Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مووی کاتیج، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده MovieCottage.com
[سال ۱۹۵۹]
مترجم: «محمد سید» MohammadSeyyed
دختر کوچولوی خودمی!
یه روز ستارۀ کلیسا میشی.
اینطور فکر میکنی؟
اگه خودت بخوای، آره.
میخوام مثل تو بشم، بابایی.
[حضرت عیسی، سرور من است]
پس باید خیلی زحمت بکِشی.
حتماً. هر کاری لازم باشه میکنم.
خوبه. همیشه چی میگیم؟
زندگیای رو نمیپذیرم که درخورم نیست.
از تهِ دل موعظه کن، وگرنه محقق نمیشه.
زندگیای رو نمیپذیرم که درخورم نیست.
درسته، ماکسین.
خیلی خوب بود.
[در این صنعت، مادامی که بهعنوان یک هیولا شناخته نشوی، ستاره نمیشوی]
[بتی دیویس] (یکی از اولین زنانی که جایزۀ اسکار گرفت)
صبح بخیر.
خب، ماکسین.
مدیر برنامههات میگه
توی صنعت فیلم و سرگرمیِ محتوای بزرگسال خیلی سرشناس هستی.
- درسته؟ - بله، خانم.
کنجکاوم بدونم...
همیشه دوست داشتی توی اون حیطۀ کاری باشی؟
همیشه دوست داشتم مشهور بشم.
پس اگه اشکالی نداره، میخواستم بپرسم...
چرا اومدی اینجا تا توی این پروژه باشی؟
خب، سقف آرزوهام بلندتر از این حرفا بود.
اگه واقعبینانه به قضیه نگاه کنیم، پورن فقط تا یه حدی میتونه منو ببره بالا.
چند وقت دیگه ۳۳ سالَم میشه
و توی پورنهای خشن
زنها مثل نون، بیات میشن نه اینکه مثل مشروب، جا بیفتن.
هنوز به جایی که میخوام نرسیدم.
یه زندگیِ خوب میخوام.
با خودم گفتم شاخههای بازیگری فرقی با هم ندارن.
مگه چیام از اون بلوندهای دیگهای
که فیلم بازی میکنن کمتره؟
این لهجۀ واقعیـته؟
بله، خانم.
پس بذار یه تستی ازت بگیریم، باشه؟
ماکسین مینکس، فیلم «پیوریتن ۲»، شروع!
اگه لازمه یه نگاه به متنی که بهت دادیم بندازی
- راحت باش، خب؟ - دیالوگها رو حفظم.
«ورونیکا واردِ خونۀ بینقصِ بیرونِ شهریِ خودش
که به سبک دهۀ ۵۰ میلادی ساخته شده میشه.»
«میفهمه یه جای کار میلنگه. همیشه همین بوده.»
«رو به دوربین میکنه و با ضربۀ روحیای که دیده
مستقیماً با لنز دوربین صحبت میکنه.»
شاید باورش سخت باشه، ولی عین حقیقتـه.
من شیطان رو دیدهام
که مثل شبحی از گذشتهها افتاده دنبالم،
توی خوابهام اذیتام میکنه،
یا توی کابوسهام.
حس میکنم قدرتش در درونم
داره به یه چیز انتقامجویانه و شرارتآمیز...
تبدیل میشه،
و مجبورم میکنه دست به جنایتهای وحشتناکِ افتضاح بزنم.
هر اتفاق ترسناکی که ۳۰۰ سال پیش اینجا پیش اومده
هنوز تموم نشده.
شیطان برگشته
تا تقاص بزرگترین گناهام رو ازم پس بگیره:
گناهِ زندگیکردن.
عالی بود.
ممنون.
میشه تاپات رو در بیاری
تا سینههات رو ببینیم؟
آره، چرا که نه؟
پاشید برید خونههاتون...
چون من گُل کاشتم!
آهنگ Undercover Of The Night از گروه The Rolling Stones
[کالیفرنیا - ماکسین]
[سال ۱۹۸۵]
[هالیوود]
نذارید کسی بهتون بگه
که بهترین روزهای آمریکا دیگه گذشته.
...لحظاتی پیش، تیرانداز خودش رو تسلیم...
توقیف محمولۀ کوکائینی که...
حداقل ۲۰۰ میلیون دلار ارزش دارد.
شبیه به صحنهای از...
یه فیلم ترسناکِ قدیمی میمونه اما با یه پیچش داستانیِ مدرن.
پلیس لسآنجلس در ابتدا فکر میکرد
که قتلِ یک زن جوان،
عمل خشونتآمیز مجزایی بوده، اما اکنون...
به این باور رسیدهاند که...
به مجموعهای از ضربوشتمهای گسترده مرتبط بوده
و قاتلی بهنام «شبگرد» مرتکب آنها شده.
شبگرد.
- شبگرد. - شبگرد.
...مراجع قانونی، همچنان به دنبال او هستند.
واقعیت ماجرا اینه که هالیوود به فروش گناه میپردازه.
[موج جدیدی از سانسورها]
عبارتهای خلاقانۀ بهخصوصی هستند
که ظرفیت اون را دارند که روحهای خبیث...
[ترانهای که منجر به خودکُشی شد]
بهعنوان واسطه، از طریق اونا وارد عمل بشن.
[صدای قربانیها شنیده نمیشود]
سردمداران عرصۀ فیلم و موسیقی...
[بچۀ شما قربانی بعدی است؟]
از این اتفاقها و نیز از پروندههای قضاییِ اخیر وحشت کردهاند.
آلبوم «باران ارغوانی» رو برای بچۀ ۱۱ سالهمون خریدم.
نمیدونستم به «دارلینگ نیکی» اشاره میکنه. (توی یکی از آهنگها، خواننده میگه این اغوام کرد)
حس کردم زشت و زنندهست.
من «دی اسنایدر» هستم. (خوانندۀ معروف) ازم خواسته شده بیام اینجا
تا دیدگاهم رو دربارۀ این موارد اعلام کنم:
«موضوعِ محتوای برخی از آهنگهای بهخصوص
و پیشنهاداتی برای برچسبگذاریِ پکیجهای موسیقی
برای هشدار دادن به خریدارهای آتی...
برای محتوای صریحِ جنسی...
یا محتوای توهینآمیز محتمل دیگر.»
[ «فرود لخت» ]
[هر هفته با میانوعدههای یکشنبه با ما باشید]
آه! وای خدا، آره!
سلام ماکسین!
حواست به کار باشه، امبر. دیگه چیزی نمونده.
سه تا پوزیشن قبل هم همینو گفتی.
به محض اینکه «فرانکی لاو» تصمیم گرفت ارضا بشه
منتظرت هستیم، باشه؟
- دارم سعیام رو میکنم، پسر. - ایول! آره!
پلیسِ «آرکادیا»...
وارد صحنۀ جرم مخوف شد
و قربانیِ دیگری از «شبگرد» پیدا کرد.
ماهیتِ شرورانه و ظاهراً تصادفیِ این کُشتارها
این سؤال را برای بسیاری از ساکنین لسآنجلس پیش آورده...
که قربانی بعدی چه کسی است؟
یا حضرت عیسی، مریم و یوسف!
انقدر براش سخته که منو بکنه؟
یک ساعت پیش باید «تولوکا لیک» میبودم. (محلهای در لسآنجلس)
«شِپ» این آماتورها رو از کجا پیدا میکنه؟
امشب یه مهمونی توی محلۀ «هالیوود هیلز» هست. میای؟
کلی آدم مایهدار هم میاد.
