All language subtitles for Master.Z.The.Ip.Man.Legacy.2018.720p.WEB-DL

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino Download
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co

.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh

چونگ چن چی» بعد از» «قبولِ شکست از «ایپ‌من

با پسرش به "شانگهای" رفت

و تدریسِ هنرهای رزمی رو کنار گذاشت

انجام شد

دو روز بعد یه معامله انجام میشه

...یه جرم

آدمایی وجود دارن که از اون بدترن

یه پاش رو میخوام

دیگه کار نمی‌کنم

،بچه‌ها رو نمی‌زنی زن‌ها رو نمی‌زنی

آدمای خوب رو نمی‌زنی

زدنِ این حرومزاده باعث شکسته شدنِ قوانینِـت نمیشه

قیمت رو 2 برابر می‌کنم

یه لحظه بهش فکر کن

دیگه کار نمی‌کنم

تو خیلی خوبی

دیگه کار نمی‌کنی؟

پس خیلی بدی

میخوام یه زندگی عادی داشته باشم

جای نگرانی نیست

وایسا

یه سوال دارم

گفتی که مُشتِـت سریعـه

!یا تفنگ من سریع‌تره

سلاح‌ها 7 قدم سریعترن

...ولی رو قدم هفتم

مشت سریع‌تره

...حالا روی قدم هفتمـی

وایسا

پول دادن به مردم تمام مشکلات رو حل می‌کنه

،اگه اصرار می‌کنی که پول بیشتری نمیخوای

بهش احترام میذارم، برو

فقط مطمئن شو که دستت رو پشت کُتِـت نگه داری

«فنگ»، «فنگ»

واسه مدرسه حاظر شو

زود باش بیدار شو

چیه؟

هر روز فرنی می‌خوریم

نمیشه یچی دیگه بخوریم؟

خیل‌خب

فردا یچی دیگه واست می‌خرم

همیشه همین رو میگی

دروغگو

«چن چی»

«صبح بخیر خاله «لیو

بابا، امروز روز خوبیـه

وقتشه از سر کار برگردیم خونه

قربان

من تازه کارو شروع کردم

کور خوندی که میخوای برگردی خونه

میخوای تنبل باشی؟

زود باش، بیا رسیدِ تحویل رو نگاه کنیم

ده بطری سُس سویا

شیش بطری روغن تند

پنج کیسه لوبیا

کمکـم کن

«خاله «لیو

،دارم میرم سفارش رو تحویل بدم لطفاً مراقب مغازه‌م باش

باشه، به سلامت - مرسی -

خاله «لیو»، دارم میرم مدرسه - آفرین -

«سلام «چونگ فنگ

بیا پایین

بابا، یادت باشه که امشب یه قرار داریم

بعد از تحویل، سر وقت بیا خونه

تو هم باید یادت باشه سر وقت برگردی خونه

معلمت رو اذیت نکن، این یه نافرمانی‌ـه

سخت نگیر

ماشین رسید

مراقب باش، خب؟ - باشه -

خداحافظ

آه، تو

«هی «نانا

یادت رفت که... بدهیت رو بپردازی

«قوانین قدیمی، «فی لانگ

باید اول قسط رو بپردازی

بدهی‌های انباشته شده‌ی زیادی داری

امروز باید پرداخت‌شون کنی

فردا

فردا، فردا پرداختش میکنم

من تصمیم‌گیرنده نیستم

باهام بیا و رییس رو ببین

کی سیو»، اون دیگه پولی نداره»

«کی سیو»

«ببخشید «کی سیو

رییس

نگران کی هستی؟

گوشی رو بردار

افرادی پیدا کن که بتونن پول گیر بیارن

،اگه امروز پرداخت نکنی

،به «نان‌یانگ» می‌فروشمت

تا یه جنده بشی

قربان

.لطفاً اون بتمن رو برام بیار میخوام یه نگاه بندازم

حتماً

بفرما

میخرمش

لطفاً بسته بندیـش کن

بخور

!«جولیا»

خواهر اینجاست

پول رو آوردم

بزار بره

بشمارش

بهت هشدار میدم

دیگه به «نانا» مواد نفروش

می‌فروشم، این کارِ منـه

کاری که باید بکنی اینه که ازش بیشتر مراقبت کنی

اندفعه زدیش

بهات کاری ندارم

،ولی اگه دوباره این اتفاق بیفته

حتماً حسابت رو می‌رسم

وایسا

.تمام و کمال پرداخت شده ولی سودش چی؟

یه 500 تای دیگه بده و بعد بزن به چاک

دیگه یه سنت هم بهت نمیدم

قطعاً از اینجا برم

میخوام ببینم که چطور میخوای جلومون رو بگیری

،اگه پول ندی پس انتظار خارج شدن از اینجا رو نداشته باش

بگیریدشون

ولم کن

هدیه‌م رو شکستی

!گمشو بابا

حمله کن

حمله کن

پلیس

تکون نخورید، تکون نخورید

همون‌جایی که هستید بمونید

همه‌شوون رو دستگیر کنین

فرار نکن، تکون نخور

چی شد؟ چرا دعوا راه انداختین؟

آقای پلیس - بریم کلانتری، زود باش -

!برید اونجا

نام؟

«چونگ چن چی» - کجا کار می‌کنی؟ -

"چیان چی شی او"

...توجه کن

«چونگ چن شی»

"مشت سیاه"

