Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
زمانی هست که عمل ماشین ها
انقدر نفرت انگیز می شود
که باعث میشه شما از صمیم قلبتون ناراحت بشید که نقشی ندارید
اینکه حتی به صورت منفعلانه نمیتونید نقشی داشته باشید
و باید جسمتون رو روی دنده ها
روی چرخ ها، روی اهرم ها
و روی تمام لوازم دیگه بگذارید
و نیاز دارید که متوقفش کنید
اول از همه، بذارید بگم که سخنرانی
"عمل ماشین ها" "از "ماریو ساویو
یکی از سخنرانی های مورد علاقه ی منه
ماریو یک سیاست مدار نبود یک ستاره ی معروف هالیوودی هم نبود
اون فقط یک دانشجو بود که فعال حقوق شهروندی بود
اون روی یک ماشین تو بارکلی ایستاد
و هر چیزی که به ذهنش رسید رو فریاد زد
براش مهم نبود که مشکل لکنت زبان داره
یا اینکه ممکنه از مدرسه بندازنش بیرون که اینکار رو کردند
اون فقط می خواست که صداش شنیده بشه
و خودش رو خالی کنه در مورد ماشین ها
به عنوان یک نویسنده ی محقق
که هنوز به طور رسمی کاری ازش منتشر نشده
من می تونم خواسته ی ماریو رو درک کنم
اون منم پشت فرمون
جی بهادر" فارق التحصیل مفتخر از دانشکده در سال 2007"
احتمالا بد ترین سال
از زمان افسردگی شدید تا فارق التحصیل شدن
اما زمان بندی، هیچ وقت نقطه ی قوت من نبود
درواقع، زمان بندی مناسب انگار کلا با وجود من در تضاده
اما مثل خیلی از مسائل ناپسند در زندگی
شما یاد می گیرید که باهاش کنار بیاید
:) دو سوت زیرنویس مورد نظرت رو دانلود کن iSubtitle.ir
ترجمه و زیرنویس از بهزاد اصلانی BluRay نسخه هماهنگ با
آرشیوی کامل از فیلم، سریال و انیمه " FilmDL.Co " Channel: @OfficialFilmDL
عصر به خیر مشتری ها
آقا "مارک ریس" اینجاست؟
ریسی؟، اون رفت- لعنتی، واقعا؟-
آره- لعنتی-
اون قرار بود اینجا باشه
اگه متوجه نشدی، اون بیرون وضعیت خیلی بدیه
...اون زود رفت، تو اومدی تو مصاحبه کاری برای انبار دار یا
من؟، نه من جی بهادرا هستم
دارم روی بازار دستمال های اعلا تحقیق می کنم
اشکالی نداره چند تا سوال ازت بپرسم؟
حتی اسمت رو اینجا ننوشته- بهت اطمینان میدم، من کارم قانونیه-
این همه راه از تورنتو اومدی
تا در مورد دستمال سوال بپرسی؟
دستمال های اعلا- فکر می کردم کار من خیلی مزخرفه-
میتونی قسمت کالا های کاغذیتون رو نشونم بدی؟
آخه، من یکم سرم شلوغه
دلیلی هست برای اینکه... برای اینکه
این چیزا از من خوششون نمیاد
دلیلی برای این هست که بسته های 6 تایی دستمال
اینجا هستند و بالا نیستند
سوال انحرافی نیست
فکر کنم، چون پایین گذاشتنشون راحت تر بود
تا اینکه بخوایم بالا بذاریمشون
و آیا شادتر کردن بسته بندی هامون باعث میشه که
در نظر بگیرید که دستمال های اعلا رو بذارید طبقه ی بالا؟
شما احتمالا فکر می کنید
کسی با توانایی های فکری من
حتما متنفره از اینکه منتظر جواب دادن اون
به سوالم باشه
اما درواقع، من کاملا برعکس حس می کنم
من همونجا میذارم تو قفسه ی پایینی بمونه داداش
کار کمتری می بره- کار کمتر-
متوجه شدن این که چه چیزی مغز رو به واکنش دادن
اون طوری که عمل می کنه، هیچ وقت از برای من تکراری نمیشه
مستند سازی دقیق من از نظرات این مرد
میتونه به نوبه ی خودش، طراحی های دستمال ها رو
تو هر خانه ای توی این خیابون تغییر بده
از جمله اون، خونه ی دوست دختر قبلیم از دوران دبیرستان
"خانه ی "تریسی زیکونی
پنجره ی تاریک طبقه ی دوم نشون میده
که اون الان 1825 مایل اون طرف تر، تو استنفورد زندگی می کنه
و میدونم که 1825 مایله
چون من علاقه ی وافری به گوگل مَپ دارم
نه به دوست دختر سابق از دبیرستانم
من به عنوان یک هندو مسیحی که کاری به کارای مذهبی نداره بزرگ شدم
نیمه ی هندی توی این خونه زندگی می کنه
اینجا خانه ی "کالیش" و "ماریا" بهادره
برنامه ی فارق التحصیلی من
اینجوری بود که فقط تو تعطیلات شاد به مکان های زندگی قبلیم سر بزنم
مثل روز شکر گزاری و کریسمس کانادا
شاید با کمک کردن با مهارت های درست کردن بوغلمون یا هرس کردن درختا
اما، این 2008 بود
برنامه ها به باد رفته بودند
تو روز فارق التحصیلی من از دانشگاه معتبر تورنتو
پدر و مادرم تصمیم گرفتند که صندوق پست خودم رو بهم هدیه بدهند
اونا به این به چشم این نگاه می کردند که این باعث میشه
حضور من تو انبارشون قانونی بشه
موضوع خنده دار این بود که پستچی
بسته ای من رو اونجا نمی آورد
به همین خاطر مامانم بسته ها رو دسته بندی می کرد
و بعد از هر بار، خودش بسته ها رو می انداخت تو صندوقم
آقای بهادر عزیز اعضای سرمقاله
در "ونیتی فیر" داستان شما رو مطالعه کرده
و متاسفانه احساس نمی کنیم که
اون چیزی باشه که ما می خواهیم در مجله ی خود چاپ کنیم
در این زمان
ما برای شما در انتشارات دیگر آرزوی موفقیت داریم
حرف، حرف، حرف
چرا همه ی نامه های رد کردن جمله ی متاسفانه دارند
اونم تو جمله ی اول؟
مطمئنا قید های اصیل تری برای اینکه اونجا نوشت هست
قسم می خورم که هیچ وقت برای یک نشریه چیزی ننویسم
که توش از متاسفانه استفاده شده باشه
تو جمله ی اولش
من بهتر از اونم
ای بابا
جرد، جرد، جرد
اون ردبوله منه؟- نه-
به من نگاه کن
مامان گفت برف جلوی در رو تو باید پارو کنی
تا بابا بتونه بیاد تو
من؟
تو که هیچ کاری نمی کنی- دارم تکالیفم رو انجام میدم-
مامان کجاست؟-
مامان
بله؟
چرا من باید جلوی در رو پارو کنم؟
من و بابات باهات صحبت کردیم
در مورد اینکه تو چطوری میتونی تو کرایه ها کمک کنی
و من خیلی بابت اون نامه ی رد شدنت متاسفم
اجازه یا چیز اضافه ای بهت می رسه؟
دارم کم کم به این فکر می کنم که چرا وقتی نوجوان بودم خودکشی نکردم
وقتی که میتونستم- ای کاش-
داداش، می خوای با ما بیای پاروت؟
نمیتونم، باید تحقیقاتم رو وارد کنم
تا فردا باید برسند شیکاگو
پس الکی بزن- نمی تونم بابا-
اونا از نتیجه ی کارای من کلی چیز می فهمند
مثل چی؟- مثل کارای تفریحاتی تو تعطیلات-
و کارای محبوب
خب، داداش، از دستت میره
امانت داری روزنامه نگاری
تو رزومه ام خوب میشه
وقتی برای دانشکده ی روزنامه نگاری هاروارد ثبت نام کنم
آها، درسته- یک ایده ای برای یک داستان به ذهنم رسیده-
می خوام ارائه کنمش وقتی به ذهنم رسید که داشتم
به رادیو سی بی سی گوش می کردم امروز
خب، ... موضوعش چیه؟
پایان دبل دیکتاتور
کیم جانگ (رهبر کره ی شمالی) در حال مرگه، و وقتی که می میره
دبلش کجا میره؟
محمود احمدی نژاد اون با مزه است و خیلی هم زنده
اون با مزه نیست
یکم بامزه است
یکم بامزه است، اما هیچ کسی نمیتونه اسمش رو تلفظ کنه
داستانت ناقصه داداش
می خواید یک چیز فاجعه بشنوید؟
تریسی داره ازدواج می کنه
از کجا شنیدی؟- کیم-
اون گفت که تو فیسبوک دیده
اون می خواد با استادش ازدواج کنه
امکان نداره، تریسی از آدمای مسن خوشش نمیاد
تو که بزرگ تر بودی
دو سال پیر تر حساب نمیشه
یکم بزرگ تره
گمشو کرو
مطمئنی نمی خوای با ما بیای پاروت؟
نه داداش، من باید
یک کارایی که هیچ کسی اهمیتی نمیده بهشون رو انجام بدی؟
دقیقا
خیله خب، از دست خودت رفت
اما اگه نظرت عوض شد، بیا پیشمون
باشه، بعدا می بینمتون- می بینیمت رفیق-
می بینمت
احمق- چیه؟-
بهادر هستم
به خاطر کمرم اومدم دکتر "فلشمن" رو ببینم
قبلا اینجا اومدید؟
نه- خیله خب، فقط کافیه که-
این فرم ها رو پر کنید- آها-
حالتون خوبه؟
آره، کمرم آسیب دید الان
گفتم شاید بتونم از افراد مسن تر جلو بزنم
پس داری به مو جو گندمی ها (میانسال ها) تیکه می ندازی تا مخ "کتلین" رو بزنی؟
ببخشید
اشکالی نداره، می فهمم
من حاضرم کل بشریت رو می زنم زمین فقط برای اینکه با اون بخوابم
سیمور- من داشتم فقط حرف می زدم-
که سعی می کنم زمین رو برات هموار نگه دارم
آره، به حال خودش بذارش- میدونی چی می گم دیگه؟-
ببخشید، چی سر کمرت اومد؟
بیل زدن- بیل زدن؟-
آره- من تکه های گلوله ای هستند که-
اطراف مهره هام حرکت می کنند
بد جنده ایه
پس به نظر می رسه که من برنده ام اینجا
چرت میگی
بیل زدن؟، من از بیل زدن متنفرم هدر دادن وقته و فایده ای هم نداره
سیمور تولبین" هستم"
ببخشید
صبر کن، صیمور تولبین؟- آره-
نویسنده ی مجله ی "دیلی میل" ؟
قبلا می نوشتم، دیگه بازنشسته شدم
اما آره، خودمم
وای
تو یکی از روزنامه نگارای مورد علاقه ی من بودی
برو بابا، شما بچه فیسبوکی ها روزنامه نگار مورد علاقه هم دارید؟
تو یکی از اولین گزارشگرایی بودی که جرأت کرد
