All language subtitles for While.You.Were.Sleeping.NF.ProMovi.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

^_^- تیم ترجمه پروموویز ^_^- ProMovi.ir

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

دوک هی، چیشده؟

ترسوندی منو

دوباره کابوس دیدی؟

اشکالی نداره

عزیزم تو هم الان بیدار شدی؟

منم که فقط میتونیم تورو این شکلی ببینم

روی این مدل موی بهم ریخته م کار کردم دوسش داری؟

حالت خوبه؟

یه تصادف دیگه بود کم کم داره واضح تر میشه

یعنی حافظه م داره برمیگرده؟

اینکه خبر خوبیه

فردا از دکتر چو میپرسیم که چرا همش کابوس میبینی

باشه؟

بیا صبحانه بخوریم

برای خودمون صبحانه درست کردم

...نخوردن صبحانه- برای مغزت خوب نیست-

حداقل این رو خوب یادته

باشه. بیا صبحانه بخوریم

آره، بیا بخوریم

(دنیای نامرئی)

(کیم جون سوک)

طبقه‌ی دوم؟ دوم؟

اوه، خدای من حالتون خوبه؟ ببخشید

ای وای. حالتون خوبه؟

خوبم

معذرت میخوام

کدوم طرف جاده‌ی اصلیه؟- جاده‌ی اصلی؟-

خودم میبرمتون

من خوبم. فقط بهم بگین

...خب

...از اون

از اون طرفه. مطمئنین حالتون خوبه؟

خوبم- خودم میبردمتون-

به کمکت نیازی ندارم) (سرت توی کار خودت باشه

به کمکت نیازی ندارم) (...سرت توی کار خودت

دوک هی- سلام-

داری از مرکز میای؟- آره-

ببخشید یه لحظه

(مرکز معلولیت هنر شاد)

