All language subtitles for Melody.of.Golden.Age.2024.S1E06

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha

♫ کینه و کارما، درست و غلط ♫

♫ اشک و خون در زندگی گذشته ♫

♫ جدایی که سالها طول می کشد ♫

♫ حقیقت را پنهان نگه می دارد ♫

♫ سرنوشت پر از پیچ و خم است ♫

♫ بدبختی و خوشبختی در هم تنیده شده ♫

♫ بگذار باد وسواس و دروغ را از بین ببرد ♫

♫ در میان طوفان ها و عدم قطعیت ها ♫ ♫ خودم را وقف تو میکنم ♫

♫ حداقل در شادی و غم من شریک باشید ♫

♫ کشف راز بدون ترس در این رویا ♫

♫ دست در دست تو ♫ ♫ من در این دنیای باشکوه سرگردانم ♫

♫ قلب من از غبار فانی بی آلایش می ماند ♫

[آوای دوران طلایی]

[قسمت 6]

[عمارت شن]

مردم نمیتونن

همیشه روی بقیه برای

کمک حساب کنن

بهتره تا جایی که میشه

به خودمون تکیه کنیم

خدمتکار خانواده یان

بانو لیو

ارباب فرستادنم تا بهتون بگم

سه روز گذشته

اما شما هنوز بعد ازدواجتون

برنگشتین خونه

گفتین فردا میاین

لطفا دوباره نظرتون رو عوض نکنین

باشه

فهمیدم

لیو نیانگ

[عمارت یان] همه توی شیانگ آن میگن

که تو و رئیس بزرگ خیلی عاشق همدیگه ایین

این واقعا

برام پر از افتخاره

خوبه، خیلی خوشگله

خوبه؟

قشنگه

خیلی قشنگه

لیو نیانگ

بالاخره اومدی خونه

بعد از اینهمه روز

چرا تنها اومدی؟

شوهرت کجاست؟

سر کارش مسائل مهم تری هست

پرونده مهم تره

چطور یه پرونده از تو مهم تره؟

[یان یی جیائو، فرزند چهارم خاندان یان] یک زن تازه ازدواج کرده چطور میتونه

تنهایی بیاد خونه مادریش؟

بعد از کارش میاد، درسته؟

خواهر چهارم، چرا امروز برگشتی؟

برای دیدن من که نیومدی؟

دستبندی که شوهرم

برام خریده رسیده بود

سر راه اومدم ببینمت

شماها چطور؟

دستبند منو ببین

قشنگ نیست؟

با نگاه اول ازش خوشم اومد

مهم نیست چه حرفای زشتی میزنه

فقط نادیده اش بگیر

چیش قشنگه؟

فقط خودنمایی میکنه؟

[یان موجی، فرزند پنجم خاندان یان] شوهر خواهر کجاست؟

به خواهرت گفته

خوردنی ها و میوه های زیادی بیاره

با خیال راحت ازش بخورین

بیا شوهرم

ارباب

ببین لیو نیانگ ما

چقدر دختر بیچاره اییه؟

بقیه از زندگی با شوهرشون لذت میبرن

اما لیو نیانگ ما

باید کار کنه و عدالت رو برای مردم برقرار کنه

میخوای چی بگی؟

یعی من توی مسئولیتم به عنوان مادر شکست خوردم

به من نگاه کن

نمیتونم هیچ کاری به جز

لباس پوشیدن انجام بدم

معمولا دست به هیچ کاریم نمیزنم

و شوهرم میگه برای خانواده اش شانس آوردم

دلم میخواست یه دختر کوچولوی

خوشگل و شیرین داشته باشم

اما در نهایت یه دو قلوی پسر تپل بدنیا آوردم

نمیدونی پسر کوچیکم چقدر شیطونه

لیو نیانگ

باید بیشتر بری دیدن خواهر چهارمت