توی دعوای "سی لیانگ چوان چنگ" هم بودی

و سوابق بازداشت‌هات هنوز موجوده

اون دفعه داشتم به مردم کمک می‌کردم

!فک کنم این‌دفعه هم داشتی به مردم کمک می‌کردی - آره -

این‌دفعه هم به مردم کمک کرد

با تو حرف نزدم

بهت گفته بودم که

مبارزه تو مکان عمومی

قانون رو نقض می‌کنه

تو

قربان - فقط دفاع از خود بود -

بزار همه‌شون برن

این یه دستوره

مشکلی نیست قربان

چرا دعوا گرفتی؟

آزادشون کن

هی

چرا اونا می‌تونن برن ولی ما نمی‌تونیم؟

تو کی هستی؟

«خواهرِ «جین با فو

ظاهراً از خانواده‌ی "فو" هستی

خیلی دردسرساز هستید

برید

مرسی، بریم

قربان

پس می‌تونم برم؟

تمامِ اطلاعات مربوطه‌ی جدید رو یادداشت کن

بعد از اینکه انجام شد برو

ساعت نزدیک 10ــه و اون هنوز نیومده خونه

.فنگ»، دیر کردم» زود باش، هنوز وقت هست

بریم - حرف نزن -

اول لباسات رو عوض کن - باشه -

عوض می‌کنم - عجله کن -

بابا، عجله کن

زود باش - زیپت بازه -

زود باش، عجله کن

بابا، سریع‌تر

سلام

ببخشید، تعطیل کردیم

امروز تولدمـه

متاسفم مرد جوان

همه‌ی آشپزهامون شب میرن خونه

باشه، یه وقتِ دیگه برگردید

بعداً بیاید

همش تقصیر توئـه

،نتونستیم استیک بخوریم

.ولی کادوی تولد هنوز سر جاشه

!بتمن

بابا، آهنگ پخش نمی‌کنه

یعنی ضربه خورده؟

ناموساً - اشکال نداره. مهم اینه که از طرف توئـه -

من خوشحالم

...قربان، به غیر از استیک

دیگه چی دوست داری بخوری؟

گوشت گاو کبابی قرمز، خوراک گوشت و اسفناج

گوشت و گوجه

چرا همه‌شون گوشت دارن؟

از گاوا کینه به دل داری؟

خب

بعداً برمیگردیم رستوران تا گوشت بخوریم

شرکتِ "چونگ لوک" می‌تونه درجه یک باشه

نه بخاطر اینکه افراد زیادی داریم

و نه بخاطر اینکه پول زیادی داریم

بلکه بخاطر اینکه همه‌مون به همدیگه اعتماد داریم

فهمیدم که

افرادی هستن که پول رو تو مکان‌های خاصی قایم می‌کنن

...پدرم همیشه می‌گفت

به هیشکی اعتماد نکن

خودت رو جای کَس دیگه نذار

هنوز یادت نرفته عمو «ژیانگ»، درسته؟

یادم رفته؟

اون زمان از پدرت پیروی می‌کردم

طبق این زخم‌ها

سه بار جون پدرت رو نجات دادم

فقط یه ذره پول کش رفتم

مشکلیـه؟

اشکال نداره

حتی اگه اولین نفری باشید که کمک کردید

به این معنی نیست که می‌تونید قوانین رو بشکونید

ببریدش خونه

امروز

در مورد یه سری چیزا باید باهاتون مذاکره کنم

"در مورد مشکلِ "چونگ لوک

نقشه‌م اینه که

به تجارت سودآورمون خاتمه بدیم

و از نو بسازیمش

هر 3 سال یه بار

همه‌چی واضحه

این تصمیمِـت

روی تجارت‌مون تاثیر میذاره

آره

ده سال توی بازار سیاه پیشرفت کردیم

کار قانونی انجام ندادیم

اقلام جعلی تولید کردیم

بخاطر همینـه که در صدر قرار داریم

همگی گوش کنید

نمی‌تونم تضمین کنم که کار قانونی سود بیشتری به همراه داره

فقط می‌تونم اینـو تضمین کنم که

اگه از همین حالا شروع کنیم

زندان نمیریم

دیگه نیاز نیست پشت‌مون رو بپاییم

به نظر من

کاملاً برعکسـه

"همین الانش هم "چونگ لاک ...شرکت بزرگیـه

باید تجدید نظر کنی

باید به پیشرفت ادامه بدیم

و درجه یک بشیم

از ریشه قوی میشیم

هیشکی جرأت نمی‌کنه بهمون دست بزنه

اگه کسی نظر مخالف داره

رأی‌گیری می‌کنیم

کی با الگوی قانونی "چونگ لوک" موافقـه؟

لطفاً دستاتون رو بلند کنید

شما بردید

حق با شماست - از همتون متشکرم -

از حالا به بعد همه‌چی شفاف‌سازی میشه

به عقب برنمی‌گردیم

با خلوض نیت کارو شروع می‌کنیم

بخاطر "چونگ لاک" و آینده‌ش

بتمن خیلی خفنـه

بتمن 3 بار آدم بدا رو شکست داده

بابای من بهتره

اون می‌تونه همه‌ی آدم بدا رو شکست بده

اون استادِ "وینگ چون"ــه (سبکِ ساده شده‌ی کونگ فو)

چانگ فنگ»، کص بابات»

بابای من یه اُستاده

،اون یه مدرسه داره کونگ‌ فوش عالیه

بابای منم یه مدرسه داشت

بابای من بهترینه

بابات فقط یه خواربار ‌فروشی باز کرده

اون یه خواربار فروشه

خواربار فروش

خواربار فروش

بابام اُستادِ "وینگ چون"ــه

خواربار فروش

بابا

دیگه بهم "وینگ چون" یاد نمیدی؟

بگیر بخواب

["چونگ چن چی» قهرمان بزرگ "وینگ چون»]

