All language subtitles for Wolfs.2024.ATVP.WEB.H264-AccomplishedYak.fa (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

کیر توش، کیر توش

.کیر توش وای خدا

!خیلی‌خب. ای وای نه

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

محض رضای خدا

هی

ای وای

...وای خـ

[ بابا ]

نه

[ سناتور زیگلر ]

متاسفیم

با شماره‌ای تماس گرفتید که مدت زیادی متصل نبوده یا مسدود شده

لطفا شماره خود را بررسی کنید و مجدداً تماس بگیرید

الو؟

این شماره رو از کجا گیر آوردی؟

بهم گفت که اگر به کمکِ جدی نیاز داشتم، بهت زنگ بزنم

دوباره می‌پرسم، این شماره رو از کجا گیر آوردی؟

گفته بود این سوال رو می‌پرسی

.اونی که بهم دادش رو می‌گم گفت نگم

منطقی نیست دیگه

وقتی بهم نمی‌گی شماره‌م رو از کجا آوردی

از کجا بدونم که می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

گفت فقط یه نفر توی این شهر هست که کاری تو می‌کنی رو می‌کنه

.گفت «طرف، متخصصه «طرف حرفه‌ایه

و گفت هیچ‌وقت نمی‌شه آینده رو پیش‌بینی کرد

و شاید یک روز به اون شخص نیاز داشته باشم

و اون شخص، تویی

کجایی؟

و چه اتفاقی افتاده؟

خیلی‌خب، مطمئنی؟

خیلی‌خب

،کاری که ازت می‌خوام بکنی، سخته ولی از پسش برمیای، باشه؟

می‌خوام چراغ «مزاحم نشوید» اتاقت رو روشن کنی

.و تا وقتی می‌رسم، هیچ کاری نکنی فهمیدی؟

.خوبه، نباید از اتاق خارج بشی نباید به کسی زنگ بزنی

.نباید به چیزی دست بزنی کسی در زد هم باز نکن

واسه آروم کردن اعصابت هم نوشیدنی نریز

فهمیدی؟ تکرار کن

.خیلی‌خب، عالیه. داری عالی پیش می‌ری آره، خیلی سریع، خودم رو می‌رسونم

از کجا بفهمی منم؟ اینجوری می‌فهمی منم

.همه‌چیز درست می‌شه یه چشم به‌هم بزنی، اومدم

«گرگ‌ها»

«مترجمان: علیرضا نورزاده و داوود آجرلو» ::. MrLightborn11 & Highbury .::

بیا تو

با کسی حرف زدی؟ - نه -

به کسی زنگ زدی؟ - نه، هیچ‌کس -

پیام یا هرگونه ارتباط دیگه‌ای با کسی نداشتی؟

.نه، هیچ کاری نکردم همون‌طور که گفتی، یه گوشه نشستم

.خیلی‌خب، خوبه حالا برو برای خودت، نوشیدنی بریز

باشه. نوشیدنی خاصی مدنظرته؟

یه نوشیدنیِ قوی باشه

خیلی‌خب، تو چیزی نمی‌خوای؟

نه، ممنون

کسی خبر داره اینجایی؟ - بعید می‌دونم. نه -

بعید می‌دونی؟ - نه. کسی خبر نداره -

اتاقه چی؟

وقتی گرفتیش، کسی نشناختت؟

.نه، از اسم مستعار استفاده کردم مثل همیشه

.منظورم مواقعیه که هتل می‌گیرم ...نه مواقعی که

.متوجه شدم خوبه

...اتاق رو درست بعد از آشنایی با

گفتم کنار آسانسور بایسته ...تا کسی

من از این کارها نمی‌کنم

من اصلا اهلِ این کار نیستم

.خیلی‌خب، گوش کن ساعت رو نگاه کن

کسی رو داری که اگر خبری ازت نشه نگران بشه؟

...وای خدا، نمی‌دونـ - فکر کن -

نه. معمولا هروقت بخوام می‌رم و میام

خوبه. متوجه‌م

می‌تونی همه اینا رو حل کنی؟ - واسه همین بهم زنگ زدی دیگه -

داشت روی تخت می‌پرید

که افتاد زمین، روی شیشه‌ها

این، همه‌چیز رو خراب می‌کنه

تمام چیزهایی که با زحمت ساختم - خیلی‌خب -

و ما در آستانه انجامِ یک کار خیلی مهم هستیم

.خیلی‌خب، واسه این حرف‌ها وقت نداریم کلا زیاد وقت نداریم

.تقصیر من نبود ...کار خاصی نکردم

.هیچیش مهم نیست اصلا مهم نیست، باشه؟

نه، نه، گوش کن

.باید این رو بدونی ...من کاری نکردم. داشتیم

اگر الان اینجا نبودی، کجا می‌بودی؟

چی؟ منظورت چیه؟

اگر این یک شبِ عادی بود

و توی یک سوئیت پنت هاوسِ ده‌هزار دلاری

پیش یک فاحشه مُرده که با کله توی شیشه‌ست و کلی خون ازش رفته نبودی

کجا می‌بودی؟

فاحشه نبود

خونه. خونه، درحال کار یا با دخترم پای تلویزیون بودم

.خیلی‌خب، خوبه می‌خوام الان اونجا باشی

باشه - خیلی‌خب -

.خونه‌ای و نشستی روی کاناپه اسم دخترت چیه؟

دوتا دختر دارم

...جولیا. با اون می‌شینم

خیلی‌خب، با جولیا داری تلویزیون می‌بینی

خیلی‌خب

مطمئن می‌شم که اصلا ردِ این ماجرا بهت برنگرده

.هرجور شده، به هر قیمتی نمی‌ذارم انگار نه انگار

ممنون

کارم همینه

وقتی شماره‌ت رو بهم داد فکر کردم یه‌جور شوخیه

نمی‌دونستم امثال تو واقعا وجود دارن

ندارن. کسی از پس این کار برنمیاد

صدای چی بود؟

بگو سلام - چی؟

بگو سلام - سلام -

بلندتر

سلام

.خدمات نمی‌خوام ممنون

کمکی ازم برمیاد؟

نه، بعید می‌دونم

تو کی هستی؟

.اومدم مشکلت رو حل کنم این کیه؟

بهش زنگ زدم

کی به تو زنگ زد؟

حرومزاده

جریان چیه؟

بله؟

حله

.درسته، می‌دونم عجیبه. خیلی‌خب

چیه؟

الو؟ شما؟

خیلی‌خب

خیلی‌خب. آره

.کاملا درک می‌کنم شک ندارم

می‌تونیم به توافقی برسیم که برای جفت‌مون، راضی‌کننده باشه

بعید می‌دونم توی شرایطی باشی که بخوای مذاکره کنی و چونه بزنی

اوهوم

منصفانه‌ست. اینش منصفانه‌ست

بگو ببینم، پیشنهادت چیه؟ - دوربین غیرقانونی، اون بالا وصله؟...