تا یکم از خوش شانسیش رو بدست بیاری

اینقدر همه روز کار نکن

ازدواج کردی ولی بازم بیرون میگردی

درسته؛ لیو نیانگ

از انجام کارهای پست

توی وزارت دادگستری دست بردار

بزار بهت بگم

به عنوان یک زن

چطور میتونی زندگیت رو تغییر بدی؟

کارت اینکه خانواده شن رو خوب مدیریت کنی

برادر پنجم

از همکارام شنیدم که

آخرین باری که داشتن گشت میزدن

تو رو در حال نوشیدن توی رقاص خونه دیدن

همینطور داشتی همه جا

دخترا رو دنبال میگردی

مزخرفه

چطور میتونی از من انتقاد کنی؟

مایه ننگ خانواده تویی

ببین چقدر تند و بد حرف میزنی

جذابیت زنانه ات کجاست؟

من بد زبون و بدجنسم؟

اگه من جای شوهرت بودم

تمام روز میرفتم رقاص خونه ولی نمیومدم پیش تو

مراقب دهنت باش- کافیه-

رئیس بزرگ اینجاست

رئیس بزرگ اومدین

اما من فکر میکنم

همسرم خیلیم خوبه

درگیر وظایف رسمی شدم

پدرزن، مادر زن

ببخشید دیر رسیدم

چیزی نیست، به موقع اومدین

آره دقیقا

امروز اومدم اینجا

تا ازتون تشکر کنم که

لی نیانگ رو خوب بزرگ کردین

برای همین همچین بانوی باهوشی شده

بیا داخل

پدرزن

لیونیانگ بهم گفت

از چای لذت میبرین

این لیوان های چینی طرح دار

از کوره یوئه هستن

این چای زی سونه که توسط اعلیحضرت اعطا شده

اینا خیلی با ارزش هستن

اینکه لیو نیانگ رو دارین از خوشبختی شماست

حتی شاهدخت یینگ هم گفت

که همسر خوبی پیدا کردم

شاهدخت یینگ؟

پان یانژی؟

فکر میکردم همه آثار خوشنویسیش از بین رفته

یه تقلیده

چند سال پیش

من تصادفا چندتا از خوشنویسی های پان یانژی رو بدست آوردم

و از روی هوس از قلمش تقلید کردم

حتی توام شگفت زده شدی

واقعاً باید غیرقابل تشخیص باشه

به نظر میرسه مهارت تقلید دست خط رو

از پدرت یاد گرفتی

من فقط اصول اولیه اش رو میدونم

اما توی این دنیا دست خطی نیست

که پدرم نتونه ازش تقلید کنه

فقط خوشنویسیه

قابل ذکر نیست

داماد جان بیا اینجا

بیا با هم بخوریم

داماد جان، بیا بیا بخوریم

پدر

...ما کارهای زیادی توی خونه داریم

حالا که پدرت خواسته

باید برای غذا بمونیم

فقط بعدش باید زود برگردیم

تا به برخی مسائل مهم برسیم

فهمیدم

کاملا فهمیدیم

لیو نیانگ

به عنوان پدرت حالا که دیدم زندگی

متاهلی خوبی داری خیلی خوشحالم

...فقط اینکه

نخست وزیر ژانگ باهاتون حرف زده؟

بارها باهام صحبت کرده

و همچی رو برام روشن کرده

افراد انتصابی شش وزارت خونه

هنوز معلوم نشده

اگه به ماجرا درست رسیدگی نشه

...بعدش

به نخست وزیر ژانگ

پاسخ مناسبی میدم

کبوترهای بزرگ با پرهای کرکی

پرهای زیادی توی فقس افتاده

...چی

یایا بس کن

رئیس بزرگ

رئیس بزرگ

رئیس بزرگ

یک نفر به رفته خانه کبوترها- کی بود؟-

بانو بود

بالاخره انتخابش رو کرد

[عمارت شن]