نمیتونم. باید برم «شو ورلد».
ضدحال! چیزی بجز کار کردن نمیشناسی.
تا جَوونام باید کار کنم.
من مثل تو دهاتی نیستم.
بهترین جراح پلاستیک بالاشهر رو پیدا میکنم
تا جَوونیام رو تنگ کنه. (منظورش واژنشه)
ارزون نیست.
اگه جراحه شوهرم باشه، ارزونه.
موفق باشی.
♪ تمام نیازها و فانتزیهات رو برآورده میکنم ♪
- بله؟ - مدیر فوقالعادۀ برنامههات...
یعنی «تدی نایت»، باهات کار داره.
- خیلیخب. - یه لحظه صبر کن.
- ماکسی! - بله؟
حالت چطوره، دختر جون؟
داره دیرم میشه.
دنبال لباسی میگردم که امشب میخواستم بپوشم.
خبر خوب رو بهت بگم یا خبر بد رو؟
بد.
توی موزیکویدئوی «لیزی بردن» بهت نقش ندادن.
عاشق ظاهرت شده بودن
ولی گفتن بیرون از دنیای پورن،
خیلی شناختهشده نیستی.
اگه هیچوقت کسی بهم فرصت نده
چطور باید اسم در کنم؟
میدونم. میدونم. اصلاً غیرممکنه.
نخیر، چیزی جز تبعیض نیست!
حالا من چون جلوی دوربین سکس کردم، هالیوود میخواد...
تا آخر عمرم بهم برچسبِ پورناستار بزنه.
اینا رو به من که نمیخواد بگی،
ولی میدونی همیشه چی میگم؟
- همه عاشق آدمای توسریخورن. - همه عاشق آدمای توسریخورن.
کاملاً درسته.
میخوای خبر خوب رو بشنوی؟
آره، چیه؟
[ویدئوکلوپ]
[ویدئوهای بزرگسال]
[باز است]
آهنگ I'm Insane از Ratt
پنج تا سلبریتی رو نام ببر
که از فیلمای ترسناک، کارشون رو شروع کردن.
جیمی لی کرتیس، جان تراولتا،
دمی مور، بروک شیلدز و...
ماکسین مینکسِ کوفتی!
بهم نقش دادن.
نه بابا!
فیلم «پیوریتن ۲». بهم نقش دادن!
«پیوریتن» از اون آثاریه که بعداً میگن کلاسیکه
البته در محدودۀ فیلمهای شیطانیِ فوق خشنِ تسخیر روحی.
به پای فیلم «شرایط مهرورزی» نمیرسه
ولی ۳۰ سال دیگه میبینیم کدومشون بیشتر طرفدار داره.
«الیزابت بندر»، کارگردانیه که خیلی بهش بها داده نشده.
مدیر برنامههام نظرش اینه که میتونم ستارۀ این ژانر هم بشم.
مثل مریلین چیمبرز. (پورناستار و هنرپیشه)
نه، اون ستاره نیست. بروک شیلدز ستارهست.
بروک شیلدز که پورن بازی نمیکرد.
که چی؟
لخت که شد؛
الآن هم توی یکی از فیلمهای ماپتهاست. (فیلمی عروسکی)
درسته.
بهزودی عکس من رو میزنن اینجا، «لئون». فقط بشین و تماشا کن.
برای ملکۀ جدیدِ فیلمهای ترسناکِ آمریکایی
پیتزا و شامپاین جور میکنم.
واسه همین ازت خوشم میاد.
عه.
ازم خوشت میاد چون تنها مَردیام
که دنبالِ خوابیدن باهات نیست.
ساندویچ کون...
[هالیوود]
[راه نروید]
[به دنبال کار میگردم]
سلام.
آهنگ Obsession از Animotion
♪ تو تمام فکر و ذکر منی ♪
♪ نمیتونم بخوابم ♪
♪ من داراییِ توئم ♪
♪ آکبند به پات افتادم ♪
♪ تعادلی وجود نداره ♪
♪ خبری از تساوی نیست ♪
♪ تکون نخور، من شکست رو نمیپذیرم ♪
[هالیوود] [شو ورلد]
♪ تو رو به دست میارم ♪ ♪ آره به دست میارمت ♪
♪ یه راهی پیدا میکنم ♪ ♪ و به دست میارمت ♪
♪ مثل یه پروانه ♪ ♪ یه پروانۀ وحشی ♪
[هماکنون در حال اجراست]
♪ میگیرمت و اسیر خودم میکنمت ♪
[هالیوود] [شو ورلد]
سلام، ممنون که منتظر موندی.
خوشم نمیاد شبها تنهایی از اینجا بیام بیرون
چون اون مرتیکۀ «شبگرد»
برای خودش آزاده.
اخبارش رو دیدی؟
میگن شیطونپرستـه.
نمیدونم والا.
اگه از من بپرسی، میگم خطر خیلی بهمون نزدیکه.
ولی از طرفی اگه پروندۀ قتل «دالیای سیاه» نبود
به گمونم هیچکس...
اسم «الیزابت شرت» رو نمیشنید، میدونی؟
اگه پایه بودی، یه پاتوق آخر شبی
توی هالیوود هیلز بلدم.
نه، باید صبح زود بیدار شم.
بدم میاد تنهایی برم مهمونی.
بذار سریع یه هاتداگ بگیرم
تا کسی نبینه دارم غذا میخورم.
چطوریه که صبح زود بیدار میشی؟
برای یه فیلم میخوان سایزهام رو بگیرن.
جدی؟ دختر با دختر یا دختر با پسر؟
یه فیلم واقعی.
ناموساً؟
نمیدونستم بازیگری بلدی.
تبریک میگم.
میمیرم برای اینکه همچین خبرهای خوبی
- به خودم هم برسه، میدونی؟ - قطعاً میرسه.
- فقط باید حسابی زحمت بکِشی. - آره.
یه رفیق دارم که فیلمهای معمولی بازی میکنه.
پولش در مقایسه با فیلمهای پورن، به درد جرز لای دیوار هم نمیخوره.
اگه خفن باشی فرق داره.
چهجور فیلمیـه؟
ترسناک.
عزیزم...
توی فیلمهای ترسناک نمیتونی خفن شی.
تاکسی!
مطمئنی نمیخوای باهام بیای؟
خونهشون خیلی جیگرـه.
دقیقاً زیر تابلو هالیوودـه.
شنیدم باید با تلهکابین بری اونجا.
از اون کسشرهای بینالمللی!
خیلیخب. خودت ضرر میکنی.
اگه پیاده میری خونه، مواظب باش.
- از پسِ خودم برمیام. - جدی؟
تمام دخترهای مُردهی هالیوود هم همینو میگفتن.
[ثیدا بارا] (نام یک بازیگر فقید)
مراجع قانونی همچنان هیچ سرنخی...
از هویت این قاتل سریالیِ شیطانی که در لسآنجلس
رعب و وحشت ایجاد کرده، ندارند.
پلیس به تمامیِ ساکنین توصیه کرده
که پنجرهها و درهایشان را ببندند،
گروهی سفر کنند
و از هر گونه گردشِ غیرضروری در شب...
خودداری کنند.
کیر توش.
میتونی بُدویی.
میتونی قایم هم بشی.
ولی هیچجوره نمیتونی در بری.
بندازش!
عوضی!
میخواستی چیکار کنی، هان؟
هیچی. فقط...