.دوربین مخفی اونجا وصله پس غیرقانونیه

توی ایالت نیویورک، جزء جرائم رده داله

.می‌تونی تشریف ببری، جناب دیگه به خدماتت نیازی نیست

بی‌خیال

چه نقشه‌ای داری؟

نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی، جناب

چیه؟

...چک کردی که ببینی

خیلی‌خب، صدات روی بلندگوئه

الو؟ مردها اونجان؟

صدام رو می‌شنوید؟

بله، همین‌جان - فوق العاده‌ست -

مشخصاً یک مشکلی داریم و زمان هم خیلی مهمه

پس می‌رم سر اصل مطلب

من «پاملا داد هردری» هستم

.اینجا هتل منه همه‌چیزش جدیده

به‌شدت گرونه و اصلا دوست ندارم

جنجالی براش ایجاد بشه

خوب می‌دونم که چه لکه ننگی به یک ساختمون می‌چسبه

و اصلا دوست ندارم صاحب هتلی باشم که توش، دادستانی که خیلی

تحسینش می‌کنم و به کارش باور دارم

پیش جسد یک فاحشه، دیده شده باشه - ...فاحشه نبـ -

برای همین، یکی که از طریقِ

یک دوست معتمد می‌شناسم رو آوردم تا این مشکل رو حل کنه

.طرف متخصصه توی این کار بهترینه

،خیلی راحت بخوابم بگم کسی از پس کارش برنمیاد

ممنون، پم

البته مهمون هم منافعش به خطر افتاده

و نیاز می‌دونه که از این منافع محافظت بشه

واسه همین اصرار کرده تا کسی که استخدام کرده بمونه

و مطمئن بشه که این مشکل کوچیک برطرف می‌شه

و از اونجایی که نتونستیم به نتیجه برسیم

که کار کی بهتره

تصمیم گرفتیم که تنها راه‌حل همکاری شما دوتا

جهت ماست‌مالی کردنِ این گندکاریه

الو؟

نه - نه -

پم، یه صحبتی باهات دارم

لطفا صبر کن. لطفا - نه. نه -

یه دقیقه صبر کن

شوخیت گرفته دیگه؟ این یه شوخیه؟

نمی‌تونی بذاری بری - من اینجوری کار نمی‌کنم -

...از کجا بدونم قابل اعتماده؟ من این یارو رو - نمی‌شناسم -

.آره خب، شاید شاید هم صرفا یه پخمه باشه

.من هم نمی‌شناسی از کجا می‌دونی که قابل اعتمادم؟

نمی‌دونم، ولی به کسی که شماره‌ت رو ...بهم داد اعتماد دارم، چون

مواظب باش

چون حرفی که می‌زنه ارزش داره و گفت که می‌تونم بهت اعتماد کنم

پم، نمی‌دونم این چه ربطی به من یکی داره

می‌خوای شرافتم رو قلقلک بدی؟ چون روالش اینجوری نیست

روال کار من، اینجوری نیست

،گفت اگر کار رو قبول کنی قول می‌دی

و مرده و قولش

واسه این یکی، صدق نمی‌کنه

فیلم تو هم گرفته شده

من رو بی‌خیال

،اگر کار رو تموم نکنی فیلمت رو داره

...پـ

می‌دونم می‌تونی من رو ببینی

باشه

من هم همین حسِ تو رو دارم

خیلی‌خب، حالا چی کار کنیم؟

...خب، باید بدونم - ...خب، اولین چیزی که باید بدونم -

باید تمام کارهایی که امشب کردی رو بدونم

از کِی دقیقا؟

از وقتی که شب عادیت اینجوری شد. بشین

خیلی‌خب

چند بلوک اونورتر، توی یک مراسمی بودم

.بعدش که تموم شد، هوسِ نوشیدنی کردم بارِ اینجا رو دوست داشتم

اومدم داخل

و رفتم سمت دستشویی که این بچه، من رو به صحبت گرفت

.خیلی بامزه و جذاب بود اصلا نمی‌خورد به اینجا تعلق داشته باشه

من هم بهش گفتم «می‌خوای یه اتاق بگیریم؟»

