All language subtitles for [@programmkorean] My.name.is.Gabriel.540p

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

@programmkorean ارائه ای از تیم اختصاصی با افتخار تقدیم میکند: مترجم : ela

اسم من گابریله

اسم من گابریله- اسم من گابریله-

میخوام یه چیز جدید رو امتحان کنم سلبریتی ها مطمئنا زندگی سختی دارن

(سرنوشت اونی که گابریل رو تحریک کرد چیست؟)

چه خبره؟- هیچ وقت اینجوری شروع نشده بود-

یه گروه هفت نفره غریبه اومدن سمتم

(حتی چند تا آدم مشکوک؟)

پیپ کجاست؟ باید اینجا باشه

پیپ؟ من؟

اسم من پیپه

پس به کسی که آگاو برداشت میکنه جیمادور میگین

پیپ این کارو خوب انجام میده؟

یکه- بهترینه-

(تکخال شده)

میخوایم هفت تن برداشت کنیم

هفت تن؟

(به خاطر اعداد مسخره دیوونه شده)

حتی نتونستم سی او ای رو جایی که میخوام بزنم (سی او ای: درخواست تغییر آدرس در بسته های ارسالی)

کمک، کمک نباید اینجا میومدم

الان خوشحالی؟

اینجا خونه پیپه؟

سلام

(خانواده‌ام چطوری ان؟)

بهم گفتن واکسن حصبه و

مالاریا و تب زرد بزنم

(حقیقت پشت دوربین چیه؟)

رواندا؟- رواندا؟-

پس آفریقاست

سلام

چی؟ مدل ها؟

تصورش رو هم نمیکردم تو آفریقا کار مدلینگ انجام بدم

اونا منو بین یه دسته آدم خوشگل انداختن

(واسه پنیک کردن وقت نداری)

خیلی باحاله- واو-

خیلی ریلکسه

اسم من کلیاست

چندسالشه؟- بیست-

کلیا بیست سالشه؟

میخوای بری کلاب؟

میخوای باهام مرغ بخوری؟

داره کاری میکنه حسودی کنه

خیلی مهمه روز بازیگری آزاد

فشن شو

(آزمون گزینشی واسه فشن شوئه؟)

فشن شو اونم یهویی؟

تو کیگالی، مرکز مد، فردا؟

روز دوم در نقش کلیا) (کیگالی، رواندا، ساعت 9 صبح

(چه اتفاقی تو آرایشگاه افتاده؟)

سلام، من کلیام

چی؟- چیکار میکنی؟-

این وبلاگه؟- وبلاگ کلیاست؟-

اون اولین کسی نیست که دوربین رو

تو دستش داره؟- آره-

جین کیونگ هنوز داره تنظیم میکنه- این مفهوم هنوز واسم گیج کننده ست-

سلام، من کلیام

امروز برنامه‌م خیلی فشرده‌ست

روز انتخاب بازیگره که خیلی وقته منتظرش بودم

دارم آرایشگاهی که دوستم دیروز واسم رزرو کرده میرم

میرم مدل موی جدید واسم دربیاره و واسه آزمون انتخابی آماده بشم

میخوام جلو رو کوتاه‌تر کنن

و پشتش رو ببافن

میخوام پشتش بافته بشه

(به کمک دوستش یه وقت گرفته)

به نظرم مدل موی ها تو آزمون امروز خیلی مهمه

آرایشگاهی که میرم

آرایشگاه کیگالیه؟

رسیدم دیگه

همین جاست بافت موی کیگالی

واو

این... وا

پس این شکلیه

سلام

(با هیجان وارد میشه)

واو چقدر کلاه گیس دارن

پس اینجوری موهاشون رو میبافن

مو نیست، نخه

(یه چالش جسورانه واسه آزمون)

میرم موهامو درست کنم

اینجا یه آرایشگاه محلیه

این مرده بغل دستم هم واسه درست کردن موهاش اومده

سلام

میخوام قسمت های بلندتر کوتاه شه

ولی اینجا بمونه- چی میشه؟-

این قسمت رو کوتاه نکن- متوجه میشن؟-

همه چی رو سپردم به تقدیر

قیچی... وایستا

اینا قیچی کاغذ بریه

خدای من

واو

با این کیمچی نمی‌بریم؟

حتما خیلی استرس داری- اوه-

...اون قیچی ها

از اونا استفاده میکنن؟

ولی بعضی آرایشگرا خیلی خوبن

ابزار مهم نیست

اونا جونگ سام مول از رواندا هستن

انقدر کارشون خوبه؟- خیلی خوبن-

اینجوری میبرین؟

تو یه خط صاف؟- آره-

(کج شد)

نباید صاف زده شه

باید موها رو نازک کنه- باید تیکه تیکه اینکارو بکنه-

(زدنی که ما فکر میکردیم)

(استفاده از قیچی مو برای کوتاه کردن تو یه زاویه، یواش یواش)

(الان تو رواندا اینکارو میکنن)

...پس دوباره

(از ماشین اصلاح استفاده میکنن)

(چشماش داره میلرزه)

چشمات یکم داره میلرزه

(زدن مو شروع میشه)

(مهربون)

(برش، برش)

چه جلب، روش خاصیه

(چشماش رو بسته، تحمل نداره ببینه)

(چشماش مخلوطی از چندتا حسه)

کوتاهی موهاش جوری که انتظار داشت پیش نرفت

خیلی کوتاه شد

(...موهاش)

با ماشین اصلاح خیلی کارم بهتره

ماشین اصلاح اوکی

(افتادن)

(ابزار اصلی اینجاست)

(مثل روز قبل ثبت نام تو ارتشه)

(مصمم شده)

(موهاش داره روی هم میریزه)

(کوتاهی مو تقریبا انجام شد)

(مدل موهای جدید کلیا چه شکلی میشه؟)

شبیه مینگ گو شدم (یه کاراکتر کارتونیه)

(گیج شده)

(با موهاش درگیره )

(صافش میکنه)

(خنده‌ی تلخ)

یونگ گو، جدیدا جه سوک، مینگ گو صدام میکنه

(دماغش رو میکشه)

بیایین فعلا درمورد تل مو حرف نزنیم

حرفش که پیش میاد هوس نوشیدنی میکنم

وقتی برگردم سئول

فکر نکنم تا وقتی موهام دربیار جرات کنم از خونه دربیام

فکرشم نکنین بهم زنگ بزنین

(این کش مو الان تنها چیزیه که داره)

(سکوت ناخوشایند)

برنامه های تلویزیون کره تو رواندا پخش نمیشه نه؟

تو رواندا

شخصیتت خرد و خاکشیر شد

خدای من- کلیا رو گذاشت کنار-

هونگ جین کیونگه

خاموشش کرد- آره-

ما فقط فیلم میبینیم

من از لی مینهو خوشم میاد

لی مین هو؟

چه فیلمی ازش دیدی؟

دریای آبی- دریای آبی-

میدونی، اون فیلمه‌ که درمورد پری دریایی بود

با یه زنه که از آب دراومد عروسی کرد

افسانه‌‌ی دریای آبی

ازش بپرس ببین اون گداهه که زنه بعد از آب دراومد

و اومدی روی خشکی دید یادشه یا نه؟

قیافه‌ی گداهه رو یادشه

واقعا؟- آره-

من اون گداهه‌ام- خدای من-

پشمام، ایول

همینجوری یه سوال پرسیدم

...و تو اسم مینهو و

واو- و پری دریایی رو آوردی-

باحال بود؟

روحم هم خبر نداشت اسم اون سریال رو میگن

خیلی سورپرایز شدم

یه نفر ممکنه فکر کنه برنامه ریزی شده بوده

چطور ممکنه؟ خیلی کیف کردم

دنبالش گشتن و نشونم دادن

این شکلی بودن که" عه این تویی"؟

عاشق این برنامه‌ام بازیت خیلی خوب بود

آره، خیلی هم با مزه بودی

ولی الان جای کلیا زندگی میکنم

کلیا- برگشت-

از این به بعد کلیا صدام کنین- برگشت-

کلیا؟- کلیا-

میخوام بازیگر بشم

و فردا یه کستینگ مهم دارم

پس خواهشا خوشگلم کنین

واو

این مدل مو جدیده به نظرم مردم از خاص بودنش خوششون میاد

واقعا؟ خوبه این؟

مدل ها و سلبریتی هامون موهاشون رو این مدلی درست میکنن

درسته، مردم از مدل موهای خاص خوششون میاد

(کل کارکنان جمع شدن و واسه موفقیت کلیا دعا میکنن)

(امیدوارند کلیا با مدل موی جدیدش موفق بشه)

پس امروز موهامو مدل جدید درست کردین

پشتش رو نگاه کن

عالیه- خیلی باحاله-

خفنه

مدل موهام خیلی خاصه

و خیلی امیدوارم فردا تو آزمون مدل موهام کمکم کنه

خیلی باحاله

(عکس میگیرن)

ممنون- ممنون-

(موفق باشی)

خداحافظ، از دیدنتون خوشبختم

از دیدنتون خوشبختم؟

وبلاگ روندا- اصلا متوجه نشدیم-

از دیدنتون خوشبختم رو موقعی که یه نفر رد می‌بینیم میگیم

موقع خداحافظی گفتی؟- آره-

وقتی داری خداحافظی میکنی میتونی بگی- سلام از دیدنتون خوشبختم

وقتی خداحافظی میکنی باید اینو بگی

مثلا بگی از ملاقات باهاتون لذت بردم- آره-

(کلیا چطور نجات پیدا ‌کرد)

پس انتخاب واسه این برنده درسته؟

برند

همه ترگل ورگل کردن

چقدر باحال- ایول-

همه خودشونو شبیه عروسک کردن

کلیا؟- واو-

واو کلیا- سلام-

واو کلیا

(یه دوست که با کلیا احوالپرسی میکنه)

دوست

(بهترین دوست کلیا،هروین)

چیکار میکنی؟

(خوشحاله)

سلام کلیا

چرا انقدر خجالت میکشی؟

( یکی از دوستان که با کلیا صحبت میکنه)

کلیا، چرا زیاد حرف نمیزنی؟

منم کوین، یادت نمیاد؟

کوین، تو بهترینی

اسم من کوین آراکوزه

بیست سالمه

(دانش آموز جدید تو آکادمی مدل)

(بهترین دوست کلیا که هم سنشه)

فکر کردم زود اومدم- هی، از موهات خوشم میاد-

آره

اینجاست؟

واو

(متیو)

(بر اساس طرح های استاد معروف)

جدیدا این یه برند مد معروفه

همم- آره-

خیلی استرس گرفتم

طراحش رو قبلا دیدی؟

آره- منم دیدم-

زنه یا مرده؟

مرد- مرد؟-

احتمالا بعد مدت ها اولین آزمونشه

سلام، سلام- چطوری؟-

خوبم- تو خوبی؟-

متیو- از دیدنت خوشبختم-

ایشون طراحه- از دیدنتون خوشبختم-

متیو- طراح ایشونه؟-

طراحه- واو-

مثل اینکه تو رواندا طراح معروفیه

من موسس استدیوی متیو هستم

میخواستم یه چیز متفاوت خلق کنم تا به دنیا نشون بدم

میدونی، لباسای باکلاس

میتونم؟

(اطلاعات شخصی‌شون رو جمع میکنه)

(دونه دونه چک میکنه)

استرس داشتی؟

آره، خیلی استرس داشتم

فقط فیلمبرداری یه برنامه تلویزیونی نبود

دنبال یه مدل واسه شو واقعی خودش میگشت

و داشت ما رو ورانداز میکرد واسه همین استرس داشتم

حالت چشماش عوض شد

...اوکی بیایین با

کلی شروع کنیم ، کلیه؟- کوین-

اوکی- کوین-

همینجا؟- آره کلی-

خوبی؟

متیو رو میشناسی؟

معلومه- اوکی-

بهترین طراحِ روانداست- اوکی، مرسی-

چند وقته اینکارو میکنی؟

یه سال- یه سال؟ اوکی-

ازت میخوام جدی ترین قیافه‌ای که میتونی بگیری رو واسم بگیری

(...قیافه جدی)

مجبورشون میکنه اینکارو بکنن؟

پس اینکارا رو میکنن

شاید روی سن فشن شو

بیا بگیم تو همش پنج ثانیه وقت داری و باید کلی عکس ازت بگیرن

(جدی شد)