ارباب

پرده هایی که چند روز پیش

دستور دادین

آماده است

پارچه خاصیه که

توی شی چن ساخته شده

و کاملا جلوی نور رو میگیره

ارباب ازم خواستن

...مخصوصا

برای تمرین شمشیر زنی

خیلی مناسبه

چه ضرری

بهتره این عادت عصبانیتت رو

تغییر بدی

وگرنه کی بهت خدمت میکنه؟

کی توی عمارت یان

قسم خورد که

خوب بهم خدمت میکنه؟

مدام از من دوری میکنی

چطور میتونی خوب بهم خدمت کنی؟

واقعا میخوای بهت خدمت کنم؟

بالاخره ما باهم ازدواج کردیم

حتی اگه قرار باشه اتفاقی بیوفته

هیچکس نمیتونه چیزی بگه

به نظر میرسه از شایعات میترسم؟

اینکه همسر به شوهرش خدمت کنه

یه چیز کاملا عادیه

باشه خدمت میکنم

کی رو میترسونی؟

شوهرم خیلی بوی خوبی میدی

میخوای بو بکشی

ببینی من بوی خوبی میدم یا نه؟

با من رقابت میکنی؟

نگهبانان

فانوس های کنار بانو رو

همشونو روشن کنین

رئیس بزرگ، توی معبد شی مینگ یه اتفاقی افتاده

افراد کافی داریم

رئیس بزرگ میخواد شما به وزارت دادگستری برگردین

من... خیلیم دلم نمیخواد باهاتون بیام

اگه جرات دارین

برای کمک ازم برگردین

[فانوس بودایی می سوزد، گناهان کاملاً پاک میشه]