،یه‌جورهایی شوخی بود یه‌جورهایی هم نبود

«اون هم گفت «حتما

قبلا ندیده بودیش؟ - نه -

هیچ‌کس باهم ندیدتون؟ - نه -

بعدش اومدی طبقه بالا

نمی‌دونم چرا باید اینا رو بفهمی

چون باید بدونم که چی رو باید گم و گور کنم

ما - چی؟ -

ما باید بدونیم

خب، اومدید طبقه بالا - مشروب می‌خوردیم و مسخره‌بازی درمی‌آوردیم -

ببخشید، دقیقا کِی اتاق رو گرفتید؟

قبل از اینکه بیام طبقه بالا - قبل از اینکه بیاد طبقه بالا -

قبل از آشنایی با پسره یا بعدش؟

،بعد از آشنایی با پسره قبل از اینکه بیام طبقه بالا

.خیلی‌خب، ممنون نمی‌دونستم. ادامه بده

خب، داشتین مشروب می‌خوریدن و مسخره‌بازی درمی‌آوردین

درباره پول هم صحبت کردید؟ - طرف فاحشه نیست -

!نه، هی این رو چند بار گفـ... وای خدا

همین الانش هم به اندازه کافی خجالت‌آور و تحقیرآمیز هست

نمی‌دونم چرا باید جواب همه‌چیز رو دوبار بدم

لازم نیست جواب همه‌چیز رو دوبار بدی

شاید لازم باشه جواب چندتا چیز رو دوبار بدی

...وای خدا، می‌شه

وای خدا، می‌دونم شما دوتا درباره چی‌ها حرف زدید؟

.نه، نمی‌دونم می‌خوام ببینم چی رو نفهمیدم

پس این پسر ۲۰ و چند ساله که فاحشه نیست رو آوردی توی اتاقت

...مشروب خوردین، باهم ور رفتین و بعدش

بعدش رفت توی دستشویی، اومد بیرون

بعدش روی تخت کیری، بپر بپر می‌کرد

بعدش عقبکی افتاد روی ترولی پذیرایی و مُرد

کسی هست که اگر ازت خبری نشه نگران بشه؟

باید خودت رو تمیز کنی

وسایلت رو برداری و بری

همه‌جام رو خون برداشته

می‌ری خونه، پیش خانواده‌ت و جوری وانمود می‌کنی که

انگار آب از آب، تکون نخورده

چیه؟

...احیاناً

...پس تماس می‌گیری که هماهنگ

.نگرانش نباش به موقعش

اون رو چی کار می‌کنین؟

کی رو؟

صحیح

خیلی‌خب

سلام عزیزم، شام خوردی؟

.دارم میام خونه می‌تونم سر راه، غذا بگیرم

چی کار می کنی؟

می‌دونی، بهت ارفاق کرده بودم

و گذاشتم بدون نظارت تمیزکاری کنی

بدون نظارت؟ منت گذاشتی

به‌نظرم یک سوء برداشت اساسی

از وضعیتِ اینجا داری

جدی؟ - آره -

می‌خوام کار رو تموم کنم و برم خونه

سوء برداشت اساسیت همینه

روشنم کن

خب، وظیفه تو اینه که مطمئن بشی

ردِ اون گندکاریِ پشت سرت به مشتریت برنمی‌گرده

و برای انجام این کار، باید اون گندکاری رو کامل ناپدید کنی

.جوری که انگار اصلا رخ نداده سخت هم هست

واسه تو شاید - حرف نامربوطیه -

چون وظیفه من اینه که مطمئن بشم به وظیفه‌ت عمل می‌کنی

تا ردِ اون گندکاری به این هتل برنگرده

سختیش کم‌تره

پس می‌خوای اونجا بشینی و نوشابه‌ت رو هورت بکشی؟

...می‌خوام

نظارت کنم

کون لقت

فقط به چیزی دست نزن

ژاکتت رو خونی می‌کنی

ژاکتم رو خونی نمی‌کنم

دمت گرم

.باید جسد رو گم و گور و کار رو تموم کنم بعد اون نظارت می‌کنه

پشم‌هام

گفتم به چیزی دست نزن

پشم‌هام

شب درازی در پیشه

وایسا ببینم، متوجه نمی‌شم

چرا مواد رو هم گم و گور نمی‌کنید

...اگر پلیس‌ها جسد یک پسربچه رو - ...دلیلی نداره که یک پسربچه -

...که اوردوز کرده رو توی پارک پیدا کنن... - ...با این همه مواد... -

در نتیجه پلیس‌ها براشون سوال ایجاد می‌شه - ...بره اینور و اونور -

این یعنی احتمالا سرقتی هستن

.پس مال هرکی باشه، میاد دنبالش ...طبق تجربه من

اصلا دلت نمی‌خواد که همچین آدم‌هایی بیان دم هتلت

اصلا نفهمیدم کی چی گفت

از نظر من، مواده مالِ هرکی باشه براش سوال می‌شه که موادش کجاست

نمی‌خوام صاحبش هرکی که هست بیاد دم هتلم

و قطعاً نمی‌خوام مسئولیتِ پرت کردن موادشون

توی رودخونه یا تحویلش به پلیس گردنم باشه

پس باید همچین کاری بکنید؛

بفهمید موادها مال کی هستن

و پس‌شون بدید

نه - ...ببین پم، به این -

به این سادگی‌ها نیست

ممکن بود ردیاب توش باشه - ردیاب -

به‌نظرت اگر توش ردیاب بود ...تا الان نیومده بودن اینجـ

چطور بفهمیم موادها مال کی بوده؟

اول جسد، بعد مواد

...گوش کن، اگر جای تو بودم - حالا که نیستی -

هی، نمی‌خوام کل شب طول بکشه

نمی‌کشه

...خیلی‌خب، پس

حالا می‌خوای کمک کنی؟ کون لقت

هی، می‌خوای کمک کنی دیگه؟

پس به رئیست زنگ بزن و بگو پارکینگ رو خالی کنه

می‌تونیم جسد رو با برزنت ببریم پایین

شوخیت گرفته

.درهرصورت باید فیلم دوربین‌ها رو پاک کنی کسی نمی‌بینتش

می‌فهمم

چی رو؟ - هیچی -

،صرفا شانس آوردی که اینجام وگرنه گیر می‌افتادی

می‌فهمم - نمی‌خوام وقت‌مون هدر بره -

.نه، طوری نیست نیازی نداره توضیح بدی

.از پسش برنمیای پس کمکت می‌کنم

از پسش برمیام - واقعا؟ -

آره، واقعا - پس انجامش بده -

شاید نمی‌خوام نحوه انجام دادنش رو ببینی

هرچی تو بگی

هی، می‌دونی چیه؟ به رئیست زنگ نزن. زنگ نزن

به درک. انگار به کمکش نیاز دارم

باشه، خودم انجامش می‌دم

خب، اینجوری هم می‌شه انجامش داد

شبیه یه جسد می‌مونه که توی چرخ دستیه

هنوز کارم تموم نشده

بذار یه درسی بهت بدم

.نیازی نیست کمک کنی به کمکت نیازی ندارم

ولی اگر کمک کنی، سریع‌تر پیش می‌ره

دارم از نمایش لذت می‌برم

ممنون

خوش‌حال می‌شم کمکی کرده باشم

لاشی - چاقال -

وایسا

چیه؟

سیستم امنیتیِ پارکینگ، مجزاست

خیلی لاشی‌ای

صرفا می‌خواستم ببینم که یک پیرمرد، چطور انجامش می‌ده

ولی رازت پیشم در امانه

قرمزه‌ست

چی؟

پنج دقیقه وقتِ بیش‌تری گیرت اومد

به پنج دقیقه وقتِ بیش‌تر نیاز ندارم

ریموتش رو دارم

ریموتش رو دارم

دست به هیچی نزنی‌ها

گذاشتیش بین در که بسته نشه؟

این هم یکی دیگه از فوت و فنِ کاره؟

بیا فیلم‌ها رو پاک کنیم و بعدش بریم

نه - نه؟ -

با اینکه کنجکاوم بدونم

این یکی قضیه رو هم بدون من، چطور حل می‌کنی

متاسفانه باید تنهایی انجامش بدم

ببخشید؟ - خودم فیلم‌ها رو پاک می‌کنم -

صرفا نمی‌تونم بذارم شاهدش باشی - آره، یه مسئله دو طرفه‌ست -

بهم گفته شد که نذارم ببینی

کی گفت؟ رئیست؟

نمی‌خواد بری اونجا

توی یک هتل تازه تاسیس لاکچری دوربین مخفی کار گذاشتین

چه‌جور کلاهبرداری‌ای راه انداختین؟

نمی‌تونی برگردی - جدی؟ چرا؟ -

چی رو داری مخفی می‌کنی؟ کی هستی دقیقا؟

.من کی‌ام؟ به تو چه که من کی‌ام خودت کی هستی؟

یه واسطه پیر؟ یه نظافتچی پیر؟

نمی‌ذارم بری تو

این حرف‌ها واسه دهنِ پلیس هتل، گنده‌ست

همین‌طور واسه بچه‌های کلوبِ دیداری‌شنیداری

فیلمم گرفته شده و تا وقتی پاک‌شون نکنم نمی‌رم

هیچ‌کس به فیلم تو اهمیتی نمی‌ده

از کجا معلوم که برامون پاپوش درست نکرده باشن؟

بی‌خیال - از کجا معلوم؟ -

چه پاپوشی؟

شاید رئیست، بچه‌ـه رو از عمد آورده باشه اینجا

ادامه بده - آره -

شاید آوردتش، چون می‌دونسته که مواد باهاشه

یا شاید مواد رو بهش داده تا برای جفت‌شون، پاپوش درست کنه

داشتن خوش می‌گذروندن

مشروب می‌خوردن و می‌خندیدن و این حرف‌ها

ولی خواسته که اوردوز کنه و فیلمش هم گرفته

عه؟ - آره -

بعدش با رئیس من معامله می‌کنه

