All language subtitles for The.Front.Room.2024.WEB.Fa (1)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

رحم، تبدیل به گنجانه و سپس تبدیل به جامی شد

که سرشار از خون مسیح بود

در طول تاریخ الهه

می‌بینیم که نمادهاش تبدیل به اشیایی برای تعلق به ما می‌شه

مثلا یونانی‌ها سرِ مدوسا رو بریدن

و برای محافظت، اون رو بر روی سپرِ آتنا قرار دادن

حتی صندلی‌هایی که روشون می‌شینیم

کسی می‌دونه نماد کیه؟

الهه‌؟ - بله -

اسم ایزیس، به معنای تخته

آیا این یک امر عجیبه

که به صندلی‌ها جنبه انسانی می‌دیم و براشون دسته، پایه و تکیه‌گاه می‌سازیم؟

[ فرانک استوارت - رئیس دپارتمان ]

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

توی اتاقشه، ماری؟ - نه -

.فرانک یه ساعت دیگه میاد ولی می‌تونی براش نامه بذاری

به‌خاطر برنامه‌زمانی اومدی، بلیندا؟

آره

،خارج شدن اوضاع از کنترل بایستی حس خیلی بدی داشته باشه

حس بدی ندارم - خب خوبه -

چون مسئله اصلا شخصی نیست

...فقط

فرانک بهش چی می‌گفت؟ - آره -

خب، لطفا بهش بگو که باید درباره

برنامه‌زمانی باهاش صحبت کنم

تسلیم شدن و وا دادنِ امثال تو رو دیدم

ولی تو خیلی‌خیلی خوب و ارزشمندی

بخش انسان‌شناسی

بدون اساتید حق التدریسی از هم می‌پاشه

ولی من دیگه حق التدریسی نیستم

خیلی انسان سخت‌کوش و باهوشی هستی

« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::

سلام. شرمنده که دیر کردم

عزیزم؟

سلام

.الان بالا میارم، نورمن معده‌م داره دیوونه‌م می‌کنه

.اوضاع مرتبه باشه؟ نگران نباش

اگر دکتر ضربانش رو تشخیص نده، چی؟

هی، من عاشقتم

چیزی نیست

دخترت سالمِ سالمه، بلیندا

ستون فقراتش صافه

یه کله‌ی قشنگ و گنده داره

پاهای کوچولوش رو می‌بینی؟

حالا می‌ریم سراغ قلبش

می‌شه بشنومش؟ - البته -

.حرف نداره ...می‌تونم همه

هیس

عزیزم؟

گفته بودی که مادرت روی این توی بغلش، نگه‌ت می‌داشته

آره خب

ولی تنهایی آوردیش اینجا؟

چرا باید همچین کاری کنم؟

هی

هی، چیزی نیست

چی شده؟

من قراره مادر بشم؟

آره

بچه رو که دیدی - ...آره، می‌دونم، ولی -

...این

دوتا از کلاس‌هام رو دادن به یک استاد تازه استخدام‌شده

عملاً دارم کارم رو از دست می‌دم

نمی‌تونن چنین کاری بکنن - چرا، می‌تونن -

من استاد دائم نیستم

می‌دونستم همیشه به چشمِ یک استاد حق التدریسی به من نگاه می‌کنن

لعنتی

بعدش وقتی توی کلینیک بودیم

،به همه حسودی می‌کردم چون خیلی خوش‌حال بودن

من هم باید خوش‌حال باشم چون می‌دونم که بچه سالمه

ولی اوضاع خیلی به‌هم ریخته‌ست

اون از محل کار، این هم از خونه

چی کار کنیم، نورمن؟

ببخشید، صبر کن

این چه شماره‌ایه؟

هوم

الو؟

نورمن. نورمن جین، خودتی؟

شما؟

من مادرشم

وای خدا

یه سری چیزها درباره سولانج هست

که بهت نگفتم

نامادریت؟

از اون چیزی که فکر می‌کنی بدتره

...بچه که بودم، نمی‌ذاشت غذا بخورم

«تا اینکه بعد از خوندن «عیسی دوستم داره باورم می‌کرد

نمی‌دونم جریان چیه

.بابام داره می‌میره سرطان معده داره

...ازم می‌خواد برم ببینمش، ولی

نورمن، واقعا متاسفم

باید بریم پیشش - نه -

مجبوری، نه؟

نه، مجبور نیستم

زنیکه فکر می‌کنه که روح القدس

...درون وجودشه و

بهش قدرت می‌ده

اون رو نشونه و عجایبش می‌دونه

عجب

چرا بهم نگفته بودی؟

...چون

فکر می‌کردم می‌ترسی و از پیشم می‌ری

...و حقیقتش

...اصلا بعید می‌دونم که

با رابطه من و تو موافق باشه

...بی‌خیال، همچین آدمی نیست - جدی می‌گم. همچین آدمیه -

می‌دونی چیه؟

سولانج اهمیتی نداره

باید روی خودمون تمرکز کنیم

روی خانواده خودمون

بلیندا - نورمن -

حالت خوبه؟

به‌گمونم داشتم توی خواب راه می‌رفتم

اوه

پنجره رو هم باز کردی؟

این مال والاسه

روی فرش پیداش کردم

لابد موقع جابجایی وسایل اتاق بچه جاش گذاشتیم

آره

گواهی ولادت والاس مارشال اروین

این گواهی یادآور زندگی والاس مارشال اروین است که

در ۱۰/۳/۲۰۲۲ در سکوت از بلیندا و نورمن اروین متولد شد

می‌دونی کجاست، ماری؟

اوه. آخ

...فکرکنم پیش تازه استخدامی‌هاست و

داره اطراف رو نشون‌شون می‌ده...

