Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در حالی که این برنامه از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده، جنبههای خاصی به علت اهداف نمایشی تغییر کردهاند اما قصد ندارد هیچ شخص یا موجودیت واقعیای را به تصویر بکشد.
«آنچه در شب مبارزه گذشت»
تو داری منو از خانوادهم جدا میکنی! هان؟
- برو به جهنم. - بعد از تو، اوباش
عموم منو به یه بار لختی میبرد
ولی یه رقاص اونجا بود
اسمش سویت بود
چون اگه ازش خوب میخواستی، مثل شیرینی لیست میزد
- گفت اسمش سیلکی بود. - هوم
اون ما رو دعوت کرد به مهمونی
این یه سرقت معمولی نیست
ضرر دیدهها، گنگسترهای سطح بالایی هستن،
و تا زمانی که مطمئن نشن همهی سارقها رو گرفتن دست بر نمیدارن
هادی، انتظار دارم این قضیه رو ساکت نگه داری
دو جسد در صحنهی سرقت البته حالا قتل پیدا شده
همه، عادی رفتار کنید، برگردید به زندگی عادیتون
ما قرار نیست سر و صدا کنیم، قرار نیست با کسی حرف بزنیم،
و قرار نیست هیچی دربارهی این سرقت بگیم
- از ملک من گمشین برید. - دو به یکیم
دوباره بشمار، کاکاسیاه
اگه خونه نباشه، چیکن من ممکنه هر جایی باشه
خیابونها رو با پول پر کنید
یکی حتما اون آشغال رو لو میده
شاید دربارهی سرقت دیشب شنیده باشید
کسی بهتون چیزهای دزدی شده فروخته؟
حالا اگه زود بعد از یه سرقت باشه، خیلی احمقانهس، نه؟
اگه الان میخوای از من بدت بیاد، باشه
اما، خودتم مثل من میدونی که با هم بهتریم
بذار کارا رو درست کنم
نمیتونم فقط بشینم و کاری نکنم
اگه اینکارو کنم، به نظر گناهکار میرسم
- این جا اونقدرام بد نیست، نه؟ - دیگه این جا قراره زندگی کنیم باشه؟
ما قرار بود خفنترین کاکاسیاهها تو آمریکا باشیم
و جلوی یه عالمه کونی ازمون دزدی شد و هیچ غلطی نکردیم!
باز کن. گرگ بده گندهام
چیکن، فرانک قراره ما رو بکشه
سیلکی
با این همه سر و صدا چطور قراره چیزی بگیریم؟
تمپتیشنز سر و صدا نیست (گروه موسیقی)
موسیقی ارتعاشات رو از طریق آب منتقل میکنه...
و ماهیها رو به سطح میکشونه
این چرندیات رو تو کدوم رمان ارزون خوندی؟
لعنتی!
- یه چیز بزرگ گرفتم! - بهت که گفتم
نه، احتمالاً لاستیک گودیر گرفتی
خیلی سنگینه
لعنتی
چقدر بزرگه؟
این ماهی نیستش
صرفاً قراره موقتی باشه
میشنوی؟
قبل از اینکه بفهمی، ما به خونه برمیگردیم، قول میدم
فقط نیاز دارم که بهم اعتماد کنی، فِی
من یه برنامه دارم
اگه شوهرت معشوقهاش رو به خونهی خونوادگیت بیاره،
به خودت اعتماد میکنی؟
بیخیال، فِی، اینجوریا نیستش
منو احمق فرض نکن
ببین، فِی، تو قبل از اینکه با من ازدواج کنی میدونستی من کی هستم
آره
به خودم گفتم، «اون فقط...
«اون فقط داره مرد بودنش رو نشون میده
اون منو دوست داره»
«اون انقدر منو دوست داره که اون چیزا رو دور نگه میداره»
متاسفم، فِی
تنها چیزی که الان نگرانشم
حفاظت از خانوادهمه، همین
پس بگو تو اون مهمونی چه اتفاقی اُفتاد
و هیچچیزی رو از قلم نینداز
باشه
سلام، خانم هیز؟
من کارآگاه جی. دی. هادسون از پلیس آتلانتا هستم
ببخشید که این ساعت زنگ زدم
آه...
دیروز تامی رو به ظن سرقت گرفتم
بله، خانم، اون... من بودم
آه، اما دلیل تماس من این نیستش
اوه، خدای من!
راه راحتی برای گفتن این نیستش
پسرتون، آه، کمی پیش
تو اتاق بازجویی، مرده پیدا شد
اون، ظاهراً خودکشی کرده
و...
میخوام بهتون اطمینان بدم، خانم، تحقیقات کاملی انجام خواهد شد
خانم هیز، پشت خطین؟
خانم، عذرخواهی صمیمانه من رو بپذیرید
فقط میتونم تصور کنم چقدر دلشکستهاید،
که یه بچه رو به این شکل از دست دادید
اما لطفاً بدونید که اداره...
خانم هیز؟ الو؟
آبجی، ما چیزیمون نیست
دارم حقیقت رو بهت میگم
آره، قول میدم
نه، نیازی نیست به خونهی شما بیایم
اینقدر هم بد نیست
واقعاً هم بد نیست
فقط موقتیه...
تا گوردون چند تا چیز رو حل کنه
ببین، باید برم بچهها رو آماده کنم
تا بعد!