تا گندکاریش رو جمع کنه

ولی فیلم رو نگه می‌داره

واسه چی؟

اهرم فشار، کسخل - اهرم فشار واسه چی، عنتر؟ -

تو بگو لاشی - آخه اصلا منطقی نیست -

فیلم زیاد دیدی - چاقال -

...من

لعنتی - کیر توش -

لعنتی - کیر توش -

حال‌تون خوبه؟

ردیفیم - آره -

.اصلا منطقی نیست نفس نمی‌کشید

نبضش رو چک نکردی؟

.برو کسشر نگو اصلا نبض نداشت

...با این‌حال

با این‌حال تو نبضش رو چک نکردی و حتی نپرسیدی

اولین کاری که باید بکنی همینه - نبض نداشت -

...با این‌حال - با این‌حال نپرسیدی -

«نگفتی «مُرده؟ - فکر نمی‌کردم نیاز باشه -

فکر کردی نبضش رو چک نکردم؟

.دقیقا همین فکر رو می‌کنم به‌نظرم دستپاچه شدی و یادت رفت

خیلی ناشی هستی

وقتی می‌ری یه جایی

و می‌بینی دو نفر ایستادن و یکی روی زمین افتاده

«نمی‌پرسی «آیا نبض داره؟

«نمی‌پرسی «مُرده؟ خودت چک می‌کنی

ممنون، استاد - خواهش -

.فکرکنم به خاطر مواد بوده نمی‌دونم

.یه خرده فکر کن تو هم روالش اینجوری نیست

خب، طرف نمرده

این‌طور به‌نظر میاد

اقرار کن که چک نکردی - خفه شو، دارم فکر می‌کنم -

یه مواد جادویی زده

...که ضربانت رو میاره پایین - می‌شه خفه‌خون بگیری؟ -

اهمیتی نداره

الان دیگه قضیه فرق کرده

عالی شد

.بهش فکر کن بایستی بدونه

باید بریم. باید عجله کنیم

تضمینی درش نیست

می‌دونم، ولی تا مغزش داغون نشده، باید بریم

احتمالا مغزش تا الان داغون شده

گوش کن، نمی‌خوام مثل شاهد یهوه

برم دم تک‌تک خونه‌ها و دنبال صاحب این موادی که

.این بلا رو سرش آورد و نمی‌دونم چی بود بگردم تو می‌دونی چه موادیه؟

برنامه‌ت این بود؟ - می‌خواستم یه نکته‌ای رو بهت بفهمونم -

به امتحانش می‌ارزید

موافقم

خیلی‌خب. یکی رو می‌شناسم

عمراً

چیه؟ رفیقم کارش خوبه - کیرم تو رفیقت. می‌خوای ببری‌مون پیش یه آمپول‌زن -

می‌خوای گند بزنی به همه‌چیز - کون لقت. می‌ریم پیش رفیق خودم -

.فقط با رفیقم می‌شه به نتیجه رسید یه رابطه کاری انحصاریه

.ماشین منه، پس می‌ریم پیش رفیقِ من کون لقت

...کسکشِ

خب؟

.جواب نداد کجا بریم؟

محله چینی‌ها

از پارکینگ که خارج شدی ...بپیچ راست

راه محله چینی‌ها رو بلدم

آلبانیایی‌ها - چی؟ -

آلبانیایی‌ها، یه مدت پیش یه کاسبی‌ای داشتن

می‌دونم

یه محموله گنده هروئینِ خالص

که از اروپا داشت می‌اومد یهویی ناپدید شد

می‌دونم

به‌نظرت اون موادها مال همون محموله‌ست؟

بهتره خودت پس‌شون بدی - نه -

قصد مُردن ندارم

آلبانیایی‌ها، هرکسی که جنس‌شون رو

بدزده یا شک کنن که دزدیده رو می‌کشن

پس کار هرکی که بوده این پسره رو طعمه می‌کنه

تا مشتریم رو اغوا کنه و ازش آتو بگیره

تا آلبانیایی‌ها رو از سر راه برداره و برای فروش موادها، مانعی سر راهش نباشه

در نتیجه، این بچه رو با کوله‌پشتیش می‌فرستن

می‌خوان مواد رو بزنه ...و اوردوز کنه

...و بعد

نه، جور در نمیاد

.ادامه بده بالاخره ازش سر درمیاری

[ تماس دریافتی ]

بپیچ چپ، به سمت خیابون دیویژن

باید قبلش اجازه ورودت رو بگیرم

باشه

...نمی‌تونم یهو با یکی برم - باشه -

نه، امشب نه

نیومدم از اون کارها بکنیم

تو راست می‌گی

.جدی می‌گم. قضیه جدیه کمک لازم دارم

چه کمکی؟

...خب

پس... آره

وایسا، الان میام پایین

بعد از اینکه پسره به حرف بیاد چه بلایی سرش میاد؟

اگر به حرف بیاد، کار من تموم می‌شه

پس اون یکی می‌کشتش؟

سفارشش رو می‌کنی؟ - آدمِ خوبی بوده -

.ولی دیگه سفارشش رو نمی‌کنم تا اون حد شناخت ندارم

...می‌دونی مثلِ

از اون آدم‌هاست، می‌دونی

.نه، نمی‌دونم از کدوم آدم‌هاست؟

از اون‌هاست که فکر می‌کنه نابغه‌ست

و همه‌چیزدانه - آره، با اینجور آدم‌ها آشنایی دارم -

نمی‌خوام حال این بچه رو خوب کنم ...که یه گلوله تو مغزش

یه زمانی آدم خفنی بوده‌ها

کار درست بوده، ولی خیلی وقت پیش این ویژگی‌ها رو از دست داده

و کسی این رو بهش نگفته

احتمالا توی یه آپارتمانِ تک خواب زندگی می‌کنه

و از شدت تنهایی، فیلم‌های سیاه و سفید می‌بینه تا زمانی که خوابش ببره

سلام، جون

سلام

جواب ندادی

می‌دونم

واقعا یه پسربچه توی صندوق عقب ماشینته؟

...چند وقته که شما دوتا - اون‌طور که فکر می‌کنی نیست -

بهش گفتی رابطه کاری‌تون انحصاریه

افراد دیگه‌ای هم هستن؟

واقعا یه پسربچه اوردوز کرده ...توی صندوق عقب ماشینته؟ چون اگر باشه

قبل از من باهاش آشنا شدی؟ - آره -

آره؟ - آره؟ -

نه. آره؟ - آره -

پس می‌شه اول به پسربچه‌ای که اوردوز کرده، رسیدگی کنیم، روانی‌ها؟

جفت‌تون باید مواظب باشید

افرادی هستن که شما دوتا رو باهم دیدن

گفتی رابطه کاری‌مون انحصاریه

چیه؟ گفتی خب

لعنتی

یالا، بیاریدش داخل

مواظب کمرت باش - باشه -

.خیلی‌خب، با شمارش من حاضری؟

وایسا، یک، دو، سه دیگه؟ نه، سه، دو، یک؟

معلومه که نه - خوبه -

یک، دو، سه

می‌دونین چی مصرف کرده؟

نه - مطمئن نیستم -

خب، بایستی یه چیز ترکیبی بد

یا یه مواد به‌شدت خالص بوده باشه

وای خدا، انگار ضربان نداره

اکثر امدادگران فکر می‌کنن مُرده

واقعا؟

فقط باید به حرف بیاریمش - بذار ببینم درست فهمیدم یا نه -

یعنی می‌گی یه‌جور مواد جادویی مصرف کرده

...حالا چندتا - که باعث شده ضربان قلبش خیلی بیاد پایین -

چندتا دلقک رو مرتب میاری اینجا؟

الان اصلاً وقتش نیست

چرا وقتی زنگ زدم، جواب ندادی؟ - خیلی‌خب، جفت‌تون برید بیرون -

بیرون

خبر داشتی؟

شک کرده بودم

آره

هیچ‌وقت کسی رو ندیدم و چیزی هم نشنیدم. پس نپرسیدم

اگر توفیری می‌کنه، باید بگم بهترینه

حتما

،اولین کسی که اومدم پیشش واسه درآوردن گلوله از پهلوم بود

می‌خواست بی‌هوشم کنه

زیر بار نرفتم

...کاشف به عمل اومد

کلیه مردم رو بدون اجازه درمیاره

ملت به‌هوش می‌اومدن و می‌دیدن

که زخم بزرگی به‌خاطر درآوردن گلوله برداشتن

جونم رو نجات داد

جدی

آره. چند سانت اونورتر ستون فقراتم ترکش خورده بود

دو هفته رو توی زیرزمین درحال بهبودی بودم

توی اکتبر بود؟

شاید. از کجا فهمیدی؟

همین‌جا بودم

بی‌خیال

برام سوال بود که چرا نمی‌ذاره نزدیکِ انباری بشم

واقعا بهترینه - آره -

به‌گمونم می‌دونستم که رابطه‌مون انحصاری نبوده

کار دنیا رو ببین - دقیقا -

جفت‌مون با یک دکتر محله چینی‌ها سکس می‌کردیم

...مگه شما دوتا

بگیریدش خب

...بپیچ راست

...از - می‌دونم از کجا برم -

سلام

برگرد ببینم

فرار نکن

لعنتی

کیر توش

‫سوار ماشین شو

‫عوضی

‫هی، عوضی! چی کار می‌کنی؟

‫زود باش

‫شما کی هستین؟

‫نه!

‫- زود باش. باید... ‫- نه!

‫هی! کودن‌ها!

‫بگیرید

‫هر دو ساعت دو تا از ‫بزرگ‌ها بخورین...

‫و هر شش ساعت یکی از کوچیکها. ‫با کلی آب

‫تازه، با اون نمی‌خوابم. ‫داره سر به سرت میذاره

‫آره. سر به سرت گذاشتم

‫نه

‫- بیخیال. یه جا داری ‫- شاید دارم

‫معلومه که داری

‫تمومش کن!

