All language subtitles for Deha.E01.YTDL.@TurkiiSub

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian Download
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish Download
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

قسمت 1 سریال نابغه ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫ برای تهیه زیرنویس سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

آخرین تئوری این بحث سال ها پیش

یکی از مهمترین مبحث های ریاضی شده

امروز یکی از جوون ترین های دانشجو هامون

همونطور که اعلام شده با راهکارها به جواب برسه

و برنامه داره یه تئوری رو مطرح بکنه

اگر بتونه موفق بشه

هم بهش یه میلیون دلار جایزه پرداخت میشه

هم توی دانشگاه هاروارد

شانس تحصیل به دست میاره

دوران تخته برای تو هستش

به کجا نگاه میکنه؟

‫- پسرم، ساکتش کن ‫- يه لحظه الان حلش میکنم

‫- بورا ‫- قطعش كن فورا

‫مامان جون قطع بشه ‫قطعش میکنم دیگه

‫-باشه نمیشه دیگه، یه دقیقه سکوت -

‫- لطفا ‫- آروم باشیم

‫همه اش همین کارو میکنه

‫دوران ‫شروع بکنیم لطفا

‫-مشکلی هستش؟ ‫-کی میدونه؟

‫استاد بکیر هنوز باید منتظر بمونیم؟

‫ماشین حساب بدیم بهت؟

‫شدنی نیست ‫شدنی نیست

‫یه پسر با کفشای گلیش اومده ‫میگه میخواد به ما فرمول ریاضی نشون بده

‫استاد، هنوز از پس شروع کردن بر نمیاد میبینید؟

‫یه خط بنویسه ۱۰۰ بار پاکش میکنه

‫- داره میره طرف ‫- مامان نکن تو رو خدا

‫- ذاتا قلبم تو دهنمه باشه آروم -

‫- یالا پسر ‫- دوران برای این لحظه سال هاشو داده

‫کاراشو دیدم

‫ول کن استاد این ها رو، ول کن

‫من نفهمیدم که

‫-ول کن این کارها رو ‫-فکر کنم اینجا دیگه کارمون تمومه

‫- داره شروع میکنه ‫- داره مینویسه باشه وایسا

‫خدایا خجالت زده امون نکن ‫خدایا خجالت زده امون نکن

‫درسته

‫آفرین

‫- آفرین، آفرین ‫- همینه

‫آفرین واقعا

‫آقا دوران تبریک میگم

‫گفتم تبریک میگم آقا دوران موفقیت بزرگی داشتین

‫یه کم شما رو بشناسیم ‫علاقه اتون به ریاضی از خانواده اتون هستش؟

‫چطور مشخص شد بچه ی خاصی هستین؟

‫بابام

‫با بازی، با بازی کردن، بازی میکردیم

‫کل عمرم دردم تموم نمیشه

‫نمیتونم اینطوری

‫اسکندر میکرفون رو ول بکن ‫بازی بکن، یالا

‫بدون بوس پسرم بازی بکنم من رو از اینجام بزنند

‫یه بوس بده ببینم

‫- کارت بعدی چیه؟ ‫-هفته دل

‫اینطوری، یعنی به این شکل چند سالتون بود؟ -

‫شش، شش سالم بود

‫باباتون به ریاضی ارتباطی داشت؟ ‫معلمی چیزی بود؟

‫شغل آزاد داشت

‫گاوین؟ چیشو نفهمیدین؟ ‫همه میان

‫دوران من جواب کل سوال ها رو میدونه

‫اونا هم برای اینکه بچه اشون ‫مثل این بشه کتاب ها رو میخرن

‫خب اما ‫بچه است

‫- اگر سوال ها رو ندونه چی؟ ‫- کی؟

‫شیر پسر من ندونه؟

‫شیر پسرم

‫پس

‫پرده

‫بچه هاتون هر کاری میکنند نمیشه؟

‫درس هاشون رو نمیتونند هیچ جوره بگذرونند؟

‫ریاضی

‫آیا این درد درمونی داره؟

‫داره

‫سوپر حافظه ای که من به شخصه ازش دارم

‫کوچکترین دانش آموزمون هم اینجاست

‫نتایجش رو باهم ببینیم

‫- شش ضربدر هشت؟ چهل هشت -

‫چهل هشت ضربدر چهل و هشت چی؟

‫چهل و هشت بار چهل هشت

‫دو هزار و سیصد و چهار

‫دو هزار و سیصد و چهار ضربدر دو هزار و سیصد چهار

‫پنج میلیون و سیصد هزار و چهارصد و شیش

‫آفرین آفرین به تو

‫مبارک باشه

‫بفرمایید جناب مبارک باشه به خوشی استفاده کنید

‫آقای محترم بفرمایید خدا حافظتون روزیاد ‫کنه انشالله

‫بین فرزندم خوب توجه کن به من

‫انسان همینه

‫اگر یکم بهش امید بدی...

‫تا آخرش حرص میزنه

‫اگر موق بشی بترسونیش

‫میتونی همه چی ازش بگیری

‫الان داره بهت افتخار میکنه

‫میشه اون رو هم در جمعمون داشته باشیم

‫اینجاست؟ میتونه بیاد؟

‫نمیاد

‫بابا

‫اسکندر

‫آیسل

‫بابا

‫بابا

‫دوران دوران

‫دوران

‫دوران

‫دوران

‫داره به دنیا میاره

‫داره زایمان میکنه

‫بابا

‫‫بابا

‫بابا

‫پسرم چیکار کردی؟ همه جات پاره شد

‫دوران چیشد پسرم؟

‫- بلند شو پسر قشنگم ‫- بابا

‫ولم کن

‫- باشه ‫- بابا

‫پسرم دروان چرا نشستی؟ بلند شو برو خونت

‫نمیرم بابام بیاد بعد میرم باشه؟

‫به نظر من بیخودی منتظر نمونید

‫ذاتا کسی که استعداد منو کشف کرد اونه ‫اما کسی که تربیت و پرورشم داد سوفی هست

‫استاد علی آیدر یعنی

‫اونم ریاضی دان نیست

‫تاریخ دانه

‫خب وقتی پول رو گرفتید میخواید چیکار کنید؟

‫پیشنهادی که از آمریکا اومده رو قبول میکنید؟

‫یکی رو دارم اگر باهام اومد ‫میریم اما اگر نیومد همین جا میمونیم

‫نکنه دوست دخترتونه؟

‫والا

‫اگر پیداش کنم ازش همین سوالو میپرسم

‫اگر سوال دیگه ای نیست من با اجازتون برم ‫خیلی ممنون

‫خیلی ممنون

‫ممنون

‫من میرم

‫کجا؟

‫میرم محله

‫- پسرم به افتخار تو دارن غذا میدن ‫- کار دارم به خدا

‫شما بخورید

‫نوش جان

‫نتوستیم تبریک بگیم

‫ استاد با احترام

‫به خدا رفت

‫گل

‫افتاد جلو پام

‫گلل

‫داداش دوران

‫داداش دوران

‫عمو ظفر

‫بگیر ببینم

‫الان بندازه گردنش خودشو شهرداری حساب میکنه

‫دوران چیکار کردی؟ امتحان رو برنده شدی؟

‫مامانت اینا صبح جوری رفتن انگار دارن میران عروشی

‫کجان؟ چرا هنوز نیومده؟

‫خیلی محکم بستش

‫وای امان

‫ولش کن ببینم

‫چیکار میکنی بابا

‫t.me/TurkiiSub ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫ برای درخواست ترجمه سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫چیکار کردی بگو ببینم

‫قبول شدی مگه نه؟

‫خدا

‫آمریکایی اومد

‫-تموم شد دیگه مگه نه پسر؟ ‫-اسما کجاست؟

‫- چه میدونم کجاست ‫-برنگشت؟ هنوز نیومده محله؟

‫امتحان رو قبول شدی یا نه؟

‫- دختره رو ندیدی هیچی؟ ‫-ندیدم

‫صبح عاصی اومد اما پیش اونم نبود

‫براش خواستگار اومده

‫اینم باقلوایه خواستگاریشه

‫خیلی خنده داره

‫عقلم رو از دست میدم بخدا عقلم و از دست میدم

‫پسر امتحان رو قبول شدی یا نه؟ ‫الو

‫پسر بگو بینم شیش ضربدر هشت چی میشه؟

‫۳۵

‫آفرین بهت انیشتین

‫انیشتینی واسه خودت آفرین

‫-آبجی اسما رو دیدی؟ ‫-نه

‫البته که نه نیست معلوم نیست کجاست

‫دوست دختر داری؟

‫اونم نه؟ نباشه ذاتا

‫نداشته باش چرا؟

‫چون بعد اینطوری دنبالش میگردی

‫مشترک مود نطر دردسترس نمیباشد

‫لطفا بعدا دوباره تماس بگیرید

‫اینا از هم جمع شدن

‫استاد استادان

‫بازم به دردت نخوردیم

‫والا تو اصلا عقل نداری سوفی

‫ببین یا یه حساب کتاب کنیم

‫اگر به این ها گفته بودی بیاید بهتون درس یاد بدم

‫تو بیست سال هر کدوم ۲۰ دلار...

‫تا به امروز دقیقا ۹۸۷۴۰ دلار جمع کرده بودی

‫ذهنت رو با اینا خسته نکن

‫برای اینکه یه آدم رو گول بزنی نیازی نیست ‫از عقلت استفاده کنی

‫همین که بی وجدان باشی کافیه

‫چرا اومدی؟

‫گفتی همین که امتحان تموم شد

‫سریع بیا نتیجه رو بگو

‫گفتم تا تموم شدی بیا

‫نگفتم بعد از اینکه کل دنیا نتیجه رو ‫دیدن بیا

‫اسمم رو نوشتن؟

‫نوشتن

‫از بابات هم صحبت کردی

‫اسم اونو هم نوشتن

‫حرفش شد

‫عمدا نبود

‫بهم دروغ نگو دوران

‫من دروغ دوست ندارم

‫دیگه بیخیال شو

‫زخمت هر چی که هست بسته بشه بره

‫به فرصتی برات پیش اومده که تو زندگی ‫یه بار پیش میاد

‫تو فکرت پیش اونه

‫اون تو رو خیلی وقته فراموش کرده پسرم

‫تو هم اونو فراموش کن

‫یارو رفت دیگه هم نمیاد

‫نمیاد

‫میدونم

‫اما پیش من نمیاد

‫یک میلیون دلار پول کمی نیست

‫خواستم بدونه

‫که ...