ولی ما قرار ملاقات داشتیم

من دیگه از اینجا خسته شدم

وایسا، نمی‌تونی بری تو

استعفا می‌دم

نورمن

امروز خواستم یه قوطی رنگ بخرم

ولی کارتم موجودی نداشت

بدجوری آبروم رفت

چی شده؟ حالت خوبه؟

کشیشِ کلیسای خانواده‌م تماس گرفت

پدرم مُرده

[ کلیسای نور ]

عیسی بدو گفت

...هر که به من ایمان آورد - خوش اومدی -

اگر مرده باشد، زنده گردد

به این باور دارید؟

بله

مرگ، یک مکاشفه‌ست

...لارنس اروین، الان

از ما هم زنده‌تره

به همراه همسر عزیزش، سولانج

یک آموزگار

درمانگر

و دوست بود

...و

شاید یکی‌تون دنبال یک درس دیگه باشه

لارنس ازم خواسته بود

که آیه موردعلاقه‌ش رو بخونم

یک جسد هست و یک روح که فوق همه

و در میان همه و در همه شما است

نورمن

کشیش لوئیس

با همسرم بلیندا آشنا شو

بلیندا، سلام

اوه

به جفت‌تون تسلیت می‌گم

بابت مراسم ممنون

نورمن، وایسا

مادرت سولانج، ازم خواست که ببرم‌تون پیشش

نامادریم - درسته -

دو دلیت رو درک می‌کنم

جدی می‌گم

همه‌مون به اندازه اون معتقد نیستیم

ولی نورمن، اون عوض شده

اوه - آره -

بیا و ببین

جفت‌مون می‌دونیم که اگر پدرت زنده بود، برای چی دعا می‌کرد

می‌شه روبندم رو برداری

تا واضح‌تر ببینم‌تون

تو بایستی بلیندرِ نورمنم باشی

از آشنایی باهات خوش‌حالم، سولانج

نگفته بود حامله‌ای

بعد کشیش می‌گه که

دوران معجزه تموم شده

...سولانج

ساکت بینم

دختره؟

اوه

خدا رو شکر

از کجا فهمیدی؟

حقیقت، توسط روح القدس شعله‌ور شده

شایسته محبت هستم؟

صحبت‌های خانوادگیِ زیادی داریم

...من... ما

بلیندا باید استراحت کنه

این مهربونی رو بهم مدیون نیستی؟

روند تغییرت برات عجیب نیست؟

بعضی وقت‌ها حس می‌کنم بدنِ اونه، نه من

تو گنجانه‌ای هستی که این بچه رو حمل می‌کنه

و عیسی رو شکر که درستش می‌کنه

این دوتا هیچ‌وقت نمی‌تونن درکش کنن

تغییر، ماهیتِ زنه

خب، نورمن که شوهر فوق العاده‌ایه

درست مثلِ پدر خدابیامرزش

ولی مردان، بچه‌هایی هستن که باید آموزش داده بشن

به‌خصوص اونایی که سن‌شون ازمون کم‌تره

اقرار می‌کنم

که آخرین تغییرم، مطلوب نبود

یائسگی

توقفی توش نیست [ بازی با کلمات ]