خواهرت بود که انقدر داد و بیداد میکرد؟
فقط نگرانشه
آره، مطمئناً نگران شده
یه ماهیگیر که امیدوار بود صید خوبی از ماهیهای کپور داشته باشد،
به جای اون، صبح امروز چیزیی وحشتناک پیدا کرد،
زمانی که به یه جسد تو رودخونه چاتاهوچی نزدیک بانکهد برخورد کرد
به نظر میرسد قربانی خفه شده باشد،
که به عنوان ریچارد آرمسترانگ، ۳۳ ساله شناسایی شده
هنوز هیچ مظنونی پیدا نشده
پل در حالی که پلیس آتلانتا
- به این موضوع رسیدگی میکنه، بسته خواهد بود. - اون سیلکیه؟
نه، نمیدونم
حالا، فِی، ببین، نیازی به نگرانی نیست، باشه؟
خب، حالا من باید چه غلطی بکنم؟
اونا همین الان یه جسد از رودخونه بیرون کشیدن که اسمش
- و سنش مثل دوست قدیمی توئه. - فِی...
همون دوستی که بهت کمک کرد اون مهمونی لعنتی رو برنامهریزی کنی که ازش سرقت شد
اول صدات رو بیار پایین
خیلیخب حالا،
میخوام بری و این بچهها رو ببری پایین به اون دفتر هتل
بذار اونا همه چیز رو راست و ریست کنن
بچهها، پاشید، بریم. برید کفشهاتون رو بپوشید
- باشه. - یالا، بابا کار داره
زود باشید
بله، بله، آقا
- یالا. کار خوبی کردی. - خیلیخب، یالا
ما این کارتهای شناسایی رو تو زیرزمین خونه مهمونی پیدا کردیم
میدونی، باید برگردی
آه، ما میسوری اسلیم رو از کانزاس سیتی داریم
اوه، ماشماوث رو از دیترویت،
و بانکر ویلیس از شیکاگو
چند شاهد گفتن که آدمهای مهمی اونجا بودن
آقایون، اینجا سنگینتر از این نمیشه
کارآگاه هادسون؟ یه تماس تو خط دو دارید
میگه اطلاعاتی درباره مردی که تو چاتاهوچی پیدا شده داره
- آره، اینو نگهدار، رومل. - آره
هادسون
- سلام، چیکن من هستم. - خداحافظ
وایستا، یه دقیقه صبر کن. صبر کن
تو اون جسدی رو دیدی که پلیسهای ایالتی
از چاتاهوچی بیرون کشیدن؟
خب، اون دوست من ریچارد آرمسترانگه
چی داری بهم میگی، چیکن؟
اون منو اجیر کرد واسه برگزاری مهمونی بعد مبارزه
و حالا مرده
ببین، نمیتونم باور کنم دارم چیزی رو میگم که قراره بگم،
اما، آم، به کمکت نیاز دارم
هممم
آرمسترانگ. اسم خیلی رایجیه
چطور مطمئنی که این دوست توئه؟
- چون من از اون مهمونی به بعد هیچ خبری ازش ندارم. - صحیح
و حالا مرده
خب چی داری میگی؟
دارم میگم که تو مهمونیات مافیای سیاه بوده، درسته؟
شاید دوستت طمع کرده...
فکر کرده چون چندتا از ثروتمندترین مردهای کشور رو
تو یه اتاق داره،
میتونه اونا رو بزنه زمین و بعد تو رو بندازه زیر سوال
بهت گفتم که ازمن سرقت شدش
من روی زمین دراز کشیده بودم،
نگران این بودم که گلولهای به پس کلهام میخوره یا نه،
و این که ممکنه دیگه خانوادهام رو نبینم
چیکن، من اینجا چه غلطی میکنم؟
فکر میکنم یه بازی دیگه در کاره
فکر میکنم اگه تو و من با هم کار کنیم...
بیخیال
باشه، حالا بیخیال. ببین، من جدی هستم
- آه، باشه. - من اینجام که بگم... گوش کن به من
- بفرما. بگ.. خیلیخب - فقط گوش بده بهم
من آتلانتا رو مثل کف دستم میشناسم
و وقتی مسئله به این فروشندهها و بازیکنها میرسه، یه چیز رو میدونم
اونا هیچوقت با پلیس حرف نمیزنن
اهمیتی نداره رنگ پوستت چیه
حالا، اگه میخوای بفهمی این دزدها کی هستن، میتونی از کمک من استفاده کنی
من میتونم چشما و گوشهای تو توی این قضیه باشم
من نگران چشما و گوشهای تو نیستم
من نگران دهنت هستم
هر چی که ازش بیرون میاد دروغه
- بیخیال بابا. - صرفاً حقه و بازیه
بیخیال، مرد. چرا باید به تو اعتماد کنم؟
چون من از هیچکس دزدی نکرد، به همین خاطر
خودت گفتی. گفتی که...
گفتی که کسی برام پاپوش دوخته. نگفتی؟
دیدی اونا با سیلکی چی کار کردند؟
فکر میکنی اونا با من چیکار میکنن؟
صبر کن. سیلکی؟
اون اسم خیابانی ریچارد آرمسترانگ یا همچین چیزی نیست؟
بله. چرا؟
هی
- هادسون، بیخیال حالا... - سوار شو
چی...
لعنتی
بهت که گفتم...