‫با یه انگشت تکون دادن میتونم ‫ ۱۰ برابر پولی که داره با کلاهبرداری

‫به دست میاره رو بزارم جیبم

‫خواستم بدونه کدوممون بیشتر باهوشه

‫من اینو گرفتم ‫اگر اجازه بدی میخونم بعد میارمش

‫نمیدونم دوست داری یا نه افسانه متیهان هستا

‫آهو دست اونا بود

‫- ایجاسی دست اونا بود ‫- آره

‫رئیس هیئت تومان خان سر زبون همه بود

‫آره ‫بعدش؟

‫یادم نیست که ‫وقتی تعریف میکردی خیلی کوچیک بودم

‫تومان خان ‫این در اصل یه داستان جنگ پدر پسریه

‫تومان خان پدر ‫عاشق یک جاریه شده

‫همسر ارشدش و پسر ارشدش رو که از اون بود ول کرده و رفته پیش اون زن

‫اون زن هم خیلی مار صفت بوده

‫میخواسته به جای مته ‫پسرش بر تخت سلطنت بشینه

‫اما بر اساس سنت ها این حق مته بوده اما پدرش سنت ها رو زیر پا گذاشته

‫مته رو گول زده و به ‫عنوان گروگان به دشمنش داده

‫مثلا قرار بوده صلح کنه ‫ولی متوقف نشده و حمله کرده

‫- مته موفق شده نجات پیدا کنه؟ موفق شده -

‫مته بی خبر از کارهای پدرش برگشته به خونه اش

‫تومان خان هم بازی رو ادامه داده و با ‫دیدن مته به دروغ گفته امروز روز عید منه

‫البته بعدش جشن و شکار و پایکوبی هم راه انداخته

‫آره

‫توی یکی از همین شکارها ‫با تیر از سینه اش زده میشه

‫کی؟ کدوم؟ پدر یا پسر؟

‫بی زحمت اونم بخون بخون و بفهم

‫حتما باباش ‫حتما بابا

‫همیشه همون داستانه دیگه پدر خسیس و حریص به پسر خودش هم رحم نمیکنه

‫اگر توی این دنیا چیزی به اسم عدالت وجود داشته باشه باید تیر خدا به سینه پدر بخوره

‫پس... پرده

‫آینده ما هستیم ‫آینده، رانتواکس هست

‫آینده ‫انرژی خورشیدی هست

‫چون که اگر انرژی وجود نداشته باشه

‫زندگی نیست

‫اینم مزرعه های انرژی خورشیدی ما ‫ما تولید میکنیم

‫هر چی بیشتر تولید میکنیم پول در میاریم از سمت خورشید برای ما پول میباره

‫ثروت میباره

‫دوران ماشین های برقی داره شروع میشه

‫به زودی کارخونه های که تولید کربن بالا دارن توی اورپا هم نمیتونن فعالیت تجاری بکنند

‫همه همه محتاج انرژی خورشیدی هستند

‫اما متوجه نیستند، اما ما به اندازه ایی که قبل از همه حرکت بکنیم عاقلیم

‫ما حتى الان شروع کردیم ‫به پول در آوردن از خورشید

‫لطفا، لطفا... این افتخار برای همه ماست باهم به برنده شدن ادامه میدیم

‫امروز سرمایه اولیه سرمایه ‫گذارامون به سود ۳۵ درصد رسید

‫چی سرمایه گذاری کرده بودن همونقدر سود کردن

‫درسته؟

‫همه انسان ممکنه ‫اشتباه کرده باشن؟

‫در مقام اول یکی از با ارزشترین سرمایه ‫داران کشورمون آقا حاکم ممکنه اشتباه بکنه؟

‫دقیقا ۱۲۰۰ تا احمق

‫روی زمین نسل همه چی تموم میشه ولی نسل ابله ها تموم نمیشه

‫مجوز رو بگیر، ۱۰۰ تا ‫پنل خورشیدی رو آماده کن

‫عکساش رو بگیر ‫بعد ببر تو یه زمین دیگه بزارشون

‫دوباره عکس بگیر ‫ده بار تکرارش کن

‫با افکت رایانه ایی ۱۰۰ تا پنل رو ‫ ۱۰ میلیون تا نشون بده

‫بعدش توی دیگه توی مزرعه ‫خورشیدی ابله درو میکنیم

‫کافیه بگی یکی بزار سه برابر میگیری بعدش اون ۵ برابر میشه کار تمومه

‫آماده ان هر چیزی توی ‫دست و بالشون دارن رو بدن

‫اگر اینقدر آسون بود این ‫کار رو تنهایی انجام میدادی

‫اینجا سوپرلیکه اسکندر ‫اونایی هم که میگی ابله، آدمای حرفه ایی اند

‫آدم های ثروتمند و محترمی اند ‫اونا به اون چراغایی که تو خاموش کردی

‫نیومدن برای اسم من ‫اسم حاکم لانکوپاران اومدن

‫این درسته البته

‫اما نمیدونم اگر وضع شرکتت رو میدونستند، ‫میومدن پیش من یا فرار میکردن؟

‫سوتفاهم نشه من خیلی ممنون هستم

‫اما این که همچین شرکتی رو بی سر و صدا ورشکسته کنید موفقیت بزرگیه

‫با یه قرض کوچیک، ممکنه مجبور بشید اعلام ورشکستگی بکنید خدا قسمت دشمنم نکنه

‫نمیشه ذاتا، این موضوع ‫بررسی حسابم خیلی طول نمیکشه

‫آخرین سرمایه گذاری ها هم جمع میشه ‫تو پولت رو میگیری، منم قرض هام رو میدم

‫بعدشم من اولین نفر به جرم ‫کلاهبرداری از تو شکایت میکنم

‫هر چی که حرفش رو زدیم همون فردا پولا رو جمع میکنیم و به الماس تبدیل میکنم

‫-تو فردا توی شرکت نخواهی بود ‫- یعنی چی؟

‫لحظه آخری نزدیک صندوق اشتباهی ‫چیزی میکنی رابطه مون خراب میشه

من

‫خیلی ناراحت شدم، اگر فکر میکنید شما رو میفروشم فورا الان منو از اینجا بزنن

‫لازم باشه اینم میشه اسکندر

‫اگر لازم باشه اینم میشه

‫"آمستردام"

‫- جمره، دختر عزیزم ‫- خیلی شادی بابا؟

‫از خشمت معلومه

‫- تو از دست کی عصبانی شدی؟ بگو ببینم ولش کن، ارزش نداره حرفش رو بزنیم -

‫اما پشت سرم زار خواهد زد این برای من کافیه

‫- تو چیکار کردی؟ امانت ها رو گرفتی؟ ‫- اوم گرفتم

‫گرفتم ولی خیلی به من میاد ‫نمیدونم دلم میاد برای صاحبش بیارم

‫البته البته نیار که کم ‫کم خون از تن ما خالی کنن

‫- چیزی نمیشه، تو حلش میکنی ‫- حلش میکنم ولی اولش این... رو باید حل کنم

‫یالا تو منتظر خبر من باش

‫مردک حاکم، خبر نداره شلوارشم میگیرم ازش منو تهدید میکنه

‫- چیشد نکنه فهمید؟ ‫- شک کرد

‫میگه فردا نیا مغازه رو میبندیم سنگ های ‫تو صندوق ها رو هم میخواد، آدم هاش جمع کنن

‫- خب ،آفرین مرد عاقلیه ‫- ولی از من عاقلتر نیست، هیچ کس نیست

‫واسه یه قرض قمار کل شرکت رو ورشکسته کرد ‫هنوز پر رو هستش

‫خب اگه اون شرکت ورشکسته تـرکـی.سـآب نمیشد چرا باید وارد زنجیره سعادت میشد اصلا؟

‫آره آیسل، یه ساختمون نشون من بده ‫که اون شرکت بزرگ تمومش کرده باشه

‫شرکته... مثل آدم کارکند هم نداره

‫خب پولشویی میکنه، چیشو نمیفهمی؟

‫پولشویی جرم بزرگیه، مگه نه؟ ‫کی میدونه اون پول از کجا میاد؟

‫از مواد مخدر یا قاچاق سلاح یا تجارت زن؟

‫حالا تو به من بگو من روی این ‫همه کار غیرقانونی چشم ببندم؟

‫- پلیسمون جزای اون مجرم رو نده؟ ‫- بده

‫-منم تو صندلی خالی حاکم نشینم؟ بشين عشق من -

‫الو شعبه مالی؟ ‫میخواستم یه گزارشی بدم

‫از طرف شرکت وان بوعاز ازم کلاهبرداری شده، بله

‫کلاهبرداری شده

‫مامان

‫مردم؟

‫ای بابا

‫سوپرایز

‫فرمات، به کارت برس پسرم

‫- نگاشون کنا، کی برنامه ریزی کردین؟ ‫- بفرما داداشم

‫ممنون جانم

‫والا داداش یه هفته اس داریم سر وکله میزنیم

‫-یعنی اینقدر از نتیجه مطمئن بودین؟ ‫-نه نبودیم

‫یعنی چی؟

‫زشته بابا، اعتماد خانواده ‫عزیزم بهم اشک تو چشمام پر کرد

‫حتما فکر تو بود

‫عجبا

‫- شوخی کردم بابا ‫- من گفتم من، یدک داشته باشیم که نارحت نشی

‫یعنی داداشم گفت اگه باختی این سفره حسرت یه میلیون دلار رو رفع میکنه

‫مشکل پول نیست بابا، این داداش تو هستا یکی از ۴ یا ۵ تا مغز متفکرای این مملکته

‫البته جانم اینو میدونیم

‫از این محله و از این ‫خونه به بالاترین نقطه رفت

‫اونم بی پول و اینا ‫تو چی میدونی؟

‫بدون پارتی، آدمایی که تو صورت ما نگاه ‫نمیکردن امروز جلو دوران خم و راست شدن

‫دردمون پول نیست ،یعنی داداش تو امروز ‫خیلی بیشتر از میلیون ها برنده شد

‫زیر سایه اش ما هم البته ‫به افتخارش مهمونی دادان

‫نیومد ولی خب ‫از ما پذیرایی کردن اونجا

‫مامان من، سال ها خونه اون آدم ها رو تمیز کرد ولی امروز اونو بالای مجلس نشوندن

‫وای داداش ببین چند بار بهت گفتم این خرابه عوضش کنیم؟ ببین نمیشه ببین

‫آینه ما هستیم ‫آینده، رانتواکس هست

‫آینده، انرژی خورشیدیه

‫چون که انرژی

‫- اون اسکندر نبود؟ ‫- نه

‫صدای اون نبود؟

‫بازش کن ببینم چی میگه

‫بنظرم اونو ول کنیم مامان بزرگ ببینیم ‫بوران چی میگه؟ این چیه پسرم؟ تو چرا دیدیش؟

‫یهویی دیدم نگاه کردم چیزی نیست

‫دروغ میگه داداش قایمکی سرچ میکنه من میبینم

‫بوران؟

‫سرچ میکنم داداش کنجکاوم و سرچ میکنم، یعنی شما هیچ کدوم در مورد این آدم کنجکاو نیستین؟

‫مگه میشه نگران نباشیم پسرم؟ ‫چند بار دنبالش گشتم ولی پیداش نکردم

‫- چیکار کرده؟ ‫- سرمایه گذار شده مامان بزرگ، سرمایه گذار

‫رفته تو کار انرژی میلیاردها پول در میاره

‫در میاره

‫اون خیلی باهوشه

‫من واقعا نمیفهمم کمک کنید که من بفهمم

‫چند بار حرف زدیم در موردش؟ مامان بزرگ بازم شروع نکن

‫باشه میفهمم قلب مادره ولی این آدم مادر خودش رو فروخت و رفت

‫دوران

‫هنوز میگی باهوشه ‫پسرش یکبار هم ندیده صورتش رو

‫میگه سرمایه گذار و چیه و فلان بخدا شما دیوانه شدین

‫دوران باشه، باشه داریم جشن میگیریم نیازی به ناراحتی نیست بیخیال

‫- دوران باشه -

‫واقعا تو به جای فکر کردن به پول بابات به این فکر کن که داداشت یه میلیونر شد

‫به زودی برات جدیدترین تلفن رو میگیره مگه نه؟

‫بگیر میلیونر رو ‫بگیر داداش جان

‫این مگه به این راحتیه؟ مجوز و ‫تایید و فلان حداقل دو ماه طول میکشه

‫چه دو ماهی داداش؟ این تلفن داره تو دستم میترکه میبینی؟

‫تعمیرش کن مگه دیروز برای ‫تعمیرش پول نگرفتی ازم؟ چیشد؟

‫چیز شد، اون پول تموم شد ‫برای چیز دیگه ایی لازم بود

‫برای چی؟

‫چیز دیگه اوم

‫- داداش، جیب هاش رو ببین ‫- عجبا

‫نه داداش چیزی نیست

‫- چیه؟ ‫- چیزی نیست داداش

‫- چیه؟ چی؟ چی؟ ‫- داداش خصوصیه خصوصی

‫- مگه برای داداشم خصوصی داریم بیا ببینم ‫- نکن داداش

‫- ولم کن توروخدا ولم کن آروم پسرم آروم -

‫- نصف شبی ادا در نیارین تو زورت بیشتره یا من؟ -

‫- ولم كن ‫- چیشد؟

‫داداش

‫- داداش ولش کن تو رو خدا، ولش کن بده داداش ‫- برداشتم دیگه مال منه برداشتم وایستا