بابا، کمکـم کن

بابا، من می‌ترسم - «فنگ» -

بابا، کمک، بابا

«فنگ» - آتیش -

بیا اینجا، نترس

من می‌ترسم - بیا -

بابایی اینجاست. نترس

بابا، عجله کن

یه لحظه وایسا - دارم آتیش می‌گیرم -

عجله کن

بابا، عجله کن

بیا اینجا

اینو بذار دهنت

«فنگ»

...«فنگ» - بابا -

دووم بیار، بشین

این مجازاتِ کسیه که بهت دست می‌زنه

امروز حتماً می‌کشمـش

...که اینطور اون هنوز می‌تونه فرار کنه

نه، نمی‌تونه

بابا

بابا

بسوزونیدش، عجله کنید

برای شکست دادنش باید از تمام سلاح‌ها استفاده کنیم

...وایسا، وایسا

لطفاً مراقبش باش

مرسی

بابا

«فنگ»

هی، پسرت غش کرده

«فنگ»

اون تب داره

باید ببریش بیمارستان، سریع

«فنگ»

خواهر، «کی سو» مشکل به وجود آورده

بابا، صدمه دیدی

تو مریضی، به زودی حالت خوب میشه

.نمیخوام اینجا بمونم میخوام برم خونه

چرا با خوردن یه سیب خودت رو درمان نمی‌کنی؟

ببین

مرسی

قابل نداره

لطفاً یه لحظه کنار وایسید

دهنت رو باز کن

.بچه‌ی کوچولو بدجور آسیب دیده شما دیگه چجور والدینی هستین

بله قربان

فهمیدم قربان

همه‌چی بررسی شد

آتش‌سوزی تصادفی بود

بریم - کاراگاه -

می‌دونم کی این کارو کرد

بهت گفتم که

تصادفی بود - چطوری می‌تونه تصادفی باشه؟ -

خونه آتیش گرفت و بهشون حمله شد

بررسیش نکردین، مگه نه؟

لازم نکرده کارم رو بهم یاد بدی

بریم

بابا

خونه‌مون تو آتیش سوخت

کجا باید زندگی کنیم؟

می‌تونم کمک‌تون کنم

برادرم رییس بارِ "جی"ــه

شما رو می‌برم به دیدنش

لباساتون سوخته

پس چندتا جدید می‌خریم

باید با لباسای بهتری برید دیدنِ رییس

خواهر «جو»، صبح بخیر

آ مینگ»، برادرم کجاست؟» - برادر «هو» تو یه جلسه‌ی کاریـه -

واضحه که حق با منـه

همه‌ی دوستام دیدنت

پولم رو پس بده

.من پولی ندارم. خودت پولم رو پس بده باید بهم غرامت بدی

پولم رو پس بده

حالتون خوش نیستا

برای بارِ "جی"، بهترین چیز همکاریـه

مشروب بزنین

بعدش نمی‌تونید دعوا کنین

نمی‌تونین ردش کنید

بنوشید

چی شده؟ مشکلی پیش اومده...؟

...نه، نه، نه

«عالی بود برادر «هو

خوش‌مزه بود، الان میریم

برادر «هو»، خواهر «جو» اومده

«این دوستمه، «چونگ چن چی

اون تو دردسر افتاده

میخوام بذاری بیان خونه‌ی من - چی؟ -

البته که نه

موندنِ اونا توی خونه‌ی تو خیلی خطرناکه

،شما دوتا زن هستین اگه میخوان بمونن پس باید بیان خونه‌ی من

پسر، بیا اینجا

دیدی... اون بچه ترسیده

چطور می‌تونن باهات زندگی کنن؟

...ببخشید

بابت مزاحم شدن

وایسا

برادر، «چن چی» به من و «نانا» کمک کرد

...خودت بهم یاد دادی که

دوستا باید هوای همدیگه رو داشته باشن

تو ترسناکی

باید بگم که

دوتا زن اینجاست

یکیشون زنِ آیندمـه

.نباید بهشون دست بزنی حتی فکرشم از سرت بیرون کن

نمیخوام وبال گردن باشم

توی بار براتون کار می‌کنم

حقوقم میشه اجاره - به خودت بستگی داره -

به‌هرحال، کار از امشب شروع میشه

بیا تو

فکر کن خونه‌ی خودته

راحت باش

«نانا»

...چرا تو... انقد

زودباش، برو لباس بپوش

...خودت هم اینجوری بودی

...وقتی اونجوری بودم

می‌رفتم لباس می‌پوشیدم

والا

بابا، آتیش... بابا

...بابا - «فنگ» -

نترس، بابا اینجاست

چیزی نیست

دنبال «سو سای کی» می‌گردم - اینجا نیست -

!گم شین

میخوای با منم باشی؟

واسم مشروب می‌خری؟

واسم یه مشروب بخر

نمی‌تونم بخورم

سلام

لطفاً بنوش

هی... بزار من انجامش بدم

مرسی

«هی... «لاو ژانگ

مگه کوری؟

!برش دار

تو ازم پول می‌گیری

...وقتی بهت دستور میدم، باید اطاعت کنی

برش دار

بر... ـِـش... دار

ببخشید، ببخشید

.اون تازه وارده خوشحال باش، خوشحال باش

کین»، بهش برس»

رفیق، بیا، بیا

تو، بیا اینجا

...«چونگ چن چی»

فکر می‌کنی کی هستی؟

.اون بهت گفت فندکش رو برداری چه خجالتی توشـه؟

اینجا هیچ کاری شرم‌آور نیست

برداشتمـش که

اینجا قوانینی داره

مهمون، رییسـه

یادت باشه

بزار کمک کنم - خودم از پسش برمیام -

چرا نسبت به من بی‌میلی؟

فنگ»، باید صبحانه‌ت رو بخوری»