حتی ابلیس هم نمی‌تونه بدنِ آدم رو این‌قدر داغ کنه

خیلی‌خب، بسه

چطوره؟ به وکیلم سپردم که وصیت‌نامه رو بنویسه

البته که وکیله نمی‌تونه

به خوبیِ پسرم بنویستش

سولانج، من وکیل تسخیری‌ام

تو کار حصر وراثت نیستم

.به نیازمندان کمک می‌کنه خوب تربیتش کردم

می‌خوای همه‌چیز رو بهمون بدی؟

تا سنت آخرش

،خونه رو هم فروختم پس اون هم اضافه کن

...خب

خودت می‌خوای کجا زندگی کنی؟

خب، دکتر گفته که نباید تنها زندگی کنم

نورمن، درخواست آخر پدرت این بود که

در این تصمیم‌گیری، کمک کنم

ازت خواسته که مادرت رو به خونه‌ت ببری

پس... چی؟ - متوجه نیستی؟ -

حاضرم هرچی پول دارم

بهت بدم

...ثروتِ هنگـ

در ازاش ازت می‌خوام من رو به خونه‌ت ببری

تا این روزهای آخر زندگیم

در این دنیای از دست رفته رو با خانواده‌م بگذرونم

لعنتی

ببین، حق با سولانجه

نمی‌تونیم توی گذشته زندگی کنیم

...برای من، خیلی مادر بدی

نامادری بدی بود

پای تلویزیون

فقط می‌ذاشت یک نوارِ وجی‌تیلز رو تماشا کنم

چون نیک جونیور، لامذهب بود

وجی‌تیلز؟ قطعاً مال دوران من نبوده

ولی ببین، نورمن بالغ الان به کمک‌مون نیاز داره

.آره، نه نمی‌دونم

ببین، من پولِ یه قوطی رنگ هم نداشتم

فقط می‌دونم که اگر بیاد خونه‌مون

تبدیلش می‌کنه به کلیسا

ما هم می‌شیم مریدانش

می‌شیم حواریونِ کوچولوش

نه، بهش کمک می‌کنیم

اینکه برامون سودآور هم باشه خوب نیست؟

با اون پول، می‌تونیم پولِ خونه رو کامل بدیم

تمام وجودم بهم می‌گه که فرار کنم

برم و فراموشش کنم

.پس کاری که اون کرد رو بکن عوض شو

مسئله فقط ما نیستیم

واسه بلند کردن، از پاهات استفاده کن

دارم می‌کنم - به راننده، انعام دادی؟ -

اوه، خدا

آره

اوه، خدا

خیلی خونه قدیمی‌ایه

...خب

به خونه خوش اومدی، سولانج

ممنون - چه حسی داری؟ -

خسته‌م

.بیا ببرمت به اتاقت از این‌طرف

بیا - اوه، کجا می‌ریم؟ -

اوه، طبقه بالا، اتاقِ رو به روی خودمون رو

.برات انتخاب کردیم شاید چیزی نیازت بشه

نمی‌تونم از پله‌ها برم بالا

دکتر گفته آرتروز دارم

برات آماده‌ش کردیم خب

.مهم نیست نمی‌تونم برم بالا

خب، چی توی این اتاقه؟

...اوه، این

اتاق بچه‌مونه

آره، اتاق بچه‌ست

نا امن نیست که اتاق بچه رو گذاشتید طبقه پایین؟

...خب، من - نه -

...بلیندا

بلیندا واسه این اتاق خیلی زحمت کشیده

آه، نورمن

بیا یه لحظه درباره‌ش صحبت کنیم

فکر می‌کردم می‌خوایم که اتاق بچه

از اتاق والاس دور باشه

فکر می‌کردم واسه همین اتاق جلویی رو برای بچه انتخاب کردیم

می‌خواستم و می‌خوام

ولی داره درست می‌گه

خطرناک نیست که بچه رو طبقه پایین نگه داریم؟

...مادر فلج بی‌چاره‌شون براشون

وای خدا، سولانج، لطفا

دیدی من رو چی صدا زد؟

هیچ‌وقت مادر صدام نمی‌کنه

بهت حس خیلی بدی نمی‌ده

ببین، بیا انجامش بدیم بره

نمی‌خوام صحبت‌هامون

درباره والاس رو بشنوه یا سوال بپرسه

هیچ‌وقت خوشش نمی‌اومد که کارهای خونه رو بکنه

هوم

،وقتی من و لارنس، خونه‌مون رو تکمیل کردیم یه چیزی رو فهمیدیم

،جنس ارزون بخری باید باز هم بخری

خیلی‌خب

یا خدا

این تویی، سولانج؟

باورش سخته، نه؟

مدل بودی؟ - بازیگر هم بودم -

اقلا خودم رو بازیگر می‌دونستم

...شرمی از اینکه بگم

...از اینکه بگم

خوشگل بودم، ندارم

می‌دونستم

بدبختی اینجاست که عکاسه هم می‌دونست

و چیزی که همه مردها می‌دونستن رو هم می‌دونست

هوم

به سرعت، جاه‌طلبیم رو کور کرد

خب پس چرا نگه‌ش داشتی؟

بهم می‌خوره از اون زن‌هایی باشم

که از گذشته‌شون فرار کنن؟

هوم

اینا کی هستن؟ - مال محل کارمن -

وسطی می‌تونه اینانا باشه

ولی کسی نمی‌دونه

مگه نورمن نگفت که اخراجت کردن؟

نه، خودم استعفا دادم

تصمیم خودم بود - ...خب -

من سر و کارم با روحه، بلیندر

...و انجیل می‌گه

ما خانه‌ای هستیم که روح در اون زندگی می‌کنه

می‌دونم چطور درستش کنم

تموم شد

شبیه اتاق بچه می‌مونه

خب، آره

هنوز باید چندتا وسیله رو جابجا کنیم

،ولی تختت اونجاست آماده‌ش کردم

می‌بینم که صندلیه رو نگه داشتی

مال مادرم بود

مال تو نیست

ولی توی اتاق منه، نورمن جین

هوم

نظرت چیه براتون

مبلمان و اثاثیه جدید بخرم؟

...خب، سولانج

اگر قراره بچه به این خونه بیاد

بایستی اثاثیه مناسبی داشته باشه

کل خونه؟

مطمئنم خیلی نمی‌تونی در برابر پیشنهادم، مقاومت کنی

نورمن جین

چیه؟ - کی دعا می‌کنه؟ -

فکر می‌کردم درست تربیتت کردم

سولانج، ما اینجا از این کارها نمی‌کنیم

نه. طوری نیست، نورمن

باید به دین همه احترام بذاریم

اوه، من

...خیلی‌خب، آم

...خب

خیلی خوبه که می‌تونیم به عنوان یه خانواده، کنار هم باشیم