‫گلم آبی بیشتر بهت میاد ولی این به تنت میاد

‫- شاعر ‫- باشه مسخره هم کردیم، ول میکنی؟

‫- ببینم چیه پسر ‫- ولش کن داداش

‫- میخوام ببینم کارت چطوره ول کن داداش چیزی نیست -

‫این

‫خیلی خوبه

‫- الان چرا اینطوری شد؟ ‫- یعنی چرا؟

‫- نابغه ای دیگه، فهمیدی چه غلطی کردی ‫- پسرم

‫خوش میگذروندیم دیگه داداش

‫یالا پسرم بخورین، باشه یالا

‫اسمش چیه؟

‫- کی ‫- اسم دختره چیه؟

‫داداش دختری نیست

‫- خب خوشگله؟ ‫- داداش روانی ای؟

‫- میگم دختر نسیت، چرا نمیفهمی؟ ‫- پسر

‫- تو در اصل دیوونه ای؟ شیزوفرنی هستی؟ -

‫برای دختری که نیست ‫چرا هدیه میخری؟

یالا تعریف کن - ‫-داداش

‫یالا

‫اگر گفتم نیست، یعنی جدی نیست از دور نگاهش میکنم

‫فردا تولدشه برای همین گرفتم تو هم خرابش کردی

‫ولش کن خوب شد خراب شد ‫چون اون دختر به هم نگاه نمیکرد

‫-چرا نگاه بکنه به این تیپم؟ ‫-خوبه دیگه پسر، دیگه چی میخوای؟

‫نگاه نمیکنه هم خوبه

‫درست میگی ‫خیلی خوبه عالیه

‫- والا، ببين ‫- تو رو خدا ول کن

‫به من گوش کن ‫به داداشت گوش بکن

‫اگر کسی رو دوست داری ‫چیز که قشنگه اینه بری دنبالش

‫بهش برسی تموم پسر

‫اسمه جز تو به کسی نگاه نمیکنه ‫اومدی به من در مورد رسیدن میگی

‫- چی شد؟ ‫- میان خواستگاری

‫- بازم؟ بازم -

‫بازم ‫من میرم

‫اما برمیگردم

‫حرفتو یادت نره آقا کوچولو ‫چون دوتا حرف در مورد زوجا دارم بهت بگم

‫- خسته نشدی از این شوخیات ادامه میدی دیوونه ام من پسر -

‫اسمه یالا دخترم قهوه ها رو حاضر بکن مهمونها رو منتظر نزار

‫یه کم هیجان داره

‫- ممنون ‫- ممنون عزیزم

‫جناب

‫- دخترمون اسمه خانم، دوساله تو رستوران منه ‫- بله

‫- همیشه تقدیرش میکنم ممنون قربان -

‫دخترای جوونمون باید ازدواج کنند

‫دو ماه شده پسرم از سربازی ‫برگشته، گفتیم آستین بالا بزنیم براش

‫به دستور خدا و سنت پیغمبر دخترتون اسمه رو برای پسرم جمال

‫دادم رفت

‫- از شما مگه بهتر پیدا میشه؟ ‫- مگه نه؟

‫- هم تو این کار ثواب به این بزرگی هست ‫- اسمه

‫یعنی هرچی باشه تو این دوران ‫بچه بزرگ کردن بدون بابا راحت نیست

‫چی میگه این؟ یعنی -

‫- بابا چی میگه؟ ‫- کسی به این راحتی قبول نمیکنه خیلی مهمه

‫- چی میگی این پسر؟ ‫- نه بابا

‫- چی میگه این؟ ‫- دروغه، به خدا دروغه

‫- تو رو میکُشم ‫- وایسا مامان

‫- میکشمت تورو، ولم کن زن ‫- بابا

‫- من کاری نکردم که چه بدونم ‫- داره میره

‫میکشمت تورو ‫نشونت میدم

‫با اون خیلی دور نمیتونی بری

‫- چیکار کردی؟ ‫ببین

‫- خدا لعنتت کنه دوران ‫- بفرمایید

‫- راه بیافت ‫- بیا اینجا

‫- برو گاز بده ‫- بیا اینجا

‫گاز بده داره میادش

‫- آقا لطفا ‫- ولم كن، ولم کن

‫فرار نکنید بیایین اینجا

‫بیچاره ات میکنم ‫بیا اینجا

‫- خب یه دستت درد نکنه حقمه دیگه ‫- باشه

‫- چرا میزنی دختر؟ البته که میزنم -

‫ذاتا بابام میزنه چرا لاسیتک هارو ‫پنچر میکنی؟ حساب اونم پس میگیره

‫هیچ گهی نمیتونه بخوره ‫نیازم نیست برگردی به اون خونه

‫عجبا ‫چطوری یعنی؟

‫میدونی چطور

‫صبح اومدی، گفتم نیایی انگشتم ‫هم تکون نمیدم نیایی، نزن زیرش

‫هرچند

‫لحظه ی آخر در رفتی تشویق ها رو نشنیدی

‫رویا دیدی ‫من هیچ جا نیومدم

‫خب

‫پس من تعریف بکنم

‫درخواست فرستاده شد

‫کار تو آمریکا حاضره

‫تو یه ماه

‫تو حساب بانک یه میلیون میخوابونند

‫خوبه به من چه؟ ‫برو راه برای تو هستش

‫راه ما هستش

‫راه ماست

‫چی فکر میکنی؟ ‫من تنها میرم کشور غریب؟

‫والا نمیدونم ‫یعنی من

‫یادم نمیاد سوال حل کرده باشم راهی هم ندارم برای همین

‫من دعوتت میکنم کافی نیست؟

‫- به عنوان چیت؟ ‫- تو هم؟

‫اما تو هم؟

‫هر چی باشه حلش میکنیم، نیازی به ‫چیزای سخت نیست، رک حلش کنیم، باشه

‫من قبول میکنم ‫بله

‫- به چی بله؟ ‫- به پیشنهاد ازدواجت

‫الان چیکار میکنیم؟ یه عقد و عروسی ‫صندلی ها رو بیاریم یا

‫بیاریم ‫نمیخوام پیش مهمونها زشت باشه

‫اما در اصل ‫این فکرمو درگیر کرده

‫ترجیح میدی بابام قلم پاتو ‫قبل عروسی بشکنه یا بعدش؟

‫اصلا نتونست منو ‫دوست بداره این آدم

‫باشه، چیکار میکنیم؟ پس

‫میدزدمت

‫کجا میدزدی؟ ‫کو پاسپورت و ویزا؟

‫دیگه کشور همسایه هم نمیشه رفت

‫- آمریکا عمرا راهم نمیده ‫- میده

‫تو رو راه نده ‫منم نمیتونه بگیره

‫توی این کار یه میلیون هست پاشا

‫هیچ کس نمیتونه به خاطر یه دختر از اون پول دست بکشه

‫اما بعضی ها جفتش هم میگیرن

‫ببینیم تو از کدوماش هستی

‫- میدونی میتونی بهم اعتماد بکنی ‫- والا نمیدونم

‫بعضی چیزا رو میدونی

‫از من بهتر میدونی

‫ستاره رد شد

‫اونجا

‫من امروز نمیتونم ببوسمت نه؟

‫یه گردنبند با سنگ آبی میخوام

‫از کجا میتونم پیدا بکنم؟

‫بسته به شخصش عوض میشه

‫داداش

‫توصیه ی آدم عاقل بهت داداشم

‫به نظرم اگر دوستش داری برو باهاش صحبت بکن

‫اینبار چند روز قهری؟

‫- آبروی ما رو بردی ‫- کردم

‫اگر بخواد باز من رو به کسی بده ‫که فقط چون پول داره، بازم میکنم

‫دختر تو اینطوریه

‫چرا اینطوریه؟ یالا اونو بگو چرا اینطوریه؟

‫خیلی باید منتظر بمونی ‫کی بابات رو کتک زد دخترم؟

‫دوران، نه؟ دوران

‫دست من رو کی از ۲ جا شکست؟

‫بابام، نه؟

‫وقتی دوران اونطور ‫دیدم چیکار میتونست بکنه؟

‫بفرما دیگه

‫چیزی نمونده از خانواده ی اونا نکشیده باشیم اسمه

‫باباش کلاهبرداری کرد ‫الان پسرش مسلط شد بهم

‫اینجا مینوسیم، اگر تو نرفتی ‫پیش اونا من هیچی نمیدونم اسمه

‫دوران من رو ول نمیکنه مامان

‫روز خوش آقای مامور در مورد ‫گزارشی که دیروز داده بودم تماس گرفتم

‫در مورد شرکت ‫بله

‫اکیپ ها راهی شدن یعنی؟ عالیه خیلی ممنونم

‫اعتمادمون به شعبه مالی بینهایته

‫بی نهایته

‫ببینید پرتوی های خورشیدیمون که همه جای ترکیه هست

‫بزرگ ترش هم میکنیم

‫اگر شما هم با ما شریک بشین ‫باور بکنید خیلی سود میکنید

‫من سیستم رو تونستم ‫درست توضیح بدم نه؟

‫یعنی شما در انرژی خورشیدی شریک میشین و سود میبرین

‫فهمیدم، من روتون سرمایه گذاری میکنم ‫پول میدم

‫- شما هم ‫- هرماه بهتون سود میدیم

‫یعنی شما یکی میزارین ما ۳ تاش میکنیم

‫t.me/TurkiiSub ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫ برای درخواست ترجمه سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫- بفرمایید ‫- شعبه ی مالی

