Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز © DigiMoviez.Com
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی DigiMovieZ@
ترجمه از: امـیـر و امـیـرعـلـی illusion & H1tmaN
آقای تورس، خیلی ممنون
که باهام ملاقات کردید
چرا بهم نمیگید که
الان توی کشورتون چه خبره؟
مردم من دارن گرسنگی میکشن
دارن کف خیابونها جون میدن و نمیتونن شکم خانوادهشون رو سیر کنن
تورم به 1200 درصد رسیده
چاوز و حالا مادورو،
ثروت و آیندهی این کشور و مردمش رو
تقدیم کشورهای بیگانه کردن
بدترین اتفاقی که برای ونزوئلا افتاد،
کشف اقیانوسی از نفت در زیرمون بود
از سال 2017 که آمریکا شما رو تحریم کرد
اوضاع چقدر تغییر کرد؟
تغییری وجود نداشته
تولید و صادرات نفت از قبل بیشتر شده
اونا از تحریمها برای توجیه افزایش قیمت هر بشکه نفت
استفاده میکنن
پس وقتی میگید هیچ تغییری نبوده، منظورتون اینه که
آمریکا هنوز توی ونزوئلا فعالـه؟
بله، البته
ردیفه
خیلیخب. جولیا، فرصت رو از دست نده
اونوقت اینجا چه کسی
به نمایندگی از دولت داره کار میکنه؟
یه گروه پیمانکاری خصوصی. کاملاً با دولتمون همسو هستن.
اونا با شرکتهای آمریکای شمالی مثل «کیستون اویل» شریک شدن
از نفت رو یواشکی قاچاق کنن
میدونید چه کسی این شرکت پیمانکاری آمریکایی رو میگردونه؟
ژنرال رومن
اونوقت چه کسی توی واشنگتن ارتباط بین
شرکت کیستون و ژنرال رومن رو جوش داده؟
سناتور اولیویا پیترسون
آ...
میتونید این رو تأیید کنید؟
تیم شما قبلاً این کار رو کرده
توی اسنادی که دیشب فرستادم تأیید شد
ایمیلها، پیامهای متنی، قراردادهای نفتی
همهاش اونجاست
« قهرمانان از دست رفته »
ما نگرانیهای فزایندهای
در رابطه با شرایط ونزوئلا داریم
اقتصادشون سقوط آزاد کرده [سناتور اولیویا پیترسون]
رژیم مادورو با کارتلهای مواد مخدر دستِ دوستی داده و
نرخ جرم و جنایت در حال افزایشـه
علیالخصوص جرائم علیه زنان
پس من قراره شخصاً روی تلاشهای اصلاحی مشارکتی
رئیس جمهورمون نظارت کنم
اگر سؤال دیگهای دارید، از جناب سفیر بپرسید
خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتید
سناتور اولیویا پیترسون بودن از کالیفرنیا
که اخبار جدید از وضعیت رو ارائه دادن
[تماس ناشناس]
سلام
توی گاراژ من چیکار میکنی، اولیویا؟
من...
چیه؟
میدونی، این لحظه رو توی ذهنم
هزاران بار مرور کردم،
که اگه دوباره ببینمت چی بهت بگم
میدونی به چی رسیدم؟
کون لقت
هرچقدر میخوای سرزنشم کن
من پوستکلفتم. تحملش رو دارم
میتونی تحملش کنی. درسته؟
به اونایی که توی شبکه سیانان باهات مصاحبه کردن هم همینو گفتی؟
ببین من شخصیتِ واقعیت رو میشناسم، همونی که منو به گا داد
و من همه چیزم رو توی قندهار از دست دادم
آره
انگار همه چیزت رو از از دست دادی
به من گوش کن؛ خب؟
میدونم خیال میکنی توی قندهار چه اتفاقی افتاد
خیال میکنی مسئولیتش یجورایی به گردن منـه
ولی این فقط و فقط تصور توئـه
تو مرد بالغی هستی. به زودی هم میشی یه پیرمرد.
- اوه - آره وقتشـه بیخیال شی
گذشته رو کنار بذاری
- صحیح - اوهوم
- چی میخوای؟ - آره. کون لقش
نمیدونم چرا فکر کردم که میتونی کمک کنی
کمکت کنم؟ واسه کمک اومدی سراغم؟
اگه شش نفر با ماسک وارد اینجا بشن و
بخوان تو رو نفله کنن، من یکی که از جام جُم نمیخورم
باشه عوضی. منو فراموش کن
اگه برادرزادهات رو گرفته باشن، هیچ کاری نمیکنی؟
- چی داری میگی؟ - جولیا
- اونا بچهام رو گرفتن - کیا؟
بعد اینکه وزنه میزنم و گوشت قرمز میخورم،
فقط دلم میخواد یه ساعت کُص دوستدخترم رو بخورم
- یه ساعت؟ - آره، رگ خوابش همینـه
- عاشقشم - خیلی چندشآوره
تو کُص نمیخوری؟
چرا من هم کص میخورم، ولی نهایت 15 دقیقه
- 15 دقیقه؟ - 15
تازه اگه شانس بیاره
تازه باید مثلاً
تولدش یا روز یادبود کشتهشدگان باشه
یا سالگردی، مناسبت خاصی چیزی
روز یادبود کشتهشدگان؟
روز یادبود کشتهشدگان 15 دقیقه کصلیسی میطلبه؟
- دوستدخترت سرباز کهنهکاره - حامی نیروهای مسلحـه
اگه متوجه منظورم بشی
سلام
- چه خبرا؟ - سلام رفقا
در چه حالیم؟
به یه مشکلی خوردم
بگاییـه. یکمی هم خطرناکـه
ازتون میخوام یه کاری بکنید و
اگه بهم بگید برم گورم رو گم کنم...
- من یه برادرزاده دارم - بچهی سناتور
آره، یکی اونو دزدیده. گروگان گرفتنش.
