Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
M.F.M ترجمه از instagram : amou_sam hassan_zheeveer@yahoo.com تقديم به همه فارسی زبانان ۱۳۹۷/۶/۱۸
لیزی بوردن" (محکوم به قتل)" ویولت نوزیر" (محکوم به قتل)"
(اولریکه ماینهوف" (فعال سیاسی" (کیم گوردون" (موسیقی دان"
(پتی هرست" (بازیگر" (کامیل هنرو" (هنرمند"
(بِرنائِردین دارن" (حقوقدان" (آیلین وورنوس" (محکوم به قتل"
(آنجلا دیویس" (فعال سیاسی" (جنیفر هریما" (خواننده"
(دایاماندا گلاس" (خواننده" (مرین فیثفول" (خواننده"
(وینونا رایدر"، "وینونا رایدر" (بازیگر"
...اینا انقلابیون واقعی هستن
...اوه، لعنتی
- وینونا رایدر" !؟"
!کسایی که از مغازه جنس بلند میکنن هم معمولا انقلابین
بهتره من برم باید واسه "ماری" شام حاضر کنم
- بعدا میبینمت - باشه.خدافظ
من "گودرون انسلین" رو هم گفتم؟ (در آلمان RAFیکی از پایه گذاران گروه چریکی)
ماری"؟"
لیک"؟ کجایی؟"
لیک"؟"
تو هم با اون کتابات فکر نمیکنی اینا دیگه قدیمی شدن؟
چیزی میخوای؟ - کارا چطور پیش رفت؟
متشکرم برای تمیز کردن
یه چیزی درست کردم تو یخچاله، ۳ دقیقه ای تو ماکروفر حاضر میشه
بیارش بالا، از این طرف
من نمیخوام یه نجات غریق باشم این ایده احمقانه "ماری" بود
برای پول درآوردن میخوای چیکار کنی؟
همه در مورد پول همیشه نگرانن
فوقش یه سال وقفه بوجود بیاد - برای من که این وقفه همیشگیه
من هیچوقت نمیتونم از پس هزینه تحصیلم بر بیام
اگه بخوای میتونیم باهم از شهر خارج شیم - جدی هستی؟
همیشه
...لعنتی
"به نظر میاد اوضاعت خوب نیست "ماری - نه، خوبم ممنون
"سلام "دزیره - سلام
چه اتفاقی افتاد؟ - با یه رقاص تو کلوب دعوام شد
اون انعام رو تقسیم نمیکرد
من نمیفهمم برای چی یه کار بهتر پیدا نمیکنی؟
لیک" بس کن" - "اونقدرا هم آسون نیست، "لیک
زن غلام حلقه به گوش تو این دنیاست
چیه؟
(یوکو اونو" (موسیقیدان" - اون درست میگه
...علاوه براین ناقلا
یه آقایی که منو قبلا تو دانشگاه میشناخت توی کلوب یه شغل بهم پیشنهاد کرد
کجا؟ - توی یک خونه برای کمک به بازنشسته ها
منظورت خونه سالمندانه؟
خدارو چه دیدی اگه کارا درست پیش رفت شاید یه کارم برای تو اونجا جور کردم
...توی خونه سالمندان
!چِندِش
قرار بود یه ساعت پیش تخت خوابهارو مرتب کنی - ببخشید
با یکی از بیمارا سرگرم بازی تخت نرد شده بودم - وظیفه تو نیست که با بیمار بازی کنی
به هر حال، مادرت تو دفتر میخواد ببینتت، حالا
خوبه - آره؟
سلام مامان - نمیتونی اول در بزنی "لیک"؟
نمیدونستم تو جلسه هستی مامان
،بهت گفته بودم سر کار منو مامان صدا نکنی به آقای "نلسون" سلام کن
سلام - اینارو ایشون بهم دادن برای ماشینم
بامزست، نه؟
چطوری با این مزرعه چین و چروک کنار میای؟ (پیر و پاتای سالمندان)
مزرعه چین و چروک، واقعا؟ - ...اوه، خب حالا پسر
اشتباه برداشت نشه
من میخوام همه کارکنان اینجا در "کوپا د کور" احساس کنن مثل یه خانواده هستن
حالا میتونم برم ؟
شما کی هستی؟
من "لیک" هستم، از من خواسته شده که برای نظافت کمکتون کنم
برای خوردن داروهاتون آماده این؟