‫علیه اتون شکایت ‫برای کلاهبرداری هست

‫- البته من به مسئولمون خبر بدم ‫- البته، ممنون

‫آقا امره مزاحم میشم اما ‫یه لحظه بیایین

‫- از شعبه مالی سراغ شما رو گرفتن ‫- فهمیدم

‫- خیلی ببخشید حتما اشتباهی شده استغفر الله -

‫- من فورا میام ‫- البته

‫از شعبه ی مالی هستم داداشم ‫یالا برین بالا

‫یالا نگاه نکن، معطل نکن ‫یالا برو بالا

‫همه اش داخلشه پسرم؟

‫کی ازت دزدی کردم؟

‫همیشه

‫من از اینجا میرم سمت بازار

‫چرا با طلا فروش و ‫اینا سر و کله میزنی؟

‫ببر بده قمار بازا دیگه

‫اونقدر بهم اعتماد نداری نه؟

‫میترسی سر راه اتفاقی بیافته

‫دنیا کلی حالت داره ‫چی گفتن؟

‫حتی به بابات هم اعتماد نکن

‫این رو خوب گفتن

‫دقیقا مثل باباشه توله ‫سگ، توله سگ، دقیقا مثلش

‫- هیجان داری؟ ‫- میپسنده؟

‫- البته که میپنسده پسر واقعا میگی؟ -

‫- ببینم کجاست؟ ‫- البته که اصله دختر

‫چون صورتی دوست دارم برام گرفته

‫خیلی شیرینه

‫- رنگش خیلی قشنگه ‫- مگه نه؟

‫نگرد، ببین طرفت اونجاست

‫- يالا ‫میرم

‫طرفت داره میاد، نفر بعدی

‫ملیس

‫- دو دقیقه نگاه کن ای داد -

‫چون امروز تولدته برات هدیه گرفتم

‫ممنون

‫چطوره قشنگه؟

‫بوران جون نمیدونم چطور بگم ‫زحمت کشیدی گرفتی ممنون اما

‫اصلا سلقيه من نیست

‫به نظرم اینو ببر پس بده

‫با پول این هم

‫شاید جای این کفش های فیکت یه اصلش رو بگیری

‫میخوام بگم اما پولت نمیرسه

‫گوشیتو عوض بکنی ‫اون هم کافی نیست

‫تو ذاتا هچی نداری

‫یعنی الکی برای من خرجش نکن

‫چی نگاه میکنی اینطوزی؟

‫متوجهم مدام اطراف من میرید جونم

‫اما تو و من ‫چیز شدنی ای نیست

‫تو برو در سطح خودت بازی بکن باشه شیرینم؟ میبوسمت

‫بگذریم، بعدا میبینمت

‫بوران

‫بوران تعجب کردی تو رو خدا؟ این دوست پسر هم داره تازه

‫گفتم من بهت دیگه

‫شنیدی مگه نه؟ ‫گفت کفش

چی؟- ‫- درست گفتش

‫کفشام قدیمیه و فیک گوشیم ‫قدیمیه، هدیه ای گرفتم رو ببین

‫دیگه قرار بود چی بشه؟ این دختر ‫با این تیپ و قیافه ازم خوشش میاد؟

‫دوران احمق گفتش برو حرف بزن

‫- بوران به نظرم خیلی خوب شد جیلان تو رو خدا -

‫یه بابای میلیاردر داریم یه نفر اسمشو نمیاره

‫ملیس بدونه پسر کی ام ‫اینطور رفتار میکنه به نظرت؟

‫طرف توی پول خوابیده تُـرکـی.سأب ‫دختره مثل سگ باهام رفتار میکنه

‫- اگر مشکل پوله داداشم برنده شد دیگه نه جیلان یه دقیقه هم صبر نمیکنم -

‫من حقمو میخوام ‫اون آدم بابای ماست

‫اگر پشتمون میموند ‫کی میدونه کجا بودیم الان

‫بوران هرجا میخوای بری خودت برو باشه؟

‫تو عمرمون صورت طرفو ندیدیم هنوز میگی بابامون

‫کجا برم جیلان؟ چطور برم؟

‫مامانم اینا رو ببین داداشم ‫اینا رو ببین خودمون رو ببین

‫یه دوران خلاص شد، چرا؟ ‫چون نابغه ست

‫البته بخوای از این وضع خلاص بشی ‫باید سوپر نابغه باشی، جور دیگه گاییده میشی

‫تو رو نمیدونم ‫اما من شانسم رو امتحان میکنم

‫- یه کم درک کنید لطفا یه کم آروم قربان -

‫- یه کم دیگه اینجان ‫- نیستش که

‫- باشه لطفا باشین آقا ‫- میان اصلا نگران نباشین

‫-بگین نمیاد ما هم بدونیم قربان میادش-

‫- جلسه هست دیگه ‫- بله میان قربان

‫کی میادش؟

‫چه بدونم داداش باید یه ساعت قبل اینجا بودش

‫ببخشید راجع به آقا اسکندر مگه نه؟

‫چون باید شروع به صحبت کرده باشه من به ساعت نگاه کردم

‫دیر شده میشه زنگ بزنید خبر بدید؟ چون هم دارن کلافه میشن

‫به تو چه ربطی داره جوون؟

‫این جلسه مناسب سن تو نیست

‫حق دارید اما چیزه...

‫ایشون...

‫بابای من هستن

‫-بله؟ ‫- آقا اسکندر روز بخیر

‫اینجا برای کنفرانس شما جمع شدن

‫اگر باهم هستید بیاید برای...

‫بگید کنسل شده یا هم بگید به تاخیر افتاده

‫البته قربان

‫چشم من اطلاعات لازم رو میدم

‫راستی پسر شما اینجا...

‫آقا اسکندر

الو

‫آقا اسکندر

چی شد؟

‫این دردسرا هم تمومی نداره باز رفتن ‫تو هتل صف کشیدن

‫یه خوش اومدی نداریم؟

‫خوش اومدی عزیزم

‫t.me/TurkiiSub ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫ برای درخواست ترجمه سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫یعنی خبر نداشتی؟

‫از کجا خبر داشته باشم؟ الان که شما ‫گفتید فهمیدم

‫این کار شدنی نیست به خدا

‫شعبه مالی حمله میکنن یه نفر هم از شرکت ‫خبر نمیده به من

‫خداروشکر هیچ اشتباهی نداریم ‫عمرا چیزی

‫اسکندر

‫الماس ها کجاست؟

‫تو صندوق

‫مگه نیست؟

‫نیست

‫پلیس وقتی گاوصندوق رو پیدا کرده خالی بوده

‫همه چیز رو حساب کتاب کردی

‫اما حواست نبود که از شعبه مالی ‫به من خبر میدن

‫به هیچ عنوان الکی دارید منو متهم میکنید

‫الماس ها

‫کجاست اسکندر؟

‫نمیدونم آقا حاکم نمیدونم

‫پس این کارو بکنیم...

‫اون الماس هایی که نمیدونی کجاست رو واسم بیار

‫تا منم خاندانت رو ول کنم

‫چطوره؟

‫خاندان رو چرا قاطی میکنی آخه

‫مامان ببین

‫اگر یه بار دیگه بگه نمیدونم من و تو دوتامون به فنا میریم

‫که میگه

‫واقعا نمیدونم

‫اگه بدونم...

‫که این همه سوءتفام پیش میاد اصلا انجام نمیدادم

‫یه فرصت خیلی خوبی پیش اومده بود

‫میخواستم در آمدمون رو دو برابر کنم و ‫بهتون تحویل بدم

‫الماس نیست

‫پس

‫سهمت میشه یک درصد

‫لطفا یکم بهم زمان بدید

‫وقتی الماس ها رو پیدا کردم باید پول رو باید پس بگیرم

‫فقط ده روز میخوام

‫ده روز؟

‫اما خرابکاری دیگه ای نکن اسکندر

‫من از اون آدم های دور و برت نیستم که ‫بخوای معطل کنی

‫تو منو هنوز نمیشناسی

‫ما هنوز باهم آشنا نشدیم.

‫من...

‫چیزی که تو همیشه میگی از اینجا بهت شلیک نمیکنم

‫تو رو زنده نگه میدارم

‫اما جسد عزیزانت رو هر روز میندازم جلوی ‫در خونت

‫خانواده همه

‫آره نمیمیری...

‫اما هرروز اینطوری عذاب میکشی

‫الان

‫برای اینکه نیت خوبت رو به من ثابت کنی ‫فقط یه فرصت داری

‫ازش درست استفاده کن اسکندر

‫درست استفاده کن

‫آیسل خانم

‫چیزی نیست

‫نمک زد سریع زخمش بسته میشه

‫من الان به غالب زنگ میزنم

‫تو یه هفته...

‫صدها دلار اورجینال چاپ میکنه

‫میدیم بهش حل میشه

‫- بعدش هم... ‫- شلیک میکنه تو مخمون مگه نه؟

‫آیسل چرت و پرت نگو

‫باشه برادر من بعدا بهت زنگ میزنم

‫چته تو؟

‫مگه میشه شما رو به خطر بندازم؟

‫اگر منو به خطر اندختی بگو به اینجام ‫شلیک کنن

‫جسور

‫بلا به دور واسه من

‫به آدم من دست نمیزنه

‫معلومه آدم فئودالی هست عزیزان ‫آدم رو میگیره

‫تو رو اصلا نمیده

‫اما منو...

‫قطعا منو بخاطر پول میندازه جلوی اون آدم

‫یکم مرد باش ‫تو رو اینطوری بزرگ کردم؟

‫تو ترسویی؟

‫باهوشم

‫چونکه تو منو اینطوری بزرگ کردی بابا

‫تا وقتی موضوع بسته بشه من نیستم

‫ذاتا

‫حاکم منو نه میشناسه نه به یاد میاره

‫آها وایسا ایسا چیزه

‫مامان اگه پرسید بچه داری بگو خیلی خواستیم ‫اما قسمت نشد

‫بلا به ور

‫- من بلدم تو رو به راه بیارم... ‫- اسکندر

‫جسور رو تو این کار دخالت نده

‫تو هم؟

‫مگه نمیدونی اگر این کارو کنیم چجوری ‫پول پارو میکنیم

‫همچنین قمارخونه ای دیگه کی گیرمون میاد؟

‫اگه گرفتمش همه چیز تمومه

‫از ما به خوبی استقبال میکنن

‫برای باز کردن در ماشین ها رو زمین خم میشن

‫اون آدم های تو مکان هستنا

‫میگن آقا اسکندر منتظر شماییم

‫یه ثروت هنگفت منتظر ماست

‫بزارم این فرصت از دستم بره؟

‫از دست نره

‫اما ما هم بلایی سرمون نیاد

‫من چی گفتم بهت

‫- حاکم آدم باهوشیه... ‫- حاکم

‫اما باهوشتر از تو نیست

‫کسی باهوش تر از تو نیست

‫یه انتخاب بهتر دیگه به جز اینکه جسور رو بندازی جلوی اون آدم هست

‫خوب فکر کن

‫این فرصت از دستمون نره

‫ذاتا از دست نمیره

‫نمیتونم از دست بدم

‫تو کی هستی؟

‫من بوران هستم قربان

‫بوران چی؟

‫بوران

‫مامانم گولجه هست ‫او بورانم

‫پسرتون

‫یه گزینه بهتر از اینکه جسور رو بندازی جلوی ‫اون مرتیکه هم هست

‫- اگر مزاحمتون شدم ببخشید ‫- بوران؟

‫پسرم

‫بعد وقتی دیدم کنفرانس تو هتل کنسل شده...

‫منم بهش گفتم پسر شمام

‫یکم اصرار کردم آدرس اینجا رو دادن ‫دستشون درد نکنه

‫خدا ازشون راضی باشه

‫امروز به اتفاق ناخوشایند افتاد واسم ‫همین کنسل کردم

‫بلا به دور

‫اگر بدونی چقدر خوشحال شدم

‫چند ساله که ندیدمت مگه نه...

‫در واقع شما اصلا منو ندیدید

‫یعنی بعد از اینکه شما رفتد به دنیا اومدم

‫روزی که رفتید

‫مگه میشه؟ من چندبار از دور شما رو زیر نظر داشتم

‫واقعا؟

‫بخدا اگه دروغ بگم ابلفضل بزنه به کمردم

‫خدا نکنه

‫اما چیکار کنم دیگه

‫بعضی وقت ها یه اشتباه یه عمر کل زندگیت رو در بر میگیره

‫منم از اون به بعد ذاتا...

‫هعی

‫تو تعریف کن داداشت فرهان چطوره؟

‫فرمان حالش خوبه

‫تو یه شرکت حسابدار شده داره کار میکنه

‫داداش بزرگتر از اون چی

‫فرمان، بزرگترین داداشمه ‫فرمان، بزرگترین داداشمه

‫باشه خوب باشه

‫متوجه نشدم منظورتون یامان بود یا دوران؟

‫جفتشون ..هم

‫- دوران ماشاالله خیلی باهوش بود آره همینطوره خیلی موفقه -

‫داداش یامانم درس نخوند ولی ‫الان در تعمیرکار هست، اوستا شده

‫همه شون خیلی درخشان بودن خیلی درخشان

‫جیلان هم هست، در یه کلاسیم انشاالله منتظر تقدیرش هست

‫جیلان

‫مامانت زنده هست؟ تـرکی سـإب

‫مامان بزرگم زنده هست هنوزم منتظر شماست

‫میگه حتما یه روزی میاد ‫ولی...