دست خط مرتبه

قلم موی برجسته ای بوده

این حرف های خونین

چطوری روی دیوار ظاهر شدن؟

خون نیست

یه نوع خاص جوهره

یه نوع ترکیب مواد با جیوه است

بعد کشیده شدن روی دیوار

بلافاصله خودشو نشون نمیده

و فقط بعد از باران قرمز میشه

مجرم خیلی وقت پیش اینو نوشته

و منتظر باران دیشب بود

مجسمه بودای تالار اصلی اشک خونین ریخت

چرا مجرم اینکارو کرده؟

داره تحریکمون میکنه

بودا خشمگین شده

و اشک خونین ریخته

شنیدم که مجسمه ها برای زاری از

سردی دنیا اشک خونین میریزن

این یک اخطار برای مردمه

متاسفم، متاسفم

حواسم نبود

یان لیونیانگ

وزارت دادگستری ما

واقعا بدون تو دوام نمیاره

اصلا نمیدونی

این چند روز اینجا

اینقدر تمیز نبود

ارباب

صبح بخیر، ارباب

این همسر رئیس بزرگ نیست؟

چرا اینجا داره زمین رو تمیز میکنه؟

دقیقا

مناسب نیست

اینجا. هنوز هم یکم کثیفه

قبل از پاک کردن زمین

پارچه رو خوب بشور

ارباب، کمربندتون افتاد

کمربندتون افتاده

شما دوتا دعوا کردین؟

نه

نه؟

پس چرا یهویی برگشتی؟

فقط بهم بگو

باز چیکار کردی؟

دوباره چاق شدم

باید بیشتر تمرین کنم

جاسوس شدم

...تو

جونتو نمیخوای؟

شنیدم که

یبار نیمه شب یه جاسوس وارد عمارت شن شد

و بخاطر همین کارش

با طلوع خورشید

نه تنها ناپدید شد

...بلکه تمام خانواده اش هم

تمام خانواده اش هم ناپدید شدن

بعلاوه

در نیمه شب

یکی دیده که

شبح سفید همشون رو

به سمت مرگ فرستاده

ممکنه همه خانواده ات رو بکشه

تو خیلی جسوری

...خب

خیلی پیچیده است

درسته

با جناب شو

چطور پیش رفت؟

نگران نباش، ژنرال شو چندتا بازرس فرستاده تحقیق کنه

ارباب یک لحظه ببخشید

خوبه

یان لیونیانگ

یادم رفت یه چیزی بهت بگم

یه نفر دیده استادت از سفر برگشته

اما گارد امپراتوری

همون لحظه که

وارد شهر شد دستگیرش کردن

چی؟

بگو رئیست بیاد بیرون

شن دو

شن دو

شن دو

رئیس سرش شلوغه

من همسر رئیستونم

کی جرات داره جلوم رو بگیره؟

شن دو بیا بیرون

بندازش بیرون

شن دو اگه مشکلی داری بیا سراغ خودم

چرا استادم رو دستگیر کردی؟

اینقدر خودتو جدی نگیر

تو خیلیم مهم نیستی

استادم رو آزاد کن

[چن ون] شن دو، استادم رو آزاد کن

استادم رو آزاد کن- لیونیانگ-

استاد

خودت رو ببین

ازدواج کردی

اما هنوزم بی پروایی

استاد

کمتر نوشیدنی بخور

مخصوصا نوشیدنی رو که

بقیه بهت میدن

شاگردم همیشه

حرفش رو راست میزنه

لطفا بهش اهمیت ندین

میدونم

چی رو میدونی؟

...تف

بازی کافیه

بگو

چی میخوای از من بپرسی؟

شنیدم شما یه ترکیب

مخصوص با جیوه ساختین

که فقط بعد از

برخورد با آب دیده میشه

درسته

اون ترکیب رو برای جلوگیری از تجزیه اجساد بهتر کردم

میخوام بپرسم فقط شما به این

ترکیب خاص دسترسی دارین؟

قبل از بازنشستگی

ترکیبش رو به چندتا از

خدمتکارای دوستای قدیمیم دادم

تا آفت ها رو کنترل کنن

واقعا خوب کار کرد

لطفا اسمشون رو بگین

فهمیدم

برای همین زمان ناپدید شدن افراد

با زمان مرگشون

اینقدر متفاوت بوده

تجزیه رو به تاخیر انداختن

و حشرات رو دور کردن

درسته، ترکیب جیوه است

اطراف اجساد گیاه بود

فکر کردیم برای پوشوندن بوی تعفن بوده

اما اونا در واقع با

این ترکیب مخلوط شده بودن

برای همین طبابت قانونی زمان مرگ رو اشتباه کرد (م: همون پزشکی قانونی)