‫- می‌دونی شبیه چی حرف می‌زنی؟ ‫- چی؟

‫شبیه آدمی که یه جا داره

‫تو یه جایی داری. بریم خونه تو

‫- قرار نیست بریم خونه من ‫- چرا نمیریم؟

‫نکته داشتن خونه همینه

‫دقیقا

‫باشه

‫- چه وضعشه؟ ‫- لباس بپوش

‫زود باش

‫زود باش

‫پس تمام کسانی که پیش مسیح میان ‫می‌تونن وارد قلمروی پادشاهیش بشن

‫یه اتاق می‌خوام

‫- لونه عشق، شبهای عربی یا سافاری؟ ‫- ببخشید؟

‫لونه عشق، شبهای عربی یا سافاری؟

‫لونه عشق و شبهای عربی حداقل ‫سه ساعت دیگه حاضر میشن

‫سافاری رو می‌تونم یه ساعته تحویل بدم

‫وارد خانواده خدا بشید تا مقدس شده باشید

‫اون فاحشه نیست

‫بگیر بشین

‫خب، چطور می‌خوای انجامش بدی؟

‫چون تا حالا اصلا چنین کاری نکرده...

‫خب، می‌تونیم شروع کنیم و بعد...

‫- بعد هر وقت که حس کنم خوبه میام وسط ‫- آره. مگه اینکه بخوای شروع کنی و بعد...

‫نه، تو برو. تو برو تو انجامش بده. ‫من پی تو رو می‌گیرم

‫باشه

‫- کجا... ‫- خب...

‫مواد رو از کجا گیر اوردی؟

‫نمی‌دونم منظورت چیه

‫باشه

‫- مواد رو از کجا گیر اوردی؟ ‫- نمی‌دونم

‫هیچی از هیچ مواد مخدری نمی‌دونم

‫- مواد رو از کجا گیر اوردی؟ ‫- من...

‫حرف بزن، عوضی

‫بقیه‌شو نشونش بده

‫زود باش

‫ها؟

‫الان

‫اونا مال من نیستن

‫میشه یه دقیقه بیای توی ‫راهرو حرف بزنیم؟

‫به خیال خودت داری چه غلطی می‌کنی؟

‫سه بار یه سوال رو پرسیدی. ‫فکر کردم شاید...

‫نمی‌دونست مواد مخدر دست ماست. ‫وحشت کرده بود. دست بالا رو داشتیم

‫وحشت نکرده بود. ‫هیچ حرفی نمی‌زد

‫- تو که نمی‌دونی ‫- چند بار می‌خواستی ازش بپرسی؟

‫ده بار؟ بیست بار... هی!

‫می‌دونی، این کار یه هنری داره ‫که شاید متوجهش نباشی

‫چی، هنر تکرار کردن یه چیز؟

‫- باشه. خب، بیا روش تو رو ببینیم. ‫- روشم رو بهت نشون نمیدم

‫- چون روشی نداری ‫- نه

‫نه؟ پس چرا؟

‫چون می‌دزدیش

‫- می‌دزدمش؟ فکر می‌کنی بدزدمش؟ ‫- بفرما، دوباره تکرار می‌کنی

‫هیچ روشی نداری

‫دارم و یه ذره بیشتر از...

‫بارها و بارها تکرار کردن یه چیزه

‫حقه چرخدستی چمدون رو نشونت دادم

‫- نشونم ندادی. دیدمش. ‫- آره، ولی ازش خوشت اومد. ازش استفاده می‌کنی

‫- شاید. ‫- زود باش. قبولش کن. باحال بود

‫- باشه، قبوله. خیلی باحال بود ‫- آره، باحاله

‫خب، حرکت بعدی چیه؟

‫نمیشه دست به کار بشیم؟

‫منظورت چیه؟

‫نمی‌خوام اینجا باشم

‫دلتنگ خونه‌ت شدی؟

‫حس می‌کنم فقط با اینجا ‫وایستادن دارم سفلیس می‌گیرم. بریم توی کارش

‫- واقعا؟ ‫- چرا که نه؟

‫- بریم توی کارش ‫- عالیه

‫مواد مخدر کوفتی رو از کجا اوردی؟

‫- از کجا، عوضی؟ ‫- لاگرانژ!

‫بهش میگن لاگرانژ!

‫لاگرانژ؟

‫- مگه چیه؟ ‫- مواد اون هستن یا بودن

‫- مزخرفه. چطور؟ ‫- چطور؟ یعنی چی؟ چطور چی؟

‫چطور یکی مثل تو با ‫یکی از بزرگترین...

‫- قاچاقچی‌های شهر دم‌خور شده؟ ‫- آره

‫خب، من فاحشه نیستم، باشه. ‫چنین جریانی نیست

‫چطوری مواد رو گیر اوردی؟

‫لعنت بهت! دارم توضیح میدم. ‫بذار توضیح بدم. بذار حرف بزنم، باشه؟

‫میشه یه لیوان آب بهم بدین؟

‫- خب، اون زنه گفت آب زیاد بخورین ‫- آره، می‌دونم...

‫باشه. باشه. به جهنم

‫ممنونم

‫آره

‫ممنون

‫وای پسر

‫خدای من

‫باشه

‫خب، بیدار میشم...

‫یا عیسی مسیح، بچه. بیدار شدی، ‫باید داستان رو از اونجا شروع کنی؟

‫- بذار حرف بزنه. ‫- آره

‫تا وقتی همه چیزو بهتون نگم ‫با عقل جور درنمیاد

‫پس فکر می‌کنی این جزییات بیدار شدنت رو...

‫اضافه کنی چون ممکنه روشن نبوده باشه؟

‫- آره همینطوره. اینطوری روزم شروع شد. ‫- روز همه همینطوری شروع میشه

‫منظورش اینه که یه دقیقه فکر کن...

‫که مهمترین بخش داستان چیه ‫و بقیه رو بیخیال شو

‫- خب، من... ‫- هی!

‫بهش فکر کن

‫باشه

‫خب، بیدار شدم...

‫و از تخت اومدم بیرون و...

‫می‌دونی، اتاقم شلوغ بود و ‫زیاد خمار نمیشم...

‫ولی هنوزم حس می‌کنم یه ذره... لعنتی!

‫لعنتی! شرمنده، ببخشید. باشه. آره

‫- از خونه‌م رفتم بیرون و... ‫- نه

‫باشه، بذار همه‌شو تعریف کنه. ‫نمی‌تونه خلاصه‌شو بگه

‫- نه، می‌تونم. ‫- نه، نمی‌تونی

‫- چرا می‌تونم. ‫- فقط سریع بگو، باشه؟

‫- باشه. بله... ‫- حالا چه کوفتی شد؟

‫بله. باشه، خب من....

‫اصلا سعی نداشتم پول دربیارم ‫و موادفروش بشم

‫چند تا کلاس توی پیس داشتم. ‫سعی داشتم تجارت یاد بگیرم

‫کلاس اقتصاد داشتم چون می‌دونی...

‫همه با قانون و چیزهای حقوقی ‫سرت کلاه میذارن مگه اینکه...

‫بدونی چطور کار می‌کنه. ‫پس توی این کلاس‌ها شرکت می‌کنم...

‫و یه یارویی اونجاست که کارش درسته

‫بچه خود کف بازاره و خیلی هم باهوشه

‫واقعا یه نابغه تمام عیاره ‫و امروز مامان لعنتیش مرده بود

‫وسط کلاس بهش زنگ زدن و ‫مامان کوفتیش توی بیمارستان بود...

‫و بدبخت بیچاره مُرد چون...