و به‌شدت بابت اینکه فرزندم قراره توی این خونه

مادربزرگ داشته باشه، شکرگزارم

به نام مسیح، آمین

ممنون. واقعا دوستت دارم

ژامبونش چطوره؟

نورمن گفت که خیلی دوستش داری

شوره

چرا همچین حرفی می‌زنی؟ - حقیقت داره دیگه -

صرفا چون حقیقت داره دلیل نمی‌شه بگیش

وایسا، واقعا شوره؟ - من اهل دروغ نیستم -

یه خرده - دیدی؟ -

خداوند از دروغگویان نفرت داره، نورمن جین

متوجه شدم که اسم نوه‌م رو نمی‌دونم

می‌خوایم اسمش رو بذاریم فرن

فرن؟

مگه داری گیاه رشد می‌دی؟

نه

قبلا والدین درک می‌کردن که اسامی، باید قدرت داشته باشن

یه اسم خانوادگی چطوره؟

خب، اسم مادرم گرترود بود

گرترود؟

فکر می‌کردم شماها

اسامی جالب‌تری دارین

یعنی چی؟

قصد توهین نداشتم

...نه، می‌خوام بدونم که

اسم جالب‌تر چیه؟

اسم پدرت چی بود؟

والتر. ولی زیاد نشناختمش

هوم، به این می‌گیم یک خانواده از هم پاشیده

سولانج، می‌شه بس کنی لطفا؟

فرهنگی بودن

پدرم ول‌مون نکرد

بعد از اینکه به‌دنیا اومدم مُرد

که این‌طور

ممنون که تفهیم کردی

و عذر می‌خوام اگر توهینی کردم

ولی همچنان مصمم هستم

که برای اون بچه

یک اسم مناسب انتخاب کنم

والتر

والی، والی، والی

والی، والی، والی

والاس

والاس، نه

این چه اسمیه که داره به ذهنم می‌رسه. وای عیسی

لارنس

!خدایا، شکرت همینه

باید اسم پدربزرگش رو بذاری روش

عجب ادای احترامی بشه، نورمن جین

البته باید اسمش رو دخترونه کنیم

...چطوره اسمش رو بذاریم

لاری اروینِ کوچولو

نظرت چیه، بلیندر؟

لاری - آه، آره -

والاس

عیسی، کمکم کن، والاس

عزیزم، چرا بیداری؟

...فکر می‌کردم

فکر می‌کردم دارم خواب می‌بینم

خب، برگرد

برگرد توی تخت

سولانج، قضیه‌ی والاس رو از کجا فهمید؟

عزیزم، کسی چه می‌دونه؟

صرفا نذار بره رو مخت

♪ کنار مادرم ♪

♪ زانو بزن، پسرم ♪

سولانج

سولانج

سولانج؟

سولانج

،دعایی که مختل بشه مستجاب نمی‌شه

کمکم کن بلند بشم

...فکر می‌کردم - هنوز نمردم -

نشانه‌ها و عجایبم بود

از روح خواستم بیاد و بهم غلبه کرد

اختیارِ بدنم، دست خودم نبود

،قبل از اینکه اون بچه درت شکل بگیره یه اتفاقی اون تو افتاده، نه؟

داری یه سری چیزها می‌بینی، نه؟

تموم‌بشو نیست

باهام دعا کن

هوم. هوم

مهم نیست

بهم گفت چی کار کنم

چی کار؟

این خونه، به یک مادر نیاز داره

♪ به حق، پایبند باش ♪

♪ به حق، پایبند باش ♪

♪ هرکجا که رفتی، به حق، پایبند باش ♪

♪ ...اوه، رها کن ♪

به‌نظرت سولانج در رابطه با اسم بچه، درست می‌گه؟

نورمن؟

نورمن؟

.عزیزم، صدات رو نمی‌شنوم دارم کار می‌کنم

،نه، عزیزم. لطفا، لطفا دارم کار می‌کنم

می‌خوام درباره بچه‌مون باهات صحبت کنم

باشه، ولی ممکنه که کار به محاکمه بکشه

کلی چرت و پرت هست که باید بخونم

کم کم از اسم لاری داره خوشم میاد

اوه، اوه، قدرتش داره افزایش پیدا می‌کنه

...خب، سولانج یه چیزهایی می‌دونه

ولی می‌ترسه

یعنی چی می‌ترسه؟

از پیر شدن می‌ترسه

امروز افتاده بود زمین و من کمکش کردم بلند بشه

خیلی‌خب، لاری خوبه

لطفا؟

دوستت دارم

سولانج، اوضاع مرتبه؟

نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

صرفا دارم انجیلم رو می‌خونم

ولی خب برعکسه

درست می‌گی

سولانج، اگر چیزی لازم داشتی

من همین‌جام، باشه؟ ...فقط

طوری نیست

...لطفا، فقط

اعتراف می‌کنم

همه‌ش دعا می‌کنم که از این مرض، خلاص بشم

ولی روح القدس، نمی‌تونه جلوی پیریم رو بگیره

...خب، اگر چیزی لازم داشتی

اوه بلیندر، دستت رو بذار

دستت رو بذار روم

...منظورم این بود

که من و نورمن می‌تونیم کمکت کنیم

اگر نورمن جین بفهمه

از خجالت آب می‌شم

می‌شه راز مادر دختری‌مون باشه؟

خیلی‌خب - اوه، خدا رو شکر -

خدا خیرت بده، دخترم

اوه

اوه

به نام عیسی، آمین

خب، روزتون چطور بود؟

فوق العاده

من و بلیندا، خیلی سریع داریم دوست می‌شیم

عالیه

به بویی نمیاد؟

...بوی

بوی کپک میاد

.سولانج، متاسفم ...باید

نورمن، یه مشکلی داریم

که به عنوان یک خانواده باید درباره‌ش صحبت کنیم

چه مشکلی؟

سولانج، چطوره خودت بهش بگی؟

نمی‌دونم چی بگم

بی اختیاری گرفته

تنها بی اختیاریِ اینجا خودشه

...مادر بی مادر

حق نداره باهات اینجوری صحبت کنه

عزیزم، داره اذیت می‌شه

،التماسم کرد بهت نگم ولی مجبور بودم بگم

.بدون تو از پسش برنمیام نگاه‌م کن

کمکم کنید

کمکم کنید، لطفا

کمکم کنید

سولانج - کمکم کنید -

ناسلامتی مادرته

،نامادریمه. و بلیندا، شرمنده نمی‌تونم

باید برم سرکار

.اوه، خداحافظ می‌خوای بچه‌بازی دربیاری

باید برم سرکار - خودم باید تمیزش کنم؟ -

کمک

وای خدا! افتضاحه

به موکل‌هام چی بگم؟

ببخشید دیر کرد»