استاد

استاد چن

میتونین زمان واقعی مرگ رو بفهمین؟

چه شاگردی هستی

نمیترسی استادت رو خسته کنی؟

استاد

ما باید یه پرونده رو حل کنیم

لطفا بهمون لطف کنین و تواناییتون رو نشون بدین

استادم این بازی رو برد

برنده شدم؟

برنده شدم

پس بریم، منو ببر سردخونه- بیا بریم-

بریم سردخونه- استاد مواظب باش-

با قضاوت از سطح تجزیه

استادم زمان مرگ رو مشخص کرد

اوایل بهار، سال چهارم دوره شنگ لی

اواسط تابستان، همون سال

بهمن یا اسفند سال پنجم

خرداد سال ششم

اواسط مرداد سال ششم

نمیتونین محدود ترش کنین؟

الان فکر نمیکنم

لازم باشه

اینا رو توی معده قربانی های مرد پیدا کردیم

با قضاوت از سطح تجزیه

معتقد بودیم که حتی اگه قربانیا چیزی خورده باشن

محتویات معده اشون

همراه با بدن تجزیه شده

خیلی عجول بودم

طبابت قانونی نباید نتیجه گیری های از پیش تعیین شده داشته باشه

هر چه قضیه عجیب تر و تکان دهنده تر باشه

باید بیشتر باهوش تر پیش بریم

کلید

اغلب در برخی از جزئیات

نامحسوس مخفی شده

دونه است

درسته

همچین دونه هایی فقط

وقتی شخص زنده باشه

از طریق حرکت روده

میتونه هضم و دفع بشه

و کل فرآیند کمتر از یک روز طول میکشه

همه این قربانیان در شکمشون دانه داشتن

این یعنی مدت کمی

بعد خوردنشون مردن

چیزی که منطقیه

ممکنه لزوما حقیقت نباشه

گاهی چیزی که با چشمای خوت میبینی

ممکنه لزوما حقیقت نباشه

احتمالش هست یکی حقه زده باشه

تا شما باور کنین این حقیقته

درس خوبی گرفتم

چه تصادفی

این همه قربانی مرد

قبل از مرگ دانه خوردن؟

وقتی تصادفات زیاد باشن

دیگه تصادف نیست

این دانه ها

مال خربزه های معمولی نیستن

بلکه مال کدوهای شی چن هستن

کدو های خراج امپراتوری؟

پس فقط توی قصر ازشون هست

نه

توی یه مناسب دیگه هم

این مرد های نجیب زاده

به این کدو ها دسترسی داشتن

جشنواره نجارها

دفتر نجوم

هر سال تاریخ جشنواره نجارها رو تعیین میکنه

بودجه این ضیافت توسط دولت تامین میشه

ملکه مادر در طول ضیافت گنجینه هایی رو هدیه میده

اما تاریخ هر سال متفاوته

جشنواره بعدی کیه؟

سه روز دیگه است

رئیس بزرگ

ملکه مادر هنوز جلسه دارن

لطفا کمی بیشتر صبر کنین

مجسمه بودا خون گریه کرده

اون شایعات پرحاشیه

باعث سردرد ملکه مادر شده

حتی شاهدخت یینگ هم

دخالت کرد و تنبیه شد

ملکه مادر دستور دادن که

یک وضعیت بحرانیه

اگه این پرونده

تا پنج روز دیگه حل نشه

به بازرس های سلطنتی تحویل داده میشه

فرمان علیاحضرت رو میپذیرم

مجبور نیستین هربار

که میاین دیدنم

اینقدر مودب باشین

شنیدم توی معبد شی مینگ اتفاقی افتاده

درسته همینطوره

شعر بچگونه فقط یه شروع بود

این موضوع داره جدی میشه

شاهزاده شیان توی دردسر بزرگیه

شاهدخت یینگ هم حبس خونگی شده

ملکه مادر قصد داره که همه فرزندانش رو تنبیه کنه

منو ببخشین که اینو میپرسم

مجسمه خونین

ارتباطی به شما داره؟

چطور جرات میکنی؟

ببخشید که یهویی پرسیدم

فقط میخواستم

حقیقت رو بفهمم

تا بار شما رو کم کنم

ارتباطی بهش ندارم

با این حال

تحقیقات چطور پیش میره؟

هنوز بی خبرم

چطور جرات کردی منو احمق کنی؟

نمی ترسی مقام خانواده ات رو نابود کنم؟

اجازه بدین توضیح بدم

ازم خواستین کبوترها رو بررسی کنم

تا بفهمین

ملکه مادر در مورد شاهزاده شیان چطور فکر میکنه

طبق تحقیقات من

شما خیلی مشکوک بودین

چطور میتونی مطمئن باشی؟

ارتباط

بین گارد امپراتوری

یهویی زیاد شده

خیلی از پیام رسان ها وسط راه برمیگردن

این یه روش برای مخفی کردن

مسیر واقعیه

بعلاوه اینبار افراد زیادی از گارد امپراتوری

فرستاده شدن

مطمئنم وظیفشون

امنیت شاهزاده شیانه

اگه ملکه مادر میخواد بهشون صدمه بزنه

پس چرا اینکارو کردن؟

درسته که اینطوره

اما اینا همش حدسیات توئه

مگه اینکه شاهزاده شیان در خطره

هم حدس و گمان شما نیست؟

فعلا بهت اعتماد میکنم

با این حال

میخوام زود نتیجه بگیرم

نگران نباشین نخست وزیر

خیلی زود مغز متفکر

پشت این قضیه ها رو مشخص میکنم

خوبه که میدونی

تعیین مقام مرزی

خیلی زود میرسه

وقت زیادی برای تو و وزیر یان نمونده

[ژانگ بائو هوان، معاون وزیر تشریفات]

