Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
صبح بخیر
چی میخواید؟ چی؟
تو رو خدا
هرکاری بگید میکنم
نه منو نکشید همه چیز رو ببرید
همشو ببرید من لازم ندارم خواهش میکنم
نه تو رو خدا
انقدر از نزدیک ندیده بودمشون
لبهی انقراض
برای بازدیدکنندههایی که الان پیوستن
داریم به تصاویر حملهی هستهای رو به پایتخت ترکیه نگاه میکنیم
که امروز ساعت ۱۵ اتفاق افتاد
سریع بیاید ببینید
این کاملا غیرمنتظره بود..
-خدای من -بابا این یه بمبه؟
آره ولی از اینجا خیلی دوره
-آدما میمیرن؟ -آره
یکی برا من
یکی برا تو
-چی میخوای؟ -کی همراهته؟
-خودت کی همراهته؟ -نزدیکن
دروغگوی بدی هستی
جفتمون تنهاییم
چرا اینو بم میگی؟
-چرا اینجایی؟ -فکر میکنی چرا؟
-نزدیک زندگی میکنی؟ -به تو ربطی نداره
چند روزه هیچی نخوردم
میتونم برای غذا معامله کنم
هیچی توی اون بغچه ارزش غذا رو نداره
چیزای دیگهای هست برای معامله
اونکارو میتونی با هرکی بیرون منتظره بکنی
من تنهام
گروه من خیلی وقت پیش مردن
خواهش میکنم... هرکاری میکنم
دنبالم نیا دیگه چیزی بهت نمیدم
خواهش میکنم فقط گوش کن ماههاست کسی رو ندیدم
من قابل اعتمادم، قسم میخورم
-نمیتونی منو اینجا ول کنی -بشین ببین
چه مرگته؟
من بد نیستم... منم مثل توام
تو هیچی درباره ی من نمیدونی
اگه میخواستی بهم آسیب بزنی تا الان میزدی
خودم رو بهت ثابت میکنم
-بذار باهات بیام -فکر کردی خیلی خرم؟
-چیزی که بهت دادمو وردار و گورتو گم کن -اندازه یه روز بهم غذا دادی
گرسنهام... هیچی ندارم
هرکاری بخوای میکنم..فقط..خواهش میکنم منو اینجا ول نکن
به هیشکی اعتماد نکن
ممکنه کسای دیگهای هم باشن
میخوان بفهمن از کجا اومدم.. بهشون این اجازه رو نمیدم
فکر میکنی تنهاست؟
چطوری مطمئن باشم؟
-از چی؟ -اینکه میتونم بهت اعتماد کنم
فقط بهم یه فرصت بده خواهش میکنم یه فرصت
میدونم هرکاری میکنی
-پرنده؟ -توی کیفمه؟
بیا
داخل
-چند وقته اینجایی؟ -خیلی وقته
همیشه تنها بودی؟
خیلی سوال میپرسی تو چند وقته تنهایی
فقط چند ماه
-گروه من کشته شدن -توسط کی؟
-نمیدونم -دور از اینجا
هفتههاس جاده رو دنبال میکنم
میدونی اینروزا دیگه موشهای جاده رو زیاد نمیبینم
-چون کسی دیگه برای شکارشدن نمونده -اونا گروه منو کشتن؟
چن وقته تنهایی؟
سالها.. منو برادرم اینجا رو درست کردیم
سر راه نیست کسی سرک نمیکشه
برادرت همونیه که داشتی باش حرف میزدی؟
زمستون هستهای رو دووم نیاورد
من خانوادم رو توی جنگ از دست دادم
خانوادهی واقعیم
اینو بخور من شام درست میکنم
اون نشونه ها چین؟ رو نقشه
جاهایی که موشای جادهای هم باید ازشون دوری کنن
من یکی از اونا نیستم
چن نفر رو کشتی؟
هیچی
-گروهت چقد کشتن؟ -ما حق داریم از خودمون دفاع کنیم
چرا منو آوردی اگه فک میکنی موش جادهام؟
تو یه تهدیدی نیستی
فک میکنی با بیعرضگی و بیمایگی انقد زنده موندم؟
گفتی هیچکی رو نکشتی
راههای دیگه هم برای مراقبت از خود هست
-من همیشه کسایی رو داشتم که مراقبم باشن -خوش به حالت
فکر تو هم بود؟ میخواستی ازم مراقبت کنی؟
اینجا نشستی نون و نمک منو داری میخوری لازم نیست چیزی بهت توضیح بدم
-تا حالا با دختر دیگهای بودی؟ -انقد سوال نکن بخور
-منو نمیخوای؟ -هر چی فکر میکنی من میخوام، در اشتباهی
اگه میخوای اینجا بمونی خفه شو و بخور
آخرین بار کی کسی رو لمس کردی؟
-ببخشید -چرا اینجوری میکنی؟
-آدما بهم نیاز دارن این فقط برامون مونده -اشتباه میکنی
آدما همه چیزم رو ازم گرفتن
مادرم وقتی بچه بودم برادرم قبل اینکه آسمون صاف شه
تمام این سالها ازم مراقبت کرد باید خورشید رو دوباره میدید
-هممون نزدیکانمون رو از دست دادیم -آره ولی من درسم رو گرفتم
جونم رو برای کمک به غریبهها به خطر نمیندازم
هیچ شفقتی توی این دنیا نمونده فقط وحشیایی که با قتل و غارت زنده میمونن
تو اینجوری زندگی کردی
-میتونم ببینمش -باعث نشده خودم عوض شم
اگه زنده موندن رو انتخاب کردم آدم بدی نیستم
با آسیب رسوندن به بقیه
من دزدی نمیکنم من کسی رو نمیکشم
تو کی باشی که قضاوت کنی این چه شفقتیه وقتی فقط فکر خودتی؟
تو میتونستی به بقیه کمک کنی ولی بجاش غذا ها رو نگه داشتی تا اونا گشنگی بکشن
همش همینه بقا به هر قیمتی
فقط چون تو بهتر انجامش میدی باعث نمیشه مهربون یا خوب باشی
شفقت یه ضغفه ضغیف بودن به کشتنت میده
پس تو هم عین بقیه هستی برای همینه وضعمون اینه
بخاطر جنگ یا زمستون طولانی نیست
بخاطر اینه آدما به محض سخت شدن اوضاع دیگه به هم کمک نکردن
باید بگیریم بخوابیم تو اونور بخواب
مردان سالم ۱۸ تا ۴۴ ساله..