«باید نامادریم رو تمیز می‌کردم

نمی‌تونم، بلیندا - ولی باید تمیزش کنیم -

بچه که نیست، باشه؟ بچه که نیست

بچه نیست - کمکم کنید -

.گ، ن، د گند

من گند زدم

.گ، ن، د گند

سولانج - من گند زدم -

سولانج

باید از تخت بیارمت پایین تا تمیزت کنم

خیلی‌خب

!نه، نورمن باهاش بپوشونش

می‌بریمت زیر دوش، سولانج

دوش نه

ولی تنها حمومی که داریم طبقه بالاست

دوش نه

تاحالا به عمرم، دوش نگرفتم

خیلی‌خب، ببریمش حمومِ طبقه بالا

ولی حمومه توی اتاق‌مونه - بلیندا، چه اهمیتی داره؟ -

بیا ببریمش

سولانج، یالا

.خیلی‌خب، یالا پاشو

کراواتم رو شاش برداشت

کیر توش

.کیر توش بلیندا، باید برم

می‌خوای اینجا تنهام بذاری؟

شرمنده. برات جبران می‌کنم

ببین، این غیرمنصفانه‌ست که تنها و با بچه توی شکمم

نامادریت رو تمیز کنم

می‌خوای دم از بی انصافی بزنی؟ این منم که می‌رم سرکار

بعد تو می‌خوای دم از بی انصافی بزنی؟

بس کن - یا شاید بهتر باشه استعفا بدم؟ -

آره. امروز استعفا می‌دم و می‌مونم و کمکت می‌کنم. چطوره؟

!کیر توش! کیر توش عزیزم

ببخشید، باشه؟ الان به‌هم ریخته‌م

می‌خواستم تا قطعی نشده بهت نگم

ولی جوزف قراره جام رو بگیره

جدیه

فقط باید این یارو رو راضی به توافق دعوی بکنم

خیلی‌خب، پس جدیه - جدیه -

خیلی‌خب، یه کاریش می‌کنم

این یکی خوبه؟ - آره -

خیلی‌خب، دوستت دارم

نورمن اروین

چرا این رو گذاشتی روی مجسمه‌م؟

به مادرت احترام بذار

بیا

می‌دونی این ماهی چه معنایی داره؟

تو می‌دونی؟

واسه شناساییِ مسیحیان به کار می‌رفت

نه، مسیحی‌ها دزدیدنش

نماد الهه بود

می‌بینی؟

ببین، داریم به‌ همدیگه آموزش می‌دیم

خیلی باهم فرق نداریم

منظورت چیه؟

جفت‌مون می‌دونیم چه حسی داره

توی دنیایی زندگی کنیم که برای ما ساخته نشده

دیگه نمی‌تونم مثل قبل عبادت کنم

اگر این شکنجه نیست پس چیه؟

نه، شکنجه یعنی اینکه کار درستی انجام بدی

اما اجازه نداشته باشی که هیچ‌جوره احساس امنیت بکنی

من شاگرد ممتاز بودم

همون شغل پدر و مادرم گیرم اومد

ولی به دلایلی، نمی‌تونم هیچی بخرم

تا اینکه سروکله نامادریِ مسیحیِ شوهرم پیدا بشه

چرا دست می‌زنی؟

چون می‌تونیم مثل مادر ان

و مادر مریم بشیم

.لطفا بلیندا چی می‌شه مگه؟

♪ به عقیده من، واسه هر قطره بارون ♪

♪ که می‌باره ♪

♪ یک گل رشد می‌کنه ♪

♪ ...به عقیده من ♪

بی‌حسی زده شد؟

انقباض‌گر، لطفا

آماده؟ نفس عمیق بکش

هله‌لویا

.وایسا عزیزم کمکت می‌کنم

خودم میارمش

این ماشینِ کیه؟ - چی؟ -

یه لحظه صبر کن

فــیــلـ ـمــکـ.ـیـــو رو تو گوگل سرچ کن

چه غلط‌ها؟

ایناهاش

به خونه خوش اومدی، عزیزم

هدایام رو دوست داشتی؟ - چه اتفاقی واسه خونه‌م افتاده؟ -

...این که - هیس -

اسمش چیه؟

تصمیم گرفتیم اسمش رو بذاریم لاری

اوه

بلیندا، درد داری؟

...هنوز - بیارشون پیشم -

...خوب نشـ...

