All language subtitles for The.Face.of.Another.1966.HC.1080p.WEB-DL.YIFY

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مترجم : حمزه دکستر hamzeh.dexter@yahoo.com

اینارو میشناسید؟

میدونید چی هستن؟

نمیدونید مگه نه؟

هیچ ایده ای ندارید

اونا کُپی هایی از اندام بدن هستن میبینید؟

.متاسفانه, این فقط یه انگشت نیست

یه عقده حقارت ـه (خودکم بینی) که به شکل یه انگشت دراومده

.اینطور نیست که من متخصص رفتارهای انگشتان باشم

.در واقع من یه روانپزشک هستم

عقده های حقارت حفره هایی رو در روح و روان انسان ایجاد میکنن ومن اونا رو پر میکنم

"چهره دیگری"

"براساس رمانی از "کوبو آبه

کارگردان : هیروشی تشیگاهارا

من فقط از کارخونه جدیدمون سرکشی میکنم

ناراحت نمیشی که اینجوری حرف میزنم؟

نه , خواهش میکنم ادامه بده

شاید سابقه فنی ـم اعتماد به نفسم رو زیادی بالا برده

...داشتیم بوسیله نیروژن زائد از هوای مایع استفاده میکردیم (هوای مایع شده در اثر فشار زیاد)