-چطور میتونن اینکار رو کنن -چیزیتون نمیشه
-اوضاع بهتر میشه -چطور میتونی اینو بگی؟
حتی دیگه نمیگن اونجا داره چی میشه همه میگن بده
فقط اقدام احتیاطیه اوضاع جایی که ما هستیم خوبه
اینجا داغونه
از وقتی بانکا بستهشدن دارن غارت میکنن من توی شهر نمیرم
داری اغراق میکنی فقط چنتا مغازه بودن
-نمیخوام بری -با همیم پس
منم نمیخوام برم ولی مجبورم
-پیداش کردی؟ -آره
-مجبورت کرد چیکار کنی؟ -هیچی
ازش کش رفتم به راهمون ادامه بدیم
-مرد خونهای تا من برگردم -باشه
نذار ناراحتیت رو ببینن باشه؟
هر وقت تونستی زنگ بزن
همه سوار شن دو دقیقه دیگه میریم
-مطمئنی تنهاست؟ -آره
این یارو کلی وسایل داره که ما لازم داریم چی فک میکنی؟
آره تایید میکنم
تو از مجموع سهتامون وسایل بیشتری داری
-این نامردیه -میتونم قسمتشون کنم باهاتون
نه ببین پیشنهاد ما اینه که همه چی برا ما جونت برا تو
کل غذاها و هرچی دیگه که بخوایم تا شاید زنده بمونی
-بقیشو کجا قایم کردی -همش اینجاس تو این اتاق
اگه شروع به بریدن انگشتهات کنم چه سوراخ سمبههای دیگهای رو لو میدی؟
خواهش میکنم این کل چیزیه که دارم
این تیزی رخ شروری داره باهاش چیکار میخواستی بکنی؟
هیچی.. برا تو اصلا
-بیشتر از این نمیکشه -چطوره یکم اینجا بمونیم
نه
-اگه بکشیش چیزی پیدا نمیشه -لطفا بس کن
چرا خفه نمیشی؟
گفتی وسایلشو جارو زدم اونا رو ببین
اگه بازم بم دروغ بگی عاقبتت مثل این میشه
جمع و جور کن
پشت دیوار اونا رو میتونی ورداری
خفه شو این ایدهی تو بود
-چی چی؟ -با خودش حرف میزنه
اینا رو ببین اعیون شدیم
-همش همینه؟ عوضی؟ -قسم میخورم هیچی دیگه نیست
-قول میدم..خواهش میکنم -باشه..اونقدم درد نداشت مگه نه؟
خب شما دو تا دیشب چیکار میکردید وقتی من بیرون تو سرما گیر کرده بودم؟
هیچی.. هیچی نشد ازش بپرس
داری کارو سخت میکنه اون قبلا هیچوقت اینجوری نبوده
کی میتونه جلو خوشگلی مثل این مقاومت کنه؟
من که نه ولی اگه بهش دست زده باشی میکشمت
-چون اون تنها چیزیه تو دنیا برام مونده
-خلاصش کن بابا -اگه دست زده بود میگفتم بهت
-میدونی میگفتم -خیلی خب
خب مشکل خاصی نیست زنده میمونی
کجا بودی تو؟
کجا بودی؟
تقصیر توست
من مثل تو تسلیم نمیشم
هیچوقت دل و جرئتشو نداشتی
پشت من بیاین
وایسا ببینم
ولش کن
همشون رو بکشید
-وسایلم رو وردار -مردن اینا؟
گفتم وسایل لعنتیم رو وردار هرچی که میتونی حمل کنی
بیشتر میان چی فکر کردین اینجا بغل آتیش نشستید؟
-باید بریم -خیلی شرمندم
-جا نمونی -کجا میریم؟
خونه
لطفا نکن من هیچکاری نکردم
-چی میخوای از جونم -آدمام
-میتونم برم الان؟ -همینو فقط برای گفتن داری؟
-جنسهات رو پس گرفتی -میدونی درب کجاست
-همینو میخواستی فقط؟ -چیز دیگهای هم میخوام؟
-فرصت تلافی داری -فکر میکنی اینو میخوام؟
-که اذیتت کنم؟ -لایقشم مگه نه؟
برای همین اونجا توی کمپ اومده بودی
میخواستم سه نفرتون رو بکشم
از ته دلم میخواستم بهتون آسیب بزنم
-اونا کی بودن؟ -آدمخوارا، از شهر
-همیشه وقتی ماه کامله میان شکار -باید دستت رو تمیز کنی
-یکم وسایل اینجاس -چیزیش نیست
عفونت میکنه
-تمیزش میکنم و میر... -اون بیرون دووم نمیاری
-اگه شکار نشی از گشنگی میمیری -لیاقتم هم بیش از این نیس
-میخوام بمونی -چرا؟ من فرقی با اونا ندارم
-واقعا به این باور داری؟ -هرکی که اونا کشتن تقصیر منه
-باید اینو قبول کنم -اونا مردن، حقشون بود
-مجبور نیستی بازم اونکارا رو بکنی -میتونستم بگم نه
ولی من خیلی ترسیده بودم اونا همه چیزم بودن
-نمیخواستم تنها باشم -تنها نیستی
-چه میکنی؟ -داره سرد میشه
-دود چی؟ -تاریک میشه به زودی
قبل طلوع تموم میشه کسی نمیبینه
سر برادرت چی اومد؟
حدود سه سال پیش خیلی مریض شدم
با هم میرفتیم جستوجو من هفتهها مریض بودم
برادرم شروع کرد به تنهایی رفتن
خیلی باحسابکتاب بود همیشه دقیق میگفت کجا میره
و یه شب دیگه برنگشت وقتی بهتر شدم دنبالش گشتم
خیلی ناراحت بودم
فکر میکردم چون بار سنگین روی دوشش بودم منو ول کرده
اون سمتی که گفته بود رفتم ولی اونجا نبود
اونا همه چیو گرفتن احتمالا برادرم اینجا رو بهشون لو نداده
فقط با چنتا بریدگی
شکنجش دادن ولی اونا رو به سمت من هدایت نکرد
-کجا میری؟ -دنبال آب، چن ساعته برمیگردم
-کمک بدم؟ -نه بگیر بخواب الان زوده
چقد خواب بودم؟
-نباید برمیگشتی اینجا -فکر کردم مردی
مجبور شدم نمیخواستم بمیرم.. اونجوری نه
-کجاست؟ -این یه تله هست
-چن تا؟ -یکی مونده
-بازم کن -کجاست؟
-بردنش بازم کن -چرا کمک کنم؟
-الان دیگه طرف همیم -طرف هم؟ این یادته؟
-تو مستقیم هدایتشون کردی بال سرمون -اونا داشتن پوستم رو میکندن
تو هیچکاری نکردی
تو دختر رو لو دادی تا جون نکبتت رو نجات بدی
نمیخواستم اینجوری شه فکر کردم شما دو تا از اونجا میرید
-داشتم فقط زمان میخریدم -دروغگو دیدم چجوری باش رفتار کردی
مردک حیوان ازش استفاده میکنی تا آدم بکشی
مجبورش کردی کارای زشت بکنه
اگه یکی رو دوس داشته باشی ازش محافظت میکنی
هرکاری کردم برای زنده موندن جفتمون بوده
-تو یه بزدلی باید بکشمت الان -میتونیم بریم دنبالش با هم
-چرا اینکارو کنم؟ -چون اون ارزش نجات دادن رو داره