فقط داشتم مسخرهبازی میکردم.
خب، الآن داریم بازی میکنیم.
لخت شو.
چی؟
لخت مادرزاد شو.
زانو بزن.
ساک بزن.
بخواب روی زمین.
صورتت پایین، کونت بالا.
میدونی آخرین نفری که میخواست منو بکُشه
چه بلایی سرش اومد؟
کلّهی کوفتیاش رو لِه کردم.
[پیوریتن] (نام گروهی از مسیحیانِ پروتستان)
[پیوریتن]
[برای ماکسین]
[کلانتری تگزاس]
[مدرک جرم پلیس]
اون چیه؟
هیچی.
روبهراهی؟
آره، خوبم.
خیلیخب.
من میرم خونه.
باشه.
قبل از اینکه بیشتر از این پیش بریم،
پول حرف اول رو میزنه، بقیۀ چیزا کسشرن.
ازم خواستی اون دختره رو پیدا کنم،
که کردم،
ولی هر برنامۀ ناجوری که برای بعدش داری،
فراتر از چیزیه که توافق کردیم،
پس اگه هنوز به کمکم نیاز داری،
نرخ میره بالا.
نه! نه، نه، نه.
خواهش میکنم! خواهش میکنم! خواهش میکنم!
وای خدا! خواهش میکنم.
خواهش میکنم، من که کاری نکردم.
هر کاری بخواید میکنم.
خواهش میکنم، فقط بذار برم!
[هالیوود]
خیلیخب.
یه قالب سه بعدی از سرت درست میکنم
که مال آخر فیلمه.
تا حالا این کار رو انجام دادی؟
نه.
چیز خاصی نیست.
تنها کاری که باید بکنی اینه که ده دقیقه تکون نخوری.
چه جای زخمِ ناجوری.
چطور زخم شد؟
تیر خوردم.
عجب! کی بهت شلیک کرد؟
قصهاش مفصّلـه.
خیلیخب.
حالا اینو میذارم روی سرت
تا قالب رو در بیارم.
همونطور که گفتم حدود ۱۰ دقیقه طول میکشه تا جا بیفته.
میرم چندتا پانسمان دیگه بیارم.
صبور باش.
یادت باشه نفس عمیق بکِشی.
سه سوته برمیگردم.
تو هم آخر و عاقبتات مثل من میشه.
عه، عه!
حالات خوبه؟
نفس بکِش. خونسرد باش.
نفس بکِش. نفس بکِش. نفس بکِش.
نفس بکِش. یالا.
نفس بکِش.
صبح بخیر، کارآگاهها.
بفرمائید.
خب، دوتا جسد داریم، جفتشون زنان.
دوتا بیخانمان که اومده بودن سرِ قبرِ «جودی گارلند»
روی آبِ برکۀ مرغابیها دیدنشون.
خیلی وضع افتضاحیه.
احتمال میدیم که بازم کار شبگرد باشه.
احتمال میدین یا امیدوارید؟
یا خدا.
گوشت تازه.
مدت زیادی اینجا نبودن.
در بیشترین حالت میگم پنج-شش ساعت.
دخترهای خوشگلیان.
دلم میسوزه.
ظاهراً با سیخِ داغزنی به احشام این بلا رو سرشون آوردن.
ببینید.
جفتشون رو علامتگذاری کرده.
خانم مینکس؟
بهم گفتن اینو بدم به شما.
یه نسخه از فیلمنامه و برنامهریزیِ کارهاست.
کارگردان، یعنی «لیز»...
میخواد امروز دوباره یه سر بری شهرک سینمایی برای یه جلسه.
یه هشدار کوچیکی بهت بدم؛
اون بعضی وقتا خیلی ترسناک میشه.
تا حالا چند بار دیدم از کوره در رفته.
باشه.
راستی، از فیلمهات خیلی خوشم میاد.
[اگه میخوای بهت خوش بگذره با این شماره تماس بگیره]
محتوای مستهجن نمیخوایم!
محتوای مستهجن نمیخوایم!
محتوای مستهجن نمیخوایم! محتوای مستهجن نمیخوایم!
کی هستی؟
اگه نمیخوای توی یکی از زندانهای تگزاس
پشت میلهها بپوسی،
تا یه ساعت دیگه
میای طبقۀ سیوچهارم هتل «بوناونتور»
خانم میلر!
[آکادمی «آل سینتس»]
[ماکسین میلر]
ویوی خیلی خفنی داره، قبول نداری؟
تا هتل «هاوارد جانسون» خیلی فاصله داره
اینو بدون...
که از این بالا، هیچچیز پنهون نمیمونه.
بگو ببینم، تو همون بازیگرِ فیلمهای مستهجن نیستی؟
حضوری خیلی قدبلندتر بهنظر میای.
به گمونم فقط وقتایی که به پشت دراز کشیدی دیدمت.
«جان لوبت» هستم.
خوشحالم از آشناییات.
چی میخوای؟
آروم باش، پلنگجون!
کسی که خبر بد میده رو که نباید کُشت!
من صرفاً کارآگاهم.
کارآگاه خصوصیای که استخدام شده تا تو رو پیدا کنه.
کی استخدامت کرده؟
خب، این سؤالات، اطلاعات محرمانهست.
کارفرمام ترجیح میده خودش اینو آشکار کنه.
اون خیلی... چطور بگم که واضح باشه؟
اشتیاق خاصی به مهیجکردنِ شرایط داره.
اینجا کموکسریای ندارید؟
نه. همهچی روبهراهه، عزیزم.
ممنونم. خیلی ممنونم.
ببینم، تو نوشیدنی میخوری؟
از حساب کارفرمام پولش رو میدم.
نه؟
با این اوصاف، هر وقت تونستی...
صورتحساب رو بیار که رفع زحمت کنیم.
وین گیلروی،
بابی-لین پارکر، آرجی نیکولز،
لورین دِی و جکسون هالیس.
شنیدنِ اون اسمها خاطرهای رو به یادت نمیاره؟
هاوارد و پرل داگلاس چطور؟
میدونستی هیچوقت قاتلشون رو نگرفتن؟
ببین، گذشته هنوز باهات کار داره، ماکسین.
انقدر درِ خونهات رو میزنه
تا بالأخره باز کنی و بذاری بیاد تو.
ممنون.
نمیگم توی اتفاقی که برای اون آدما افتاده
دست داشتم یا نه.
ولی حتی اگه دست داشتم، که نداشتم،
هیچکس نمیتونه هیچجوره بندازه گردن من.
کاملاً از این بابت مطمئنی؟
بگو ببینم...
روی دوشات سنگینی نمیکنه؟
چونکه مسیحی هستی میگم.
اینکه تو زنده موندی ولی دوستهات نه.
من به شخصه آتئیستام
ولی فکر کنم اگه همچین عذابوجدانی میاومد سراغم
از درون ذرهذره میشدم.
ولی به گمونم بهش نمیگن صنعتِ رفاقت،
بهش میگن صنعت سرگرمی، مگه نه؟
چقدر میخوای؟
عه، نه. بحث پول مطرح نیست.
همیشه بحث پول مطرحه.
برای دوتا جنده مثل من و تو، شاید!
ولی برای کارفرمام، نوچ.
نمیتونی با پول تاوان بدی.
امشب یه دورهمی کوچیک...
توی این آدرس هست.
تقاضا کرده که تو هم شرکت کنی.