و اونو تموم کردیم و بجاش از اکسیژن مایع استفاده کردیم

من باور کرده بودم که اون هوای مایعه

تو واقعا بد شانسی

...آره

ولی تقصیر منم بود

...اگه میتونستم اسمشو بزارم سرنوشت

...یا حتی یه زخم جنگی

فکر کنم اون موقع زیاد تقصیر منم نبود

ولی حالا مثل تبعید شدن به یه جای دیگست

...هیچکس منو به خاطر نمیاره حتی به عنوان یه خاطره

میشه اینکارو نکنی؟

دماغم خیلی حساس شده

متاسفم

تقریبا کارم تمومه

نمیدونم از دست دادن قیافه یه نفر روی حواسش هم تاثیر میزاره یا نه

تو خسته ای

همه همینو میگن

نظرت چیه بانداژ رو باز کنیم؟

حرفش هم نزن

یکم چای میخوای؟ - نه -

بیا اینجا بشین

وقتی کار نمیکنی همش با خودت ور میری

بیا, بشین

...نشستی اونطرف

.تا مجبور نباشیم رودرو به هم نگاه کنیم

!!چه حرفایی میزنی

مهم نیست

میخوام یه آزمایشی انجام بدم. میخوای کمکم کنی؟

سردت نیست؟ - خودت چی؟ -

نه, نه زیاد

من گرممه

احتمالا به خاطر بانداژه

چرا بازش نمیکنی؟

پوستت رو خراب میکنه

چیزی که قبلا مرده رو نمیشه دیگه نجات داد

...صورتت - چی؟ -

تو اینقدر سنت بالا هست که دیگه روی این چیزا حساس نباشی

میرم یکم چای درست کنم - فرار نکن -

چرا باید بخوام فرار کنم؟

چرا مردم اینقد روی رنگ پوست و استخوان گونه و اینجور چیزا تعصب دارن؟

یا مثلا چرا از کَهیر بدشون میاد؟

دقیقا

...چیزی رو که یقینا میدونم اینه که

حداقل تو یکی نیاز به بانداژ نداری

چرا اینقد مطمئنی که احتیاج داری؟

...شاید اگه به کسی نامه مینوشتم

یا تلفن میزدم, نیازی بهش نداشتم

آزمایشت چی بود؟

کمکت میکنم

خیلی خب

.اول چراغا رو خاموش کن

چراغا رو خاموش کنم؟

داشتن نور در شب یعنی متمدن بودن

...ممکنه

ولی یه انسان بدون چهره فقط وقتی آزاده که تاریکی به دنیا حکومت میکنه

مگه به همین دلیل نیست که ماهی های اعماق دریا اینقد عجیب و زشت ان؟

...چطور میتونی خودتو با اونا مقایسه

خودم رو مقایسه کنم؟

من دَه برابر بیشتر از اونا در تاریکی زندگی میکنم

صدای چیه؟

کدوم صدا؟

...میخوام تمام چراغای دنیا رو خاموش کنم

یا چشم همه آدم هارو از کاسه دربیارم

اگه فقط یه نفر این حق رو بهم بده

چشم ها فقط برای نگاه کردن به چهره ها نیستن

...چهره فقط چند سانت بالاتر از گردن قرار داره

.پوشیده شده با لایه ای از خمیر

درست نمیگم؟

میخواستم اینجوری فکر کنم

,میلیون ها بار به خودم گفتم این فقط یه لایه ای از پوسته .یه چیز سطحی و ظاهری

ولی الان زیاد مطمئن نیستم

چهره دری به سوی روح و ذهنه

.وقتی چهره ای نباشه روح و ذهنی هم نیست

هیچ ارتباطی برقرار نمیشه

,روح میمونه تا پوسیده بشه .نابود میشه

,تبدیل به روح یه هیولا میشه .کاملا فاسد

احساس میکنم که انگار زنده زنده دفن شدم

خودت دَر رو به روی خودت بستی

هیچکس جلوت رو نگرفته که ازش رد بشی

,تو راست میگی ...من و بقیه با هم هیچ فرقی نداریم

البته تا زمانی که همه مون باهم توی تاریکی باشیم

میبینی؟ .هیچ امیدی نیست

این کاملا اتفاقی بود

نه, تو هیچ وقت منو قبول نمیکنی

چرا جلوم رو نگرفتی؟

ولی شما اینجا کار میکنید

از کجا میدونی؟

از کجا میدونی من یه دزد نیستم که تغییر قیافه دادم؟

بگو

...صداتون - صِدام؟ -

مزخرفه

هر کسی میتونه صداش از زیر بانداژ اینطوری باشه

متاسفم قربان

برای چی؟

نگران نباش

سلام

اشکالی نداره سیگار بکشم؟

البته که نه, چطور مگه؟

آخه سیگاری که از زیر بانداژ آویزونه...بنظر عجیب میاد

این حرفو نزن

مُنشیت بدون اینکه هویتم رو تایید کنه گذاشت بیام داخل

چی؟

میخواستم یکم برم مرخصی

البته, منم همین پیشنهاد رو میکنم

...یکم وقت میخوام تا بفهمم

.چی واقعا منو مجبور میکنه که اینجا بمونم

.تو همونی هستی که قبلا بودی چی رو میخوای بفهمی؟

نمیخوام از مهربونیت سواستفاده کنم

.این حرفو نزن این اتفاق در حین انجام وظیفه افتاد

مشکل این نیست

...من چهره ای ندارم, و هنوزم - تو خسته ای -

کاش فقط خسته بودم

گاهی حتی برای خودم هم مثل یه هیولا هستم

اینقد خودتو عذاب نده

تو خیلی فکر میکنی

این اشتباهه

تو منو ترغیب میکنی به جای تعویض کردن انگشتت, مچ دستت رو قطع کنم

نجات بیماران وظیفه توئه

ولی نه مرگ بدون درد

مرگ بدون درد؟ .اینقدر اغراق نکن

هر موقع بخوای من میتونم هر قسمت از اعضای بدنت رو جایگزین کنم

اون از بانداژ هم بدتره

این از همیشه زننده تر خواهد بود

تو دندون های پوسیده رو به مصنوعی ترجیح میدی؟

اون فرق میکنه - چه فرقی؟ -

بگو چه فرقی میکنه؟

خیلی خب, اگه اصرار میکنی - میتونم به پرستار زنگ بزنم؟ -

...ولی یادت باشه

مسئولیت اینکار باتوئه

میخوام چهره زنم رو بسوزونم تا مثل من بشه

اینکار هیچ اشکالی نداره, درسته؟

بعد میتونی دندون های مصنوعیت رو بهش بدی تا همه چیز حل بشه

مثل یه بچه حرف میزنی

برای مردی با سِمَت تو

زنم منو رد میکنه

انتقام چه فایده ای داره؟

انتقام؟

به هیچ وجه

...من واقعا طبق نظریه تو عمل میکنم و

اون رو از تبعیض و تعصبی که روی چهرش داره رها میکنم

این برای منم یه درمان میشه

...هیچ چیز, بیمار رو مثل

اعتماد به دکترش دلگرم نمیکنه

جدی میگی؟ - کاملا -

جدی یا شوخی, بهانه خوبیه

,من چه بزدلی هستم نمیتونم در مقابل همچین بهونه هوشمندانه ای مقاومت کنم

هنوز, ترجیح میدم درگیر هیچ جرم و جنایتی نشم

متوجه نمیشم

...مطمئن نیستم موفقیت آمیز باشه

.ولی میتونه آزمایش جالبی باشه

,این خلاف اصول اخلاقی و قانونیِ پزشکیه ولی دیگه راهی برام نذاشتی

با این حال, یه شرط دارم

باید از الان هر کاری که میکنی بهم بگی

یه ماسک به عنوان یه ابزار درمانی بهت قرض میدم

نمیتونی برای خودت نگهش داری

ممنون

خیلی خوب دراومد

خمیر پاریسی؟ - نه, سدیم الجینت -

بعدش از قالب پارافین استفاده میکنیم

فردا میتونی بیای؟ - بله, البته -

الان این تنها کاریه که میکنم

پذیرش

شما اینجا زندگی میکنید؟

کارم عالیه

,یه آگهی توی روزنامه دیدم یه اتاق میخواستم

,شما نمیتونید .اون یه ملاقاتی خانم داره

ولی من اومدم یه اتاق بگیرم - خواهش میکنم بهش نگید -

الان برمیگردم

بله؟ کیه؟

,من آگهی شما رو توی روزنامه دیدم اتاق خالی دارید؟

الان میام

...ببخشید که منتظر

!یوکو دوباره دزدیدیش؟

دخترتونه؟

خب, بله

,به خاطر ظاهرم معذرت میخوام داشتم حمام میکردم

...در مورد اتاق

یه لحظه, الان لیست قیمت هارو براتون میارم

درها اتوماتیک قفل میشن

,اینجا محله خشنیه, واسه همین زنجیر در رو بندازید بفرمایید

اینجا حمامه

این در هم اتوماتیک قفل میشه

این دستشوئیه

اتاق خواب

نمای خوبی داره

یه کمد هم اینجاست

مثل همیشه مصمم هستم

درست بعد از اینکه دیروز اینجا رو ترک کردم یه پناهگاه برای ماسک پیدا کردم

من اینو ازت نخواستم

منظورت نقشه منه؟

هدفت از زندگی دوگانه ات با ماسک چیه؟

ما جبران کارهای همدیگه رو میکنیم

فک میکنی اینجوری واقعا فایده ای داره؟

میدونی توی اون آپارتمان به چی فکر میکردم

بزار حدس بزنم

که با تمام آزادیت چکار کنی؟

نه

داشتم به حسودی فکر میکردم

حسودی؟ - آره -

ولی این توی ذات آدمهاست

برای من غیر ممکنه که حسادت زنم رو تحریک کنم

تو میخوای با ماسک حسادت زنت رو تحریک کنی؟

اینو برای تمام ارتباطاتم با مردم میخوام

از جمله حسادت زنم

...دوباره ازت میپرسم

...آیا به دوباره پیوستن به جامعه

بیشتر از فرار کردن ازش علاقه داری؟

این ناراحتت میکنه؟

نه, از لحاظ روانشناسی, این تمایل طبیعیه

...میترسیدم

از این برای فرار از خودت استفاده کنی

یه تفاوت در دیدگاه

...این پلاستیک واقعا جالبه

...الان شبیه سُفاله

...ولی وقتی که بِکِشیش

مثل لاستیک کِش میاد

ضریب کِشسانیش تقریبا شبیه بافت سلولی پوسته

,کاربردش همراه با خطوط شکافتگیه برای ترکیب ساختار پوست واقعی بکار میره

خطوط شکافتگی؟

محور های الیاف رشته ای که جهت دار هستن (ترتیب بافت سلولی پوست)