...دوباره فرنی

این تازه اولین روزت بود

یه سری کارا رو نباید انجام بدی

کم‌کم بهش عادت می‌کنی

...حقیقتاً

،وقتی هر روز خشمت رو فروکش کنی به یه مشکل تبدیل میشه

کارمون اینه که مهمونا رو خوشحال کنیم

،گاهی وقتا با کنترل خشمت می‌تونی از پسش بربیای

بعلاوه

برادرم رو سرزنش نکن

نباید با خارجی‌ها سر و کله بزنی

حله، کاملاً فراموشِـش کرده بودم

بابا از مریض شدن می‌ترسه

اینطور نیست

کی این کارو کرده؟

«چونگ چن چی»

کافیه

اینجا دخانیات‌ فروشیِ من بود

خودم از پسش بر میام

این مشکلِ شرکت "چونگ لوک"ــه

قبلاً گفته بودم که

دیگه دردسر درست نکن

حقیقتاً، نمی‌تونی از پسش بربیای

بسپرش به عهده‌ی من

.دخانیات فروشی دود شد رفت هوا دیگه ادامه‌ش نده

نباید بری دنبال انتقام

بهت اجازه نمیدم شرکت "چونگ لوک" رو به خطر بندازی

.من انتقام میخوام مشکلش چیه؟

مگه انتقام گرفتن کارِ اشتباهیـه؟

...بچه‌ها

!چونگ چن چی» رو بکشید»

سو سای» رو ببرید خونه تا استراحت کنه»

از این دارو بهش بدید

ترحمِ تو رو نمیخوام

برید دنبالش

از نوشیدنی لذت ببرید - یه نوشیدنی باهام بخور -

موقع کار نمی‌تونم بخورم

من میگم که می‌تونی

کونگ‌فوت خوبه - تو کی هستی؟ -

برادرم خونه‌ت رو سوزوند

این برای جبران خسارتـه

دیگه مشکلی پیش نمیاد

منم دخانیات فروشیِ برادرت رو سوزوندم

اینم برای جبران خسارتِ شما

فقط دست از سرم بردار

...اینجوری باهام صحبت می‌کنی

...خیلی خایه داری - خواهر -

چی شما رو به اینجا کشونده؟

...اومده بودم خودت

و دوست جدیدت رو ببینم

«چن چی»

خواهر «کوان سو» حامیِ منـه

اون دست و بالم رو گرفت

اینجا هیشکی نمی‌دونه که اون رییسِ شرکت "چونگ لوک"ــه

اسمش «کوان سو نیان»ــه

...«فو»

دیگه اینـو نگو

اگه خواهر «کوان» نبود، منم نبودم

اگه باهام کار ندارید برم - «چونگ چن چی» -

تو برای خودت قوانینی داری و بهت اجبار نمی‌کنم

اگه چیزی نیاز داشتی، باهام تماس بگیر

یادت باشه، بعداً پشیمون نشی

این چک همه‌ی بدهی‌ها رو صاف می‌کنه

کوان سو»، بزار واست یه نوشیدنی بخرم»

عالیه

یادته یه موقع با تفنگ آب‌پاش بازی می‌کردیم؟

.بعد با هسته‌ی میوه‌ها حالا با تفنگای واقعی بازی می‌کنیم

.تیر اندازی خیلی خوبه عالیه

چی شده؟

"ارباب جوانِ "چونگ لوک

خواهر «کوان» بازم توبیخِـت کرده

حالا داری منـو تحقیر می‌کنی

تحقیرت نمی‌کنم

فقط دارم حقیقت رو میگم

تیراندازی همیشه تاوان داره

اون تا ابد رییس می‌مونه

.همیشه کارام رو زیر نظر داره نمی‌تونم هیچ کاری کنم

می‌تونم کارای بزرگ انجام بدم

کی بهت گفت دیر به دنیا بیای؟

،راستش، اگه زودتر به دنیا میومدی الان رییس بودی

بهت گفته بودم که

میخوای همه‌چی رو راست و ریست کنی؟

آسون نیست

مشکل چیه؟

نباید از زور استفاده کنی، هیچی گیرت نمیاد

باید عقلت رو به کار بندازی

شاید یچی گیرت اومد

سرحال به نظر میای

دوباره چیکار می‌کنی؟

.یه تجارت کوچیک تو خایه نداری انجامش بدی

فروش مواد

چرا خایه ندارم؟

میخوام کار کنم تا موفق بشم

"اسم شرکتـو میذاریم "وان چای

می‌تونیم توی بار موادا رو بفروشیم

اونجا جای خیلی خوبیه

من میشم شریکت، روم حساب کن - تو دیوونه‌ای -

چه شراکتی؟

اگه خواهرت بفهمه، قبرم کنده‌ست

بعلاوه، «لاو ژاو» توی اون بارـه

جرأت ندارم

به اندازه‌ی کافی نترس نیستم

خواهرم اینجاست، جای نگرانی نیست

!اونی که خایه نداره تویی، نه من

باشه

،پس به عنوان دوتا دوست باید به همدیگه کمک کنیم

شریکـت میشم

میخوای پولدار بشی؟ باهم این کارو می‌کنیم

بیا به افتحار تشکیلات‌مون بنوشیم

هی

.اجاره‌ی این ماه گفتم که وبال گردنت نمیشم

.نگهش دار. واسه پسرت شکلات بخر واسش زحمت کشیدی

هر روز تظاهر می‌کنی که از قوانین پیروی می‌کنی

توی روزنامه‌ها دیدمت

،«مبارزه‌طلبیِ «ایپ‌من حتی خود «ایپ‌من» هم جرأت این کارو نداره

خیلی عالیه

ایپ‌من» رو به مبارزه دعوت می‌کنم»