اگه نکنم چی؟
خب، اون جملۀ معروفِ قدیمی چی بود؟
«دیگه هیچوقت توی این شهر کار نمیکنی.»
راستش برام مهم نیست چیکار میکنی.
من که به هر حال چکام رو میگیرم
ولی توصیه میکنم به حرفش گوش کنی.
کارفرمام آدمِ خیلی بانفوذیـه.
باهاش در نیفت.
اصلاً دوست ندارم ببینم اون فیلم گمشدهات
سر از اخبار شبانگاهی در آورده.
برخلاف باورِ عمومِ مردم،
شهرتی که با بیآبرویی به دست بیاد به درد نمیخوره.
[کُشتوکُشتارِ پورناستار تگزاسی]
[بلوار «استارلایت» - پلاک ۱۰۰]
ماکسین مینکس؟
بله؟
من کارآگاه ویلیامز هستم.
ایشون هم کارآگاه تورسـه. از پلیس لسآنجلس!
وقت داری یه گپ مختصر بزنیم؟
چرا؟
فقط میخوایم ببینیم بعضی از...
آدمایی که دنبالشونیم رو دیدی یا نه.
میشه بریم تو؟
بیشتر از پنج دقیقه وقتت رو نمیگیریم.
درک میکنم. توی صنعت سرگرمی هستی.
میدونی چیه؟ میرم سرِ اصل مطلب.
این...
این دخترها رو میشناسی؟
امبر جیمز، تبی مارتین.
تا جایی که میدونیم، همکارهای شغلِ شریفات هستن،
تعبیر بهتر از این سراغ نداشتم.
از طرفی میدونیم تو یکی از آخرین کسایی هستی
که اونا رو دیده.
اتفاقی افتاده؟
هر اطلاعاتی که بهمون بدی، میتونه خیلی مفید واقع بشه.
اونا دوستهات هستن، مگه نه؟
من با پلیس حرفی ندارم.
تو ریدی، نه من.
- منظورت چیه؟ - تیریپِ گُندهگوزی گرفتی.
بیخود نیست با بازیگری به جایی نرسیدی.
بهنظر خودم که خوب منظورم رو رسوندم.
بیخیال بابا.
[برای ماکسین]
راهی هست که بفهمیم کی این نواره رو درست کرده؟
- چرا؟ چی توشه؟ - به تو ربطی نداره.
هیچجوره نمیشه فهمید کی ضبطش کرده
یا کجا ازش کپی زده شده
ولی نوارش رو شرکت «کوانتجی» ساخته.
برندِ محبوبی نیست.
این روزها معمولاً برندِ شرکتهای ژاپنیای...
مثل سونی، فوجی یا تیدیکی رو میبینیم.
میتونم چندتا از فاکتورهای سفارشِ قدیمی رو چک کنم
و با چند جا تماس بگیرم
تا ببینم توی کدوم منطقه هنوز فروخته میشه.
- بهترین کاریه که به ذهنم میرسه. - ممنون.
نه، خواهش میکنم.
بازماندۀ حملۀ وحشیانۀ دیشب...
باور داره که شبگرد...
در پشت پردۀ این ماجرا بوده.
مراجع قانونی در حال پیگیریِ شهادتِ تمام شاهدین هستند
تا بلکه به شناساییِ هویتِ این...
قاتل سریالیِ شرور نزدیک بشن.
این فرد تا کنون، جانِ هشت قربانی رو...
در مناطق لسآنجلس گرفته.
کمکی از دستم برمیاد؟
اومدم الیزابت بندر رو ببینم.
ماکسین مینکس هستم.
بله، میشناسمت.
[فیلم پیوریتن، توهین به مقدساته]
صحنۀ خیلی رقتانگیزیـه، مگه نه؟
آدمای عصبانی رو خیلی راحت میشه رهبری کرد.
سوار شو. بریم یه دوری بزنیم.
جالبه که یهسری چیزا میتونن خیلی باورپذیر باشن
اما در واقعیت، همهش ظاهرسازی باشه.
تهیهکنندهها نمیخوان توی این فیلم بازی کنی.
میگن خیلی بحثبرانگیز میشه.
باورت میشه؟
بزدلها میخوان اعتراض اخلاقیِ سانسورچیها رو آروم کنن،
نگران اینان که فیلم ترسناک شیطانیشون
اگه یه پورناستار توش داشته باشه زیادی بحثبرانگیز بشه.
اعتبار خودم رو گذاشتم وسط تا از تو دفاع کنم.
چند صدتا دختر برای نقش ورونیکا دیدیم.
هیچکدومشون مثل تو نبودن.
حرفهایی که توی تست زدی، خاص بودن.
بِکر و واقعی!
بیرحمانه!
تو بیرحمی؟
بله، خانم.
خب پس، جفتمون مثل همایم.
من هنرمندم.
این شهر با هنرمندها بَده.
وقتی بحث تغییرِ وضع موجود مطرح باشه،
از سایۀ خودشون هم میترسن.
ولی من میگم، اگه آدمای وحشتزدهای...
که اکثریت اخلاقی هستن، قراره به آثارت اعتراض کنن،
حداقل یه کاری بکن ارزشش رو داشته باشه.
کاراکتر تو، ورونیکا، مثل بشکۀ باروتی میمونه که هر لحظه ممکنه منفجر بشه.
قاتله ولی شرور نیست.
ترکیبی از «کلینت ایستوود» و «چارلز برانسون»ـه
و همین نکتهست که این فیلم رو...
از بقیۀ دنبالههاش متمایز میکنه.
میخوام نشون بدم
در پسِ فیلمهای رنگارنگِ دهۀ ۵۰،
اوضاع به همین داغونیِ امروز بوده.
یه فیلم درجه دو با ایدههای درجه یک!
میتونه نقطۀ سرنوشتسازِ آیندۀ کاریات باشه،
برای همین میخوام بدونم...
حاضری هر کاری لازمه انجام بدی؟
بله.
جوری که انگار کل زندگیات بهش وابستهست؟
هست!
بسیار خب.
با یه خونریزیِ قشنگ...
با همدیگه بهشون ثابت میکنیم اشتباه میکردن.
رسیدیم.
[مسافرخانۀ بیتس]
میدونی اینجا کجاست؟
مسافرخونۀ فیلم «روانی»ـه. (شاهکار آلفرد هیچکاک)
شاید باورت نشه ولی چند سال پیش...
یه دنباله ازش ساختن.
یه قاتل سریالی که خودش رو بهعنوان یه پیرزن جا میزنه.
آمریکا اُمُلتر از اونی بود که همچین اثر فاخری رو پیشبینی کنه.
یهسری چیزا هیچوقت عوض نمیشن.
ولی یادآورِ خوبیه:
مردم هر چی بخوان میتونن اعتراض کنن.
اگه برن جلوی آینه،
متوجه میشن همهمون توی جِلدمون شیاطینی داریم که بهمون زُل زدن.
دلم میخواد فردا بیای سرِ صحنه.
قراره فلشبکها رو فیلمبرداری کنیم.
«مولی بنت» که توی فیلم قبلی
نقشِ «کلارا» رو بازی کرد هم میاد.
بهنظرم خوبه که ببینیاش.
میتونه به اصطلاح، راه و چاه رو نشونات بده.
قصد بیاحترامی ندارم
ولی این پورنو نیست. یه فیلم درستوحسابیـه.
شاید بخش عمدهای از...
موفقیتِ فیلم پیوریتن رو مدیون پخش خانگی باشیم
ولی دیگه یه فیلم سراسر خشونت نیستیم.