فهمیدم

میخوام بدونم چهره ام چطوری میشه

نه اینکه بهت اعتماد ندارم

بله, اینو بزار به عهده من

برای اینکار باید استخوان بندی و ضخامت پوستت رو تغییر بدیم

در نهایت کمی ظاهر چهره ات نسبت به قبل تغییر میکنه

ماسک چطور قسمتی از پوست میشه؟

قسمت مشکلش همینجاست

مشخص ترین قسمتش اطراف پِلک هاست

باید عینک آفتابی بزنی

من کاملا در اختیار توام شکایتی نمیکنم

اوه, سرده

چکار میکنی؟

گفتم یکم چای درست کنم

تازه خوردیم که

,اینقد سروصدا نکن لازم نیست همش دنبال کاری واسه انجام دادن باشی

باعث میشه حس کنم داری چیزی رو ازم مخفی میکنی

چراغا رو خاموش کنم؟

نه, همینطور که میبینی کاملا راحتم

,دیگه بهش عادت کردم یا شایدم بیخیالش شدم

امروز کجا میخوای بری؟ - جای خاصی نمیرم -

نگرانی؟

نیازی به نگرانی نیست

یه مرد با صورت باندپیچی شده کار زیادی نمیتونه بکنه

هنوز از دستم عصبانی هستی, مگه نه؟

جوری حرف نزن که انگار تو این وسط قربانی هستی

منظوری نداشتم

شایدم تو قربانی باشی

,تا چند روز قبل ...واقعا میخواستم بهت آسیب برسونم

صورتت رو زخمی کنم تا مثل صورت من خراب بشه

...تقصیر خودت بود

همش دروغ بود وقتی گفتی برات مهم نیست که قیافم اینطوری شده

درک میکنم که مجبور بودی اینو بگی

همیشه این هیولاست که باید سرزنش بشه

چه حرف کلیشه ای مناسبی

همه چیز تقصیر هیولاست

,اینقد روی حرفت وایسادی که کم کم داره باورم میشه

چون منم فکر میکنم تو هم اینطوری فکر میکنی

رفتارت همه چیز رو زشت نشون میده

چرا؟ چرا اینطوری فکر میکنی؟

...من چطور باید

,فراموشش کن من رفتارم بیشتر از اینها رو نشون میده

,راستش, امروز یه فیلم دیدم خیلی وقت بود فیلم ندیده بودم

,خیلی سرد بود داخل سینما همیشه تاریکه

نیازی نیست به ظاهرت اهمیت بدی

چه فیلمی بود؟ - ...همونطور که میگفتم

یه دختر جوون جلوم نشسته بود

,تنها بود ولی خیلی زود یه مرد جوونی کنارش نشست

صندلی های خالی دیگه ای هم بود, ولی مَرده نشست کنار دختره

بقیه داستان رو میزارم به عهده خودت

,یه مرد کچل بود اصلا اهمیتی نمیداد که بقیه در موردش چه فکری میکنن

و دختره راحت به پسره پا داد؟ - آره فکر کنم -

...منظورم اینه که, نمیدونم

چی بینشون گذشت

,یه نشونه هایی بود که انگار اتفاقایی افتاد ولی شایدم نیفتاد

ولی کم کم متوجه شدم که اونم یه آدم با ماسکه

قدیم ها, جلاد ها ماسک میزدن

نمیدونم اونا هم همچین طرز فکری داشتن یا نه

من خیلی خوب مراقبت هستم

احساس میکنی با یه حفره توی دیوار حرف میزنی, مگه نه؟

این یعنی چی؟ - چیز خاصی نیست -

,هیولاهایی وجود دارن که مثل مردم عادی رفتار میکنن ومردمی هستن که مثل هیولاها رفتار میکنن