-اگه نداشت اینجا نبودیم -اون رفته و دیگه هم نمیبینیش
اونا نمیخورنش، ارزشش بیشتره ولی کاری باش میکنن از مرگ بدتر
-چطوری انقد میدونی؟ -میتونم کمک کنم
ولی به روش من پیش میریم و حرف گوش میکنی کمک منو میخوای؟
آره
-چه تضمینی هست از پشت بهم خنجر نزنی؟ -تضمینی نیست
حرف من بی ارزشه ولی هیچ وقت اون رو ترک نمیکنم
اگه راهی برای نجاتش هست نشونم بده درستش میکنم
-چیکار باید بکنی؟ -بخورم بنوشم استراحت کنم
-گفتی کار داریم -مسیر رو دووم نمیاری باید استراحت کنی
-عین آب خوردن میکشمت -امتحان کن
-منو تحریک نکن بچه -دوباره نمیتونی غافلگیرم کنی
-لازم نمیشه -چی خنده داره؟
-نو جنگجو نیستی -فک کردی تو دعوا از پس خودم برنمیام؟
میدونم که نمیتونی اگه یادت رفته دستبسته پیدات کردم داشتی التماس میکردی
مست بودم زدن تو سرم یه دسته بودن دلیل نمیشه که
اونجایی که داریم میریم خیلی بیشترن
کی باشی که قضاوت کنی منم واقعیت رو قبول نکردم، فایدهای نداشت
شرط میبندم کل عمرت خودت رو گول میزدی اگه زندگی منو داشتی تو هم مث من بودی
تو تصمیم گرفتی فرار کنی من هیوقت فرصتش رو نداشتم
-من مجبور بودم برای همه چی بجنگم -خسته شدی؟
اگه میخوای اینجا بمونی و هیچ غلطی نکنی اشکال نداره
سلاح و جهت اون عوضیها رو بم بده و بشین و تماشا کن
-بهت احتیاج ندارم -کمک لازم داری
ما کمک لازم داریم
-نباید اینجا بمونیم -حداقل تا یه شب دیگه اینجا امنه
-خب اینجوری هیچوقت بهش نمیرسیم -تنهایی حمله کردن فایدهای نداره
اینکه بدتره فقط داریم دست خالی میریم تو کمین
تو نمیدونی این آدما چجورین این حماقته
دونفری نمیتونیم کاری کنیم باید شرایط رو برابر کنیم
-تنها شانسمون اینه -آٔدمایی که پشت دیوار مخفین از همه بدترن
همه براشون دشمنن به هیچکی اعتماد نمیکنن
-سرزنششون میکنی؟ -آره
-بقیه مجبورن این بیرون روز به روز زنده بمونن درحالی که اونا دارن چاق میشن
-وسط کوهی از تدارکات -هیچی دربارشون نمیدونی
همیشه داستان این بود
وقتی گروه بزرگتری داشتیم همیشه گذرمون به این جماعت میوفتاد
مخفی بودن، دورتادورشون تله بود میفهمیدی چیز ارزشمندی برای دفاع دارن
و همیشه به جای صحبت یا معامله حمله میکنن
-چجوری میخوای بکشیشون بیرون؟ -دیگه نمیخوام بشنوم
-باید دستت رو یکاریش کنیم -زحمتت میشه
اونجوری ولش کنی خیلی زود بهم التماس میکنی برا کمک
-تکون نخور میشنوی؟ -سریع باش
پشت و رو کن یالا
خلاص
گوشت تازه
از این خوشش میاد
ببرش
-من اینو گرفتم خودم میخوام.. -جایزت رو میگیری
ولی این میره برای اون
چرا اینجوری میکنی؟
-زبونش رو بریدن -تو کی هستی؟
-تو میتونی ببینیش -کیو؟
زنجیر درازی داری باید استفادش کنی
عقلت رو از دست دادی؟
دو روز وقت تلف کردیم بدون سلاح بریم اونجا میمیریم
اونا بهتر از حیوونایی که میخوایم تعقیب کنیم نیستن
نه باور کن مثل ما هستن
-از کجا میدونی تو تاحالا ندیدیشون -اون تازهه رو میبینی؟
-تو هم میخوای بری اونجا انگار -نگاش کن
-چیه؟ -صورت نقاشی شده
اینا آدمخوارا رو میکشن طرف همیم
چی میگی آخه، احتمالا بقیش رو خوردن
فکر کن بهش میخوان آدما رو دور کنن نه اینکه بکشن تو
-ما اینجا میمیریم -تنهایی بریم دنبالش هم میمیریم
ترجیح میدم شانسم رو امتحان کنم
میخوای یکم؟
-از کجا اومدی؟ -خیلی دور
بازم مث ما هست؟
آره، برای اونا بدتره، شکارچیها به من دست نمیزنن چون به اون تعلق دارم
-تو هم همینطور -مال هیچکی نیستم
خواهش میکنم..مال اون بودن بهتره.. بهت قول میدم
مواظبش باشید
-این چیه؟ -اگه وحشی نباشن میفهمن
چیو میفهمیم؟
-پرچم تسلیم بود -بشین رو زمین دستات رو ببینم
-ما مسلح نیستیم اومدیم حرف بزنیم -ما معامله یا مذاکره نمیکنیم
-برای معامله نیومدیم کمک میخوایم -به دزدا کمک نمیکنیم
-دزد نیستیم -دلهها و دزدا رو تو یه نگاه میشناسم
-هیچی دربارهی ما نمیدونی -میدونم سرتون قراره فنسم رو قشنگ کنه
لطفا بذارید توضیح بدیم ما کمک لازم داریم
اگه نمیخواید گوش کنید میریم
-تکون نخورید -نمیخوریم
-بقیه گروهمون میرسن زود -میکشنتون
-هرچی میخوای بگی سریع باش -یکی از گروهمو رو بردن تو شهر
-آردلاکها؟ اونا اسیر نمیگیرن -اون یه دختره نمیخورنش
-هرکی رو بگیرن میخورن -اشتباه میکنه
-تو چه میدونی -سالها نگاهشون کردم
میدونم چیکار میکنن توی شهر بودم
هرکی رو بگیرن میکشن یعنی چی آخه بردنش
-چن وقت پیش؟ -چی؟
-گفتی تو شهر بودی -خیلی وقت پیش
-شکارچیهاشون رو تعقیب کردم -چی دیدی؟
دستههای شکار برمیگشتن شاید ۳۰ نفر
-خدا میدونه چنتا دیگه هستن -دختری هم دیدی؟
-بس کن -چنتا شاید دیدم
-گفتنش سخت بود خیلی نزدیک نبودم -کافیه دیگه
خواهش میکنم ما به کمکتون نیاز داریم تنهایی نمیتونیم
میتونم حساب کنم باهاتون غذا و وسایل دارم
-اگه فقط با هم کار کنیم -توقع داری جلو ۳۰ نفر چیکار کنیم؟
-با گروهتون صحبت کنیم -نه بپیچید برید الان
-تا بقیه نرسیدن برید -بقیه؟
من فقط دو تا ترسوی پیر تو جنگل میبینم بقیهای درکار نیست
-همش همینان داریم وقتمون رو تلف میکنیم -برید گمشید
ناراحت نباش میریم
بیا
-فکر برگشتم نکن ببینم میزنم -باشه
بیرون
تمیز کن خودتو
همه چی رو تمییز کن
یا برات تمیز میکنم