‫پسرم روش ندارم که

‫اگه روش رو داشتم که...

‫چی شده؟

‫تلفنم میاد ‫خرابه گهگاهی اینجوری

‫خودش شروع میکنه به ‫پخش، قدیمیه دیگه الان درستش میکنم

‫نشد.

‫اسکندر این چه صدایی که از بالا...

‫مهمونمون کیه؟

‫پسرم، فرزندم ‫تیکه جانم

‫چطور؟

‫برای غذا هستی دیگه؟ ‫باهم بخوریم

‫-نه مامانم اینا ..منتظرن ‫-نمیشه خودم تو رو میرسونم

‫- ولی... ‫- نگران نباش کسی منو نمیبینه

‫توی راه یه سر به تلفن فروشی هم سر میزنیم اینجوری نمیشه که مگه نه؟

‫آبجی سراپ میشه صداش کنین

‫من اینجا پولم مونده میخوام اونو بگیرم کسی هم با این حرف نمیتونه بیرونم کنه

‫- باشه دخترم آروم باش نمیتونم آروم باشم -

‫- لطفا صدا کن حق با توئه -

‫ببین اگه برم اون ‫پشت خیلی بد میشه

‫- لطفا صداش کن ‫- پنج روز صبر کن

‫- چی رو سه روز و پنج روز لطفا زودباش ‫- باشه میرم صداش میکنم

‫- خواهش میکنم بسیار خب، امروز سر چیه؟ -

‫- دوران یه لحظه وایستا الان مهمه ‫- باشه

‫- خوبی؟ ‫- نه نیستم

‫- میخوام حقم رو بدن، از کار بیرونم میکنن ‫- باشه باشه

‫بابا ‫نکنه بابای اونی که در شکم داره اینه؟

‫- برو بفرستش بره باشه -

داره میاد

‫- با چه رویی اومدی اینجا؟ ‫ -میگم

‫اول اینکه بی دلیل نمیتونین نیرویی رو بیرون کنین

‫این جرمه این یک

‫اینجا پولم هست، تا آخرش میگیرم ‫اینم دو

‫این کارتون از نظر حقوقی ‫مال خوری میشه، اینم سومیشه

‫در هم اونجاست، چهاره ‫دختر نزار صبرمون لبریز بشه

‫با این وضعیت حامله

‫- اسما نمیدونستم به سلامتی بزرگش کنی ‫- دوران وایستا دیگه

‫تو هم با پول بابات آدم شدی من ‫با کسی که بهم کار داده حرف میزنم

‫باید حقم رو بدین ‫پولم رو تا آخرش میگیرم

‫حقی در کار نیست برو وگرنه میگم پلیس بیاد

‫صداش کن دیگه ‫تو بزار منو بیرون کنه

‫- ببین چطور تو رو سال ها این ور و اونور میکشونم ‫- چقدر پررو هست

‫آبروی خودش رو هم برده تازه به خاطر پول چسبیده به یقه ما، سگ گرسنه

‫دوران میخوام شکایت کنم ‫خواهش میکنم خطایی مرکتب نشو

‫میزارم خودت انتخاب کنی میخوام تمرکز کنی

‫یا حق دختره رو میدی و معذرت خواهی میکنی یا روی زمین بیهوش میخوابی کدوم باشه؟

‫حقی در کار نیست ‫میخوایی چیکار کنی؟ چطور میخوایی بیهوشم کنی؟

‫مسئله پول هست دیگه؟

‫پول

‫زیادی هیکلی هست

‫برای اینکه جلوی حمله کردنش رو ‫بگیری باید اول حواسش رو پرت کنی

‫سنگینی اش رو از پای چپ میگیره

‫پس اولین مشتش از چپ میاد

‫از من سنگین تره ‫زوایه رو تغییر بده از پا کمک بگیر

‫روی چانه کار کنی

‫تا جواب ضربه تو رو نداده محکم انرژی اونو زیاد کن

‫روی قفسه کار کنی

‫زمین لیز همیشه مزیت خوبیه

‫اگه میخوایی بیهوشش ‫کنی یکمی نفسش رو بگیر

‫کاری کن تعادلی بهم بخوره ‫مطمئن باش خیلی اذیت میکشه

‫بقیه رو بزار برای جاذبه زمین

‫با این حساب نمی بازی

‫- اونم تو هیچی ‫- الو با کی هستم؟

‫- اضافه کاری چی؟ یک و ماه ۳ روز -

خوبه

‫اون ۲۵ و اجرت هم داری

‫برای روزایی که کار کردی تضمیناتت هم حساب بکنیم

‫۱۷۸۷۵/۴۳ ‫بدهکار هستین

‫بده پولشو

‫باشه درسته

‫یه بوس ‫حداقل یه چایی مهمون کن

‫ببینیم چی میشه

‫مهمون میکنم اما انقدر حقت نیست ممکن بود ازت شکایت بشه

‫یه کم ممکن بود طول بکشه

‫درضمن برای اینکه چیزی از آدما بخوای ‫بگیری یا باید بترسونیشون یا بهشون امید بدی

‫اینم ترسیدش

‫فکر میکردم این حرفا رو فراموش کردی

‫اسمه آدم چیزایی که از باباش یاد گرفته عمرا نمیتونه فراموش بکنه

‫کی میری؟

‫بالاخره ‫به فکرت رسید

‫- دو هفته دیگه میرم ‫- دو هفته؟

‫آره

‫دو هفته

‫خیلی ناراحت شدی

‫بده، بده، انرژی رو بده ‫تشکر میکنم خیلی ممنون

‫میریم

‫این چیه؟

‫برای کلاس ها ‫تو رو هم دعوت میکنند

‫یعنی تو انتخاب رشته ات هم کمکی میکنه اما

‫ذاتا هرچی بخوای میتونی بخونی ‫استعدادشو داری نه؟

‫عزیزم، چون انگشتر نبود این صورتت برای اینه؟

‫انگشتر هم میگیریم ‫می گیریم

‫باشه میگیریم، انگشتر هم میگیریم ‫- خیلی احمقی

‫من یا تو؟

‫بدون تو چطور میتونی فکرشو بکنی جایی برم؟

‫تو دیگه برای من نیستی

‫من برای تو هستم

‫و اینو خوب میدونی

‫جایی که تو نیستی من چیکار دارم؟

‫حتی اگر بهت یه میلیون بدن؟

‫دنیا رو هم بدن

‫تو نباشی کی رو سرم خرابش بکنه؟

‫- واقعا که ‫- تو میخوای خراب کنی رو سرم؟

‫میبینمت بابا جون

‫- چیکار میکنی اینجا؟ چرا؟ -

‫منتظر تو هستم احمق

‫تو نباشی چطور برم خونه؟

‫- ای خدای من ‫- بوران

‫- چیکار میکنی؟ ماشین کی بود اون؟ ‫- کاری نمیکنم جیلان، ماشین کسی نبود

‫- بوران یه چیزی گذاشتی تو کیفت بده ببینم ‫- داداشم

‫- چیو بدم؟ ‫- بده این کیفو

‫چرا بدم؟ كيف منه

‫بده اگرنه به مامان اینا ‫میگم از مدرسه فرار کردی

‫- چیو میگی؟ ‫- میگم از مدرسه فرار کردی

‫باید از تو بترسم؟ ‫بیا ببین

‫بیا ببین از تو باید بترسم؟ ببین اینجاست

‫شد؟ با دهن باز نگاه میکنی

‫بوران میدونی قیمتش چه قدره نه؟

‫- چطور گرفتی این رو؟ ‫- من نگرفتم

‫بابام گرفت

‫والا از اینجا به بعدش کاغذ بازیه

‫چون دعوت شدیم کار ویزا راحته

‫مدارک هم تو چند روز میاد، اما

‫یعنی یه کم باید منتظر بمونیم

‫پسرم به فکر ما نباش همه چیزمون تمومه

‫چیمون کمه مگه؟

‫- نخندین ‫- نمیزاری که مامان

‫- باشه نخندین یعنی -

‫باشه، این پسر یه عمر ‫کار کرد و به دستش آورد

‫خانواده اش هم باید پشتش حمل بکنه؟

‫مامان جون تو

من ‫این بچه

‫حقوق بازنشستگی مامان بزرگ

‫بار این خانواده رو پشتمون ‫حمل نمی کنیم؟ نفهمیدم من

‫فرق تُـرکی سأب آقا دوران اینکه میلیونره؟

‫ چه حرفیه داداش؟

‫ما سال ها تلاش نکردیم؟ ‫کاری که گذشته کردیم تو آینده نمی کنیم؟

‫پاشام از مامانم پرسیدم

‫- باشه من جوابتو دادم از مامان پرسیدم پاشام -

‫- من جواب دادم ‫باشه

‫اجازه بده، یه عمر لازم باشه ‫همه اتون رو پشتم حمل میکنم

‫پول که برای همه امونه ‫درضمن

‫قضیه فقط پول نیست اونجا یه ‫دره، یه دری که هرکسی که میخوادش

‫وقتی اینا درسشون رو تموم بکنند ‫میان پیشم

‫یه دقیقه یعنی ما دانشگاه ‫رو توی آمریکا میخونیم؟

‫- آره عزیزم ‫- مگه اینو اینطوری میگن؟ آروم آروم باید بگی

‫آروم آروم چطور بگمش عزیزم؟

‫انگار بعضی ها رو نمیتونیم راضی بکنیم

‫بوران ‫چیزی بگو پسر

‫چی بگم داداش؟

‫عقلت کجاست پسر؟ هنوز توی پارتی هستی؟

‫- چه پارتی ای؟ ‫- تولد دوستت نبود مگه؟

‫کیک بریده شده هدیه داده شده

‫جایی نیستم داداش

‫هدیه اتو پسندید؟

‫عاشقش شد

‫بچه ها برنج رو میخوام ببرم کسی میخواد؟

‫- مامان برای من بریز این چش شده؟ -

‫- دوتا بریزی بسه ‫- باشه

‫- بسه ‫- پسر کی دوتا قاشق شد؟

‫- ممنون نگو -

‫عقلش رفت، عقلش

‫اون تموم میشد کامپیوترها، اون ‫تموم میشد ،تبلت ها از اونجا در اومدیم

‫اینبار ژاکت ها، کفش ها، کاپشن ها

‫به همه چی چشم داره

‫اما از همون دقیقه اول معلوم بود

‫برای اینکه ارزونی کفشاش معلوم نشه پاهاشو جمع میکرد و میشست

‫دیدی گوشیش رو چطور پنهون کرد که معلوم نشه ارزونه؟

‫تو هم دلت سوخت ‫براش گوشی گرفتی

‫البته که سوخت

‫بچه بعد این همه سال ‫اومده باباشو که نمیشناسه پیدا بکنه

‫فقط

‫به خاطر فقر و گشنگیش

‫پس قطعا شبیه باباش هستش

‫گولجه، خیلی با اخلاق بود ‫معلومه نتونسته پسر اشو مثل خودش بکنه

‫خون میکشه دیگه آیسل

‫نمیتونی ازش عصبانی بشی که

‫میخواد دیگه بچه

‫مثل همه

‫میخواد بیشتر از این باشه

‫میگه من با اونا چه فرقی دارم؟

‫میخواد قشنگ ترینش باشه

‫از حسادت کردن متنفره ‫میخواد بهش حسودی بشه

‫همه بهش نگاه بکنند ‫همه دوستش بدارن

‫میخواد همه دخترا دنبالش باشن

‫اما احمق نیست

‫میدونه کسی اینطوری دوستش نداره ‫برای همین پول میخواد

‫سعی میکنه از لونهاش فرار بکنه بیاد به دنیای من

‫دره من برای اون همیشه بازه

‫مثل هرکس دیگه که به کارم بیاد

‫دقیقا نوعی که که به کار میاد مشخصه عقلش هم قد نمیده

‫بهتر، قد نده

‫جلوی قاضی یه دونه ‫پسر هم برای من کافیه

‫امروز تو خیلی جوون هستی عزیزم

‫زندگی پر از امید و نشاط هستش

‫t.me/TurkiiSub ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫ برای درخواست ترجمه سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫اینا از کجا در اومد؟