کمکی از دست من برمیاد؟

من رو یادتون نمیاد؟

چند روز پیش اینجا پاتون گیر کرد و افتادین

من بهتون کمک کردم بلند شین و شما از من آدرس پرسیدین

...و من با عصاتون راه رو نشون دادم

مثل اینکه الان خیلی خوب میبینین

بله خداروشکر چشمام خوب میبینه میشه برین کنار؟

یه لحظه صبر کنین

منظورتون از اینکار چیه؟ نکنه کلاهبردارین؟

هیچکس نباید ادای افراد معلول رو دربیاره

برنامه دارم هفته‌ی دیگه یه آدم کر باشم

!یه لحظه صبر کنین

من خودم رو جای اون‌ها میذارم اصلا هم کلاهبردار نیستم، باشه؟

با من یه لیوان

قهوه میخورین؟

من توی مرکز معلولین آموزش نقاشی میدم

حالا که کار من رو دیدین دیگه نوبت منه

اون رمانی که ازش دست کشیدین رو بهم نشون بدین

گفتین که من رو برای اون رمان دنبال کردین

...یه لحظه

چرا بیخیالش شدی؟ فورا ادامه ش رو بنویس

چرا یهو زدی تو فاز غیر رسمی حرف زدن؟

نگو که به این زودی مست شدی؟

چرا کسی که رشته ش ادبیاته اینقدر ظرفیتش پایینه؟

و چرا کسی که رشته ش هنره اینقدر خوب الکل میخوره؟

رشته‌ی من هنر نیست

خودت گفتی که نقاشی میکشی

گفتم که آموزش ویژه ست

اره. برای کسایی که معلولیت دارن. ببخشید

دوست دختر نداری، درسته؟

چرا ازم این سوال رو میپرسی؟

خودت گفتی که رمان نویسی

که یعنی بی پولی

ظرفیت خوردن الکل نداری

خجالتی و کمرو هم هستی

حس شوخ طبعی هم نداری رسما بیچاره ای

پس تو هم دوست پسر نداری دوک هی شی درست میگم؟

چرا دوست پسر ندارم؟

...بد عنقی و بیش از حد حساسی

و خیلی هم با آدم دعوا داری

از مردها هم بهتر الکل میخوری

تامام

پس چرا پیشنهاد دادی که باهم الکل بخوریم؟

الان بیشتر از هرچیزی از این پشیمونم که همچین پیشنهادی بهت دادم

باید واقعا ازش خوشم اومده باشه

از اینکه زندگی افراد معلول رو تجربه میکنی و نقاشیشون رو میکشی

به نظرم خیلی خفنه تو باید آدم خوبی باشی

به خاطر همین

...من

من آدم خوبی م؟

آره

همچنین

از بین همه‌ی زن هایی که من باهاشون الکل خوردم

تو از همه شون بهتر بودی

...و خوشگل تر

باید میگفتی که ظرفیت خوردن الکل نداری

دوکا، میدونی من کیم؟

البته، مادر

اومدین؟ بفرمایین داخل

باشه

لطفا بفرمایین تو- باشه-

توی این چیه مادر؟ خیلی سنگینه

خیلی خوشمزه ست مادر

تو کیمچی من رو خیلی دوست داشتی یادت میاد؟

البته که یادمه

جاییت که درد نمیکنه؟

نه، خوبم

حافظه م برگشته پس نگران نباشین

دارم بهتر میشم

البته که باید خوب بشی

...راستی

پسرم اینجاست؟- پسرتون؟-

منظورم جون سوکه

میخواستم باهاش ناهار بخورم

اون صبح زود رفت که ناشرش رو ببینه خودم و خودتون باهم شام میخوریم

شرمنده م

که براش پدر نبودم و فقط روی تو حساب کردم

امکانش وجود داره؟

دارم تلاشم رو میکنم ولی به وقت بیشتری نیاز دارم

واقعا متاسفم

بیا بریم داخل

به هوش اومدین؟

میدونین اینجا کجاست؟

...بیمارستان

یادتون میاد که چرا اینجایین؟

شما تصادف کردین

و 5 روزه که اینجایین

حالا که به هوش اومدین به زودی خوب میشین

خیلی به خودتون فشار نیارین و اجازه بدین چندتا سوال ازتون بپرسم

اسمتون چیه؟

...یون دوک هی

اعضای خانوادتون چی؟ سعی کنین به خاطر بیارین

...شوهرم کیم جون سوک

بقیه‌ی اعضای خانوادتون؟

...مادر شوهرم

سونگ گوم سون

خانوم یون، امروز چه روزیه؟

توی چه ماهی هستیم؟ یادتون میاد؟

سال چطور؟

بهم بگین توی چه سالی هستیم

20...

سال 2018، ماه ژانویه

...ما هفته‌ی پیش به

دریای شرقی رفتیم تا اولین طلوع آفتاب رو ببینیم

خیلی خوب به خاطر آوردین، آفرین

(تاریخ پذیرش: 20 آگوست 2020)

عصر بخیر

عصرتون بخیر، آقای کیم- اومدین-

آقای کیم، من خیلی از نوشته‌ی شما خوشم اومده

بله، واقعا عالیه

چانگ مو کجاست؟

دارن نوشته‌ی شمارو میخونن

پس اونجاست

بشین- نمیخوام-

میگم بشین دیگه

حداقل اینقدر آه نکش

من کی آه کشیدم؟

تو واقعا بهترینی

قطعا همینطوره- فراموشش کن-

حالا هرچی

تو بخش هنریش رو انجام دادی حالا روی جذابیت تجاریش کار کن

ارزش‌های هنری کار تو واقعا درجه یکه

نمیشه یه بار بخاطر گل روی من یه رمان پرفروش بنویسی؟

بهت گفتم که من زندگینامه نمینویسم

خودت که میدونی هیونگ

برای همینه که دارم بهت التماس میکنم

یه پروفسور که همسر محبوبش رو میکشه"

"این عشقه یا قتل؟

حسش نمیکنی؟

بهش به عنوان رمان فک کن، نه زندگینامه

پول هم 200 میلیون وون پیش میگیری

و اگه موفق بشه حق امتیازی که گیرت میاد، اصلا شوخی بردار نیست

چون عاشق زنشه میکشتش؟

با عقل جور درمیاد؟

نه، نمیاد

ولی جون سوکا، منو ببین

هی

دارم از 200 میلیون وون حرف میزنم

اینقدر تکرارش نکن

اصلا نمیخواد انجامش بدی، عوضی

فکر کردی خیلی خوبی؟

چرا اینقدر ناز میکنی؟

رفتن به همایش‌ها و برنامه‌های رادیویی

و نوشتن داستان‌های وبتونی که نمیگیره؟

اگه 200 میلیون وون دربیاری از شر همه‌ی بدهی هات خلاص میشی

یکم کشیده ترش کن

اینجوری چشم هاش شفاف تر به نظر میان

اومدی

بله، حالتون خوبه؟

اون عالی نیست؟- آره کارش عالیه-

از وقتی اومده اینجا انگار دوباره به زندگی برگشته حتی دوباره شروع کرده به نقاشی کشیدن