بد بود- چی؟-

بد بود- چی؟-

واو- خیلی رکه-

واقعا اینو گفت؟- اصلا تعارف نداره-

فقط یه ساله تو این کاره تجربه زیادی نداره

...این طراح- وقتی اونو گفت-

بدتر استرس گرفتم

طراح ها معمولا همین شکلی ان؟

بعضی ها رک و راست حرفشون رو میزنن بعضی ها ‌ولی نه

فرق دارن- واو-

خوب انتقاد میکنه- آره-

خیلی رک بود

حتما خیلی استرس داری- خیلی بد بود-

لبخند بزن- ببخشید-

با حداکثر سرعتی که میتونی تو پنج ثانیه انجامش بدی

باشه- باشه، برو که رفتیم-

حتما خیلی استرس داشته

اونم خیلی عصبی بود

معمولا چشماش رو اینجوری باز نمیکنه انگار خیلی عصبیه

اوکی

کوین

فکر کن تو سِن فشن شویی، باشه؟

برند منو میشناسی، اغلب لباسا بلند و بزرگن

و یه جورایی نمیتونی راه بری

ترجیح میدی لباس رو دستت بگیری

و به راه رفتنت ادامه بدی یا جوری آروم راه میری که

پات به لباس نخوره؟ چیکار میکنی؟

چی میگی؟

خیلی سخته- ...من-

اینجوری میگیرمش و آروم راه میرم

باشه

چطوری موقعیت های مختلف تو استیجرو باید هندل کرد

کلی چیز میپرسه

(استرس داره)

من به عنوان طراح از اینکه

مدل لباس رو دست بگیره متنفرم- هیچ وقت بهش دست نزن-

...من میرم- خیلی فشار روشه-

این فقط یه دستورالعمله که میتونم قبل از اجرا بهتون بدم

آره، چیز خاصی نیست

خیلی جدیه

میخوام چندتا از کارام رو شما امتحان کنین

بیایین اول از کوین شروع کنیم

(سرتکون میده)

جذابه- قشنگه-

(یه لباس به رنگ قرمز آتشین )

چشمام رو همینجوری باز نگه داشته؟

چشماش درد میگیره- استرس داشت؟-

استرس داشت درسته؟

آره، واسه این بود که استرس داشت

درسته؟- معمولا چشماش رو-

اونجوری باز نگه نمیداشت- اون-

همون کوینه که پرسید چرا ساکتی

چشماش خیلی بزرگ شده

خیلی استرس داره

فکر میکنه باید روی صحنه جدی باشه

(اولین لباس )

(یه لباس بلند و قرمز)

انگار چشماش الانه‌ست که لیزر شلیک کنه

واو،چشماش خیلی بزرگه- واو-

(اولین لباس تن زدن آروم پیش رفت)

بیایین باز چشماش رو نگاه کنیم لباس ها خیلی قشنگن

واقعا یه مدله

چشماش خیلی بزرگن

واو، چشماش خیلی بزرگن

ببخشید- پاشو روی اون گذاشت-

وای نه

صورتش رو پوشوند

...اوه

لباسش خیلی بلنده آخه

ولی بالا گرفتنش هم اشتباهه

اشتباه میشه

نمیتونم تصور کنم چه احساسی داشته

امتحان مهمی بود

احتمالا احساس کرده گند زده

فکر می‌کنم خیلی استرس داشته

هلوین، سلام

سلام- اوکی-

میشه وایستی ببینمت؟

اوه، خیلی باهوشه- اوکی-

اونم استرس داره؟

میشه قیافه‌ت رو مثل مدل ها کنی؟

(جدی)

اون معمولا خیلی بازیگوشه

جدیه- میتونی برگردی؟-

خیلی جدیه- خیلی جدی شد-

( استرس داره)

چند وقته مدلی؟

شش سال- اوکی باشه

(هلوین تجربه داره)

چرا اینکارو شروع کردی؟

دوست داشتم اینکارو

و منم طراحی مد خوندم

واو، جالبه

واسه همین گفتم اگه طراح نشم میتونم مدل بشم

باشه، فهمیدم

کلیا از کی مدلینگ رو شروع کرده؟

یه سال- یه سال؟-

ژاکت رو بپوش

خوب حین اینکه اون داره کارش رو میکنه ...اجازه بدین من

کلیا؟ این کلیاست؟- کلیا؟-

آره خوبه

آره خوبه

" آره خوبه "

مثل همون از دیدنتون خوشبختم بود

فقط اسمت رو گفت

و تو اینجوری بودی، آره خوبه

چرا وقتی اسمم رو صدا کرد گفتم خوبه؟

حتما به خاطر استرس بوده

خیلی استرس داشتی؟- آره خوبه چیه؟-

دوست داری تهش یه چیزی اضافه کنی- نمیتونم به صورت خودم نگاه کنم-

بذارین ببینم آموزش انگلیسی روزانه‌ی جین کیونگ باحاله

ببینیم- ...با-

کلیا؟ این کلیاست؟

آره خوبه

کلیا. اهل کجایی؟

رواندا

...من- رواندا دنیا اومدم-

درسته- بله-

تو رواندا دنیا اومدم- رواندایی ام؟-

(استرس داره)

...میشه ببینم

باشه

میشه بچرخی؟

باشه آره

(تمرکز کرده)

(هنوز استرس داره)

خیلی استرس داره

چند وقته مدلی؟

...سی سال

اوپس- برو تو نقش-

من کلیام، یه سال

یه سال؟ باشه- منظورش سی بار بود؟-

اشتباه شد

اشکالی نداره- شوخی کردم-

کار کردن با من چه احساسی داره؟

احساس افتخار میکنم

اوکی- وقایع رده میرم-

احساس میکنم پرنده ام

میخواستم انتخاب شم

داشتم مجیزش رو میگفتم

پرنده به یه ورم

میشه یه قیافه‌ی جدی بگیری؟

(جدی)

اوکی

واقعا این کارو میخواد- نزدیکه گریه کنه-

...میتونی یه جوری نقش بازی کنی بیا تصور کنیم چشمای من دوربینن

میتونی واسم چند تا فیگو بگیری؟ اگه میتونی

باشه

(کلیا جدی شده و چند تا فیگور میگیره)

کوین هم استرس داره

(کلیا خیلی جدیه)

اینجوری تست میگیرم؟- انگار جین کیونگ-

از این برنامه واسه کامبک استفاده میکنه

فکر میکنم دوباره میخواد مدل بشه

معمولا با مدل های دیگه تست میدی؟

آره

با طراح؟- آره-

واسه همین بهش میگن مسابقه دیگه- خیلی بی تجربه‌ست-

شنیدم خیلی سخته و تو خیلی جدی بودی

آره

مرده اینجاست اوکی

(هلوین خیلی خفن ظاهر شد)

خیلی خوب شد- انگار یکی دیگه شد-

خیلی باحاله

میشه برگردی تو و سه قدم سمت من برداری؟

باشه، بفرمایین

واو خیلی باحاله- خیلی خفنه-

(قدرتمند راه میره)

تحت تاثیر قرار گرفتم

(شدیدا)

دوستم هلوین میخواست با چشمای نیمه بازش

دل طراح رو ببره

آره، مشخصه

میخواد نظرش رو جلب کنه- آره-

کلوین چشماش رو کلا باز کرده بود و هلوین چشماش نیمه بازه

هیجان زده شدم

(چشماش نیمه باز مونده)

چه احساسی داری اگه بتونی باهام کار کنی؟

خیلی هیجان زده ام

...خیلی هیجان دارم که به عنوان

این بزرگترین برند تو روانداست

ممنون

اوکی

اوکی، برو که رفتیم

خوب نگاهش میکنه

خیلی خوب شده- لباساش خیلی قشنگن-

(تحت تاثیر قرار گرفته)

(به متیو نگاه کرد)

قشنگه

(تحت تاثیر قرار گرفته)

(خیلی خفن میره)

(تو کف هلوین رفتن)

ممنون هلوین

(چون نفر بعدیه استرس گرفته)

کلیا- خدای من-

(بالاخره نوبت کلیاست)

خیلی خوب بودی

(انتظارات بالاست)

(با یه کت خاص ظاهر شد)

قشنگ شده- چی؟-

(خشن به نظر میاد)

شبیه بادکنک شده

(تحت تاثیر قرار گرفت)

واو

الان به طراح چی گفتی؟

...شبیه

اینکارو کرد- بهش نگاه ‌کرد-

میشه دوباره ببینیم- چی بود؟-

میشه دوباره ببینیم؟

...ببخشید- به زور صدا ازت درمیاد-

‌...با این دهن- میشه بدون من نگاه کنین؟-

نمیتونم خودمو حین انجام این کار ببینم

بدجوری میخواستی دلشو ببری- نمیتونم نگاه کنم-

فکر کردی ماهی هستی- میرم خونه نگاه میکنم-

نمیتونم نگاه کنم- چانگ ووک-

دیدی با طراح چیکار کرد؟

نمیتونه نخنده

فکر کردم ماهی کپوره

اون "واو" خیلی خنده دار بود

...میدونی وقتی احساس ناامیدی میکنی

هرکاری بتونی انجام میدی

...چشماتو قفل کردی

هرکاری بتونی باید بکنی- و الان اومدی بیرون-

بعد اینکه چرخیدی و رفتی سمت در دقیقا همون " واو" شده بودی

این سیگنال رو میخواستی به طراح بفرستی؟

آره، سیگنالی چیزی بود؟

میتونم ناامیدیت رو احساس کنم

دوباره میخوایم ببینیمش؟

بیایین اون "واو" رو یه بار دیگه ببینیم

واو

(سه ثانیه قبل از"واو" )

میتونست فقط بره بیرون- خیلی خوبه-

ولی برمیگرده و... نگاه میکنه

دارم چیکار میکنم؟

داره میگه واو

همه چی خوب به نظر میاد

اوکی

واو، چقدر خفن- خوب نگاهت میکنه-

واو، این یکی خوبه

لباسش قشنگه

خیلی قشنگه

این برند خیلی بهت میاد

(دلشو برد)

دوباره اینکارو کردی

میتونستی بری بیرون

ولی وایستادی

(دلشو برد)

سه بار اینکارو کردی جین کیونگ

بدجوری میخواستی دلشو به دست بیاری- واسه چی انقدر ناامید بودی؟-

...منظورم اینه

مجبور نبودی اینکارو بکنی- صنعت سینما و تلویزیون کره-

میتونه خیلی نامرد باشه

خوششون میاد مردم رو احمق جلوه بدن

خیلی بده بگذریم ازش

تصور کنین چقدر ناامید بودم

متوجه شدی هلوین چقدر دلش می‌خواست نظر طراح رو جلب کنه

تو از اونم بیشتر تلاش کردی

تا حد زیادی طراح رو اغوا کردی

عاشق این کارتم

آدمیزاده دیگه

(لبخند میزنه)

میدونی، اگه طراح نبودم اینو میخریدم

داری می‌فروشیش- باحاله-

(طراح صددرصد راضیه)

ازش خوشم اومد خوشم اومد

اوکی

(اولین اودیشن به پایان میرسه)

رقص؟

بله

دوست دارم برقصم

دوست داری برقصی؟- آره-

اوه- یه اودیشن دیگه-

دومیه؟- طراح بعدیه-

واو این یارو خیلی خفنه اونم طراحه؟

(تو دومین اودیشن رسیدن)

سلام- سلام-

سلام، از دیدنتون خوشبختم

اینجا همه چی فرق داره

طراحش انگار جوونه

کستینگ اونجا چطوری بود؟

این طرح رو بیشتر دوست دارم

یهویی؟

خدای من- ...منظورم اینه-

جین کیونگ

...همین که وارد شدی

همین که اومدی تو گفتی این طرح رو بیشتر دوست دارم؟

خوب بلده تعریف کنه

چرا اونکارو کردم؟- میدونه واسه قبول شدن باید چیکار کنه-

مهارته- درسته-

تو اودیشن باید اینکارو بکنی

باید بدون استراحت حرف بزنی

باید از لباسا تعریف کنی

گفتی میخوای اینو بخری عالی و فوق العاده‌ست

موجودی رو چک کردم

واقعا میخوام اینو بخرم

طراحی شما خیلی باحاله- ممنون-

واقعا از این طرح خوشم اومد- انگار رفته فروش ویژه-

از تعریف خوششون میاد

میتونی شروع کنی

(مدل ها با لباس های اونا ظاهر میشن )