نبرد "آنگ تنه" رو یک شکست تلقی کنه
اون ... تو روزنامه نگاری؟
نه، خب، منظورم اینه که می خوام
اما نمیتونم ... من فقط
من تا حالا ... کلاسی نرفتم
اما دارم به طور جدی بهش فکر می کنم
که مدرک بگیرم
هاروارد، ... هدفمه
چطور میتونی یک چیز احمقانه ای مثل این بگی؟
چی؟- ...به نظرت چرا روزنامه نگاری-
تبدیل شده به یک مشت مجله ی مردم
فلانی تو آشغالیش فلان چیز رو داره؟
روزنامه نگاری یاد دادنی نیست، ذاتیه
میدونی چی می گم؟
فکر کردی این تیکه ای که تو کمرمه
به خاطر این که داشتم از مغزم استفاده می کردم سر از اینجا در آورده؟
اصلا
خب، یعنی چی می خوای بگی؟- می خوام بگم، گور بابای هاروارد-
همین
گور بابای هاروارد
می خوای یک روزنامه نگار کله گنده بشی؟
باید بری یک جای احمقانه
جایی که روزنامه نگارای غربی فکر می کنند
برای رفتن خیلی خطرناکه
مثل گزارشگر روزنامه ای چیزی یک کتابی چیزی بدی بیرون
این تنها راه خروجه
آره، با عقل جور در میاد، آره
کجا می خوای بری؟
سومالی
من ... یکبار
یک چتر از سومالی خریدم
یعنی چی؟
می خوام بگم درگیریش کجاست؟
غیر از اینکه گزارشگر ها رو با چاقو تیکه تیکه می کنند
تو سومالی جوونه های دموکراسی دارند
بین هرج و مرج نمو پیدا می کنند
سال اول دانشگاهم یک مقاله راجع به اونجا انجام دادم
خب؟
خب، اونجا جاییه که بد جا افتاده برای مردم
داداش، دموکراسی موضعی نیست که
نه ... هیچ کسی دلش نمی خوادد که سومالی رو بشناسه
میدونستی، توی سومالی لند برای انتخابات
قبیله ای که حداقل بودند، با 80 تا رأی برنده شدند
و هیچ خشونتی هم اتفاق نیافتاد
انتقال قدرت کاملا صلح آمیز بود
صلح آمیز بود، چون هیچ کسی نرفت ازش گزارش بگیره
باید به حرف من گوش کنی درگیری می خوای؟
می خوای یک داستانی رو از زبون هر دو طرف درگیری بگی؟
برو سودان
اون بلیط توست، نه سومالی
نمیدونم، من نمره ی خوبی برای اون مقاله گرفتم
من و سومالی جذب هم میشیم
آقای "تری ویلیامسون" اینجا هستند؟
همین الان رفتند- ای بابا، واقعا؟-
من جی بهادر هستم
اینجام تا یک سری تحقیقات انجام بدم
اونی که داره دوریتوهای من رو از رو قفسه می خوره کیه؟
ایشون همار من، آقای فلچر هستند
حالا باید اونجا رو تمیز کنم- من خیلی متأسفم-
... میشه لطفا- ادامه بده آقا-
خود داری کنی از خوردن خوراکی از قفسه های ایشون؟
و شروع به جمع کردن اون بکنی؟
ردیفه- مرسی-
جمعش می کنم
قفسه ی دستمال هاتون کجاست؟
ردیف 7- 7-
جی ؟
بیا این رو یک نگاه بنداز
مگه موافقت نکردیم که ساکت باشی؟
نه، داداش، به نظرم واقعا باید بیاید این رو ببینی
من رو یک لحظه می بخشید؟ ممنون
چیه؟- شورشی ها-
که مقامات کنیایی به دزدان دریایی نسبت می دهند آنها را
کنترل کشتی "ام وی فاینا" را را به دست گرفته اند
یک کشتی اکراینی، در سواحل سومالی
و درخواست مبلغی که مقدار آن فاش نشده است را کرده اند
خبرنگار ما " میچ کلپ" اطلاعات بیشتری راجع به موضوع دارد
از خارج از صفارت آمریکا در نایروبی
میچ، دیگه چی میتونی به ما بگی؟
خب، کریسی، خیلی زیاد نیست
این اخبار رو از خبر های پخش شده از منایع رسمی
دولت کنیا داریم
ما هیچ منبعی در سومالی نداریم
و من مطمئنا کلاهمم اونجا بیافته، پام رو اونجا نمیذارم
تا بفهمم که چی باعث شده این
کله خرابا، یک تانکر غیر مسلح رو بگیرند
خب، میچ، اینجا خبر رسید که شرکت های بیمه هم
هیچ پشتیبانی ای نمی کنند تو رو، تو اون جهنم
و اصلا دوست ندارند که خانواده ات ازشون شکایت کنند
وقتی که تو رو تکه تکه با پُست برت می گردونند
خب، دست شرکت های بیمه درد نکنه، که انقدر به فکر هستند
برمی گردیم به تو
خب، تا وقتی که یک دیوانه ی مادر به خطا پیدا کنیم
که بره سومالی و سر در بیاره از اوضاع
ما ادامه میدیم به حدس زدن های غیر مطمئن
که این دزدان دریایی کی هستند
بهادر، تلفن رو جواب بده
و باید جسمتون رو روی دنده ها
...و روی چرخ ها
الو؟
الو- آقای جی بهادر؟-
بله- من "محمد فارول" هستم-
از طرف رادیو گارو، از سومالی تماس می گیرم
ایمیلتون رو دیدم
پس شما می خواستید به سومالی بیاید
بابت کتابی که در مورد دزدان دریایی می نویسید
و دنبال افرادی هستید که می خواهید صحبت کنید در این مورد باهاشون؟
بله، دقیقا- باید اعتراف کنم، تا حالا-
هیچ خبرنگاری تمایل نداشته که این همه کار انجام بده
شما اولین غربی هستید
که درواقع درخواست کرده که بیاد اینجا
ناراحت کننده است- بله، بله، همینطوره-
من یک صحبتی با پدرم می کنم
درخواستتون رو تطبیق می دم- بله، باشه-
...و اینکه ... چطور
فکر می کنید پدرتون بتونه اینکار رو انجام بده؟
امیدوارم، ایشون رئیس جمهور ما هستند
السلام علیکم
تو سومالی اینجوری سلام می کنند
پیشنهاد میدم یاد بگیری بهادر من سیگارم تموم شده
می خوای با من بیای؟
باشه
خب، یکی به اسم فارولی تماس گرفت
فقط چند تا درخواست فرستادم
به چند تا از خبر رسانی های سومالی و بوووم
پسر رئیس جمهور بهت زنگ زد
آره، ... من اصلا
همچین فرصتی هیچ وقت گیرم نمیومد
خب، تو حقیقت خودت رو می سازی قهرمان
خب، اگه اون درست بود ما الان تو دنیایی
به محوریت من زندگی می کردیم
جایی که ما هرکاری که دلمون بخواد رو انجام می دادیم
بدون هیچ عواقبی
چی داری چرت و پرت میگی؟
"نوشته ی "مایکل تاپره" از "چنلینگ یوفو
و "سرزمین های مثبت/منفی فرای این دنیا"؟
تو زیادی کتاب می خونی، به جاش بیشتر با دخترا بخواب
راستی، من اون نمونه کاری که دادی رو خوندم
بد بود؟
برای چی تو چیزی در مورد
اینکه چطور از زیر پول پارکینگ فرار کنید نوشتی؟
گفتم مردم بخندند- بخندند؟-
اون پول ها خرج راه ها میشن
و راه ها، تو رو از این آشغال دونی می برن بیرون
پس، خوشت نیومد؟- نه، درواقع-
خوشم اومد
در حد "هانتر اس تامسون" (روزنامه نگار آمریکایی) نیست
اما با وجدان درستی می نویسی
اینطور فکر می کنی؟- آره-
نذار بره رو مُخت
"براوو"
خب، "آوریل بنویت" رو میشناسی؟
آره، اون تو رادیو سی بی سی هست
چند هفته پیش، یک گزارش خیلی خوب از کنیا داد
دقیقا، اون یکی از دوستای منه
من می خوام تو رو باهاش آشنا کنم
باشه
میتونه برات تو مجله ای روزنامه ای چیزی یک جایی بگیره
خب ... طرح کلی کتاب رو داری؟
نه- غلطه-
داری فرمول بندیش می کنی، باشه؟
نه، خب، این اتفاق ها خیلی سریع دارن می افتند
من فقط ... رسانه ی سومالی رو تو گوگل سرچ کردم
اسم فارولی رو پیدا کردم و همینجوری یک ایمیل زدم
اصلا فکرشم نمی کردم که این اینجوری بترکونه
بهادر، طرح کلی کتاب رو داری؟
نه، همین رو می خوام بهت بگم
وایسا، دوباره سعی کن، طرح کلی کتاب رو داری؟
دارم فرمول بندیش می کنم
میدونستم که سومین بار می فهمی
بیا بریم
خب، چقدر از سومالی میدونی؟
خب، یک گزارشی تو یک ترم ازشون دادم قبلا
تو سال اولم تو دانشگاه
خوبه
نمره رو نگو بهم این خودش شروعیه
توش غرق شو
سیگار می کشی؟
هیچ وقت سیگار رو درک نکردم
خیلی هوشمندانه است، مگه نه جو
خب، این رو نگه دار
وقتی این قضایا تموم بشه، درکش می کنی
جو، مرسی
دیگه چه چیز هایی رو متوجه نمیشی؟ من باید بدونم
جی ها برنت رو به یانک ها میدن
بهش 82.5 میلیون تو 5 سال پیشنهاد دادند
باورت می شه؟- من یک چیزی رو می خوام اعلام کنم-
چه جور چیزی؟- آره، چی؟-
من می خوام برم به سومالی
و یک کتاب در مورد دزدان دریایی بنویسم
و سعی کنم چند تا داستان منتشر کنم
سومالی؟- میدونم چه فکری دارید می کنید-
میدونم که فکر می کنید که دیوانه شدم، اما به نظرم
این تنها راهیه که من میتونم یک روزنامه نگار بشم
ایدز- ایدز؟-
مگه مشکل اونجا این نیست؟- فکر کنم-
اما من می خوام در مورد دزدان دریایی بنویسم
بابا، نه اینکه باهاشون بخوابم
ببخشید، یان رابط من تو سومالیه
السلام علیکم
عوض شده؟
اون باید یوگای بیشتری کار کنه شونه هاش خشک شدند
السلام چائو
خوبی عزیزم؟- آره، خوبم-
ولی اشتباه می کردم
اشتباه؟- آره، ظاهرا-
فقط یک مسئله ی دیگه می مونه، 500 دلار برای ایمنی و اینا
این رو حساب نکرده بودم
500؟- برای ایمنی؟-
آره، برای، ... فقط، میدونید
وسایل نقلیه و بیمه و اینا
میتونم 500 دلار غرض بگیرم؟
به پرواز شماره ی 823 به فرانکفورت خوش آمدید
تو این زمان ازتون می خواهیم که
تمام وسایل الکترونیکیتون رو کنار بگذارید- ببخشید آقا-
همه ی تلفن ها باید خاموش بشن
این آخرین حرفام به دوست دخترمه