ملکه مادر

اگه بازی نکنین

من این دور رو

برنده میشم

باشه

در این صورت

ازتون پاداش میکنم

باشه، بهم بگو

چی دوست داری؟

ازتون ممنونم که

اجازه دادین جشنواره نجارها رو

من برگزار کنم

بهم اجازه میدین

تصمیم بگیرم کی رو دعوت کنم؟

در گذشته، ما همیشه کسایی رو که

میتونستن شعر بخونن

و آواز بخونن رو دعوت کردیم

این بار

میتونیم تعدادی از استعداد ها

و زیبایی های واقعی رو دعوت کنیم؟

هر کی رو میخوای دعوت کن

فکر میکنم تو

به برخی از بانو های جوان علاقمند شدی

من

از لطفتون سپاسگزارم

بانو شو

این لیست ایه که بهم دادین

قصد دارم همه افراد

توی لیست رو دعوت کنم

ممنونم وزیر ژانگ

کاری نکردم

در آینده ازتون میخوام

هوام رو داشته باشین

در این صورت

همه کسایی که

ترکیب جیوه رو میدونن

به جشن دعوت شدن

قاتل هم بین اوناست

پیدا کردن قاتل بین این افراد

کار آسونی نیست

شاید بهتر باشه قاتل خودش بیاد سمتمون

اینجوری میتونیم خودمونو از

دردسر زیادی نجات بدیم

زن هایی که کشته شدن

جواهرات مشابهی داشتن

بعلاوه همشون افرادی بودن

که توی نواختن پیپا ماهر بودن

اگه خودمو به جای یکیشون بزنم

و توجه قاتل رو جلب کنم

قاتل حتما یه حرکتی میزنه

بعدش میتونین موقع جرم دستگیرش کنین

به هیچ وجه

این خیلی خطرناکه

بهت اجازه اینکارو نمیدم

...من

بگو یکی از افراد تالار تونگ مینگ

شبیه هدف لباس بپوشه

چشم- نمیشه-

زن های تالار تونگ مینگ

افراد معمولی هستن

چطور میتونیم جون مردم عادی رو به خطر بندازیم؟

بعلاوه اون قاتل

خیلی بی رحمه

اگه اتفاقی بیوفته

چطور میخوای جبرانش کنی؟

پس خودتم میدونی خطرناکه

اگه اتفاقی برات بیوفته

به ملکه مادر چی بگم؟

و چطور به نخست وزیر ژانگ و جناب یان جواب بدم؟

توی این پرونده

من همه تلاشم رو کردم

اگه دخالت نمیکردم

خیلی وقت پیش بسته میشد

حالا که به مرحله نهایی رسیدیم

باید بهش پایان بدم

یک مقام زن

باید برای حل پرونده ها خطر کنه

ازم میخوای جون مردم عادی رو به خطر بندازم

نمیتونم اینکارو بکنم

اگه میخوای اینکارو کنی

باید ببینم مناسبش هستی یا نه؟

اونا در نواختن پیپا مهارت دارن

تو بلدی؟

معلوم شد بانو خیلی با استعدادین

خب؟

مهارت دارم یا نه؟

واقعا مهارت خوبی داری

یه قطعه دیگه بزن

خسته ام، بیا یه روز دیگه ادامش بدیم

خسته ای یا بلد نیستی؟

میخوای توی جشنواره نجارها

فقط همین چندتا رو بزنی؟

من

خوب براش آماده نشدم

هرجوری به دلم برسه میزنم

چیزی که به ذهن میرسه مهمه

...اول از همه وقتی میخوای بنوازی

این لباس اشتباهه

باید یه چیز

سبک تر بپوشی

فکر نکنم ضروری باشه

کلید اینکار توی

ملودی یا ریتم نیست

بلکه توی حال و هواست