طرح ها تجربی به نظر میان

خدای من- اون کیه؟ جین کیونگ کو؟-

واو

این کلیاست؟- واو-

هلوین، تو میتونی شروع کنی

واو، خیلی خفنه

(قدرتمند راه میره)

(کارو با چشمای نیمه باز تموم میکنه)

قشنگه

از ظرافتی که تو کارت داشتی خوشم میاد

(کلوین بعدیه)

بعدی کلوینه

بذار ببینم چطور فیگور میای- ...امیدوارم-

آره- امیدوارم کمتر استرس داشته باشه-

همونطور که همیشه انجام میده باشه وایستین

دوباره- بازم چشماش تا ته بازه-

(استرس باز شروع شد)

اینجوری تا ته بازشون میکنه قشنگ نیست- چشمای عادیش خیلی قشنگترن-

خیلی گشاده- استرس داره-

(عصبی هم شده)

میتونی بیای اینجا

و اجازه بدی ببینن لباس چطوری دوخته شده؟

لباسا خیلی تک هستن

لباسه به کلوین میاد

قشنگه

(لباسش رو با اعتماد به نفس تکون میده)

(این دفعه موفق میشه؟)

(تلپ)

خفنه

حتما خوشش اومده- کلی تعریف کرد-

کلیا، تو میتونی بیای روی استیج

بالاخره- ...هی-

صورتت چی شده؟

(جین کیونگ خیلی جدی راه رفتنش رو نشون میده)

اوه- اون بخشش مهم بود-

(سخت میشه از صورت طراح چیزی فهمید)

(با نشون دادن کلاهش تمومش میکنه)

باحاله

واقعا خفن بود کارت رو خیلی خوب انجام دادی

یه سوال از کلیا دارم

(زد کنار )

تاریخ تولدت کیه؟ کی به دنیا اومدی؟

تولدت

(کمک)

2010سال

2010؟- 2010؟-

چهار نبود؟- -2004

2004

اوکی، نوشتی 2014

یکم گیج شدم واسه همین میخواستم بپرسم

(از بیخ گوشش گذشت)

(لباس بعدی)

(کاریزماتیک راه میره)

واو، خیلی خفنه

واو، فکر کردم یه فشن شوی واقعیه

واو- خیلی باحاله-

(حتی پایانش هم بی نقص بود)

آفرین

(کلوین و کلیا همزمان میرن)

لباساشون خیلی خاصه

(باهمدیگه فیگور میگیرن)

انگار لباسا درون و بیرونن

انگار سپر دستش گرفته

واقعا خوب بود و به نظرم همتون با استعداد بودین

از بودن کنار شما لذت بردم

بنابراین تصمیم گرفتم بهتون بگم

با توجه به عملکردتون

مشتاقانه منتظر همکاری با شما هستم

یعنی نتیجه رو بهتون نگفتن؟

نه- بعدا بهتون گفتن؟-

(دومین اودیشن تمام شد)

تموم شد- بالاخره-

واو- عین طوفان بود-

الان این آخرین برنامه‌ست

(نه و نیم شب، کلاب)

کلاب- برنامه بعدی کلاب رفتنه-

از همشون باحال تره- واو-

واو- اینجا خیلی خفنه-

اینجا تو رواندا از همه جا خفن تره

من تو رواندام

پس باید معروف ترین کلاب تو رواندا برم

اگه با هم سن و سال هام برم ممنوع الکار میشم

ولی اونا مدلن

اگه با اونا برم، به منم اجازه میدن برم تو

مثل تجربه کردن فرهنگ های مختلفه

نمیخواستم برم کلاب خوش بگذرونم میخواستم فرهنگشون رو بشناسم

حتی اگه میخواستی خوش بگذرونی هم به بقیه چه؟ تو کلیایی

واو- واو-

واو- واو-

(برادرش هم اومده)

اون داداششه

(چطوری کلیا تهش با کوین اومد)

(دیشب وقتی داشت از مادرش واسه کلاب رفتن اجازه میگرفت)

ولی کوین رو با خودت ببر

(چیزای شوکه کننده ای شنید)

(...کلیا که گیج شده بود)

خدای من، مادرای رواندا مثل مادرای کره ای هستن

مامان منم قبلا بهم میگفت وقتی میخوام برم کلاب کیونگ هوان رو باخودم ببرم

چی میخوری؟

هرچی میخوای سفارش بده امروز مهمون منی

باشه- دوباره داره میخره؟-

کوین، میتونی نوشابه بگیری

یه قوطی نوشابه بخور و برو خونه

پس تو هم میتونی نوشابه بخوری

من واسه چی باید نوشابه بخورم؟ من دیگه آدم بزرگم

هنوز نوزده سالته خیلی بچه ای

آب جو به کتف چپم به مامان میگم

نه- آبجی بزرگا-

با داداش‌هاشون اینجوری رفتار میکنن- یدونه نوشابه-

(کوین تهش یه نوشابه خرید)

کلیا، کستینگ خوب پیش رفت؟

به نظرت اودیشن رو قبول نمیشم؟

احساس میکنم متیو منو انتخاب کنه

ازش تعریف کردم- مام نظرمون همینه-

تورو انتخاب میکنه- ...ایوان-

حتما

کلیا مثل فوق حرفه ای ها راه رفت

راه رفتن من خوب بود؟

خیلی خوب بودی

تو خونه کلی تمرین کردم

(حتما خیلی ریلکس بوده)

نگرانم نکنه تو اودیشن قبول نشم

واسه چی انقدر اشتباه کردم؟

پات رو روی کت گذاشتی ناراحت شدی؟

آره خیلی بد بود

ولی کت خیلی بلند بود

حتی مدل های حرفه ای هم روی استیج کلی اشتباه میکنن

من تا حالا همچین اشتباهی نکرده بودم واسه همین ناراحتم

اگه به خاطر اون اشتباه قبول نشم چی؟

از اشتباهاتمون کلی چیز یاد گرفتیم

...امروز همچین اشتباهی کردی

تو این سن خیلی بالغه- دیگه وقتی لباس بلند بپوشی-

حواستو جمع میکنی

آره، امروز یه چیزی یاد گرفتم

امروز اولین و آخرین بار بود- اگه تو اودیشن-

بد باشی ناراحت میشی- آره

به خاطر اجرای بد تو اودیشن حالت بد بود؟

هزار بار

تو اودیشن بیشتر از اینکه قبول شم شکست خوردم

واقعا؟- چیزی که خیلی ناراحتم میکنه-

اینه که تهیه کننده ها فقط از من خوششون نمیاد

بازم تو تمام تلاشت رو کردی- خیلی کم پیش میاد نگاهم کنن-

وقتی احساس میکنم

تهیه کننده ها ازم خوششون نمیاد سخت ترم هست

خیلی سخته- درسته-

دعا میکنم هممون انتخاب بشیم

حتی اگه همه‌مون هم انتخاب نشیم

بیایین قول بدیم ناراحت نشیم و حسودی نکنیم

معلومه، ما دوستیم

به سلامتی

(دردو دل کردم و آروم کردن همدیگه، بهم نزدیک تر شدن)

هی بچه جون لیوان نوشابه‌ت رو بیار بالا

(سرش رو تکون میده)

حتی نذاشتی مشروب بخورم

ناراحته- ناراحته-

واقعا ناراحته شبیه خواهر واقعیش شده

(اینو نمیخورم)

(آدم جدید رسید )

کریس

کریس؟ کی هست؟

کریس خیلی خفنه

کریس؟

اونو یادت نمیاد؟

کریس رو یادت نمیاد؟

(گیج شده)

واو

واو- یه مدل معروفه-

مدله؟- معروفه-

کریس رو میشناسم مشتاق دیدار کریس

کریس

کریس، تو استایل منی

(دوباره شروع کرد)

کریس، تو استایل منی؟

کریس رو بیشتر از ایوان دوست داری؟

نمیدونم

چی شد یهویی سر و کله‌ش پیدا شد؟

کلیا

چطوری؟

(لبخند میزنه)

خیلی خوبه آره

امروز اودیشن داشتیم

چطور بود؟

حس خوبی بهش دارم

(حس خوبی به کستینگ و... تو دارم)

(دوتا عشقش تو شرایط بحرانی هستن)

میخوای برقصی؟

(هلوین پیشنهاد رقص میده)

(ایوان عینک آفتابیش رو میذاره)

همه کلی انرژی دارن- کلاب اینجا خیلی ساکته-

(همه میرن سمت استیج)

(تا قلب کلیا رو به دست بیارن)

کلیا

(عاشقش شروع میکنه به رقصیدن)

خیلی هیجان زده‌ست

واو این بیست سال پیش اینجوری می‌رقصیدیم

(کلاب رقص واسه بیست سال پیش)

این چیه؟- انگار خیلی بهت خوش میگذره-

دیدی چانگ ووک؟- تو عالم خودشه-

دیدی؟- ژانرش چیه؟-

واو

این چیه؟- کمدیه یا مستند؟-

طنز موقعیته؟- طنز موقعیته-

طنز موقعیته آره- آره خودشه-

بیایین یه بار دیگه اون تصویر رو ببینیم

نه، یه بار دیدیم دیگه واسه چی بازم ببینیم؟

فقط میخوام یاد بگیرم

(خط رقص برازنده، حتی با نگاه دوم)

خیلی جدی بود الان

خیلی رفته تو حس

(برادرش فقط نگاه میکنه)

فقط داره نگاه میکنه؟

(سرش رو تکون میده)

دیدن رقص خواهرم خیلی خجالت آور بود

از پشت خنجر خوردم

پس تنهایی نشستم

[میخاره]

بابت خواهرم خیلی خجالت میکشم

خدایا، سال ها میگذره از وقتی این حرکات رقص رو دیدم

[غیرقابل کنترل]

[نگاه میکنه]

خوبی؟ بیا باهامون برقص

بیا

برقص

[کوین با اکراه دنبالش میکنه]

داداشم اینجاست

هنوز ناراحته

دلش میخواد بره خونه- اصلا تو حال و روحیه رقصیدن نیستش-

اگه کوین از راه به در بشه چی؟

چی؟

چی؟

[نسبت به کسی که الان نارحت بود، خوشحال به نظر میرسه]

زیادی هیجان داره آه

[میپیچه]

[میچرخه]

[جشن رقص آدمای جذاب انگار قرار نیست تموم بشه]

خیلی خفن به نظر میرسه

...هی الان

هی

بیا بریم خونه

به اندازه کافی خوش گذروندیم، ساعت ها رقصیدیم

زیادی داره دیر میشه

دلم نمیخواد برم، داره بهم خوش میگذره

اون چشه؟

[کفشاش رو دور میندازه]

حتی کفشاش رو در آورد- خدای من-

خدای من- درشون آورد-

داداشت؟

[پا برهنه بودنش مشخصه]

[خسته‌‌ست]

[رقصنده پا برهنه دلش نمی‌خواد بره خونه]

کوین

کوین بیا اینجا

[رد میکنه]

هی بیا اینجا

شبیه خواهر برادرهای واقعین- بیا اینجا-

[کوین از سمت میز صدا زده میشه]

قرار نیست بری خونه؟

میخوام اینجا بمونم، تو اول برو خونه

انگار قرار نبود به این زودیا بره خونه

خیلی هیجان داشت

واقعا اول میرم

[میرقصه]

تو پرداخت میکنی نه؟

[کلیا واقعا اولین نفر میره]

هی

من رفتم، زیادی نمون

فردا میبینمت خداحافظ- واقعا داری میری؟-

[جین کیونگ میره]

[و کوین حتی پشتشو هم نگاه نمیکنه]

خیلی بهش خوش میگذره

[شب تو کیگالی عمیق تر میشه]

[غذای کره ای توی کیگالی]

روز دومشه، نه؟ ممم

[بچه ها به مدرسه میرن و بازار شلوغه]

ساعت 10:30 صبح رستوران مامان

رستوران مامانشه- مامان-

حدس بزن کجا بودم

[رفته بوده جایی]

قبلا به یک رستوران کره ای رفتم و پنکیک سیب زمینی فوق العاده بود

چیزی که قبلا گفته

پس فکر کردم میتونیم چندتا واسه

همسایه ها درست کنیم و اگه دوستش داشتن

حتی میتونیم بفروشیمش- رستوران رو احیا میکنه؟-

[اولین روزش تو کیگالی]

[غذای رستورانش رو موقع ورود امتحان کرد]