...می‌دونستی که

بدنت، معبدِ روح القدسه؟

بدنت، مال تو نیست

نورمن کجاست؟

دست یک مرد نابینا رو گرفت و بردش خارج از شهر

بعدش دستش رو گذاشت روی مرد نابینا

و بیناییش برگشت

و مرد نابینا، واضح می‌دید

به نام عیسی

بس کنید

از خونه‌م برید بیرون

صرفا قصدمون کمک بود

از خونه‌م برید بیرون

نورمن؟ - بله -

نورمن؟ - نورمن جین -

خدا رو شکر که اومدی - ...نه، صرفا -

از هدایایی که سعی کردم

نشونش بدم، راضی نیست

سولانج، بهت که گفتم نباید سورپرایز باشه

ولی عزیزم، چیزهای خفنی بینشه

می‌دونی چی کارها می‌کردن؟

خب، سولانج پول مبله رو داد

وایسا ببینم، چیزی شده؟ - آره -

به زبان‌های دیگه صحبت

و من و لاری رو دستمالی می‌کردن

سولانج، این حقیقت داره؟ - نورمن جین -

قبول کرده بودی که در صورت خرید مبلمان

آره - حلقه کوچیکم... -

بتونه بیاد اینجا - ...نه -

چی؟

تو دعوت‌شون کردی؟ - نه، دعوت نکردم -

اوه اوه، به بلیندر نگفتی

اوه

می‌دونی چی باعث رابطه پایدار من و لارنس جونم شد

نورمن جین؟

صدات

سولانج

برو توی اتاقت - البته -

هرکس برنده شد بهم بگید

به سولانج گفتم که در ازای مبلمان و اثاثیه

می‌ذارم گروه دعاش رو بیاره اینجا و فکر می‌کردم خوشت میاد

شرمنده

چی باعث شد که فکر کنی این مبل صد سال پیش رو می‌خوام؟

این دیگه چیه؟

ظرف خاکستر پدرمه

وای خدا

مجسمه‌هام رو برداشته و جایگزین‌شون کرده

نمی‌خوام اونجا باشه

خب، خاکستر بابامه

،خب، اینجا خونه ماست نه اون

این رو بهش بگو

لاری، سینه‌م رو به دهن نمی‌گرفت

صندلی‌هام هم دوست نداری؟

...صرفا

فرق دارن

این رو از انبار آوردم

این همون میزیه که من و نورمن جین

،روش غذا می‌خوردیم دعا می‌کردیم و آواز می‌خوندیم

اون چی بود که دائم می‌خوندیمش؟

عیسی مرا دوست دارد - آره -

هیچ‌وقت درست یاد نگرفتیش، نه؟

خداوندا، دعا می‌کنیم که غذا بهمون قوت بده

خداوندا، ازت می‌خوایم که این خونه رو

از روح متعالت لبریز کنی

و خداوندا، بابت بازگشت مادر

به خانواده‌مون متشکریم

به نام عیسی، آمین

این سالاد ویژه‌امه؛ سالاد گل استکانی

این برگ شیرین، خواص داروییِ زیادی داره

اوه

توی مخارج زندگی کمک‌تون می‌کنم

براتون اثاثیه تهیه می‌کنم

براتون غذای موردعلاقه‌م رو درست کردم

بعد اینجوری با من رفتار می‌کنی؟

بی‌خیال، تو مادر من نیستی

ولی یک چیز رو برای خانواده‌مون می‌خوایم؟

من و تو مثل همیم

این‌قدر این رو نگو

این یک کشور مسیحی مذهبه

و خداوند، آدم رو به یک صورت آفریده

پاول می‌گه که بین یهودی

و غیریهودی، تفاوتی نیست

پس چی شد؟

چه اتفاقی برای امثال من می‌افته؟

آیا با نوه‌ت در این کشورِ

مسیحی‌مذهب، عادلانه برخورد می‌شه؟

اگر درست آموزش ببینه، آره - توسط کدوم آموزگاران؟ -

بر اساس کدوم کتاب درسی؟

نذار از اون کتاب‌هایی که

یانکی‌های خداناباورِ سکولاریست نوشتن بگم

دارم از کتب درسی‌ای حرف می‌زنم که مردان سفید پوستی نوشتن

که حامی تاریخ سفیدپوستانِ مسیحی استعمارگر هستن

و اونایی که بهشون تجاوز شد و به بردگی گرفته شدن رو نادیده می‌گیرن

از چی حرف می‌زنی؟

پدر من، اهل هائیتی بود

اونجا کشورداری بلد نیستن

!چی؟ پشم‌هام از دستِ این زن

بهت توهین کردم؟ - به من که توهین کردی -

کافی نیست؟ - نورمن، حق با تو بود -

تو دیگه چی می‌گی؟

...گفت که تو - بلیندا، بس کن -

گفته بود که رابطه ما رو تایید نمی‌کنی

چطور جرات می‌کنی همچین حرف ظالمانه‌ای بزنی؟

نورمنِ من، هیچ‌وقت چنین حرفی نمی‌زنه - زدم. باشه؟ زدم -

نه. تحملِ این یکی رو ندارم

داری پسرم رو علیه‌م می‌شوری

...نمی‌دونم چی باعث شده فکر کنی که

چون نژادپرستی

حق نداری من رو نژادپرست خطاب کنی

تو نمی‌دونی نژادپرستیِ واقعی چیه

می‌خوای بهم بفهمونی؟ - تو نمی‌دونی -

من می‌دونم، چون قبل از تو اینجا بودم و دیدم

کلن رو دیدم [ کو کِلاکس کِلَن ]