خداروشکر

اره، واقعا

اومدی

من رو ندید بگیر

ممنونم- ممنونم-

خوش گذشت؟ فردا میبینمت- بله، ممنونم-

خسته نباشی

خیلی خوبه که اینجا میبینمت

اینقدر خوب که تمرکزت رو حین کلاس از دست بدی؟

این دوتارو ببین ها

اگه کارتون تموم شده بیاین باهامون غذا بخورین

اونی، گرسنه ای؟

من گرسنه نیستم

حتی اگه گرسنه باشم هم، باهاتون نمیام

زودباشین برین

اونجوری که فکر میکنی نیست با یه نفر قرار داریم

چه قراری؟

هنوز نیومده

بیا اینجا بشینیم

چرا اینجا؟

میخوایم یه نفر رو ببینیم

کی رو؟

رازه. یه نفره که تو هم میشناسیش

یه نفر که میشناسمش؟

اینجا- دوک هیـا-

یونگ می رو میگفتی؟

حالت خوبه؟

البته. خیلی بهترم

جون سوک شی، سلام

حال و احوالت؟- منم خوبم-

این چیه؟

شرمنده که ازت خواستم این بار به این سنگینی رو بیاری

کتاب‌های عکس دارـن

وقتی من و اون بچه بودیم این کتاب‌ها رو درست کردیم

برای چی؟

احساس کردم وقتی به وسایل قدیمی نگاه میکنم، خاطراتم واضح تر میشن

شاید نگاه کردن به وسایلی که فراموششون کردم، بتونه بهم کمک کنه

باید از خودم میخواستی برات بیارمشون

میخواستم استودیو جدید یونگ می رو ببینم ولی خودش خواست که اینجا همو ببینیم

استودیوم هنوز به هم ریخته ست مسیرش هم شلوغه

بعدا دعوتت میکنم به استودیوم- آره-

نوشیدنی میخوای؟

یه چیز خنک مثل آبمیوه؟- باشه. یه لحظه صبر کن-

الو؟

نه. فورا میام. منتظرم بمون

...برقراری تماس شما امکان پذیر نمی با

ترسوندی منو

بیدار بودی؟

نصف شبی کجا رفتی؟

چرا زنگ زدم جواب ندادی؟

زنگ زدی؟

من گوشیم رو روی بی صدا گذاشتم نمیخواستم بیدارت کنم

رفتم سوپری که رامیون و سیگار بخرم

توی خونه که رامیون داریم- من یه رامیون سبک تر میخواستم-

جون میده برای یه میان وعده‌ی نصف شبی

دوتا خریدم. توهم میخوای؟

وقتی منتظر رامیونم، زمان کند میگذره

...نمیشه فقط

همه چیز رو بهم بگی؟

سختته؟

انگار که یه دیوار بزرگ جلومه

و راهم رو بسته

نگرانم میکنه

خودت شنیدی دکتر چو چی گفت

شنیدنش از دیگران دیگه بی فایده ست

بیا یکم بیشتر تحمل کنیم

حافظه ت برمیگرده

دوک هی، چیزی شده؟

چیزی نیست

اگه چیزی نیست پس چرا داری گریه میکنی؟

باید یه چیزی بهت بگم

مامان من ناشنواست

بابام از بچگی فلج اطفال گرفت

بخاطر همین هنوز نمیتونه بدون عصا راه بره

...ولی اون ها

والدین واقعی من نیستن

...من وقتی بچه بودم توی بازار رهام کردن

و حافظه م رو از دست دادم

نمیتونم به خاطر بیارم که پدرو مادرم کی بودن یا کجا زندگی میکردم

والدین ناتنی م با وجود معلولیت هایی که داشتن، من رو به فرزندی گرفتن

خیلی پولدار نبودیم ولی خب کمبودی هم نداشتم

من رشته‌ی آموزش ویژه رو انتخاب کردم تا یه جورایی براشون جبران کنم

...ولی نتونستم

به هیچکس راجع به این قضیه چیزی بگم

...من هیچوقت ازش خجالت نکشیدم

ولی نمیخواستم که کسی بدونه

الان که خودم رو خالی کردم حس خیلی خوبی داره

...سخت بود که

چیزی بهت نگم حس این رو داشت که دارم بهت دروغ میگم

ببخشید که اینهمه وقت طولش دادم

نا امید شدم

ببخشید

...فکرش رو نمیکردم

...واقعا فکرش رو نمیکردم

فکرش رو نمیکردی که اینقدر عاشق کسی بشی؟

من فکرش رو میکردم

دوک هیـا

...شاید برای تو اون به نظر بدشانسی بیاد

ولی از نگاه من، این خود خوشبختیه

یادت میاد؟

...گفتی که ممکنه به نظر بدشانسی برسه

ولی در واقع خوشبختیه

من همچین حرف قشنگی به زبون آوردم؟

به همین خاطره که من خوشحالم

...تازگی ها

...تورو

هرروز بیشتر و بیشتر دوست دارم

تمام تلاشم رو میکنم که حافظه م رو به دست بیارم

چرا هیچی نمیگی؟

من اینقدر آدم آسونی به نظر میام؟

نه، اصلا

فقط تحت تاثیر قرار گرفتم، همین

اینکه گم شده بودم ...یا رهام کرده بودن