غذاهای مامانم خوب نیستن

سیب زمینیت خیلی نرم بود به درستی چاشنی زده نشده بود

فکر میکنم باید تغییراتی بدی

پنکیک سیب زمینی رو بلدی؟

خیلی خوبه، نشونت میدم

اگه موفقیت آمیز باشه، واسه اشون عالی میشه

ممکنه- واسه آسياب کردن سیب زمینیه-

همه چی آوردی- میخواستم نشونش بدم-

وای- این چیه؟-

این نشاسته سیب زمینیه

سیب زمینی داری نه؟- آره-

تاداا

[پوست سیب زمینی ها قبلا کنده شده]

سیب زمینی داره

اینو لازم داری؟

رستوران اداره میکنه پس میدونه چی لازمه

فکر کردی میتونه موفقیت آمیز باشه؟

همه اینجا سیب زمینی میخورن

ولی مامانم مدام سرخشون میکرد

که باعث نرم شدن اونا میشه

‌...اما اگه یک پنکیک سیب زمینی ترد بپزی

خیلی خوبه- در واقع-

جدید و کاملا ناشناخته واسشون نیست

همه سیب زمینی میخورن- درسته-

فکر میکنم معروف میشه

خیلی خوبه پنکیک سیب زمینی ترد- آره-

[همه چی رو آماده میکنه]

پریز برق کجاست؟

[میکسر، سیب زمینی، شعله و بشقاب همه آماده‌ان]

اونا آماده ان تا تو زمان کوتاهی پنکیک سیب زمینی درست کنن

مامان می تونی سیب زمینی ها رو برش بدی تا آسیابشون کنیم؟

باید خردشون کنیم، بیا با هم انجامش بدیم

باشه

در واقع کمکی به رستورانش میشه

فقط باید آنها رو خرد کنیم تا بتوانیم به راحتی آسیاب کنیم

مامان کاری میکنه که جین کیونگ بهش میگه

[تمرکز کرده]

مامان بعد از اینکه دیشب رفتم کلاب انقدر خسته بودم که مستقیم خوابم برد

کوین کی اومد خونه؟

کوین نیومد خونه

چی؟- بیرون مونده؟-

...اون بچه

واقعا نیومد خونه

میخواستم ازت بپرسم- واقعا؟-

[پلک میزنه]

واقعا شوکه شدم

خدایا دیشب واقعا خودش رو رها کرده

"خودش رو رها کرده"

[کوین واقعا خودش رو رها کرده]

[اخم میکنه]

انگار یه خانواده واقعین

اون چشه؟

بیا بریم خونه هی

ادامه داد و حتی بیشتر از من هیجان زده شد

کفش و همه چیزش رو در آورد

[سردرد میگیره]

چیکارش کنم؟

[خواهر بزرگتر خشمگینه]

مثل صحبت های خانواده واقعیه

الان کجاست؟

پرسیدم کجاست و گفت خونه دوستشه

فکر میکنم مشروب خورده، تو این سن؟ قلبم رو میشکنه

خودت وقتی نوزده سالت بود مشروب نخوردی؟

ابدا

اصلا نخوردم

چی؟

وقتی همسنت هم بودم هیچوقت نرفتم کلاب

واقعا؟- فقط دعا کردم-

[فکر میکنه]

فقط دعا کردی؟

...ای بچه

وقتی من رو باردار شدی چند سالت بود؟

[مامان کلیا وقتی کلیا رو باردار بود نوزده سالش بود]

[منطقی شک میکنه]

[میخنده]

...منظورم اینه کسی که فقط به کلیسا رفته

فقط دعا کردم ولی دختر داشتم

دیگه نمیتونم باهات حرف بزنم

خیلی خوب، همه سیب زمینی ها رو خرد کردیم

صبر کن الان باید آسیابشون کنیم

سیب زمینی ها رو ببر داخل و مامان، آب لازم داریم

این عالیه- این آبه-

[داره نشونش میده چطوری آشپزی کنه]

باید انقدر آسیابشون کنیم که یکدست بشه

حالا مخلوط رو اینجا میریزیم

مامان باید اینو ببینی، اینجوری مواد رو الک میکنیم

میریزیم و آب رو تخلیه میکنیم

[الک میکنیم تا آبش خارج بشه]

اینجوری میکنیم و بیا بیشتر آسیاب کنیم باشه؟

سیب زمینی ها مثل توفو شدن

حالا باید آبش رو خارج کنیم

[پونزده دقیقه بعد]

حالا آب رو بریز

تمرکز کرده

و بعد نشاسته سیب زمینی میمونه

میتونی نشاسته اش رو ببینی نه؟

[متحیر شده]

جمعش کن و بریزش اینجا

[نشاسته رو به مواد اضافه کن]

مخلوط کن

مطمئن شو زیاد پر آب نیست

خیلی خوب این باید کافی باشه

آره این بسه

[قدم دوم، پختن پنکیک ها]

مامانش تا حالا نخورده- سایزش باید به این بزرگی باشه-

با یک قاشق

[مواد رو به تابه داغ اضافه کن]

[سرخ میشه]

و اینجوری پخشش کن

روغن بیشتری لازم نداری؟

سیب زمینی سرخ شده روغن زیادی میخواد

[واسه ساختشون کلی روغن لازم داری]

واسه پنکیک خیلی نمیخوای

باید واسش جدید باشه- این مقدار روغن کافیه-

اگه زیادی روغن بریزی چرب میشه

که اینطور

باید اینجوری پخششون کنی

نازکش کن

خیلی خوب به نظر میرسه- اینجوری، امتحان کن-

[صاحب رستوران چیکار میکنه؟]

برعکسش کنم؟

آره

کارش خوبه

[حرکات دست با مهارت]

به آشپزی عادت کرده

پس خیلی سریع یاد گرفت و پنکیک ها رو برعکس کرد

عاشق آشپزی باهاش بودم

دوستش داره- وقت و تلاش برد که-

یاد بگیرم آشپزی کنم

یادگرفتن غذای جدید رو یادمه

اودیشنت چطور پیش رفت؟

احتمالا کلی سوال ازش شده

اودیشن؟

احساس خوبی دربارش دارم

طراح ها گفتن راه رفتنم خیلی خوبه

بد نبود- وای-

و مدل موهامم خیلی خاصه

ولی استایل هم خیلی خاص بود پس با هم خوب کنار اومدن

[مدل موی عالی که استایل رو بیشتر نشون میده]

آفرین دخترم- مامان این یکی تمومه-

تمومه عالیه

باید این رنگ قهوه ای باشه

نمیدونم چه مزه ای میده- عالیه-

[پنکیک سیب زمینی که کلیا و مامان درست کردن]

مامانت تا حالا پنکیک سیب زمینی نخورده، نه؟

[پنکیک سیب زمینی کره ای]

اولین پنکیک سیب زمینیش رو دوست داره؟

[به محض اینکه خوردش]

خوبه- میگه خوبه-

یه گاز دیگه میزنه

اینا خیلی خوب- ممم-

[جدی]

خیلی خوب به نظر میرسه

بذار امتحان کنم

ممم

واقعا خوبه

از بیرون ترد و از داخل نرمه

با مواد آشنان

ترد و گرمه پس خوبه- ترده-

میتونم همه اشون رو بخورم، به کسی نده

میخنده

بهتر از مرغیه که خوردیم

واقعا؟- بهتر از مرغ؟-

چه تعریف بزرگی- بذار امتحان کنم-

مامانت انگار واقعا دوستش داره

[موکبانگ پنکیک سیب زمینی مامان]

عاشقشه، حتی تو سس سویا هم میزنتش

باید تو رواندا موفقیت آمیز باشه

درسته؟- البته-

مامان از بازار کره ای چیزی آوردم

تا حالا اینو دیدی؟

چیه؟- تن ماهی؟-

این یه برگ برنده ست- تن ماهی؟-

تا حالا دیدیش؟

چیه؟

تن ماهیه

و این برنجه

تا حالا جلبک دیدی؟

حتی جلبک آورده

...این

با گوشت بدون چربی درست میشه- نمیتونه فراموشش کنه-

به این میگن روغن کنجد- عالیه-

روغن کنجد با استخراج روغن از دانه های کنجد به دست میاد

و اینجا تن ماهی با روغن کنجد آماده میشه

یه گاز باعث میشه عاشقش بشی

بذار اول امتحانش کنم

چرا شیرینیه؟

[واسه اولین بار داره میخورتش ولی آشناست]

اگه تن ماهی رو با جلبک

برنج بخوری- امتحان کن-

...خیلی خوبه

اولین بارشه نه؟- آره-

[ازش خوشش میاد؟]

خیلی خوبه نه؟

خوبه

این رو اینجا بریز- وای-

مثل تقلب کردنه

[ماهی تن کنجد گردویی به برنج داغ اضافه میکنه]

و با هم مخلوطش کن

سس مایونز- خیلی بوی تندی میده-

شبیه غذای بچه هاست

فکر میکنم بچه ها ازش خوششون نیاد

توپه های کوچیکش کن

[کلیا خیلی درباره غذای کره ای میدونه]

البته

امتحانش کن- واقعا کارش رو بلده-

[گاز کوچولو میزنه]

[لبخند میزنه]

خوبه

الان میخواد چیکار کنه؟

حالت چهره‌اش عالی بود

عکس العملش خیلی خوبه

[خوشحاله]

مممم

این بار کلش رو تو دهنش میذاره

خیلی خوب به نظر میرسه- ممنون-

با جلبک بخورش، تو کره بهش میگیم جومکباپ

...کلیا یهو- جمعش کن-

غذای کره ای به مامانش معرفی میکنه

کلیا

چطور انقدر درباره کره میدونی؟

چه خبره؟

[سعی میکنه نخنده]

میدونی مامان، کلی محتوای کره ای دیدم

دراما کره ای هم دیدی؟

شکارچی شهر، جومونگ

جومونگ- گفت جومونگ-

چی؟

جومونگ- جومونگ-

جومونگ رو دیدی؟- آسون نیست-

جومونگ رو توی رواندا دیده؟- شکارچی شهر و جومونگ دیدی؟-

آیریس رو هم دیدم- وای-

آیریس رو هم دیدی؟

کلی برنامه تلویزیونی کره ای دیدی

وقتی مامان کلیا درباره جومونگ حرف زد احساس نزدیکی کردم

حتی جومونگ رو دیده؟ حتما خیلی کره رو دوست داره

خیلی غافلگیر شدم

چرا غافلگیر شدی؟

[درامای موردعلاقه اش شکارچی شهره]

[شکارچی شهر]

مامان، لی مینهو رو میشناسم

چی؟- آره-

امکان نداره

باورش نمیکنه

واقعا لی مینهو رو میشناسم

واقعا

...واقعا حقیقت داره

[حتی دستای لی مینهو رو هم‌ گرفته]

واقعا میشناسیش- حقیقت داره-

حقیقت داره

[ولی یهو دارم زندگی کاملا متفاوتی]

[تو وسط آفریقا میکنم]

[درسته، من کلیام]

برگشته تا دوباره دخترش رو بیاره

شوخی میکنم، از کجا بشناسمش؟ واقعا؟

مامان، کلیام از کجا بشناسمش؟

کل زندگیم توی رواندا زندگی کردم

چرا باید دروغ بگی؟

ناامید شده

خوش میگذره

ناراحت به نظر میرسی

فعلا خداحافظ با زندگی پر زرق و برق هونگ جین کیونگ

کلیا- هی بچه ها-

هی- دوستته؟-

کلیا- هی بچه ها-

چه خبر؟ نمیدونستم شماها میاین

غذا خوردین؟

عاشق غذا میشن

چه زمان بندی عالی، بشینین- بخورین-

غذای کره ای درست کردیم

واستون درست میکنم امتحان کنین

[خش خش]

جلبک- جلبک-

جلبک رو میشناسه- آره-

جلبک رو میشناسی نه؟ و این تن ماهیه- هلوین میدونه-

خیلی مغزی و خوشمزست

پروتئین، سالم، خیلی خوبه

متحیر شده

امتحان کن

ممم- نظرت چیه؟-

عکس العملش خوبه- خوبه؟-

خوبه، نه؟

وقتی امتحانش کردن، میتونستم تو چشماشون ببینمش

واقعا دوستش داشتن

ولی غیرممکنه خوب نباشه

برنج گرم وسط جلبک ترد گذاشتم

البته که خوبه

جلبک با برنج و تن ماهی خیلی خوشمزه‌ست

کلیا

شنیدی؟- چی؟-

اودیشن رو قبول شدم

هلوین قبول شد کدومش رو قبول شد؟

بهم زنگ زدن- قبول شده؟-

[چی؟]