هی، پس این یعنی روبراهیم یا چی؟
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
«شب مبارزه: سرقت میلیون دلاری»
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
خیلی ممنون که اومدید
از وقتی که گذاشتید ممنونم
منشی من با شما تماس خواهد گرفت، باشه؟
متشکرم. اوه، ببین، از ژاکته خوشم اومدش
سناتور جانسون!
- میدونستم خودتونین - سلام، آقای موتن
حالا شما هم توی این مکان خوب زندگی میکنید؟
آره، سوئیت ریاستجمهوری
میدونین، تقریباً به اندازه پلازا خوبه
لطفاً، لطفاً، به من ملحق شو
اوه
خیلی خوشحالم که بهتون برخوردم
میدونین، یه مشکل کوچیک دارم،
و امیدوارم بتونین بهم کمک کنین
مشکلت چیه؟
خب، یه ملکی توی کالج پارک زیر نظر دارم
- پیشنهاد دادم. همه چیز اوکی بود. - هممم
بعد، اداره ناحیهبندی و توسعه وارد عمل شد،
و بعدش میدونین...
معاملهام خراب شد
حالا، تا جایی که من میدونم، شما رئیس اینجاین
پس فکر میکنین میتونین به یه برادر کمک کنید؟
خوشحال میشوم که بهتون انگیزه هم بدم
- میخواهی بهم انگیزه بدی؟ - خوب، نه به شما شخصاً،
اما مطمئنم که آشناهای شما پروژهها و چیزهایی دارند
که میتونن کمی «کود مالی» نیاز داشته باشن
فرانک، چرا اینقدر به اون منطقه علاقهمندی؟
من پتانسیلش رو میبینم
مطمئنم مردی با حس تجاری تیزبین تو متوجهش میشه
یعنی فرودگاه. اوه. درست در همون نزدیکیـه، فرانک
آره، و آتلانتا داره رشد میکنه
فرودگاه هم باید در نهایت همگام بشه
و یه فرودگاه جدید، حالا اگه اشتباه نکنم،
این کار بزرگیه،
چون اینجوری ساختوساز داری، تفریح داری،
پذیرایی داری
یه پروژهای مثل این شهر کوچیک ما رو به یه شهر بزرگ تبدیل میکنه
هر کسبوکاری که ادعای مالکیت اون زمین رو داشته باشه،
پسر، خیلی پول در میآره
من به این موضوع به عنوان یه کار تجاری نگاه نمیکنم
من این رو بیشتر به عنوان یه سرمایهگذاری میبینم...
برای آینده روشن آتلانتا
هیچ دلیلی وجود نداره که تو نتونی اون مرد کسبوکار باشی
یعنی، به خودت نگاه کن
تو خودساختهای، فرانک
اهوم. تو سیاهپوستی، اهل جورجیایی
میدونی، میتونم تیتر خبرها رو ببینم
«پسر گمشده برمیگردد تا حق خودش را بگیرد»
پسر، این داستان خودش نوشته میشه، نه؟
من یادم نمیاد که گفته باشم از جورجیا هستم
خب، نیازی به گفتن نداشتی
ببین، فرانک، من اگر کارم رو درست انجام ندم
یعنی خوب تحقیقاتم رو انجام ندادم
میدونی، وقتی به تو برخوردم...
و اون کلاهبردار بیارزش و عزیزم سالی...
خب، چند تا تماس گرفتم
و، اوه، فرانک، تو میتونی با کتوشلوار هزار دلاریت توی آتلانتا راه بری،
و کفشهای پانصد دلاریت،
و سلیقههای بلندپروازانه نیویورکیت
اما تو و من هر دو میدونیم که تو در واقع چی هستی،
و میدونیم که چرا نمیتونی اون زمین رو داشته باشی
ببین، ما نمیتونیم با هیچ جنایتکاری کار کنیم
متوجه میشی، نه؟
حرف تحقیقات شد...
به اون هزارجاییهای کثافتی که قراره
ببینن با یه سیاهپوست کار میکنی چی میگی؟
امیدوارم از بقیه اقامتت اینجا لذت ببری
مطمئناً خواهم برد
عمو، چه خبر، بچه؟
- اومدم دیگه. - تو اینجا چیکار میکنی؟
این بلیط قطار هیوستونه، باشه؟
حالا امشب از اینجا میری
هی، میدونی قراره چند روز دیگه برم، نه؟
باید اول با آدمم قرار بذارم، سهمم رو بگیرم،
بعد برم باشگاه بولینگ چک رو بگیرم
تو نمیفهمی
این کاکاسیاههای گانگستر جایزه رو سرت گذاشتن
به منم یه سر زدن. اونها اصل کارن
انگار که من نیستم...
حالا یه حرکت داری، پسر،
و اونم فرار کردنه، بدون اینکه برگردی
حالا بهت میگم،
اگه فردا دور و بر اینجا باشی...