اینم ازین اوه، پس قراره که اینطوری بشه
...باشه، خب
باز کن، تو میتونی
"زود باش، آقای "پابودی دهنتو باز کن
خیلی خب، تموم شد حالا یه لیوان آب
...میدونم
خیلی خوبه
پسر، کاسه توالت های اونجا باید استریل بشن
!این ترالی رو هم بردار دنبالم بیا، همین حالا
"شیپور چیِ "کوپا د کور !کاسه توالت
"بعدا میبینمت آقای "پابودی - میبینمت هر جا هستی
اون چه نوع دارویی مصرف میکنه؟ - این به تو مربوط نیست
...اون قوی به نظر میاد - آقای "پابودی" یه پیرمرد خیلی مریضه
آیا شما بهش داروهای روانگردان میدین؟ - این کلمه رو از کجا یاد گرفتی؟ حیاط مدرسه؟
پسر، تو حتی نميدوني چي داری ميگي
!هی
تو تازه کاری - بله
تو چطور؟ - چند ماهی هست اینجام
اینجا خیلی چندش آوره، اینطور نیست؟
...پیر و پاتالا تو خودشون میشاشن
منو که اذیت نمیکنه
میتونیم دوست باشیم؟
حتما
عالیه، اینطور نیست؟ - آره، بد نیست
من فکر میکنم اون نابغه ست - کارش خوبه
خب درمورد پیرمردا بگو - من یکیشونو با اسفنج شستم
حالت بهم نخورد؟ - نه، واقعا
بالاخره یکی باید اینکارو انجام بده - تو حیرت انگیزی
تو همیشه مراقب بقیه هستی - منظورت چیه؟
نمیدونم، همیشه کارای "ماری" رو انجام میدی و دوست داری پیرمردا رو حموم ببری
من نگفتم که دوست دارم اینکارو کنم
حالا منظورمو فهمیدی؟
تو مثل یه قدیسه هستی
!من قدیسه نیستم
اوه خدای من! این خونه
چی؟ - خونِ یه قدیسه
!من قدیسه نیستم - چرا هستی
من یه انقلابی هستم و تو یه قدیسه
چی باعث شده فکر کنی انقلابی هستی؟ تو حتی توی لیست خودتم نیستی
هی، خوبی؟ - !اوه البته
برنامه امشب رو گوش کردی؟ - !تمومشو
اوه، این "لیک" ه - سلام
چه اتفاقی برای شما افتاد؟ - چیزی نیست
این فقط قسمتی از زخم مسیح هستش
...آه، همش همین - نه،قسم میخورم اون یه قدیسه واقعیه
لیک" مقدس" - ..."دزیره"
خب من دیگه باید برم واسه اجرا - باشه، بعدا میبینمت
از آشناییت خوشحال شدم
!"آقای "پابودی
آقای "پابودی"؟ - برگرد
اون میخواد چیکار کنه؟ - اولین بارش نیست، قبلا گفته بود میخواد به اقیانوس برسه
اینا همش توهمه
این کار خیلی بهتر از شغل قبلیته
راست میگی! "نائومی کلین" هفته دیگه واسه امضا میاد و من قراره مسئول برگزاری برنامه باشم
اونم توی لیستته؟ - باورم نمیشه
میتونی از "نائومی" درباره طراحی جلد کتابش بپرسی؟
مگه چطوریه؟ - خیلی نمادینه مثل یه لوگویی چیزی میمونه
خیلی دلم میخواد بدونم اون درموردش چه حسی داره - نمیدونم، اومد خودت ازش بپرس
دزیره" میخواستم یه چیزی بهت نشون بدم" - باشه
مشتری داری؟ - نه دیگه، این آقا اون چیزی رو که دنبالش بود پیدا کرد
عالیه، به کمکت نیاز دارم - خیلی خب، باشه
کتاب جدید "اتوود" ه؟ بالاخره بیرون اومد! اونم جزو لیستمه
لیستت؟ - چیز خاصی نیست
این یه نسخه پیشرفته هست، فکر کردم شاید خوشت بیاد - عاشقشم
اوممم، "دزیره" جمعه شب مشغولی؟ - چطور؟ میخوای شیفت منو تغییر بدی؟
نه، راستش میخواستم شام دعوتت کنم
آه، آره
وقتم آزاده - باشه، عالیه
اون به اتاق ۲۱۹ منتقل شده، پسرش واسش اتاق شخصی گرفت
