Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Ariana قسمت اول
[زندگی با یک روباه مکار]
[قسمت 1]
(جایی که مردم باشن دنیای هنرهای رزمی هم هست)
(دنیای ما)
(فرقه های مختلفی داره که باهم هماهنگن)
(دره تائویوان قوانین سختگیرانه ای داره)
(گروه محافظین جین سخاوتمند و عادل هستن)
(قصر نه گانه رهبر دنیای هنرهای رزمیه)
(پنج سال پیش)
(گفته شد)
(کسی که به کتابی به نام)
(مجموعه متون پویوان تسلط پیدا کنه)
(میتونه برترین شخص این دنیا بشه)
(خاندان شو)
(که از کتاب محافظت میکردن)
(به قتل رسیدن)
(بعد از اون کتاب ناپدید شد)
(پنج سال بعد)
(مجموعه متون دوباره ظاهر شد)
(داستان با یه آشپز زن)
(از گروه محافظین جین شروع میشه)
جین بای وان اومد بیرون
همگی بیاین
کله سحری همه اینجایین
آره
باید زود بیایم
چون کتاب فروشی هامون
پر از خواننده های چیو چیوار
میشه
آره
درسته
تا بقیه داستان رو ندونم
خوابم نمیبره
حتما ادامه داستان ها رو
میدونی
(بانوی ما)
(مشهورترین)
(داستان نویس معاصر)
(خواننده ها هر روز ازم ادامه داستان ها رو میخوان)
کافیه
تو گروه محافظین فقط یه آشپزم
ازم چیزی نپرسین
منم نمیدونم
با اینکه نویسنده
بانوی شماست
تو تنها کسی هستی که میتونی
مجبورش کنی ادامه بده
همه این رو میدونیم
تو
تنها امیدمونی
درسته
بیشتر برامون بگو
بانو
اینجا چیکار میکنین؟
بانو؟
کجا رفت؟
تو یه چشم بهم زدن غیبش زد
باید بازم پیگیرش بشیم
میخواد بارون بباره؟
یادم رفت رخت هام رو جمع کنم
زود باش
بیا بریم خونه رخت ها رو جمع کنیم
صبر کن منم بیام
زود باش
همه لباس ها خیس شدن
بانو- بانو-
نمیکنم
اگه مجبورم کنین با دره تائویوان وصلت کنم
خودم رو میکشم
بانو
بانو
(این بانوی منه)
(جین موچیو)
(معمولا اینطوری رفتار نمیکنه)
(اما مجبوره ازدواج کنه)
(...برای همین تنها راه چاره ش)
من یه نویسنده ام
ترجیح میدم بمیرم
بای وان
من نمیخوام ازدواج کنم
همین که داستان مینویسم
خوشحالم میکنه
چرا باید با مردی
که تا به حال ندیدم ازدواج کنم؟
اما دره تائویوان تو دنیای هنرهای رزمی
خاندان برجسته ای هستن
جناب یو
تنها ارباب جوانشونه
این وحشتناکه
توی داستان ها
همچین آدمی حتما
یه آدم خودنما
و بی وفا ست
اگه باهاش ازدواج کنم
حتما تموم شب بیرون با زن های دیگه
وقت میگذرونه
قمار میکنه
و من رو میزنه
این دیگه زیاده رویه
بازم هست
حتما مادرش
خیلی بدجنسه
و ازم میخواد
تا دیروقت سوزن دوزی یاد بگیرم
مدام من رو میزنه
و بهم غذا نمیده
خیلی زود
توی خونه ش
میمیرم
بسه
بانو
راستش همین الان هم یه فکری دارم
واقعا؟
از دره تائویوان تا اینجا
سفرتون طولانی بوده
رسیدن بخیر
جناب جین
برای ازدواجم
با خلوص نیت اومدم
اما بانو جین
نمیخوان من رو ببینن
حتما ازم
رنجیده خاطرن
نه، نه، نه
چطور ممکنه؟ اون
معلومه که اینطور نیست