قبول شدی؟

چطور به کلیا زنگ نزدن؟

هلوین اول قبول شد- بهت زنگ زدن؟-

آره، تو چی؟

چی؟- چی؟-

به کوین زنگ زدن؟- واقعا؟-

[کارم تو اودیشن بد بوده؟]

کلیا چی؟- نمیدونم صبر کن-

الان دارم عرق میکنم

واقعا مضطرب شدم

فکر میکنم بهش زنگ زدن

کلیا همه تلاشش رو کرد- اون دوتا قبول شدن-

[بررسی میکنه ولی بهش زنگ نزن]

[رد شده؟]

متیو باید بعد همه کارهایی که جین کیونگ کرده قبولش کنه

خیلی سخت تلاش کرد- اون کار "وای" رو کرد-

متیو باید قبولش میکرد

اون "وای" رو انجام دادی- بقیه رو درک میکنم-

درسته- عادلانه نیست-

واسه اولین بار "وای" رو انجام داد، اولین بارش بود از

وقتی که کار مدلینگ کرده- آره-

الان فکر میکنم باید به متیو تن ماهی و برنج وسط جلبک میدادی

باید آماده‌اش میکردی- آره-

اگه واسش آماده کرده بودی عالی میشد

[متوجه میشن فضای اتاق ناجور شده]

شاید بعدا بهت زنگ بزنن کلیا

به هلوین اول زنگ زدن و به من دو ساعت بعدش زدن

پس تو یه زمان زنگ نمیزنن

به همه تو یه زمان زنگ نزدن

[نمیتونه صدای دوستاش رو بشنوه]

[زمان میگذره ولی گوشیش بی صدا میمونه]

[فردا واسه کلیا چه اتفاقی میفته؟]

اسمم گابریله

روز اول زندگی پایپ جالیسکو، مکزیک ساعت سه عصر

[این خونه پایپه]

بالاخره بعد هشت ساعت داره میره خونه

خدایا حتما خیلی خسته‌ست

ای خونه پایپه؟

سلام

[در باز میشه]

کیه؟ لباس صورتی پوشیده

چی؟

سلام- سلام-

سلام

چی؟- چی؟-

دو نفری که رفتم خونه دیدم

زنم و دخترم بود

زنشه

چی؟

[تو گوشی درباره خانواده اش فهمید]

خیلی آشفته بودم

هیچ حس اولیه ای نداشتم فقط آشفته بودم

[با لبخند ناجوری وارد میشه]

خدایا، خیلی ناجوره- واسه زنش هم ناجوره-

[...ناجور]

بشین

باز هم ناجوره

[مهمون دعوت میکنه؟]

واسه اون هم ناجوره- اولین بارشه-

حتما احساس غریبی میکنه- آره-

آه درسته

درسته

[ناجوره]

خونه قشنگه

وسایل پایپن

وایمیسته

دخترش رو میبینه

دختر پایپه؟

"دختر پایپه؟"

"دختر پایپه؟"- "دختر پایپ"-

"دخترم"

اسمش چی بود؟

امیلی- امیلی-

دختر پایپ امیلی

[خیلی قشنگه]

خیلی مطیعه، شش ماهشه؟- شش ماه؟-

مثل عروسکه- آره واقعا-

امیلی

[دخترم خیلی بامزه‌ست]

[و همسرم احساس خیلی ناجوری داره]

خیلی ناجور- پیشت نمیاد-

اسم همسرم چی بود؟

برندا

برندا درسته، برندا

برندا و امیلی

یهو زن و

و حتی یه بچه دارم

میتونم یه جوری از بچه مراقبت کنم

...ولی همسرم

نمیدونستم چیکار کنم

اگر این یه برنامه تلویزیونی بود، تو استاد کمدی رمانتیکی

پس میتونستی فقط بازیگری کنی ولی این واقعیه

اون همسر اولته

"همسر اول؟"- همسر اول-

اگه تو موقعیت اون قرار می گرفتی چیکار میکردی؟

تو یهو زن دار شدی- آره-

و یک دخترم داری- خیلی سپاسگزار میشدم-

فکر می کنم فقط فعال تر و مشتاق تر میشدم

بچه ام رو بغل میکنم و به وجد میام

برندا، چی کار می کنی؟

برات خورشت گاو درست میکنم ترتیلا رو هم گرم میکنم

بهش نزدیک تر میشی

تورتیلا- ...بعد از غذا-

آبجو میخوری؟

آبجو؟ بله- خیلی خوب به نظر می رسه-

[اولین وعده غذایی که همسرش براش آماده کرده]

ممم

اسم این غذا چی بود؟

خورشت گوشت گاو گوشت گاو، بیکن و لوبیا داخلشه

این اولین غذای خونگیت تو مکزیک نیست؟

آره- اوه-

خوب بود؟

چطور بود؟

...من

خیلی ناجور بود

یادت نمیاد؟- نه-

[ناجوری طاقت فرسا]

انقدر ناجور بود؟- خیلی مضطرب بودم-

ممم

ممم خوبه

ممنون- ممم-

نشست، خدای من

خدایا من اگه جای اون بودم احساس مریضی می کردم

[فقط میخوره]

همسرش آب می خوره- آب می خوره-

فقط آب- ممم-

گل خیلی قشنگیه

این چی بود؟- خدای من-

خیلی تصادفی بود

[لبخند ناجور]

[و دوباره آب میخوره]

[وقتی دیدیش چطوری بود؟]

استرس داشتم

از چیزی که فکر می کردم آشناتر بود، ولی استرس داشتم

برندا هم حتما استرس داشته

[اولین ملاقات پایپ و برندا]

وقتی شش سالم بود و اون هفت سالش بود با هم آشنا شدیم

وای- و وقتی 15 سالم شد، شروع کردیم به قرار گذاشتن-

پس اول با هم دوست بودن

پس اونا عشق اول همدیگه‌ان- عشق اولن-

پایپ جدید خوش قیافه‌ست؟- پایپ اصلی خوش قیافه تره-

حداقل واسه من

پایپ اصلی خوش قیافه تره

پایپ اصلی خوش قیافه تره

این بهتر نیست؟

که پایپ اصلی خوش قیافه تره؟- درسته-

به نظر می رسه کمی ناراحتی- نه-

اگه می گفت تو الان بهتری، اوضاع می تونست جدی بشه

...نمیتونه مشکلی تو خانواده

آره- درسته-

...ایجاد کنه- البته-

اما کمی ناراحتم

[ناراحته]

احساس ناراحتی می کنی، اما هنوز

اونا خانواده اصلین- آره-

امروز کار چطور بود؟

[فکرهای زیاد تو سرش گذاشت]

خوب بود- "خوب بود"-

خسته نشدی؟

خیلی خسته ام

...و راستش اینجا

مهم نیست، خسته کننده ست

[اعترافی از یه نان آور بعد از یک روز سخت]

[شاد شو بابایی]

ظرفا رو بشورم؟

کارم تو شستن ظرف ها خوبه

من ظرفا رو میشورم

داری ظرفها رو میشوی؟

اون خیلی شیرینه

[به محض اینکه غذا خوردنش تموم شد، ظرف ها را میشوره]

[و امیلی از پشت منتظر باباشه]

میتونی بعد از تمون شدن کارت از بچه مراقبت کنی؟

ولی الان کثیفم

میتونم برم یه دوش سریع بگیرم؟

[اول دوش میگیره]

باشه

باید دوش بگیره

تازه از سر کار برگشتم، واسه همیم بدنم خیلی کثیف بود

هووش

دوش حتما خیلی حس خوبی داده- اوه-

[دوش میگیره]

[میخوره به چیزی]

این چی بود؟- چیزی شکستی؟-

این صدا چی بود؟

اون چی بود؟

چیزی شکست- افتاد؟-

تو دردسر افتاده؟- چیزی انداخت؟-

دیگه صدای آب رو نمیشنویم

تو دردسر بزرگی افتاده

[چه اتفاقی افتاد؟]

[بابا؟]

زاویه سر دوش- امکان نداره-

...کمی- شکستش؟-

...ناراحت کننده بود- امکان نداره-

پس سعی کردم زاویه رو تغییر بدم

و شکست- خدای من-

...اوه عزیزم

[صحنه ای تا حدودی ویرانگر]

شکستیش؟

...خب

فکر می کنم از زمانی که آگاوهای زیادی برداشت کرده

او باید قوی شده باشه- آره-

نمی تونسته قدرتش رو کنترل کنه

مثل وقتی که بعد از تمرین ورزش مداد رو دست میگیری و میشکنه

اینجوری نیست- همینطوره-

اینجوری نیست- آره-

الان که بهش فکر میکنم- آره؟-

...در واقع کمی شکسته بود

که اینطور- واقعا میخوای اینو بگی؟-

سعی کردم زاویه سر رو تنظیم کنم

و افتاد

شکستمش ولی

یکدفعه؟- آره شکستمش ولی-

خونه تو نبود باید همونطور که بود ازش استفاده میکردی

[به طور معمول، مردم بهش دست نمیزنن]

راحت میتونی تنظیمش کنی- نباید اینکارو میکردی-

فکر کردی خونه خودته

آره، واسه همین کاملا آشفته بودم

به تلاشم ادامه دادم تا درستش کنم

[تقلا تو حموم]

...میدونستم درست نمیشه ولی

[چه اتفاقی واسه سر دوش میفته؟]

دوش گرفتنت رو تموم کردی- تموم شدی؟-

[خیره میشه]

[بعد از دوش دخترش رو میبینه]

مثل یک بچه از یک فیلم انیمیشنه

سلام

آه

سلام

خیلی کیوته- خیلی کیوته-

خجالتیه

میری یا نه؟

[او بالاخره دخترش را در آغوش می گیره]

پیشش اومد

او خیلی مطیعه- خجالت نمیکشه-

صبر کن بچه ها به طور معمول انقدر قوین؟

خیلی محکم بغلش نکن

[این اولین باره که اون پدره]

خیلی محکم بغلش نکنم؟ باشه

اونجا، اونجا

این چیه؟ یک گردنبند؟

این چیه؟ گردنبنده؟

به نظر می رسه بچه دوست داره

[تماس چشمی]

[خیلی کیوته]

[پایپ به امیلی نزدیک تر می شه]

اون در مورد دوش بهش چیزی نگفته

میخواست خودش بفهمه- تا خودش ببینتش-

میخواد قسر در بره- به جای بچه-

درباره دوش بهش بگو

ما فقط منتظر توییم تا

در موردش بهش بگی- چیزی نگفتی-

اون بهش میگه، درسته؟- درسته آره-

[محکم نگه میداره]

آره؟

خیلی کیوته- انگشتای پاهات-

[پایپ و امیلی نزدیکتر شدن]

من میرم لباساشو بیارم- باشه-

لطفا مراقبش باش تا نیفته

[برندا میره تا واسه امیلی حمام رو آماده کنه]

امیلی- قراره به امیلی بگه؟-

که دوش را شکسته

[ورود به حالت والدین]

چرا اینقدر خوشگلی؟

چرا اینقدر کیوت هستی؟

[میکشتش]

این خوبه؟

خیلی مطیعه

چطور انقدر مطیعه؟

[راحته]

خوبه؟

اینجوری؟

واقعا باهاش خوبی

درسته؟- تو آشفته نبودی-

آره

[این آب خوردنه]

میخوای چیکار کنی؟

[...اما]

[اون شروع به عصبانی شدن می کنه]

داره عصبانی میشه- بحران اومد-

چی میگی؟

چی؟ چی میخوای؟

[امیلی حتی بلندتر فریاد می زنه]

داره وارد حالت بدی میشه

خدایا سرفه کردی؟

اگر گریه کند چی؟

آخرش، اون ناراحت شد

حتما ناراحت یا خسته بوده

میخوای دراز بکشی؟

اینجوری دراز بکشی؟

[سعی می کنه اون رو دراز بکشه]

اون اینو نمیخواد

دوستش نداره- اوه-

صبر کن

چطور بغلش کنم؟ اینجوری؟

نه اینجوری نیست- باید اینطوری بغلت کنم؟ چطوره؟-

باشه بیا بریم بیرون

ما بیرونیم

می خواهم برم داخل

میخوای بری داخل؟- همسرم باید"-

"تا الان بیرون باشه، چرا نمیاد بیرون؟

"درباره امیلی به کمک نیاز دارم"