حتی هیولا ها هم خوشی های خودشون رو دارن

,بهرحال, مثل قربانی ها رفتار نکن و این دلسوزی های ساختگیت رو واسه من نیار

پسر عجب چیزیه

هی, اینقد ناز نکن

یالا, یه چیزی بگو

در رو باز کن لطفا

بخش روانپزشکی - آسایشگاه شماره 2

!توجه

!بمباران هوایی

بیا بیسبال بازی کنیم

بمباران تموم شد

باد خوبی میاد

نه, خوب نیست

دوست دارم دریا رو ببینم

دختر احمق

میخواستم یه چیز خوب بهت بگم

باشه هرجور دوست داری

هی خانم, توپ رو بگیر

!اوه, چه زشته - !خیلی ترسناکه -

,تعجب میکنم تو بیشتر از اون هیجان زده ای

آره, درسته

این آزمایش رویایی رو روی هر کسی نمیشه انجام داد

نمیخوای یه ماسک هم برای خودت درست کنی؟

هرگز, تماشای همچین شاهکار خطرناکی کافیه

خطرناکه؟

مثل دارویی میمونه که آدم رو نامرئی میکنه

من که زیاد متوجه نمیشم

اگه یه ماسک برای زنم درست کنم چکارمیکنه؟

اینکارو نکن

اگه قهوه آمادست یه فنجون برام بیار

شکر؟ - زیاد -

,زیاد سیگار کشیدم زبونم زبر شده

زنت دوباره داره گوش میکنه

شاید داریم کار وحشتناکی انجام میدیم

وحشتناک هم هست

ما داریم توی قوانین طبیعت و انسانیت دخالت میکنیم

...شاید اون

تبدیل به آدم دیگه ای بشه و زن خودش رو فریب بده

اینطور فکر میکنی؟

تو اینطور فکر نمیکنی؟

,توی زندگی حد وحدودی وجود داره انسان ها بال ندارن

,مهم نیست تا کجا بالا میرن همیشه دوباره زمین میخورن

من به یه هیولا تبدیل شدم

...برادر

به این زودی جنگ دیگه ای رخ نمیده، درسته؟

احتمالا نه

ولی کی میدونه

ما حتی نمیتونیم از آب و هوای فردا مطمئن باشیم

درسته

،برای جنگ و خیلی چیزای دیگه

بیشتر مواقع حتی نمیفهمی کی شروع شدن

واقعا درسته

صبح بخیر

نگران نباش

امروز سرحالم

بگو بینم باهام نهار میخوری؟

،شوخی کردم ماسک آدمارو شجاع میکنه

،فکرش رو نکن فقط وانمود کن من مستم

از آخرین ملاقاتمون خیلی فکر کردم

سعی کردم خودم رو کنترل کنم

دوست دارم معقولانه در مورد آیندم صحبت کنم

در مورد چیش میخوای حرف بزنی؟

،مثل قبل همینجا کار کن چیزی عوض نشده

نه، دیگه نمیتونم طرز برخورد مردم رو تحمل کنم

بهتره جور دیگه ای وانمود نکنیم

اگرچه هنوز میتونم از پس مسائل فنی بربیام

ولی باید تا آخر عمرم بانداژ رو ببندم

اگه امکانش باشه میخوام با حقوق فعلیم به کارخونه برگردم

من که متوجه نمیشم این قراردادمون چه اشکالی داره

...ولی اگه اصرار میکنی

باریه که از روی شونه هام برداشته میشه

ترتیبش رو میدم

حال زنت خوبه؟

چطور؟

"چطور؟" منو بخاطر پرسیدن شماتت نکن

از حالا به بعد من فقط از طریق تلفن، اسناد و نامه ها زنده ام

ناراحت نشی، ولی تنها چیزی که تو از من خواهی دید امضامه

میخوام تا جایی که ممکنه نامرئی بشم

خب، فکر کنم هردومون بهش عادت کنیم

صورتت اون بَشاشی همیشگیش رو از دست داده

همین چند دقیقه ای که منو نگاه کردی خسته ات کرده

تعجبی نداره که زنم اصلا نگاهم نمیکنه

خب، من میرم دیگه

اون چطوره

چهره اش؟

...چهره اش نه

اندازه و بافت پوستش

یکم جوون نیست؟

به نظر میرسه راحت میشه ترغیبش کرد

باید بریم داخل؟

چی میخوای بخوری؟

یه جورایی واسه نهار زوده - یه نوشابه چطوره؟ -

ببخشید

دوتا نوشابه

یکی هم برای من

میخواستیم یه لطف بزرگی در حقمون بکنید

چی؟

چی میخواید؟

ارزش این لطف 10 هزار ین ـه

نظرت چیه؟

هنوز بهم نگفتید چی میخواید

میخوایم صورتتون رو به ما بفروشید

صورتم؟

منظورم قالب صورتتونه

پوستتون رو نمیخوایم

فقط یه قالب؟

برای کار خلافی هم ازش استفاده نمیکنیم

ولی این مثل گرفتن اثر انگشتم نیست؟

شکل یه دستکش با پوشنده اون تغییر میکنه

ما فقط میخوایم منافذ صورت و غده های عرق شما رو بازسازی کنیم

فقط جزئیات ظاهری

این یکی فقط وقت تلف کردنه

فایده نداره، بریم

من هنوز نفهمیدم

واسه چی میخواین بخریدش؟

لطفا اینو بردار

"فردا برای یه هفته میرم "کاناسی

برای کار؟ - فکر کنم تو مخالفتی نداشته باشی -

البته که نه

وسایلت رو جمع میکنم

کِی میری؟

یه سورپرایزه

فکر کردم اینجوری تحت تاثیر قرار میگیری

خودم رو برای یه سفر کاری جمع و جور کردم

البته که تحت تاثیر قرار گرفتم

ببخشید، ناراحت نشو

نمیخواستم دعوا درست کنم

بیا در مورد یه چیز دیگه صحبت کنیم

کلاس "صیغل جواهرات"ات جمعه ست، درسته؟

اون سنگی رو که روش کار میکردی تموم شد؟

نه هنوز، چیزی نمونده

...فکر میکنی بین یه سنگ طبیعی و

یه سنگ صیغل خورده کدومشون واقعی تره؟

نمیخوام در مورد اون صحبت کنم - چرا؟ -

فکر کنم سوالت دوپهلوئه

میفهمم

حق داری موضوع رو عوض کنی

دوست داری در مورد چی صحبت کنی؟

تا حالا فکر کردی چرا زنها آرایش میکنن؟

...بزا ببینم

واسه این نیست که مردا رو اغفال کنن؟

خیلی پَرتی

..."در طول افسانه "گِنجی

زنها باور داشتن که پنهان کردن چهرشون یه جور پرهیزکاریه

واسه همینه که اشعار اون زمان فقط به موهای بلند زنها اشاره میکنن (زنها فقط موهاشون رو به نمایش میگذاشتن)