من خودم میکشمت
باشه
باشه؟
گفتم باشه. مرسی
- امشب. - باشه
- همین امشب. - باشه
خب؟
میدونی که من میتونم باهات بیام، نه؟
میدونی چه حسی بهت دارم، آندره
آره؟ بیا اینجا
چیزی برات دارم، باشه؟ چشمانت رو ببند
- برای من؟ - آره
- باشه - دزدکی نگاه نکنی ها
اهوم
چشمات رو بسته نگه دار
خیلیخب، برگرد
گفتم چشمات رو بسته نگه دار
خوب، دیدی که. حالا بیا، دستت رو بده
هوم
میخوام تا وقتی برمیگردم این رو نگه داری، باشه؟
پس، صبر کن، من باهات نمیام؟
ببین، اونجا برای تو امن نیست، باشه؟
باید ازت محافظت کنم. میخوام اینجا بمونی
کاکاساه، سعی نکن مثل یه احمق بازیام بدی
فکر کردی نمیدونم من فقط یدکیتم؟
هان؟ با کی داری میری؟
اون جنده استخونی از کالج پارک؟
میدونی این چیه، نه؟
من برای این کصشعرا که الان
- داری انجام میدی، وقت ندارم - آندره!
تو دیگه عقلتو از دست دادی. پاهات رو از چمن من بردار
کون لقت، آندره!
برو!
عقب بمون
- حروم... - بیا تو
بهت گفتیم که پاتوق جدید نیای
مطمئن شدی کسی دنبالت نیومده؟
من کودن به نظر میام؟
جریان چیه؟
فقط دو روز گذشته. نباید آفتابی بشیم
من جایی برای موندن لازم دارم
مامانم دوباره کارش رو از دست داده
- اون چیه رو چشمت؟ - هیچی
- هی، هی. بذار ببینم. - وای، نه
ضربه خوردن از بالای سرت مثل که هیچی به نظر نمیادش
بازم کار صاحب خونه بودش؟
صاحب خونه؟ اون...
صاحب خونه داره پدرت رو در میاره؟
شما پسرا کجایین، توی آلکاتراز یا همچین چیزی؟
- ببین، مسخره نیست، کاکاسیه. - سیاه
باشه
ببین...
من میرم اونجا باهاش حرف میزنم، باشه؟
فقط چند روز صبر کن. واسه مامانت کمی وقت جور میکنم، باشه؟
نه. گور باباش
ما همین الان این کار رو میکنیم
قرار بود آفتابی نشیم
اجاره خودش پرداخت نمیشه
بیا بریم
صبح بخیر، خانم
صبح بخیر، خانم
من کارآگاه جیدی هادسون هستم
از پلیس آتلانتا
ایشون هم همکارم، گوردون ویلیامز هستن
- ایشون مشاوره پروندهست. - حالتون چطوره؟
ما فقط میخواستیم ببینیم دبرا خونه هست یا نه
من چند روز پیش باهاش صحبت کردم،
و فقط چندتا سوال پیگیری داشتم
شرم بر تو
صحبت کردن با یه دختر زیر سن قانونی
بدون اجازه والدینش خلاف قانونه
من اینو تو درگنت دیدم (معروفترین سریال جنایی اون زمان)
خانم، من هیچ ایدهای نداشتم که اون زیر سن قانونیه
اهوم
خب، با توجه به ماهیت بزرگسالانه این موضوع، الکل...
چی؟
نه، نه، نه. اوه...
دبرا به هیچوجه تو هیچ دردسری نیافتاده،
بهتون اطمینان میدم
اهوم. شیوه گول زدنتون همینجوریه
خدای من
حالا، متأسفم که میپرم وسط حرفتون، ولی یه سوال دارم
اون عکس مادر هنیـه که اونجاست؟
شما مادر هنی رو میشناختید؟
هنریتا. این اسم واقعیشه... این اسم واقعیشه
یکی از تند زبونترین زنهایی بود که توعمرم دیدم
این زن یه لحظه دوستت داشت،
لحظه بعدش مثل باد بهت پشت میکرد
آره مادربزرگ همچین بودش
- یه سال پیش فوت کرد. - چی گفتی الآن؟
- آره. - وای، خدا!
خب، تسلیت میگم
اوه، یادم میاد که بهترین چای شیرین رو درست میکرد
من هنوز هم دستورش رو دارم
ولی به خوبی چای اون نیست
صبر کن
خیلی دوست دارم ازتون خواهش کنم یه لیوان بهمون بدین
چون من و همکارم کمی تشنه هستیم
اوهوم
میدونین، اگر اجازه بدین، میخوام
از طرف همکارم عذرخواهی کنم
اون میتونه، ام...
کمی بیادب باشه
- اوهوم. - خب؟
اوه، بعضی وقتا حرفاش تند به نظر میاد
بهتون دروغ نمیگم، خانم
ما فقط اینجاییم که یه اطلاعاتی بگیریم
امیدواریم که اون اطلاعات بتونه به ما
در مورد پروندهای که داریم کمک کنه
بله
خب، دبرا، یادته که بعد از مهمونیای
که بعد از مبارزه علی راه افتاد، باهم صحبت کردیم، نه؟
مهمونی؟ همونی که ازش سرقت شد؟
تو مثلاً قرار بود خونه دوستت باشی
پس میگین که
دبرای من توی اون مهمونی سطح پایین بوده؟
خب، فکر نمیکنم باید...
فکر نمیکنم باید بهش بگیم «سطح پایین »
من شنیدم که خیلی هم باکلاس بوده
مردم آتلانتا بهش میگن «لاس وگاس سیاه»
خب، بیایید فقط سعی کنیم رو موضوع متمرکز بمونیم
خب، آره، ولی فکر میکنم اون باید پسزمینه رو بدونه...
باشه، بیایید فقط...
خانم مارگارت، این چیزیه که دارن میگن
- دارن میگن «لاس وگاس سیاه» - باشه
ام...