‫برای تیم انتخاب شدم داداش بهت گفته بودم ‫اونا دادن

‫برای کدوم کالج ثبت نام کردی پسر؟ ما خبر نداریم

‫از تیم بهم دادن داداش

‫تیم و فلان رو بیخیال ‫اینجوری دروغ نمیگن

‫چرا باید بهت دروغ بگم داداش؟

‫عجب

‫نمیدونم والا عجب

‫منو دیوونه نکن

‫داداش رو دیوونه نمیکنن

‫با توئم پسر

‫بوران

‫منو ببین

‫یالا دخترم جمع و جور کن

‫- راحت بزارین منو ‫- پسرم

‫این بچه منو دیوونه میکنه آخرسر

‫- به خدا دیونم میکنه چه خبره پسرم؟ -

‫بوران

‫چی شده؟ چرا بهم پریدن اینا

‫داداش میگم چیزی نیست راحتم بزار

‫بابا ولم کن دیگه

‫در رو باز کن

‫- به سوالم جواب بده به چی جواب بدم داداش؟ -

‫چطوری اون کفش ها رو خریدی؟ قاطی چه کاری شدی؟

‫دارم میگم که از مدرسه دادن؟ قاطی چیشم؟

‫با مواد فروشا کار میکنی؟ مواد میفروشی؟

‫چه موادی داداش چی میگی

‫- با مواد فروشا کار میکنی ‫- داداش دارم میگم چیزی نیست

‫دارم میگم چیزی نیست

‫- مامان یه چیزی بهش بگو دوران آروم پسرم -

‫به تو چه؟ به توچه؟ باید به تو حساب پس بدم؟

‫منو ببین پسر

‫یه چیزی هست ام نمیفهمم اما مطمئنم یه چیزی هست

‫داداش دارم میگم چیزی نیست میشه از اتاقم بری بیرون

‫داداش چیکار میکنی؟

‫اینجا چرا اینطوریه؟

‫اونجا چیزی نیست داداش

‫- داداش میگم اونجا چیزی نیست ‫- دستت رو بکش

‫حرف بزن

‫وگرنه میمونی رو دستم

تـلگرام جـستـجو کنید تـرکـی سـاب

‫من بهش رسیدگی میکنم باشه؟ ‫اجازه بدین

‫بعدش هم منو ول نکرد دیگه

‫هر بار که همدیگه رو میدیدیم هم هدیه میخرید

‫منم برای اینکه شما یه وقت نبینید ‫عصبانی بشید...

‫چی میخواد ازت؟

‫چیزی نمیخواد داداش ‫چی بخواد؟

‫میگه تو پسرمی

‫دلش تنگ شده

‫تازه مخفیانه ما رو زیر نظر داشته

‫پس خیلی خوب مخفی شده

‫اینطوری نگو داداش

‫دروغ نمیگم منم اولش بخاطر اینکه پول داشت رفتم پیشش

‫بعد شروع به هدیه گرفتن کرد منم گفتم خوبه ‫دیگه چی میخوام

‫اما بعدش دیگه هیچ کدوم واسم مهم نبود داداش

‫دیگه هدیه هایی که برام میگرفت یا حتی ملیس یکی از دخترای مدرسه برام مهم نبود

‫الان هر روز بهم نخ میده

‫دیگه برام مهم نیست

‫چرا هنوز میبینیش؟

‫چون بابامه

‫نیازی نیست چیزی بخره

‫منو به بازی هم میخواد ببره

‫عکسش رو نشونش دادم میگه پدر پسری میریم

‫بهم میگه شیر پسرم داداش

‫وقتی بهم نگاه میکنه تو چشماش اشک جمع میشه

‫اگر ببینی چطوری نگاه میکنه میفهمی

‫واقعا خیلی دوستم داره

‫دوست نداره

‫و تو تا لحظه آخر اینو نمیفهمی

‫چی میگی داداش

‫دارم میگم دیگه

‫اون رو نمیبینی

‫آدم رو جنسی که به دردش نمیخوره سرمایه گذاری نمیکنه

‫- داداش من جنس نیستم منم نبودم پسر -

‫من از این ور میبرد اون ور همه جا میبرد با خودش

‫میگفت شیر پسرم

‫تو قمار پول به دست میاره برام پول میاره ‫میگفت خوب بشمار

‫با هوشش همه همه رو جادو میکنه

‫فقط مونده بود قمار کنم براش که اگر بلد بودم کاری میکرد اون رو هم انجام بدم

‫بخاطر من

‫میدونی سر چند نفر کلاه گذاشت؟

‫آه چند نفر دامنش رو گرفت

‫پسر

‫طرف

‫مامان خودش رو فروخت رفت

‫حتی خبر نداشته که تو به دنیا اومدی

‫الان به یادش افتاده که

‫دلش برای پسرش تنگ شده؟

‫یه حساب کتاب داره

‫وگرنه گناهش رو هم بهت نمیده بوران

‫مخصوصا اگر اینقدر چیز برات خریده و ‫پول خرج کرده

‫ببین یه گند بزرگی از زیرش میزنه بیرون

‫عزیز دلم غذاب میکشی

‫خیلی اذیت میشی

‫من اونو میشناسم

‫میدونم زندگی چند نفر رو گرفته

‫داداش ازش دور بمون

‫ازش دور بمون

‫ازت خواهش میکنم

‫اونم از تو دور میمونه

‫کجاست؟

از بورا فاصله بگیر

‫از بورا فاصله بگیر

‫چی شده پسرم خوبی؟

‫خوبم بابا، داداشم هدیه هایی ‫که برام گرفته بودی رو پیدا کرد

‫همه رو گرفت چون با تو هم حرف میزدم خیلی از دستم عصبی شد

‫آدرس خونه ات رو هم پرسید منم ترسیدم که دعوا کنه و گفتم

‫داداشت

‫باشه پسرم اگه نمیخوایی فردا نمیخواد همدیگه رو ببینیم

‫نه باباجون فردا میام فردا روز توئه نگران نباش میام اونجا

‫خداروشکر، میدونی خیلی ناراحت شدم که نمیخوایی بیایی

‫اولین بار میخوام با ‫پسرم تولدم رو بگذرونم

‫میبینمت شیر پسرم ‫می بینمت

‫چطوره؟ من بهت نگفتم که ‫اصلی تر از اصلی اش هست؟

‫نگفتم؟

‫اینطور به نظر که میاد

‫حالا ما اینا رو بدیم و ‫فرار کنیم چی میشه که؟

‫حاکم بفهمه که اینا جعلی هست دنبالمون نمیکنه؟

‫البته که دنبالمون میکنه

‫- داری مسخره میکنی؟ نه خیلی هم جدی میگم -

‫آیسل نمیریم اوگاندا که قبرس همینجاست

‫تا یک ماه نشده اسممون رو میشنون که تا اون موقع فرقی نمیکنه

‫بعد از اینکه رئیس شدی و ‫مثل کلاغ آدم داشته باشی

‫همه رو با پول حلش میکنیم

‫میدونی چطور میخواییم پول پارو کنیم دارم میگم شاهانه هست شاهانه

‫اینترناسیونال، بعد از اون ‫هم کی با حاکم کار داره که؟

‫چی شده چی حواست رو پردت کرده؟ هیچی -

‫دارم به جسور پیام میدم که آماده راه بشه

‫این پول ها رو پسره میخواد ببره دیگه؟ ‫اسمش چی بود؟

‫بوران، البته که اونه ‫اون همه سرمایه گذاشتیم

‫پسرم منو ناراحت نمیکنه

‫اگه بدونه که باباش اون ‫رو توی چه خطری انداخته که

‫نه بابا نه تا اون چیزی نمیشی

‫بسیار خب شاید دلش بسوزه خوب دیگه وضعیت ما هم معلومه دیگه

‫ولی نمیتونه بیشتر از اون پیش بره

‫چطور اینقدر مطمئنی که؟

‫اول اینکه پلیسهایی که به خونه اش حمله میکنن رو باید در مورد دلارهای جعلی توضیحی داشته باشه

‫بین اون همه پلیس هم سخته که جنایتی رو مرتکب بشه

‫تعجب کردم ‫این همه دست و بال پسره رو گرفتی

‫خوب دیگه ‫باید هم تا اون حد باشه

‫فرزندمه دیگه

‫این ترس برای یک عمر براش کافیه

‫بزار به پای نصیحت بابا برای هر کسی که آغوشش رو باز کنه نره

‫حالا که پسر منه ‫یکمی عاقلانه برخورد کنه، مگه نه؟

‫آماده شو بابات مسئله رو حل کرد

‫- فردا حرکت میکنیم ‫- اسکندر باز یه راهی پیدا کردی دیگه؟

‫آقا حاکم منتظر توئه

‫واقعا هم شبیه هم هستین

‫اسکندر بچه زیاد داشته ‫بقیه رو نمیدونم ولی تو

‫مثل اون نگاه میکنی

‫راستش داستان هایی که ندونیم کی به کی هست خوب میشه

‫سورپریز داره

‫تازه اگه بدونی من کی هستم

‫اونجوری بیشتر سورپریز میشی

‫ولی خوب

‫عصمت

‫این توئی که

‫شبیه این وضعیتت نیست ولی خودتی

‫- پول دست من نیست ‫- میدونم، مگه میزاره دست تو باشه

‫چی میخوایی؟

‫میخوای منو گروگان بگیری؟

‫فکر میکنی منصرف میشه؟

‫تو رو آزاد میکنم

‫میخوام اگه باز توی این راه ‫وارد شد میخوام خبر دار بشم

‫در ضمن اگه پولم رو نگیرم تو در جلوی گلوله ام میایی

‫خواستم حواست باشه

‫خودت تصمیم بگیر ‫ببینیم شبیه بابات هستی؟

‫- داداش رشات، این چنده؟ زیرش نوشته ۱۰۰ دلار -

‫- بوران جون تو ۲۰ لیره بدی هم کافیه ‫- باشه

‫داداش زیرش هم ‫میتونی چیزی بنویسی؟

‫اینجا

‫- میتونیم بیاییم تو؟ ‫- داداش تو میایی تو اجازه میخوایی؟

‫اجازه میخوایی

‫بفرمائید آقا

‫- داداش این دیگه چیه؟ ‫- بازش کن ببین چیه؟

‫چی گرفتی داداش؟

‫- آشتی کردیم؟ ‫- داداش قهر نکرده بودیم که لازم نبود

‫آفرین، قهر نکن ‫با داداش بزرگ قهر نمیکنن

‫ببین میشه ‫هر روز پاهات بزرگ میشه، کره خر

‫میشه بابا چرا نشه چنده؟ ۴۵

‫پسر میخواستم تلفن بگیرم، خیلی گرونه از اونجا میگیریم ول کن داداش -

‫میدونم که مشکل تو اینا نیست ‫میدونم

‫مشکل تو تلفن و کفش نیست

‫- نبود بابات رو حس میکنی نه داداش ربطی نداره -

‫اگه ربطی نداره

‫باید فاصله بگیری

‫نباید منو نگران کنی

‫بوران میرم به جای دو ‫هر چی لازم داشته باشه حلش میکنم

‫پولدار هم میشم تابستان ‫میریم به اولمپاس، خودم میبرم

‫باهم دیگه میریم ‫داداش بزرگ و کوچیک

‫- باشه؟ ‫- باشه داداش میریم اینا خوب شد

‫من فقط قولی نشنیدم

‫بگو که میخوایی فاصله بگیری

‫قول بده

‫قول میدم

‫بوران اینو فراموش نکن

‫من سر هر قولی که بهت میدم هستم

‫تو فقط کافیه به یکی از ‫قول ها عمل کنی باشه جانم؟

‫باشه داداش

‫تو...