حتی الان هم توی کشورهای عربی چهره زنها پوشیدست

آرایش هم یه جور ماسکه

نشونه تواضعه

تواضع؟

...تا زمانی که یه زن، زنه

چهره اش بدون آرایش ارزش نشون دادن نداره

بنظرم حرفات خیلی طعنه آمیزه

طعنه آمیز؟ - اینطور نیست؟ -

تواضع بهتر از غرور و خود بینی نیست؟

...محسوس، عملی، ماجراجویانه، آرمانگرا

واقعا انتخابش از بین همه اینا خیلی سخت بود

نظر پرستار رو هم پرسیدم

شاید باید از زنت هم بپرسم، ها؟

نه، همه افتخارش برای خودته

چشم هارو بیار

خب؟

اینو هم از روی مدل زدی؟

آره, با یه خال واقعی تر بنظر میرسه

امتحانش کنیم؟

تا وقتی که کاملا سرجای خودش قرار نگیره نمیتونی احساسش کنی

بزارید بانداژتون رو باز کنم

تکون نخور

کاملا جا گرفت

عالیه

یکم داغ میشه, ولی لطفا تحمل کن

مواد شیمیایی به تدریج جذب میشن

آروم لب هات رو به کنار تکون بده

حالا به عقب

...تکون دادن ماهیچه های صورتت زیر این حرارت

چین و چروک مناسبی رو درست میکنه

چون در حالت معمول صاف و غیر طبیعیه

یه بار دیگه دهنتو تکون بده

خوبه

میتونی صحبت کنی یا هر کاری که بخوای میتونی انجام بدی

عرق بدن شُلِش نمیکنه؟

یه ماده نگهدارنده هست که جلوی منافذ عرق رو میگیره

...اولش ممکنه نفس کشیدن یکم سخت باشه

چون پوستت نمیتونه نفس بکشه

گفتن حرف "ب" سخته

یه تغییر کوچولو توی صدات میتونه چیز خوبی باشه

...یه قانون سفت و سخت هست

هیچ وقت ماسک رو بیشتر از 12 ساعت استفاده نکن

اگه بیشتر بشه پوستت خفه میشه

...این

فراتر از تصوره

یه تغییر شگفت انگیزه

چهره یه سیاستمدار

همونطور که فکر میکردم بدون ریش و سبیل غیرطبیعی بنظرمیاد

چه قیافه ای باید برات درست کنیم؟

خیلی بزرگه - اون یکی خوب نبود؟ -

،این نه اون یکی

این؟

آره این خوبه

احساس عجیبیه

انگار یه نفر دیگه جای منو گرفته

چهره خوبیه، نه دکتر؟

ضخامت پوست حدود 4 میلیمتره، حتی در ضخیم ترین نقاط

فقط 4 میلیمتر؟

آره، عمل بسیار حساس و دقیقی بود

هنوز کاملا بهش عادت نکردم

چهره خیلی خوبی شده، اگرچه یکم انحراف داره

حتی عوض کردن لباس هم میتونه روی چهره شخص تاثیر بزاره

،ولی من تغییری نکردم شخصیت که عوض نمیشه

بیا امیدوار باشیم - منظورت چیه؟ -

یکم آبمیوه بیار لطفا

همونطور که از اول گفتم، من برای انجام اینکار مُردد بودم

...به عنوان یه آزمایش خیلی کنجکاو بودم نتایج اش رو ببینم

ولی احساس کردم خطرناک هم هست

ولی تو منو تحت فشار گذاشتی و منم تسلیم شدم

بخور لطفا

با لبهات تمرین کن

این قرص رو هم بخور - چی هست؟-

میتونی راحت بخوری؟

قورت دادنش سخته

تا زمانی که تُفش نکنی خوبه

چیزای داغ هم میتونم بخورم؟

البته

تزریق هم باید بهش بزنم؟

آره یکی بهش بزن

سرم گیج میره

تا 5 دقیقه دیگه حالت خوب میشه

چی داشتیم میگفتیم؟ - آمپول واسه چی؟ -

...آه، آره، من میترسم

نتیجه ای که ماسک داره رو باطن ات تاثیر بزاره

لطفا اینقدر اغراق نکن

احساست مثل اینه که یه تیکه شیشه از لیوان داخل بدنت شکسته؟

هنوز احساس نمیکنم که ماسک جزئی از بدنمه

احساس نمیکنی که انگار داره از پنجره هوای تازه میاد؟

احساس میکنم توی گرمخونه گیر کردم

بزودی حالت بهتر میشه

...همین که به ماسک عادت کردی به آدم جدیدی تبدیل میشی

کسی که هیچ سابقه ای نداره، هیچ گذشته ای

یه ذهن کاملا نامرئی - همینطوره -

اون قرص... اون تزریق... چی بودن؟

اثر کردن؟ - احساس کرختی میکنم -

یکیشون مخدر بود، یکی هم مسکن

میترسیدم مقاومتت در برابر ماسک باعش چروک شدنش بشه

آروم باش، بخند، سوت بزن

،تسلیم ماسک شو قبولش کن

میفهمم - سه دقیقه دیگه -

لطفا برام لبخند بزن

باید بخندی که چهرت طبیعی بنظر برسه

قیافت مثل آدمای مریض شده

!زودباش، لبخندبزن، سعی کن

نه، نه، یه لبخند واقعی

نمیتونم باد رو روی صورتم حس کنم

...میگن یه مرد نابینا

میتونه با حس کردن فشار هوا بگه که کجا قرار داره

انگار یه چیزی بین منو دنیای خارج قرار گرفته

باید مواظب باشم زمین نخورم

یکم به خودت وقت بده

،تو کمتر از یه ساعته که بدنیا اومدی الان مثل یه بچه ای

به سلامتی اولین سَفرت

...بهتر نیست

به سلامتی خلقت ناب تو بنوشیم؟

نیازی نیست

یه لحظه صبر کن

حالا میفهمم

تو سعی داری از این مسئله طفره بری

طفره برم؟ - آره -

تو سعی میکنی این مسئله که ماسک تورو پریشون کرده نادیده بگیری

مزخرفه

این تویی که منو آشفته میکنی

رفتارت نشون میده که دیگه از نور نمیترسی

تو دیگه اون آدمی نیستی که صورتش پوشیده بود

بخاطر داروهاست - نه -

وقتی گارسون آبجو آورد به پاهاش خیره شدی

این نشونه اینه که ماسک میخواد خودش رو اثبات کنه

من فقط یکم گیجم، همین

تمام چیزای اطرافم بنظر تکه تکه میان

این بخاطر ماهیت ماسک نیست؟ - نمیتونی ساکت شی؟ -

احاس گناه میکنی، مگه نه؟

از جون من چی میخوای؟

اینکه باخودت روراست باشی

...تو از اول قول دادی

که همه چیزو بهم بگی

من چیزی رو مخفی نمیکنم

فقط ای کاش اینقد ازم بازجویی نمیکردی

،بسیارخب شاید زیادی پافشاری کردم

فقط زیاد به خودت فشار نیار

به خودم فشار بیارم؟ چطور؟

اگه غیر قابل تحمل شد - باز شروع کردی؟ -

انگار متقاعد شدی که حتما این اتفاق میوفته - نه, ولی منم شک های خودم رو دارم -

ولی سعی کن درک کنی

شاید بی جهت نگرانم

صادقانه امیدوارم

...ولی اگه ثابت شد که نگرانیم درسته

اینجور ماسک ها میتونن تمام اخلاقیات انسان رو نابود کنن

...فکرشو بکن

...اسم, مکان, شغل

اینجور برچسب ها دیگه هیچ اهمیتی نخواهند داشت

ما میتونیم کاملا برای همدیگه غریبه باشیم

تنهایی پایدار میتونه تبدیل به وضعیت و شرایط عادیمون بشه

میتونیم دیگه از این بیماری مدرن انزوا شرمسار نباشیم

...دکتر

باید هر وقت که ماسک رو میزارم تحت مراقبت باشم؟

به هیچ وجه

فقط نمیخواستم برای بار اول تنها بفرستمت

اگه مزاحمت هستم میتونم برم

یه گزارش بهت میدم - همه چیز رو بهم بگو -

میتونی صادقانه احساساتی که همین الان داری بهم بگی؟

میبینم که کم کم دارم ناراحتت میکنم

این بخاطر اینه که من شخصیت واقعی تو رو میشناسم؟

فقط میخوام تنها بودن رو امتحان کنم

الان ماسک میخواد زندگی خودش رو داشته باشه

میخوام تنها باشم, بدون اینکه کسی در موردم قضاوت کنه چون خیلی وقته که اینجوری بوده