وقتی کارش تموم شد زنجیرش کن
چیه؟
دورتر از این نمیشه رفت
این خودکشیه
-پس چرا اینجایی؟ -چون میخوام کمک کنم ولی اینجوری نه
-برو پس -کجا؟
-میدونن کجا زندگی میکنم -جای دیگه پیدا کن
همه چی رو خراب کردی
اصن نمیدونی کجا میری
-بلدم نقشه بخونم -بعدش چی؟
دنبال کردن تو کلی وقتم رو تلف کرده
تو قبلا نزدیکشون شدی منم همینکار رو میکنم
-هیچوقت نمیرسی -تو ول کن برو من میتونم
به اون دختر قول دادم مواظبشم حالا ببین چیکار کردم
هر دقیقهای که پیش اوناست بخاطر منه و تو میدونی باهاش چیکار میکنن
نمیتونم برم با فکر اینکه تقصیر من بود زندگی کنم
راه رو نشونت میدم
-تا اونجا میبرمت فقط -دیگه اینور و اونور نریم
-سادهترین مسیر -خوبه
زانو بزن
-چی میخوای؟ -گفتم زانو بزن
بیا
زانو بزن
گمشو
وقتی تسلیم شی سوگلی من میشی
قبل شروع، یکی از دیدبانهام میگه چن نفر ۵ تا از شکارچیام رو کشتن
راستشو بگو نگام کن
-اشتباه میکنه ما ۲۰ نفریم -زبون دروغگوها رو میبرم
باید استفاده بهتری از زبونت بکنی
باید دنبال راه سرگرمکنندهتری برای مجازاتت باشم
-وقتی منو اینجا پیدا کنن زبونت رو میبرن -نمیدونی که ما چند نفریم
برای نجاتت یه ارتش لازمه
اول صبح اگه بریم فردا میرسیم -بخواب یکم پس
وقت نگهبانیت باید حواست جمع باشه
-سالهاست توی خونم نخوابیدم -چرا؟ اونجا که گرم و نرم بود
همیشه مال ما نبود ۶ سال پیش یه جنازه تو برف پیدا کردیم
یه نقشه تو جیبش بود نوشته بود پناهگاه برای مسافرین خسته
فکر کردم تله هست ولی برادرم بردمون اونجا
چند روز بیرون خوابیدیم که کسی کمین نکرده باشه
وقتی تو هفته به زور غذا میخوردیم خیلی مراقب شده بودیم
انقد غذا خوردیم داشتیم مریض میشدیم
ما بخشی از یه گروه بزرگتر بودیم سالها پیش
در طول زمستون خیلی خیلی دور از اینجا
پنجاه نفر یا بیشتر
آخرش نمیتونستیم همه رو سیر کنیم
بعضیا رفتن بعضی از گشنگی مردن
بعضیهاشون همدیگرو پیدا کردن
گروه جستجوی ۳ نفری میفرستادیم دنبال تدارکات
یبار ۲ تاشون رو دیدم داشتن استخون یکی از خودمون رو میخوردن
توی خواب با چاقو کشتنش و کبابش کردن
اولین بار بود میدیدم
برشون گردوندیم به کمپ رهبرمون اعدامشون کرد
مدتی جلوی اتفاقات رو گرفتم
ولی اون عوضی حالیش نبود ۵ نفری خارج شدیم
اون تمام چیزیه که برام مونده
دست نزن
یادمیگیری از این خوشت بیاد
من تمام دنیاتم الان تنها چیزی که باید نگرانش باش
خوشحال کردن منه
ترجیج میدم بمیرم تا خوشحالت کنم
کسی که انقد زنده مونده نباید راحت از جونش دست بکشه
هیچوقت همچین دارایی باارزشی رو نمیکشم
شکارچیهام میگن اگه خواستم بکشمت قبلش تورو بهشون بدم
این بلایه که سرت میاد چیه؟
-دیدبانها برگشتن -مثل اینکه پیدا شدن
داخل
بهش بگو سر دوستاش چی اومده با جزئیات
دو تا شکارچیمون که جدا شدن مردن
همه شکارچیها آماده حرکت شن خودم هدایتشون میکنم
برید حمله به آدمای من
حمله به خودمه
-ننه آقاتون کو؟ -مردن
با من بیاید پس
به زودی یه چهاردیواری پیدا میکنیم
این موقعها بهتره از آدما دور شد خیلی غیرقابلپیشبینی هستن
جاهای زیادی این دور و بر هست
آب پیدا میکنیم خرگوش شکار میکنیم
پرنده میگیریم کارمون راه میوفته
رواله
چیه؟
هیچی
بخواب
نمیشه فرار کرد؟ از دیوار؟
هیشکی برنمیگرده
چرا اینجایی؟ یاد گرفتی خوشحالش کنی؟
من اینجا بودم کاریم نداشتن بعدش گرفتنم
اینجوری دوست داره
میدونم چه فکری میکنی ولی نمیتونی
-نمیتونم چیکار کنم؟ -قبل تو امتحان کردن بقیه
-ولی همیشه گیر میوفتن -اینجوری فک میکنی؟
وقتی میفهمی نمیتونی فرار کنی و باید زجر بکشی فقط یه کار میمونه
-خیلی خوشحال شدم وقتی دیدمت -میفهمم
نه نمیفهمی
وقتی دیدمت امیدوار بودم که تو رو بخواد
-میخواستم به جای من زجر بکشی -اشکال نداره
ولی اگه کارش با من تموم شه منو به بقیه میدن
میتونم جیغ دخترای دیگه رو بشنوم وقتی شکارچیها برمیگردن
من الان اینجام میتونم کمکت کنم
فقط یه کمک میتونی بم بکنی میدونم باهات چیکار میکنه
اگه منو به شکارچیها بدن شاید فرصت دیگه ای داشته باشم
-لطفا اینجوری حرف نزن -فکر میکنی ی سرمون میاد؟
میدونی از ما چی میخوان هیچوقت فکر نمیکردم توانش رو داشته باشم
خیلی نزدیک شدم گفت دیگه نفس نکش
ولی هر وقت اینجام منو زنجیر میکنه ماهها اینجوری ام
-دوستام بیرونن میان دنبالمون -بهتره دعا کنی نیان
-راهش این طرفه -برو پس
مستقیم برو به حاشیه شهر میرسی
دنبال راهآهن برو تا کلیسای سوخته و به رفتن ادامه بده
-چشم ازم برندار فک کنم نگاهمون میکنن -از کجا؟
-چیکار میکنی؟ -تا جایی که میدونم یه نفره فقط
جدا میشیم تو برو سمت جایی که ازش اومدیم من میرم اونور تا بیاد بیرون دنبال تو
-باشه -گمشو پس بهت احتیاجی ندارم
چی میخواید من هیچی ندارم
-میدونیم کی هستی -من با کسی نیستم من تنهام
-شما فکر میکنید کی هستم -حرف بزن یا دیگه نمیتونی راه بری
-فکر میکنید از شهر اومدم؟ نیومدم -نگهش دار
-لطفا.. به هیچکی نمیگم -چن وقته دنبالمونی؟
دنبالتون نکردم همین الان دیدمتون نمیخواستم چیزی شه فقط مخفی شدم
مزخرف
سر و صدا نکن یا شکمت رو پاره میکنیم
-از کی دنبالمونی؟ -از دیروز قسم میخورم
-چرا -اگه بگم هم میکشید منو