الآن اکران سینمایی داریم.
فیلمهای پورنو رو که روی پردۀ سینما پخش نمیکنن.
گوش میدی چی میگم؟
آره.
حتماً میام.
یه نصیحت مفت و مجانی میخوای؟
یه نگاه به اطرافت بنداز.
رسیدی غول مرحلهآخر.
تبریک میگم. کمتر کسی به این مرحله میرسه.
اگه میخوای اینجا بمونی، باید فکر و ذکرت بشه همین.
تمام حواسپرتیهای دیگه رو حذف کن
چون اگه حتی یه لحظه، چشم از هدف برداری
غوله جوری میزنَتِت...
که برگردی همونجا که ازش اومدی.
شاید دیگه هیچوقت به غول مرحلهآخر نرسی.
[زمینِ بازیِ شیطان]
[خشونت، صنعت نیست.]
[ژانر وحشت، هنر نیست.]
[شیطان دختر من را دزدید.]
آهنگ اصلی آلبوم «جان پار»...
از فیلمِ «آتش سنت المو» رو میشنویم.
آهنگی که این هفته...
در صدر لیست برترین آهنگهای آمریکاست.
♪ ولی شاید اگه یه وقتایی درد و رنج رو حس کنی ♪
♪ بفهمی که تنهای تنهایی ♪
♪ همهچی تغییر کرده ♪
♪ بازیات رو بکن ♪
♪ میدونی که تا وقتی برنده نشدی نمیتونی کنار بکِشی ♪
♪ مرد باش و ادامه بده ♪
♪ فقط تو میتونی کاری که باید انجام بشه رو انجام بدی ♪
خب، منو به دیدِ یه پاپاراتزی ببین. (پاپاراتزی: عکاسهای مزاحم)
هر جا بری، منم میام.
♪ تو خیلی شبیه منی ♪
هر چقدر هم که سعی کنی...
نمیتونی از گذشتهات فرار کنی.
♪ و داری سعی میکنی آزاد شی ♪
♪ افقی جدید میبینم ♪
♪ زیرِ آسمونِ فروزان ♪
اگه دوباره پاپیچِ من بشی، مثل سگ میکُشمت!
شنیدی؟
♪ لب تر کنی میام بهت خدمت میکنم ♪
♪ فقط یه ماشین لازم دارم ♪
تقاصاش رو پس میدی!
حالا قضیه شخصی شد!
تنها چیزی که از دست میدی، شغلات نیست.
خودم تضمین میکنم.
♪ دارم میسوزم ♪
♪ نمیدونم تا کجا میتونم پیش برم ♪
باید تدی رو ببینم.
وقتِ قبلی نگرفتی.
آقای نایت یه تماس خیلی مهم داره.
نه، میتونم مَحضریاش کنم.
فقط دو سه ساعت...
دسترسی به قبرستون ماشینهات میخوام.
- همین! - باهات حرف دارم.
عه، عه، عه، تو اومدی مرکز شهر چیکار؟
اخراجات نکردن که؟ کردن؟
واقعاً شرمندهام، آقای نایت.
سریع از کنار من رد شد و اومد داخل.
تو وکیل منی، درسته؟
وکیلِ صنعت سرگرمی! آره.
پس اگه یه موضوعی رو بهت بگم بین خودمون میمونه؟
فرانکی، بهت زنگ میزنم.
از نظر فنّی، آره.
چرا؟
چیکار کردی؟
چند وقته داریم با هم کار میکنیم؟
توی خیابونها استعدادت رو کشف کردم.
آوردمت توی فیلمها، مگه نه؟
چرا زودتر نیومدی بهم بگی؟
خیلیخب، خیلیخب، خیلیخب. خونسرد باش.
بسپرش به خودم.
اگه اون کارآگاهه دوباره اومد سراغت
بهش بگو زنگ بزنه به مدیر برنامههات.
حالا دیگه من مسئول این مذاکراتم.
یه زمان...
برای فراتر از فیلم و سریال، مذاکره میکردم.
باور کن،
هیچکس بیشتر از من به زندگیِ کاریات علاقهمند نیست.
حاضرم بهخاطرش برم زندان، در این حد علاقهمندم!
این یارو فکر میکنه گرگ ترسناکِ مخوفـه؟
نخیر! من گرگ ترسناکِ مخوفام
و هیچکس سرِ راهِ فرصت طلاییات قرار نمیگیره.
تنها دغدغهای که تو باید داشته باشی
اینه که عنصر اصلیِ اون فیلم باشی.
الآن مهمترین چیز همینه، شیرفهم شد؟
پاشو سینهات رو سپر کن.
قوی باش.
آره، تو ماکسین مینکس هستی.
برو خونه. دیالوگهات رو حفظ کن.
لام تا کام حرف نمیزنی.
انگار نه انگار چیزی میدونی.
همهچی رو بسپر به تدی.
[پیوریتن ۲] [فیلمنامه از الیزابت بندر]
[ «پشت درِ سبز» ]
[تمام اطرافیانِ من، به سرنوشتی بدتر از مرگ دچار میشن]
[از امروز به بعد، دیگه هیچکس در امان نیست.]
کمکی از دستم برمیاد؟
[تمام همدستها باید بمیرن!]
ببین، من دیگه توی خط اون کارها نیستم.
اینجا صرفاً یه ویدئوکلوپـه و الآناست که تعطیل کنیم.
[تا بتونه من رو داشته باشه.]
[بستهها را باز نکنید]
[ورونیکا به او چاقو میزند]
[وقتی روی زمین میخزد، دنبالش میرود]
هر کسی توی موقعیت تو...
جیگرش رو نداره که تا تهِ ماجرا پیش بره.
قشنگ معلومه حاضری از جون مایه بذاری.
بله؟
تدی نایت میخواد باهات صحبت کنه.
باشه.
یه مقدار تحقیق کردم.
شمارۀ اون کارآگاه خصوصیه که بهم دادی
وصل میشه به یه تلفن گویا...
توی ایالت «لوئیزیانا».
چک کردم تا اسم بیزنس و آدرس رو در بیارم
ولی ثبت نشده.
حالا اینو داشته باش:
هیچ کجای هتل بوناونتور ثبت نشده که یه مهمون...
با اسم «جان لوبت» اتاق گرفته.
یارو آماتور نیست.
- حالات چطوره؟ - بهترم.
امروز میرم سرِ صحنۀ فیلمبرداری.
خوبه. یادت باشه...
اونجا هر چی میگن گوش کن.
دیر نکن.
برخورد اول خیلی مهمه و دیگه تکرار نمیشه، مخصوصاً توی هالیوود.
نمونهاش «اد مکماهون».
تدی، بذار بعداً بهت زنگ بزنم.
آهنگ Prisoner of Your Eyes از Judas Priest
♪ وقتی چهرهات رو دیدم ♪
♪ اسیرِ چشمهات شدم ♪
♪ و تقریباً حاضرم هر کاری بکنم ♪
♪ تا بمونم کنار تو ♪
♪ میدونی یه وقتایی هست... ♪
♪ که میذارم غرق در شگفتی بشم ♪
♪ وقتی داشتم به قهقرا میرفتم ♪
♪ منو دوباره به دنیا برگردوندی ♪
[نوشابه]
♪ صدای گریههام رو نمیشنوی؟ ♪
♪ دوباره منو در آغوش بگیر ♪
♪ بگو که داری سعیات رو میکنی ♪
♪ یا نکنه عشقمون همهش دروغه؟ ♪
باید یه چیزی نشونات بدم.