چرا مدرسه‌ی کونگ‌فوت یهو تعطیل شد؟

چون دیگه نمی‌خواستم تدریس کنم - چی؟ -

وینگ چون" خیلی خوبه"

میخوام باهات مبارزه کنم تا ببینم کی بهتره

من نمی‌خوانم

داری تظاهر می‌کنی

اینجوری شرط می‌بندیم که

برنده، اون پول رو پیش خودش نگه می‌داره

استفاده از زور

درست مثل کسی که خشمگین شده

میخوام بجنگم، مشکلیـه؟

،کلِ عُمرم

هیشکی تاحالا بهم سیلی نزده بود

چطور جرأت کردی منـو بزنی؟ - میخواستی بجنگی، مگه نه؟ -

برو به بابا مامانت بگو

حرومزاده

!دوباره سیلی زدی

تو مردم رو اذیت می‌کنی و باید سیلی بخوری

واقعاً میخوای باهام بجنگی؟

نمی‌تونی مانع‌اَم بشی

"چرا تو مبارزه از "وینگ چون استفاده نمی‌کنی؟

به "وینگ چون" نیازی ندارم

من رییست‌اَم. باید بهم احترام بذاری

از خونه میندازمت بیرون

اجاره‌ت

.هی، این مبارزه رو مخفی نگه دار هیچ حرفی نزن

به کسی نگی که ازت باختما

از بین رفته

این نسوخته بود

بتمن

خانم

به آدمک چوبی اونجوری ضربه نمی‌زنن

اینجوریـه

کارت حرف نداره

بابات خوب آموزشـت داده

،بابا فقط بهم "وینگ چون" یاد داده نه بیشتر

خانم، من می‌تونم بهت "وینگ چون" یاد بدم

جداً؟

«ازت متشکرم استاد «فنگ

بذار امتحان کنم

ببخشید

چیزی نیست

ببخشید

گذاشتم سر جاش

به‌هرحال، ازش به عنوان چوب لباسی استفاده میکردم

بریم

فنگ»، اینجا هر شب یه چیزِ باحال می‌بینی»

چه چیز باحالی؟ - طلوع خورشید -

خورشید طلوع و ماه غروب می‌کنه

واسه من طلوع خورشید وقتیه که چراغای بار روشن میشن

،تا وقتی که چراغا روشن‌اَن

همه‌ی ناراحتی‌ها فراموش میشن

پس خوشحال بودن آسونه

تو آدم خوبی هستی

به اندازه‌ی کافی ساده

خوشحالم که ساده‌ست

مثلاً هر روز کاری رو که دوست دارم انجام میدم

خیلی احساس خوشحالی می‌کنم

همون حسی رو داری که من دارم؟ - گشنگی؟ -

بابا گفت که تو یه احمقی

به تو گفت

بابا، به کی گفتی؟

البته که به تو گفتم

دوتا آدم بزرگ دست به یکی کردن

مثل اینکه خیلی عصبانی هستی

من هر روز خوشحالم

خواننده و رقصنده‌ی بار هستم

حداقل اینجا می‌تونم یه خودی نشون بدم

وقتی دنیایی پیدا ‌کنی که ،بهش تعلق داری

دیگه بُرد و باخت واست مهم نیست

نباید از دستش بدی

هیشکی مایل به از دست دادنش نیست

رفتن یا موندن فقط یه انتخابـه

ولی فقط برای یه لحظه خشمگین بودی

وقتی برگشتی بعد می‌فهمی

همین امروز این کارو کن

بخاطر آینده

بابا، بالاخره داریم استیک می‌خوریم

بابایی دیروز تولدت رو خراب کرد

هرچی دوست داری بخور

هرچی میخواین بخورین. خجالت نکشین - برادر -

،اون پولش رو بهت داد تو هم خونه رو بهش دادی

...برادر «چن چی»، مرسی از اینکه ما رو مهمون خجالت نکش -

...راستش

باید ازتون تشکر کنم

مزاحم شما شدم

با اینکه غریبه بودیم، قبول‌مون کردین

و از «فنگ» مراقبت کردین

به داشتن دوستایی مثل شما افتخار می‌کنم

بیاید به سلامتی همدیگه بنوشیم

به کی میگی دوست...؟

حالا عضوی از بارِ "جی" هستین

ما یه خانواده‌ی بزرگیم

به سلامتی

تولدت مبارک

برای تو

بتمن

من تو یتیم‌خونه کار می‌کنم

بچه‌های اونجا اینـو واسم درست کردن

بابت کیک زیبایی که درست کردین ازتون ممنونم - خیلی خوش اومدین -

.باید به بقیه مهمونا برسم. ببخشید اوقات خوشی داشته باشین

مرسی - خداحافظ -

.شب همگی بخیر به سازمان کوچیکِ ما که

تلاش می‌کنه تا اقتصاد هنگ‌کنگ رو بهبود ببخشه خوش اومدید

ولی میخوایم به جامعه کمک کنیم

،بنابراین درآمد حاصل از حراج امشب

به بازسازی خونه‌هایی که بر اثر گردباد اخیر از بین رفتن اختصاص پیدا می‌کنه

پس به همه نشون میدیم که ،چه قلب بزرگ

و چه جیب پُر پولی درایم

اولین آیتم برای مزایده

،گلدان شیک و زیبای سلطنتی "چینگ"ــه و قیمت از 5هزار تا شروع میشه

10.000

12.000

15.000

20.000

100.000

صد هزار... نبود؟

.فروخته شد! به اون خانمِ بخشنده میشه بیاید و خودتون رو معرفی کنین؟

"بخاطر فرصتی که موسسه‌ی "هوا یانگ در اختیارم گذاشت متشکرم

،"از طرف شرکت "چونگ لوک برای قربانی‌های گردباد آرزوی سلامتی داریم

و از همه‌ی کسانی که اینجا سخاوتمندانه می‌بخشن قدردانی می‌کنیم

!چونگ لوک" یه گروه مافیایی‌ـه" شما پولای غیرقانونی رو

.به خیریه‌ها و پناهندگان میدین قبول کردن این موضوع سختـه

،همکاری با مافیا! اگه قبولش کنیم به این معنی نیست که داریم با مافیا همکاری می‌کنیم؟