- باید برم نجاتش بدم - کی اونو گرفته؟
هنوز نمیدونم
آخه چرا باید بگیرنش؟
اون روزنامهنگاره،
میخواد دنیا رو نجات بده، مشکل همه رو حل کنه
حدسم اینه که اونجا زیادی به سرنخ مهمی نزدیک شده و
رو مخ آدمای اشتباهی رفته
کجاست؟
ونزوئلا
کیر توش، داداش
اونجا اوضاع قاراشمیشـه
آره، بازار شامـه. خطرناکـه
نمیخوام بیعاطفه باشم، سروان،
ولی مطمئنی هنوز زندهست؟
نه، هیچ ایدهای ندارم
هرچند در این مورد فرقی نمیکنه رفقا
چون اون تنها بچهی برادرِ فوتشدهی منـه
اون همخون منـه. حواسم هست که پول هنگفتی گیرتون بیاد.
مسئله پول نیست لامصب
نه، اگه قضیه برای تو شخصیـه، من هستم
رفیق خودمی
من هم پایهام
خب حالا چی؟
حالا باید برم یکی رو ببینم
میشه بپرسم کیه؟
میدونی کیه
- یالا، یه چیزی بگو - من که چیزی نگفتم
نه، زود باش، بگو
مامانی زود برمیگرده. من همین روبرو ام.
هِدر، اونو به خواهرت هم بده
بذار اونم آیپد رو نگاه کن
خیلیخب
- سلام - سلام
میدونی که این روزا اگه
بچهها رو بیمراقبت ول کنی بری، زندانیت میکنن
- شوهرت چطوره؟ - کمک منو میخوای یا نه؟
چون توی سگمصب به من زنگ زدی و
من الان دو تا شیفت کاری دارم
اون دوتا تروریست توی ماشین هستن و
شوهرم داره میره سفر گلف
پس این کار رو فقط به خاطر اولیویا میکنم
بیا
گلف بازی میکنه؟
نمیری؟
گانر، ده سال از عمرم رو با تو از دست دادم
شغلم رو هم از دست بدم؟
اگه توی طبقهی هفتم بفهمن که
من با اینا از ساختمون خارج شدم،
کارم تمومه، چه برسه به اینکه دادمش به تو
- اولیویا میدونه؟ - البته که میدونه
پس چرا هیچی نگفت؟
نمیدونم
چند وقتـه اونجان؟
حدوداً از سه ماه قبل از تحریمها
وزارت دادگستری، سازمان. همه میدونستن قراره چی بشه.
میخواستن قبلش یکی از آدمای خودشون اونجا باشه
حتی اگه رومن باشه
- رومن جولیا رو گرفته؟ - فقط نگاهش کن، خب؟
- کیر توش - راستی، گانر
طبق آخرین خبری که شنیدم، دختره زندهست
- الو؟ - اولیویا کجاست؟
- کی هستی؟ - گوشی رو بده بهش لعنتی
اولیویا
گمونم باید اینو جواب بدی
- کیه؟ - نگفت
الو؟
کجایی؟
چرا بهم نگفتی رومن اونو گرفته؟
- چه اهمیتی داره؟ - چه اهمیتی داره؟
واسه این. نگاه کن
این سه دلیلش، واسه همین مهمـه
اصلاً این ماجرا واقعیـه؟
آره. بدجورم واقعیـه
چون جولیا عصبانیـه
راستش اون ازم متنفره
- اون... - اون ازت متنفر نیست
تو مادرشی. از دستت عصبانیـه
آره، از وقتی جیم مُرد، هیچ کاری نمیتونم بکنم که...
این شغل روزنامهنگاریش هم واسه تلافی کردن سرِ منـه
اون دختر خوبیـه. خودت میدونی.
من نمیدونم، اولیویا. میدونی چرا؟
چون ده ساله که ندیدمش
چون تو نذاشتی. واسه همین.
- اصلاً دلت میخواست ببینیش؟ - آره. آره
اون بچهی برادرمـه. البته
جولیا رفت اونجا چون از من تنفر داره
و اونا گرفتنش چون فهمید من چیکار کردم
چیکار کردی؟
قبل اینکه سال 2017 تحریمشون کنیم
مجبور شدم حضورمون رو اونجا دو برابر کنم
تا روسیها، ایرانیها و چینیها
نتونن کنترل منابع نفتیشون رو به دست بگیرن
به خاطر جلوهی بدش، نمیتونستیم با لباس نظامی وارد بشیم، واسه همین خصوصی رفتیم
من مورو و رومن رو به اینجا رسوندم
باشه. خب که چی؟
روند عادی عملیاتـه. خب که چی؟
مورو رو که میشناسی
به خاطر نفت با رژیم مادورو همکاسه شد و
یه عملیات صادرات راه انداخت و
برای محافظتش هم از کارتلهای مواد مخدر استفاده کرد
من فقط...
چیکار کردی؟
معامله رو با شرکت کیستون اویل جوش دادم
از طریق پاناما صادرش میکنیم و بعدش به آمریکا توزیع میشه
واو! واو!
- پای کلی پول وسطـه - آره
نوچههات از این قضیه خبر دارن؟
- نه - ماجرای جولیا رو چی؟
آره، باید توی اخبار «شب ملی» حضور پیدا کنم
تا همهشون رو راضی کنم
الان خیال میکنن که باندهای محلی مواد مخدر جولیا رو گرفتن و
من با همین دستفرمون جلو میرم
ولی گوش کن
من مطمئنم کار رومن بوده
- از کجا میدونی؟ - اون یه فیلم داره،
مصاحبههایی که همهمون رو محکوم میکنه
اون اسناد، ایمیلها و رونوشتهای قراردادهای نفتی رو داره
جولیا رومن، مورو و من رو سرِ بزنگاه گیر انداخته
رومن همه رو میخواد
با شناختی که از جولیا دارم، اون زیر بار نمیره و
وقتی اون زیر بار نره، رومن میخواد که تقصیرها رو من گردن بگیرم
که شاید وقتش رسیده باشه
ولی تو میشناسیش و محاله که
بذاره دخترمون زنده از اونجا بیرون بره
بیخیال رفیق. به خاطر جولیا
- به خاطر برادرت، جیم - آهای، آهای
لازم نیست تو قانعم کنی
که برم جون برادرزادهام رو نجات بدم. خب؟
از لحاظ سیاسی هر اتفاقی برات بیفته،
از ارادهی من خارجـه
اطلاعات حساب رو برات میفرستم
پول رو میزنی به حساب دوستام. فهمیدی؟
فقط دخترمون رو نجات بده
چه بلایی سر تو اومده؟
دنیس، امشب رو دیگه برو
- خداحافظ - دمت گرم
دنیس؟ یه ساعتِ کامل کُصش رو میخورم، دادا
شروع نکن لعنتی
این خیلی سختـه، گانر
رومن اونجا کار و بارش چیه؟ کوکائین؟
طلای سیاه
نفت، ولی اینطوری که خیلی پیچیدهتره
تازه باید یجور
تداخل ماهوارهای ایجاد کنیم
جدی؟ دنی کجاست؟
دنی هنوز توی اوکراینـه و با روسهای تخمی میجنگه
- یا خدا - پسرش چی؟
- اون بیعرضه؟ - نه، پسر خوبیـه
دنی چند بار با خودش آوردش
گفت پسره نابغهی کامپیوتره
- بهش اعتماد داری؟ - آره
همین کافیه؟
یه نفر رو توی ونزوئلا دارم، نیروی آماده به خدمتـه
قبلاً باهاش کار میکردم. خیلی کارش درسته.