-ولم کنید -چرا دنبالمونی؟
برنمیگردم پیششون ولم کنید برنمیگردم قسم میخورم
خفش کن
هنوز یه پاش سالمه حرف بزن یا میرم سراغ اونیکی
همشون بیرون دنبالتونن رهبرشون سر جفتتون رو میخواد
-چنتا؟ -همشون
تک تکمون صد نفر رو فرستاد پیداتون کنن
اون خیلی ناراحته
زندانیا چی؟
شما اون جدیده رو میخواید اون اونجاس میتونم راحت ببرمتون
-کجا نگهشون میداره؟ -نشونتون میدم
اون بردههاشو زیر پله نگه میداره تو اتاق
اتاقش باید قسمت شمالی ساختمون باشه دوست داره جدیدا رو آزار بده
میدونی کجاست؟
-پیشنهادمو قبول کن یا پشیمون میشم -من که همه چی رو گفتم
بعضی وقتا واقعا از این کار لذت میبرم
دوستات چی میگن وقتی لنگ برگردی دیگه لازمت ندارن
شاید از دیدن خون هیجان زده شن
بسه من که جایی نمیرم
-چی -راه من این نیست ما شبیه اونا نیستیم
این حیونا لایق مرگ سریع نیستن
وقتی ما چیزی که میخوایم رو پیدا کردیم وقت داری با همشون
منظورت از ما چیه؟
شنیدی؟ اونجا رو کسی دفاع نمیکنه منم باهات میام
برید فرصت آخر. کی اون بیرونه؟
برو تا خودت بفهمی
-تو سگ کوچولوشی؟ -فعلا تو زنجیر شدی
بیرون
-بذا وسایلم رو بیارم حرف میکشم ازش -گفتم بیرون
-اون اطاعت میکنه -فک میکنی همیشه میکنه؟
-غذا تموم شه جرت میدن -نصف این آدما رو بزرگ کردم برام میمیرن
تو چی؟ تا حالا یه هفته شده غذا نخوری؟
گرسنگی سوزان رو حس کردی؟
بدنت شروع به خوردن خودش میکنه تجربه کردی همه کردیم
-گوشت آدمم خوردی -نه
برای همینه آدمای مث تو مردن
-شما نتونستید با دنیا نطبیق پیدا کنین -تو هیچی از ما نمیدونی
-هنوز اینجاییم -آشغالا رو از کف جاده جمع کنی
و امیدوار باشی یه روز همه چی مثل قبل شه
بدبختهایی که به رسم قدیم چنگ زدن لایق نابودی هستن
دوستای من بدبخت نیستن ما همه رزمنده ایم
من درگیر محدودیتهای دنیای قبلی نیستم
- به آدمام دقیقا چیزی رو میدم که میخوان -اونا رو هیولا کردی
برای مار خوردن باید افعی میشدیم
باید بفهمی که قتل و غارت و به بندکشیدن توی ذات ماست
همین برامون مونده
خشونت سالاره همینه که هست
این تنها چیزی نیست که داریم چیزیه که تو میخوای
صدقه سر رهبرانمون آینده ای نداریم
آینده رو از ما دزدیدن
هزار سال طول میکشه از این تاریکی خارج شیم
اگر هم بشیم من نیستم که ببینم
هیچ اهمییتی نداره فعلا حال و اینجا مهمه
پس لذت ببر چون زودی قراره عمرت تموم شه
تو دنبالهرو هستی گروهت دنبالتن
برای همین امیدی به حالت هست به ما بپیوند
منو به عنوان اربابت قبول کن
زیر بال و پر من جات امنه
همین رو میخوای مگه نه؟
دیگه فرصت آخره راستشو بگو
-چند نفر باهات بودن -گفتم بهت
-از کجا جمع شدید -همه جا
دور هم جمع شدیم تا عوضیهایی مثل تو رو نابود کنیم
دونه دونشونو پیدا میکنم و میارمشون اینجا
مجبورت میکنم دراوردن چشاشون رو نگاه کنی
تو برنمیگردی منتظرتن
شرط میبندم بقیه شکارچیهات تا الان مردن
یادم آوردی چقد این کار رو دوس دارم
صبر کن
اونجا نیست
-وقت غذاس -تو چرا آوردی
-شما اونجا نبودی -و؟
-از من خواستن.. -دروغ میگی
خوششانس بودی بیرون در گرفتمت
وگرنه مستقیم میرفتا پیش اون
-خیلی حرف میزنی -نظر رئیس این نیست
میدونم چی میخوای حواسم بهت هست
یه روز زیر چکمهم لهت میکنم مث یه موش
-یه غلط اضافی بکن و میرم زیرآبت رو میزنم
نگاش کن
-فقط من و تویم الان -من رو نمیترسونی
-نمیتونی بم دست بزنی -فک کردی نوبت من نمیشه؟
باید یادت باشه فقظ یه آشغالی که لب جاده گرفیتمت
بالاخره خسته میشه
و میدتت به بقیمون
فک میکنی کی اول صف وایساده؟
هنوز تصمیم نگرفتم اول کجات رو بشکونم دندون یا دماغ کوچیکت رو
-وقتی کارم تموم شه دیگه قشنگ نیستی -اگه دستم زنجیر نبود انقد شجاع نبودی
واقعا؟
-فک میکنی وقتی برنگرده چی سرت میاد؟ -فک میکنی چی سر خودت میاد؟
باید یکم احترام یاد بگیری
-میدونی چه کارایی کرده -اون یه هیولاس
قبلا دیدم مثل اون
قبل جنگ صدهزار نفر اینجا زندگی میکردن
وقتی داشت سقوط میکرد باید میدیدی
خر تو خر خشونت
همه داشتن برای چیزی که مونده بود زور میزدن
تمام ساختمونا رو شستن چیزی برای خوردن نبود
جز موش
ما فقیرای بدبخت بودیم ولمون کردن از گشنگی بمیریم
دست نیافتنیها
لای لاتها و افراط گرایان و رادیکالها گیرکرده بودیم
او ما رو از اونا نجات داد قویمون کرد
وقتی شهر رو گرفتیم سر دشمنهامون رو جمع کردیم
۶ فوت ارتفاعش بود
نترس فقط سیب زمینیه
وقتی دوستات رو بیاره طعم گوشت آدم رو هم میچشی
من به خوردت میدم
امیدوارم مقاومت کنی دهنتو باز نکنی
تفشون کنی
خیلی شیطون باشی از قیف استفاده میکنم
سوپ درست میکنیم ازشون
به زور با شلنگ میریزم تو حلقت
بلدیم چطوری زنده نگهت داریم
خب سرگرد کی حمله کنیم
سر صبح سریع و بی صدا میریم
به زور نمیریم تو
-بی سر و صدا میریم -یواشکی یکی یکی میکشیمشون
-خوبه نه؟ -برای انتقام اینجا نیستم
هرکی اونجا مونده برا دفاع احتمالا خوابه نباید بیدارشون کنیم
میریم طبقه بالا ورش میداریم و میریم
-عه؟ فک ردی انقد آسونه؟ -اگه بیان سر راه عجله میکنیم
بهشون فرصت فکر کردن نمیدیم
با هم کار میکنیم سریع میکشیمشون
-چه خبر؟ -جاشون رو ول کردن
-خب؟ -دو نفر اونجا بودن؟