بسیار خب

انتظار دارم فردا دوباره ببینمت

یادت باشه قبل از اینکه بری بخوابی چسبندگی هارو بشوری

بله؟ کیه؟

من آگهی شمارو توی روزنامه دیدم, اتاق خالی دارید؟

بله, الان میام

ببخشید که منتظرتون گذاشتم

!"یوکو" دوباره دزدیدیش؟

دخترتونه؟

خب, بله

به خاطر ظاهرم معذرت میخوام, داشتم حمام میکردم

طبقه 5؟

بله

یه لحظه, الان لیست قیمت هارو براتون میارم

شما دیدید, مگه نه؟

اون دختر صاحب مسافرخونه...میخوام کمکش کنم

میدونید که، اون عقب مونده ذهنیه

به علاوه, پدرش هم ازش غفلت میکنه

نمیخوام قربانی غریزش بشه

برای مثال, شما نمیتونید به یه سگ آموزش بدید که از خیابون غذا نخوره

...نمیخوام اون عذاب ببینه

,ببخشید من عجله دارم

!اینکارو نکن

یکی برات میخرم

واقعا؟

هیچ وقت از این کارا نکن

به پدرم نمیگید؟

اگه نخوای نمیگم

دیگه اینکارو نمیکنم

کیه؟

منم

کی میخوای برام یه "یویو" بخری؟

دارم میام, صبر کن

میتونی امروز بخریش؟

داری در مورد چی حرف میزنی؟

وانمود نکن که یادت رفته

واقعا نمیفهمم چی میگی

سَرِ قولت بمون, وگرنه زبونت رو میبُرم

کدوم قول؟

قول داده بودی برام یه "یویو" بخری

من قول دادم؟

,اشتباه گرفتی اون آدم چه شکلی بود؟

صورتش باندپیچی بود؟

خودت بودی

کِی؟ - چند لحظه پیش -

...ببین چی میگم

من وقتی میرم بیرون صورتم همیشه اینطوری باندپیچی شدست

اون شب رو یادته؟

اون آخرین باری بود که همدیگه رو دیدیم

نه, همین چند دقیقه پیش بود

مطمئنی که من قول دادم برات یه "یویو" بخرم؟

اینقد وانمود نکن که نمیدونی

چی پوشیده بود؟

یادم نیست

من چندتا اتاق اینجا اجاره کردم؟

...یکی یا - ...در مورد "یویو" چیزی به پدرم نگو و -

منم در مورد تو چیزی نمیگم

,امروز زیاد وقت ندارم شاید فردا

فردا, باشه؟

آره, قول میدم

میتونی ببینیش؟

آره

حالا چه شکلیه؟

قطعه قطعه

داره چاغ میشه

پس مواظب باش

بذارش به عهده من

برای چشمهات یه آمپول بهت میزنیم

ممنون

دوباره همسرت

میدونم

بنظر خوشحال میای

تو که واقعا فکر نمیکنی ماسک روی آدم تاثیر بزاره؟

چطور؟ کسی شناختت؟

میتونی ضمانت کنی که کسی نشناسه

فکر کنم بتونم

امروز حتی نزدیک بود گول بخورم

میبینی

ماسکت حتی میتونه چهره جدی به خودش بگیره

من که نگران نیستم

متاسفانه اشتباه میکنی

کی شناختت؟ - همسرتون؟ -

یکی که کاملا غریبه بود

یه دختر احمق که فقط 2 بار منو دیده

احمق؟ - عقب مونده -

فهمیدم, معلول ذهنی

...منو یه بار با بانداژ دید و یه بارم با ماسک

...با لباس های کاملا متفاوت

ولی دقیقا بهم نگاه کرد

یه مستاجر توی ساختمون شما؟

دختر صاحب مسافرخونه

شاید موقع عوض کردن ماسک شمارو دیده

هیچ وقت فرصتش رو پیدا نکرد

مطمئنم

میفهمم

ولی احتمالا یه سگ روهم نتونی فریب بدی, میدونی که

یه سگ؟

حس بویای یه دختر عقب مونده میتونه به شدت بویایی یه سگ باشه

:باید این باشه تشخیص چهره ها, عملکرد شناختیه بسیار بالایی هست

یه آدم بزرگسال معمولی هم میتونه تشخیص بده؟

تو از دست یه کاراگاه ورزیده هم در امان هستی

چرا خودتو با دیدن یه دوست قدیمی امتحان نمیکنی؟

تضمین میکنم که قبول میشی

...ممکنه تصورش برای تو سخت باشه

ولی به نظر میرسه ماسکت امروز کاراکتر خودش رو داره

بعد از رفتن من اتفاق خاصی افتاد؟

نه

پس ماسکت رو تحت کنترل کامل داشتی؟ ...کنترل خودت رو

اینقد فضولی نکن - پس تو هم اینقد بهم دروغ نگو -

,میخوام کاملا باهام روراست باشی این قولی بود که بهم دادی

چرا؟

...اینم دلیلی که نشون میده دروغ میگی

...لباست, کراوات, کفش ها

تو هیچ وقت لباسای پر زرق وبرق نمیپوشیدی

...چهره سابقت, موقعیتت, شغلت

الان هیچ کس نمیتونه تو رو از لباس هات تشخیص بده

لباس هات کاملا با ماسک جور درمیان

ماسک اون لباس هارو برات انتخاب کرده

اون بهت فرمان داده که اینطوری لباس بپوشی

...پس حالا

هنوزم اصرار داری که ماسک بهت نفوذ نکرده؟

مگه ظاهرم چشه؟

...همینطور که از اطمینانت با ماسک سود میبری

دوبرابر بیشتر تسلیم خواسته هاش میشی

یه دوست رو ببین و خودت رو آزمایش کن

امشب دوباره منتظرت هستم

میخواستم درمورد آقای "اوکویاما" با آقای مدیر ملاقات کنم

کارت ویزیتتون؟

ندارم

کارتون چیه؟

ما قبلا همدیگه رو جایی ندیدیم؟