حتی به عنوان یه شخص 5 ساله ...باید به طور غریزی میدونستم

که اون‌ها من رو ترک کردن

و من فکر کردم که که حافظه م رو به خاطر این پاک کردم

ممکنه این تکرار ریشه ی مشکلش از مغز باشه؟

این فقط از عوارض بعد تصادفه

بیاین لوب گیجگاهی رو ببینین

این بخش حافظه رو پردازش میکنه و بعد از تصادف متورم شده

الان طبیعی به نظر میاد، درسته؟

با عمل جراحی

خاطراتتون کم کم برمیگردن

دیگه یکسال شده

تحریک کردن مداوم مغز خیلی مهمه

درست مثل بازی زنجیره‌ی کلمات خاطرات هم به هم متصلن

ولی خیلی به خودتون فشار نیارین که به خاطر بیارین

این حرف درسته که زمان زخما رو درمان می‌کنه

،خیلی وقتا از تصادف ماشینا کابوس می‌بینم ممکنه ربطی داشته باشه؟

رویا دیدن یکی از روش‌های مغز برای از بین بردن زباله‌های ذهنیه

نشونه خوبیه، حالتون داره از شوک وارد شده بهتر می‌شه

زیاد نگرانش نباشید

بله

بله؟

یونگ می، منم- سلام-

سرت شلوغه؟ می‌تونیم حرف بزنیم؟

آره، خوبه

می‌خواستم ازت تشکر کنم- کاری نکردم-

امروز وقت داری؟

برای کار اومدم بیرون شهر

که این طور- ببخشید-

نه، اشکالی نداره

شرمنده، زود هم دیگه رو می‌بینیم

باشه، بعدا حرف می‌زنیم

زنگ می‌زنم- باشه-

کی بود؟

دوک هی

نگران نباش بهش گفتم واسه کار رفتم

هنوزم یادش نمیاد

دوک هیه

جواب بده

سلام

کتابخونم، دارم میام بیرون

خدافظ بابایی

دکتر چو چی گفت؟

عکس فرزندتونو بردارین

و تصور کنین داره بهتون نگاه می‌کنه

فکرکنید اون کاغذ سفید قلبتونه و چهره دوست داشتنیشو بکشین

باشه- باشه-

مطمئنم فرزندتون از هر نظر عالیه

ولی اونا هرکدوم یه چیزی توی چهرشون خیلی قشنگه

بیاین روی اون قسمت خیلی قشنگ تمرکز کنیم

بیاین شروع کنیم- باشه-

تکون نخور

چرا عکس می‌گیری؟

که بکشمش

چیو؟

نقاشیتو

منو؟ همین جوری یه دفعه؟

چرا؟- حرف نزن-

همونجوری بمون، تکون نخور. بخند

خوبه خیلی خوش قیافه‌ای

هر وقت سرم شلوغه همین کارو می‌کنی

اونو بذار پایین، بذار ببینم

حالا که داریم عکس می‌گیریم لباستو دربیار

چی؟

لباستو در بیار- واسه چی؟-

بدون لباس جذاب‌تری، درش بیار

نه، من از این کارا نمی‌کنم

نمی‌کنم- بیا-

مادر دیروز اومد

یه دفعه؟ بدون اینکه زنگ بزنه؟

کیمچی اورد

چیز دیگه‌ای نگفت؟

مثلا چی؟

بدون زنگ زدن اومده شاید اومده بوده یه چیزی بگه

"بهت گفت "پسرکم

من یه مرد گندم، چرا اینو گفته

فکرکنم اومده بود بگه بهتره بچه دار بشیم

ولش کن، این تصمیم خودمونه

من خوشحالم

راستشو بگو بچه می‌خوای، مگه نه؟

الان نه

عزیزم، لطفا تمومش کن

لطفا بس کن

چی رو بس کنم؟ نمی‌تونیم همین جوری ولش کنیم

هر دفعه منو می‌بینه به روم میاره

تو که گفتی بهش گفتی قرار نیست بچه دار بشیم

گفتم، قانعش کردم

ولی حواسش نبوده از زبونش در رفته

بعدم اون هفتاد سالشه

نسل اون فکر می‌کنن هرکی ازدواج ‌کنه باید بچه دار بشه

یعنی هر دفعه که یهو دربارش حرف می‌زنه

باید خودخوری کنم و هیچی نگم حتی اگه حرفاش داغونم کنه؟

انگار بلایی که سرم اومد اصلا مهم نیست

گفتم که فقط از دهنش در رفته

دیگه خیلی از اون موقع گذشته

شرایط عوض شده- چی عوض شده؟-

الان منو داری

جناب جون سوک- چیه؟-

هیچی عوض نشده

هیچکس نمی‌دونه فردا چی می‌شه

ممکنه هممون یه دفعه بیفتیم بمیریم نمی‌تونی تا ابد مراقب بچه باشی

اصلا می‌دونی چه حسی داره که تنها ولت کنن؟

هیچی نمی‌دونی نمی‌دونی چقدر ظالمانه‌ست

نگو اینا همش سرنوشته

...عزیزم- نمی‌خوام-

این کارو نمی‌کنم

نه می‌خوام کسی ولم کنه، نه می‌خوام کسایی که دوست دارم ول کنم

...همین جوری که هست خوبیم

بچه فرق می‌کنه

بچه نمی‌فهمه کسی ولش کرده یا نه

نه تو، نه من و نه مادر نمی‌تونیم تا ابد مسئول یه بچه باشیم

ممکنه جلوی چشم بچمون از بین بریم

دیگه داری زیادی بهش فکر می‌کنی قرار نیست اینجوری بشه