-۲ نفر؟ -ردشون رو یه نصف روز به سمت شمال گرفتیم
تا وقتی که گمشون کردیم
-فکر کردم از عهدهش بر میای -تا جایی که من فهمیدم
هرچی تونستن برداشتن و فرار کردن منم جاشون بودم نزدیک نمیشدم
-گفتی دو تا بودن -آره
پس ما یکی رو کشتیم یکی رو گرفتیم و ۲ تا هنوز بیرونن
-این چنتاس؟ -۴تا رئیس
اول گفتی ۲تا حالا شد ۴ تا حالا میگی داریم سمت اشتباه میریم
-نمیدونم -باید بیشتر باشن
برای حمله نقشه میکشن
وقتی شکارچیهام مایلها پخش شدن و جای اشتباهی رو میگردن
اول صبح آتیش روشن کن برا علامت شکارچیها رو برگردون پیش من
-سر هر راه ورودی دو تا دیدهبان میخوام -نگران نباش انجامش میدیم
-اگه اینوری بیان میگیریمشون -من اونی نیستم که باید نگران باشه
-تا پیداشون نکردی برنگرد -باشه رئیس
-طبقه بالا -صبر کن
-اونجاست؟ -نه اون نیست
بریم
-اینجاست -بیا اینور
-چجوری اومدید اینجا؟ -کمک کن دیگه
باید بگیریش دستت
وقتی بفهمم کدوم یکی از شما حیوونا بدون اجازم اینجا بوده
اینا دیگه کین..
صبر کن
بیاید کمک
بدویید
-کلیدا رو کجا نگه میداره؟ -نمیدونم
وا نمیشه
-نمیشه ولش کنیم -راهی نیست
-نمیتونیم ولش کنیم -باید بریم
-خیلی شرمندم -من بهت نیاز دارم نرو
نمیتونم بیارمت بیرون
میتونی برام تمومش کنی
ببین نمیتونیم کاریش کنیم بیا بریم
بیا ببینم
چه خبره
پاشید میمونا
فرار
پاشو تنبل عوضی تا زبونت رو درنیاوردم
-چیشده -بهمون حمله شده
پیداشون کنید
بخور
هنوز از خطر دور نشدیم بریم
یالا... بسه
-گفتم بسه ۰امیدوارم بمیری
-چیه؟ بریم -کجا؟
-چی؟ -کجا قراره بریم؟
-دور از اون جهنم -بیخیالمون نمیشن
اگه با یه معجزه پیدامون نکنن یه گروه دیگه میکنه
-نقشت چیه؟ -باید برگردیم پیش بقیه
-کدوم بقیه؟ -میکشنمون
-نه باید راهمون بدن -چرا؟
اونا کین؟
اونا سالها زنده مونده میریم پیشششون التماس میکنیم
برنمیگردم پیش اونا ما رو میزنن تا ببینن
ترجیح میدم شانسمو با اونا امتحان کنم تا جاده
حتی اگه راهممون بدن زود پیدامون میکنن و یه ارتش آدمخوار میاد سراغمون
اونا مجبورن کمکمون کنن ۵تا بهتر از ۳تاس
فکر میکنی ازت تشکر میکنن اگه دردسر سراغشون ببری؟
-راهی ندارن -نه همین جاده رو میریم
به راه رفتن ادامه میدیم برای خواب ایست نمیکنیم
-انقد میریم تا بیخیالمون شن -همین الانم نمیتونه پا به پامون بیاد
-اشکال نداره -نه تو از ما محتاجتری
-احتیاج من دورشدن حدالامکان از اوناس -باشه
-شاید اگه جدا شیم بهتر باشه -ما دوتا با هم میریم
-من با تو نمیام -نه ما باید بریم
برا همین زنده موندیم، اگه وایسیم میمیریم
همش بخاطر توئه چرا ازم گرفتیش
وایسا تو صاحب من نیستی اونم نیست، تصمیم خودمه
فکر کردی میخوام برگردم به چیزی که بودیم؟
دیگه نمیخوام اگه اون تنها راه زنده موندنه نمیخوام
با ما بیا خواهش میکنم لازمت داریم به هم نیاز داریم
ردشون رو زدیم
اینجا صبر کنید بقیه شکارچیها رو جمع کنید وقتی برگشتن
بقیتون با من بیاید
وایسید
-تیر ننداز -گفتم برنگردید
-راهی نداشتیم -کی باهاتونه؟
-یکی از ماست برش گردوندیم -دروغ میگی
نه راس میگه
فکر کردی میتونی برگردی و یه دزد دیگه بیاری؟
لطفا ما مسلح نیستیم از همون راه قبلی برای صحبت اومدیم
میخوای بیاریمتون داخل تا توی خواب بکشیمون نقشه اینه؟
ازشون دور بمون
-از کجا اومدی -از شهر زندانی بودم
-دختر دیگهای هم بود -آره نمیدونم چنتا ول بازم بود
دختر من جوونه بیست سالشه سه سال پیش بردنش
-من جدا بودم -هیچکدومشون رو دیدی؟
-یکی فقط -اسمش چی بود؟
-نگفت -چی گفت پس؟
زیاد حرف نزدیم زیاد پیشش نبودم
شما دو تا میخواید باور کنم که رفتید و اومدید بدون اینکه بگیرنتون؟
-داشتن جای اشتباهی رو میگشتن -هیشکی نبود از خونشون نگهبانی کنه؟
-بود -غافلگیرشون کردیم
-چهار تا بودن -چرا برگشتید اینجا؟
نمیخوایم دیگه فرار کنیم اون بیرون دووم نمیاریم
-دنبالتونن؟ فک کردی چی میشه؟ -نمیدونم
-پس خواستید ما رو قاطی ماجرا کنید -به کمکتون نیاز داشتیم
-چند نفر دنبالتونن؟ -شاید نباشن ردمون رو پاک کردیم
-چنتا -اگه خوششانس باشیم پیدامون نمیکنن
-مگه نگفتم برنگردید؟ -اگه پیدامون کنن به کمکمون نیاز دارید
پای ما رو توی ماجرا باز کردید حالا کمک میخواید؟
-اگه ما رو بکشی نمیتونی جلوشون رو بگیری -شاید وقتی اومدن تحویلتون بدم
-نمیتونی معامله کنی باهاشون -سرتون رو بزنم به فنس اونم کنارتون چی
-بچههاتون چی مگه نکشتنشون؟ -خفه؟
-درباره بچههام حرف نزن -ما دشمنت نیستیم اونا هستن
-اونا مشکل شمان نه ما -نمیتونیم الان ردشون کنیم
-اگه تعقیبشون کرده باشن میان اینجا -اونا بدون ما هم بالاخره میومدن اینجا
ممکنه یه گروهشون رو خفت کنید ولی صدها نفرن
-اون فنس هم جلوشون رو نمیگیره -تو از کجا میدونی؟
-فکر میکنی میترسن؟ مث دعوت میمونه براشون
اگه احمق باشن و هشدارها رو نادیده بگیرن نفراتشون رو حروم میکنن
اگه بفهمن یکیشون رو کشتی با هرچی که دارن حمله میکنن
خودت شاهد بودی؟
برگرد راه برو
اونجا
میایم سراغتون یکم استراحت کنید فعلا
-بهش خیلی بدگذشته -اگه نکشته باشنش هم این مدت دووم نیاورده
اونجا زندانی بوده شنیدی چی گفتن
-گفت بازم هست -میتونه هر معنی داشته باشه