پسرش؟ چرا کسی بهم چیزی نگفت؟ - باشه، دفعه بعد خواستیم کاری انجام بدیم قبلش با شما هماهنگ میکنیم
اسم این بازی چیه؟ به نظر خیلی آسون میاد
مبتدی ها معمولا اینطوری میگن
"اسمش "جین رومی
چرا این اسمو روش گذاشتن؟
...مخترع بازی حتما طرفدار "جین" بوده و
اون به عنوان ستاره فیلما شناخته شده
نخبگان هالییودی واسه زمان بین ضبط فیلما به یه بازی سریع نیاز داشتن
واقعا جالبه - ...اگه زودتر با من آشنا میشدی
تا الان کلی بازی یاد گرفته بودی
"جین"
شما "پوکر" هم بازی میکنید؟ - منو به عنوان برنده دست یک میشناختن
یه وقت دیگه اونو بازی میکنیم - برای خوردن داروهای بعدازظهرتون حاضرین؟
وقتشه - ما وسط یه کاری هستیم
بذارید همون جا، قول میدم چند دقیقه دیگه خودم میخورم
باید طبق برنامه ریزی پیش بری تا اثر کنه
مثل قطارها توی "آلمان"؟ - اوه، تو شیطونم درس میدی
ببخشید
!"نه، بازم آقای "آبرناتی
نگران نباش، من خودم قرص هارو بهش میدم
مطمئنی؟
خیلی خب، اما یادتون باشه
اون قرص هارو بده بهم
نمیخوام واست دردسر درست کنم
یه عکس تو کشوی اولی هست، میشه لطفا بِدیش بهم؟
نگاش کن
خیلی لطیفه، مثل کاکتوس بدون تیغ میمونه
اینم منم
خیلی خوش فرم بودم، نه؟
همینطوره
شما الانشم به نظر من خوش فرم هستین
مثل اینکه تو هم قرص هاتو نخوردی!؟
آناییز نین" اون فمنیسته که تو خوشت نمیاد"
اینم توی لیستم هست - این لیست چیه مُدام ازش حرف میزنی
یه چیز شخصیه بین خودم
اوه، "آلیس مونرو" من عاشق کتاب "زندگی دخترها و زنها"ش هستم
"مارگارت لورنس" کتابِ "خشم خداوند" چی میتونم بگم، عالین
من خیلی از نویسنده هایِ فمنیستیِ کانادایی خوشم میاد
بهم قرضشون میدی؟
صادقانه بگم من کتابهامو به کسی قرض نمیدم
ولی خوشحال میشم هر موقع خواستی بیای ازشون استفاده کنی
جدی میگم
"SCUM Manifesto" اوه، وای! کتابِ
نسخه اصلی
خيلي کيف کردم
...ولی
الان ممکنه مجبور شم بُکشمت
جدی؟ - شوخی ندارم
موهات قشنگه - ممنون، واسه توام همینطور
بابت امروز متاسفم، صاحب کارم یخورده روم قفله
...به صاحب کارت بگو
به صاحب کارت بگو مثل "بوشمی"(بازیگر) روانیه
آهنگش شبیه گروه "پیکسیز" میمونه، "کیم دیل" توش خیلی خوبه
کِلِی دیل" به نظرم جذابتره" - هر دوشون جذابن
اونام توی لیستمن
!از پشت نه
!باید برم دستشویی
!یادت نره دستاتو بشوری
بزن - هنوز نه
اول ما به یه پرشِ دیگه نیاز داریم
امیدوارم "ورموت"(مشروب) کافی باشه کم نیاد
ورموث" عزیزم، "ورموث"، یه کوچولو بیشتر دقت کن" (نوعی مشروب الکلی)
تو که نمیخوای شکستم بدی
مردان مُسن و جین(بازی ورق) راحت شکست میخورن
آقای "پابودی"؟
اونجا چه خبره؟
شماها عقلتون رو از دست دادین؟ - ایده اون بود
واقعا که بهتر از این نمیشه! زود کفشاتو بپوش بریم
میدونی اگه مادرت بفهمه چی میشه؟
چطوری میخواد بفهمه!؟ - آخه خودت بگو چه کنم؟
لباستو بپوش، دنبالم بیا
عجله کن
یالا، زود باش
واقعا دیگه موندم باهات چیکار کنم
شرمنده اخیرا زیاد پیشت نبودم، یخورده کارام سنگین شده
منم همینطور
مطمئنی فقط همینه چیز دیگه ای نیست؟
...لیک" بهم بگو"