زندگی من همین چیزاست

همه بدشانسیای عالم مال منه

...می‌ترسم

به خاطر بدشانسی من، بدبخت بشیم

چرا نمی‌تونی بفهمی؟

ببخشید عزیزم همش تقصیر منه

اشتباه کردم، ببخشید

چرا الان نه؟

نمی‌خوام بچه یه آینده نامعلوم داشته باشه

وقتی اوضاع درست شد بهش فکر می‌کنیم

دروغ می‌گی

به خاطر منه

همه چیو یادمه

آینده همیشه نامعلومه

گذشته مهم نیست

دیگه حتی یادمم نمیاد

دیگه نمی‌خوام خودمو به خاطر زخمای گذشته عذاب بدم

اگه بچه دار بشیم، پس سرنوشتمون بوده

فقط قبولش می‌کنم

واسه همین به مادر بگو تصمیمم عوض شده

دیگه لازم نیست نگران باشه

من سعیمو می‌کنم

بله؟

گفتی 200 میلیون؟

یا، جون سوک

خدایی؟

یا! همینه

...پس باید

چونه نزن

معلومه که نه، شوخی می‌کنی؟

ایگو، تصمیم درستی گرفتی

دوست دارم

بیدار شدی؟

چه خبره؟

رفتم بازار صبح که یکم پیش غذا درست کنم

یه دفعه‌ای چرا‌‌؟

انگار تازگیا نمی‌تونم خوب بخوابم

بیا صبحونه بخوریم

خوشمزه‌ به نظر میاد

خوبه؟- هوم-

عزیزم، مجبورم برای کار برم

تو که تازه رمانتو تموم کردی

چه کاری؟

یه مدته چانگ مو همش بهم می‌گه یه بیوگرافی بنویسم

واسه رمانم انداختمش عقب

حالا همش خواهش می‌کنه میگه وضع شرکتش خیلی خوب نیست

فکرکنم باید زودتر بنویسمش

کی می‌ری؟

فردا

فردا؟

فکرکنم یه ماه طول بکشه

یه ماه؟

حداکثر، اگه عجله کنم شاید دو هفته

قول دادی دو هفته ‌ها

اگه بتونم زود تمومش کنم سعیمو می‌کنم

واسه همین غذا درست کردی؟ من که بچه نیستم

می‌دونم

ببخشید که باید بذارمتو برم

چرا ببخشید؟ گفتی واسه کاره

داری با یه زن می‌ری؟

زنگ بزن

زنگ بزن چانگ مو ازش بپرس

خوبه بابا، مسخره بازی در اوردم

راحت بهم خیانت کن بهت اجازه می‌دم

خیلی ترسناکه، از انتقام گرفتنم ترسناک‌تره

دو هفته- یه ماه-

خیلی زیاده

خیلی خب، سعیمو می‌کنم

اگه خوابت گرفت، بزن کنار بخواب

چشم خانم

یادت نره سعیتو بکنی

نمی‌خوام، وقتی تو نیستی سعی نمی‌کنم چیزی یادم بیاد

پس باید زود برگردم

دیگه می‌رم

من رفتم- خدافظ-

دانتِس مووی قاسم سمنگانی

چیزی جا گذاشتی؟

ریش تراش

چیش

بذار ببینم

دیگه چی؟- سیگار-

چرا تو راه نمی‌خری؟

چی؟ چیه؟

پام خورد به در

اینو نمی‌بردم بد می‌شد دیگه واقعا دارم می‌رم

دوست دارم

مین سوک چی؟

...باشه

نمی‌خواد نگران باشی مامانم فردا میاد

باشه

ببخشید، بعدا بهت زنگ می‌زنم

خوش قیافه‌ست، مگه نه؟

از واقعیش که بهتره

دقیقا شبیه واقعیش کشیدمش

عشق آدمو کور می‌کنه

نمی‌خوای برگردی مرکز؟

هنرجوها سراغتو می‌گیرن

شاید بعد از اینکه یکم استراحت کردم

اولش حس خوبی داشتم ولی بعد هی سخت‌تر شد

چرا؟

نمی‌دونم

پر از احساساتم ولی نمی‌دونم چجوری با کلمات بگمشون

اینکه چیزی یادم نیاد از چیزی که فکر می‌کردم ناراحت کننده‌تره

ایگو، مشکلش چیه؟

اون روزایی که گذشتن چرا انقدر مهمن؟

داری خوب زندگی می‌کنی

فندک داری؟

معلومه که دارم

صدتا ازشون داره

اینا رو ببین، می‌تونم بفروشمشون

بنگاه گنزو

دنبال چو کُن بگردین

،شروع از 30,000 وون رضایت تضمینی

چو کُن؟

فکرکنم اینجوری سر خودشو گرم می‌کنه

آره انگار

دوکی دوکی (صدای تپش قلب در ژاپنی)

از کجا می‌دونستی؟

همین الان داشتم بهت فکر می‌کردم

شاید تله‌پاتی کردیم

من که سیگنالی نفرستادم

سیگنال کیو گرفتی؟

مچمو گرفتی

کار چطور پیش می‌ره؟

قول دادی دو هفته باشه

می‌خوای یه ماه بمونی؟

تا جایی که می‌شه دارم سریع می‌نویسم

زود تموم می‌شه

زود باش، زود

خوب غذا می‌خوری؟

...معلومه، اینجا سوپ پولاک خشک شده می‌فروشن

سوپشون خوبه؟ منم می‌خوام

محشره

تو چی؟

من؟ همه‌ی مخلفات غذاتو تموم کردم دیگه چیزی ندارم بخورم

تا برگردی گشنگی می‌کشم

خوبه، لاغرتر می‌شی

(ایمن برانید)