پسرعموم، گرند دراگون‌شون بود

دیدی، نورمن؟ منظورم همین بود

این عضو کلنه

عضو کلن کیریه، نورمن

تو هم یه یانکیِ پر فیس و افاده‌ای

.پر فیس و افاده به‌گمونم واقعا نژادپرستم

اوهوم

ها! نگاه‌م کن

با اسبم می‌رم که یه صلیب رو آتیش بزنم

،چرا اینجوری رفتار می‌کنی زنیکه‌ی نژادپرستِ بالغ

نگاه‌م کن

من یه بچه‌ی نژادپرستم

گو گو، گاگا

دادا، دادا

دادا، دادا ماما، ماما

ماما، ماما

ماما، ماما - ازم فاصله بگیر -

کمک - سولانج -

ولش کن

کمکم کن، بلیندر

وای خدا - کمکم کن، بلیندر -

اسمِ من بلینداست

بلیندا

...گ، ن

د

نگاه‌مون کن

می‌دونم چه حسی داری

تو هیچی از من نمی‌دونی

ولی تو من رو می‌شناسی

...آه

این میراثه

واسه من و نوه‌ت نیست

اوه، راست می‌گی

همونیه که گفتی

من یه نژادپرستم

واسه خودت گریه نکن

وای چقدر عاقلی، بلیندر

بلیندا

می‌تونی اون گواهی رو تیکه‌پاره کنی

ولی دستت رو باز کن

تو تنها کسی نیستی که گم گشته

می‌تونم به نام خدا گواهی بدم

چی کار می‌کنی؟ ولم کن

من یه دختر داشتم

مارگارت ان

بچه باهوشی بود

همیشه لبخند می‌زد

زود یاد گرفت که چطوری از گهواره‌ش فرار

و پنجره رو باز کنه

.شیاطین، سریع اومدن سراغم، بلیندا توی ذهنم می‌خزیدن

تا اینکه تاریکی شرمم رو از خودم دور کردم

و در روشناییِ پادشاهی معنویش قدم گذاشتم

هله‌لویا. مارگارت انم

در بهشت، لبخند می‌زنه و پرواز می‌کنه

پسر تو هم اونجا لبخند می‌زنه

پرواز می‌کنه

باهام صحبت می‌کنه

مامانی

شکمت رو ترمیم کرد، مامانی

می‌تونه بهت یاد بده که چطوری مامانیِ خوبی باشی

و مامانِ شرور درونت رو دور کنی

مامانی؟

مامانی؟

مامانی؟

مامانی؟

♪ کنار مادرت ♪

♪ زانو بزن، پسرم ♪

مامانی

مامانی

چیزی نیست، چیزی نیست

خیلی‌خب

کجای کارم اشتباه‌ست؟

خیلی‌خب، خیلی‌خب

شوخیت گرفته؟

خیلی‌خب - آره -

داره خونه رو تصرف می‌کنه

اثاثیه‌مون رو عوض و اسم بچه رو هم سولانج انتخاب کرد

نه، ما اسمش رو گذاشتیم لاری

می‌خواد من هم جایگزین کنه

این اینجا چی کار می‌کنه؟

باهاش قرار گذاشتم که ...اگر صلیب رو بردم

می‌تونم پاره‌ش کنم

ما اسمِ بچه رو انتخاب کردیم

کمکم کنید

کمکم کنید

نورمن

بلیندا

یکی کمکم کنه لطفا

گ، ن، د

گند زدم

گوش کن، باید برگردی خونه

برام مهم نیست چه بهانه‌ای برای موکل‌هات

یا دادگاه جور می‌کنی

دارم دیوونه می‌شم

گوش کن، فقط آروم باش، باشه؟

نورمن، الان کلی عن رو تمیز کردم

و سولانج نشسته بود بهم می‌خندید

وای خدا - نمی‌تونم امنیت لاری رو فراهم کنم -

صداش رو می‌شنوی؟

نه. جریان چیه؟

.تنهایی نمی‌تونم این کار رو بکنم ...نامادریت

الو؟

بلیندا؟

...بلیندا، ببین

نمی‌دونم جریان چیه

.ولی همین الان میام میام اونجا. الو؟

چی کارش کردی؟

عیسی، غسل تعمید داده شد

در بهشت باز شد و روحِ خدا رو دید

ازش فاصله بگیر - لاری، فرزند خداست -

لاری، دختر منه

من مادرشم

.نه، مادرش نیستی نه، مادرش نیستی

این جان بود که سرشار از

روح القدس شکم مادرش بود

می‌دونست که باید از خدا بترسه

ازش می‌ترسی؟

نه - پس از من بترس -

ترس‌ یهوه‌ آغاز علم‌ است‌

احمق‌هایی مثل تو خرد و راهنمایی رو رد می‌کنن

حتی نمی‌تونی درست حسابی به بچه‌ت شیر بدی. من می‌تونم

از خردم می‌مکه

همچون نورمن جین

و بقیه مردم خداترس

ازم دور شو

عمرا! من، تو رو فراخوندم، بلیندا

دستم رو به سمتت دراز کردم

...و سعی کردم آموزشت بدم، ولی

وقتی ترست، منجر به نابودی

و طوفانی بشه که هیچی جز ترس و رنج برات باقی نذاره

بهت می‌خندم

وقتی خدا رو صدا کنی

و اون هم بهت گوش نده

اونجا خواهم بود و می‌خندم

چرا که اون موقع، بالاخره

سرشار از خرد مادر خواهی شد

و همه‌مون می‌دونیم که مادر واقعی کیه

نه - آره، زود باش. من رو بزن -

آره، من رو بزن

بلیندا

نورمن، این دیوونه شده

جریان چیه؟

باید کمکم کنی، نورمن جین

می‌خواد بکشتم

چی؟ نورمن، دروغ می‌گه

بلیندا، صورتش رو نگاه

فکرکنم باید ببریمش بیمارستان

.پاشو، خیلی‌خب بیا اینجا

.چیزی نیست طوری نیست

بلیندا

بلیندا

بلیندا

.دارم اسمت رو فریاد می‌زنم صدای لاری رو نمی‌شنوی؟

می‌خوام از گریه کردن خسته بشه

سنش یه خرده واسه این متد کم نیست؟

سینه‌م رو به دهن نمی‌گیره

فکرکردی من می‌خوام صدای گریه‌هاش رو بشنوم

متاسفم

...نورمن

گفت که کتکش زدی

.کتکش نزدم دروغ می‌گه

به پرستارها گفت که عروسش

روانه بیمارستانش کرده

می‌دونی که دروغ می‌گه - حلش کردم -

نه، دهنم رو سرویس می‌کنه

تو بودی که گفتی بیاریمش اینجا

مگر اینکه نخوایم باهم صادق باشیم

تو هیچ‌وقت در رابطه با خانواده‌ت با من صادق نبودی

اول سولانج، حالا هم خواهرت

.خواهرت که مُرده مارگارت ان رو می‌گم

خواهرم که مُرده؟

آره، سولانج گفت که یه دختر داشته

عزیزم، از چی حرف می‌زنی؟

و فوت شده - اینا به‌خاطر هورمون‌های پس از زایمانه -

یا به خاطر والاسه - ...سعی نکن -

وای خدا

دکترها گفتن حالا که باید توی تخت استراحت کنه

باید پرستار بگیریم - پرستار؟ -

یا بذاریمش خانه سالمندانی چیزی

تنهایی ازش نگه داری نمی‌کنم

بلیندا، لطفا - نه -

چیزی نمونده که این شغله رو به دست بیارم

فقط یه‌کم دیگه بهم زمان بده

فقط اینجا پیش لاری باش

من اینجا پیش سولانجم، نورمن

لطفا

،اگر این قضیه حل بشه همه‌چیز عوض می‌شه

دیگه پوشکش می‌کنم

پوشک بزرگسال

سلام، بلیندا

سولانج ازم خواست بیام

خیلی‌خب

گفت اوضاع داره یه‌کم پرتنش می‌شه

هوم - حقیقت داره؟ -

صرفا نورمن، خیلی نمیاد خونه

و لاری هم فقط از شیشه شیر می‌خوره

که خب می‌گن عادیه

ولی حس می‌کنم مادر خیلی بدی‌ام

اسم دخترت رو گذاشتی لاری؟

به‌خاطر لارنس

سولانج پیشنهادش کرد

پس داره کمک می‌کنه - نه، خیلی شروره -

سولانج؟ - آره، سولانج -

ببین، می‌خواد همه‌کاره‌ی این خونه بشه

یه سری کارها می‌کنه

.روی مردم تسلط داره ...یعنی

تو همین‌جایی

این رو می‌بینی؟

روزی دو پاکت می‌کشیدم

می‌تونی حدس بزنی چی باعث شد ترک کنم؟

سولانج و لارنس دست‌شون رو گذاشتن روم

...و خب

مثل معجزه بود

پس تو هم مثل اون اعتقاد داری

من خودم رو یک انصراف‌گرا می‌دونم

ولی سولانج کمکم کرد

و همین‌طور آدامسِ نیکورت

...ولی می‌خوام بگم

در این دنیای از دست رفته

به هر کمکی که لازم باشه نیاز داریم

ارزش داره که بین کمک‌کننده‌ها تبعیض قائل بشیم؟

اون فکر می‌کنه که تنها مادره

می‌خواد مادر خوبی باشه

بهم گفت بدجوری دلش می‌خواد

نورمن بدونه که دوستش داره

چرند می‌گه

نمی‌شه فرض بر این بگیریم که راستش رو گفته؟

قسط خونه‌تون رو هم داد دیگه

این خودش ثابت نمی‌کنه؟

نه

نه

.خدا من رو ببخشه خبر نداشتی

نباید چنین کاری می‌کرد - ...ولی می‌دونی -

...حتی در خفا هم...