قبل از اینکه برم سومالی
من فقط دنبال یکم همدردی هستم، یکم تعجب
بین خودمون باشه، من به یک لول هم راضی می شم
خاموشش کنید لطفا- باشه، باشه، ببخشید
الان می خوام بگم که
که تمام شخصیت های این فیلم
دقیقا مثل دنیای واقعی نیستند
به جز اون مهماندار
حس می کردم عدم احساس همدردیش با من رو
دقیقا بهش نشون بدم
خوشبختانه من فقط 8 ساعت بعدی از سفرم رو
مجبور بودم با اون بگذرونم
و بعد، یک مهماندار جدید گیرم میومد
بعد، یک مهمان دار دیگه و یکی دیگه بعدش
درواقع، احتمالش هست که من
یک رکورد تو پرواز های پشت سر هم به سومالی به جای گذاشته باشم
اما خب، همه اش جزوی از نقشه ی من بود
یک بودجه ی مشخص که بتونم باهاش کتابم رو بنویسم
و برخلاف تعدادی پیش قدم های من
که به جایی که اون پرچم هست رفتند
من زنده می مونم، وقتی که ربودن خبرنگار ها و کشتنشون
یک اتفاقی بوده که در حال زیاد شدنه
داداش
لعنتی، وایسید
نگهش دارید، ... سیمور؟
تریسی؟
فکر می کردم، از آدمای مسن تر بدت میاد
لطفا آروم باش- من رو ببوس-
همین الان من رو ببوس
باورتون بشه یا نه، من این رو یک
کابوس معمولی در مورد تریسی حساب می کنم
ببخشید، ببخشیید
برای منحرف کردن ذهنم از فکر های منفی
می خوام که به آدمای بدبخت تر از من فکر کنم
مردم سومالی
خیلی تصورش سخته که اینجا زمانی معروف بوده به سرزمین شعرا
در تاریخ سومالی روی شعرای سومالی حساب می شده
تا از شرافت قبیله دفاع کنند
از شعر های متقاعد کننده
به عنوان اسلحه برای حل اختلافات استفاده می کردند
اما تو قرن 20، اوضاع تغییر کرد
هم ایتالیایی ها و هم انگلیسی ها
سعی در مستعمره کردن آنها کردند
و اسلحه رو وارد دعواها کردند
و با اینکه سومالیایی ها با شجاعت مقاومت کردند
زخم های جنگ باقی ماند
جنگ داخلی اخیر سومالی باعث شده است که میلیون ها نفر
به کشورهای همسایه فرار کرده و پناهنده شوند
اونایی که ماندند، دچار خشکسالی، سیل و قحطی شدند
جنگ های قبیله ای و جهاد
رئیس جمهور جدیدشون، حسابی سرش شلوغ بود
مخصوصا با ورود دزدان دریایی به قضیه
من به شهر گالکایو، مقصدم رسیدم
و شیرجه رفتم تو آتیش
یا به قول مترجم سومالیاییم، "دبکه" رفتم (نوعی رقص)
لعنتی
آقای بهادر، آقای بهادر- سلام-
سلام، به گالکایو خوش آمدید- خیلی ممنون-
بله، من عبدالرزاق هستم میتونید عبدی صدام کنید
من مترجم شما هستم
خوبه، از دیدنتون خوش حالم
از دیدنتون خوش بختم
پروازتون چطور بود؟- خوب بود-
خوبه، راستی، این علامت رو با دست نشون ندید
این؟- آره، اوه لطفا-
ببخشید، من نمی دونستم
من ... متاسفم
فحش حساب میشه
حواسم به شصت ها می مونه
آره، آره- باشه-
انگلیسیت خیلی خوبه- بی نقص نیست-
من سعی می کنم تو زمان حضورتون اینجا ازتون یاد بگیرم آقای بهادر
لطفا، من رو جی صدا کن- جی؟-
آره، جی
جی، همین یک کیف رو داری؟- آره، یک کیف-
پس مثل اوبامایی، مردی که میدونه چی می خواد
اوباما رو میشناسی؟
معلومه، اون رهبر خوبی برای مردمتون میشه
من کانادایی هستم ... اون رهبر ما نیست
معلومه که هست
فقط مردمتون نمیدونند بیاید
خب، من شنیدم که شما یک نویسنده و خبرنگارید
بله- خوبه، خوبه-
خیلی چیز ها برای نوشتن اینجا هست
درباره ی چه موضوعی می نویسی؟
اگه دنیا بی نقص بود در مورد
دموکراسی تازه شکل گرفتتون می نوشتم
اما با توجه به اینکه
غرب تمام روابطش رو با شما قطع کرده
من اینجا هستم تا درمورد دزدان دریاییتون بنویسم
منظورت "باداها بداه" هست؟- بادا بیندا بادا، چی هست؟-
یعنی، نجات دهنده های دریا، اونا مثل گارد ساحلی می مونند
هیچ وقت نباید بهشون بگی دزد دریایی
خب، نکته ی خوبیه
خیلی روی این موضوع حساسند، اصلا نگو دزد دریایی
پیدا کردنشون آسونه؟- آره، معلومه-
آدمایی هستند که خیلی پول دارند
یعنی، آزادانه می گردند؟
آره، اما رئیس جمهور جدیدمون، فارول
قول داده که این اوضاع رو تغییر بده
مرد خیلی سرسختیه که تغییرات رو قراره ایجاد کنه
همه چیز مرتبه؟- آره، آره-
چیزی نیست؟
آره، آره
بعضی وقت ها حس می کنم که یک پدرم با چند تا بچه ی کوچیک
اونا "خط" لازم دارند
خط؟- آره، باید اینجا توقف کنیم-
اولین ساعت تو سومالی و دارم از اولین
معامله ی مواد مخدر فیلم برداری می کنم
کشوریه که من دوست دارم
خب، خط یک نوع مواد مخدره؟
آره، ... برگ محرکی از کنیا و اتیوپیه
خیلی اعتیاد آوره، مشکل بزرگیه اینجا
اون چی داره میگه؟
می خواد بدونه که می خوای چیزی بخری؟
نه، من ... نه ببخشید
بودجه ام خیلی محدوده
پول مواد رو حساب نکرده بودم، ندارم
می خواد که امتحان کنی
نمی کشتت- فقط گاز بزن-
تأثیراتش چیه؟
تأثیرش روی بعضی آدما اینه که دلشون می خواد سکس داشته باشند
بقیه رو حرّاف می کنه
تریسی دختر خیلی خوبی بود
اما خب، اون ... چیکار می خوای بکنی بالاخره؟
اون فراموش می کنه، منم فراموش می کنم
شک دارم که دیگه باهم حتی صحبت بکنیم
منظورم اینه که، خب برای چی زور بزنم؟ هدر دادن وقته دیگه
فقط اوضاع رو پیچیده می کنه و
شرایط رو سخت می کنه دیگه- مرد ها و زن ها-
نمیتونند با هم دوست باشند- دقیقا-
دقیقا، اینجا هم همینجوریه؟
آره، یک مسئله ی جهانیه
جایی که من ازش میام روش بحث میکنن
مثل احمق ها در موردش بحث می کنند
- اینکه واسه بحث کردن نیست، یه حقیقته داریم به یه ایست بازرسی میرسیم
آروم باش
آقای بهادر
سلام- بالاخره ملاقاتتون کردیم-
رودر رو- بله، از دیدنتون خوشحالم-
از دیدن شما هم خوشحالم آقای عبدی
شما از چیزی که فرض می کردم جوان تر هستید
خبرنگار های غربی
همیشه ناراضی هستند
وقتی دوش بگیرم، از این هم بهتر می شوم
بیاید، عبدی باهاتون خوب برخورد کرده؟
آره، خیلی خوب
اون بهترین مترجم تو پانتلنده-
واقعا؟- بله-
از دزدان دریایی دزدیدیمش
منظورتون بادادینها باداست؟
عبدی، تو این رو یادش دادی؟
اونا
گارد ساحلی ما نیستند، اونا دزد دریایی هستند
باید اون تفکر گارد قبلی رو فراموش کنی
اونا دزد دریایی هستند
دزد دریایی
آقای جی- بله-
در مورد اتاق خبر گورو چی فکر می کنید؟
خوبه
شبیه اونایی که تو کانادا هسته؟
بله
آره، یک مقدار
فوق العاده است، مگه نه؟
یک ایستگاه منطقه ایه؟- یک لحظه-
باشه، باشه- آره، اکثرا منطقه ایه-
اما خب اون خیلی مشهوره
... اون قبلا کار می کرد برای- اون؟، معروفه؟-
از دفتر پدرم تماس گرفته بودند می خواد ما رو ببینه
پدرت؟، رئیس جمهور؟
آره، همین الان باید بریم
لعنتی
دزدای دریایی گروه خیلی همکاری کننده ای نیستند
اینجا رو ببین
قبیله های اصلی دزدا، علامت گذاری شدند
اِیل- اِیل رو میشناسی؟-
آره، همونجاییه که فارهینا رو بردند
و شش ماه اونجا نگهش داشتند
دقیقا، اِیل یک روستای ماهی گیریه که از اونجا شروع کردند
من دارم سعی می کنم یک ملاقات با بویاه برات جور کنم
بویاه؟- ...آره، اون مردیه که سومالیایی ها-
بهش می گن رابین هود
رابین هود دزدان دریایی؟- اما ممکنه یک مقدار زمان ببره-
چند وقت؟- چند روز، یا چند هفته-
مشکلی هست؟
نه، نه، نه، اشکالی نداره- نه؟-
هیچ مشکلی نیست
آره- باشه-
آره، فقط ... به ناشرم زنگ می زنم
و مطمئن میشم که همه چیز رو برنامه است
مسائل مالی، افزایش و این چیزا
پدرم همین چند هفته پیش اینجا اومده
انتقال قدرت کاملا صلح آمیز انجام شد
ایشون جی بهادر هستند، خبرنگار
دیدار با شما باعث افتخاره عالیجناب
خوش اومدین آقای بهادر
پسرم میگه که شما "باب وودوارد" (خبرنگار آمریکایی) بعدی هستید
اونجوری ها هم نیستم- چرا اینطور فکر می کنی؟-
تا همین الان خیلی جلو تر از
سایر خبرنگاران غربی اومدید
با تمام احترام من همیشه خودم رو
بیشتر شبیه "برنستین" میدونستم تا وودوارد
برنستین هم خیلی زشت بود و هم هیچوقت به کالج نرفت
از پس ضعف هاش بر اومد، به همین دلیل ستایشش می کنم
مرد با مزه ایه- خیلی با مزه-
می خوام با سرهنگ "عمر" آشناتون کنم
که درر طول اقامتتون اینجا، تیم امنیتی شما رو رهبری می کنه
خوش آمدید- از دیدنتون خوشحالم سرهنگ-
ازتون به خوبی محافظت می کنم آقای بهادر
خواهش می کنم
سومالیایی یاد گرفته اید؟- به اندازه ای که مثل یک توریست بد باشم-
اشکالی نداره؟
خواهش می کنم، به خاطر همین اینجایید دیگه
من و خانواده ام 8 سال گذشته رو تو استرالیا بودیم
دلیلی داره که این بسته های شش تایی
و ما- اینجا نه-
ببخشید، خیلی ببخشید عالیجناب
فکرکنم که بخاطر اینه که ...