اون ما رو میبره داخل
ظاهراً یه باند مواد مخدر محلی اونو دزدیده
آهای گانر، اونجا رو نگاه
داریم با دولت محلی همکاری میکنیم تا
هر چه سریعتر برگردونیمش خونه
- اون برادرزادهاتـه؟ - آیا میدونید...
داشته راجع به چی تحقیق میکرده که
منجر به دزدیده شدنش شده؟
نمیدونم
میدونم دخترم خیلی خوشگل و
مُرفه و تحصیل کردهست
که باعث میشه بهترین گزینه واسه آدمربایی باشه
دروغگوی لاشی
سلام. آره، بیا
- پول نقد آوردی؟ - ایناهاش
خیلیخب
این از موبایلهات، قفلش باز شده، جیپیاس نداره، غیرقابل ردیابیـه
رمزگذاریش در حد نظامیـه، خب؟
خودم ساختمش. بهتر از این گیرت نمیاد.
- به نظر ردیفه - خیلیخب
- نه نه - چه غلطی میکنی رفیق؟
- شوخیت گرفته؟ - همینه که هست
میدونی که این چیزایی که بهت دادم
دو سه برابر بیشتر از پولی که دادی ارزش داره
به نظر من که رایگانه
آهای داداش
پول رو بذار باشه
دست به کار شیم؟ یا خودت گورت رو گم میکنی؟
موبایلها رو هم بذار باشه
میتونی تن لشت رو ببری پای تلفن همگانی
- ماجرا تموم نشده، کسخل - بای بای، کونده
چه خبرا، گانگستر؟
- دیوی، رفیق - چه خبرا، متی؟
نباید همچین تجهیزاتی رو
دست همچین آدمایی بدی
- شرمنده - چه مرگته؟
میدونی، نمیدونم
بالأخره زندگی خرج داره دیگه
شماها چی میخواید؟
رقص دخترها یه ساعت دیگه شروع میشه
تو بهعنوان متخصص فناوری توی کاستاریکا خدمت کردی
سؤال بود؟ آره کردم
- آره. چطور؟ - دیوید!
دیشب یکی چاه توالت رو مسدود کرده
همه جا آب عنی ریخته!
تریکسی، تمیزش کن خب لامصب
به بقیه هم بگو بیان کمکت
اونا که خوب بلدن
رفقا، میشه از اینجا برید بیرون؟
من جلسه دارم، خب؟
در رو ببندید
آ...
پدرم رو دیدی، متی؟
نه، شنیدم توی اوکراین بوده
ولی، قبل اینکه بره
گفت یه مختلکنندهی ماهوارهای ساختی
آره. ردیفش کردم
ازت میخوایم دوباره انجامش بدی
همون ترفند، یه مکان دیگه
این واسه کیه؟
فعلاً نگران اونش نباش، رفیق
تجربهی جنگ داری؟
بیشتر عملیات شناسایی
اون خیلی لبخند میزنه. تو خیلی لبخند میزنی، میدونستی؟
اینجا از اون جور کلابها نیست
از اون مدلها دوست داری، برو «یلو بریک روود»
- اون طرف خیابونـه - بچه زرنگ
اونجا بری باهات حال میکنن، وست
خیلیخب، کار چیه؟ پولش چقدره؟
نجات یه غیرنظامیـه. میریم داخل و میاریمش بیرون.
باید جای پدرت رو پر کنی
- کار دنی رو انجام بدم؟ - آره
خب، مگه اینکه ترجیح میدی صبر کنی
اون یارو لاتینه با دوستاش برگرده
یا با تریکسی عنِ فاحشهها رو تمیز کنی
- کِی؟ - وسایلت رو جمع کن
دم در میبینیمت
وای لعنتی
بلدی چطوری ازش استفاده کنی؟
آره، کارم رو بلدم
اگه نمیخوای دستت رو کثیف کنی،
شاید بتونی توی کلاب
بهشون کمک کنی عن و گوهها رو تمیز کنن
کون لقت، رفیق. خودت مشتری ثابت اونجایی،
خودت میدونی که من مدیر اونجام
من جایی رو تمیز نمیکنم
بعلاوه، دخترا بهم گفتن چیکار میکنی
آره، ولی میتونم برقصم
آهای، مگه اینکه شما دو تا میمون
بلد باشید چطوری یه ماهواره رو مختل کنید،
پیشنهاد میکنم سر به سرش نذارید
- کم کسشعر بگید - رو چشمم، سروان
تابحال رفتی ونزوئلا؟
کاستاریکا رفتم. به نظر سرسبز میاد
پر از بیکینی و مارگاریتاست، بچه جون
عاشقش میشی
دیوید، از برادرزادهام چیزی فهمیدی که خودم خبر نداشته باشم؟
نه چندان. یه نگاهی به حسابهای فضای مجازی و وبسایتش انداختم
ولی همهی چیزای خوب رمزگذاری شدن
هر فیلمی که داره اونجاست
اون هم باهوشـه
شکستنش دو سال وقت میبره و
دیدم من تنها کسی نیستم که میخواد اون فیلم رو گیر بیاره
خب آخرین باری که برادرزادهات رو دیدی کِی بود؟
وقتی برادرم مُرد. میشه ده سال پیش، رفیق.