اگه بازم بوده چرا نجاتشون ندادن؟
-چرا نمیتونی قبول کنی که احتمال زنده بودنش هست؟
ممکنه همه حرفاشون دروغ بوده باشه
انقد ناامیدی که حاضری به سه تا غریبه اعتماد کنی
مگه وظیفمون این نیست که ناامید نشیم؟
همیشه بهش فکر میکنم میتونم صداشو بشنوم
-لبخندش.. انگار همینجاس -اون کشته شده سالها پیش
-فقط داری خودتو اذیت میکنی -بسه
-ولم کن -میخوای بگم هیچکاری نکردم؟
بگم تنها کسی بودم که میتونستم کمکش کنم و گذاشتم شکنجش بدن
میترسیدم تو رو از دست بدم ترسیدم مثل پسرمون تیکه تیکم کنن
-میترسیدم برم دنبالش -میخوام برگرده
میخوام بفهمم
میخوام بفهمی که هنوز امید هست اون هنوز زندس
اگه همیشه اشتباه میکردم چی
همیشه نگران این بودم
اگه هنوز زندس
چطور گذاشتم این اتفاق براش بیوفته؟
میتونیم با کمک اونا برش گردونیم
تنها راهمونه
بگیر
پاشید
-نقشتون چی بود؟ -منظورت چیه؟
اگه تا اینجا اومدی حتما یه حقهای بلدی که بهمون شانس پیروزی بده
-فکر میکردم اینجا جامون امنه -۲۰۰ هکتار جنگل دورمونه
-برای مخفی شدن عالیه -حق با توئه پس
این دو تا رو چجوری پیدا کردی؟
-ازم دزدی کردن -اندازه سالها غذا داشت کلی براش گذاشتیم
-چرا کمکشون میکنی -منظورت چیه؟
-میخوام بفهمم چی تو سرتونه -بدون اونا مرده بودم
زورم به آدمخوارا نمیرسید
-شما دو تا چی؟ -ما دو تا چی؟
-اهل مبارزهای -اگه شرایط ایجاب کنه
الان تو همچین شرایطی هستیم دیگه نمیخوایم مخفی شیم
یکاری یکنیم فکر کنن دنبال انتقامیم قیمت رو انقد زیاد میکنیم
-که نخوان پرداخت کنن -انگار نابغهای با این استراتژی
هیچوقت دیگه بم دست نزن نمیفهمی؟
من برای تو برگشتم و تو ولم کردی بمیرم
از کنار اینجا رد شدن این نقشه بدرد نمیخوره
-رد نشدن -از کجا میدونی؟
-کنجکاوری به کشتن میده -چی؟
هرکی از اون در رد شه میخواد ببینه ته مسیر چیه
همیشه داستان همینه فقط باید صبر کنیم
اینجا کجاست منتظر مهمونی؟
-چقدر دیگه؟ -تمومه
خوبه بریم سراغ بعدی
-فک میکنی وقت خوبیه؟ -فرصت دیگهای گیرم نمیاد
-چطور با این فاز منفی انقد زنده موندی؟ -اون مصلحتگراست
چون میدونستم کی فرار کنم و کی بجنگم هنوز زندهام
-وقتی ۵ به ۱۰۰ هستید باید فرار کنید -چرا نکردی پس؟
نمیدونم هرچی بیشتر نگاه میکنم عجیبتر میشه
فکر کنم میدونی تو بخاطر اون اینجایی
-فهمیدی -از صورت من استفاده میکنه همین براش مهمه
فک میکنی خیلی قویه و نباید فرار کنه و ما رو تنها بذاره
-فک میکنه میدونه ما شانس پیروزی داریم -داریم؟
حتی اگه بتونیم با معجزه با همشون بجنگیم جنگی شروع میشه که هیچوقت تموم نمیشه
انقد ادامه پیدا میکنه تا یه طرف تموم شه و اونا تعدادشون بیشتره
اشتباه میکنی اونا باید شکست بخورن تک تکشون رو میکشیم
-و تمام اون دخترا رو نجات میدیم -دیوونهای
-هیچوقت برنمیگردیم اونجا -مجبوری
ما شما رو راه دادیم جونمون در خطره
ما دخترمون رو پس میگیریم و شما کمکمون میکنید
پس قضیه اینه بذا یه چی درباره دخترت بگم
-اون مرده -خفه شو
-چی میدونی -هیچی نمیدونه هنوز ممکنه اونجا باشه
-من صدای بقیه رو شنیدم -درسته؟
-از کجا مطمئنی مرده چی دیدی؟ -هیچی
اگه سالها پیش بوده احتمالش کمه زنده باشه همین
اگه موفق شیم کمک میکنم پیداش کنیم میبریمتون اونجا
انقد دوس داری مجازاتم کنی میخوای جفتمون رو به کشتن بدی
-فک میکنی برا اینه؟ -پس چی؟
چون اونا باید بمیرن اونا تجاوز و قتل و اسیر میکنن
و چون هیچکی جلوشون نیست این کار رو ادامه میدن
این بزرگتر از ماست ما میتونیم خیلیها رو نجات بدیم
و من حاضرم جونم رو برای این بدم
نمیخواستیم بچههامون تو لندن بزرگ شن پس
اونجا رو فروختیم و اینجا رو خریدیدم
-بهشتیه برا خودش -قبل جنگ از لندن رفتیم
-از اون موقع اینجا بودیم -صفحههای خورشیدی، آب با فشار
-غذامون رو خودمون درست کردیم -تاحالا از جنگل بیرون رفتید؟
-گاهی به چیزی نیاز داشتیم بیرون میرفتیم -برا این گرفتنشون؟
سعیمون رو کردیم اینجا پیشمون بمونن
وقتی بچه بودن این ایده رو داشتم که آدمای بیشتری برای پناه وارد جنگل میشن
پس ما لونه کندیم و براشون چادر زدیم تا بیان
و یه مدت مشغول نگهشون داشتیم
وقتی زمستون تموم شد تصمیم گرفتن بیرون بیشتر ماجراجویی کنن
بهشون گفتیم نکنن
نوجوونا به ننه آقاشون گوش نمیدن
فقط دستکشهای خونیش رو پیدا کردیم
-اثری از کلوئی نبود -این برای موسیقیه؟کار میکنه؟
نمیتونم بگیرمشون
این مزرعه ساندلسه همیشه این خانواده رو میشناختم
پدافند ما رو از بیشتر بمبها نجات داد
-اوضاع خیلی بد میشه وقتی مردم گشنگی بکشن -من نمیرم
فقط چند روز وقتی خطر رفع شد برمیگردیم
من و جان زندگیمونو اینجا ساختیم منو بیرون نمیکنن
این خونهی ماست اگه میخوای با پسرا بری اشکالی نداره
-من برای کمپ کردن تو جنگل خیلی پیرم -نمیتونم ولت کنم
بعدا قراره چی بشه
-اینجا چیزی برا شما نیست -من میگم هست یا نیست
-چند نفر اینجان -میتونیم یکم آب و غذا بهتون بدیم
-و بعدش برید پی کارتون -آدما دارن گشنگی میکشن
کشاورزای چاق و پولدار مث تو غذا ها رو نگه میدارن
-اومدیم حقمون رو بگیریم -میخوای از کشاورزای محلی بگیریش؟
از ملک من برید بیرون الان به چه حقی..