بانو اومدن
اومد
چیکار میکنی؟
خوش قیافه ست
گفتم که
نه
مگه الان نمیگفتی
قمار میکنه و میزندت؟
اون همچین کاری نمیکنه
مردهای خوش قیافه زنشون رو نمیزنن
هیچی سرت نمیشه
وقتی آدم مناسب رو ببینی
میفهمی
جین موچیو
چه بلایی
سر صورتت اومده؟
اشکالی نداره
بانو جین
با این وضعیت
حاضر شدن من رو ببینن
این صداقتشون رو نشون میده
اما ما مردم دره تائویوان
هیچوقت کسی رو مجبور نمیکنیم
برای همین میخوام رسما
از بانو جین بپرسم
حاضر هستین
باهام ازدواج کنین؟
حاضرم
نه گذاشت و نه برداشت
فوری جواب بله رو داد
بانو پنج سال پیش
منی که حافظه م رو از دست داده بودم نجات داد
اون منجی منه
اما نمیتونم یه تیکه جهیزیه مناسب
براش بخرم
نه
جلوی پات رو بپا
نه
جناب جین
فقط یه مجموعه متونه
لطفا یه کمکی بهم بکنین
نه
دخترم قراره
با دره تائویوان وصلت کنه
همگی
سرمون شلوغه
فرصت نداریم کتابتون رو برسونیم
شما
من کار رو
انجام میدم
(تو این پنج سال)
(هیچوقت)
(از گروه محافظین بیرون نرفتم)
(اما برای خرید جهیزیه بانو)
(حاضرم این کار رو بکنم)
(فکر میکردم)
(یه سری متن بودایی معمولی باشه)
(اما انتظار نداشتم)
(گرفتار یه ماجراجویی)
(با عشق و نفرت)
(و برق و سایه شمشیر بشم)
دنیای هنرهای رزمی
من دارم میام
زالزالک آبنباتی
آفرین
بانو
یه شاخه زالزالک آبنباتی میخواین؟
نه
زالزالک آبنباتی
زالزالک آبنباتی
آفرین
خیلی ماهره
آفرین
پس دنیای هنرهای رزمی اینه؟
با بقیه جاها که فرقی نداره
آفرین
جناب چو
جناب چو
جناب چو داره گوچین میزنه
زود باش بریم
جناب چو؟
آدم مشهوریه؟
ببینش
جناب چو خیلی خوش قیافه ست
آره، ببین
چهره خیلی جذابی داره
تو نوازندگی هم مهارت داره
این دیگه زیاده رویه
خیلی خوش قیافه ست
ببخشید
شبیه
یکی از قهرمان های
داستان های چیو چیواره
دقیقا
داره
به من لبخند میزنه؟
بانو؟
داره بهم لبخند میزنه
بانو، جلوی دید ما رو گرفتی
ببخشید
میشینم اینجا
داره به من لبخند میزنه
مجموعه متون دست اونه
باید ازش بدزدیمش
فقط یه بانوئه
وقتی مجموعه متون رو گرفتیم
میتونیم باهاش خوش بگذرونیم
چی شد؟
کار کی بود؟
خودت رو نشون بده
میکشمت
به چی زل زدین؟
متفرق بشین
به چی زل زدین؟
تو سکوت به موسیقی من گوش میدادن
چرا انقدر سر رو صدا راه انداختین؟
خیلی بی نذاکتین
فقط یه نوازنده خیابونی هستی
لازم نکرده برامون نطق کنی
الان سازت رو خرد میکنم
وایستا
شما اول بی ادبی کردین
اما جرئت میکنین بهش حمله کنین؟
برادر
من
باید احتیاط کنیم
بریم
ممنونم که طرف عدالت رو گرفتین بانو
خواهش میکنم
آدم ها این بیرون
باید بهم کمک کنن
وظیفه م بود
من چو جین یو هستم
اسم شریفتون بانو؟
از گروه محافظین جین
جین بای وان هستم
عنوانم مهم نیست
یه کمکی بهم بده
حالت خوبه؟
(*م: فقط یکم کمرش شکست*)
یعنی انقدر سنگینم؟
هنرهای رزمی بلد نیستی؟