مادرش نمیذاشت ببینمش
ازش چی میدونیم؟
باهوشـه. فارغالتحصیل دانشگاه هاروارد، رشتهی علوم سیاسی
از همهجای دنیا خبر دسته اول تهیه کرده. کارش خیلی درسته.
بدجور موی دماغـه، رفقا
ما راه و رسم زندگی رو بلدیم، داداش
بیا. این آخرین چیزیـه که پست کرده
اینطوری موی دماغ آدمای خطرناک میشه،
من که شرط میبندم تا الان یکی کلکش رو کنده
نه. میس بگه زندهست، یعنی زندهست
حالا، اگه توی فناوری متخصصی،
پس چرا توی کلاب رقاصی کار میکنی؟
میدونی که چطوریه. واسه شهرت و ثروت.
پدرت قبل از هر مأموریتی همین رو میگفت
میدونم. به شدت هم احمقانهست
خدا کنه به اندازهی اون توی این زمینه تخصص داشته باشی
کون لقش. من خیلی بهترم
اونجا مشکلی که برات پیش نمیاد؟
لازم نیست نگران تو باشم؟
- نه، من ردیفم - جدی؟
- بله قربان - نزدیک من میمونی
انگار چیزی نمونده، رفقا
ببینیم حالا کیر کی کوچیکتره
- بازش کن - آره
این مختصات رو وارد کن
خیلیخب. چهار کیلومتر به سمت شمال
خیلیخب. این محل مهرهمون توی ونزوئلاست
اون قراره کمکمون کنه جولیا رو پیدا کنیم
- لعنتی. یه جای کار میلنگه - حاضری؟
آره، این خطها رو میبینی با خش برگشتن؟
- آره - یعنی توی آسمون دید دارن
آره. بدجور توی مخمصهایم
- خیلیخب. ردمون رو پاک کن - آره
تا چند ساعت دیگه که ماهواره
دوباره حرکت کنه، ردیفیم
خیلیخب، بزنید بریم
چی میبینی؟ لو رفتیم؟
نه، ردیفیم
- کل این مسیر امنـه - خیلیخب
اینجا دیگه چجور جهنمدرهایـه؟
احتمالاً کارتلها از این مسیر استفاده میکنن
چیزی نمیبینید؟
فقط قفسهی سینهی یه ونزوئلایی
چیزی نمونده برسیم. ادامه بدید.
- چیزی نمونده - آره، آره
اینجا دیگه کجاست، گانر؟
قرار بود خالی باشه
آره، شاید تولد 16 سالگی گرفتن
من هیچی نمیشنوم
متی و وست، شما از جلو برید
دیوید، تو میچسبی به من
- پشت سر من - باشه
برید
چه غلطا، رفیق؟
دستات رو نشون بده لامصب!
دستها! دستها!
مهمونی چطور بود؟
بهتر از اینا هم دیدم. دیگه داشتم میرفتم.
رفقا، با الگواپو آشنا شید. اون رابطمون توی ونزوئلاست.
راستش یه بار توی کاراکاس جونم رو نجات داد
دو بار
دیوید، وست، متی
اینجا چه اتفاقی افتاده رفیق؟
چه اتفاقی؟ دوستت مورو!
منظورت چیه؟
داره گندکاریش رو تمیز میکنه. نمیخواد کسی زبون وا کنه.
اونی که اونجاست، اسمش فلیکس نیدینـه
معاون سابق شرکت «پترولئوس دی ونزوئلا»
همون شرکت نفتی
یه شرکت نفتی که مالکش دولتـه
اون یکی، ناتالیا، همسرشـه
و گمونم از جلوی دخترشون هم رد شدید
همونجا دم در ورودی
- دیروز تولدش بود - دیدید گفتم؟
تولد 16 سالگی
آره، اینجا به گای سگ رفته
چه جورم
میدونی، دههی هفتاد که روسها شروع کردن...
آهای، روسیها به تخمم هم نیستن
همینطور ونزوئلاییها، پول و نفتشون
به کیرمم نیست. من سیانان تماشا نمیکنم داداش
فقط به یه دلیل اومدم اینجا
برادرزادهام رو زنده
از این جنگل کوفتی خارج کنم و ببرمش خونه
شورشیها گرفتنش
چی داری میگی؟ کدوم شورشیها؟
شورشیها، کارتلها، نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا، القاعده، حزبالله...
اینجا که همهشون سر و ته یه کرباسن
الان همه واسه ژنرالها کار میکنن، «کارتل دلوس سولس»
برادرزادهات اومد اینجا و
دنبال یه افشاگر میگشت
یه نفر رو هم پیدا کرد. نتیجهاش شد این.
جولیا؟ اینا زیر سر اونـه؟
دیگه مهم نیست
ولی دارن میبرنش به مقر کیستون
من که میگم زودتر بریم اونجا
تا کاری که خودتون میدونید رو نکردن
کیک خوشمزهست؟
خشکـه
کار موروـه؟
آره، محلیها این بلا رو سر آدمای خودشون نمیارن
وایستید
تو خوبی؟
خوبه، نه؟
گاهی شانس میاری
گاهی هم نه
بفرما
میدونی که باید
واسه عبور ایمن از قلمرو من، پول پرداخت کنی
البته که میتونی از مامانت بخوای پولش رو بده
تو رو میشناسم
میدونم اهل کجایی
تو توی رفاه بزرگ شدی،
لای پر قو،
بعد اومدی جایی مثل ونزوئلا و
میخوای جون بقیه رو نجات بدی، میخوای مشکلات رو حل کنی
باعث میشه حس کنی مهمی، بهت حس هدفمند بودن میده
ولی آرمانگراهایی مثل تو
متوجه نیستن که اعمالشون عواقبی هم داره
یه فیلم توی این گوشیـه. رمزگذاری شده.
ازت میخوام بازش کنی
نه. نمیتونی مجبورم کنی
اینجا ونزوئلاست. هر کاری عشقم بکشه میکنم، جیگر.
دوباره ازت میخوام. بازش کن.