-جلوتر نیا -از ملک من برو بیرون
-ملک تو؟ -میشه بری داخل؟
همهی املاک دزدی هستن
فرار کنید
باید بیشتر باشن
-میخوای خودتو نجات بدی -نه
تقریبا گولم زدی
بیکار خوابم نمیبره باید فنس رو چک کنم
-هرکی از در رد شه هشدارها عمل میکنن -این شکنجس بذا فقط در رو ببینم
-نمیذارم بری تو تاریکی -باید برگردم تصمیم خودم بود بیام اینجا
فکر کردم نمیتونم تو آینده دووم بیارم
-خوب کردی همه رو آوردی اینجا -اومدم چون ترسیده بودم
-نمیخوام هممون توی این تلهی مرگ بیوفتیم -ما همه تصمیم گرفتیم بجنگیم
-همیشه به این ختم میشه -خوبه که اینو داریم
دیر رسیدن از هرگز نرسیدن بهتره
برادرم اینجا بود میخواست تابلو بذاره تا آدما نزدیک شهر نشن
منصرفش کردم قانعش کردم پیدامون میکنن
ما کنار نشستیم تا آدما وارد قلمروی اونا شن و شکار بشن
شاید تقصیر خودمه هیچوقت مراقب بقیه نبودم همیش مراقب خودم بودم
این چه زندگیه؟
تو این سالها به خودم میگفتم همیشه عوضیها زنده میمونن
هیچکس با انسان خوبی بودن انقد دووم نمیاره
پس همهی آدما بیرون این جنگل دشمنن
از این به بعد فقط مهمه
میتونیم اوضاع رو درست کنیم
-سه روز شده اگه هیچوقت پیدامون نکنن چی؟ -من میخوام پیدا کنن
محل نبرد رو انتخاب میکنیم بذار بیان
اگه نیان ما میریم سراغشون
حالا آیا مجبورم کل شب اینجا وایسم تا کسی در نره؟
نه
یکی از در رد شده
-اینجان؟ -صبر کن فقط یکیه
بیاید پایین
یا خدا
-داریم میریم؟ -آره نقشه رو اجرا میکنیم
-بیا -اینور
برو سراغ اون
همراه من
زنده بیارش پیشم
برید
خواهش میکنم کاریم نداشته باشید
-چن تا هستن؟ -مطمئن نیستم شاید ۴۰ تا
از پسش بر میایم بریم محل کمین بعدی
-پامو داغون کرد -میتونی راه بری؟
آره بریم
این شکارگاه جدیدتونه
هر موشی گرفتید برای خودتون ولی دختره برای منه
هرکی دختره رو برام بیارش وقتی کارم تموم شد میدمش بهش
برید دنبالشون
بریم جای بعدی
-من نمیتونم -باید ادامه بدی پیدات میکنن
-سه تایی زورمون نمیرسه -میرم دورشون بزنم کار خودتونو بکنید
-باید برگردیم وقت نقشهی دومه -نمیتونیم ولش کنیم
-ولم کن و برو مث دفعهی قبل -نمیتونیم بمونیم
متاسفم
کیفا رو برمیداریم مستقیم میریم تو جنگل فقط یه دقیقه باشه؟
صبر کنید
امتحان کنید به جفتمون میخوره
نزنید بذار بره کاریت نداریم
بدون تو نمیرم یا بام میای یا میکشمش
-هیچ جا نمیری -کمون رو بذا زمین
-عمرا -میکشمش
-خودتم میمیری سریع -انجامش بده وقت نداریم
میشنوی؟ دارن میان به زودی میرسن
-باشه -نه نکن بزنیدش
-بهم آسیب نمیزنن
ولش کن
دستاشو پشتش گره بزن
-این راهش نیس -گره بزن
سریعتر بچرخ بیا سمتم
-بریم -نگهش دارید تورو خدا نگهش دارید
برگردید تو خونه
حرف نزن
برای شما
پسر خوب
-بازم کنید -یه دقیقه وایسا فک کن
-بری بیرون میمیری -فقط بازم کن
باید پیشم بمونی همسرم رو میبرن میفهمی؟
-اینجا باهاشون یک یکی میجنگیم -مجبورن به زور بیان داخل
کی اول میخواد بیاد؟
-فقط سه تان -بسوزونیمشون
نه من اونم میخوام
سعیتو بکن
قانون رو میدونین بچهها
-چه کنیم -بریم پشت بوم
بیا ترسو
بریم پشت بوم تا دیرنشده
این سپاهته؟ فکر کردی منو با این سه تا میتونستی بکشی؟
ارزش مرگ اون همه شکارچی رو داره؟
به دیوار نزدیک شین
بیا ببینم
هوای درب رو دارم چنتا تیر مونده؟
-۳ تا -برای رهبرشون نگه دار
راه فراری نیس تسلیم شید دو تا قول میدم
زنا زنده میمونن مردا هم سریع میمیرن
برو به درک
سگای کثیف نگام کنید
بیا ببینم
حالا قضیه اینه اون بالا بمونید
تیکه تیکه شدنش رو تماشا کنید
بعدش هم میسوزونمش
یکی زبون این عوضی رو ببره برام
میخواید این رهبرتون باشه؟
این احمق.. حتی تو چشام نگاه نمیکنید
شکمت رو بخاطر این کار پاره میکنم
بیا ببینم
من که میپیچم میرم
وایسید وایسید
-این آخرش نیس -فرار کن بابا
چیشد؟
تموم شد
ترجمه و زیرنویس : argentcrusader90@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.