نمی‌تونیم پولِ سازمان مجرم رو قبول کنیم

آره، درسته

!لطفاً گمشو بیرون اینجا هیشکی قبولت نداره

همگی لطفاً آروم باشید

...خانم، ازتون عذر میخوام ولی

این کسب و کار، بر پایه‌ی نظر جمع‌ـه

باید به خواسته‌ی تمام اعضا احترام بذاریم

،تا وقتی که سابقه‌تون ایراد داره

فقط می‌تونیم روحیه‌ی بخشندگی‌تون رو قبول کنیم

عذز میخوام

.اعتراف می‌کنم که هرگز یه زندگی صادقانه نداشتم

یه نگاه عمیق به خودتون بندازید

.شماها هم زیاد فرق نمی‌کنین !دروغ می‌گین، خیانت می‌کنین، سو استفاده می‌کنید

بهش اعتراف می‌کنین؟

فکر نکنم

لطفاً راه رو باز کنید

از کجا آوردیش

!حرف بزن

یه مرد به اسم «فی لونگ» بهم فروختش

...برو

بندازش پشت

خیلی زیاده

...«کی سو »

از قلموی «ژین فو» می‌تونیم جنس بیشتری بدست بیاریم

عالیه. تو تنها کسی هستی که احترام زیادی براش قائلم

!فکر کردی «ژین فو» کیه حتی خوب نگاهش نکردم

بگیر

موادا رو پخش کنین

سو سای» زده تو کار مواد»

باید سریعاً به برادرت بگی

.این موضوع یکم پیچیده‌ست برادرم هوای خواهرِ «سو سای» رو داره

شاید نتونه در مقابلش وایسه

این آخریـه

.آقای دیویدسون... سلام ما اومدیم

آقای دیویدسون، از دیدنـتون خوشبختم

.اون مثل داداشمـه "کی سو»، رییس بزرگ "چونگ لوک»

.گانگستر بزرگ هنگ‌کنگ اگه بهمون ملحق بشه، پول خیلی زیادی به همراه داره

یه نگاه بنداز

تمام و کمال

من فقط با بهترین آدما کار می‌کنم

.فقط یدونه استیک مونده کی می‌خوره؟

.رییس، باهام شوخی نکن اون استیک خیلی بزرگـه

ما می‌تونیم اونـو تقسیم کنیم

داری چیکار می‌کنی؟

فکر می‌کنی تا حالا کسی روم اسلحه نکشیده؟

!اسلحه‌ت برای شلیک به حرومزاده‌هاست

گفته بودی که هر گلوله با ارزشه

این گلوله خیلی با ارزشـه

ظاهراً این همون چیزی بود که خواهرت می‌گفت

!تو خیلی بی‌مصرفی

اگه منـو بکشی ضرر می‌کنی

خیلیا می‌تونن جات رو بگیرن

تحسینِـت می‌کنم

انگار برای کارای بزرگی ساخته شدی

حتی اگه نمی‌کشتیـش هم باهات کار می‌کردم

...بشین... بخور

چونگ چن چی»، نظرت راجب خطَـم چیه؟»

"قدم نهادن در راه درست بهتره"

.قلبت به اندازه‌ی کافی آروم نیست به نظر میاد خیلی وقته نوشتن رو تمرین نکردی

،سالیانِ سال، بخاطر قدرت پدرم دستام سلاح حمل می‌کردن و به خون آلوده بودن

درسته، خیلی وقته نوشتن رو تمرین نکردم

،حالا میخوام برگردم تو راه درست و دیگه با تبهکارا همکاری نکنم

تمام این مدت، زنی بودی که جای پدرت رو گرفته بودی، این کار آسون بود؟

،اگه این تصمیم گرفته نمیشد الان خطت بهتر بود

به نظر میاد که فقط کنگ فوم تقویت شده

فقط بخاطر گفتگو نمی‌خواستی منـو ببینی، درسته؟

سو سای» زده تو کار مواد»

میخوای چیکار کنی؟

ازت میخوام جلوشو بگیری - این مشکلِ آسونی نیست. به زودی حلش می‌کنم -

یکم بهم وقت بده - خیل‌خب -

منتظر خبرت هستم

بزار کمکت کنم

.تمام اینا بخاطر اینه که مواد مصرف می‌کنم حالا از بیماری رنج می‌برم

،می‌تونی از شر مواد خلاص شی ولی آسون نیست

،با اینکه الان زنده‌ام ...ولی می‌ترسم یه روز

نتونم جلوی وسوسه شدن رو بگیرم - خیلی وقته که مثل دوتا خواهریم -

چه مشکلاتی که باهاشون مواجه نشدیم

.و چه مشکلاتی که از پسشون بر نیومدیم باید اعتماد به نفس داشته باشی

پیشخدمت... یکی دیگه

!صورتحساب

مرسی، قربان - ...خوبه، خوبه، خوبه... یه جرعه دیگه -

نه، نه، نه - فقط همین یه ذره -

آره، خوبه... دختر خوب

یکی دیگه

اون جنس‌مون رو دزدید

نه، ندزدیدمش

!چطور جرأت کردی جنسم رو بدزدی

سو ءتفاهم شده... ندزدیدمش

کجا با این عجله؟ میخوای منـو لو بدی؟

همچین جرأتی ندارم... هیچی ندیدم

.حالا شدی یه دختر خوب یه چیز بهتر بهت میدم

بسته رو بده بهم

!برادر «فو» زنده‌ت نمی‌ذاره

!من از «ژین فو» نمی‌ترسم !بگیریدش

تو 2 ماه اینجایی، درسته؟ - ...آره -

هی، «نانا» کجاست؟ - باشه، الان پیداش می‌کنم -

هی، خانوم خوشکله، بیا اینجا

...«نانا»

