگه لازم نیست برای سوختگیری، توقف کنیم
نه، منظورم رفتنه
اینکه از اینجا بری و آوی رو تنها بذاری
،وقتی آوی مُرد چند ماه از خونه، بیرون نرفتم
...بعدش وقتی رفتم
هواپیما رو پیدا کردم
نجاتم داد
اگر رو به جلو حرکت نکنی، میمیری
وارد موقعیتهاتون بشید
کاروانشون بهزودی میرسه
کامیون اول، عامل انفجار خواهد بود
صرفا به اندازهایه که لاستیکهای جلویی رو پنچر کنه
ادی و وینستون، سرِ سرنشینهای کامیون اول رو گرم میکنن
تا ما بریم سراغ کامیون حمل و نقل
افرادمون توی اون کامیونن
به عنوان یک تیم، کار رو تموم میکنیم
فهمیدی؟
فهمیدم
باید مراسم رو بندازیم جلو
هنوز کلی کار داریم
هیچوقت نمیتونی نظرشون رو جلب کنی
بهخصوص نظر آمریکاییه رو
وقت داریم
پسره آماده نیست
...اون آماده نیست
یا تو؟
ما آماده نیستیم
اوه
طوفان خیلی سریع داره شدید میشه
بیا سریع هواپیما رو پر کنیم و بریم داخل
خیلیخب
میدونی، همیشه برام سوال میشه که اگر آوی، هنوز زنده بود
همچنان به هواپیماها علاقه داشت
یا علاقهش به یک چیز دیگه منعطف میشد؟
سوفیا چی؟
بهنظرت الان به چی علاقه داره؟
نمیدونم
برام سوال میشه البته
بهنظرت اگر ببینیش، میشناسیش؟
خیلی چیزها رو نمیدونم
شاید بهزودی بفهمی
لعنتی! اتانولها
.هواپیمائه آتیش میگیره باید باهاش از اینجا بریم
نمیشه جابجاش کنیم؟
نه، باید بریم
همین الان
بیا بریم
لعنتی. نترکید
باید ماموریت رو لغو کنیم
چی کار میکنی؟
دیکسون
نه
یالا - خبر بدید، خبر بدید -
بیا بریم
کارول... از پسش برمیای
تاحالا سوار اینا نشدم
باید راه رو براش باز کنیم
وقت نداریم
میل بکسل رو بردار
حقیقت، امید است
وقتِ زیادی نداریم
ممنون. ممنون
بیا ببریمت خونه، رفیق
بایستی فکرش رو میکردم
فرشتهها، همیشه برای انجام کثیف کاریهاشون
شرورترین شیطان رو میفرستن
الان هم که اینجایی
دیکسون، عجله کن
کارول
یالا، یالا
خودت رو آروم کن
یک نفس عمیق بکش
باز دم
این بالا، دلیلی برای ترسیدن وجود نداره
ببین
«مترجم: مستر مووی » ::. MRMOVIEHC .::
«ادامه دارد»
...تمام اونچه که باعث بقامون بوده
به اینجا ختم شده
فکر میکردم تنها چیزیه که نجاتمون میده
«آنچه خواهید دید»
شاید همهش همین بود
انگیزهای برای بقاتون
...دوتایی باهم
امنیتِ بیشتری داریم
خوب بلدم از خودم مراقبت کنم
لوران گم شده
یکی بردش
به کمکت نیاز دارم
حرف و حدیث، درست میشه
چی میخوای؟
من هم همین سوال رو از تو دارم
دیگه دروغ بسه
...اگر جنت، اول پیداش کنه
فاتحه دیکسون خوندهست
فقط با ریسک کردن روی همهچیز
میتونیم به معنای حقیقیِ ایمان برسیم
اگر در اشتباه باشی، چی میشه؟
دانلود فیلموسریال مستر مووی .:: MRMOVIEHC ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.