دارم سعی می کنم، این رو درستش کنم
شاد ... شاد
آماده است
مردم سومالی ازم خواستن که برگردیم اینجا ...
و برای این سمت، تو انتخابات شرکت کنم
هیچوقت فکرنمیکردم که رئیس جمهور بشم
من یک تاجر هستم
مثل افراد قبلی من یک جنگجو نیستم
اما الان اینجام، و مبارزه می کنم تا عدالت رو اجرا کنم
نسبت به کسایی که نابودی رو به کشورمون میاورند
از وقتی که اومدید اینجا، یک مدرسه دیدید آقای بهادر؟
نه، نه، باید بگم که ندیدم
ما بین ملت های آفریقایی کمترین مدرسه رو داریم
میدونید حکومت کردن اینجا، با مدرک دکتری چقدر سخته
وقتی میدونید که بچه هایی که رهبریشون رو می کنم، هیچ شانسی برای تحصیلات ندارند
الگوهای مفقیتشون، دزدان دریایی هستند
غرب فکر می کنه که ما این رو تشویق می کنیم
این باید تغییر کنه
عنوانی انتخاب کردید؟
عنوان؟
برای کتاب پرفروش آیندتون
بله، البته
"دزدان دریایی"
چه عنوان افتضاحی
فقط دزدان دریایی؟
"دزدان دریایی سومالی؟- خلاق تر باش-
خلاق تر باش- خلاق تر؟-
آره- خلاق-
خلاقیت- آره، حق با شماست-
جی، میدونی، پدرم از تو خوشش میاد
اینطور فکر می کنی؟- آره-
باشه
اون میدونه که تو چیز های بزرگی به اینجا خواهی آورد
اگه نیارم چی؟
چطوری نیاری؟ وقتی مردم کارای پرفروشت رو بیارن؟
تونستی بویاه رو پیدا کنی؟
باید صبور باشی
آره- اون پیداش میشه-
اونا تو رو به محل اقامتت می برند
خیلی ممنون، بابت همه چیز
این شروع یک سومالی بهتره جی
آره، امیدوارم- آره-
آره- شب خوبی داشته باشی-
تو هم همینطور، شب به خیر- شب به خیر-
خوش آمدید
مرسی
شش ماه آینده رو اینجا خواهی بود
عالیه- آره، این پسر عموی منه-
سلام، جی
روش کار می کنم
از دیدنت خوشحالم- بهش میگیم صندلی زرد-
صندلی زرد؟
آها، چون یک صندلی زرد اونجاست، فهمیدم
اون یکم دیوونه است- فهمیدم-
سلام
بهشون گفتم که تو یک روح سفیدی
چرا همچین چیزی بهشون گفتی؟
تا حالا آدم سفید پوست ندیده بودند
چیزی نیست، اونا بچه های خواهرم هستند من اون بالا زندگی می کنم
آهان
طبقه ی سوم- آره-
اینجا معمولا، خیلی آرومه
باشه، خوبه
ولی به خاطر آفتاب گرم میشه اینجا
و به خاطر تو، ما تنها کسایی هستیم که اینجا اینترنت داریم
چی؟- آره، همین -
کافیه برای اینکه مهمونم باشی
ممنون- خوشحالم که تونستم-
خدمتی بکنم- مرسی-
وای، خوبه- خونه ی خوبیه-
خب، آره، باید بهت بگم، که اون رو بسته نگه دار
واقعا؟- همیشه-
دستور سرهنگ عمره
اون از نور آفتاب خوشش نمیاد؟- دوست داره تو رو زنده نگه داره-
عادلانه است
چه باحال
و اینکه، ببخشید، آب گرم نداریم
به سومالی خوش آمدی
اشکالی نداره، یک کاریش می کنم
داشتم به این فکر می کردم که ریش بذارم، نظرت چیه؟
ریش اینجا چیز محبوبیه
واقعا؟- آره-
خوبه، عالیه- فکر خوبیه-
تور پشه بند داری؟
آره، قطعا- خوبه-
مالاریا اینجا مثل موش ها خیلی شایع اند
پس، هر غذایی
رو باید توی جعبه نگه داری
باحال، مثل کمپ
خب، ممنون بابت همه چیز عبدی
باشه، خب، خوش اومدی، شب به خیر
هر چیزی که لازم داشتی، بهم بگو
باشه، عالیه، مرسی
یک چیز دیگه
من وقتی کار می کنم، دلم می خواد چیز میز به در و دیوار بچسبونم
اشکالی نداره؟- نه، اشکالی ندازه-
تا وقتی که عکسای مستحجن نباشه
مشکلی نیست- چون بچه های کوچیک داریم-
میان تو- آها، نه-
پس ... نه- باشه، حله-
باشه، خداحافظ- خیله خب-
شب به خیر
بای بای- مرسی، شب به خیر-
نمیشه اون پنجره ی لعنتی رو باز کرد
لعنتی، لعنتی
لعنتی، لعنتی
لعنتی
موش
گارو، سومالی، 10 دسامبر 2008، ویوی اتاق من
مبانی امنیتی رو زیر پا گذاشتم و پنجره ام رو باز کردم
لعنتی
باز کردن پنجره؟
خیلی دلت می خواد خطرناک زندگی کنی
متاسفم، ولی ارزشش رو داشت
اون دختره خیلی جذاب بود
اون ... اون یکی از زن های گاراده-
گاراد کیه؟
گاراد یک دزد دریاییه و اون
یکی از قدرتمند ترین آدمای پانتلنده
واقعا؟- اسم اون مریمه-
مریم- اون تو بازار خط می فروشه-
خط فروشه؟
همه ی این دختر خوشگلا دارند میرن اونجا
تا خط بفروشند
امکانش هست که یک مصاحبه باهاش کرد؟
با اون؟، توصیه نمی کنم
خب، چطور گاراد رو ببینیم؟- گاراد؟-
آره- نه، نه، نه-
به اون نزدیک نمی شیم
نه، ببین، من نیومدم اینجا که- ... این یارو-
نه، من اینجا نیومدم تا دور وایسم
اون خطرناکه
اون خیلی آدم خطرناکیه
و بویاه نیست؟ بی خیال-
خب، تو بویاه رو الان متوجه میشی
یعنی چی؟
الان داریم میریم- الان؟-
من ملاقات رو ترتیب دادم- بزن بریم پس-
بیا بریم، باشه
اون کجا داره میره؟
من و تو زیر درخت باهاش دیدار خواهیم کرد
بیا
باشه، باشه
اون اتفاقایی هست
که تو بهشون نگاه می کنی و میگی
نه، این برای من اتفاق نمی افته؟
تنها اتفاقی که برای من افتاده بود و میتونستم با اون حالت مقایسه کنم، این بود که
به خاطر تند رفتن پلیس گرفته بودتم
پلیسه ازم خواست که از ماشین پیاده شم
چون تو داشبورد یک رول داشتم
رول چیه؟- علف، ماریجوانا-
تو آمریکا اونا قانونی نیست؟
من کانادایی هستم
ببخشید، یادم میره
فقط لطفا وقتی بهم شلیک کردند، این رو فراموش نکن
من دلم نمی خواد جنازه ام رو به کشور اشتباهی بفرستند
هیچ کسی بهت شلیک نمی کنه- قطع عضوی هر چیزی-
میخواد بدونه که پیرهنت چیه
- پیرهنم؟ - آره
لباس تیم بلو جیزه
یک تیم بیسبال تو تورنتو
میخواد بدونه که شماره 15 رو کی میپوشه؟
15?
بازیکن موردعلاقمه، "الکس ریوس"
ما بهش می گیم یک بازیکن پنج کاره
به نظر من کسی به پاش نمیرسه
میگه برای مردم سومالی، عدد 5 خیلی مهمه
به خاطر اینکه ما روزی 5 بار نماز می خونیم
و می گویند که دروغگو، 5 دین دارد
شاید این 5 نشون میده که چرا ریوس همچین هیولاییه
خیلی خب
بویاه، غربیها بهت میگن ...
دزد دریایی
میگه که یه دزد دریایی نیست
کسیه که از اقیانوسهاش محافظت میکنه
- بدالها بدا؟ - آره
آره
اون یک شکارچی خرچنگ تو اِیل بوده
و غربی ها اومدن، چینی ها کرهای ها ...
و زیادی از آب ها ماهی گیری کردند
به همین خاطر باید بابت کارهای غیر قانونیشون تقاص پس بدهند
به خاطر همین به کشتی هاشون حمله می کنید
اون مالیات هایی که دولت باید جمع آوری کنه رو میگیره
فقط همین کار رو می کنه
و هیچ وقت کسی رو نمی کشند
هیچ وقت؟
آره، گفت هیچ وقت، افراد اون اینکار رو نمی کنند
این افراد خوشحالت کیا هستند؟
افراد، ... فقط بگو افراد
اونا 500 نفر هستند که تو اِیل هستند
اون کسیه که اونا رو دور هم جمعشون کرده
و همچنین کسیه که حقوق اونا رو میده
شگفت آوره
خب، شما چطوری کسی رو لایق گروهتون میدونید؟
اول، باید اسلحه ی خودش رو داشته باشه
به خاطر همین داره اسلحه رو نشونت میده
آها- و اینکه اونا باید آماده ی مرگ باشند-
می خواد بدونه که خط براش آوردی؟
خط؟
نه، متاسفم، من ... نه
چی؟ چی شد؟
تو باید خط میاوردی
من باید خط میاوردم سر این مصاحبه؟
آره، باید میدونستی دیگه- تو بهم نگفتی که-
من از کجا بدونم؟
تحقیق نکردی؟
تو گوگل این چیزا نیست خب
نمیدونم چی بهت بگم
بدون خط که نمیان
عالی شد- خب، جی بهادر، حالا میدونی-
- سی بی سی، دفتر آوریل بنویت - سلام، جی بهادر هستم
می خواستم با خانم بنویت صحبت کنم
منتظر تماس من هستند
یک لحظه صبر کنید
آوریل، یکی به اسم جی بهادر زنگ زده
میگه منتظر تماسشی
جی بهادر نمیشناسم- باشه-
متاسفم، الان ایشون در درسترس نیستند
میشه بعدا زنگ بزنند آقای بهادر؟
نه، غیر ممکنه، من الان باید باهاشون صحبت کنم
حیاتیه
خب، متاسفانه ایشون الان در دسترس نیستند
... نه، لطفا
اسمت چیه؟- بث-
بث، ببین، بث
یک زمانی می رسه
که تو پشت اون میز نیستی و تماس ها رو وصل نمی کنی
و یک موقعیت لازم داری، یک چیز کوچیک
از اون دستیاری که اون سر خط صحبت می کنه
و کارما اون موقع به کار میاد
اگه الان تو به من این فرصت رو بدی
فکر می کنی باعث میشه حقوقم اضافه شه؟- حتما-
فقط بهش بگو که من تو سومالی هستم
باشه، تو بردی
جی بهادر میگه که از سومالی زنگ میزنه
لعنتی، باشه جواب میدم
سلام، آوریل بنویت هستم
سلام خانم بنویت، جی بهادر هستم
فکر کنم سیمور از من بهتون گفته باشه
آره، آره، جدی از سومالی زنگ میزنی؟
آره، تو گرو هستم، و همه ی اعضای بدنم هنوز سر جاشون هستند
خدایا- ...من یک طرح-
پیشنهادی در مورد یک کتاب براتون فرستادم
که دارم در مورد دزدان دریایی می فرستم
نمیدونم که تونستید یک نگاهی بهش بندازید یا نه
باید صادق باشم باهات جی، نخوندم
تو واقعا اونجایی؟
آره، آره، هستم
من مهمان پسر رئیس جمهور فارول هستم
خدایا، عجیبه
هیچ خبرنگاری اونجا نیست، نه BBC نه CNN
آره، میدونم
لعنتی
اون دیگه چی بود؟
ده دقیقه، کارت تلفنم داره تموم میشه
با یه دزد دریایی رابطه دارم که ...