الان لرزیدی، کوچولو؟
کیکو
میخوای جون بقیه رو نجات بدی؟ یه تکونی به دنیا بدی؟
الان فرصتش رو داری
بلوف میزنی
دست از پا خطا نمیکنی
کیکو
هنوز اینجاییم و قفل تلفن باز نشده
- همونی که میدونی رو بیار - بله، ژنرال
اونجا رو نگاه
ببین کی اونجاست
میتونیم کل شب به این کار ادامه بدیم
- کیکو - وایسا
باشه. خیلیخب
بفرما. دیدی؟
یه تکونی به دنیا دادی
تو یه قهرمانی
دنیا رو تغییر دادی
همه چی مرتبه، عزیزم
اینجا امن و امانـه
کاملاً امنـه، سروان
خیلیخب. وست، یه موقعیت مرتفع پیدا کن
شما دو تا باهاش برید. گواپو، تو با من بیا.
تکون بخورید
- آهای دیوی؟ - ها؟
تابحال ترتیب دخترای کلاب رو دادی؟
نه، رفیق
چرا نه؟
- شغل مامانم همین بود - پاتوق مامانت؟
الان داری مخم رو میترکونی
یعنی میخوای بهم بگی که «دنی عقلکل»
یه رقاص رو به همسری گرفته؟
مامانمـه ها
چطور من خبر نداشتم؟
پس توی اوکراینـه، ها؟
آره، همین رو شنیدم
این تغییرت میده، رفیق
مهم نیست کی هستی
سعی کردم زیاد سنگینش نکنم
ولی موقع خواب میاد سراغت
کابوسهای واقعی
کسشعرای ترسناکی که دست از سرت برنمیدارن
یه موقعی هست که بیدار میشی و
فرق بین واقعیت و
کابوس رو نمیدونی
بابات توی همچین جایی گیر کرد
از اون موقع ندیدیمش
پدرت سرباز خوبی بود
بهترین متخصص فناوری که به عمرم دیدم
اتفاقی که براش افتاد تقصیر خودش نبود
و صد البته که تقصیر تو هم نبوده
«دیجــــی موویـــــز»
این دیگه چیه؟
این شکنجهگاه مخفی کیستونـه
اونا از کارتل، انقلابیها و مزدورها آدم دارن
هر خبری که هست، مهمـه
اگه برادرزادهات رو جایی نگه داشته باشن، همینجاست
دارن مهاجرها رو از قسمت شمالی جابجا میکنن
میبینیش؟
نه، منفیـه
خیلیخب، ما این پایین حاضریم
دریافت شد
بریم سر وقتش
اونا کل این محدوده رو قرنطینه کردن. جولیا اینجاست.
دریافت شد
بیرون 11 نفر رو شمردم. داخل هیچ فعالیتی نیست.
دو نفر توی ضلع شمالی پشت محوطهی نفتی
مهاجران رو به اونجا هدایت کردن
دیروقته. بیاید بیدارشون نکنیم
قتلهاتون رو بی سر و صدا انجام بدید
تازهوارد، تو پشتسرش میری. راه بیوفتید
دریافت شد
چیکار کنیم؟ - ...از سمت شرق -
هیچ میدان دیدی ندارم - شما دوتا برید چپ -
من میرم راست. قتلهاتون رو بی سر و صدا انجام بدید
مطمئنی میخوای انجامش بدی؟
بریم دنبالش
شروع کن
دریافت شد
شب بخیر بگو، مادرجنده
یک
«دیجــــی موویـــــز»
حالا. مراقب پشتم باش، داداش - دارمت -
دیگه بایبای، جنده
سمت چپ امنه
سمت راست امنه
.یه هدفِ پشت قفسه دارم محموله رو میبینم
یکی دارم که ده متر از قفس فاصله داره
بابت اون یکی شرمنده، جی
بچه رو بده بهش
بچه رو بده بهش و باهام بیا، جولیا
جولیا، منم
نگام کن، جولیا
.بچه رو بده بهش بچه رو بده بهش
.نمیتونم ببرمشون نمیتونم اونها رو ببرم
نگام کن. نگام کن عزیزدلم
نگام کن - نه -
وقت زیادی نداریم. نمیتونم اونها رو ببرم
نمیتونم بدون اونها بیام
!بچه رو بده بهش - بدون اونها نمیام -
لطفاً؟
کیر توش
بریم، یالا
همهچیز خوبه، بیاید باهاش بریم
بریم - بریم -
برید، برید، برید
کاپ، داری چه غلطی میکنی؟
خود کوفتیم هم نمیدونم
از این گهدونی خارجمون کن، مرد
دریافت شد. دارمت
زودباش. چی میبینی؟ - باشه. یه لحظه صبرکن -
زودباش - یه لحظه صبرکن -
داره بالا میاد - هیس، هیس -
گه بزنن - چیه؟ -
این همه رد گرما رو میبینی؟ همهاش اطراف ماست
خصوصاً جنوب
ریدم توش - آره -
باشه
یکیشون بهم گفت از یه اردوگاه ربوده شدن
اینی که اینجاست - چقدر دوره؟ -
یه مسیر 20 ساعته است
لعنتی - گانر؟ -
میخوام ساکت نگهشون داری، باشه؟ و آروم
،خارجشون میکنم ولی تو باید کمکم کنی
باشه؟
باشه - نقشه چیه، کاپ؟ -
،میخوایم این مردم رو به جای امن ببریم
و گورمون رو از این کشور گم کنیم
باشه؟ همهمون
راه بیوفتید
همگی صف بگیرید، یکم پیادهروی میکنیم
گانر لاشی
قربان، یه لحظه وقت دارید؟ میخوام این رو ببینید
،پوکهی افغان، نوکِ تقویتشده
ساختِ کسیه که میدونم توی میامی تشکیلات ترابری داره
و حدس بزن چی؟
گانر میره سراغش
دختره رو گرفته
به نظرت چطوری میخواد از این وضع خارج بشه؟
،خب، ممکنه پشتیبانی هوایی داشته باشه
...ولی با وجود نارکوها، فارک و شورشیها
،که هر روز تغییر موقعیت میدن ...تقریباً غیرممکنه
که یک نقطهی استخراج مشخص کرد
...ولی قربان، حقیقتش
فکر نکنم هنوز نقشهی خاصی داشته باشه