من - ‫- تو داری میری؟

‫با اون پسره

‫بدون اجازه خدا

‫اونجا ازدواج میکنیم

‫- هرچند تا وقتی که بابام زنده هست... ‫- من حرفم رو گفتم

‫من گفتم

‫به این پسره میگن که عاقله

‫تو یه ذره هم عقل نداره ‫پایان تو هم شبیه گولجه میشه

‫تو هم تنهایی پشت سرش نگاه میکنی

‫حداقل پشت سرش بچه ای نزاره

‫مامان بابت حمایتی که ازم ‫کردی و آروزی خوبت خیلی ممنونم

‫اسمه

‫این برای توئه

‫از رستوران بیرونم کردن دیگه

‫اگه چیزی لازم داشتی بگیر

‫اسمه

‫اسمه

‫در پناه خدا باش مادرجون

‫باشه دیگه ‫باشه

‫برو

‫اون حله

‫بده

‫پسرم توی لیوان میریختی دیگه

‫بسیار خب

‫اینو چیکار کردی؟ ‫باز توش شیشه گذاشتی؟

‫نه پسرم چون گفتی نمیزارن توی هواپیما بگیریم ‫- پسرم میایی دیگه؟

‫میام بابا

‫- تو برای همین گریه میکنی من گریه نمیکنم که -

‫ناراحت نشو مامان، این چیزهایی که ‫برای داداشی گذاشتی برای ۲ ماهش میرسه

‫بیایین دیگه، وگرنه هواپیما میره

‫- به سلامت ‫- ایواالله داداش

‫مامان بزرگ

‫- تا رسیدی زنگ بزن ‫- باشه

‫-من گوشم نمیشنوه به این زنگ بزن ‫-به این زنگ میزنم این، این بیا ببینم

‫- این اینور اونم اینور مراقب خودت باش -

‫- خیلی مراقب باش ‫- باشه باشه

‫- بیشتر از این دراز نشو ‫- باشه

‫قولت یادت نره

‫فراموش نمیکنم

‫- داداشی خوب کار کن جای ما رو آماده کن باشه؟ ‫- باشه

‫چشم از بوران برندار ‫چیزی شد به اهالی خونه خبر بده

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫به خدا این خداحافظی الکی میشه الانه که هواپیما بره

‫همه تون رو میبوسم دلتون برام تنگ بشه

‫- عزیزم خیلی دلمون برات تنگ میشه ‫- خیلی دوستتون دارم

‫- پسرم ما هم تو رو خیلی دوست داریم ‫- باشه دیگه گریه نکن دیگه

‫بزار به خانمم زنگ بزنم

‫چیکار کردی؟ تو رو از جایی بگیریم؟

‫من نمیخواستم ما رو باهم ببینن و به بابام زنگ بزنن و زود بیرون اومدم الان ایستگاه هستم

‫تقریبا یک و نیم تا ۲ ‫ساعت میرسم فرودگاه

‫باشه نمیخواد سوار اتوبوس بشی ‫تو رو می گیریم

‫دمت گرم بابا ‫دختره رو میبری امریکا

‫به خدا بیشتر از من دلش میخواد بره ‫بشه بدون منم میخواد بره

‫- ایستگاه بوده بگیریم؟ ‫- بگیریم

‫پسرام

‫ببین از چیزهایی که برای ‫داداشم پخته برای ما هم مونده

‫مامان چرا اینقدر ‫زیاد درست کردی که؟

‫گفتم با گوشت چرخ کرده درست کنی ‫اینو دوست ندارم

‫مامان نمیخواستم توی هواپیما بوش بپیچه

‫بوران نیست؟ ‫نمیخوره؟

‫گفت میخواد درس بخونه کاریش نداشته باشین، فردا آزمون داشته

‫- من یه سر بزنم ‫-باهاش کاری نداشته باش درس بخونه

‫نه بابا، من یه سر بهش بزنم

‫- بابا خیلی منتظر شدی؟ نه پسرم این چه حرفیه -

‫نگو بابا، منم خیلی درگیرم

‫-چرا چی شده؟ ‫-گفتم برامون جا رزرو کنن لب دریا

‫تا نیم دیگه ساعت اونجا نباشیم باطلش میکنن

‫سریع بریم خوب

‫شرکت زنگ زدن و گفتن امضالازمه

‫تازه اینم هست

‫- این چیه؟ ‫- کارکرد یکی از مشتریان هست

‫ببین دیگه، کیف پر از پول

‫اینم باید تحویل بدیم، عمرا نمیرسیم کاش یکی رو پیدا کنم که مطمئن باشه

‫- میدم ببره، بعدش هم امضا رو... ‫- بابا

‫اگه بخوایی من میرم ‫یعنی اگه اعتماد داری

‫این چه حرفیه ‫جونم رو به تو میسپارم

‫- نمیخوام تو خسته بشی ‫- چی رو خسته بشم، لوکیشن رو بفرست سریع میرم و میام

‫پسر شیر مردم سریع برات تاکسی صدا میکنم وایستا پول نقد هم

‫نیست وایستا ببینم

‫- بابا تاکسی دلار قبول نمیکنه خودم ‫- بگیر بابا بگیر، پیشت باشه

‫هم بابت زحمتی که کشیدی منم میرم شرکت و امضا رو میزنم

‫- توی رستوان میبینمت، باشه ‫- باشه

‫پسر شیر مرد منی

‫جانم جیلان جونم

‫باشه

‫باشه

‫چی شده؟

‫از اینجا برگرد

‫- چی شده؟ چرا؟ ‫- برگرد داداش

‫- پسر چرا برگردم؟ ‫- برگرد داداش برگرد

‫برگرد تو رو خدا

‫خانم شما نمیایین؟

‫من منتظر میمونم ‫شما برین

‫خیر باشه ‫آقا حاکم

‫بفرمایید آقا حاکم

‫ساعت چنده اسکندر؟

‫شیش دقیقه دیگه مونده پنج

‫چرا هنوز تو خونه ای؟

‫چونکه نمیام

‫از من خواستید حسن نیتم رو ثابت کنم

‫منم پولتون رو با پسر کوچیکم فرستادم

‫یعنی اینقدر جوون مردی؟

‫عجيبه

‫دیگه چطوری اثبات کنم که هیچ دلیلی نیست که ‫به من اعتماد نداشته باشید

‫با از خونه بیرون نرفتن

‫یعنی جم نخور از سرجات

‫البته اگه بری بیرون بچه ها میفهمن ذاتا

‫آره ذاتا

‫- کشیک خوبی داشته باشید ‫- ممنون

‫یالا پاشام یالا پسر یالا جواب بده

‫مشترک مورد نظر مشغول است

‫تو یه ساعته داری با کی حرف میزنی؟

‫یالا دیگه دوران

‫سلام میخواستم یه گزارش بدم

‫باشه باشه میبوسمت منم

‫- ایمره؟ ‫- هوم

‫داره میگه دختر قشنگم کارا رو به راهه؟ من گفتم اسکندر حلش کرد

‫چطوری پول حاکم رو پیدا کرده؟

‫پیدا نکرده عزیزم

‫دلارهای تقلبی رو با پسرش فرستاده

‫با کی؟

‫پسر کوچیکش

‫از زن اولش

‫پسره مثل لطف خدا از راه رسید

‫بازم به غیر از خودش به کسی فکر نکرد

‫اسکندر فقط خودشو نجات بده...

‫هرکی هر چیزیش میخواد بشه اشکال نداره

‫حتی پسرش

‫تعجب کردیم؟

‫نه

‫البته که نه

‫ببین

‫بابات یکم پیش به پلیس گزارش داد

‫حاکم با پول های تقلبی دستگیر میشه و میافته زندان

‫پسره هیچیش نمیشه تُرکی سـاب

‫با یه تیر دو نشون

‫از پسرش هم محافظت میکنه یعنی

‫اگر تو بودی

‫از تو هم محافظت میکرد

‫شکی توش نیست

‫شکی تو این نیست

‫میخوام اگر قراره دلار ها رو بفرسته ‫خبر دار بشم

‫درضمن اگر نتونم پولم رو بگیرم پای تو گیره

‫اینو بابام فرستاده

‫بیام داخل ؟

کجا؟

‫سلام

‫اینو بابام اسکندر فرستاده

‫خسته نباشید

‫وایسا ببینم پسر اسکندر

‫یکم باید منتظر بمونی

‫اول بچه ها پول رو بشمارن تا مشکلی پیش نیاد

‫البته بشمارید

‫جواب نمیده جواب نمیده

‫پسر هواپیما میره

‫تا بوران رو نگرفتم نمیرم داداش ‫گاز بده یالا

‫- بله؟ ‫- تله هست

‫پولا تقلبیه

‫پلیس تو راهه

‫پسره چی؟

‫فقط خودشه

‫پسر واقعیشه

‫پسر اسکندر

‫اگر شمردین میتونم برم دیگه؟

‫تو اینجا میمونی فعلا بچه

‫بابات تو رو انداخته جلو ما

‫یه کیف پر پول تقلبی هم داده دستت

‫یعنی بابات تو رو به عنوان گروگان داده ‫به دشمن

‫- بابام همچنین کاری نمیکنه ‫-انجام داده

‫بگیر ببین اینم قیمت توئه

‫نه بابام همچنین کاری نمیکنه ‫یه اشتباهی شده

‫میشه دوباره بشماری

‫چونکه همچنین چیزی ممکن نیست. ‫نمیکنه این کارو

‫یعنی به بابات شک نداری؟

‫باشه

‫زنگ بزن بیاد

‫باشه

‫نمیکنه این کارو

‫نمیکنه

‫مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.

‫لطفا بعدا دوباره امتحان کنید

‫چی شد؟

‫بابات جواب نمیده؟

‫حتما گوشی آنتن نمیده

‫پیام بده

‫وقتی پیامت رو گرفت حالیش میشه

‫بعد از صدای بوق پیغام پگذارید

‫بابا من یکم دیر میام ببخشید

‫مشتری...