محلیها بهش میگم رابین هود
اون یک عملیات بزرگ رو از اِیل می گردونه
امیدوارم که بتونم بشم منبع خبری شما ...
و اگه چیز جالبی توی نوشتههام دیدین ...
بتونین کمکم کنین که یه قرارداد برای کتابم امضا کنم
نوشتههام رو میخونید؟
آره- آره-
خیلی خیلی ممنونم
... راستی من از طرفداراتون
اون گفت که یک شکارچی خرچنگ تو ایل بوده
غربی ها، چینی ها، کره ای ها اومدند
جی، گابار
رفیق خوبی هستی اسد
آره، خوبه، ایول
چی؟
یعنتی چی؟
چشمت بهش باشه، گمش نکن
برو پسر، برو، برو پسر
تو صندلی رو برداشتی؟
صندلی رو برداشتی تو صندلی رو برداشتی
:) دو سوت زیرنویس مورد نظرت رو دانلود کن iSubtitle.ir
آرشیوی کامل از فیلم، سریال و انیمه " FilmDL.Co "
ترجمه و زیرنویس از بهزاد اصلانی BluRay نسخه هماهنگ با
ارائه شده توسط وبسایت آی سابتایتل iSubtitle.ir
باید بگم که من کاملا مخالف این قضیه که
که میگه تقدیر دو عاشق رو به هم میرسونه، هستم
بر اساس احتمالات ریاضی این احتمالات
که شما دختر رویاهاتون رو ببینید
کمی از طریق رفتار های نا به هنجار زیاد میشه
یکم
من اینجوری ماریان رو دیدم
السلام علیکم، جی-
السلام علیکم، ماریان
بله، تو پنجره دیدمت- تو انگلیسی صحبت می کنی؟-
یکم- از کجا یاد گرفتی؟-
فیلم های آمریکایی زیاد می بینم
فیلم؟
آره، عاشقشونم- منم همینطور-
واقعا؟- آره-
اتاقم، پر پوستر فیلم هاست
فیلم مورد علاقه ات چیه؟
از "جی آی جین" خوشم میاد- واقعا؟-
آره، از "دمی مور" (بازیگر آمریکایی) خوشم میاد، شخصیت محکمیه-
آره، مخصوصا با اون مدل مو
خیلی خفنه
مطمئنم دمی مور افتخار می کنه به اینکه
تو سومالی طرفدار داری
به نظرم فیلمی که خیلی اشتباه بود، "بلک هاک دان" بود
به خاطر اینکه در مورد وقایع مگودیشه بود؟
نه، چون در مورد مردم ماست
اما از هیچ بازیگری که اهل اینجا باشه توش استفاده نکردند
اشتباهه
نمیدونستم- بله-
درکا، درکا، جهاد محمد
تنها کاری که تو اون فیلم مزخرف انجام میدادند همین بود
همین الان از فیلم "تیم آمریکایی" دیالوگ گفتی، جالبه
آره، " تیم آمریکایی " چیز های جالبی گفتند توش
این مکالمه داره دیگه غیر واقعی میشه
مردم شهر در موردت صحبت می کنند
واقعا؟- آره-
چیا میگن؟-
میگن که اومدی اینجا تا حقیقت رو افشا کنی
در مورد بادادینتا بادها
واقعا؟- آره-
خب، من دارم سعی می کنم
اما، تو در مورد اونا چه فکری می کنی؟
از من نباید بپرسی
من با یکیشون ازدواج کردم
گاراد- پس، میدونی-
آره، میدونم، اون مرد خیلی قدرتمندیه
دارم سعی می کنم، باهاش ملاقات کنم
آره، من و تو، جفتمون می خوایم ببینیمش
زیاد نمی بینیش؟
از وقتی که باهاش ازدواج کردم نه
خب تو از هر چیزی که توی اون کشتی ها
پیدا کنه، گنج با ارزش تری هستی
یک دیالوگ از یک فیلم آمریکاییه
آره
شاید، نمیدونم
اما، خوبه، اینطور نیست؟
و حقیقت داره
برای خط اومدی؟- آره-
خب، چقدر می خوای؟- نمیدونم-
پول خارجی قبول می کنی؟
آره، آره- واقعا؟-
خب، چقدر بابت این گیرم میاد؟
خب، انقدری که دیوانه ات کنه
همین رو می خوام
جی
فکر کنم وقتشه که دوباره بویاه رو ببینیم
اون خطه؟- نه، اسفناجه-
معلومه که خطه
خب، بویاه، بگو ببینم، چطوری حمله می کنید؟
تو گروه های کوچک حمله می کنیم
و مثل گرگ ها، اونا رو محاصره می کنیم
آره، داداش
جی، جی
اون ... وای
الو، الو
الو، جی؟- من رو می بینی؟، خوبه
آره، میتونم
اما خوب نیست تصویر
آره، تکنولوژی لعنتی
آره، می خوای بعدا بهم زنگ بزنی؟
نه، نه، نمیتونم
الان یکم وقتم فشرده است
جوابی برای نوشته هام گرفتی؟
متاسفانه همه اینجا
مثل من اشتیاقی برای اون ندارند
گفتی متاسفانه؟- آره-
لعنتی
همکارای من فکر می کنند که این کتاب، یک گیرایی کم داره
گیرایی؟ (قلاب)
بویاه ناخداست، فقط چشم بند رو نداره
میدونم، منم مثل تو شوکه شدم
اطلاعاتی که داری میدی، فوق العاده است
من ... فکرش رو هم نمی کردم که اینجوری بشه
ببین، سه تا کتاب پرفروش امسال، کتاب های "گرگ و میش" بوده
کتاب "ماه جدید" و "صحر" پس شخصی باهاش برخورد نکن
ما همه در مقابل خون آشام ها هستیم
شخصی؟، آوریل این مردم درمانده اند
هیچ کسی دلش نمی خواد به حرف هاشون گوش کنه
متاسفم جی، واقعا
فقط بدون که من طرف تو هستم
باشه- تو خوبی؟-
آره
ببین، من نمیدونم می خوای یا نه
اما شنیدم که سی بی اس جایزه ی 1000 دلاری گذاشته
برای هر ویدئویی که از گروگان های کشتی ها گرفته میشه
اینجوری داری می گی که با روابط تو
به جایی نمی رسیم؟- نه-
میدونم که خیلی حساس و لبه مرزیه
اما میتونه کمکت کنه
میتونه کمکت کنه که این کتاب رو به فروش برسونی
و اینکه میدونم، پول برات مسأله ی مهمی باید باشه برات
من تو اون حالت بودم
باشه- فقط، ادامه بده جی-
من ادامه میدم به تلاش کردن برای تو این طرف
یک کتابی اینجا هست
باشه، باشه، آوریل
فقط یک نصیحت کوچولو
شاید بهتر باشه اون کارت هات رو یکم مرتب تر کنی
برای من سخته اونجوری
به نظرم کمک می کنه که جریان فکریت باز تر باشه
لعنتی، لعنتی
لعنتی
داداش
جی- میتونیم صحبت کنیم؟-
الان؟- آره-
بیا- مرسی-
مرسی، خوبی، ببخشید که بیدارت کردم
فقط وضعیت خیلی بدی دارم
من بهت اعتماد دارم
مرسی- نه، واقعا می گم-
من، واقعا، بهت اعتماد دارم
آدمای زیادی نیستند که من بهشون اعتماد داشته باشم
و تو یکی از اون آدمایی
چیزی اذیتت می کنه داداش؟
من رو داداش صدا نزن
جی صدام کن
اگه بخوای بعد از اینکه این چیزی که می خوام
بهت بگم، رو بهت بگم، بازم من رو داداش صدا کنی، ردیفه
باشه- چیزی که می گم، باید بین -
خودمون بمونه، جدی میگم
باشه- باشه-
باشه
من خبرنگار مشهوری نیستم
و قرارداد کتاب هم ندارم
باشه- نه، اصلا ردیف نیست-
همه اینجا فکر می کنند، من خبرنگار مشهوری هستم
به این خاطر اینجام، اما من هیچ کسی نیستم
...جی
تو تنها خبرنگاری هستی
که حاضر شده جونش رو به خطر بندازه
تا مشکلات زندگی مردم سومالی رو نشون بده
آره، آره، میدونم، اما تو اصل مطلب رو نمی فهمی
من خبرنگار نیستم
فکر می کردم که می تونم بیام اینجا
و یک قرارداد کتاب بگیرم و چند تا چیز منتشر کنم
وقتی یک سری نوشته به سرمقاله ها فرستادم
اونا دست رد به سینه ام زدند
مثل هر گوهی و چیز دیگه ای که نوشتم
جوابم کردند
متاسفم، متاسفم
جوابت کردند؟- آره-
اگه فارول بفهمه، سرم رو می کنه
من مرده ام، من رو می کشه
شاید، اینکار رو بکنه، شاید نکنه- اما اون رد شدن رو درک می کنه-
مسئله ی انسانیه
نباید میومدم اینجا
من یک احمق هستم
این حرف رو نزن جی نگو
هیچ راهی نداشتی- آره-
با این نیت پاک اینجا اومدم که
حقیقت رو افشا کنم
و به همه ی آدمای اطرافم دروغ گفتم
نصف شب من رو بیدار کردی که این چیزا رو بهم بگی؟
اومدم ازت درخواست یک لطفی بکنم
بخواه- باشه-
می خوام که کمکم کنی تا سوار یک کشتی بشم و فیلم بگیرم از گروگان ها
جی، کار عاقلانه ای نیست- میدونم عاقلانه نیست-
میدونم، اما این تنها راهیه که باعث میشه آدم های بیرون
ذره ای اهمیت بدن به اتفاقایی که اینجا داره میافته
تنها راهشه
باورم نمیشه
سی بی سی حاظره 1000 دلار بابتش پول بده
اگه بتونی من رو وارد کشتی کنی، باهات نصف می کنم
باهات نصف می کنم، میشه نفری 500 دلار آمریکایی
پول خیلی زیادیه
جی، مسئله پول نیست
به محض اینکه پات رو بذاری توی کشتی، ما دیگه نمیتونیم ازت محافظت کنیم
رئیس جمهور اجازه ی اینکار رو نمیده
سی بی سیه، بزرگ ترین شبکه ی خبری
آره، و تو هم تبدیل میشی به
یک خبرنگار معروفی که داره کشته میشه
که باعث میشه مردم سومالی به عنوان تروریست شناخته بشن
من مشهور نیستم- میشی، جی-
عبدی، اونا حرف های من رو نمی خوان چاپ کنند
حتی یک کلمه
بویاه برای هیچ کس هیچ اهمیتی نداره
ماهی گیر بی چاره، تبدیل شده به رابین هود دزد های دریایی
اونا براشون مهم نیست
میدونستی قبایل سومالی قبلا با کلمات مبارزه می کردند
به جای اسلحه؟
میدونم، آره، یک مقاله در موردش نوشتم قبلا
پس شاعر و مبارز آزادی
محمد عبدالله حسن سعیدکاه رو میشناسی
انگلیسی ها اون رو ملّای دیوانه می خوندند
میشناسیش؟
آره و میدونم که شعر و غزل و رباعی
این مشکل رو حل نمی کنه
باید سوار یک کشتی بشم
کار بهتری می کنم- بهتر؟-
چی؟، چی از اون بهتره؟
من داشتم تلاش می کردم تا با گاراد یک مصاحبه برات ترتیب بدم
گاراد؟- آره-
پدرخوانده ی دزدان دریایی
مردی که می خوای با زنش بخوابی
چرا این حرف رو می زنی؟
فکر نمی کنی کل گارو میدونه این موضوع رو؟
گاراد چی؟، نمیدونه؟
اگه میدونست، الان اینجا نبودی
باعث خوشحالیه
اون من رو به عنوان مترجم می خواد
پس شاید بتونم شما دوتا رو
تو یک اتاق قرار بدم