‫بهش داروی درست رو ندادن بودن ‫یا همچین گندکاری شده بود

‫گند زده بودن

‫منم گفتم، رفیق، هر چی لازم ‫داری من هستم

‫و بهم اعتماد داره. ‫کلی با هم بیرون رفتیم

‫و بهت گفتم کارش درسته، ‫اصلا مو لای درزش نمیره

‫اونم گفت...

‫گفتش، قراره این بسته رو ‫برای رییسم تحویل بدم و حالا نمی‌تونم

‫و گفتم دیگه چیزی نگو، انجامش میدم

‫خب من از این غلط‌ها نمی‌کنم

‫پس جنس رو بهم داد و گفتم ‫لعنتی، داری جدی میگی؟

‫ولی مامانش تازه مُرده بود ‫و گفتم باشه، رفیق. انجامش میدم

‫پس قبل از اینکه آدرس ‫تحویل رو گیر بیارم یه ذره وقت‌کشی کردم

‫و قبولش دارم، خیلی حس ‫با حال بودن داشتم...

‫ولی خیلی هم ترسیده بودم...

‫و قلبم داشت از حلقم می‌زد بیرون

‫پس پریدم توی میخونه. ‫میخونه یه هتل...

‫و یه جورایی حس کردم خودمم چون...

‫واقعا جنس واقعی دستمه ‫و آدم‌ها دارن متوجه میشن

‫دخترها دارن متوجه میشن...

‫که یهو جربزه و عرضه پیدا کردم

‫و تازه اون روز صبح اصلا ‫دوش نگرفته بودم، می‌دونی؟

‫می‌خواستم همینو بگم

‫و سه تا دختر کوفتی یهو اومدن ‫باهام حرف زدن، سه تا دختر خوشگل

‫انگار که جذابیتش رو داشتم

‫برام نوشیدنی و همه چی خریدن ‫چون آه در بساط نداشتم

‫و بعدش از دستشویی اومدم بیرون...

‫و یه پیرزن هم که اونم ‫خیلی خوشگل بود...

‫یهو گفت می‌خوای بیای توی اتاقم؟

‫و گفتم، بله، بله، البته. ‫زندگی من اینه. چرا زندگی نکنم؟

‫و مامان دیگو تازه مُرده...

‫پس به زندگیم فکر کردم...

‫و به این فکر کردم که چطور ‫هر لحظه ممکنه همه چیز از بین بره

‫و داشتیم جشن می‌گرفتیم...

‫فقط می‌خواستم ببینم چطوریه، می‌دونی؟

‫انگار که یه جادو لای ‫پلاستیک پیچیده شده بود...

‫انگار که داشت می‌درخشید ‫و فقط می‌خواستم امتحانش کنم

‫یه مقدار خیلی کمش رو چون...

‫اون روز اولین روزی بود ‫که حس باحال بودن کرده بودم

‫البته که شما متوجه نمیشین

‫شما باحال‌ترین آدم‌هایی هستین ‫که تا حالا دیدم

‫ولی خیلی محتاط بودم. خیلی مراقب

‫هیچوقت متوجه نمی‌شدین ‫امتحانش کردم، ولی کردم

‫امتحانش کردم و حس باحال بودن بهم نداد

‫فقط، فقط، فقط...

‫تموم شد؟

‫فکر کنم، آره

‫- باشه، پس. ‫- آدرس این محل تحویل چیه؟

‫- نمی‌دونم. ‫- گوشی‌ت کجاست؟

‫قایمش کردم

‫توی هتل؟

‫- نه، قبل از اینکه برم ‫- چرا؟

‫چون ممکن بود یه چیزی بشه. ‫کیف پولمو هم قایم کردم، ممکن بود بیان دنبالم

‫چطور می‌خواستی آدرس محل تحویل ‫رو گیر بیاری وقتی گوشی‌ت دم دستت نیست؟

‫با پیجر

‫- پیجر؟ ‫- پیجرت کجاست؟

‫پیجر ندارم. مگه توی دهه ۹۰ زندگی می‌کنیم؟

‫پیجر دست کیه؟

‫- هیچکس ‫- هیچکس پیجر نداره؟

‫- نه. ‫- کجاست؟

‫دیگو پیجر رو برای من سر کارش گذاشت

‫- کجا؟ ‫- بهش میگن کلوب یخ

‫قبلا اسمش این بوده، پالاتزو. نمی‌دونم

‫گاهی اونجا مشروب سرو می‌کنه

‫این یارو، دیگو، چرا باید بهت اعتماد کنه؟

‫گمونم چون دوستیم

‫شما فکر نمی‌کنین خیلی دیروقته؟

‫چه زود و چه دیر. کار رو قبول کردی، قول دادی

‫باید تمومش کنی

‫باشه

‫اونو می‌بینین؟

‫شما دو تا چند وقته با هم کار می‌کنین؟

‫- خیلی وقته. ‫- زمانش از دستم در رفته

‫واقعا؟

‫خب، آره، مشخصه

‫- جدی میگی؟ ‫- آره، آره

‫آره، واقعا لباس‌هاتون مثل همه...

‫مثل هم حرف می‌زنین

‫واقعا انگار یک روح در دو بدن هستین

‫هی، همه چی بعد از اینکه ‫جنس رو تحویل بدم درست میشه، نه؟

‫آخه چون هفته آینده یه ‫امتحان خیلی مهم دارم

‫واقعا دلم نمی‌خواد بهش گند بزنم

‫نیازی نیست نگرانش باشی

‫دو ثانیه دیگه میام

‫- چقدر بامزه‌ای ‫- چی؟ نه، نه. فرار نمی‌کنم

‫- خب، در این مورد... ‫- نه، جدی میگم. می‌تونم برم تو

‫پیجر رو میارم. چیزی نمیشه

‫باشه؟ قول میدم. چیه؟

‫اون...

‫کروات

‫چرا اینطوری بهم نگاه می‌کنین؟

‫اون کار توی گوانوس رو کردی، نه؟

‫نه. چرا اینو میگی؟

‫گفتم چرا بهم زنگ نزد. ‫و وقتی شنیدم...

‫- چه گندی بالا اومده... ‫- نه، گندی در کار نبود

‫پس واقعا گوانوس رو انجام دادی؟

‫چه خبر شده؟

‫ولی مطمئن نیستم چی سر جسد اومد

‫از انفجار توی انبار مدارک ‫توی برانکس خبر داری؟

‫شوخی می‌کنی. کار تو بود؟

‫آره

‫توی اکتبر اتفاق افتاد

‫- توی خونه جون داشتی خوب می‌شدی ‫- آره

‫لعنتی. امشب سعی کرد بهم هشدار بده

‫گفت یه سری آدم بیرون هستن که ‫اگه ما رو ببینن...

‫باید پیجر رو گیر بیاریم. ‫چرا نمیشه بریم تو و پیجر رو برداریم؟

‫- چون نمی‌تونیم. ‫- چرا نه؟

‫به خاطر مواده؟ ‫ممکنه آدم‌ها رو بگردن؟

‫چون یکی از شما می‌تونه همینجا ‫با مواد صبر کنه

‫- اونو با این همه مواد تنها نمیذارم ‫- منم اونو تنها نمیذارم

‫به همکار خودت اعتماد نداری؟

‫کجاست؟

‫- چی؟ ‫- پیجر

‫توی...

‫نه. نمیگم

‫اینقدر بازی درنیار، بچه

‫- پیجر کجاست؟ ‫- بهم بگید چه خبره

‫- نه. پیجر کجاست؟ ‫- چرا نمی‌تونین بهم بگید؟

‫- نمی‌تونیم. ‫- چرا؟

‫- چون نمی‌تونیم. ‫- چرا؟

‫- چون ما... ‫- چون ما همکار نیستیم

‫چی؟

‫در زمینه کاری ما انتظار میره احتیاط کنیم

‫یه جور رهبانیت داشته باشیم

‫حداقل من اینطوری یادش گرفتم

‫منم

‫وقتی یکی رو اجیر می‌کنی ‫تا کار ما رو انجام بده...