سولانج نیتش کمکه

نه

کمک کردن به فرزند برای مادران، توفیق اجباریه

درست نمی‌گم؟

اوه

یادت نره

کاری که تو و نورمن ...برای سولانج کردید

کار خوبیه

می‌خوام برم سرِ صندلیم بشینم

واسه همین صدام زدی؟

لطفا

بلیندا

خیلی‌خب

نمی‌تونم

نمی‌تونی یا نمی‌خوای؟

این طرز نگاه رو می‌شناسم

چی شده، بلیندا؟

اینجا خونه‌ی منه

البته

بین خودمون بمونه

ولی بانک، این‌طور فکر نمی‌کنه

صرفا می‌خوام بار روی دوشت رو کم کنم

نورمن جین هم همین رو می‌خواد

قبل از رفتنت، یه‌کم آب بهم بده

لطفا

در رابطه با دخترت دروغ گفتی؟

هوم

کمکم کن، نورمن جین

لطفا

بشین

چیزی نیست

چیزی نیست

خیلی‌خب، گرفتمت

مامانی رو می‌خوام

♪ کنار مادرت ♪

♪ زانو بزن، پسرم ♪

♪ می‌دونم فقط یک لحظه وقت داری ♪

♪ ...ولی بمون تا بهت ♪

بلیندا؟

نورمن

بهش آسیب زدی؟

چی؟

معلومه که نه

...نه، من

نتونستم

پس کار کی بود، بلیندا؟ - سولانج -

بلیندا، اون نمی‌تونه از پله‌ها بره بالا

.چرا، می‌تونه به عصاهاش نیازی نداره

می‌خواد فکر کنی که کار من بوده

فقط نگاه کن

نگاه کن

مثل اون، دندون نداره

بچه‌مون رو گاز گرفت

نورمن، نورمن جین

خودتی؟ دید واضحی ندارم

همه‌ش داشتی وانمود می‌کردی؟

اوه، با اونی

با اونی که ازم متنفره - فقط بس کن -

به لاری، آسیب زدی چون می‌خوای من رو

علیه بلیندا بشوری

درسته؟‌ اقرار کن

من اعتراف نمی‌کنم

من مادرتم

و هیچ‌وقت به فرزند خدا آسیب نمی‌زنم

وای خدا

سولانج، دیگه نمی‌تونی باهامون زندگی کنی

داری من رو از خونه خودم می‌ندازی بیرون؟

اون هم بعد از این همه کاری که براتون کردم؟

بیا اینجا، نورمن جین

بیا نزدیک‌تر

بیا اینجا

بیا نزدیک‌تر

...چرا

...من

...نمی‌تونم

بمیرم؟

...چرا

...من

...نمی‌تونم

بمیرم؟

چرا من نمی‌میرم؟

نورمن

وای خدا

نورمن، داره می‌خوره

داره شیر می‌خوره

خدا رو شکر

♪ تا ابد زنده می‌مونم ♪

♪ هیچ‌وقت نمی‌میرم ♪

♪ عیسی به‌خاطر من بر روی درخت مُرد ♪

مرگ، یک مکاشفه‌ست

♪ تا ابد زنده می‌مونم ♪

♪ تا ابد زنده می‌مونم ♪

هر که به من ایمان آورد

اگر مرده باشد

زنده گردد

به این باور دارید؟

♪ بر روی تابلو، زیر نور، آویزان بود ♪

♪ ...چون عیسی مسیح ♪

[ فروخته شد - برای فروش ]

سلام - سلام -

باید از پاهام استفاده می‌کردم

خوشگل شدی، عزیزم

بابت این مصاحبه، هیجان‌زده‌ای؟ - آره -

بدون هیچ تاخیری، مرخصی می‌دن

که خب فوق العاده‌ست

سلام

شما دوتا چطورید؟

دوست دارن پشتک بزنن

دوقلوها

نمی‌دونم که براش آماده‌م یا نه

حس عجیبی داری؟

...نمی‌دونم، آخه

...سولانج و

با پول اون، داریم پولِ اینا رو می‌دیم

به سزای اعمالش رسید

آره، راست می‌گی

بعید می‌دونم بتونم کاری

...که با لاری و تو کرد رو

فراموش کنم

حالت خوبه؟

بندازش دور

« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::

♪ نه، هیچ حسرتی ندارم ♪

♪ نه، هیچ حسرتی نمی‌خورم ♪

♪ بابت تمام اشتباهات هم ♪

♪ پشیمون نیستم ♪

♪ چرا که بالاخره ♪

♪ قوی بودن رو یاد گرفتم ♪

♪ نه، هیچ حسرتی ندارم ♪

♪ نه، هیچ حسرتی نمی‌خورم ♪

♪ ...چرا که غم ♪

♪ همیشگی نیست ♪

تبریک می‌گم، بلیندا

ممنون. دوقلوها سورپرایزِ بزرگی بودن

من، عاشقِ مادر بودنم

ولی جای من توی کلاسه

یعنی، بچه‌هامون باید خوش‌حالی

و آزادی‌مون رو ببینن، درسته؟

من هم خوش‌حال و آزادم

می‌دونی، هیچ‌وقت این‌قدر حالم خوب نبوده

حس می‌کنم که توقف‌ناپذیرم

منظورت چیه؟

خب، بذار اینجوری بگم که حبس شدن

با یک نوازد و مادر شوهر

می‌تونه آدم رو دیوونه کنه

نمی‌دونم چطور تحمل کردی

...چرا

...من

...نمی‌تونم

بمیرم؟

چرا من نمی‌میرم؟

...چرا، من

نمی‌تونم بمیرم؟

...چرا

...من

نمی‌تونم بمیرم؟

♪ بابت تمام اشتباهات هم ♪

♪ پشیمون نیستم ♪

♪ چرا که بالاخره ♪

♪ قوی بودن رو یاد گرفتم ♪

♪ نه، هیچ حسرتی ندارم ♪

♪ نه، هیچ حسرتی نمی‌خورم ♪

♪ چرا که بذر جدید ♪

♪ ...عشقه ♪

بلیندا؟

♪ و داره برات رشد می‌کنه ♪

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.