چرا جاخالی ندادی؟
ببخشید که خودم رو مضحکه کردم
اگه هنرهای رزمی میدونستم
از اون آدم های شرور
ترسی نداشتم
بذار کمکت کنم بلند بشی
آی پام
میخواستن تیکه بزرگت رو گوشت کنن
چرا اونقدر آروم بودی؟
اگه تظاهر نمیکردم
آروم هستم
موقعیت خطرناک تری
به وجود میومد
خوش به حالت
بانو جین
ما قبلا
همدیگه رو جایی ندیدیم؟
(چه عهد بوقی)
حتما من رو با کسی اشتباه گرفتی
قبلا همدیگه رو ندیدیم
پس بانو میخواین
برین پیش طبیب؟
لازم نیست
باید به کاری برسم
دیگه میرم
جناب
شاید یه روز
دوباره گذرمون بهم بیفته
بانو جین
بانو
کیسه پولت افتاد
چیکار میکنی؟
میخوای بقچه م رو بدزدی؟
زهی خیال باطل
بانو
من چلاقم
خیلی گرسنمه
میشه یکم غذا بهم بدی؟
مار
باید چندتا حقه جدید سرهم کنین
همه اینا توی داستان ها هست
گوش کنین
نمیتونین بیشتر تمرین کنین؟
ارباب
حالا چیکار کنیم؟
عجله نکن
دیر یا زود به دستش میاریم
باشه
کیسه عطر
جناب، یه کاسه رشته برام بیارین
همین الان
بفرمایین
بفرمایین
رشته گوشت خوش طعم
نوش جان
صبر کن
سمی نیست
فقط میخواستم امتحان کنم
بچه جون
چی شده؟ چرا گریه میکنی؟
بازم اونه
عجب تصادفی
خواهر، این توپ ماست
خیلی خوشگلی
میشه باهامون بازی کنی؟
نمیتونم
باید رشته م رو بخورم
برین پِی بازیتون
بریم
باهام بیا
مراقب باش
داره کیسه پولت رو میدزده
بریم
رشته هام
بانو جین
ممنونم که بهم هشدار دادین
اما
رشته هاتون ریخت
پیشخدمت
یه کاسه رشته دیگه بیار
باشه
لازم نیست
میگم جناب
باید وقتی بیرونی
بیشتر احتیاط کنی
انتظار نداشتم
یه بچه گولم بزنه
انگار راحت
گول بقیه رو
میخوری
بانو، فکر میکنین من نادونم؟
رشته هاتون آماده ست
من میبرم
خیلی خب
بفرمایین بانو
ممنونم که دوبار بهم کمک کردین
وگرنه ممکن بود
تو دردسر بیفتم
برای همین
میشه یه لطف دیگه هم بهم بکنین؟
چه لطفی؟
ازتون میخوام
محافظم بشین
ببینین
وقتی پیشم باشین
اون آدم های شرور
ازتون میترسن
یه بانوی ماهر
و شجاع هستین
مگه نه؟
حالا چیکار کنیم؟
ولش کنین، فقط انجامش بدین
بانو جین مراقب باشین
بریم
وایستین
وایستین
فرار نکنین
وایستین
وایستین
برو کنار
خیلی ممنونم بانو
دو بار
نجاتم دادین
قابلی نداشت
وقت این حرف ها نیست
فعلا باید فرار کنیم
از این طرف
اونجاست
بریم
بانو
کمک میخوای؟
آره
یادته
چی بهت گفتم؟
یادمه
وقتی جین بای وان اومد بیرون
ما
دوره ش میکنیم
آره
بعد شما نجاتش میدین
اونوقت جین بای وان
یه دل نه صد دل عاشقتون میشه
باعث تأسفه که باید
به خاطر مجموعه متون پویوان
خودم رو فدا کنم
جناب یو، اون داره میاد
آماده بشین
باشه
بانو
ببخشید
برین کنار
جناب یو
چطور جرئت میکنین اون کتاب رو ازم بدزدین؟
نمیذارم قسر در برین
یالا برای نقشه کمکی آماده بشین
باشه
از این طرف
اونا واقعا
چرا انقدر بی اعصابن؟
فقط دروغشون رو به روشون آوردم