میتونی بیشتر درباره این سیلکی بهم بگی؟
اوه، اون یه مرد بزرگ بود با موهای صاف
اسمش، اسم خدا دادش، ریموند آرمسترانگه
صبر کن یه دقیقه
همون مردی نیست که صبح از رودخونه کشیدن بیرون؟
- بله، خانم. - آره
تو کل کانال ۲ فقط همین رو پخش میکنن
درسته، خانم
ام، خوب، شب پیداش کردن...
بگو ببینم سیلکی چطوری رفتار میکرد
آروم بودش؟ نگران بودش؟
به نظر حواسش پرت بود؟
نمیدونم
فقط به نظر میرسید که آمادهی مهمونی بود
دیدی با کسی صحبت کنه؟
یعنی آیا به کسی اشاره کرد یا همچین چیزی؟
راستش...
وقتی بیرون بودیم، زیاد توجه نکردم،
چون یه پسر خیلی خوشگل بود
- که باهاش صحبت کردیم. - دبرا
نه، نه، فقط یه چیز دیگه درباره این پسر خوشگل بهم بگو
ام...
اوه، یه دندون طلایی داشت مثل تو
منو شرمنده نکن
- چرا شرمنده بشی؟ - خب...
واضحاً میگه که اون شبیه منه
اوه، نه، اصلاً شبیه تو نبود
خیلی قد بلند بود...
پوست روشنی داشت و موهای خوبی داشت
باشه
خیلی خوشتیپ بود، مثل بیلی دی
- فهمیدم. - آره
فکر نمیکنم نیاز باشه همهی اینا رو بنویسی
دارم مینویسم که طرف برعکس توئه
- فهمیدم. - «چیکن من نیستش»
خب، از نظرتاین بیلی دی و سیلکی همو میشناختن؟
نه
نه، همدیگه رو نمیشناختن
ما ازشون راهنمایی خواستیم چون شنیدیم که
این قراره بهترین مهمونی سال باشه
مردم بهش میگن لاس وگاس سیاه
اهوم
و بعد وقتی همه فهمیدیم کجاست،
اون هنوز هم خیلی مشتاق نبود بره
مثل اینکه فقط دوست داشت روی ماشینش لم بده
ماشینش؟
خب، یادت هست چه نوع ماشینی بود؟
یه شورلت بودش، زرد رنگ و...
تایرهای مسابقهای سفارشی داشت
سفارشی؟ باشه
خب، ام، فکر میکنم همین برای حالا کافیه
ازتون ممنونم، خانم. ممنون که اجازه دادین... ممنون
...به خونهتون بیایم و...
دیگه رفع مزاحمت میکنیم
هی، اون قضیه مادر هنی (مرغی) ایده خوبی بود
بذار یه چیزی درباره مادر هنی بهت بگم
اون قدیما یکی از
- بهترین مشتریان من بودش - هممم
هر هفته، یه لیوان از اون چای شیرین رو برام میآورد و بعد شرطبندی میکرد
فکر کردم اونجا داری گپی میای
آه، جی. دی، گفتم که آتلانتا زمین بازی منه
سخت میتونی کسی رو پیدا کنی که با چیکن من پیر برخورد نکرده باشه
آره. چایش چطور بود؟
خیلی بد بود
طعمش مثل این بود که یکی کلی شکر توی شاش ریخته باشه
حالا کجا بریم؟
خب، این پسر خوشگله که داره اون شورلتش رو میرونه،
چرا تنها نشسته بیرون
در حالی که جذابترین مهمونی سال درست سر خیابون داره برگزار میشه؟
شاید ماشین فرار باشه
فقط حدود سه تا مغازه تو ساوثساید هستن
که میتونن اینجور کارهای سفارشی انجام بدن
- آره. - بریم سراغشون
باشه
مگه بهت نگفته بودم که باید شهر رو ترک کنی؟
چشمم رو خونه مهمونی بودش
تا ببینم چیکن برگشته به لونه یا نه
راستش، تعجب میکنم اگه کسی برگرده
ولی، آه...
اوه
خب...
حالا من با تو چیکار کنم؟
پس...
سوئیتز، نه؟
فقط اگه انعام خوبی بدی، عزیزم
مادرت چه اسمی بهت داده؟
ویویان
وقتی یه مرد برای تو کاری رو انجام میده که چیکن من برای تو توی اون زیرزمین کرد،
اینکه حاضره تیر بخوره
یا کتک بخوره آبروی زنش رو حفظ کنه...
این عشقـه، نه؟
اون فقط خودش رو دوست داره
اما فکر کنم شما اون رو اونطور که فکر میکنین نمیشناسین
منصفانهست، اما تو اون رو میشناسی
بیست و چهار ساعت بعد از سرقت،
و تو دوباره در صحنه جرم هستی
اوه، تو واقعاً جسوری، نه؟
من نمیدونم چیکن کجاست، باشه؟
اون احمق نیستش
اون برنمیگرده
مگر اینکه بهش دلیلی بدیم
حالا، اگه تون اون رو همونطور که میگی دوست نداری...
هیچ دلیلی برای محافظت ازش وجود نداره
چیکن از تو دزدی نکرد، باشه؟
اون... اون هیچچیزی بیشتر از این نمیخواست که برای تو کار کنه
همین رو فقط میخواست
و منم هیچچیز بیشتری...