جسدشون دیروز پیدا شده
که انداخته بودنشون توی قبرستونِ پارکِ «هالیوود مموریال».
داستان این یارو «شبگرد» رو شنیدی دیگه؟
اوکی. خب، اگه چیزی راجعبه...
این مسخرهبازیهای شیطانی میدونی، باید بهمون بگی
چون اون قاتله هنوز برای خودش آزاده.
ببین، ما فکر نمیکنیم شبگرد...
مرتکب این جرمها شده باشه ولی کار هر کی که بوده
داره با جسدها جوری صحنهسازی میکنه که اینطور بهنظر بیاد
و تو وجه اشتراکِ این قتلهایی. چرا؟
من اگه سه نفر رو میشناختم
که در عرض سه روز کُشته شدن،
حسابی میترسیدم.
ترسیدی، ماکسین؟
چونکه من اگه ترسیده بودم، تقاضای کمک میکردم.
- نمیتونید کمکم کنید. - چرا نمیتونیم؟
چیو داری پنهون میکنی؟
چرا جوری رفتار میکنی
که انگار نمیخوای بفهمیم کار کیه؟ حرصم در اومده!
واقعاً میخوای آمار یهسری از افرادی که...
باهاشون کار میکنی رو در بیاریم؟
چون هر عملی، عکسالعملی داره.
تو هم که یه آدم فلکزده نیستی
که چیزی برای از دست دادن نداره، نه؟
بهنظر من خیلی چیزا برای از دست دادن داری
پس حواست باشه چه غلطی میکنی.
خیلیخب، یه لحظه ترمز بگیر.
ماکسین، برامون مهم نیست
به چهجور خوشگذرونیای علاقه داری
یا اینکه تنفروشیای میکنی یا نه.
ما پلیس مفاسد اخلاقی یا مبارزه با مواد نیستیم.
دایرۀ جنایی هستیم.
تنها چیزی که برامون مهمه این جسدهاست
و اینکه مطمئن شیم دیگه مورد مشابهی پیدا نمیکنیم.
شما دخترهای هالیوودی
اونقدر عطشِ شُهرت دارین
که اصلاً متوجه نیستید
بدنامشدن چقدر راحته!
یه روز ممکنه تو...
جسدت روی یکی از این تختها باشه، ماکسین.
ولی نیست.
میشه برم؟
کارم دیر میشه.
چیه؟
بازم از نقشی که بازی کردم خوشت نیومد؟
آهای! وایستا!
میدونم فکر میکنی نمیشه بهم اعتماد کنی
ولی من فقط میخوام این مرتیکۀ مریض بیفته هلفدونی
- بخدا قسم! - چه انتظاری از من داری؟
انتظار دارم کمک کنی جون دختر بعدی رو نجات بدیم.
خواهش میکنم، ماکسین.
شاید بهتر باشه خودش خودشو نجات بده.
مثل من.
کات!
خوناش جور در نمیاد.
خون مصنوعیِ بیکیفیتـه.
در حد فیلمهای مزخرفِ استودیو «همر».
- یه دیازپام میخوام. - ببخشید دیر کردم. داشتم...
نگو!
اینکه بشنوم تقصیر رو میندازی گردنِ یه چیزی، فقط بیشتر کُفریام میکنه.
ارزشمندترین چیزی که توی زندگی داریم وقتمونه.
همیشه وقت کم میاریم، مخصوصاً توی تولید فیلم.
اگه دوباره وقتم رو تلف کنی، میندازمت بیرون.
همین امشب با هواپیما دومین گزینۀ انتخابیمون...
که دهنش آب افتاده بود رو میارم جات.
واضح گفتم؟
خب پس. دنبالم بیا.
عه.
- چطور بود، لیز؟ - راستش رو بخوای، مأیوسکننده بود.
حتی با وجود این همه بریز و بپاش...
یه چیز هست که هیچوقت تغییر نمیکنه:
میخوای یه کاری درست انجام بشه، خودت دست به کار شو.
مولی بنت، معرفی میکنم: ماکسین مینکس،
آخرین اعجوبۀ من.
خوشوقتم.
ببخشید.
الآن دیگه دستمون به خون آلوده شد.
بسیار خب، بیاید از بعدِ گاز زدن بگیرم، باشه؟
[مولی]
خیلیخب، ببین. نکتۀ کلیدی اینه:
لیز یه نابغه و استادـه.
هر کاری ازت میخواد بکن.
اون روی سگش رو بالا نیار
و زیادی به بازیات فکر نکن.
فقط کاری که اون میگه رو بکن تا کلی پروژه بگیری.
به آدمایی که بهشون اعتماد داره خیلی وفادارـه.
منو ببین.
توی فیلم قبلی به معنای کلمه...
جزغاله شدم
ولی اینجا دوباره زنده شدم. بازیگرِ کاربردی!
درسته اسمم هنوز خیلی سر زبونها نیفتاده
ولی حداقل بیمۀ سلامتام منقضی نمیشه.
در ضمن، جیغی که جسدِ سوختۀ من زد
توی تاریخ سینما، جاودانه شد.
چندتا دختر توی «یورکشر شمالی» میشناسی
که توی خونۀ سازمانی زندگی کنن و این ادعا رو بکنن؟
نگران نباش.
میدونم داری چی میکشی.
یه زمان توی همین وضع الآن تو بودم. میفهمم چقدر میتونه ترسناک بشه.
قیافۀ به یادموندنی و بدنِ خیلی خوبی داری.
حالا میبینی که فیلم ترسناک توی خونـته.
باید برم خودم رو تروتمیز کنم.
به یه مهمونی بزرگ توی هالیوود هیلز دعوت شدم
که مال یه تهیهکنندۀ خارج از شهرـه.
بعداً میبینمت.
آره.
- ممنون. - خواهش میکنم!
توی این صنعت، دخترها باید هوای همدیگه رو داشته باشن.
از آشناییات خوشحال شدم، نایدین. (ماکسین رو به اشتباه گفت نایدین)
نوچ، نوچ، نوچ، نوچ.
بهت گفتم باهاش در نیفت، نگفتم؟
حالا بیا بدونِ المشنگه تمومش کنیم.
وقتشه تقاص گناهانت رو پس بدی.
ببخشید!
اجازه نداری بری اونجا.
عذر میخوام.
به گمونم حس کنجکاویِ جناییام، هوش و حواس رو از سرم بُرده.
یه عالمه قتلِ معروف توی این خونه اتفاق افتاده.
کُشتارهای بیرحمانه و اینجور چیزا.
میشه مجوز ورودت رو ببینم؟
نمیدونم باهاش چیکار کردم.
امروز من کلاً خیلی دارم گیج میزنم.
شاید شما بتونی کمکم کنی.
چطوره با همدیگه...
تا دمِ باجۀ نگهبانی بریم
و این قضیه رو حل کنیم؟
خودم قبلاً حراست بودم.
خیلی شغل مهمیـه.
خیلیخب.
چی؟
ماکسین.
دوستش ندارم.
- نه، کِرِمیه رو میخوام. - باشه. چشم خانم.
خیلی طول کشید تا به این موقعیت امروزم رسیدم.
«پیوریتن ۲» صرفاً یه دنباله نیست.
فرصت خوبیه تا ثابت کنم
که توی این صنعت، پیام معنادار دارم
و به هیچ وجه نمیذارم کسی گند بزنه به این فرصتام.