چرا قصد جونمون رو کردن؟
نه
اگه دلیلش واقعا
کاری که کردیم بود
نباید این همه آدم باشن
نکنه
سعی دارن
مجموعه متون رو بدزدن؟
یا نکنه
به خاطر اونه؟
بانو جین
تازه همدیگه رو دیدیم
اما یار غار همدیگه شدیم
کی یار غارت شده؟
اگه به خاطر تو نبود
دنبالم نمیکردن
به خاطر من؟
آره
هر دفعه نزدیکتم
تو دردسر میفتم
باورت نمیشه؟
راه خودمون رو میریم
ببینیم کی تو دردسر میفته
این دیگه کیه؟
صبر کن
ساکت باش
مرده
اون رئیسمون رو کشت
رئیس؟
باید تاوانش رو بدی
باید ببریم و مجازاتش کنیم
صبر کنین
من بودم
که به این مرد نزدیکتر بودم
چرا فکر میکنین
کار بانو جین بوده؟
پس جفتتون رو میبریم
هیچی نمیدونین
چرا میخواین ما رو ببرین؟
مزخرف گفتن بسه
چرا میخوای بقچه م رو بدزدی؟
دستت رو بکش
کیشته
پسش بده
نه
نمرده، ادا در میاورد
خفه شو
ببرینشون
اینطور که معلومه هنرهای رزمی هم بلده
حتما در آینده میتونه ازم محافظت کنه
کی اونجاست؟
منم
بانو جین
جناب یو
دونه های سرخ صورتتون
بهبود پیدا کرده
باعث آسودگی خاطره
از بابت نگرانیتون ممنونم
دیدم صبح
تمرین شمشیربازی میکنین
خیلی نیرو صرف کردین
برای همین
براتون چای آوردم
خیلی ممنونم بانو جین
اما الان نمیتونم چای بنوشم
جوئه مینگ
چرا؟
دره تائویوان قوانینی داره
قبل از تموم کردن
سه بار تمرین شمشیربازی
خاندان یو نمیتونیم چیزی بخوریم یا بنوشیم
ارباب جوان
تا الان
دو بار تمرین کردن
اشکالی نداره
اینجا دره تائویوان نیست
به کسی چیزی نمیگم
نگران نباشین
کار درست رو بدون اجبار انجام میدم
قوانین
باعث خویشتن داری من هستن
چون
کسی نظارت نمیکنه
باید
تو اجرای قوانین بیشتر سختگیری کنم
بانو جین
بابت چای ممنونم
جناب یو
واقعا مرد متشخصی هستین
یه سوال دیگه هم ازتون داشتم
ازم بپرسین
اون روز ظاهرم
خیلی بد بود
چرا از ازدواجمون
پشیمون نشدین؟
این مسئله بین دو خاندانه
تا وقتی با ازدواجمون مخالف نباشین
از چیزی پشیمون نمیشم
معلومه که جواب رد نمیدم
چیوار
چیوار
پدر
جناب جین
اتفاق بدی افتاده
بای وان ممکنه تو دردسر افتاده باشه
چی؟
یه پیغام به دستم رسیده
چند روز پیش
پیغامی به همه فرقه ها رسیده
که مجموعه متونی که دست بای وانه
مجموعه متون پویوانه که از خیلی وقت پیش ناپدید شده
حالا
همه فرقه ها میخوان به دستش بیارن
مجموعه متون پویوان؟
درسته
بعد از قتل خاندان شو
مدت زیادیه
که ناپدید شده
مسئله عجیبیه
شاید اولش
دنبال
گروه محافظین جین بودن
پس الان باید
بای وان رو پیدا کنیم
صبر کنین
این اتفاق
موقع آماده شدن برای عروسی افتاده
اتفاقی نیست
حالا باید
هرچه زودتر
برگردیم دره تائویوان
پس بای وان چی؟
بانو جین، نگران نباشین
مسائل گروه محافظین جین
به دره تائویوان هم مربوط میشه
افرادی رو میفرستم
بانو بای وان رو پیدا کنن
اگه خبری بشه
بهتون اطلاع میدم