این چیزی بود که تو ذهنم می گذشت

خیلی خوب، چی؟

[پایپ در حال تقلاست]

خوب، حمامش آماده است

بریم حموم کنیم؟

بیا بریم پیش مامان بشوریمت

می تونی با دوستات تو میدون قدم بزنی

میدون؟ باشه

خداحافظ امیلی شب بخیر

وای، این شهر عالیی واسه نوشیدن آبجو- وای-

راه رفتنه- به غروب آفتاب نگاه کن-

[بالاخره میتونه منظره محله رو ببینه]

این باید میدون باشه

وای

[مردی تو میدان]

وای خیلی باحاله

پایپ، سلام پایپ- پایپ-

سلام- سلام-

همه محله ازش خبر دارن

همه بچه ها بیرون اومدن

پایپ پایپ پایپ

منو میشناسین؟

پایپ رو می شناسین؟

فوتبال؟

می خوای فوتبال بازی کنی؟

بله

بازیت خوبه؟- آره-

فکر نمی کردم این همه بچه تو میدان باشه

حدس می‌زنم همه خانواده‌ها اونجا جمع می‌شن

موقع شب این روستا مثل یک خانواده بزرگ می شه

همینه

خود روستا خیلی منو یاد دوران کودکی ام انداخت

همه همدیگر رو می شناسن- آره-

از اونجایی که شب ها خنک میشه، کل خانواده بیرون میان

بچه ها می دون و والدین فقط میشینن

و آبجو میخورن یا بازی کردن بچه هاشون رو میبینن

اینطوری بود

بنابراین مثل یک زمین بازی بزرگ در محله بود

آره- همم-

باشه بریم فوتبال بازی کنیم

بریم

اوه

صبر کن

وای خسته نشدی؟

واقعا بازی کرد؟- استقامت خوبی داره-

[اینو میگن چون]

[سی و پنج ساعت با احتساب تعلیق واسش طول کشید]

[به محض ورودش]

[آگاو رو زیر آفتاب سوزان برداشت کرد]

[هفت تن آگاو]

[بعدش از بچه نگهداری کرده]

[و حالا فوتبال بازی می کنه]

خیلی خسته بودم

حتما روز طولانی بود- آره اون روز خیلی خسته بودم-

هیچ کس قدرت بازی کردن فوتبال را نداره

این برنامه روزانه پایپه

و من باید روالش رو دنبال کنم

درسته بوگوم واسه پیروی از روال گابریل

صبحونه بیست بادوم و

قهوه خورد- آره-

انسان جی چانگ ووک می خواهد استراحت کنه، خسته ست، سر دوش رو شکسته

و جایی برای رفتن نداره جی چانگ ووک اینجوریه

اما تو باید زندگی پایپ رو کنی- درسته-

پس روال رو رعایت کن- آره-

تمام توانش را جمع کرده

باشه برو، برو گل بزن

پس هر شب ورزش می کنن

[به این ور میدوه]

[به اون ور میدوه]

جلوش رو بگیرین آره

جلوش رو گرفت

باشه

هی صبر کن

صبر کن صبر کن

[خیلی سخت می دویده]

این مکزیکه، بنابراین اونا تو فوتبال خوبن

نگران بودم که دست کمم بگیرن

بنابراین فکر کردم باید تمام تلاشم رو کنم و چیزی که بلدم نشونشون بدم

اما"

"علیه بچه ها؟

"اگه بهشون نشان بدم که چقدر خوبم، بیشتر ازم خوششون میاد؟"

آه- به همین فکر می کردم-

[نشونشون میدم چی بلدم]

[پسری با پاهای قابل توجه]

[رونالدو این منطقه]

اون رونالدوئه

[تحت کنترلش میگیرتش؟]

اوه- خدایا سریعه-

[میخنده]

[پایپ رو به روی رونالدوئه]

"اگه بهشون نشان بدم که چقدر خوبم، بیشتر ازم خوششون میاد؟"

چی؟- چی؟-

هووش

[بین پاهاش ردش کرد]

بین پاهات بود؟- آره-

اوه

[تشویق میکنن]

کارش خوب بود

"کارش خوب بود"

کارت خوبه

پایپ- اوه، هی-

پدروئه

[پدرو از اعضای جیمادوره]

پایپ، می‌خواهی آبجو بخوری؟

آره، بریم. آبجو؟

اون یک نجات دهنده است- خداحافظ-

خداحافظ، پایپ

پایپ، تو امروز محبوبی

بچه های اینجا واقعا فوتبال رو دوست دارن

[مکانی برای سیر کردن گرسنگی و گفتگو با مردم]

اینجا تاکو میفروشن؟- به نظر خیلی خوب میاد-

تاکو تو مکزیک- به نظر خیلی خوب میاد-

چند تاکو می خواین؟

سوسیس و گوشت کبابی

[اون مثل همیشه سفارش میده]

واقعا خوب بود- درسته؟-

خیلی خوب به نظر می رسه

اوه

این چیه؟

هر چقدر که می خواهی سس اضافه کن

ممنون

یکی رو امتحان کنم؟ یکی رو امتحان میکنم

بیا با هم غذا بخوریم

خدایا خیلی خوب به نظر میاد

به اون آبمیوه نگاه کن. خدای من- ممم-

خوبه؟- بله-

ممم- ممم-

خوبه

باد هم هست، درسته؟ حتما خیلی خوب بوده

فردا چیکار می کنیم؟- دوباره آگاو برداشت می کنیم-

دوباره باید بریم برداشت کنیم؟

داره نا امید میشه- ای بابا-

"دوباره باید بریم؟"- ...چون-

مجبوریم- مردم معمولا چیزیو برداشت نمیکنن-

اینم برای دور روز کامل

میکنن- جدی؟-

اما خودت گفتی میخوای کارهای سخت رو انجام بدی

سلبریتی ها باید کارهای سخت رو بکنن

من نمیخواستم فقط فکر کردم بهتره

سرگرم کننده باشم- درسته-

قطعا برای ماها سرگرم کننده ست- درسته-

بازم باید بریم برداشت محصول؟

اره ما هر روز کار میکنیم

اره باید برداشت کنیم

خیلی خفن نیست؟

سخت کار میکنیم، ابجو میزنیم باز فردا دوباره میریم سر کار

(یه همسایه دیگه به جمعشون اضافه میشه)

ادما دارن جمع میشن

چرا ابجو میخورین؟

منو یادته یا نه؟

من کی ام؟

...خب

...اسمت- باید یادش بیاد-

...خو

خیلی مستم

خوزه ماریا

ماریا اره خوزه ماریا

...اسمش

سخته- اره سخته-

دوست دختر داری؟- من؟-

(بهش نگاه میکنه)

من ازدواج کردم

متاهلی؟

من با خواهرت ازدواج کردم

من با خواهرت ازدواج کردم

(خوزه داماد خونواده په‌په ئه)

گفت دامادتونه

اره

!په‌په

په‌په؟

(باهاش پچ پچ میکنه)

گمونم بین بچهای اینجا خیلی محبوبم

اره بچها همه جا دنبالت میان

واقعا معروفی؟

فکر کنم توی فیلما دیدمت

(گیج شده)

تموم عمرمو همینجا زندگی کردم

فقط بین همسایه ها معروفم

خوزه خیلی گیج شده

(یعنی باید تظاهر کنم نمیشناسمش؟)

من په‌په ام

کارتون امروز عالی بود

(یهو خداحافظی میکنه)

فردا فرار نکنیا

باشه

بریم خونه

خداحافظ

(سریع خداحافظی میکنه)

وای خدایا خیلی خستم

امیدوارم امشب خوب بخوابه- فردا حسش میکنم-

باشه

تازه ساعت 10 شبه؟

چرا امروز اینقدر طولانیه؟

خیلی طولانیه- طولانیه-

(مطمعن میشه ببینه همسر و دخترش خوابن)

!بالاخره

...بعد از 48 ساعت خارج از کره

بالاخره دراز میکشه- ایول-

یه پیام درمورد کارهای فردا دریافت کردم

یه سفارشه- اوهوم-

(امروز بهترین تلاششون رو توی برداشت اگاوه انجام دادن)

(اما همش یه تن شد)

فقط یه تن شد؟- بهم گفتن خودم تنهایی-

یه تن اگاوه برداشت کنم

خودت تنهایی؟- چون قبلا هفت تن رو انجام داده بودم

فکر کردم خودم تنهایی میتونم یه تن رو انجام بدم

مثله اب خوردنه

گمونم بتونم

مثله اب خوردنه- یه تن رو-

خودم تنهایی برداشت کنم- تو میتونی-

اینطور فکر میکردم- درسته-

(چرا اینقدر دلم براش میسوزه؟)

دلم میسوزه

اونقدر خسته بودم که دیگه به هیچی فکر نکردم

فقط دلم میخواست بخوابم فردا یه فکری به حالش میکردم

فقط خسته ای همینجوری میشه- اره، به خواب احتیاج داره-

ستاره ها رو ببین- شبیه نقاشیه-

(اولین صبحش توی یه مکان ناشناخته)

(ساعت: 07:30 صبح)

(سرش گیج میره)

بیدار شدم و حالم ازون چیزی که فکر میکردم بهتر بود

مثله بچها خوابیده بودم

پس فکر کردم برداشت امروز اونقدرهام قرارنیست بد باشه

جدی؟- استقامتت خیلی خووبه-

(یعنی کار امروز همونطوری که په‌په میخواد خوب پیش میره؟)

خون دماغ شدی؟

خون دماغه؟- اره-

چی؟- اره خون دماغ شدم-

گفتی حالت خوبه که

مگه نگفتی خوب خوابیدی؟- گفتی خوبی که؟-

خوب بودم سرحال بودم

هوا هم خیلی خنک و تازه بود- اهان-

...اما- خون دماغ شدی-

اره خون دماغ شدم-

اولین خون دماغشه

(خون دماغ شده)

با روز سختی که گذروندی همچین چیزی قابل درکه

(دیروز پدرش درومده)

اره- باید اینجوری میشدم-

(حتی امروز خودش لباس هاشو شسته)

(حتی لباس زیر هاش رو هم اویزون میکنه)

(طی یه روز با شرایط خو گرفته)

(تبدیل به جیمادور واقعی شده)

امروز داری استینک میپوشی

(آستینک میپوشه)

دیگه بهش عادت کرده

سریع میپوشه- اره-

(اینم از کلاه)

(عینک رو هم میزنه و تامام)

دیگه قشنگ شبیه یه جیمادور شده

انگار به این کار عادت داری

اره چون جیمادورم

خودتم رانندگی کردی- اره-

(پیش به سوی برداشت یک تن اگاوه)

بزن بریم

ایولااا

مکزیک خیلی بهش میادا

چرا اینقدر بهش میاد؟- دقیقا-

ادما خیلی سریع با شرایط خو میگیرن- معلومه-

خیلی سریع عادت کردی

جدی بنظرم باید بری همونجا زندگی کنی

(چانگ‌ووک باید همونجا زندگی کنی)

اره دقیقا

بنظرم باید همونجا زندگی کنه مگه نه چانگ‌ووک؟

اره- خیلی بهش میاد-

برای واقعی- راست میگما-

(بعد از مدتی رانندگی)

آخیش

بالاخره رسیدم

(توی مسیر خاکی مزرعه اگاوه ست)

واو

(ردیف های بی انتهای اگاوه)

یا علی

تمومی نداره- پشمام-

خدای من، تا کی میخواد یه تن جمع کنه؟

(با گذر از مسیر شنی، بالاخره به مقصد رسید)

همینجاست

(لون جیمادور)

(وقت دست به کار شدنه)

باید همونکاری که دیروز کردمو بکنم

برای همین فکر کردم از پسش برمیام

گمونم تنهایی کار کردن با کار کردن باهمدیگه متفاوته

چون دیروز انجامش داده امروز کارش بهتره

...اول از همه

امروز باید چنتاشونو برداشت کنه؟

هرکدومشون حدود 40 - 50 کیلو ئه

و بزرگاش تا 100 کیلو هم میرسه

چی؟- پس 30 تا چطوره؟-

اره

په‌په کارش خوبه؟- معلومه-

(په‌په تکخال جیمادورهاست)

(موقعیتش پیش نیومده که با مهارت هاش خودنمایی کنه)