نمیدونم

,مطمئنم دیدیم کجا بود؟

یعنی اشتباه میکنم؟

مطمئنم همینطوره

شاید

به من اطلاع میدید؟

برام سخته که باور کنم که شما از طرف آقای اوکویاما پیغام دارید

یعنی نمیتونم آقای مدیر رو ببینم؟ - بله -

...در مورد آقای اوکویاما

شما چهره اش رو قبل از اون اتفاق به خاطر دارید؟

البته

...راستش

من برادر کوچیکش هستم

اگه بخواید بازم از این ادعاها بکنید نگهبان ها رو خبر میکنم

خب, فکر کنم همین بود

هی, شما از دواج کردید؟ اوه بیخیال

من قبلا چهره ات رو دیدم

ولی هنوز نمیتونم بشناسمت

کجایی؟

اون "تو"یی که دیروز میشناختم

تو رو در مِه دیدم

همینطور که از لیوان کِدر میگذشتم

تو خیلی بهم نزدیک بودی, ولی هنوزم دوری

در نور مهتاب میدرخشیدی

چون پوستت از شیشه ست

برای من خیلی خوب بودی ولی هنوز یه غریبه ای

...خب, تو به ماسک عادت کردی

یا ماسک به تو؟

,تو یه دکتر فوق العاده ای یه متخصص واقعی

همیشه میتونی آینده نگری کنی

مستی؟ - مگه بده؟ -

خوبم هست

وقتی میرم فضا زیر نظر داشتنم راحت تره؟

دقیقا

یکی دیگه هم واسه من

...این منم که دارم مست میکنم

یا ماسکه؟

خیلی دوست دارم جواب این یکی رو بدونم

از کجا بدونم؟

ضمنا, باید به فکر یه اسم و یه شغل جدید برات باشیم

چرا؟

اگه هنوز تصمیمی نگرفتی اشکالی نداره

...اسم, کار، زندگی واقعی خودِ بانداژم برای همش کافیه

مطمئنی اینطوری مشکلی برای ماسک پیش نمیاد؟

تنها کار ماسک اینه که میزاره منم احساسات مردم عادی رو بِچِشم

من که فکر نمیکنم

... اون روز

تو بعد از تزریق مورفین دوتا آبجو خوردی, و حالت هم خوب بود

...امشب

,یه آبجو و نصفی, بدون هیچ دارویی ولی داری پرواز میکنی

میفهمی؟

این آبجو نیست که تو رو مست کرده، ماسکه

مزخرفه

کجایی؟

اون "تو"یی که دیروز میشناختم

ممنون

تو فقط داری با کلمات بازی میکنی

...یه نگاه به اطرافت بنداز

همه دارن تموم سعی ـشون رو میکنن که مست کنن

اونا میتونن, چون نیازی به داشتن بهونه ندارن

نمیتونن تبدیل به کس دیگه ای بشن

ولی تو هنوز نمیتونی کس دیگه ای بشی

تو برای هر چیزی یه بهونه ای داری

حتی هیچکس نمیتونه ثابت کنه که اینجایی

مست کردن هم خودش میتونه یه جور ماسک باشه

تو میخوای منو تحریک کنی, و خیلی هم هوشمندانه ست

ولی انگیزه واقعیت از اینکار چیه؟

چرا منو اینجوری مست میکنی؟

...میخوام که تناقض بین

نیت اصلیت برای ماسک و چیزی که بهش تبدیل میشه رو بفهمی

نمیدونم منظورت چیه - یادت رفته؟ -

...وقتی که بهت گفتم که ماسک مثل آزاد کردن خودت از جاذبه میمونه

تو اصرار کردی که این فقط برای برگشتن به جامعه ست

اگه منظورت اینه, هنوزم همینطور فکر میکنم

پس قصدت چیه؟

,ماسک رو برای چی میخوای ...مگه برای

یه اسم و شغل جدید نیست؟

باید بهت بگم؟ - دوست دارم بدونم -

میخوام زنم رو فریب بدم

غافلگیر نشدی؟

خودم شک کرده بودم

میفهمم

کمتر از این هم نباید انتظار میداشتم

میتونی نتیجه اش رو پیش بینی کنی؟

موفق میشم؟ - خطرناکه -

یعنی ممکنه بفهمه؟ - ممکنه خیلی بدتر از اینا بشه -

این حق رو دارم که چیزی که مال خودمه پس بگیرم

فکر میکنی برگرده؟

فردا شروع میکنم

ساعت 4 عصر اقدام میکنم نقشه م رو هم کشیدم

فردا

نمیدونی چقدر انتظار این روز رو کشیدم

باید دوباره ازت تشکر کنم

این مثلث خطرناکیه

مثلث؟

میفهمم آره, واقعا یه مثلثه

ولی تا وقتی که همه چیز رو بهت بگم, تو موافقی, درسته؟

اصرار دارم که هیچی رو مخفی نکنی

آره, این قول من بود

اگرچه همینطور که میگذره بیشتروبیشتر حس میکنم یه آلت دست هستم

میفهمم

کاری از دست من برنمیاد

دوباره یه فکری به سرت زد؟

...فقط

زیاد دوام نمیاره

چی دوام نمیاره؟

ماسک

خوشحال نیستی که پیشگوئیت به حقیقت پیوسته؟

...ولی اگه

اگه چی؟

اگه ماسک فقط با گرفتن بدنت زنده بمونه چی؟

خب بالاخره من یه آلت دست هستم

میتونستم تعداد زیادی ازشون درست کنم

یه چهره, که به سادگی برداشته بشه

یه دنیا بدون خانواده و دست و دشمن

,اینطوری هیچ جنایتکاری وجود نخواهد داشت برای همین خودبه خود جنایت هم از بین میره

,هیچکس آرزوی آزادی نمیکنه چون همه آزادن

,چیزی به اسم خونه وجود نداره واسه همین هیچ رویایی واسه فرار از خونه به وجود نمیاد