بانو جین
چرا پشتم وایستادی؟
میخواستم بهتون بگم
نگران نباشین
نگرانی؟
رئیسشون اصلا نمرده بود
این یه تله ست
تله؟
ارباب جوان، باهوش هستین
بی هیچ زحمتی
مجموعه متون رو
از جین بای وان گرفتیم
معلومه که هم باهوشم
هم خوش قیافه
درسته
این مجموعه متون
انگار چیز ساده ای نیست
ساده نیست؟
نباید کمکم میکردی
اونوقت
اینجا نبودی
بانو جین، دو بار نجاتم دادین
حالا که تو دردسر افتادین
باید حتما
نجاتتون بدم
انتظار نداشتم
انقدر مسئولیت پذیر باشی
در موردت اشتباه قضاوت کردم
در مورد چی؟
فکر کردم
به جز قیافه خوبت
چیزی نداری
انتظار نداشتم
منظورم این نبود
به نظرتون
خوش قیافه اومدم
اما گفتین
آدم نادونی هستم
این آدم
چطور انقدر حافظه خوبی داره؟
به اسم دار و دسته موش کور
مجموعه متون رو گرفتیم
اگه گروه محافظین جین
بخواد تحقیق کنه
نمیتونه رد پایی
از خاندان یو پیدا کنه
حالا که این مجموعه متون منحصر به فرد
تو دستمه
خاندان یو
برترین خاندان دنیای هنرهای رزمی میشه
از چیزی نمیترسم
درسته
اما چطور بازش کنیم؟
باید بازش کنین، مگه نه؟
شنیدم وسایل گروه محافظین جین
توی یه جعبه چوبی
محفوظ میشن
به جز شما
هیچکس نمیدونه چطور بازش کنه
درسته
روشی میدونم
که نه تنها کمک میکنه
کتاب رو پس بگیرین
بلکه کمک میکنه از اینجا فرار کنیم
اما
اما چی؟ بقیه حرفت رو بزن
محاله
با این روش
باید فداکاری زیادی کنین
تا وقتی بتونم کتاب رو پس بگیرم و برم بیرون
هر کاری میکنم
حتی اگه ازدواج کردن باشه؟
حاضرین همچین کاری کنین؟
ازدواج با
رئیس دار و دسته موش کور؟
اَره ش کنم؟
آره، از همونجا
اگه خراب بشه تقصیر من نیست ها
محاله
پس نمیخوام اَره ش کنم
من
بجنب
کمک، کمکمون کنین
یه نفر داره میمیره
طبیب بیارین
از هر ده نفر نُه نفر
همین حقه رو سوار میکنن
نیروتون رو هدر ندین
نمیتونیم گولشون بزنیم
چیکار کنیم؟
اگه جعبه چوبی رو به زور باز کنن
باروت منفجر میشه
بعد مجموعه متون نیست و نابود میشه
اونوقت
ما رو نمیبخشن
همش تقصیر منه
که تو رو توی این دردسر انداختم
حالا توی این لحظه حیاتی
فقط میتونم
احساساتم
رو بهت اعتراف کنم
با اینکه تازه همدیگه رو دیدیم
وقتی دیدمت
نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
که عاشقت نشم
اگه واقعا
همون کسی باشی
که دنبالشم
از این به بعد
تو مرگ و زندگی
توی هر مشکلی
من
رهات نمیکنم
داریم نقش بازی میکنیم دیگه؟
خیلی واقعی به نظر میرسه
اولین باری
که دیدمت
حواست بهشون باشه
بهشت شاهد ماست
امروز
با بانو بای وان ازدواج میکنم
قسم میخورم
تنها عشقم
تو تموم زندگیم باشی
بهت وفادار میمونم
و ترکت نمیکنم
ماه
شاهدمه
حاضرم با بانو چو
ازدواج کنم
و تا ابد
بهت وفادار باشم
هرگز بهت خیانت نمیکنم
عشقم مثل ماهه
تا ابد
باهات میمونم
(چرا این موقعیت)
(انقدر برام آشناست؟)