یک کیلومتر تا محدوده کنترل سرعت

،بله چانگ مو شی صبح به این زودی چی شده؟

چی؟

...دوک هی

دوک هی

جون سوک عزیزم، چرا اینجایی؟

عزیزم، چرا اینجایی؟

جون سوک

عزیزم، نمی‌تونی اینجا باشی

نمی‌تونی

کیم جون سوک

...ایگو

بیدار شدی؟

به اندازه کافی خوابیدم واقعا فکرکنم خوب خوابیدم

اگه خوابت نمی‌برد باید زنگ می‌زدی

نمی‌دونستم تنهایی

مادر شوهرت رفته؟

الو؟

مادر، منم

صبح بخیر عزیزم

اصلا نخوابیدم همش یه صدایی توی اتاق می‌شنیدم

چه صدایی؟

انگار یکی داشت اذیتم می‌کرد

چرا باهام این کارو می‌کنین؟

فکر می‌کنین تقصیر منه، نه؟

تقصیر من نیست، مادر

بهش گفتم نره

بهش گفتم

گفتم تو خونه بنویس، که مجبور نباشه بره

ولی خودش رفت

گفتم بمون اما رفت

ولی شما فکر می‌کنین من گفتم بره

فکر می‌کنین من پسرتونو کشتم

برای همین اینجا تنهایی ولم کردین

رفتین چون نمی‌خواستین منو ببینین

...عزیزم

چیه؟

تقصیر تو نیست

تقصیر تو نیست

نیست، تقصیر تو نیست

...مادر

...مادر

...مادر، ببخشید

...ببخشید

مادر، الان چیکار کردم؟ حتما عقلمو از دست دادم

...ببخشید، حتما دیوونه شدم

...ببخشید مادر

مادر، حالا چیکار کنم؟

لطفا منو ببخشین

منو ببخشین مادر

دوک هی، آروم باش

...مادر، من

حالا باید چیکار کنم؟ ...جون سوک عزیزم

چیکار کنم؟

...خیلی براش ناراحتم- آروم باش-

اشکالی نداره

مادر- اشکالی نداره-

...مادر، جون سوک بیچارم

می‌خوام بمیرم

بیا اینجا

(گیرنده: کیم جون سوک)

سرعت غیر مجاز در خیابان سونسا) (نود مایل در محدوده پنجاه مایل در ساعت

(گیرنده: کیم جون سوک)

سرعت غیر مجاز در خیابان جه وون) (صد مایل در محدوده پنجاه مایل در ساعت

توی اون منطقه تصادف زیاده پیچ تندی داره

ایشونم سرعتشون زیاد بوده

این فیلم دوربین ماشین شوهرتونه

توی آب بود طول کشید تا تعمیر بشه

ایشون بیماری قلبی یا آلرژی خاصی داشتن؟

نه، چیزی نبود

اینجور تصادفا برای کسایی اتفاق میفته که دچار حمله قلبی

یا شوک ناشی از واکنش‌های آلرژیک شدن

تصادف شوهرتون شبیه به این موارد بوده

برای همین پرسیدم

بله؟

سلام، از شین هان کارت تماس می‌گیرم

شما از اقوام نزدیک آقای کیم جون سوک هستین؟

بله، برای چی تماس گرفتین؟

حسابشون رو برای موجودی معوقه‌ای که داشتن چک کردم

و اطلاعیه فوتشون رو دیدم

این جور مواقع نزدیکان هزینه رو پرداخت می‌کنن

بعد از پرداخت می‌تونین درخواست بستن حساب بدید

...باشه، چطوری پرداخت

باقی مونده بدهی چقدره؟

مبلغش 6,532,100 وونه

صورت‌حساب به ایمیل آقای کیم فرستاده شده

...لطفا جزئیاتو بررسی کنین و

ببخشید

اما ممکنه صورت‌حسابو واسه من ایمیل کنین؟

...حتما، ایمیلتون

(برداشت نقدی: 3,000,000 وون)

(هتل سئول: 2,714,300 وون)

این اتاقه، نویسنده کیم اینجا اقامت داشتن

اگه چیزی نیاز داشتین، لطفا بهمون اطلاع بدین

ببخشید

اینجا دستگاه خودپرداز داره؟

بله، یکی تو لابی هست

ببخشید؟

بله؟

ممکنه که هتل فقط پول نقد قبول کنه؟

نه همه چیزو میشه با کارت اعتباری پرداخت کرد

آهان

بله، با اجازه

چطور فهمیدین اون نویسنده‌ست؟

وقتی درو باز کردین، بهش اشاره کردین

"نویسنده کیم اینجا اقامت داشت"

خب به این خاطر که خیلی وقتا میومد اینجا

خیلی وقتا؟ چقدر؟

تقریبا دو تا سه بار تو سال

تنها میومد؟

...با کسی بود یا کسی همراهش- نه-

همیشه تنها میومد

آخرین بار متوجه چیز غیرعادی‌ای نشدین؟

من خیلی کنجکاوی نمیکنم چون ممکنه مهمونمون رو اذیت کنه

معذرت می‌خوام

(بنگاه گنزو)

بنگاه گنزو

دنبال چو کُن بگردین

خوش اومدین

ببخشید کیم جون سوک رو می‌شناسین؟

چی؟ کیو؟

اون شوهرمه، خیلی وقتا میومد اینجا؟

نمی‌دونم، نمی‌دونم

همه چیزو از قبل شنیدم

چه شانس گندی

با جونگ گیو میومد، برو از اون بپرس

من هیچی نمی‌دونم

ببخشید

قرار از پیش تعیین شده تو سن من؟

خیلی ممنون رفیق، آره

بعدا بهت زنگ میزنم

می‌تونم کمکی بهتون بکنم؟

رفتم کلاب

یه پیشخدمت گفت شوهرم با شما رفته اونجا

...لعنت، چو کُن

چرا اونجا می‌رفت؟

دقیقا چیو می‌خواین بدونین؟

مچشو حین خیانت گرفتین؟

من فقط همون‌طور که می‌خواست کمکش کردم

چی می‌خواست؟

اگه کنجکاوین، خودتون ازش بپرسین

اون مرده

بله؟

معمولا تو اتاق تنها میموند

...یه وقتایی واسه مشروب خوردن می‌رفت بیرون

ولی آخرین بار درخواست عجیبی کرد

چه درخواستی؟

،می‌خواست به پیشخدمتی که می‌شناسم معرفیش کنم

واسه همین رفته بودیم اونجا

پیشخدمت؟

بعدا شنیدم یه چیز خاصی می‌خواسته

اون چی بود؟

مواد مخدر

مادر؟

مادر؟

مادر، منم دوک هی

کجایین؟

من؟

اومدم خونه‌تون ببینمتون

آیگو عزیزم

باید قبلش بهم زنگ می‌زدی

من الان سئولم

رفتین خونه من؟

نه امروز نمیام دیدنت

یه کار دیگه دارم که باید بهش رسیدگی کنم

ولی چرا یهویی؟

همین‌جوری

...همین اطراف بودم

جای دیگه‌ای نداشتم برم

آیگو عزیزم، تازه رسیدی؟

بله

اشکال نداره، دوباره میام سر میزنم

باشه

(کیم جون سوک)