عه

(امروز قراره نشون بده چرا تکخاله)

باید تیزش کنم

(برداشت یک تن آگاوه)

(قدم اول: تیز کردن ابزار)

...دیروز اونا

(قدم دوم: بریدن ریشه اگاوه)

چی؟- چی؟ کار نمیکنه؟-

گمونم

شروع خوبی داشتم

(اولین آگاوه اش خوب برداشت میشه؟)

(یه ضربه کاری میزنه)

(توی بریدن ریشه اگاوه موفق میشه)

ایوووول- توی بریدنش موفق شد-

یدونه رو خودش تنهایی برید

خدایا نفسم بالا نمیاد

(اما تازه شروع کرده)

(دیگه خبری از اون تکخالی که غر میزد نیست)

!بزن بریم

په‌په تکخال

(قدم سوم: بریدن برگ ها، تا شکل آگاوه گرد بشه)

فکر کنم به اندازه کافی گرد شده

(چیزی که میبینه رو باور نمیکنه)

چیشد؟- خیلی بریدی؟-

چرا مال من گرد نیست؟

"چرا مال من گرد نیست؟"

(خجالت میکشه)

بای دشبیه اون یکی بشه- اره-

اون تمساحه؟

(باز دوباره سر و کله تمساحه پیدا شده)

(سعی میکنه بازم ببره)

...این

وااایی

باید دوباره بکاریش- وای خدا-

نه- خداااا-

(این کوا به اندازه کافی تیز نیست؟)

(دومین تلاش بعد از تیز کردن کوا)

(دوباره شروع میکنه به کندن ریشه ها)

وای

وای عزیزم

خدایا

نمیتونم هیچی در دفاع ازت بگم

(نمیتونه ازش طرفداری کنه)

دهن اگاوه داره باز میشه یه پا تمساحه

حالا چیکار کنم؟

نمیتونستم درست انجامش بدم برای همین کلافه شده بودم

با اون کاری که دیروز انجام داده بودم خیلی فرق داشت

بدجوری کلافه شده بودم

اره تنهایی انجام دادنش متفاوته

وای نه

این چیه؟ له شده

تا الان خوب بودا

(روی تمساح بعدی، چیزه نه اگاوه بعدی، شروع به کار میکنه)

(وایمیسته)

اگاوه از اون چیزی که فکر میکردم بزرگتره

(یه اگاوه بزرگ پیدا شده)

وایی خیلی بزرگه

خیلی بزرگه کارشو خوب انجام داده

باهاش اثار هنری میتونی درست کنی

(میخواد یه اگاوه بزرگ برداشت بکنه)

(تلاش اول، تلاش دوم، تلاش سوم)

نشونمون بده په‌په- توروخدا موفق شو-

واقعا سخته

اره سخت بنظر میاد

(تلاش ششم، تلاش هفتم، تلاش هشتم)

خیلی دلم میخواد اگاوه ها رو خوب برداشت کنم

چون من په‌په ام

من

تکخال مزرعه ام

چرا اینو میگی؟

چون گرمه- چی؟-

اینا رو میگفتم چون کاری که میکردم خوب پیش نمیرفت

انگار نفرین شده بودم

از همون اول هیچی اونطور که میخواستم پیش نمیرفت

اگه یکیو خوب انجام بدی بیخیال بقیه میشیم

اره- دقیقا-

بیاین باهم دعا کنیم

بزن بریم- لطفا موفق شو-

(په‌په در تلاشه که ابروی از بین رفته تکخال مزرعه رو برگردونه)

(تلاش پانزده، شانزده، هفتده)

(تلاش هجده، نوزده)

(زیر افتاب سوزان)

(مبارزه‌اش با اگاوه های غول پیکر ادامه داده)

خدایا

چیشده؟- هی-

خدا مرگم بده- سر... کوا-

وای نه- سرشو شکستی؟-

سر دوش و سر کوا رو شکستی

چیکار داری میکنی؟

...پس- همه چیو میشکونه-

گمونم اونجا- خب-

خیلی مناسب من نیست

الان داری اینو میگی؟- ...مکزیک-

اره جیمادور بودن خیلی مناسب من نیست

هفته قبلی که میگفتی "من یه جیمادورم"

خیلی با اعتمادبنفس بودی

بین همه کسایی که میدون تکیلا دوست دارن

هیچوقت ندیدم هیچکدومشون اگاوه برداشت کرده باشن

فقط من این کارو کردم

"قبلا اگاوه برداشت کردی؟ میدونی کوا چیه؟"

پس من تنها کسی ام که حق داره تکیلا بنوشه

درواقع نشکسته بود فقط از جاش درومده بود

درومده بود- اره-

(داداش تو شل‌دستی)

شبیه یه جیمادور واقعیه

وای خدا

حالا چه گلی به سرم بگیرم؟

(دیگه این بار په‌په واقعا کوا رو شکست)

چیکار کنم؟

اوضاع خوب پیش نمیره

(غم انگیزه)

(گلوش خشک شده)

ناامید شده بودم

بزرگترین چالش زندگیم بود

(خودش تنهایی کوا رو درست کرد)

بجنب

اون یکی

ایووول- برشش دادی-

!انجامش داد

(افتاب داغ تر شده)

(سر خورد)

وای نه

خیلی خسته شده- دستاش دیگه جون نداره-

میدونم چقدر سخته

کار پاره وقت اینطوری زیاد انجام دادم

(بعد از یه مبارزه طولانی بالاخره میتونه ریشه ها رو ببره)

اینو بکش

خوبه خوبه

وای

تا کی میخواد یه تن برداشت کنه؟

یا فاطمه زهرا خیلی سخته که

(هنوز نصفش رو هم انجام نداده)

خیلی سریع خسته شدم

نمیتونستم باید بهشون بگم تسلیم شدم و دیگه نمیتونم یا نه

شاید این اخریش باشه- خسته شده-

ممکنه این اخریش باشه

(...اما بعد)

یه نفر داره میاد- داره میاد کمکش؟-

یه پیام درمورد کار فردا دریافت کردم

(خوزه قول داد که بعد از کار صبحش بیاد کمک)

خیلی خوبه

(ناجی په‌په، داماد دوست داشتنیشونه)

خوزه

خوزه همونی که دیروز دیدیش

بجنب په‌په

په‌په

!هییی

(خوزه ناجی اومده)

!خوزه

خوزه اینجاست- خیلی خوشحاله که میبینتش-

حتما از دیدنش خیلی خوشحاله

مثله خدا بود

خوزه خدا- اره-

خوزه، ناجیه منی

مردی با اون عظمت کوا رو همچین دستش گرفته بود انگار شمشیر جومونگه

خیلی دل گرم کننده بنظر میومد

شبیه ایرون من بود

خیلی گنگ بود

خوزه چیکار کنم؟

نشونت میدم چجوری انجامش بدی

(از خوزه یادمیگیره چطور انجامش بده)

کلاس درس خصوصیه- کوا رو تیز کن-

باشه

(قدم اول: تیز کردن کوا)

(قدم دوم: بریدن برگ های تیز)

(مطمعن شین کوا تون به زمین نمیخوره)

(قدم سوم: اروم و با حوصله وسطشو ببرین)

یه بار

حالا یه بار دیگه به فشار دادن ادامه بده

(تمرکز کرده)

فرق میکنه- باید فوت کوزه گریشو یاد میگرفتی-

(سرش گیج میره)

(قدم چهارم: برگ های بزرگ رو ببرین)

عجله نداریم که اروم انجامش بده

کارش درسته

میتونی از جلو بیای عقب- اره راست میگیا-

خیلی خوشگله الان دیگه شبیه اگاوه ست

اینم نتیجه کلاس خصوصی

(به این میگن اگاوه درست و حسابی)

(په‌په دوباره امتحان میکنه)

اینم از این

(من از پسش برمیام)

یه بار دیگه به پهلو خم شده

با کوا نباید بهش ضربه بزنی

باید در امتداد برگ هاش از بالا ببریش

(یکم خسته ست)

(ادامه میده)

(خدا خوزه، مثله معجزه ست)

تمومه

وایی- خیلی خوشگله-

خیلی نازه- خیلی بهتره-

خوبه

"خوبه"

وای خدایا

ایول

مربی برتر تکیلا

این قبلش، اینم بعدش

خیلی عالیه- تو انجامش دادی؟-

اره معلومه

قشنگه- خودت انجامش دادی؟-

اره معلومه- وای ایولا-

بعد از کلاش خصوصیت

یه پا استاد شدی برای خودت

(میخندن)

دوباره به خودش مغرور شده

با قبلش خیلی فرق میکنه

اما واقعا تغییر کرده

اره

اعتماد بنفسشو حس میکنم- دقیقا-

خیلی خوب انجامش دادی

یعنی اونقدر خوب هست که خودتو یه جیمادور بدونی

گمونم الان دیگه میتونی- اره-

شکم خونوادتو سیر کنی

اونم فقط با برداشت اگاوه- معلومه-

دیگه باید بره- الان یه پا جیمادوره-

(تاا لان نیم تن برداشت کرده)

(په‌په با اعتماد بنفس)

!صداشو

صداش الان فرق میکنه

(بعد از چهار ساعت کار، 800 کیلو برداشت شده)

چند ساعت کار کردی؟

فکر کنم کل بعد از ظهرو کار کردم

تموم بعد از ظهر- دمت گرم-

مال خوزه ست- که اینطور-

خوشگلاش ماله خوزه ست چانگ ووک نمیتونه ازین کارا کنه

از اینکه دیدم اینقدر خوشگله تعجب کردم

(بدون توقف میبره)

(بالاخره یک تن اگاوه برداشت کردن)

(وقتشه توی وانت بار بزننش)

باید وانت رو پر کنن

اره

بگیرش

(سخت کار میکنن)

چیزی که جالبه اینه که به مرور کارم بهتر شد

وقتی از خوزه یاد گرفتم

حس میکردم الان تجربه ام بیشتر شده

برای همینه که میگن تحصیلات خوب مهمه

امروز خیلی کار کردن

گمونم یه تن برداشت کردن

(دیگه جونی براش نمونده)

بهتر شدم

گمونم استقامت چانگ ووک بالاتر رفته

خیلی از مردم از پس این کارا برنمیان

اره- حرف نداره-

اگه خون دماغو در نظر نگیریم- اره-

(ساعت 01:30 بعدازظهر، صبحونه دیروقت)

بوریتو

مشغول خوردنن- غذا میخورن-

(خوزه بوریتو اورده)

بوریتو ئه خیلی خوشمزست

(ملچ و مولوچ)

(خیلی گرسنشه)

حتما خیلی گرسنشه

برداشت اگاوه چطور بود؟

خیلی سخت بود؟

گمونم دیگه هروقت تکیلا بخورم گریم بگیره

قبلا از اومدنت قشنگ یه دور مردم

اما وقتی ازت یاد گرفتم تازه کار دستم اومد

انگار داری بهش عادت میکنی

وقتی اولین بار اگاوه برداشت کردم از مال تو هم زشت تر بودن

تاحالا پیش اومده که دلت نمیخواسته دیگه کار کنی؟

معلومه بعضی وقتا دلمون نمیخواد کار کنیم

بعضی وقتا اگاوه ها خیلی رسیده میشن و برداشتشون خیلی سخته

چون برداشت خیلی سخته دلم نمیخواد دیگه کار کنم

خیلی سختن- با تموم وجودش حسش میکنه-

اونوقت چیکار میکنی؟

وقتی نمیخوام کار بکنم کار میکنم

فقط انجامش میده- چون باید پول دربیارم-

پول پوشک، هزینه بچه

نان اور خونه ست- غذا برای خونوادم-

حتی وقت سفر رفتن هم ندارن

نه چون باید شش روز هفته رو کار کنن

درسته- چون-

باید خرج زندگیشونو دربیارن- دقیقا-

باید شکم خونواده رو سیر کنن

همچین چیزی خیلی براشون لاکچریه- اره-

اونا وقت و زمانشو ندارن

هیچوقت نباید مریض بشن یا اسیب ببینن

کارشون خیلی درسته بابا

تو چرا کار میکنی؟

من؟

نمیدونم والا

شاید توام مثله من دلایل خودتو داری

اره درسته

اما بعضی وقتها خیلی حرص میخورم

برای همین دلم میخواد یکی تاییدم کنه

دلم میخواد بقیه تشویقم کنه برای همین بعضی وقتها خیلی درگیرش میشم

میگه وقتی نمیخواد کار کنه، کار میکنه

خوزه نان اور خونوادشه

منم وقتی جوونتر بودم

کار میکردم خرج زندگیمو جور کنم

باید از مامانم مراقبت میکردم

باید پول درمیاورم

اونموقع بحث زنده موندن بود

اما الان فرق میکنه

بغیر از بحث زنده موندن

بحث عزت و افتخارمم درمیون بود

الان رغبتم خیلی بیشتره

اما بعد از گوش دادن به خوزه

باعث شد بهمم هممون درگیری های ذهنی مشترکی داریم

تو داری کارتو خوب انجام میدی و بهترم میشی

هرچی بیشتر کار کنیم، کارمون بهتر میشه این طبیعت کار کردنه

اوهوم- درسته-

داری کارتو خوب انجام میدی

پیشرفت کردم

شغل های مختلفی داشتی

اما توی همشون سخت کار و تلاش کردی

بیا بریم

باید بریم ابزار فروشی

وای خیلی خفنه که

(هنوز خیلی قشنگه)