.واقعاً مواد نزدم حق با من بود

...می‌دونم

«می‌دونم «نانا

!..نانا»! یکی کمک کنه»

اشتباه کردی

بفرما، کارم رو بلدم

،هر وقت یه اشتباه می‌کردی بابا تو رو با زانو زدن مجازات می‌کرد

تمام شب

هر وقت که مخفیانه باهات شطرنج بازی می‌کردم

یادت نیست؟

.البته که یادمه راستش، از شطرنج متنفرم

:چون باعث میشه این دوتا کلمه یادم بیاد "اشتباه و قانونی "

چرا ازم خواستی بیام اینجا؟ میخوای تنبیه‌اَم کنی؟

.همیشه خوبت رو میخواستم خیلی ازم پیروی کردی

چرا الان ازم دور شدی؟ - بخاطر اینکه همش به حرفات گوش میدم -

.من برادرِ خواهر «سو» هستم. هیشکی اسمم رو نمی‌دونه !اسمم «سو سای کی»ــه

،ولی از امروز به بعد نمی‌خوام بهت وابسته باشم

!بیاین داخل

.سای کی»، مواد به دردت نمی‌خوره» نرو تو کارش

خودم اینـو انتخاب کردم

!سو سای کی»! بیا بیرون» - !بکشیدش -

!برادر، زود باش

برو کنار

گفته بودم بهم زمان بده

.خیلی دیر شد یه نفر توی بار بخاطر مواد مُرد

!خواهر، برو کنار

!«سای کی» - !بیا بیرون -

!کونگ‌فوت عالیه، هان !با تفنگم بجنگ

!منـو بزن

دستِ اون، توضیحِ من به شماست

خواهر «سو»، اون باید با جونش تقاص پس بده ...اگه ادامه بدی -

!بارت رو از بین می‌برم

ادامه نمی‌دیم. ولی مشکل مواد باید حل بشه

موادا رو کجا قایم کردی؟ -

مشکل بزرگی به وجود آوردیم، متاسفم

دست از تمرینِ کونگ‌فو برداشتم و بار رو باز کردم. می‌خواستم یه زندگی آروم داشته باشم