اوه مادر اومدین

آیگو مین سوکا

آیگو قشنگم، بذار ببینمت

مامان بزرگت اومده

مامان بزرگ اومده

خیلی بزرگ‌ شدی

خوش اومدین

...شوهرم

شوهرم فوت کرده

می‌خوام حسابشو ببندم

ولی می‌تونم اول صورت‌حساب جزئیشو بیینم؟

مدارک آماده‌ست؟- بله-

بفرمایین- ممنونم-

خداحافظ

(تشویق نهنگا 2,000,000 وون)

(تشویق نهنگا 2,000,000 وون)

...دوک هی

تو چرا اینجایی؟

چرا اینجایی؟

بیا بریم خونه من، همه چیو بهت میگم

مین سوک، بیا بریم پیش مامان

ای وای

...مادر

...عزیزم

چرا اینجایین؟

...عزیزم

چرا اینجایین؟- اون‌طوری نیست که فکر میکنی-

چطور می‌تونین این کارو باهام بکنین؟

عزیزم

خواهش میکنم اینو نگاه کن، نگاه کن

دوک هی خواهش میکنم بهم گوش بده، همه چیو بهت میگم

...چطور می‌تونین

دوک هی- چطور می‌تونین این کارو باهام بکنین؟-

...اون‌طوری نیست

چطور می‌تونین این کارو باهام بکنین؟

چه کار اشتباهی کردم؟

...اون‌طوری نیست- مادر-

دوک هی

...دوک هی

بعد از دو سال برگشتن به دریای شرقی چه حسی داره؟

چی؟ دو سال گذشته؟

زمان واقعا سریع می‌گذره

نمی‌تونم باور کنم

چانگ مو تو تعطیلاته؟

بهش زنگ بزن بگو بیاد

واسه یه مرد مجرد حوصله‌سربره که تعطیلاتشو تنها بگذرونه

چی کار میکنی؟ فیلم نگیر زنگ بزن بهش

فیلم نگیر دیگه

بذار انتقاممو بگیرم، منم باید نقاشی کنم

تکون نخور- چی؟-

توجه کن

خب ازم فیلم بگیر، ادامه بده

مامان؟

چی شد؟ مین جونه

چطور می‌تونی به خودت بگی پدر وقتی نمی‌تونی پسرتو تشخیص بدی؟

مگه نه؟

درسته؟

درست میگم نه؟ اون عصبانیه

دوک هی- عزیزم-

دوک هی بیدار شو، دوک هی

چیکار باید بکنیم؟

خانم نباید بخوابین

اکسیژنو آماده کنین

خانم حواستون به من باشه

بذارین نبضشو چک کنم

نباید بخوابین خانم

هم شبیه منه، هم شبیه تو

شبیه کی‌ای؟

این یه سمینار نیست، یه تعطیلات پرآب و تابه

پس بیا اینجا

به خاطر یکی دو روز غیبت تو، اداره آتیش نمی‌گیره

نمی‌خوام برگردم

زود بیاین، یه عالمه ساشیمی خریدم

زود بیا، یه عالمه ساشیمی خریده

فقط واسه تو، زود راه بیفت بیا

اون کامیون چشه؟

نگاه کن، حواستو جمع کن

دوک هی

بیدار شدین؟

حالت خوبه؟

چه اتفاقی افتاده؟

این فراموشی انتخابیه

فراموشی انتخابی؟

یه نوع اختلال استرس بعد از سانحه‌ست

وقتی یکی تو موقعیت نفس‌گیری قرار می‌گیره

به‌ طور غریزی به حالت دفاعی میره

و اون خاطره رو پاک میکنه

پاک کردنش به معنای پایان درده

هیچ خاطره‌ای از قبل از تصادف نداره

حتی اینکه بچه‌هایی به دنیا آورده

اگه بهش بگم، نمی‌تونه بهش غلبه کنه؟

قوی‌تر از اون چیزیه که به نظر می‌رسه، من می‌دونم

و خیلی بچه‌هامونو دوست داشت

دقیقا به همین خاطره که حافظه‌شو پاک کرده

منتظره تا وقتی که قدرت کافی واسه تحملش به دست بیاره

اگه ضعیف بود و قصد جنگیدن نداشت

قطعا تسلیم میشد و افسردگی می‌گرفت

افسردگی؟

به حدی که قابل درمان نباشه

یه نوع مریضیه

زخم قابل مشاهده‌ای نداره، پس حتی خطرناک‌تره

...تو بدترین وضعیتی که دیدم

مامان

دکتر چو یه بار مادری رو درمان کرد

که با بچه‌ش از پنجره پریده بود پایین

چه فاجعه وحشتناکی

...آیگو عزیزم

ولی وضعیت دوک هی

خیلی شبیه مامان اون بچه‌ست

افسردگی شدید داره

...آیگو

و دوک هی بچه‌هامونو یادش نمیاد

وضعیتش بدتر میشه اگه بهش فشار بیاریم که یادش بیاد

ممکنه پسرمونو رد کنه

به همین خاطر باید منتظرش بمونیم

داره با مریضیش می‌جنگه

این کارو نکن

وقتی مین سوک بیرونه، چیکار می‌خوای بکنی؟

نمی‌تونی با مامانت تنهاش بذاری

راه دیگه‌ای نیست، من ازش مراقبت میکنم