‫داره میگه پول هایی که فرستادی تقلبیه

‫من بهشون گفتم بابام همچنین کاری نمیکنه ‫باورم نکردن

‫متوجه نشدم

‫بابا میشه وقتی پیغامم رو گرفتی بیای اینجا

‫اینجا اصلا امن و امان نیست من دارم میترسم

‫ذاتا تنها مشکل این آدما پوله

‫ببرید پیش پدرش

‫مطمئن باشید به دستش برسه

‫باشه؟

‫شما هم سریع جمع و جور کنید قبل از اینکـه ‫پلیس ها برسن بریم یالا

‫خوش اومدی عشقم

‫چی شده از حاکم خبری هست؟

‫تلفن رو خاموش کرده بودم ‫بزار ببینم

‫بوران پیام فرستاده

‫بابا شرمنده من یکمی دیر میکنم

‫مشتری ات در مورد پول های توی چمدان یه چیزی میگه میگه جعلیه و اینا

‫- میگم بابام اینکار رو نمیکنه، بهم باور نمیکنن ‫- چی شده؟

‫بابا پیام رو که گرفتی ‫میتونی بیایی اینجا؟

‫اینجا امن به نظر نمیاد ‫من دیگه دارم میترسم

‫هر چند تنها مشکل این آدم ها پوله

‫چی گفته؟

‫یه چیزی بگو دیگه

‫به پسره شلیک کرده؟ یه چیزی بگو دیگه

‫منو از اینجا بیارین بیرون

‫لطفا منو اینجا نزار

‫منو اینجا نزار

‫منو از اینجا بیارین بیرون خواهش میکنم

‫خواهش میکنم منو از اینجا بیارین بیرون

‫اسکندر

‫اسکندر صدام رو میشنوی؟

‫پسرت اینجا زنده هست

‫اون پسره نیومده سراغ باباش

‫اون پسره اومد سراغ پول باباش

‫تو رو دوست هم نداشت که

‫به پسرت فکر کن که ‫میخواست ازت بگیره

‫و تو علی رغم این ‫سعی کردی از اون محافظت کنی

‫چیکار کنیم که ‫عاقل نبوده

‫اسکندر

‫تو یه آدمی هستی که از ‫یه چاه... تنهایی بیرون اومدی

‫هیچ کس نمیتونه تو رو مجازات کنه

‫هیچ کسی نمیتونه تو رو شکست بده ‫چون تو...

‫عاقل هستی

‫همه شکست میخوره

‫تو سرپا میمونی

‫عشقم تو از دست نمیدی

‫منم به تو

‫برای همین ‫خیلی عاشقتم

‫گلم چیزی شده؟

‫هیچی ‫لیوان شکست دیگه

‫دوباره برات ریخته بودم

‫خوبه که هستی

‫- الو ‫- با قایق فرار کرده

‫حیاط پشتی خالی بود

‫- چیکار کنیم؟ بریم دنبالش؟ ‫- نمیخواد بیخود برین دنبالش

‫به زودی اونو میبینم

‫همین الان چند نفری اومدن

‫امانت خالی نمیمونه ‫برین

‫اسکندر

‫در بازه

‫داداش تو بالا رو ببین ‫- باشه

‫بوران

‫داداشم

‫بوران

‫ببین منو پسر ‫چرا بهم نگاه نمیکنی؟

‫بوران

‫بوران ‫پسر

‫داداشم

‫داداش اومد ‫الان نجاتت میده

‫شیر پسرم یالا، باشه

‫- داداش ‫- داداش

‫باشه داداش

‫- هان؟ ‫- کاشکی

‫کاشکی تو

‫بوران

‫بوران

‫بوران

‫بوران ‫داداش جون

‫منو ببین داداش

‫بوران ‫ببین داداش جون

‫خدایا

‫داداشم ‫نفس بکش

‫نفس، نفس

‫نفس بکش نفس بکش

‫نفس بکش ‫پسر

‫تو رو خدا

‫تو رو خدا نفس بکش

‫- پاشام، تو رو خدا ‫- دوران

‫داداش نیا ‫نگاه نکن

‫نگاه نکن

‫نگاه نکن، داداش نیا

‫نیا، نگاه نکن

‫- باشه ‫- آمبولانس خبر بکن

‫آمبولانس خبر بکن توروخدا

‫لطفا، نگاه نکن نجاتش میدیم

‫نجاتش میدیم داداش جونم

‫این خوابه، کابوسه این نه؟

‫کابوسه پسر ازش بیدار میشیم

‫پشت سرش میزاریم چه خبره؟

‫نجاتت میدم پسر ‫نجاتت میدم

‫بوران ‫داداش جون

‫t.me/TurkiiSub ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫ برای درخواست ترجمه سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

‫دوران ‫اینجاییم ما

‫نفس بکش نفس بکش

‫هیچی نشد باشه باشه

‫گذشت ‫گذشت

‫باشه، باشه گذشت

‫اینجام

‫میگذره، باشه؟

‫- چطوره؟ داغ شده -

‫پسرم

‫پسرم

‫"چهل روز بعد"

‫پرونده ی بوران ‫کسی رو گرفتن نه؟

‫گفتنه برای دزدی وارد شدم زدمش گرفتنش

‫اما

‫کسی نپرسیده بچه اونجا چیکار داشته

‫کسی نپرسیده صاحب خونه کجاست

‫نیست

‫- دوران هنوز تو اتاقه؟ ‫- از تشیع جنازه به بعد نیومده بیرون

‫چهل روز داداش

‫در نیومدش

‫بدون گذشت زمان بدون پیر شدن

‫بدون پیروزی بدها

‫و بدون ناراحت شدن مامانم

‫جونم هنوز داره میسوزه ‫هنوز راه نجاتی پیدا نکردم

‫هر روز برای من این یه مجازاته؟

‫قلبم انگار داره وایمیسته

‫جونم هنوز داره میسوزه ‫هنوز راه نجاتی پیدا نکردم

‫هر روز برای من این یه مجازاته؟ ‫قلبم

‫گوشیه بورانه

‫- خرابه دیگه ‫- خرابه دیگه

‫- هر وقت دلش بخواد کار میکنه ‫- هر وقت دلش بخواد کار میکنه و میخونه

‫کو برمیگشت؟

‫- کی؟ ‫- مته هان

‫باباش اونو داده بود دست ‫دشمنش اما اون برگشته بودش

‫پس بوران هم باید برگرده

‫نه پسر اونا، اونا افسانه بودن

‫داستان و قصه است دیگه

‫اما واقعی شد

‫الان مته هان کیه؟

‫بوران؟

‫من؟

‫کی انتقامشو از باباش میگیره؟

‫الان خوب به من گوش بکن

‫تو این کار دخالت نمیکنی ‫ابدا

‫در بره چی؟

‫تو این کار دخالت نمیکنی

‫- ببین پلیس نشیندم -

‫فرار کرده مدرکی نیست

‫- اما از من نمیتونه فرار بکنه ‫-تو مگه هایروتی؟

‫به روی بابای خودت میخوای اسلحه بکشی؟

‫داداش

‫بابا و

‫پسرشو

‫تعریف کن

‫میگن که

‫مته اولین حرکت رو کرده

‫اونم در مقابل باباش

‫تمام اینا یه افسانه بود

‫اینا یه بهونه بودش

‫کسی که این کارو کرد

‫دقیقا یه دیوونه بودش

‫بابا

‫میدونستم

‫میدونستم

‫- کجا؟ ‫- کسی که دنبال آخرتشه اگر نبینه واینمیسته

‫- کجا؟ ‫- کسی نمیره

‫- دوران نیا -

‫اگر بوران رو کشته باشه

‫اگر به خاطر اون مرده باشه ‫تنهایی چطور باهاش مجادله میکنی؟

‫- یه راهشو پیدا میکنم ‫- نكن

‫- نکن نمیتونی از پسش بر بیایی ‫- اشتباهه

‫فقط من از پس اون برمیام

‫کو شبیه اون نبودی؟ ‫به من اینطوری گفته بودی

‫تو مثل اون نیستی ‫تو عاقلی

‫تو خیلی باهوشی ‫اون شیطانه

‫اگه یه بار باهاش درگیر بشی ‫نمیخوام به اتفاق هایی که میشه فکر بکنم

‫اسمه

‫منم پسره شیطان هستم

‫واقعیت من اینه

‫کسی که باید بترسه من نیستم

‫اونه

‫از این به بعد

‫از کارهام اصلا پشیمون نمیشم

‫اما اگر کاری نکنم تاوان کارایی که باهام کرده پس بده

‫تا آخر زندگیم پشیمون میشم

‫برای همین از اولش میگم

‫عذر نمیتونم بخوام

‫از هیچ کس

‫حتی از تو

‫زکی، سوییج این ‫ماشینای دیشبی کجاست؟

‫هی نپرس بسه تو کشو هستش

‫یه دونه کشو هست ‫همیشه میزارم اونجا سوییچ ها رو

‫درسته

‫سلام علیکم دایی ها

‫باید اسکندر رو پیدا بکنم

‫بيا، وایسا آفرین

‫- تو هم بیا ‫- از اسکندر خبر اومد

‫یه مکان زده یه قمار خونه

‫تو قبرسه

‫- میزه بازیه یا دستگاه؟ ‫- هرچی بخوای هست، بزرگش میکنند

‫قطعا یه کارایی میکنه

‫باشه

‫برای تموم کردن کارش یه میز برای من کافیه

‫یه بار هم کافیه

‫بکشیمش؟

‫به چه مناسبت؟

‫میریم مکانش برای تبریک گفتن

‫- دمتون گرم ‫- یه دقیقه

‫تنها میری؟ به قبرس؟

‫هم به مکان اسکندر؟

‫- دایی وایسا و اینا نگو چه وایسادنی؟ -

‫تنها هم قرار نیست ‫راهیت بکنیم بریم، نه؟

‫دو نفر که به خاطر بیشعوری ‫هفت سال افتادن زندان، شناختی؟

‫اون ماییم

‫پسر هیچی برامون نموند

‫گولمون زد

‫دورانم ببین ‫کاری که تو زمانش نکردیم امروز میکنیم

‫لازم باشه خیلی شیک هم ‫میریم زندان میخوابیم، باشه؟

‫باشه بیایین ‫اما به یه شرط

‫کسی رو نمیزنید

‫قاتل نیستم من

‫حداقل فعلا

"‫"قبرس

‫اما لازم باشه اونم میشه

‫اسکندر

‫نمیتونه جنازه ی داداشم رو تو حیاط پشتی ول بکنه بره

‫من یقه ی اونو میگیرم

‫هر چه قدر میخواد بزرگ باشه و رفته باشه بالا

‫میارمش پایین

‫الان مثل شاه ها داره صفا میکنه

‫اما من اون تاج و تخت ‫رو روی سرش خراب میکنم

‫خوش شانس باشین ‫خوش شانس باشین

‫عشقم

‫خوب شد بازنشسته شدیم

‫تموم شد یعنی؟

‫یعنی

‫پادشاه کار میکنه؟

‫اینجا به اندازه من کلاهبرداری میشه

‫یعنی کیفی نمونده

‫ببازم هم ‫میره تو صندوق خودمون

‫آقا اسکندر شما رو سر میز دعوت میکنند

‫به عنوان بازیکن ‫این رو هم فرستادن

‫کیه؟

‫آیسل برو خونه زیاد امن نیست

‫- اسکندر چه خبره؟ آیسل برو خونه -

‫تا از من خبری هم نیومد نیا بیرون

‫شب خوش

‫بفرمایید آقا اسکندر

‫انگار فقط ماییم

‫انگار تا بازی شروع نشده تموم میشه

‫- شب خوش شب خوش -

‫-فکر میکنم مشکلی نداره ‫-خواهش میکنم بفرمایید لطفا

‫الان شروع میکنیم

‫حتما شروع میکنیم اگر یه بازیکن چهارمی پیدا بکنیم

‫آقایون با هم شروع بکنیم؟

‫اگر حاضرین

‫حاضریم

پس پرده

پایان قسمت 1 سریال نابغه ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com برای دانلود زیرنویس قسمت دوم به کانال تلگرام مراجعه کنید

‫t.me/TurkiiSub ‫ ارائه شده توسط ترکی ساب | turkiisub@gmail.com ‫ برای درخواست ترجمه سریال های ترکی با ما درارتباط باشید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.