‫یکی رو می‌خوای که تنها کار کنه

‫ارتباطی نداشته باشه. ‫هیچ وفاداری متضادی نداشته باشه

‫تنها راهی که میشه بهت اعتماد کرد ‫اینه که به هیچکس اعتماد نکنی

‫ولی توی ساختمون اونجا یه مرد...

‫خیلی ترسناک و خیلی خشن هست که معلوم شد ‫در گذشته هر دو براش کار کردیم

‫- و اگه ما رو با هم ببینه... ‫- حتی اگه شک کنه...

‫فهمیدم اون چی می‌دونسته...

‫و منم فهمیدم اون چی می‌دونسته

‫اونوقت بدون هیچ تردیدی ‫دستور میده ما رو فوری بکشن

‫یا خودش ما رو می‌کشه

‫پس همکار مخفی هستین؟

‫- همکار مخفی نیستیم ‫- همکار نیستیم. یا خدا

‫باشه. اینطوری پیش میریم

‫مواد رو پیش خودمون نگه می‌داریم

‫و همه میریم تو

‫هیچکس از جلوی چشم بقیه دور نمیشه

‫و اون پیجر کوفتی رو برمی‌داری

‫به درگاه مسیح دعا می‌کنم که دیمیتری ‫تو و منو با هم نبینه

‫احمقانه‌ترین و خطرناکترین نقشه

‫واقعا همکار نیستین؟

‫نردبون خیلی سرده

‫چی؟

‫نردبون خیلی سرده

‫خفه شو

‫با دیگو دوستم و یه ‫چیزی برام گذاشته

‫- چی؟ ‫- یه پیجر گذاشته

‫دیگه، برام یه پیجر گذاشته. ‫یه پیجر سبزه

‫- گرفتم چی میگی، پسر. ‫- باشه. ممنونم

‫نه، نه، نه. پیجره. همونجاست

‫میشه...

‫پشت پیشخون چی کار می‌کنی؟

‫- کاری نمی‌کردم. ‫- پشت پیشخون چی کار می‌کنی؟

‫داشتم با اون یارو حرف می‌زدم. نه

‫باشه باشه

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی!

‫هی!

‫هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫هی، هی، هی!

‫نه پسرها، نه! همه آروم باشید!

‫اینجا چه خبره، دیمیتری؟

‫- این عوضی کیه؟ ‫- تو کدوم خری هستی؟

‫پسرها، پسرها، چیزی نیست

‫همگی آروم باشید. اونا رو بدید به من

‫اسلحه‌ها فقط برای مهمونی ازدواجن

‫ببخشید، عزیزم. لطفا...

‫درستش می‌کنم

‫همگی آروم باشن

‫اونا دوستن

‫آره

‫هر دوی شما بیاین

‫بیاین

‫لطفا موسیقی پخش کن

‫هی

‫میاین عروسی دخترم و ‫روی هم اسلحه می‌کشین، ها؟

‫اومدم ادای احترام کنم

‫صبر کن، دیمیتری. این عوضی رو می‌شناسی؟

‫باور بکنی یا نه، شما دو تا خدمات ‫مشابهی رو ارائه میدین

‫با کمال احترام، دیمیتری، خیلی شک دارم

‫و اگه دوباره تو رو ببینم، آشغال...

‫هی!

‫بریم!

‫باشه، باشه، باشه

‫هی، ولش کن. بمون. یه نوشیدنی بخور

‫- باید به کارم برسم. ‫- که اینطور

‫حرفه‌ای

‫گرگ تنها

‫ببخشید که مزاحم شدم

‫به خاطر عروسی دخترت تبریک میگم

‫عزیزم

‫هی، عزیزم

‫بیا اینجا. هی

‫رفقا...

‫هی!

‫می‌بینی؟

‫بهت گفتم قرار نیست فرار کنم

‫بازم از آدرس خبری نیست

‫هنوزم کمی وقت داریم

‫منم می‌خوام کار رو تموم کنم

‫زود باش

‫میشه وقتی می‌جوی دهنتو ببندی؟

‫باشه

‫هی، چطور اصلا چنین کاری ‫رو شروع می‌کنین؟

‫همین کاری که انجام میدین رو

‫به نظرت چی کار می‌کنیم؟

‫خب، یه چیزایی رو درست می‌کنین، نه؟

‫اگه یه گندی بالا اومده باشه یا اگه یکی...

‫گند بزنه، شما درستش می‌کنین، نه؟

‫کم و بیش

‫خب، ممنونم

‫چقدر بد شد نمی‌تونین با هم کار کنین

‫کاری که می‌کنین حتما خیلی ‫حس تنهایی بهتون میده

‫میرم دستشویی

‫خب، لاگرانژ یه خبرچین پیش دیمیتری داره، ‫یا دیگو داره برای هر دو طرف بازی می‌کنه

‫- هنوزم به این نظریه توطئه فکر می‌کنی؟ ‫- داستان مرگ مامان دیگو مزخرف بود

‫برای این بچه پاپوش دوختن. ولی چرا؟ ‫و لاگرانژ اون محموله رو از کجا اورده؟

‫چه اهمیتی داره؟

‫- کنجکاو نیستی؟ ‫- تغییری در کار ایجاد نمی‌کنه

‫پس کنجکاو نیستی؟

‫اطلاعات ارزشمندی میشه

‫باید یه راهی براش پیدا کنیم. ‫هر دو که همه چیزو نمی‌دونیم

‫باشه. پس یکی از ما میره محل تحویل جنس

‫بعدش متوجه میشیم قضیه از چه قراره

‫اگه آدرس رو گیر بیاریم

‫اگه آدرس رو گیر بیاریم، ‫یکی از ما میره به محل

‫نه

‫اون باید بره

‫چی؟ نه، نه، نه

‫ممکنه فرار کنه. ممکن حرف بزنه. ‫اون بچه هیچ چیزش ثابت نیست

‫اون باید این کار رو بکنه

‫متوجه نمیشم

‫گاهی کار خود به خود حل میشه

‫پس بچه میره تو و تیر می‌خوره؟

‫چون تو نمی‌خوای انجامش بدی؟

‫کاری که مجبور نباشم رو انجام نمیدم. ‫به خصوص نه اون کار رو

‫یا جراتت رو از دست دادی

‫خب، این بچه نیاد خونه ‫یه سری میان دنبالش

‫اینطوری، پیداش می‌کنن

‫نه، نه. متوجهم

‫می‌تونی زنده بذاریش

‫بیا فرض کنیم در اشتباهی

‫بچه بره تو و زنده بیاد بیرون

‫- بعدش... ‫- بعدش...

‫می‌دونی چرا در یه جوخه اعدام ‫چندین تیرانداز میذارن؟

‫می‌دونم

‫پس...

‫- نمی‌پرسم. به کمکت نیازی ندارم ‫- می‌دونم...

‫پیشنهاد میدم

‫چرا؟ تا بگم برتری‌م رو از دست دادم؟

‫به کی؟

‫فقط میگم که من...

‫می‌دونم چه حسی داره و چطوریه

‫پس شاید اینطوری...

‫یه ذره کمتر...

‫آره

‫می‌شناسیش؟

‫صداش در اومد؟

‫خدا رو شکر

‫خدای من. فکر کردم مُردیم

‫خدای من. مرسی. ممنونم

‫ممنونم، ممنونم، ممنونم

‫حالا چی؟

‫حالا تو میری تو

‫شما نمیاین؟

‫تو کار رو قبول کردی. ‫حالا باید تمومش کنی

‫درسته

‫منتظرم می‌مونین؟

‫باشه

‫برمی‌گردم

‫می‌تونه مراقب خودش باشه

‫به جهنم

‫- اون... ‫- آلبانیایی‌ها

‫لعنتی!