از اینکه تو به اون مادرجنده زنگ بزنی، نمیخوام
اما من فقط یه بار میپرسم
فیــلــ مــکیو رو ســرچ کـن
هی، نمیدونم، آقای پلیس
این جا به نظر میرسه یه بنبست باشه
- و اینجا از اون دو تا مغازه دیگه دورتره. - تو ماشین بمون
- یالا. - آقا. ببخشید؟
سلام علیکم
من دنبال صاحب این جا هستم
هی، گیرش آوردی. داری بهش نگاه میکنی، رفیق
خوبه، عالیه
میخواستم بدونم مشتریهایی داری
که یه شورلت زرد برونن؟
شاید سفارشی؟
چرخهای مسابقهای، کروم، اینجور چیزا؟
هیچکسی رو نمیشناسم که
با همچین ماشینی بگرده، رفیق
اووه، ببخشید، خودم رو معرفی نکردم
من کارآگاه جی. دی. هادسون هستم
- آها. - آره
- من دارم سرقت کالییر هایتز رو بررسی میکنم. - باشه
همم
پس...
شوال زرد. سفارشی. کروم؟
گوش کن، من...
تو بیست و سه سال هیچ روزی رو از دست ندادم، رفیق
فکر کنم مشتریهامو میشناسم
من تو هیچ ماشینی نمیمونم
من مهارتهای تجاریتون رو زیر سوال نمیبرم
فقط، آه...
میخواستم بدونم اطلاعاتی رو پنهان کردین یا نه
و چرا باید این کارو بکنم؟
شاید دارین از کسی محافظت میکنین
باشه، من اینجا آدم بده نیستم
- تو نمیخوای اونا... - هی
هی، جی. دی. داداشمون اینجا درست مثل بیلی دی به نظر میاد
- گفتم... - چی... مادرجنده!
چطور جرأت میکنی بیای اینجا
و توی وسایل سر بکشی؟
- معذرت میخوام. - هیچکس توی...
نه، تو توی وسایل من گشتی!
اگه ممکنه لطفاً فقط کمکم کنین...
هر دوی شما همین الان از مغازه من بیرون برید
باشه، باید بریم. بریم
واو، واو، واو، نه، صبر کن حالا، جی. دی
- به سوالت جواب نداد. - باید بریم
من به سوال لعنتیتون جواب نمیدم
- باشه، باشه. باید بریم. - آخه توهم پلیسی، مرد؟
برگرد تو ماشین
خوبه. باشه
لعنتی! من تقریباً موفق شدم تا اینکه تو وسط حرفم پریدی
بیخیال حالا
تازه باید تشکر هم کنی. من بودم که بیلی دی رو پیدا کردم
گوش کن، تو هیچ اجازهای نداشتی که تو وسایل اون مرد سرک بکشی
ما هیچ حکمی نداریم
و خبر تازه اینکه، تو پلیس نیستی
من نگفتم که هستم
و چطور میدونیم که اون همون یاروئه؟
بذار بگم، خیلی خوشتیپ بود، نه؟
و اون یه شورلت نبود؟
به نظرت نمیرسید که صاحبش چیزی برای پنهان کردن داره؟
- اینو یه بار بهت میگم. - به نظر نمیرسید
- که اون چیزی برای پنهان کردن داشته باشه؟ - اینو یه بار بهت میگم، چیکن من
تحقیقات رو بسپار به حرفهایها
ما این کار رو به روش من انجام میدیم
این یعنی تو باید دهنت رو ببندی و هیچچیزی نگی
مگر اینکه من بگم
و همین. شنیدی؟
برو. آره
تو رئیسی!
این چیزیه که میخوای بشنوی؟ تو رئیسی
برو دیگه
حالا چه کار کنیم، آقای رئیس؟ چقدر باید اینجا بمونیم؟
زیاد طول نمیکشه
چطوری؟
دیدمت، اه...
اونجا تو مغازه خوب فضولی میکردی
خلافه قانونه؟
نه، نه. فقط...
احساس میکنم میدونی دنبال کی هستیم
ببین، مرد، من خبرچین نیستم
خب، ممکنه مجبور بشم یه مصاحبه میدانی انجام بدم
سوالات زیادی دارم
و با توجه به اینکه الان وقت خارج شدن از کار،
اینجا هم یه خیابان یه طرفهست،
رئیست احتمالاً هر لحظه میاد
چه به این سوالات جواب بدی یا نه، من در حال نوشتنم
هممم، من سرم رو هم تکون میدم
و این یعنی تو خبرچینی کردی
پس...
من هیچوقت از اون خوشگله خوشم نیومده
- اون زیدم، واندا رو ازم گاپید. - هممم
این سیاههای پوست روشن بدترینن
حق گفتی
این سیاهه پوست روشن اسمش چیه؟
چه خبره، کاکاسیاه کوچولو؟ هممم؟
اوه، میخوای دوباره کتک بخوری؟
این بار،
خودت باید یه چوب انتخاب کنی
هممم؟ چرا بهش نگاه میکنی؟
اوه، دوست پسرت رو داری؟
هممم
نه
اون تیپ من نیستش
تو چطور، ری؟
این پیرمرد لجنزده تو رو کیرت رو شق میکنه؟
مامانش که ازم راضیـه
من غذای مورد علاقه مادرشم
آره
یالا، ترسو
هی، رفیق
درباره مادر اون بچه چی گفتی دوباره؟
گفتم مادرش یه زن موش صفته
کیرتوش!