برنامه ات برای بعد چیه؟

احتمالا برم پدرزنمو ببینم

پدرزنت قشنگ ترین خونه شهرو داره

قشنگ ترین خونه شهر؟- ایولا-

خرپوله

جدی؟

باشه بیا بریم ابزار فروشی

میخواد سردوش حمام بخره؟

اره- داره میره ابزار فروشی-

باید درستش کنه- داشتم فکر میکردم-

اگه اونم ادمه

باید اشتباهی که کرده رو درست کنه ...منم یه چانگ‌ووک فنم پس توروخدا

(چیزیو که خراب کردمو درست میکنم)

خودشه همینو میخوام همین شبیهشه

اون یکی

کاور توالت هم جدا میفروشین؟

کاور رو هم شکستی؟

اره- کاور رو هم؟-

نه نشکستمش

نشکستمش، فقط کاورش اندازش نیست-

بهرحال خیلی قدیمی بود

دیگه وقتش بود عوضش کنم- اره باید عوض میشد-

پس به عنوان عذرخواهی تصمیم گرفتم انجامش بدم

خوبه اینم برای بچها

اینم برای امیلی باید بخرم؟

برای وقتی بزرگتر شد

خوزه خیلی ممنون بابت امروز

اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو

باشه

(ساعت 04:00 بعدازظهر، په‌په برمیگرده خونه)

(خیلی چیزارو تعمیر باید بکنه)

نمیدونستم چطوری بهش بگم سردوش رو شکستم

(هنوز به برندا درمورد سردوش نگفته)

میخواد از صورتش بخونه

بینشون فاصله ست- اصلا راحت نیست-

میدونم من په‌په ام اما خیلی خجالت زده و شرمنده ام

به سختی دیروز بود؟

سخت که بود ولی گمونم کارم بهتر شده

گمونم بهش عادت کردی

(یه بار صورت زنشو خوند)

(بعد سریع رفت بیرون)

داری دوباره میری؟- میره وسایلو بیاره-

زیر لباسش که نمیتونه قایمش کنه

باید جسارت به خرج بده

(شوهرم با یه عالمه وسیله اومده خونه)

دیروز وقتی داشتم دوش میگرفتم سردوش رو شکستم

میخوای درستش کنی؟

اره درستش میکنم

باشه باید درستش کنم

(سردوش باید درست بشه)

باید وضعیت سردوش رو ببینم

میتونه درستش کنه؟- اونی که اون بالاست رو خراب کرده؟-

اره

بنظر سخته که درستش کنه

میتونی عوضش کنی- گمونم باید یکی کار بلدشو خبر کنه-

(نصب کردنش سخته)

خدایا چیکار داریم میکنیم؟

درست کردنش اسون نیست

اگه دست بزنم ممکنه بدتر بشه

خدایا این

(درست کردن سردوش رو گذاشت برای بعد)

اسون نیست

بیا با اسونه شروع کنیم

(صندلی توالت باید عوض بشه)

عوض کردن کاور صندلی توالت اسونه- اره سخت نیست-

(کاور قدیمیو درمیاره)

(با جدیده جایگزینش میکنه)

این اسونه

اینم ازین

تمومه اما

یکم کوچیک نیست؟

کوچیکه

(بینگو)

واقعا کوچیکه- چی؟-

این برای بچهاست؟

...سایز توالت

چرا کاور توالتی که اندازه بود رو با یکی کوچیکتر عوض کنی؟

خیلی کوچیکه

همون بزرگه خوب بود

سایزش؟- ...سایزش-

اره

هر توالتی سایزش فرق داره- باید اول چک میکردی-

اره اما من فکر کردم همه توالت ها مثله همن

همشون- اره-

فکر کردم سایزشون با قانون تعیین میشه

سایزشون- احتمالا نمیدونی-

چرا همشون متفاوت میسازن

برای همین باید اول چکشون کنی

اگه مثله هم بودن اونوقت همون مناسبه

چرا باید قانون تعیین کنه اخه؟

ببخشید- دقیقا مثله-

مصاحبه هفته قبلش خیلی نانازه

هنوز نانازه

پسر نازیه

تبدیلش کردی به یه کار ناز

اره- همینه که مهمه-

چانگ ووک نازه

یه پسره نازه- ناز-

(دراخر، بالاخره یه کاور توالت گرفت)

خوبه

مثله این؟

همینه

تمومه

(دومیه بیشتر اندازست)

!تمومه

عالیه- خوبه-

باعث میشه حس بهتری داشته باشم

عوض کردی؟

!تامامه

(خودش امتحانش مکینه)

چرا روش نشستی؟

خیلی راحته- حالا فهمیدی چرا یدونه بزرگترشو لازم داری-

اره- حالا چرا نشستی روش؟-

میخواد بگه من انجامش دادم- تستش داره میکنه-

میخواد ببینه به اندازه کافی محکمه- اره-

اینم برای امیلیه وقتی که بزرگتر بشه

ببین این مال توئه

برای امیلی کوچولو ئه

دوستش داره- تمومه-

(کاور هم تعویض شد)

سردوش رو خودم نمیتونستم عوض کنم

باید به متخصصش بگیم بیاد

چون داریم میریم خونه بابام کفش هاتو عوض کن

باشه

(پیش به سوی ملاقات خونواده همسر)

میره پدر زنشو ببینه؟

همون خرپوله؟

منو دعوت کردن خونه پدرزنم

خونه شون یه دقیقه باهامون فاصله داشت

منم رفتم دیدنشون

اینجا؟

رنگ خونه متفاوته

!صبر کن

اون پیونگ چانگ دونگه؟

این- صبر کن ببینم-

(دومین دوماد خونواده خرپول)

(اولین باره که به عنوان دوماد میره اونجا)

وای

گمونم بیشتر از اینکه هیجان زده باشم نگرانم

وای

(یه نفر به په‌په نگران خوش امد میگه)

سلام

سلام- سلام علیکم-

(....این اقایی که داره بهش دست میده)

سلام من پدرزن په‌په ام

اون پدر زنه پولدار میزنه

بیست ساله که همدیگه رو میشناسیم- خیلی جوونه-

چه کاریزماتیک

منم اولین بار توی مزرعه اگاوه کار میکردم

الانم تجارت تقطیر تکیلا رو میگردونم

وااااو

کارخونه داره و یه عالمه پول درمیاره

میتونم بگم که

خونه اش خیلی خفنه

همونطوری که میدونین مردم سراسر دنیا تکیلا مینوشن

درسته- ازش پرسیدم چقدر درمیاره-

پرسیدی؟- اره-

پشم ریزونه؟- جواب داد؟-

...اون

...اون

اونجا درمیاره- اره-

وایی خیلیه که

فوق العادست هرکسی نمیتونه با همچین خونواده ای وصلت کنه

(میره دنبال پدرزنش)

سلام

سلام

واووو- چه خونواده بزرگی-

سلام علیکم

(با خجالت باهاشون سلام علیک میکنه)

من پرلام، دختر بزرگه

منم انجلم، پسر دوم

منم اولینم، دختر چهارم

منم بتسیم، دختر ششمی

منم لورنام، دختر هفتمی

...یک، دو، سه

(یه پسر و شش تا دختر، بعضی از خواهرزن ها نیومدن)

پس په‌په دومین داماد این خونوادست

بیا بریم- باشه-

واو

وقتی در رو باز کردم

کف زمین مرمری بود

(اتاق نشیمن، اشپزخونه)

همینکه وارد شدم خیلی خفن بود

باد کولر خنک میوزید

این اشپزخونه ست

الکسا، برقارو خاموش کن

برق هارو خاموش کرد؟ اتوماتیکه؟

(اشپزخونه شون خیلی خفنه)

(برای خونواده به این بزرگی، یه عالمه اتاق هست)

(ولی اونی که بیشتر از همه چشم په‌په رو گرفت اینه)

اینجا دفتر کارم و اتاق استراحتمه

(اتاق پدرزن)

کلکسیون ماشین های کوچیک داره

(کلکسیونی که قلب هرمردیو به تپش میندازه)

(اگه باهاش بری بالا)

یه میز بیلیارد اونجاست

میز بیلیارده؟

(اتاق بیلیارد)

اینجا میتونی تکیلا بزنی و صفا کنی

(اتاق ماساژ)

ماساژه- اتاق ماساژه-

(تراس با ویوی رو به باغ)

(ادمو تحت تاثیر قرار میده)

(و یه استخر رو باز بزرگ)

خونه ات خیلی خفنه

په‌په خیلی اونجا میره

خونه اش- دلم میخواد اونجا زندگی کنم-

کولر روشنه

معمولا زیاد اونجا میره تا با خونواده زنش وقت بگذرونه

من این خونه رو وقتی جیمادور بودم و کارخونه ام رو میگردوندم خریدم

ایول

میخوام همونجا بمونم

میخوام برم

(اما)

یه اتاق مخفی؟- یه چیزی بالائه-

چیه؟

چیه؟- یکم تنگه-

...بازش کردم

(اون چیه؟)

ایول اسلحه

گاوصندوق اسلحه هام- اسلحه ان-

واگعین یا کیکن؟- همشون واقعین-

این گلوله ست

(یکی دیگه از سرگرمی های پدرزن)

عاشق تیراندازیه- اره-

گلوله واقعیه

اسلحه هاشو نشون داد

باید بهش بگیم اتاق اسلحه ها؟ یا انبار مهمات؟

...یکم

غیر واقعی بنظر میاد

انگار اسباب بازین نه اسلحه واقعی

خیلی جالبه

(توی خونه پدر زنش چه اتفاقی میوفته؟)

هیچوقت یه کارخونه تقطیر از نزدیک ندیده بودم

خیلی بزرگه

کسب و کار خیلی بزرگیه

جیمادورها باید تکیلا داشته باشن

حرف نداره

پت، پت، پت، پت

همشو داد بالا

حس کردم منم باید بنوشم

همینجور میومد

خطرناکه- متوقف نمیشه-

بیرون خوابید؟- چی؟-

تازه بیدار شده

اینجا خوابیده؟

چی؟- یه موتور؟-

میخوام پولامو پس انداز کنم- عالیه-

پولمو بده- همین الان-

هرنفر 4،000 پزو میگیره

(بالاخره دستمزد کارشو میگیره)

په‌په خیلی نمیگیری- چطوری فقط 400 تا شد؟-

میشه حدود 30،000 وون؟

اما من فقط 400 پزو گرفتم

یکم ناامید کنندست

(اخرین روز در رواندا، مرکز مد و فشن در افریقا)

...واو

خیلی بزرگه

(سه مدل کیگالی)

برگام

چه اسرارامیزه

چه لباسی من پوشیدم؟

(دنیای پر جنب و جوش مد رواندا)

سه متره؟- خیلی سخته که-

لباس هاشون سخته پوشیدنش- اسون نیست-

این چیه؟

کلیا- بزن بریم-

(یعنی از پسش برمیاد؟)

(و خداحافظی با یه اتفاق غیرمنتظره)

کارتو خوب انجام دادی- ممنونم-

(توی این مدت کوتاه خیلی بهم نزدیک شدن)

از الان به بعد مامان صدام کن

(همه ترکیدن از خنده)

هدفش چی بود؟

چی؟ جدی؟

اون کلیا واقعیه؟

(اونا گابریل واقعی رو ملاقات کردن؟)

برای دیدن برنامه های بیشتر به کانال ما سر بزنید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.