داری خودت رو تو خطر می اندازی
اون ... خوشم نمیاد از این
نه، نه، نه
چرته جی
چرا اینطوری داری کمکم می کنی؟
چرا این کارا رو می کنی؟
تو داداش منی
من باید کمکت کنم
مرسی داداش- ردیفه-
مرسی
تو داداش منی جی- آره-
نگران نباش- چیزی نیست-
باشه- شب خوبی داشته باشی-
ادگار، آلن پو، اسکار وایلد، هرمن ملویل و اچ پی لاوکرافت
همشون یه چیز مشترک داشتن
در بی پولی کامل مردن
پس باید از رئیس جمهور فارول یکم گلایه کنم
از اینکه اون پول رو جلو جلو درخواست نمی کنه
بالاخره، من یک نویسنده ام، حسابدار نیستم که
اسد، قانون اول توی زندگی
کل پولت رو خرج مواد نکن
مگه اینکه به باسن خیلی خوبی برسونتت
یا یک جایزه ی پولیتزر (جایزه ای برای خبرنگاران)
این ممکنه به هیچ کدوم از این دوتا منجر نشه، اما من بازم تلاشم رو می کنم
چی داری میکشی؟ اون منم؟
آره
میذارمش روی تخته
خوبه، برام آرزوی موفقیت کن
صبح به خیر ماریان
صبح به خیر جی
میتونم، یک کیلو از بهترین خطت رو داشته باشم؟
بهترین؟- آره-
قضیه چیه؟
می خوام برم به دیدن شوهرت تو بوساسو
پس یعنی این خط برای همسر منه؟
آره
باشه- مشکلی هست؟-
نه- نه؟-
نه- خوبه-
عالیه
خب، نظری نداری در مورد اینکه چطوری باهاش ردیف بشم؟
از من داری می پرسی؟- آره-
خب، من ماه هاست که اون رو ندیدم
هیچی؟
حتی کوچک ترین چیزی هیچی؟
از لباساش تعریف کن- لباساش؟-
آره
از طریقه ی لباس پوشیدنش احساس غرور می کنه
آها، باشه، اونکار رو می کنم
نظرت در مورد لباسای من چیه؟
خیلی ملایم هستند- واقعا؟
آره
شاید بتونی بعدا من رو ببری خرید
امکان نداره- باشه، من باید برم
خدافظ
# Oh, Maryan, my sweet
# If I ruled the world, every day would be... #
چه ساعتی قرار گذاشتی؟- اون یک ساعت دیر کرده-
احتمالش هست که نیاد؟
شاید، اما فردا هم هست
اگه بهت بگم که کل پولم رو
خرج این خط ها کردم چی؟
بهت می گم که گاراد اینا رو نمی خوره
خط، بعد از یک روز می میره، به درد نمی خوره
خیالم راحت شد
اون گاراده
لطفا به گاراد بگو، که من از کرواتش خوشم میاد
چی؟- آره-
بگو بهش
از کجا گرفته؟
از ... از کجا؟
دولچه گابانا
دولچه گابانا؟- میشناسی؟-
آره، میشناسم
کت شلوار چی؟
دولچه گابانا
میدونستم
میدونستم از دولچه گابانا- اون گفت ... نه-
... اون میگه- خوبه-
نیست- ... واقعا انگار-
خیلی خوبه- دولچه گابانا نیست-
دولچه گابانا نیست- ناک آفه-
ناک آف؟
خب، اون، خوب به نظر می رسه
آدم نمیتونه تشخیصش بده
براتون یک هدیه دارم
بهترین خطی که میشه خرید
عجب- آره، عجب-
می خواد بدونه از کجا خریدی؟
کجا؟- کجا-
از بازار توی گارو
فکر کرد از یکی از دلال های خودش گرفته باشی
به خاطر همین، نمی خواد الان یک گلوله تو مغزت خالی کنه
خوبه مرسی بابت نکشتن من
اون رو نگو بهش
خب، از خودت برام بگو گاراد، این اشکالی نداره
بفرما
اون بالای 800 دزد داره
که از بوساسو تا ایل هستند
خیلی زیاده، شگفت انگیزه
خیلی شگفت انگیزه
خب، این اواخر من یک مصاحبه ای با بویاه کردم
... که یک جورایی
اون نمی خواد چیزی در مورد بویاه بشنوه
اون گفت که اون ... هیچ چی نیست
لازم نیست چیز دیگه ای بگید
من متوجه هستم که آدم خیلی متفاوتی هستید از اون
و فقط برام سوال بود که ممکنه
در اون مورد بسط بدید
با گروهش لازمه که هر کسی رو که
ماهی گیری غیر قانونی انجام میده رو کشت
عادلانه است که هر کشتی ای که
تو آب های شما در حال حرکته
می خواد ماهی گیری کنه یا بار بری
یا تفریحی، عادلانه است که شما اون رو بگیرید؟
و مهم نیست که اونا کی هستند؟
اونا دارند کای رو اشتباه انجام می دهند
باید تنبیه بشوند
و ما ادامه خواهیم داد تا آب های ما پاکسازی بشوند
از کشتی های ماهی گیری غیر قانونی
سرم شلوغه، میتونی بعدا برگردی؟
... من اسم هیچ کدوم از اونا رو نمیدونم
جی، جی
چه خبرا؟- وسایلت رو جمع کن-
داریم میریم ایل
ایل؟- آره-
باید همین امروز این مصاحبه با گاراد رو بفرستم داداش
کشتی منتظر تو نمی مونه
یک کشتی؟- آره-
یک کشتی باربری آلمانی به اسم ویکتوریا هست
که تو بندر نگهش داشتند
دزد دریایی که اونجا مسئوله، از دوستای سرهنگ عمره
صبر کن، صبر کن، صبر کن
سرهنگ عمر
میتونی من رو سوار کشتی کنی؟- می خوای که سوار کشتی بشی؟-
آره- چون من مجبور بودم-
هم با فارول، و هم با سرهنگ بحث کنم
در مورد این ایده ی تو
داداش، فکر کردم تو مخالف این کار منی
هستم، فارول بهم گفت که 500 دلار ازت بگیرم
ازت بابت قیمت ها
داری؟- نه، ندارم-
من ورشکست شدم- ای بابا جی-
نه، من ورشکست شدم
بهت گفتم که، متاسفم
من ... خب، نمیدونستم
نمی خواستم تو رو تو این وضعیت قرار بدم
آره، خرج مواد برای دزدای دریایی کردی
آره، دزدا
میدونی دیگه، بدون مواد مصاحبه قبول نمی کنند
خب، نمی دونم، چی بگم؟
متاسفم داداش
نمیتونی زیر معامله با فارول بزنی
اون خیلی مرد دقیقیه
چیزی نمیشه، حل میشه
هیچ کسی تو دردسر نمی افته، حلش می کنم-
خب، خدا رو شکر، تونستی من رو سوار این کشتی کنی
همونجا 1000 دلار گیرمون میاد دیگه نمیدونم داداش
من اون ... اون 500 دلار دیگه رو هم بهت میدم
باشه، پایین منتظرتم، بریم
گاراد، با آوریل آشنا شو
جی بهادر
اینجا جاییه که قبیله ی من جارفیل،
تو مبارزه با انگلیسی ها برای آزادی
علیه استعمار آنها کشته شدند
اینجا کوهستانی نداریم
اون استخوان های زیر اون سنگ ها
برای خارجی ها ناشناس باقی خواهند ماند
اما نه برای ما
به خاطر اونا ما اینجا هستیم
وقتی ارد شهر می شیم، خیلی مهمه
که بگید، با قبیله ی ریر جارفیل هستید
از من می خواید که عضوی از قبیله اتون باشم؟
بله، تو پسر لویش هستی
اون یک مرد روشن پوسته
با عقل جرو در میاد- ریر جارفیل-
ریر جارفیل
ریر جارفیل
آره، خیلی مهمه گفتن این
وگرنه خیلی اینجا دووم نمیاری، حتی با وجود ما
لعنتی، باشه
باید درست تلفظش کنی- یکبار دیگه میگی؟-
ریر جارفیل، پسر لویش- ریر جارفیل، پسر لویش-
دو کلمه است- آروم میگی برام؟-
ریر
جارفیل جارفیل
جارفیل- جارفیل-
نه، درست تلفظ نمی کنی
ریر جارفیل
اون ویکتوریاست؟
آره
می خواد بدونه از کدوم قبیله ای
ریر جارفیل
ریرجارفیل
پسر لویش
اون می گه تو بامزه ای- هدف همین بود؟-
شوخی، تو این شهر در ها رو باز می کنه
بله؟
خیلی خوب بود خوب بود
اون خوب بود؟- آره-
آقای بهادر، آقای بهادر ما اینجا مجرم نیستیم
نه
درسته، هیچ کس اینجا از دزدان دریایی خوشش نمیاد
صحیح
اون کشتی، آخرین چیزیه که اینجا مونده
همه تو ایل خوشحال می شوند از اینکه بشنوند اونا رفتند
فکر می کنید، به زودی می روند؟
این رو شنیدیم، بنابراین، به زودی می روند
باشه- کتاب آقای بهادر-
قراره چیز های زیادی در مورد سومالی روشن کنه
و رئیس جمهور هم خیلی
خیلی، هیجان زده است
چیزی ازش شنیدی سرهنگ عمر؟
نه، اما فکر می کنم که چیز خیلی خوبی از آب دراد
مگه نه آقای بهادر؟
آره، هیجان انگیزه، یک داستان خیلی مهیج
و خیلی آگاهی رسان، ... در سطوح مختلف
اون ... خیلی جالب خواهد بود
آقای بهادر
من نماینده ی زنان ایل هستم
فرزندان ما به تحصیلات نیاز دارند
مدرسه های ما از بین رفته اند
و بعد از سونامی بازسازی نشدند
کتابتون در این مورد هم صحبت خواهد کرد؟
آره- خوبه-
ممنون، خوبه
اسم کتابتون چیه؟
هنوز دارم روش کار می کنم
هنوز دارم سعی می کنم، اسم بذارم براش
جی، وقتی بحث کلمات میشه، می خواد خیلی بی نقص باشه
خواهیم دید
من از ریرجارفیل هستم، پسر لویش
ریرجارفیل
فکر کنم بهتره باطریت رو نگه داری
آره، فکر خوبیه
فکر می کنی بتونم سوارشم؟
مردی که مسئول این عملیاته، اسمش کامپیوتره
می گن که پیش گوئه
پیش گو؟ خوبه این موضوع یا بد؟
رابط سرهنگ تو کشتی فکر می کنه که حل می شه
باشه
من می ترسم عبدی
لعنتی، آخه راه دیگه ای نیست
امیدوارم متوجه باشی
این راهیه که به عنوان یک مرد انتخاب کردی
جایگاه من نیست که این رو متوجه بشم
حالا می خوام برم بخوابم
باشه، شب به خیر رفیق
عالی شد
تو اینجا بمون، من صحبت می کنم
باشه- نگران نباش برادر-
باشه- ما حلش می کنیم-
خوبه، خوبه، ممنون
باشه
داره میگه نه؟
لعنتی
من خبرنگارم، شلیک نکنید
من خبرنگارم، چیزی نیست، شلیک نکنید
باشه؟
پول خیلی سریع تر میرسه
اگه بذارید که از اون گروگان ها فیلم بگیرم
لطفا بهم شلیک نکنید بهم شلیک نکنید
لطفا
اگه بذارید فیلم بگیرم
دنیا می بینه که شما جدی هستید
دنیا می بینه که شما جدی هستید
و صاحبای کشتی کوتاه میان
به رئیستون کامپیوتر این رو بگید
بهش بگید لطفا
لطفا، باشه؟ حقیقت داره
اینجوری پول خیلی سریع تر می رسه
اگه بذارید فیلم بگیرم
All right? It's true, I promise. I promise, okay?