عقلبت رو از دست...
بیخیال، مرد
خب
نوبت توئه
من... گمونم اون به اندازه کافی کتک خورده
کافی؟
ری، این کاکاسیاه داره مادرتو میکنه
کلی تو رو هم کتک زده
برو اونجا، بزن دمار از روزگار این کاکاسیاه در بیار
بهش چیزی رو بده که لیاقتش رو داره
شنیدی؟
بیخیال، مرد. اون به اندازه کافی کتک خورده
کجا میری؟
فکر میکنی این کاکاسیاهها کاری میکنن؟
کاری میکنین؟
این کاکاسیاه هیچ کاری نمیکنه. بیا
آره، اینبار دیگه ردیفه
میخوای همبرگر یا چیزی بخوری؟ ما هنوز وقت داریم
لامار برای من یه مأموریت رفته
پس چرا تو و دوستات
چیکن من رو وقتی که زنه اون رو میکشونه، بگیرید؟
به نظر میاد برنامه خوبی باشه، فرانک
ایول
چیزی دیگهای هم هست؟
یه «ممنون از اینکه زنیکهای رو که اون مرغه رو برام گیر میاره رو گرفتین» چطوره؟
این کافیه
چطوره دفعه بعد که ازت خواستم کاری انجام بدی...
گوشهات رو تیز کنی و فقط انجامش بدی؟
بله، رئیس
وقت رفتن رسیده، مک. من بیست هزار دلارم لازم دارم. همین الان
حالا صبر کن
ببین، نیویورک داره میاد تا پول رو تقسیم کنه
ما باید تا اون موقع صبر کنیم، اوکی؟
اگه بمونی، فقط داری منتظر برچسب پای جنازهات میمونی
و این گنگسترهای لعنتی برای سرمون جایزه گذاشتن
چی داری میگی؟ جایزه؟
زنده یا مرده، جک
حالا اگه فکر میکنی دارم شوخی میکنم، برو از راه سختش بفهم
اما بهت میگم که من اینجا با تو نمیمونم
ببین، تو باهوشترین آدمی هستی که میشناسم، مک
وقتشه که بفهمی چی به چیه. باید بریم
- مرد، برو کنار... - هی
باشه، میدونی چیه؟
خوب گوش بده
من امشب شهر رو ترک میکنم، با تو یا بدون تو
و به نظر من،
من بیپول و بدبخت میشم
شاید مجبور بشم دوباره دزدی کنم
و امیدوارم که دستگیر نشم، چون اگه بشم،
و اون پلیسها شروع کنن به پرسیدن سوالات...
اسمش آندره میوزـه
اون یه کار بزرگ دزدی انجام داد،
و بخشی از جواهرات رو برای خودش نگه داشت
و، ام...
اون برنامه داره که شهر رو ترک کنه
چطور بدونم که داری منو گول نمیزنی؟
چون اون سعی کرد اینو به من بفروشه
اون این رو از غنیمت برداشته
غنیمت؟
چی دربارهاش میدونی؟
ببین، من فقط بهش کمک کردم تا یه طناب بخره
که باهاش چند نفر رو ببنده
اما قسم میخورم که نمیدونستم داره از کی میدزده
آدرس
این پول توئه
مستحقشی
ببین، اون هم نمیدونست داره از کی میدزده...
- هی، آندره. - اهوم؟
صبر کن
باشه، کارآگاه جی. دی. هادسن، پلیس آتلانتا
ما فقط میخوایم چند سوال ازت بپرسیم
این دعاتی کیری اینجا چی کار میکنه؟
صبر کن، آندره. آروم باش
کی شما رو فرستاده؟ چطور منو پیدا کردین؟
و تو قراره این پلیس رو به خونه من بیاری، کاکاسیاه؟
داری واسه گلوله التماس میکنی، نه؟
آندره، گوش کن، گوش کن
ما تنها دو برادر تو شهریم که نمیخوایم تو بمیری، اوکی؟
فقط بهمون گوش بده، اوکی؟
اسلحههات رو بنداز زمین
- ببین، مرد... - گفتم، اسلحههاتون رو بندازین زمین
- ببین، ببین، ببین. - اوکی، اوکی، اوکی
من هیچی ندارم
خوب، یالا، حرفتون رو بزنین. حرفتون رو بزنین
باشه، گوش کن، گوش کن
آندره، ما میدونیم که تو از اون مهمونی دزدی کردی، اوکی؟
اوکی، اما چند تا آدم خطرناک اینجا هستن که دارن دنبال تو میگردن،
و دارن همین الان سعی میکنن ردت رو بزنن، میشنوی؟
دیگه بس کن با این حرفا، اوکی؟ حالا دهنت رو ببند
اگه همچنان دهنت رو باز کنی،
من صورتت رو با تیر پاره میکنم، متوجه شدی؟ - اوکی، باشه
آندره، گوش کن، گوش کن، مرد
حالا این وضعیت رو بدتر از اون چیزی که هست نکن، اوکی؟
بذار بهت کمک کنم
لعنتی!
لعنت بهش. وای نه
کیرتوش
لعنتی
لعنتی!