،هر وقت یاد خودم میفتم

می‌بینم که کنار کشیدن چقدر سختـه

،هنوزم بعد از چند سال محدودیت دوباره مشکلات به وجود اومدن

یه موقع فکر می‌کردم که کونگ‌فو منـو مشهور می‌کنه

.حتی بخاطر پول، آدم کشتم حالا فقط یه زندگی عادی میخوام

فکر کنم بتونی گذشته و کونگ فو رو از ذهنت بیرون کنی

ولی هرگز از قلبت بیرون نمیره

،وقتی کونگ فو کار می‌کنیم هرگز به فکرِ معنی واقعی کونگ فو نیستیم

،تو «ایپ‌من» رو به چالش کشوندی چطور می‌تونم معنیِ کونگ فوی «چونگ چن چی» رو ندونم

تو خیلی خوبی

.من و ایپ‌من پشت درای بسته مبارزه کردیم من شکست خوردم

چطور شکست خوردی؟ - فقط تو یه حرکت ازش باختم -

فقط یه حرکت؟ و بعد خودت رو باختی؟

می‌دونی، کونگ فو راجب این نیست که کی بهتره

قبلاً میخواستی بدونی که کی بهتره

.بخاطر این بود که بی‌ادبی کردی خیلی وقت بود منتظر دیدنت بودم

حالا کُلِ هنگ‌کنگ از این ماجرا خبر دارن

دستور دادم تا سر و صدای مواد مخدر بخوابه دیگه نمی‌تونم ازت محافظت کنم

،کسب و کارت رو جمع کن و ببر یجا دیگه و یه مدت پنهان شو

هنگ‌کنگ توسط امپراتوریِ بریتانیا فرمانروایی میشه

،امروز یه نفره فردا همه قیام می‌کنن

چطور میخوای باهاش کنار بیای؟

چطور می‌تونم کارم رو انجام بدم

،حالا، اگه کسی آشوب به پا کرد کاری رو انجام بده که بابتش پول می‌گیری

!برید کنار...! پلیس آهنگ رو قطع کنین! مردا رو جدا کنین

همه برن اون طرف

هی، زود باش

...همگی وایسید... تکون نخوردید

همین‌جا وایسید

یه گزارش دریافت کردیم که یه نفر اینجا مواد قایم کرده

!باید بار رو بگردیم

!آبجی... سر و صدا نکن

.کاراگاه «هو»، من یه تجارت قانونی راه انداختم نیازی به این کار نیست، درسته؟

خارجیا این عملیات رو رهبری می‌کنن

قربان، هروئین

مادرجنده

!برام پاپوش دوختید

.اون تو کارِ معامله‌ی مواد مخدره دستگیرش کنین. ببریدش

.رییس میگه که توی کارِ موادی حالا باید دستگیرت کنیم و ببریمت

...تکون نخورید

،دیگه مشکل درست نکنید !وگرنه دستگیر میشید

!حرومزاده‌ها

!«چن چی» - !تکون نخورید -

...آقای پلیس

،افرادی بودن که خونه‌م رو آتیش زدن ولی گفتی که تصادف بود

،چند نفر توی بار مُردن ولی به تخمت هم نبود

،مواد فروشِ واقعی اون بیرونه و تو نمیری نمی‌گیریش

!حالا داری تهمت می‌زنی تو دیگه چجور پلیسی هستی؟

.تهمت نزدم. این قانونه دستورالعمل‌ها رو از رییست بگیر

نمی‌تونی خوب رو از بد تشخیص بدی

احساس گناه نمی‌کنی؟ وجدان نداری؟

نه پشیمونم و نه احساس گناه می‌کنم

.الان مدرک وجود داره وگرنه مردم رو الکی دستگیر نمی‌کنیم

.بس کن! من هنوز رییس اینجام احساسی عمل نکن

هر مشکلی باشه، خودم حلش می‌کنم

دردسر درست نکن

.برادرم رو ول کنید اون موادا رو قایم نکرده بود

.آروم باش، من چیزیم نمیشه فردا واسه صوبحونه منتظرم بمون

بذاریدش تو ماشین - شما دوتا گروهتون رو جمع کنید و بقیه بارها رو بگردید -

بله قربان

...نگاه نکید، برید

.از خودتون پذیرایی کنید بیرون منتظر می‌مونم

ظاهراً تو پشت تموم این ماجرایی

،پنج دقیقه پختمش باید عالی شده باشه

بخورش - غذای من خیلی بهتره. استیکِـت رو نمی‌خوام -

باید از غذای آخرت لذت ببری

وقتی ازت بخوام بخوری، باید بخوری

چینی‌ها حق انتخاب ندارن - !همه حق انتخاب دارن -

،من انتخاب کردم که یه بار باز کنم و تو مواد رو انتخاب کردی. درسته؟

و انتخاب کردی که تو کارِ مردم سرک بِکشی

.اشتباه انتخاب کردی !حالا باید بمیری

...در اشتباه بودم حالا معلوم شد که یه عوضی هستی

!الان استیک می‌تونست خیلی خوب باشه !از دستش دادی

طبق گفته‌ی پلیس، «ژین فو» فرار کرده و از صخره افتاده و مُرده

باورم نمیشه

میخوام برم یجا استراحت کنم

نباید بری

جلوم رو نگیر

.نانا» مرده» برادرم هم کشته شده

.اون خارجی هنوز زنده‌ست پلیس اینـو خوب می‌دونه

!ولی صداشون در نمیاد !صداشون در نمیاد

،تو لازم نیست کاری کنی !بلکه من می‌کنم

بابا... باید برگردی

...مشکلاتی هستن که باید حل بشن

قول میدم که برمی‌گردم

بابا، فردا میخوام فرنی بخورم

منتظرم بمون

،بعد از ترکِ شانگهای از نو شروع می‌کنیم

!هی

«آقای «چونگ

چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

!جنسات

الکی تهمت نزن

اونا مال من نیستن - و این؟ -

خب، حالا چی؟

می‌تونم درستش کنم

.شما چینیا خودتون رو خیلی دست بالا گرفتین همیشه میخواین قهرمان باشید

...تا حالا کسی بهتون نگفته که قهرمانا زود می‌میرن

متاسفم

.بابا چیزیش نمیشه اون بتمنِ منـه

اون حتماً می‌تونه آدم بدا رو شکست بده

اینجا نیومدم تا یه قهرمان باشم

!اومدم اینجا تا کون تو رو پاره کنم

!«وینگ چون"، «چونگ چن چی"

...برید عقب

دارید چیکار می‌کنید؟ !دعوا راه میندازین، آره

اون به این شخص حمله کرده و به مِلکش خسارت وارد کرده

!دستگیرش کنید

تو متهم به حمله به اون و خسارت رسوندن به ملکش هستی. میخوایم دستگیرت کنیم

.اون یه مواد فروشـه ماشین پر از مواده

...شما باید

!اونـو دستگیر کنید

من فقط می‌دونم که تو عمداً بهش حمله کردی و داری سعی می‌کنی اونـو متهم کنی

،اینجطور که رییس میگه، نه تنها بهش حمله کردی بلکه داری بهش تهمت می‌زنی

باید دستگیرت کنیم

چرا وقتی 2 نفر دعوا گرفتن فقط یکیشون رو دستگیر می‌کنین؟

اون یه مواد فروشه و دستگیرش نمی‌کنین؟ !دیگه شورشـو در آوردین

!نمی‌دونم داری راجب چی حرف می‌زنی من اینجام تا نظم رو برقرار کنم

شما متهم به تجمع غیرقانونی و برهم زدنِ نظمید

،همین الان برید خونه‌هاتون !چیزی واسه تماشا وجود نداره

.همه‌رو دستگیر می‌کنم ...تو، تو، تو

!اون سگا رو بزنید

!دوتا ساک پر از مواد توی ماشین پیدا کردم

.مدارک موجوده !اون خارجی مواد فروشـه

داری چیکار می‌کنی؟

دارم کارم رو به عنوان پلیس انجام میدم

.داری از یه مواد فروش محافظت می‌کنی !تو بازداشتی

شما هم میخواید از مواد فروش محافظت کنید؟

.دستـتـون رو ازم بکشید من فرماندتون‌اَم

!اجازه‌ی انجام این کارو ندارید !ولم کنید

ببریدش. اینـو به احزاب خارجی میگم

...اون خارجی داره فرار می‌کنه !برید دنبالش

!بابا

تخصصی ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.

.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh

!فی آن»، دوباره داری مردم رو اذیت می‌کنی که»

چیه؟ میخوای کتک بخوری؟

بهت گفته بودم که بابام استادِ "وینگ چون"ــه

ما هم میخوایم "وینگ چون" یاد بگیریم - آره، "وینگ چون" عالیه -

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.