با کامپیوتر حرف میزنم، چیزی که میگی با عقل جور در میاد
- خوبه - فردا برای جواب برگرد
- باشه عالیه - برو تکون بخور
مرسی
عبدی، دیدی؟
خطرناک بود داداش
لازم نبود بیای بیرون
خطرناک بود
لعنتی، آره، داداش
این چیزی بود که می گفتم عمر
اون چه کاری بود؟
منظورت چیه چه کاری بود؟
بهت گفتم نیا بیرون
چه کاری بود؟- تو نمی تونستی من رو سوار اون کنی-
این کار رو نکن- نمیتونستی من رو سوار اون بکنی-
هیچی گیرت نمیومد
کی می خوای حرف گوش کنی؟
من فقط اومدم بیرون و کار رو راه انداختم
چون این روز ها اینکار رو می کنم
کارا رو راه میندازم- هیچ وقت حرف گوش نمیدی-
بیدار شو، آقای بهادر
بیدار شو، بیدارشو- چیه؟-
همین الان بیدار شو
میریم تو؟- همین الان-
آره، خیله خب
اون رفته
دفعه ی بعد از دستورات من پیروی کن
اونا فکر کردند تو از سازمان سیا هستی
جدی میگی؟، سیا؟- آره-
من؟- معلومه-
لعنتی، لعنتی
عبدی، الان نه
اون میگه پدرته- به گوشی من زنگ زده
پدر من؟
آره- واقعا؟-
به گوشی من زنگ زده
الو، بابا؟
خدای من، جی، خدارو شکر که حالت خوبه
ما داشتیم این قضیه ی کاپیتان فیلیپس رو نگاه می کردیم
اون قضیه ی گروگان گیری توی سی ان ان
باید از اونجا بیای بیرون
بابا، من خوبم- چی داری میگی؟-
اون دزدای دریایی دیوانه اند
دارن تهدید می کنند که می خوان آمریکایی ها رو بکشند
بابا، من کانادایی هستم
فکر می کردم دیگه شما بدونید
الان وقت شوخی نیست جی
می خوایم که با هواپیمای بعدی برگردی خونه
بابا، نگرانیتون رو درک می کنم
اما چیزی نمیشه
مسئله ی بزرگی نیست
جی، عزیزم، بیا خونه
سلام مامان
الان داشتم به بابا میگفتم که من خوبم
اما الان داریم سی ان ان رو نگاه می کنیم و اصلا خوب نیست
مامان، رسانه احتمالا داره یک سری شر و ور نشون میده
من چیزی در اون مورد اینجا نشنیدم
الکیه حتما
احتمالا تبدیل شده به یکی از اون بچه سربازا
می خوای مادرت رو بکشی جی؟
اگه نگی که می خوای برگردی خونه
باشه، اما پول لازم دارم
پول؟- آره-
الکیه، گفتم که
آره نمیخواستم از شما درخواست کنم ولی ...
واقعا چاره ی دیگه ای نداشتم
کی فکرش رو می کرد زندگی تو سومالی گرون باشه؟
خبرها حاکی از حرکت سه ناو جنگی آمریکا ...
به سمت مارسک آلاباما که توسط دزدای دریایی ...
گرفته شده هستن
نابود گر یو اس اس بینبرودج
آماده است
ظاهرا کاپیتان فیلیپس، کاپیتان کشتی
توسط دزدانِ فراری گروگان گرفته شده است
در یک قایق نجات سر پوشیده
... دزدان دریایی
رد بدل گروگان ها، امروز
با مرگ سه نفر از دزدان دریایی خاتمه یافت
همراه با آزادی گروگانشان ...
کاپیتان ریچارد فیلیپس
دزدان دریایی سومالی
در سراسر کشور، با عصبانیت جواب دادند
و گفتند که هر خارجی ای رو دستگیر و به قتل خواهند رسوند
تا انتفام مرگ همرزماشون رو بگیرند
در این زمان، هیچ کسی بابت عملیات مسئولیت به عهده نگرفته
پدرم درخواست کرده، به زودی جواب دریافت میکنیم
آقای فرول، آمریکایی ها سه تا از دزدای دریایی رو کشتن
انتقام در راهه
و برای آقای بهادر خطرناکه که
اینجا تو گارو بمونه
نه، اینطور نیست، من خیلی خودم رو نشون نمیدم
مثل کاری که تو اثل کردی؟
ایل یک اشتباه بود، خب؟
همش میگی که اشتباه بود
من گند زدم، ببخشید
یک اشتباه بود، و درسم رو گرفتم
این رو نگو، تو اینجا می مونی
باشه، درسم رو گرفتم ازش، و دیگه تکرار نمیشه
دیگه اونکار رو نمی کنم
آقای بهادر، من با سرهنگ موافقم
به نظرم باید شما رو از اینجا خارج کنیم
ما نمی خوایم هیچ صدمه ای به شما وارد بشه
متوجه هستم- می فهمی؟-
آقای فارول، این رو متوجهم
نگرانیتون در مورد ایمنیم رو درک می کنم
به نظر نمیرسه که درک کنی
نگرانی بابت ایمنیم رو درک می کنم
اما به یکی اینجا نیاز دارید
باید بفهمم که کی پشت این قضایاست
باید باهاشون مصاحبه کنم
...نه، نه، آقای- تا بتونم مصاحبه کنم باهاشون-
به خاطر این من رو اینجا آوردید- نه، نه-
به خاطر همین، این همه مدت از من محافظت می کردی
مردم دارند کشته میشن- دیوانگیه-
خط ذهنش رو داره می خوره- خط؟-
خط کاری با مغزم نمی کنه
می شنوم- هیچ کس دیگه ای از-
رسانه های غربی اینجا نیست- آروم باشید آقای بهادر-
پدرتون یکی رو کنارش لازم داره
آقای بهادر ... اون- اون به یکی نیاز داره که کنارش باشه-
تمام سومالی به یکی نیاز دارند که کسی کنارشون باشه
آقای بهادر، این مسئله قابل بحث نیست
من نمیتونم ریسک کنم جون شما رو
باشه- عبدی، بیا تو-
میشه لطفا کارا رو انجام بدی
تا آقای بهادر فردا بره خونه؟
بله آقای فارول
و مطمئن شو که حساب ایشون درسته
حساب ها درست هستند
لطفا بگید که پدر و مادرم پول رو فرستاده
بله- تو بانکه-
واقعا؟- آره-
این بهترین خبری بود که شنیدم
مامان و بابا، عاشقتونم
فکر می کنی بتونیم آخرین مصاحبه رو با بویاه ترتیب بدیم؟
خودم اینکار رو کردم- واقعا؟-
آره، درواقع دیرمون هم شده
عبدی، عبدی
تجهیزاتمون کجان؟
برای یکبار هم شده، محلی شدی
بیا
این، ... این لازمه؟
من کلاه اوبامام رو پوشیدم الان؟
اونا چی دارن میگن؟- فکر می کنند که ما-
از طرف دولت هستیم- ما با بویاه قرار داریم-
ملاقات، ملاقات
بهشون بگو، بهشون بگو که هدیه آوردم
توی کیفم برای بویاه
اگه بذارند بازش کنم، بهشون نشون میدم
جی، الان وقت شوخی نیست- شوخی نمی کنم-
یک هدیه است برای بویاه
این رو نشونشون بده
همه چیز مرتبه
همه چیز مرتبه
بلو جیز
کنسرو ماهی
تنها صادرات این کشور بود
و الان خیلی غم انگیزه
که تنها خاصیتش اینه که هدفیه به اندازه ی قلب آدم
به این هدف شلیک می کنی؟
اگه لازم باشه- تیراندازیت خیلی خوبه-
نه، نه، نه
متاسفم، ... من اصلا بلد نیستم
...من حتی
باشه، شلیک می کنم
جوری نشونه نگیر
که انگار دشمنته
برای قلب معشوقه ات شلیک کن
چه چیز افتضاحی
نمیدونم یعنی چی، اما باشه
باشه
آره
- Hey! - Hey!