فکر کنم نقشهاش این بود ،که فقط وارد بشه، دختره رو بگیره
و بقیهاش رو گاوچرونی پیش بره
حالش خوبه؟
نمیدونم
باشه
هی، خوبی؟
خطری بود، ها؟
میخوای ازم چیزی بپرسی؟
آره، نمیدونم
...آخه اومدی اینجا
،میخوای تغییرات ایجاد کنی
و بهم گفتن یه فیلم دستت داری
فیلم چی بود؟
آخرین بخش از داستانی بود که داشتم روش کار میکردم
ولی دیگه از بین رفته
.خب، از کجا معلوم شاید بتونیم پسش بگیریم
باشه
کسخل احمق
گه توش
دهنشو
روبراهی؟
شدیم مثل بنیاد خیریه
،آخه جریان برادرزادهات رو درک میکنم
ولی کل روستای کیری؟
منظورم این بود که گرمته یا چی
...کار درست بود، اما
اما چی؟
مطمئناً کار اشتباهیه
زودباش
این دیوانگیه
برو
اینجا رو باش
نقشه چیه، جی؟ - هنوز نمیدونم -
دیوید، بیا اینجا
.باهام حرف بزن وضعیت چیه؟
منطقهی خیلی فعالیه
.و اینجا، اینجا و اینجا هستن همهجاست
باشه
گانر، این مرد میخواد باهات صحبت کنه
خب این یارو یه سرباز سابقه
میگه میخواد به هر شکل ممکن کمک کنه
ازش بپرس چطوری از این خرابشده فرار کنیم
استخراج، به یک کشور دیگه
لوئیس
خب لوئیس یه پسرعمو داره ،که نزدیک کاراکاس یه قایق داره
و یه راهی هست که میدونی، به اقیانوس برسی
.همونه میتونه با ونش ما رو ببره
بهش اعتماد داری؟
عمراً. ولی چه چارهای داریم؟
باشه - باشه؟ -
باشه. ممنون
یکم غذا میخواید؟ یکم آب - یکم آب بگیر -
به این افراد غذا بدین - بله -
اون ون رو بررسی کن - بله قربان -
باشه مرد
میخوای جایی برسونیمت؟
نه بابا. مأموریت رو کامل میکنم
ازت خواستم کمکم کنی ،تا برادرزادهام رو در بیارم
تو هم انجامش دادی، برادر
،آره، قرار بود برادرزادهات رو برداری و بری
،که اون همه آدم رو از اونجا نجات دادی
پس فکر کردم به یه ورت هم نیست
به کسی نگی - نمیگم -
دیگه پول ندارم، گواپو
پول بیشتر نمیخوام
بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم
داری باهاش شورش در شهر بازی میکنی؟
نه
...ولی راستش یه بازی خیلی باحاله به این نام
چندتا قانون میتونم زیرپا بذارم ...بدون اینکه دستگیر بشم
وقتی میخوام دادهی از دست رفته رو بازیابی کنم
بگا رفته
یعنی چی اونوقت؟
فیلمش، حذف شده. میخوام برش گردونم
میتونی فیلمش رو پیدا کنی؟
تلاش که دارم میکنم
واقعاً؟
عجب
هی گواپو
آخرین باری که کاراکاس بودی کِی بود؟
احتمالاً وقتی تو رو نجات دادم
دیگه نمیرم اونجا
عوض شده
الان جای تاریکیه، مرد
قبلاً قشنگ بود
مردم خوشبخت بودن
،بهش میگفتیم لا تیِرا دی گراسیا
سرزمین فیض و برکت
حالا خطرناکترین مکان دنیاست
خودت میبینی
تو
کجا رفتن؟
کجا رفتن؟
نه؟ ها
دوباره ازت میپرسم
ها؟ فهمیدم
آدم مغروری هستی، ها؟
خیلیخب. باشه
عجب
خانم، لطفاً بچه رو بده بهش
خانم، چیزی نمیشه
چیزی نیست. چیزی نیست
چیزی نیست. چیزی نیست
چیزی نیست
دیدی؟ دیدیش؟
حالا همه فهمیدن؟
گلولهی بعدی به بچه زده میشه
فهمیدین؟
پس مامانم بالأخره غرورش رو قورت داد و درخواست کمک کرد؟
یهو بعد از ده سال اومد درِ خونهام
میدونی اینجا چیکار میکنه، درسته؟
یه سری از کارهاش رو میدونم
...با یه سری آدمهای خیلی بد
درگیر کارهای ناجوریه
اون آدمهای بد رو میشناسی؟
بعضیهاشون رو میشناسم
قبلاً تو جناح درست بودن
لعنتی. دست بردار
کدوم جناح کوفتیِ درست؟
...من از وقتی اینجا بودم
کلی کثافت و فساد دیدم
هیچ نیمهی روشنی نیست
خب، به من مربوط نیست
،علیرغم اینکه چه حسی به مادرت دارم
...اینجا فقط یه چرخدنده
توی یه تشکیلات بگاییه
اون خانم باهوشیه
،خیلی باهوشه ولی اونقدرها باهوش نیست
نمیدونست اینجا داره خودش رو درگیر چه کاری میکنه
از اونش مطمئنم
...و قاعدتاً نمیدونست
قراره تو درگیرش بشی
میون شما دوتا چیشد؟
و چرا نیومدی دیدنم؟
،وقتی پدرت فوت کرد
یه بخشی از وجودم مُرد
همهچیز بهم ریخت. همهچیز
و مامانت نمیخواست دیگه ببینمت
منم به حرفش گوش کردم
...من
هر روز عمرم از بابتش پشیمونم
،میدونم از دستش عصبانی هستی ،و میدونم ناامید شدی
ولی علیرغم حسی که داری، مادرته
خیلی خیلی دوستت داره
میدونم
پشمام بچهها، پیداش کردم
یعنی چی؟ - مصاحبه رو -
چطوری؟
،نمیخوام به کسی تو این ون توهین کنم
...ولی اگه حتی شروع به توضیح دادنش بکنم
هیچکس اینجا متوجه نمیشه
.ولی دارمش درست اینجا جلومه
،یه سری از رمزنگاریهاش رو باید درست کنم
ولی فیلمه اینه، درسته؟
آره، خودشه. همونه