اینجا راحت‌تره

دوک هی در نهایت برمی‌گرده

یونگ می

ممکنه یه مدت طول بکشه، این کارو نکن

بیا فعلا رو مین سوک تمرکز کنیم

بالاخره اومدم خونه

بوی خونه‌م

ولی چیزی تغییر کرده؟

من تمیزش کردم

واقعا؟- آره-

باید تنهایی واسه‌ت سخت بوده باشه

اتاقمون هم؟

همه چیو

یونگ می

اومدی

متاسفم، دمای بدنش الان ثابته

خداروشکر، خوابش برده؟

آره

همه چیزایی که فرستادی رو بارگذاری کردم

هر روز به مین سوک نشونشون میدم

خوبه

(...من اینجا مراقبم، قول میدم شادی)

خوشحالم که دیدمت، دلم برات تنگ شده) (دوک هی

(وقتی تو خواب بودی)

این آخرین نوشته‌ایه که برات گذاشته

...ممنونم

ممنونم

بهم دروغ گفت که داره یه زندگینامه به‌ شکل نویسنده پنهان می‌نویسه

و زندگینامه خودشو نوشت

دکتر

من یه داستان کوتاه به اسم "مثل یک پر" نوشتم

خب

یکی از شخصیتاش یه زن پیانیسته

و من نیاز داشتم که سریع اونو بکشم با یه چیزی که هیچ جوره زنده نمونه

به همین خاطر رفتم سراغ کتابای پزشکی

و سرطان کیسه صفرا رو پیدا کردم

گوش کن، دکتر یانگ تو این زمینه بهترینه

و یه درمان جدیدم به تازگی توسعه پیدا کرده

احتمال 5 سال زنده موندن، کمتر از یک درصده و احتمال 3 سال، کمتر از ده درصده

و 80 درصد، یه سال بعد از تشخیص می‌میرن

درباره چی حرف میزنی؟

دکتر

وقتم داره تموم میشه

دوست داشتم ببینم که دوباره حافظه‌شو به دست میاره

آقای کیم

چیکار کنم؟

می‌ترسم از اینکه نمی‌تونم کاری انجام بدم

می‌خواستم قبل رفتنم یه کاری براش انجام بدم

التماس میکنم، لطفا کمکم کنین

باید چیکار کنم؟

سرطان کیسه صفراشو وقتی بعد تصادف داشتیم درمانش می‌کردیم، فهمیدیم

این سرطان علائمی نداره، پس تو مراحل اولیه قابل تشخیص نیست

در مورد آقای کیم احتمالا از ژنتیک پدرش بود

وقتی فهمیدیم، سرطان به غدد لنفاویش رسیده بود

و تو وضعیت بدی بود

،وقتی خبر فوتشو شنیدم

درمورد اینکه باید بهتون بگم چه اتفاقاتی افتاده یا نه، تردید داشتم

منتظر بود تا خودتون حافظه‌تونو به دست بیارین

تنها کاری که می‌تونست براتون انجام بده، همین بود

به همین خاطر نمی‌خواست لحظه‌های آخرشو ببینین

،فکر می‌کرد اگه درحال درد کشیدن ببینینش دودل بشین

و می‌ترسید واسه همیشه حافظه‌تو از دست بدین

...پس

اون همه درد رو تنهایی تحمل کرد

...اون همه درد رو تنهایی

دوک هی

مامان

(کیم جون سوک)

(کیم مین جون)

مین سوک خداحافظ

سلام

بله؟

سلام، شما واسه تصادف همسرتون به اداره ما اومده بودین

سلام افسر

ممنون واسه دفعه قبل

نفرمایین، وظیفه‌مونه

مطمئن نبودم درباره این موضوع باهاتون تماس بگیرم یا نه

ولی فکر کردم باید بررسیش کنم

که این‌طور

وقتی یه پرونده بسته میشه، تمام مدارک بایگانی میشن یا دور ریخته میشن

فیلم دوربین ماشین که دفعه قبل دیدین

بله

شما فقط تصادفو دیدین

اما همسرتون قبل از اونو فیلمبرداری کرده بود

،فکر کردم شاید بخواین داشته باشینش

چون ممکنه آخرین لحظه‌هاشون قبل از مرگ باشه

اگه بخواین، می‌تونم براتون ایمیلش کنم

بله لطفا برام بفرستینش

ایمیلمو براتون پیامک میکنم، ممنونم

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

...احمق

چیزیو یادت رفته؟

ریش تراش

واقعا که

من رفتم- باشه خداحافظ-

زود می‌بینمت

سیگار

چرا سر راه نمی‌خری؟

الان هیچی ندارم

من رفتم

این بار دیگه چیه؟

پام خورد به این

ممکن بود بد بشه، من دیگه واقعا رفتم

عاشقتم

...دوک هی

...عاشقتم

عاشقتم

^_^- تیم ترجمه پروموویز ^_^- ProMovi.ir

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.