تنهایی و دوستی یکی میشه

دیگه نیازی به اعتماد بین مردم نیست

دیگه امکان سوء ظن و خیانت وجود نخواهد داشت

,اگه تا این حد عمیق بهش فکر میکنی چرا خودت امتحانش نکردی؟

بیخیال

یه دکتر نمیتونه خودش رو تشریح کنه

حالا دیگه نمیتونم از چیزی که هستم برگردم

نگران نباش, همچین دنیایی وجود نداره

ولی فکر کنم درکت میکنم

شاید دلیلش اینه که همیشه اطرافم پر از آدمهای چُلاقه

ولی واسه گفتنش خیلی زوده

قبل از اینکه تصمیم بگیری چی ممکنه چی ممکن نیست منتظر گزارشم بمون

این از کیف شما افتاده؟

,ممنون !چطوری افتاده

میشه یه فنجون چای با من میل کنید؟

فکر کنم یه کافی شاپ اون گوشه باشه

لعنتی

چی گفتید؟

هیچی

گفتید لعنتی؟

خدای من, نه

صدای موسیقی خیلی بلنده

از عمد اینکارو میکنن

بعضی مشتری هارو میپرونه ولی مشتری های بیشتری رو جذب میکنه

اینو یه جایی شنیدم

واقعا؟

توی یه مجله خوندمش

شاغل هستید؟

نه, ولی هفته ای یه بار کلاس صیغل جواهرات میرم

آهان, اون حلقه ای که انداختید زمین

همسرتون چطور؟ - چی؟ -

اونم از اینجور سرگرمی ها داره؟

من ازدواج نکردم

شوهر شما چی؟

سرگرمی هاش؟

نه

مهم نیست

...میدونم حتی اگه بپرسم هم نمیگید

چی رو؟

شغلتون رو

چرا نگم؟

دارید مخفیش میکنید, مگه نه؟

...اگه بتونم مخفی نگهش دارم

نشون دهنده اینه که چقدر صادق هستم

...شما خیلی

سگ ها آدمها رو از بوشون تشخیص میدن, حتی توی تاریکی

ولی این به این معنی نیست که از ما پیشرفته تر و باهوش ترن

می...دونم

نزدیک چشمه آب گرم خانم صِدام میکردن

دریای "ناگازاکی" رو یادته؟

کنجکاوم بدونم چه ماهی میخوان بگیرن

برادر؟

از این طرف خوشگلم؟

آره, خوشگلی

چقدر؟

خیلی

هنوز خبری نشده

حتما یه کاری براش پیش اومده

کی داره کی رو میکشه؟

یکی از سه نفر

خودت پیداش کن

آقا

یویو کجاست؟

این بین خودمون میمونه؟ - البته -

از این طرف لطفا

چه منظره قشنگی

...داشتم فکر میکردم

...من گمراهت کردم یا

خودت به خودت اجازه دادی که گمراه بشی؟

تو واقعا اینجا زندگی میکنی؟

...اینجا بوی هیچ زنی نمیاد

یا یه مرد

عادت داری فضای اطرافت رو بو بکشی؟

میزارم به عهده تخیل خودت

مردم اونجوری که بنظر میرسن نیستن

مخالفم

ما باید ظواهر رو محترم بدونیم

مطمئنی؟

نمیتونی سعی کنی مثل من به این موضوع نگاه کنی؟

...ما توی فکر یه رابطه نامشروع هستیم

وحتی اسم همدیگه رو هم نمیدونیم

...آره

و منم آماده ام

این تو رو ناراحت میکنه؟

,من با خیلی ها بودم حتی نمیتونم ازشون خودداری کنم

انگار دریا میخواد یه چیزی بگه

ممکنه فردا یه جنگ در پیش باشه

برادر, منو میبوسی؟

مطمئنم فردا جنگ میشه

منو ببخش

خیلی ساده بود

چطور میتونه اینقد ساده باشه؟

...نمیگم که حتما باید کار پیچیده ای میبود

ولی دیگه تحملش رو ندارم

داری چکار میکنی؟

!باید خجالت بکشی, زنیکه هرزه

فکر میکنی نمیدونستم؟

میدونستی؟

البته که میدونستم

...فکر میکردم هردومون میدونیم که

تغییر قیافه دادیم و نقش بازی میکنیم

چطور؟ چطور فهمیدی؟

حتما باید بهت بگم؟

ولی این ماسک...بی اندازه واقعی نیست؟

واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

واسه همین اینقد آرایش کردم که هردومون یه ماسک زده باشیم

...میدونستی ولی با این حال

البته

من کاملا بهت اعتماد داشتم

خجالت میکشیدم

فکر میکردم ماسک قیافه ملاحظه گر و با فکری رو برات درست کرده

...توی عشق

آدمها سعی میکنن ماسک طرف مقابلشون رو بردارن

ولی من فکر کردم باید سعی کنیم ماسک هامون رو نگه داریم

پس در واقع این تو بودی که حرکت اول رو انجام دادی

مزخرفه

این تو بودی که خودت رو پس زدی

خواهش میکنم صبر کن

نمیتونیم یه شانس دیگه داشته باشیم؟

نه

فقط دیروز بود, یادته؟

...در مورد اینکه چطور زنها

این حقیقت که آرایش میکنن رو مخفی نمیکنن

ولی وانمود کردن به اینکه ماسک چهره واقعی خودته...این به هیچ وجه قابل قبول نیست

...ولی

به سختی جلوی خودم رو گرفتم که فریاد نزنم

من با یه بیماری فیزیکی سروکار ندارم

در واقع من یه روانپزشکم

عقده های حقارت, حفره هایی رو در روح و روان انسان به وجود میارند و من اونهارو پر میکنم

برای برادرم

من هیچکس نیستم

یه غریبه کامل

عینک آفتابی؟

من هیچکس نیستم

اگه میتونی بازداشتم کن

من اصلا هیچکس نیستم

در مورد چی حرف میزنی؟ این که شوخی نیست

در مورد این میخوای چیکار کنی؟

یه لحظه, داریم میگردیمش

این چیه؟

یه کارت دکتر؟

"مطب روانپزشک "هوری

پلیسه

هوری" هستم"

بله, درسته

,اون یه بیمار فراریه بله, درسته

هی! شام آمادست

بله, درسته الان میام دنبالش

نه, اون خطرناک نیست

این یه رسید برای اموال شخصیشه

از این به بعد بیشتر مراقب باشید

متاسفم که توی دردسر افتادید

!نه! من دیوونه نیستم

,من یه جنایتکار خطرناکم خوب حواستون بهم باشه وگرنه فرار میکنم

میدونم, محکم گرفتمت

تو نه, دکتر

تو بهتر از هر کسی میدونی که من دیوونه نیستم

البته که دیوونه نیستی

من خیلی خطرناکم افسر

لعنتی, صورتم از زیر ماسک میخاره

از جون من چی میخوای؟

,من یه مورد خیریه نیستم انتظار تشکر ازم نداشته باش

از اولش این کار دیوونگی بود

...میخوام ماسک رو پس بدی

همونطور که قول داده بودی

تو متوجه نیستی

تو تنها کسی نیستی که تنهایی

آزادی همیشه یه چیز تنهاست

بعضی از ماسک ها تحقق پیدا میکنن, بعضی هاشون نه

تو یه مرد آزادی

هر کاری میخوای بکن

ممنون

آزاد خواهم شد

پایان

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.