اون می خواد بدونه، اون دختر خوش شانس کیه
یک دوست دختر سابقه
که داره با کس دیگه ای ازدواج می کنه
میگه گلوله هدر رفته
واقعا؟، من که زدم تو خال
هیچ شادی ای تو پیروزیت نیست
یا انتقام
اون میگه میدونه برای چی اومدی
تو میخوای در مورد کشتی آمریکایی بدونی
که بهش حمله شده
اما می خواد بدونی که اون اینکار رو نکرده
میدونه کار کی بوده؟
نه
... اما راحت ترین راه برای فهمیدنش
اینه که قلبت رو دنبال کنی ماریان میدونه
ماریان اینجاست؟
امروز اینجا نیست؟
پیداش کردی؟- نه-
بویاه رو دستگیر کردند
چی؟
رئیس جمهور داره فشار رو حس می کنه
بابات گروگان گیری آمریکایی
بویاه هیچ کاری نکرده
اون به اندازه ی کافی کرده
لعنتی
جی؟
نگران نباش، حرف های تو به مردم غرب می رسه
میدونم
حالا می فهمم که چرا صبح ها به بیرون نگاه می کنی
منظره ی متفاوتیه
این واقعیه؟
چی؟- تو تو اتاق من؟-
آره
باید باهات صحبت می کردم
اینا چی هستند؟
اینا موضوعات مربوط به کتاب من هستند
من دوست دارم که همه چیز رو یادداشت کنم و مرتب کنم
تو دیوانه ای
که اومدی اینجا تا این چیزا رو بنویسی
من اونی نیستم که از محافظام رد شده تا بیاد تو اتاق من
خب، من اومدم که بهت هشدار بدم
همسر من مسئول حمله های اخیر به آمریکایی هاست
گاراد؟- و اون قصد داره-
که علیه آمریکایی ها تلافی کنه
به خاطر کشتن گروهش
اگه اینجا بمونی، احتمال خیلی زیاد میمیری
اون میدونه که من کانادایی هستم؟
فکر نمی کنم خیلی اهمیت بده
اسم من روی این کارته چی نوشته؟
انگلیسی نمیتونی بخونی؟- نه زیاد-
این کارت نوشته که
تو جذاب ترین دلال مواد مخدر توی دنیایی
این رو نوشته؟
آره
دوست داشتم
...خب
این شماره ی منه
بهم مسیج نده، من از صدا خوشم میاد
منم همینطور- و لطفا اگه تونستی-
برام فیلم یا مجله بفرست
که نشون میده مردم من رو
همونجوری که واقعا هستند
من خسته شدم از کسایی که ادعا می کنند سومالیایی هستند
توی بلک هاک دان
قبوله- باشه-
صبح روز بعد، گاراد مسئولیت حمله رو به عهده گرفت
حمله به میرسک آلاباما رو
و گفت
قسم می خورم که به هر کشتی ای که پرچم آمریکا داره حمله می کنم
به خاطر انتقام کشتن دوستان
که طی چند ساعت به حرف هاش عمل کرد
با حمله کردن به کشتی کمک های بشردوستانه
با آر پی چی به "پسر آزادی ام وی" حمله کرد
وقتش رسیده بود که من برم
آره
شماره اش رو گرفتم
آره
سرهنگ، ممنون بابت محافظت
من هر کاری برای ریرجارفیل، پسر لویش انجام میدم
خیله خب
نگران نباش
من تو لیست پرفروش ترین ها، دنبال اسمت می گردم
مطمئنم
چیه؟، اینم فحش حساب میشه تو سومالی؟
نه، فحش نیست
حتی این هم فحش نیست
چی؟
اون روز داشتم سر به سرت میذاشتم
شش ماه گذشته بود بهم نگفتی؟
قیافت
من دیگه همیشه اینکار رو می کنم- این یعنی چی؟-
یعنی امید- امید؟-
آره
باشه، من اون پیام رو منتشر می کنم
لطفا- آره، مراقبت کن-
میگن، تو سومالی، هر مردی سلطان خودشه
و در نظر من، عبدی بین سلطان ها خیلی با شکوه بود
در زمان فرود تو زندان تورنتو، کانادا
من 234 تا مسیج خوانده نشده داشتم
که 165 تاشون از طرف رسانه های خبری بودند
که می خواستند مصاحبه ی من با گاراد رو بخرند
هشت تاشون از انتشاراتی هایی بودند که می خواستند تمام حقوق کتاب من رو بخرند
و 4 تاشون از طرف تریسی بودند
من گفتم اگه اون واقعا می خواد
بدونه که چی به من میگذره
میتونه در موردش بخونه
ببخشید، میتونم پاسپورتتون رو ببینم؟
پاسپورت؟
لطفا دنبالم بیاید
سلام آقای بهادر- آقای بهادر-
من مامور برایس هستم از ان سی آی سی
خیله خب، تو دردسر افتادم؟
کاملا برعکس
ما خیلی دلمون می خواد بدونیم که شما میتونید اطلاعاتی
از زمانی که تو سومالی بودید به ما بدید
صبر کن، ازم می خواید که نظر بدم؟
ببینید، هم سازمان اطلاعات آمریکا، هم کانادا
اساسا دارند کورکورانه اونجا پرواز می کنند
پس میتونیم از کمکتون استفاده کنیم
خدای من
باشه
خب، ... خانواده ام دارند دوری می زنند
باشه، خب، اینکار رو بکنیم
وقتی مستقر شدید با من تماس بگیرید
تورنتو از وقتی که رفته بودم، کاملا دست نخورده باقی مونده بود
نمیتونستم الگوی دستمال ها رو ...
تو هر خونه ای که از کنارش رد می شدیم بگم
ولی حدس میزنم تحقیقات رنج آورم ...
تغییراتی رو ایجاد کرده
نمی خوایم ناراحتت کنیم
اما نمیدونستیم چطور این رو بهت بگیم
جرد توی زیر زمین زندگی می کنه
چی؟
خب، تو شش ماه بود که رفته بودی
خب، اون الان خوابه
چون صبح امتحان داره
پس بهتره که تو از در اصلی وارد شی
دوش که میتونم بگیرم؟
یا اینکه لوله ها هم اون رو بیدار می کنند؟
فکر کنم، امشب رو میتونیم استثنا قائل شیم
گور بابای هاروارد
خدای من
گور بابای هاروارد
من تا حالا ندیده بودم شما ها فحش بدید
آره، خب، اما حقیقت داره- گور باباشون-
پسر من جی، همه ی احتمالات رو شکست داد
و تو قراره که پولیتزر ببری
از نویسندگی توی زیرزمینمون
به سلامتی جی و زیرزمین پولیتزر برش
آره
گور بابای هاروارد ایده ی کی بود؟
بهادر، بهتره بگی که حداقل یکبار
اونجا سکس داشتی، وگرنه من میرم
حالا که فکر می کنم، نگو بهم
مشروبش خیلی خوبه، نمی خوام برم
می خواید یک چیز باحال ببینید؟
باید ببینید با بطریه چیکار می کنه
از مال خودم خوشم میاد؟... خب سلام پسر
چی داری بلغور می کنی؟
دارم بلند بلند فکر می کنم
باشه، خوشم میاد از اون کار
خب، کار بعدی چیه بهادر؟- بعدی؟-
چی قراره نذاره که از این به بعد
زیر سایه ی اونا نمونی؟
خب، کلی کار برای کتابم دارم
بعد از کتاب- بعدش؟-
آها
یک نگاهی به این بنداز
یک مرد 70 ساله کارت ویزیت نمیدن
مگه اینکه آخرین خواسته ها باشه توسط یک کشیش
چی هست؟
مامور تی برایس، از سی سیس- سی سیس؟-
آره- باهات صحبت کردند؟-
آره- چی گفتند؟-
مشتاق این هستند که بدونند اونجا چه چیز هایی یاد گرفتم
مشتاق؟
مشتاق
میتونه یک موقعیت به وجود بیاره- به همین فکر می کردم-
خدایا، هنوز این رو نکشیدی؟
نه، هنوز، اما وسوسه شده بودم
امیدی بهت نیست، بده به من اون رو
سومالیایی بود؟- آره-
یعنی چی؟- "امشب، ما می نوشیم"-
خیالم راحت شد
فکر کردم می خوای بگی امشب ما سکس می کنیم
لطفا بشینید
ممنون
نام و کارتون رو با کمیته اعلام کنید
حتما
اسم من، جی بهادره
من یک شهروند کانادایی هستم
که در نایروبی در کنیا زندگی می کنم
و گزارش سومالی رو اداره می کنم
که بزرگ ترین، و در واقع
تنها سایت خبری انگلیسی زبان در سومالیه
آقای بهادر، از شما به عنوان
خبره ترین فدر
در مورد قضیه ی دزد دریایی در سومالی یاد میشه
من اطلاعاتی دارم قربان- اطلاعاتی؟-
کم فروشی می کنید
کتابتون در مورد دزدی دریایی الان در بین کتب
پر فروش مجله ی نیویورک تایمز قرار داره، اینطور نیست؟
بله، درسته قربان- از نظر شما-
موثر ترین راه برای اینکه
با این دزدی دریایی مبارزه کنیم چیه؟
و اینکه مسیر های دریایی رو برای کشتی هامون امن کنیم
خب، این خیلی سوال کلی ایه
خب، تنها چیزی که می خواهیم بهترین جواب شماست
باشه
میدونم که اطلاعات خیلی زیادی
در این اتاق موجوده و عذر می خوام بابت اینکه چیزی که می خوام بگم
برای شما جدید نیست
من تو ترم اول دانشگاهم، یک مقاله در این مورد نوشتم
که با من موند
یک مقاله ی مدرسه ای؟
آره- ما قراره-
نمره ات رو هم بدونیم؟
نه قربان، اون محرمانه است
تو سال 2002 یک انتخاباتی انجام شد تو سومالی لند
که قبیله ای که اقلیت بودند، با 80 رای پیروز شدند
و انتقال قدرت کاملا صلح آمیز بود
بدون هیچ خشونت و شلیک گلوله ای
این اتفاق هیچ جای دیگه ای از آفریقا رخ نمیده
حتی اینجا رخ نمیده
به هر حال، چشمم رو گرفت، و شروع کردم
به این که عاشق سومالی بشم
و در نهایت باعث شد
که به اونجا برم و ببینم که چه چیزی اونا رو متفاوت میکنه
بعد از گذراندن 5 سال آخرم
غوطه ور در دریای مشکلاتشون
اونا نیاز ندارند که کشتی های جنگیتون از سواحلشون برن بیرون
چیزی که نیاز دارند اینه که توسط شما قبول شوند
با فرهنگ هرچند پیچیده، اما شرافتمندانشون
یک دموکراسی تازه پر و بال گرفته مثل دزدان دریایی تیتر خورش خوب نیست
شما ها نمیومدید اینجا بشینید و با من صحبت کنید
اگه یک کتاب در مورد دموکراسی تازه ظهور می نوشتم
اصلا نمیتونستم پول این کت شلوار رو بدم
اگه در مورد دموکراسی نو ظهور کتاب می نوشتم
تنها چیزی که می گم اینه که شما ها
به سومالی با دید جدیدی نگاه کنید
نه به این شکل که آنها علیه ما
بلکه با این نگاه که سومالی مانند ماست
وقتی که جوان بودیم
:) دو سوت زیرنویس مورد نظرت رو دانلود کن iSubtitle.ir
آرشیوی کامل از فیلم، سریال و انیمه " FilmDL.Co "
ترجمه و زیرنویس از بهزاد اصلانی BluRay نسخه هماهنگ با
ارائه شده توسط وبسایت آی سابتایتل iSubtitle.ir
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.