متوجهام.
هر کاری بگید میکنم.
آخر این هفته رو استراحت کن.
خوش بگذرون. ریلکس کن.
چون از دوشنبه، اصل کار شروع میشه
و انتظار دارم از جون مایه بذاری.
محتوای مستهجن نمیخوایم!
محتوای مستهجن نمیخوایم! محتوای مستهجن نمیخوایم!
- باشه رفیق. باشه. - برو پی کارِت.
راستی، ماکسین!
هر اتفاقی که توی زندگیات داره میافته
داره توی این فیلم تداخل ایجاد میکنه.
برام مهم نیست لازمه چیکار کنی
ولی مشکلات رو از بین ببر.
قصدم همینه.
هر جا هستی بیا بیرون.
میدونی مردم برای چی میان شهر «نیواورلئان» تا با من کار کنن؟
چون توی کارم بهترینام.
آوازهام همهجا پیچیده. میدونی؟ میتونم هر کسی رو...
هر جا که باشه پیدا کنم، حتی اگه بدجوری دلش بخواد پیدا نشه.
با طرز فکرِ خلافکارها آشنام.
چون خودم خلافکارم.
آره ماکسین، تنها فرق بین من و تو...
اینه که من وانمود نمیکنم خلافکار نیستم.
تُف توش!
وقتشه تقاص گناهانات رو پس بدی.
خوابهای خوب ببینی، داداش.
واقعاً شیطون رفته توی جِلدت.
مگه آتئیست نبودی؟
خارت رو گاییدم، جنده.
عه، نه، نه، صبر کنید.
صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید.
این کار رو نکنید. نامردیه!
من یه زیردستِ سادهام.
با کُشتنِ من چیزی حل نمیشه. بیا صحبت کنیم!
بیخیال، به کمک من نیاز پیدا میکنی، ماکسین.
- این ماجرا تموم نمیشه. - چرا، میشه.
عه، نه، نه. این قضیه دخلی به من نداره.
با پول جناح عوض میکنم.
هر چی تو بخوای! هر چی!
وای نه، نه، خواهش میکنم! لطفاً خاموشش کنید!
نمیخوام توی این ماشینه بمیرم.
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.
ملکوت تو بیاید.
اراده تو چنانکه در آسمان است... نه!
نان کفاف ما را امروز به ما بده.
و گناهان ما را ببخش
چنانکه ما نیز، آنانکه بر ما...
گناه کردند را میبخشیم.
برو به کارِت برس.
بقیهاش رو ما تمیزکاری میکنیم.
ممنون.
مدیر برنامهها برای همین روزهائن دیگه.
[بلوار «استارلایت» - پلاک ۱۰۰]
در کمال تأسف، جسد بانوی دیگری...
که قربانی شبگرد شده
در شهر «مونتهری پارک» پیدا شده.
تقاضای عموم مردم برای دستگیریِ این قاتل،
افسرهای پلیس لسآنجلس را بهطرز بیسابقهای در شهر بسیج کرده.
شهروندان که در ترس و وحشت زندگی میکنند
دست به دعا شدهاند که فردی پا پیش بگذارد
تا بالأخره این قتلهای شرارتآمیز به پایان برسند.
چه انتظاری از من داری؟
انتظار دارم کمک کنی جون دختر بعدی رو نجات بدیم.
[پیوریتن]
امشب یه مهمونی توی محلۀ «هالیوود هیلز»ـه. میای؟
کلی آدم مایهدار هم میاد.
اگه پایه بودی، یه پاتوق آخر شبی
توی هالیوود هیلز بلدم.
به یه مهمونی بزرگ توی هالیوود هیلز دعوت شدم
که مال یه تهیهکنندۀ خارج از شهرـه.
[بلوار استارلایت]
باید بگیریمش.
یه ذره صبر کن.
بذار قبلش ببینیم چیکار میکنه.
دختر کوچولوی خودمی!
لنگهات پیدا نمیشه.
یه روز ستارۀ کلیسا میشی.
اینطور فکر میکنی؟
اگه خودت بخوای، آره.
میخوام مثل تو بشم، بابایی.
پس باید خیلی زحمت بکِشی.
حتماً. هر کاری لازم باشه میکنم.
خوبه. همیشه چی میگیم؟
زندگیای رو نمیپذیرم که...
عجله نکن.
از تهِ دل موعظه کن، وگرنه محقق نمیشه.
زندگیای رو نمیپذیرم که درخورم نیست.
درسته، ماکسین.
خیلی خوب بود.
میدونستم میای.
سالیانِ سال طول کشید تا پیدات کنم.
دلم برات یه ذره شده بود.
خیلی خیلی وقت بود که گُم شده بودی، عزیزم.
بذار ببرمت خونه.
دارم یه فیلم میسازم...
[هالیوود]
- و تو... - محتوای مستهجن نمیخوایم!
[رسواییِ هالیوود!]
- ماکسین کوچولوی خوشگلم... - محتوای مستهجن نمیخوایم!
[دختری برای شیطان!]
...ستارۀ اون فیلمی!
متوجه نیستی؟
هالیوود تو رو ازم دزدید
مثل کلی بچۀ بیچارۀ دیگه.
الآن سالهاست که شیطانپرستها دارن سکس و خشونت رو...
توی خونههامون ترویج میدن!
تلویزیون رو سلاحِ خودشون کردن
و جوانهامون رو شستوشوی مغزی میدن
و یه مُشت منحرف ازشون در میارن.
ولی ما با همدیگه جلوشون رو میگیریم.
من و کلی والدینِ عزادار مثل خودم
پا پیش گذاشتیم تا یکبار برای همیشه شیطان رو رسوا کنیم.
شیطان رفته توی جِلدت، عزیزم
ولی من میتونم درش بیارم.
میشه نقطۀ اوجِ فیلمام!
میشه تاپات رو در بیاری
تا سینههات رو ببینیم؟
اگه منو برای این فیلم انتخاب نکنید، ضرر میکنید.
جدی؟ اونوقت چرا؟
چون من یه ستارهام.
نظیر ندارم.
کل مردم دنیا قراره منو بشناسن.
نترس.
همون چیزی که همیشه دنبالش بودی رو بهت میدم.
از تمام چیزهایی که هالیوود...
میتونست شرایطش رو مهیا کنه، معروفتر میشی.
شهرتی که هیچوقت تمومی نداره.
سعی کردم به دوستهات کمک کنم
ولی عشق خداوند رو نمیپذیرفتند.
برای همین با غضباش مجازات شدند.
ولی تو نه.
تو نجات داده میشی.
داری ضبط میکنی؟
امشب...
مستند یه جنگیری رو میسازم؛
یه نوع معجزه که کل مردم دنیا ببینن.
انجیل حزقیال، فصل ۱۶، فراز ۱۴:
«آوازۀ تو به دلیل زیباییات...
در میانِ ملتها پیچید،
چرا که به واسطۀ شکوه و جلالِ من، بینقص بود.
زیباییای که من به تو عطا کردم.»
سخنانی از خداوند متعال!
وقتی ثابت کنم که تو تسخیر شدی
بالأخره برای همه آشکار میشه که هالیوود...
چه فرقۀ کثیفیـه.
بچهها رو به زندگیهای گناهآلود میکِشونه.
شیطان واقعیت داره
و جایی توی تلویزیونهای خونههامون نداره.
من اومدم تا تمام بچههای گمشده رو...
نجات بدم!