نمیخوای نگاش کنی و مطمئن بشی؟
دیگه لازم نیست ببینمش
نیاز ندارم
بذار ببینم. باشه
فِده، بهشون بگو داریم میریم
همین الان داریم میریم
الان داریم میریم. میریم
فه، بهشون بگو داریم میریم
فقط بهشون بگو قراره بریم
پشمام
دارن از مادرت حرف میزنن
رومن و مورو هم هستن، کاپ
کل این ماجرا درباره اینه، ها؟
آره
داستانت رو پس گرفتی
حالا باید تصمیم بگیری میخوای باهاش چیکار کنی
داره کجا میره؟
میگه میخواد کارهای قایق رو بکنه
نمیدونم
دنبال کسی میگرده
از این وضع خوشم نمیاد
اینجا کیری تو معرض خطریم
میگه امشب اینجا میمونیم
نه نه، میخوام امشب به قایق برسیم
باشه، باشه
میگه شهر تو جنگه. دروغ نمیگه
میگه باید شب رو اینجا بگذرونیم
فردا اول صبح میریم سراغ قایق
میگه اینجا مال خانوادشه
تصمیم خودته
بهش بگو بهتره واقعاً درست بگه
مطمئنی؟ - نگران نباشید اینجا امنه -
بریم
باشه، گوش کنید
،فردا اول صبح
به سانتا اینز میریم، ده کیلومتری شمال اینجاست
یه قایق منتظرتونه
باهاش به کوراسائو برید
خوبه - باشه -
یکم استراحت کنید - خدافظ -
کجا داره میره؟
توی اتاق کناری میخوابه
نه. نه، اینجا میخوابه
باشه، شماها اینجا بمونید
من و گواپو تختهای اون پایین رو بر میداریم
نگهبانی اول با من، کاپ - باشه -
یکم استراحت کنید
...هی، میشه من
نه، مسئلهای نیست
مراقب دستهات باش، داداش
،شماها، پسر
همهتون یه قماشید
،شماها، بابام
فقط یه مشت غارنشین هستید
فقط میخواید انفجار درست کنید و با کیرتون هلیکوپتری بزنید
هی، شماها بچه دارید؟
نه - نه؟ -
احتمالش هست. هیچی تأیید نشده
باشه
بهتره همونجوری بمونه
چرا اینقدر حساس شدی؟
فقط داریم اذیتت میکنیم، پسر
آره، آره - آره -
مطمئناً پسرِ دنی هستی
مطمئناً پسرِ دنی هستی
کجا میری؟
.میرم بشاشم میخوای کار رو برام نگه داری؟
زود برگرد لاشی
از اون بچه خوشم میاد
ساکت باش
میخوای از ونزوئلا بری
.تو فقط یه پسربچهای ولی فکر میکنی مرد شدی
هنوز از داخل زردی
بدون دعای خیرشون نمیذارن بری
میبینی؟ ما رو تحتنظر دارن
هوای اونها رو نفس میکشیم
به نام خدای متعال
از آتشهایی که اینجا زندگی میکنن نجاتت میدم
...از شاتگانها... چاقوها
شرّی که درست زیر ناخنهای شهرمون ساکنه
دیوید
جولیا، حالت خوبه؟
!من اتاق رو میگیرم - !من راهرو رو -
!ببرشون بیرون
باید گورمون رو از اینجا گم کنیم
زودباش - زودباش رفیق، یالا -
هی هی هی. بیا اینجا - زودباش -
بریم. برو، برو
زودباش، برو - !برو برو برو -
!برو! برو
!برو برو برو. گمشید بیرون
!برید، برید
!بریم، بریم، بریم
!برو
!زودباش - !بریم، بریم -
یالا، یالا
.مراقب پشتت هستم درست پشتسرتم
!باهام بمون. پشت سرم بیا
!برو
!کسکشها
عزیزم، بزن بریم، یه بار دیگه
!کون لقت
بریم - بریم، بریم -
!بریم، راه بیوفت
همهچیز روبراهه
کسی دیگه تیر خورده؟
خوبی؟ - اوهوم -
هرکسی دیدین یه تهدید کیریه
،این مردم وسط جنگن
ما هم الان توش هستیم
،به محضی که خورشید بالا بیاد
در معرض قرار میگیریم و بگا میریم
مکان استخراج سن اینزه. رو نقشه ثبتش کن
...انگار
،یه پل عابرپیاده اون سمت هست
که ما رو درست به قلب شهر میبره
تنها راه برای رسیدن به مکان استخراجه
باید مستقیم ازش عبور کنیم
جولی و دیوید، شما وسط بمونید
من با وست جلو میوفتم
گواپو هوای پشت سر رو داره. بریم توی آب
بله قربان
!گواپو، سمت راست
برو راست، برو به سمت پل. برو
!برو، برو
امنه - بریم، بریم -
!برو، برو
اوضاع چطوره، سرگرد؟ - ده دقیقه فاصله داریم -
دریافت شد. گانر و دختره چطور؟
دختره پیششه - فرار کرد؟ -
در حال حرکتن
اوضاع چطوره، متی؟
کاملاً خوبه، قربان
ممنون که پرسیدین
...نه، خوشحالم که سرگرد تونست
این تجدید دیدار رو ترتیب بده
باعث افتخارمه
بهش گفتم زنده نگه داشتنت ،وقت هدر دادنه
که به حرف نمیای
ولی حالا رسیدیم به اینجا
ولی برام مهم بود که بدرقهات کنم
خیلی لطف کردی، قربان
،متی، میدونی قراره کار خودشون رو بکنن
پس فقط یه دلیلی بهم بده که بتونم باورش کنم
چیزی ندارم بهت بگم، قربان
متی
بیخیال مرد
،متی
الان بهم گفتن میخوان از ساحل سن اینز فرار کنن
ساحل. از ساحل خوشم میاد
خدافظ متی - هی، قبل از اینکه برید -
فیلمه رو دیدم
،باید بگم فیلمبرداریش یکم لرزش داشت
درسته
آره، میدونیم این پایین چیکار میکنید
!کس ننت! کس ننت
!مادرتو گاییدم