‫لعنتی!

‫برو، برو، برو!

‫شما گرگ نیستین! رفیق هستین!

‫سه، دو...

‫همه مُردن؟

‫خدای من. یا عیسی مسیح. چه مرگته؟

‫چی شد؟

‫پس، میرم تا انباری و ‫پیش خودم فکر می‌کنم...

‫واقعا خیلی ترسناکه

‫ولی فکر می‌کردم بتونم ‫انجامش بدم، چون شما...

‫بهم اعتماد به نفس دادین و ‫فکر کردم بتونم از پسش بربیام

‫خدای من. وایستا، وایستا. مهم نیست

‫لعنتی. حالا چی؟

‫کار رو تموم کن

‫چی؟

‫اومدی اینجا مواد رو تحویل بدی. ‫تحویل بده

‫چطوری باید... ‫همینطوری یه جا بذارمشون؟

‫چه داستانی می‌خوای بگی؟

‫مطمئنم این یارو که اینجاست ‫رییس اینا بود...

‫پس شاید این یکی رو داشته

‫می‌دونم. آره

‫و بیاین فرض کنیم این یارو...

‫سعی داشته فرار کنه. اصلا ‫نمی‌خواسته اینجا باشه

‫به نظر واقعی‌تره

‫بریم. نمی‌خوای وقتی آفتاب میاد ‫بالا اینجا باشی

‫میشه با ماشین منو برسونین خونه؟

‫با مترو برو

‫لطفا

‫همه با مترو میریم

‫روی ژاکتت خون ریخته

‫لعنتی

‫برام مهم نبود

‫قراره چی به بابام بگیم؟

‫که امشب هیچ اتفاق غیرعادی نیافتاد...

‫و اگه هر کدوم شما ‫حرف متفاوتی بزنین...

‫سکه میندازیم تا ببینیم ‫کی باید تو رو بکشه...

‫و کی باید باباتو بکشه

‫از آشنایی با شما خوشحال شدم

‫هیچوقت ما رو ندیدی

‫درسته

‫هی، بابا. اینا باید یه چیزی بهت بگن

‫خب، فرانک توی یه فیلم بازی می‌کرد ‫به اسم نامزد مانچوری

‫به اینکه در یه برداشت بازی می‌کرد مشهور بود

‫و کارگردان میگه، عالی بود. ‫بیاین یه بار دیگه بگیریم

‫فرانک میگه، میگم چی کار کنیم...

‫اگه اینقدر بی‌نقصه، چرا دو ‫بار چاپش نمی‌کنی؟

‫غلیظ دوست داری؟

‫غلیظ خوبه

‫آره

‫هی. برگرد. زود باش

‫کوچولو. زود باش

‫خب، جریان چیه؟

‫می‌خوای صبحونه بخوری؟

‫یه جایی رو می‌شناسم

‫برایتون بیچ، اونطرف جایی که داشتن...

‫دقیقا. عاشق اونجام

‫راستی اجرای خیلی ترسناکی بود

‫کاری که با انبر کردم رو دوست داشتی؟

‫شاید حتی بدزدمش

‫پنکیک دوست داری؟

‫عاشق پنکیکم

‫آره

‫بزن بریم. ممنونم

‫- یه ردیاب. ‫- توی مواد کوفتی

‫باید فوری می‌فهمیدم

‫پس لاگرانژ اصلا ‫مواد رو دزدید یا...

‫من...

‫پس حالا برات مهم نیست ‫کی محموله رو دزدیده؟

‫تا وقتی که صدای بچه درنیاد ‫فکر نکنم اهمیتی داشته باشه

‫متوجه هستی که یکی ‫از ما احتمالا، در نهایت...

‫آره. احتمالا. از اون پل رد میشه...

‫اگه بشه کشتش

‫آره، خب...

‫عوضی خوش‌شانس

‫خب، عجب شبی بود

‫آره

‫آره

‫باشه پس

‫چی بهت گفت که راضی شدی ‫باهام کار کنی؟

‫چی گفتش؟ این همه نفوذ داشت

‫گفتش هیچ چاره‌ای ندارم

‫باشه

‫کاری رو قبول می‌کنی و قول میدی ‫و این قول نشون میده چقدر مردی

‫کی بهت زنگ زد؟

‫چی؟

‫توی ماشین به سمت خونه جون

‫- کی بهت زنگ زد؟ ‫- کی به تو زنگ زد؟

‫آدم تو بود

‫آدم من؟

‫همونی که پم شماره‌تو ازش گرفت. آدمت

‫- پس، حتما پم باهاش تماس گرفته ‫- پس چرا به من زنگ زده؟

‫کی...

‫یعنی میگی شماره تو رو گیر اورده...

‫نه

‫آره

‫یه آدم داریم؟

‫هر دو یه آدم داریم

‫ولی چرا باید اهمیت بده؟ ‫یه تمیزکاری ساده‌س

‫- اهمیت نمیده. مگه اینکه... ‫- مگه اینکه از مواد خبر داشته

‫بچه می‌میره، نمی‌تونه مواد رو ‫تحویل بده و بهمون زنگ می‌زنه

‫- یکی به یکی، ولی کسی جواب نمیده. ‫- پس یکی دیگه رو فرستاده

‫- محله چینی‌ها ‫- می‌بینه بچه زنده‌س

‫- سخته نبینیش. به نقشه اصلی برمی‌گرده. ‫- فقط اینکه...

‫- به سمت دیمیتری میریم... ‫- که ما رو می‌کشت، به جز اینکه...

‫دیمیتری رو گول نزدیم. بهش خبر داده بودن

‫محافظش نکته رو نگرفته بود

‫آلبانیایی‌ها حرکتی نمی‌کنن چون...

‫- ردیاب حتی روشن نشده ‫- تا وقتی که پیجر روشن میشه

‫- همه‌ش یه جور صحنه‌سازی بوده ‫- انگار لاگرانژ...

‫سعی داره مواد دزدی رو جابه‌جا کنه

‫و آلبانیایی‌ها با لاگرانژ وارد جنگ میشن...

‫- رقابتی در کار نیست ‫- شهر تعطیل میشه

‫- آدم‌ها دستگیر میشن. ‫- دادستانی رو می‌شناسم که سختگیره

‫- دزد اصلی که میاد تمیز کاری کنه ‫- که می‌تونه پول مواد رو تمیز کنه

‫چیزهای بزرگی توی راهه

‫تعجبی نداره می‌خواستن ‫توی اتاق دوربین باشه

‫می‌خواسته هر کی می‌شناختیم رو بشناسه

‫ولی این بچه کمین رو به یه ‫میدون جنگ تبدیل می‌کنه

‫قرار بوده ما همه چیزو گردن بگیریم. ‫فکر نمی‌کرده بچه رو بفرستیم جلو

‫حساب خودمون داشته رسیده می‌شده

‫- نمیذاره زنده از اینجا خارج بشیم ‫- نه

‫واقعا بی‌گدار به آب نمی‌زنن، مگه نه؟

‫نه

‫می‌دونی، اصلا متوجه اسمت نشدم

‫بهت بگم، جون سالم به در ببریم...

‫قبوله

‫حاضری؟

‫آره

‫- آره ‫- آره

‫- آره ‫- آره! آره!

‫گرفتمت

‫لعنتی

‫«مترجمان: داوود آجرلو و علیرضا نورزاده» ‫::. Highbury & MrLightborn11 .::

‫دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین ‫.:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.