با دقت نگاهم کن

وضعیت ها رو اصولی میشناسی

پات رو دراز کن

چهارپایی

درسته

یواش بگیرش

چرخش

بچرخ

بچرخ، ببین لباست چطور بالا میره

بزار لباست پرواز کنه

...مادر

میتونی بشینی؟

اگه اینجوری بچرخی

نمیتونم انگشتت رو ببینم

مهم نیست

این از همه مهم تره

از نزدیک ببین

دستت رو بالای سرت نگه دار

از پشت سرت بیارش پایین

خودت رو جذاب نشون بده و چهره ات رو نشون بده

چشم. به چشمام نگاه کن

جذابیت یک زن

تمرکز کن، به چشمام نگاه کن

به چشمام نگاه کن

درسته، توجه کن

دوباره بچرخ

تکونش بده

معمولا

توی این قطعه باید

لباس بیوفته پایین

مادر

بعدا برقص اول بشین

فقط میخوام موسیقی رو یاد بگیرم

این به کمیت نیست، بلکه کیفیته

اون زمان

فقط روی یک قطعه تسلط داشتم

یک استاد واقعی

اصلا به قطعه دوم نیاز نداره

و پدرت

هیچوقت نتونست تا

قطعه دوم دوام بیاره

نه، مادر

در مورد چی حرف میزنی؟

بردن پیپا پشت سرت

که بهت یاد دادم

مردا نمیتونن جلوی خودشونو بگیرن

مادر

من فقط میخوام پیپا رو برای

حل یه پرونده یاد بگیرم

به نظرت میخوام چیکار کنم؟

فکر کردم

خواستی بهت

پیپا یاد بدم

تا شوهرت رو راضی کنی

اینطور نیست

دایی

بنظرت مادرم هر روز

به چی فکر میکنه؟

فقط بخاطر اینکه ازدواج کردم

هرکاری که میکنم

باید در مورد

راضی کردن شوهرم باشه؟

مادرت رو از بچگی

فرستادن گروه اپرا

رهبر گروه

بهمون یاد داد

همه چیز رو تحمل کنیم

و عزت نفسمون رو بزاریم کنار

و مشتری هامون رو راضی کنیم

خوشبختانه پدرت بهش رحم کرد

و براش یه جایی

برای زندگی فراهم کرد

بنابراین

بهترین آینده ای

که اون برات در نظر داره

اینکه با یه مرد خوب ازدواج کنی

پس طبق استانداردهای مادرم

من اصلا هیچ

آینده امیدوار کننده ای ندارم

من با یک مرد خوب ازدواج نکردم

مادرت بارها به من گفته

توی قصر

حواسم به امنیتت باشه

...مبادا روح سپید

...شوهرت

بهت صدمه بزنه

اما حالا که در امانی

اون خیالش راحت شده

اما الان همه تمرکزش روی اینکه

موقعیتت رو به عنوان بانوی خونه

نگه داری

پس واقعا خیلی نگرانه

هرکسی بخواد

میتونه این موقعیت رو بگیره

نیازی به حمایت مرد ندارم

فقط امیدوارم

بتونم تبدیل به یک زن

خیلی قدرتمند بشم

تا از خودم

و خانواده ام محافظت کنم

واقعا خوش شانسم توی عصری بدنیا اومدم

که زن ها میتونن مقام دولتی بشن

نیازی به خدمت به شوهرم ندارم

فقط اینکه

الان باید یه قطعه پیپا یاد بگیرم

که بتونه توجه

همه افراد رو اسیر کنه

الان گفتی

برای یه پرونده است

باید یک قطعه پیپا

توی عمارت لیوشانگ اجرا کنم

تا مار رو از مخفیگاهش بکشم بیرون

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.