بچهها، قراره از اینجا بزنیم به چاک
میخوام از شما دورشون کنم
توی آب همدیگه رو میبینیم، باشه؟
متی چی میشه؟
متی از دست رفته، برادر
میخوام به تمام حرفهایی که بهت میزنن گوش کنی
فهمیدی؟
یادته چطوری از این استفاده کنی؟
مطمئنی؟ - آره -
باشه، دختر خوب. چیزیت نمیشه
مراقبش باش
باشه؟ روت حساب کردم
بهت افتخار میکنم
خوبی؟ - واسه شهرت و ثروت -
هی، صبرکنید
گوش کنید، شما دوتا، نزدیک بمونید
اگه لازم نبود شلیک نکنید
فهمیدم - فهمیدین؟ -
بله قربان - کیری ساکته -
قراره بیان
بیاید گورمون رو از اینجا گم کنیم
!برو برو برو، حرکت کن
!کیر توش
خوبی؟ - آره، آره -
خوبی دیوید؟ مُرده؟
اون لامصب مُرده؟ - آره -
باید به حرکت ادامه بدیم - باشه، بریم -
بریم. برو، برو، برو - برو -
برو
هی دیوید، بگو کدوم گوری هستیم
خدای من
حالت خوبه؟
.آره آره آره از بدنم خارج شده
،فقط دو کیلومتر به سمت شمال میریم
بعدش به آب میرسیم
تو خوبی؟ - آره -
بریم
!هی، هی، هی
!آرپیجی! آرپیجی
خوبی. خوبی؟
زودباش، یالا، یالا
!بریم
[بوی آزادی میده]
گانره. داره یه کاری میکنه رد دختره رو گم کنیم
.آماده است که بمیره کمکش کن به خواستهاش برسه، سرگرد
کجا داری میری؟
به افرادش بگو دست نگه دارن
هی گانر
دارم میام داخل
تنهام. مسلح نیستم
قول میدم
،اگه حرکتی بزنی بهت شلیک میکنم
خیلی وقت شده، برادر
سالهای زیادی گذشته
،خب این دختره
واقعاً درگیرت کرده، ها؟
واقعاً امیدوارم کس خوبی داشته باشه
...اون دختر
برادرزادمه، لاشی
برادرزادهات؟ - برادرزادهام -
وای، پشمام
واقعاً دنیای کوچیکیه، نه؟
کاری که داری اینجا میکنی کیریه، سرگرد
کیریه؟ - حسابی کیریه -
واسه اون نیومدم
به من مربوط نیست - آره؟ -
،خب به خودت ربطش دادی
درست مثل قندهار
و کل چیزی که ازش یادگاری داری ،سهتا جای زخم گلوله
تو مرکز بدنته
.اطرافت رو ببین، جی جایی واسه رفتن نیست
قضیه اینجا تموم میشه
من جایی نمیرم
...چون از وقتی اون تیرها رو
،به سینهام شلیک کردی
تو فکر این روز بودم، سرگرد
من آوردمت اینجا
اینجا ولت میکنم
وای
روز سختی بوده، گانر
چطوره یکم بخوابی
هی بچهها
خوبی؟ - آره، آره -
آب درست پشت اون ردیف درختهاست
پس باید حرکت کنیم
من میمونم، داداش
اینجا خونهی منه
هی، حتماً از اینجا خارج بشید
باشه
اطراف میبینمت، بچه
بریم
بخوابید
!برید
اینجا بمون و پوششم بده
!کیرم تو دهنت
پشت سرم بمون
دهنشو
!نه نه نه
!هی بچه
بچه، نگام کن. خوبی؟
هی، نگام کن، خوبی؟
نگام کن
هی، رو دستم نمیر لامصب
هی وست. کوچولوئه نجاتت داد
آره، خبر مرگت نجات دادی، داداش
روش فشار بذار - باشه -
.روش فشار بذار هی، دارمت
الان بر میگردم. بر میگردم
جولیا
جولیا! کیر توش
،گاهی شانس میاری گاهی نه
قراره تو خوابت ببینیم
توی خوابت
!به مادرت بگو
گواپو، کجان؟
.درست پشت درخت آب همونجا بود
همهشون؟ - همهشون -
آفرین مرد خوب. آفرین
زودباش. بریم
دارمت. زودباش
نه نه، هی، منم که نجاتت میده
زودباش مرد. یالا - هی -
من میمونم
مطمئنی؟
ممنون
تا حالا لقبم رو بهت گفتم؟
فکر کردم لقبت گواپو هست
نه، لاشی
گواپو اسم واقعیمه
گواپو فرناندز
...لقبم اینه
هنوز اسپانیایی بلد نیستم، پسر
معنیش چه کوفتیه؟
کیر کلفت
گمشو برو
خدافظ
هی، دمت گرم
خوبید؟ خوبید؟
چقدر بده؟
خارج شده، ولی گندش بزنن
ساحل خیلی قشنگی نیست، گانر
آره
بلندش کن
زودباش
خیلی ممنون
قایق قراره راه بیوفته
بگیر
میخوای باهاش چیکار کنی؟
میخوام یه حق انتخاب بهش بدم
یا خودش حقیقت رو میگه، یا من میگم
باشه. پخش زنده تا سه، دو
،سناتور پیترسون
میتونید بگید چرا ما رو به خونهتون دعوت کردید؟
...خب، اخیراً از جایگاهم
به عنوان سناتور ایالت کالیفرنیا استعفا دادم
،اشتباهاتی داشتم ...و نقشهام اینه که جبرانشون کنم
حالا که دخترم به خوشی برگشته خونه
،و اشتباهاتی که گفتید
...ادعاهای فساد
در مورد صنعت نفت و بنزین در آمریکای جنوبی
...خب، رویههای قانونی به جریان میوفته
و به ادعاها رسیدگی میشه
...و حاضرم
...هر مجازاتی که در نتیجه به عمل بیاد رو
،قبول کنم
برای اینکه اتفاق بیوفته
،و دخترتون
چه حسی داره که برگشته؟
خیلی خوشحالم که دخترم اومده خونه
آره
و جولیا، چه حسی داره که خونه باشی؟
حس خوبیه که خونه باشم
ترجمه از: امـیـر و امـیـرعـلـی H1tmaN & illusion
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.