حالا با بابایی همکاری کن.
این سکانس مهم توئه.
اقرار کن...
که تسخیر شدی!
اعتراف کن!
زندگیِ گناهآلود خودت رو لعن کن
و طلب مغفرت کن.
فقط اونموقعست که از مداخلۀ الهی بهرهمند میشی.
در غیر اینصورت...
با علامتِ هیولا...
بهت داغ زده میشه
تا شیطان دیگه هرگز...
نتونه بینمون پنهان بشه.
انتخابش با توئه.
چه تصمیمی میگیری؟
دست نگه دار، مادرقحبه!
همه فوراً برن بغلِ خونه وایستن!
شوخی ندارم، پدر روحانی!
مراسمتون تموم شد. دستها بالا!
بهشون احترام نذارید.
وقتی اعضای خانوادهتون گُم شدن اونا کجا بودن؟
اونا هم شریکِ در جُرمان!
اونا شیطانان!
فقط خداوند مدام مراقب شماست،
چه الآن، چه هر زمان!
برای اون بجنگید! برای خانوادههاتون بجنگید!
تا آخرین قطرۀ خونتون!
هِی!
پوششام بده. باید خشاب عوض کنم!
میرم بالای تپه، دنبال رهبرشون.
- صبر کن منم بیام! - زود باش.
ماکسین، همینجا بمون. نیروی کمکی تو راهه.
منم میام.
[هالیوود]
- ایست! تفنگات رو بنداز! - بندازش!
نه!
طاقت بیار. نفس بکِش.
چیزیات نشده. فقط طاقت بیار.
زنده میمونی.
ماکسین! ما اینجاییم. بیا اینجا.
خیلیخب، پیشاش بمون. زخمش رو فشار بده.
من میرم دنبالش.
۳۰ سال توی این شهر زندگی کردم ولی تا حالا نیومده بودم این بالا.
منم یه زمان دلم میخواست بازیگر بشم.
زدمش!
دیدی گفتم میزنمش؟
همهش بهخاطر تو بود.
میخواستم به خواستهات برسونمت.
که مثل باباییات بشی.
ولی یه هیولا ساختم.
منو ببخش.
برآوردهنکردنِ انتظاراتِ فرزندان،
بزرگترین گناه در بین گناهانـه.
پلیس لسآنجلس...
صحبت میکنه.
محاصرهات کردیم.
سلاحات رو بنداز.
زیر این نور خیلی قشنگ شدی.
یه ستارۀ درخشانِ زیبا.
تکرار میکنم، سلاحات رو بنداز.
این آخرین فرصتـته.
تموم شد، ماکسین.
از تابلو فاصله بگیر، سلاحات رو بنداز
و دستهات رو ببر بالا.
برنامۀ در حال پخش رو قطع کردیم
تا خبری فوری رو به اطلاعتون برسونیم.
ماجرای هولناک، بالأخره به پایان رسید.
مَردی که در گذشته با نام «شبگرد» شناخته میشد
دیشب توسط شهروندان دستگیر شد
و این پایانی بود بر تعقیبوگریزِ یکساله
به دنبال این قاتل سریالیِ متهم.
بعداً در برنامهمون بیشتر بهش میپردازیم.
امشب ماکسین مینکس هم همراهمونه؛
ستارۀ فیلم اکراننشدۀ پیوریتن ۲
که الآن با وکیلاش و با مجری خودمون...
«دایان متینگلی» در برنامهمون حضور داره.
ماکسین، برای خودت یه پا سلبریتی شدی
اونم خارج از صنعت فیلمسازی؛
با دستگیریِ یه قاتل سریالی به تنهایی!
که از قضا، پدرت بوده.
درسته؟
بله، دایان. تجربۀ غمانگیزی بود.
خدا رو شکر میکنم که الآن اینجا پیش تو نِشستم.
باید شکرگزارِ خدا باشم که ترتیب تمام این اتفاقات رو داد.
ماکسین! ماکسین! ماکسین!
ماکسین! ماکسین! ماکسین!
ماکسین! ماکسین! ماکسین!
ماکسین! ماکسین! ماکسین!
ماکسین! ماکسین! ماکسین!
ماکسین، بیا اینجا!
- ماکسین، خیلی خوشگل شدی. - ممنون.
چه حسی داره که میدونی بعد از تمام مصیبتهایی که کشیدی
توی یکی از بزرگترین فیلمهای آمریکا هستی؟
برام سخته که بخوام بیانش کنم.
یهسری گزارش دریافت کردیم که حق بیوگرافیات رو فروختی
و اینکه داستان زندگیِ ماکسین مینکس
بهزودی میره برای تولید.
اونم با کارگردانیِ الیزابت بندر.
چیزی هست که بخوای به مردمی که امشب
توی خونه دارن میبیننت بگی؟
سخن دلگرمکنندهای برای دختر خانمهایی که
میخوان توی هالیوود به جایی برسن، نداری؟
هیچوقت قطع امید نکنید.
زحمت میخواد.
باید حاضر باشید هر کاری که لازمه بکنید.
یه جمله هست که باباییام همیشه استفاده میکرد.
حالا با من تکرار کن.
- زندگیای رو نمیپذیرم که... - زندگیای رو نمیپذیرم که...
- درخورم نیست. - درخورم نیست.
اتفاقاً انتظاراتام رو برآورده کردی، بابایی.
همون چیزی که میخواستم رو بهم دادی.
مداخلۀ الهی!
[یک ماه بعد]
♪ هیچ کاری... ♪
♪ مثل صنعت سرگرمی نیست ♪
♪ یعنی هیچ کاری ♪
♪ میدونم ♪
♪ تمام خصوصیاتش... ♪
♪ جذابه ♪
♪ تمام چیزهایی که اجازه میدن... ♪
♪ به گوشمون برسه ♪
بله؟
منتظرتون هستن، خانم مینکس.
باشه، ممنون.
لامصب، تو ستارۀ سینمایی!
ممنون.
ممنون.
خب، قبل از اینکه شروع کنیم
بیاید چند لحظه به یاد «مولی بنت» سکوت کنیم.
اون از اعضای اصلیِ خانوادۀ «پیوریتن» بود
و جاش بینمون خیلی خالیه.
بسیار خب، از همگی ممنونم.
برگردین سرِ کارهاتون.
مثل بلوندهای فیلمهای هیچکاک.
چه حسی داره یه آدم دیگه شدی؟
خوب!
چه اتفاقات غیرمنتظرهای بود.
واقعاً دلخراش بود.
مولی بجز این سِریِ فیلمها نمیتونست به جایی برسه.
کارش خوب بود ولی ستاره نبود.
یه برداشت دیگه مونده...
که باید از سکانس خواب بگیریم.
بیا سرت رو ببین.
خیلی واقعی بهنظر میاد.
خیلیخب، آمادهایم تا این برداشت رو بگیریم.
عالیه.
آماده شید!
دوربین ضبط کنه.
حالا که همه میشناسنت...
برای قدم بعدیات، برنامهای داری؟
قشنگ توجه همه رو به خودت جلب کردی.
فقط اینکه دلم نمیخواد هیچوقت تموم بشه.
آهنگ Bette Davis Eyes از Donna Weiss and Jackie DeShannon
مترجم: «محمد سید» MohammadSeyyed
مووی کاتیج، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده MovieCottage.com
برای اطلاع از آخرین آدرس سایت، موویکاتیج را در تلگرام دنبال کنید MovieCottage@
[ماکسین]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.