کیرتوش
لعنتی. تفتوش
پلیس آتلانتا، اسلحهات رو بنداز زمین
لعنت بهش
ببین آندره، من طرف تو هستم، اوکی؟
- دارم سعی میکنم بهت کمک کنم. - باید بریم
- باید بریم. - یالا، بیا
رفتش. نگاه کن. یالا
وای، چی؟
به سمت غرب برو، یه جاده پیدا کن
از اینجا برو، چیکن
باید اینو گزارش کنم
هی. برو
- مطمئنی؟ - برو دیگه
خیلیخب، اوکی
لعنتی
یا خود عیسی، مریم و یوسف
بازم کشتار
چه اتفاقی اُفتاد، هادسون؟
آه...
من یه سرنخ معتبر گرفتم
که یکی از مظنونهای سرقت توی تریلر
یه یک چهارم مایل اون طرفتر از اینجا مخفی شده
بعدش، در حین بازجویی،
چندتا تیرانداز از توی جنگل به ما نزدیک شدن
اونا شلیک کردن و کل محل رو زیر تیربار گرفتن
خدای من
مظنون هم جواب شلیک رو داد و یکی از مردا رو کشت
من هم درگیر شدم و یکی از اونا رو هم زدم
یه تبادل آتش دیگه هم داشتیم،
و همهچیز اینجا به اوج رسید
خوب، مظنونت مقر اومده؟
همونه که اونجاست
تو قول داده بودی که این موضوع رو ساکت نگه داری
رئیس، آخرین چیزی که میخواستم، خونریزی بیشتر بود
این مرد چیکار میکنه، توی پرونده من سرک میکشه؟
به نظر میاد که تو به هر کمکی که بتونی نیاز داری
نه از طرف اون، من که نه
هیچ شرمی نداره که اعتراف کنی
پاتو از گلیمت فراتر گذاشتی
هیچکس با تو صحبت نمیکنه، مِیسون
خوب، آقایون، الان وقتش نیست
میدونی مشکل تو چیه، هادسون؟
- عه، مشکل من چیه؟ - این موضوع زیادی برات شخصیـه
آقایون
تو بیشتر نگران نجات همه این کاکاسیاههایی...
وای، وای، وای!
- زنت از این محکمتر میزنه! - ببرش بیرون!
خفه شو، کونی سفیدپوست!
- گمشو از اینجا... - گمشو از اینجا، پسر
- ...همین الان! - ولش کنین
من تو رو از درخت آویزون میکنم، پسر
- گوربابات، مِیسون. - تو از حدت گذشتی، هادی
من از حدم گذشتم؟
یارو منو کاکاسیاه صدا میکنه و من از حد گذشتم؟
تو خیلی زیادهروی کردی
لعنتی
باشه
اسلحه و نشانت رو بده. تعلیق شدی، هادسون
چی؟
جلوی من به یکی از افسرای همکار حمله کردی
تعلیق شدی. نشان و اسلحهات رو بده
این دستور بود، کارآگاه
و اینجا یه خبر داغ داریم
با لو جلکس در صحنه
خشونت شوکهکننده امشب
در جنگلهای جنوبغربی آتلانتا،
که سه نفر رو به کام مرگ کشوند
حدس و گمانها حاکی از اینه که
این ممکنه مرتبط باشه با سرقت از مافیای سیاه که
بعد از مبارزه محمد علی و جیمز کوآری اتفاق اُفتاد
جزئیات هنوز در حال آشکار شد هستن. حتما شما رو در جریان قرار میدیم
گوردون، پاشو. بیا کمک خواهرات رو آماده کنم
خیلیخب، همگی. بیاین قایمموشک بازی کنیم، باشه؟ آروم
- یالا کمکم کن. - باشه، بیا
بیدار شو
باشه، عزیزم
اینجا، اینور. بیا
هی. اینجا
- الو؟ - هی، فی
هی، بچهها خوبن؟
اوه، گوردون. خدا رو شکر
ببین، گوردون، دارن توی اخبار میگن یکی دیگه مرده، باشه؟
فکر کردم تویی
نه
نه، نه، عزیزم. من هیچ ربطی به اون تیراندازی ندارم
ببین، گوردون، من ترسیدم، باشه؟
دیگه نمیتونم اینو تحمل کنم
نه، نه، نه، به من گوش کن. گوش کن
باشه، میفهمم عزیزم،
ولی تو باید... فقط باید منتظرم بمونی، باشه؟
الان تنها چیزی که نگرانشم اینه که اسمم رو پاک کنم
ببین، گوردون، بهم گوش نمیدی
باشه؟ ما باید امشب از شهر بریم
میتونیم بریم خونه خواهرم تو برمینگهام
نه عزیزم. ما به هیچ برمینگهامی نمیریم
میشنوی؟ ما فرار نمیکنیم
اینجا خونه ماست
ببین، من...
من زنی رو میشناسم که یه بار بهم گفت...
به من گفت که شک زهر شیطانه
فی، اونجایی؟
- فی؟ - آره
اینجام
پس موعظهش رو برام تموم کن
و ایمان معجونشه
دختر خوبم
حالا ببین، من باید یهجا دیگه برم،
و بعدش مستقیم میام پیشت
فقط صبر کن
دوستت دارم
توی این شهر کوفتی همهش دارم اینور اونور میرم
از هر سه نفر یکی میگه
که تو اینجا دنبالمی
چیکن...
چیزی به اسم چیکن نیست، ویو! ساکت باش!
- معذرت میخوام. - معذرت؟
برای چی معذرت میخوای؟
بهبه چیکن من معروف
دیگه مُردی، مادر جنده!
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
چیکن من
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.