میدونی که باهام راجع به هر چیزی میتونی صحبت کنی - مطمئنی؟
فکر میکنم یه مشکلی توی من هست
...من احتمالا علاقه جنسیِ
فِتیش" دارم"
منظورت مثل شلاق و ایناست؟ - !نه دیگه به اون بَدی
من دفتر طراحیتو دیدم
منظورت همونه؟
اون نقاشیا؟
...درسته اونا یه کم حالمو عوض کرد ولی ممم
من دیگه باید برم ماشینو بدم به بابام، میخوای برسونمت؟
نه، ممنونم، میخوام یه کم پیاده روی کنم
!من قدیسه نیستم
چت شده امروز، پسر؟
فکر کنم با دوست دخترم بهم زدم
اسمشو یه بار دیگه بگو چی بود؟
"دزیره" - "اوه، آره، "دزیره
اسم شاعرانیه
...داستانشو واست تعریف کردم که "دزیره" معشوقِ - ناپلئون بود، آره، تعریف کردی
میخوای راجع بهش حرف بزنیم ؟
نه، خوبم، مشکلی نیست
..."ملوین"
تا حالا راجع به آینده فکر کردی؟
...اگه میتونستی هر کجای دنیا که بخوای بری
کجا میرفتی؟
،اگه میشد میخواستم دوباره اقیانوس آرام رو ببینم البته میدونم این برام بیشتر شبیه خواب و خیال میمونه
در حال حاضر به یه کم تنفس تو هوای تازه قانعم
سلام
بفرما
باشه، خوبه
ملوین"؟"
من تو رو از اینجا میبرم
شما با اون چیکار کردین؟ - لیک" یه نوشیدنی بخور، چیزی شده؟"
دارم راجع به "ملوین" آقای "پابودی" حرف میزنم
...تو و اون پیرمرد
!امکان نداره - نمیدونم راجع به چی حرف میزنی
!تو میدونی من راجع به چی دارم حرف میزنم، همه میدونن، واقعا رقت انگيزه
من درست بزرگت نکردم؟ - مامان، مست کردی؟
به نظرم خیالاتی شدی - به مادرت دروغ نگو
!البته که مستم !پسر من با یه پیرمرد لعنتی چیکار داره
...مامان، اینکه اون پیرمردا تحت درمان قرار بگیرن رقت انگیزه؟
اونجا مثل "شب مردگان متحرک"(نام یه فیلم ترسناک) شده... - راجع به کارت بهونه نیار
کجا میری دارم باهات حرف میزنم
!لیک" درو باز کن"
!همین حالا درو باز کن
کجا میری؟ - میرم دور بزنم
بدون ماشینِ من
سوییچ رو بده
!گفتم اون سوییچ لعنتی رو بده من - منظورت اینه؟
!مامان
ببخشید
اینارو دیگه فراموش کن، حالمو بهم میزنه
چرا تاس منو برداشتی، من دوسشون دارم
ما به چیزی از آقای "نلسون" نیاز نداریم
"ممنونم "دزیره منو مدیون خودت کردی
ماری" چطوره؟" - !زنده میمونه
"باشه، "ملوین
لیک" این دیوونگیه" - میشه کمک کنی؟
بازوش، بازوش رو گرفتم - "اون یکی دستت "ملوین
عجله کن، اون یکی دستت - خوبه
میرم راهرو ببینم کسی نباشه
همه چی مرتبه
این واقعا مثل فرار کردن نمیمونه
خیلی آسونه
اون کی بود؟ - یه قدیسه بود
خیلی خب
خوبه
اوه، خدا
گرفتیش؟
اونو کجا میبری؟
بهم گفت که میخواد یه بار دیگه اقیانوس آرام رو ببینه، البته در حد یه آرزو
تو این وضعیت؟
من فقط باید از این بیمارستان ترسناک دورش کنم
مهم نیست کجا میریم
مطمئنی این همون چیزیه که میخواستی؟
پس واسه چی دارم اینکارو میکنم؟
باشه، راستش من از آخرین باری که همو دیدیم خیلی فکر کردم
...میخواستم بهت بگم
...اونچه که هستی و کاری که انجام میدی
واقعا شجاعانه ست...
و در واقع این عملت مثل یه حرکت انقلابیه
...همه نظرهایی که مردم راجع به پیری و زیبایی
و مطلوب بودن دارن، تو در مقابلشونی...