(مهم نیست باید اول جونم رو نجات بدم)
(اما)
(اگه بتونم با مردی)
(که به اندازه اون)
(مسئولیت پذیره ازدواج کنم)
(خیلی خوش اقبالم)
دست نگه دارین
چرا نعره میکشی؟
شنیدم اون دختر
موقع ازدواج با اون مرد
توی زندان
چی میگفت
خب که چی؟
مسئله اینه
جعبه چوبی گروه محافظین جین
خیلی خوب طراحی شده
نمیشه به زور
بازش کرد
اگه اینطوری بازش کنین
جعبه و مجموعه متون منفجر میشه
ممکنه حقیقت رو نگفته باشه
اگه فریبمون داده باشه
چیکار کنیم؟
گفت فقط خودش
میتونه بازش کنه
اما حاضر نمیشه
برامون بازش کنه
دخترۀ چشم سفید
ازدواج کردن؟
یه فکری دارم
مجموعه متون رو بیار
برو
تکون بخور
ولم کن- رئیس-
عشق یعنی چی؟
یعنی مرگ و زندگی
بذارین بپرسم
چیزی مهمتر از عشق
وجود داره؟
نه
پس
در مقایسه با عشقت
یه مجموعه متون
ارزشی نداره
مجموعه متون همین حالا هم دستتونه
خودتون بازش کنین
همه چیز رو میدونم
فقط تو میتونی
بازش کنی
بیارینش
اگه جعبه
این مجموعه متون رو باز نکنی
همسرت رو
میکشم
عسلم
عزیزم
مجموعه متون رو
بهشون نده
خوب فکرهات رو بکن
قبوله
اگه بازش کنم
باید همسرم رو آزاد کنین
این شد حرف حساب
نیا جلو
این چه کاریه؟
تله ای
توی جعبه نیست
یه جعبه چوبیه
راحت میسوزه
اگه من و همسرم رو
آزاد نکنین
باهم میمیریم
چیکار کنیم؟
بعدا کاری که میگم بکنین
باشه
ولشون کنین
بقچه م رو بدین
اینم بقچه ت
چطور جرئت کردی
رئیس
عجب آدم های
شروری هستین
چه خبره؟
بالاخره پیداتون کردم
میدونین
رابطه خوبی با گروه محافظین جین دارم
میخواین بهش صدمه بزنین؟
ازم اجازه گرفتین؟
نه
بگیرینشون
بانو، دنبالم بیاین
بریم
زود باشین بریم
نذارین فرار کنن
برین دنبالشون
برین
بیا
وایستین
این عمارت منه، بریم تو
باشه
دروازه رو ببند
باشه
چیکار میکنی؟
عقل تو کله ت نیست؟
الان مثل یه لقمه چرب و نرم
تو چنگ ارباب جوانمون هستن
کارمون تموم شد
بریم
اینجا نمیان دنبالمون؟
نمیتونن به خواست خودشون
وارد عمارتم بشن
میشه اسم شریفتون رو بدونم؟
یو چن هستم
از کمکتون ممنونم جناب یو
تو
چت شده؟
صدمه دیدی؟
چیزی نیست
جناب یو آدم خوبیه
نه تنها کمکمون کرد
بلکه ما رو
به عمارتش راه داد
قسم میخورم
تنها عشقم
تو تموم زندگیم باشی
بهت وفادار میمونم
و ترکت نمیکنم
تموم شد
ممنونم بانو جین
الان
تو شرایط اضطراری بودیم
میگم که بدونی
جدی نگیرش
منم جدی نمیگیرم
خیالتون راحت
اما
از اونجایی که خیلی به عشق اهمیت میدین
پیداش کردین؟
من؟
معلومه که نه
پس از چه مردی
خوشتون میاد؟
همچین چیزی برام بی معنیه
میخوام تو دنیای هنرهای رزمی ماجراجویی کنم
در موردش
فکر نمیکنم
اگه یه وقت
یه مرد خوش قیافه
باهوش و شجاع
بخواد باهتون باشه
قبولش میکنین؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Ariana
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.