تو داری برعلیه طبیعت میجنگی
میبینی چقدر افراطیه؟
...و چیز دیگه ای که میخواستم بگم اینه که
...اگه تو یه دختر بودی
حتما توی لیستم قرار میگرفتی
..."دزیره"
...اما بدترین قسمت ماجرا
اینه که ما دیگه نمیتونیم با هم باشیم...
خودتم اینو میدونستی، درسته؟
من نمیدونم چی هستم
خدای من، آرزوم بود ما اونایی میبودیم که با هم فرار میکنن
بهت پیام میدم
باشه، برو
برو
دوستت دارم
هی
تا حالا هم اتاقی دیگه ای هم داشتی؟ - اینجا و اونجا
من حتی ازدواجم کردم، باورت میشه؟
ازدواج؟ با یک زن!؟
...اون زمان تنها گزینه ای بود که داشتم، ماجرا برای دهه هفتاده
حتی تو دنیای تئاتر هم اگه کسی تا ۴۰ سالگی ازدواج نمیکرد میگفتن مشکل داره
آیا تو عاشقش شده بودی؟
یه نوعی از عشق بود
عجیب تر اینکه توی یه شب زمستونی که مست بودم بندو آب دادم
دو سال بعدِ بدنیا اومدن بچمون هم طلاق گرفتیم و اون بچه رو با خودش برد
از اون موقع به بعد دارم مجردی حال میکنم
عصر بخیر خانم جوان، راهنماییم میکنید قسمت خرت و پرتای کوچیک کجاست؟
دقیقا چه چیزی مد نظرتونه؟
سوزن و نخ و از این جور چیزا، متاسفانه دکمه کتم رو گم کردم
آره، راهرو شماره ۴ رو برید، انتها دست راست - خیلی ممنون
ایشون نوه منه، ما با همدیگه داریم به کل کشور سفر میکنیم
ایشون نوه تونه؟ - بله
اگرچه خداروشکر به من نرفته
پسر خوشتیپیه، اینطور نیست؟
خیلی خب، من زودی برمیگردم، فقط شیطونی نکنین
چه پیرمرد بامزه ای برعکس پدربزرگِ من که مثل مار میمونه
والدینم اونو به خانه سالمندان سپردن
البته من اونارو سرزنش نمیکنم، همچون موردی شاید اونجا براش بهتر باشه
اوممم، من یه نقشه "کانادا" لازم دارم - حتما
جالبه، خیلی خوبه که با پدربزرگتون سفر میکنین - کدوم شهر میخواید برید؟
هنوز تصمیم نگرفتیم - آیا در "انتاریو" اقامت میکنید؟
بله - شاید بتونم کمکتون کنم
...وقتی بچه بودم خانوادم اونجا یه کلبه ساختن
واقعا زیباست، کنارش دریاچه هست و فضاش عالیه
میتونی اینارو حساب کنی نوه عزیزم؟ من کیف پولم رو تو ماشین جا گذاشتم
سیگارم یادت نره بگیری خدانگهدار، بانوی جوان
یه بسته سیگار هم بدید، هر برندی شد
!یکی از چندین مزایای پیری، نامرئی بودنه
تو دیوونه ای - من دیوونه ام؟
ما باید برای آینده برنامه ریزی داشته باشیم، وگرنه پولمون نمیرسه
کرم ضد آفتاب؟ - خدارو چه دیدی، شاید ما به "پام اسپرینگز" هم رفتیم (شهر ساحلی تفریحی در کالیفرنیا)
من قبلا بهت گفتم که چروک هاتو دوست دارم
این پیشِ من میمونه
!مردم چی میگن اگه رفتارتو با من ببینن
چی میخواست؟ - اون پسره؟
نقشه رو دید خواست واسه مسیر سفرمون راهنمایی کنه
...خب، ما الان اینجاییم
و میخواییم بریم اینجا
راستش مطمئن نیستم بلافاصله آمادگی چنین سفر طولانی رو داشته باشم
خونه سالمندان خیلی انرژیمو گرفته - چی میخوای بگی؟
میخوام بگم شاید بهتره که قبل ادامه دادن چند روزی رو استراحت کنیم
راجع به رابطمون تا حالا به کسی چیزی گفتی؟ - شوخیت گرفته!؟ بگمم کسی باورش نمیشه
در مورد پسرت چی؟
نگرانش نباش
اون فقط هزینه اتاقمو پرداخت میکنه سالهاست که باهاش در تماس نیستم
حتی نوه هامو نیاورد پیشم ببینمشون
اون هیچوقت نتونست با واقعیتِ من به عنوان پدرش کنار بیاد
همیشه منو مایه ی آبروریزی و سرافکندگیش میدونست
با اون یارو در مورد چی حرف میزدین؟ - کدوم یارو؟
رستوران کنار جاده، به نظر میومد حرفای بیشتری باهم زدین
من که بهت گفتم راجع به مسیر سفرمون بود - پس چرا میخندیدین؟
خب، تو که میدونی من آدم شوخ طبعیم - پس خیلی باید بامزه بوده باشه
چرا داری اینقدر مسئله رو بزرگش میکنی؟ !نگو که حسودیت شده
حسودی به یه پیرمرد پوست استخونی مثل من؟ - چون من ازت خواسته بودم مواظب حرفایی که با مردم میزنی باشی
یاد بگیر جای عمومی جلوی دهنتو نگه داری نمیخوام دیگه به اینجا کشیده بشه
!فکر نمیکردم تو زندگیم همچین روزی رو ببینم - میخوام برم قدم بزنم
تو هم میای؟
امشب خیلی خوشگل شدی - باید بدونی که من زمانِ خودم همیشه شیک پوش بودم
دو "جین" و "تونیک" لطفا - باید شناستونو ببینم عزیزجان
اوه، گمون کنم باید برم کیف پولمو از اتاق بیارم - جدی میگین؟
اون ۸۱ سالشه - دستِ من نیست
اینجا هر کسی باید شناسه داشته باشه - ایناهاش
به نظر میاد امشب برای شما نوشیدنی رایگان هست
منظورتون چیه؟ - روز تولدتونه
الان دیگه ۸۲ سالتون شده - بدید منم ببینم
چرا چیزی بهم نگفتی؟ - نمیدونم
به اندازه کافی احساس فسیل بودن میکنم بیشتر از این جشن تولد رو دوست ندارم
شما چطور؟ - من عاشق جشن تولدم
نه، منظورم شناستون بود - اوه، ببخشید
فکر کنم تو ماشین جا گذاشتم، زود برمیگردم
جین" و "تونیک" عزیزجان، تولدتونم مبارک"
شنیدم روز تولدتون هست
به سلامتی
راستی چند ساله شدین؟ - ۷۵
اینجا جای منه
میتونی لطفا اینو برام نگه داری؟
!اوه لعنتی - !تمومش کنین
اینا همش برای تو بود - خودم فهمیدم
"تولدت مبارک، "ملوین
#...تو آن فصل را در چهره من می بینی#
#...که پاییز برگها را به یغما برده، و جز چند برگ زرد#
#که در برابر سرما به خود می لرزند نمانده#
#...بر شاخه هایی که پرندگان، چون گروه آواز خوان تا دیرگاه نغمه سر می دادند#
#...تو غروب آن روز را در چهره ام می بینی که خورشید سر بر بالین شب گذاشته#
#...و نم نم شبِ سياه سايه می گستراند و مرا به مکان دوری میبرد#
#جایی که برادر مرگ در آنجا میزبان همه می شود#
...میدونی، من راجع به حرفایی که زدیم فکر کردم
و این فقط مربوط به سکس نیست
من فکر میکنم واقعا عاشقت هستم
...میدونم به نظر عجیب میاد اما
این چیزیه که احساس میکنم
شنیدی چی میگم؟
ملوین"؟"
مراسم خوب برگزار شد - پنج نفر به اضافه ارگ نواز
آره، ناراحت کننده بود
ولی خیلی خوب شد پسرشم اومد
فکر کردم "ماری" قصد داشت اونو جلوی تابوت ببوسه
عاشق "ماری" هستم
میدونی اگه اونا با هم میبودن "ملوین" پدربزرگم میشد
منظورم گذشتست
حالت خوبه ؟ - به گمونم
اوه، داشت یادم میرفت
...انقلابی
یکی هم برای تو گرفتم - چی؟
"نه، "دزیره
قدیسه
دوسش دارم - عالیه
بهت خبر میدم، باشه؟
خدافظ
سلام
من "لیک" هستم - سلام، مرد جوان
شما هر روز اینجایین؟ - بیشتر روزا
شايد بعدا اين دور و اطراف ديدمت
M.F.M ترجمه از instagram : amou_sam hassan_zheeveer@yahoo.com
.:For My Dear Friends Sajjad.R,kian.B:.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.